تحري ف يا وارونهجلوهدادن معاني واژهها يا عبارات، به نحوي كه شـنونده بـراي درك آن گيج شود؛
طفرهرفتن، كوچكشمردن و انتقال مسئوليت اعمال كسي به ديگري با طفـره رفـتن اززير بار انتقاد؛
محدود كردن عقايد و افكار يا دستكاري زبان تفكر و عقا يـد بـه شـيوه اي كـه مباحـثبيان شده براي دولت جذاب و مطلوب هستند (واتسون، 2006: 598).
بعضي از انديشمندان، زبان بوروكراتيك را به عنوان يك عنصر ي ا جزء از گفتار دوگانة دولتـي بوروكراتيك در راستاي اشكال ديگر نظير زبان مطلوب1 (حسن تعبير)، زبـان فنـي2 (حرفـه اي) و زبان پرمدعا3 ( پر آب وتاب) مفهـوم سـازي مـي كننـد (لـوتز، 1989: 10- 11). بـه هرحـال، زبـانبوروكراتيك در جنبة منفي خود، با سوءاستفاده از زبان در بخش دولتي به صورت بي معنـي كـردنواژهها و تحكم آميزكردن سخنان و در جنبة مطلوب و مثبت خود، با اطلاع رساني بـه مـردم درك ميشود.
يكي از مشكلات اصلي زبان بوروكراتيك اين است كه شهروندان را از دولت جدا مي سـازد و ميا ن آن ها فاصله اي جاد مي كند. اين مشكل را م يتوان در چهار شيوه مشاهده كرد:
شخصيتنداشتن زبان ي ا بهعبارتي بي شخصيت شدن فرد؛
انتقال و رفع احساس مسئوليت شخصي به اعمال ديگران به خاطر زبان؛
سوء درك عمومي از معني و پيام؛
اي جاد يك جامعة بسته در درون بوروكراسي (واتسون، 2006: 603).
يكي ديگر از مشكلات در زمينة استفاده از زبان بوروكراتيك، فريبدادن ديگران اسـت . سـهحوزة مربوط به فريبكاري زبان عبارتاند از:
ارائة خبر نادرست؛
استفاده از زبان براي مهار كردن شنونده؛
ايجاد يك احساس اشتباه و تصنعي از اعتبار با استفاده از زبـان اغـراق آم يـز (واتسـون،
.(605 :2006
با توجه به توضيحاتي كه در بالا ذكر شد، هيومل مدلي از زبان بوروكراسي ارائه مي دهد كـهبراي درك و فهم استفاده و سوءاستفاده از زبـان در سـازمان هـاي دولتـي مف يـد اسـت (هيومـل،1994). وي در مدلش، بين زبان بوروكراتيك و زبان مورد استفاده در جامعه تمايز قائل مي شـود.
درواقع، از نظر وي زبان بوروكراتيك از سوي شما و نه برخلاف شما صـحبت مـي كنـد . كـاركرداستدلال در زبان بوروكراتيك، به وسيلة تمثيل و قياس در محدودة آنچه به وسـيلة سـازمان گفتـه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Euphemisms
Jargon
Inflated
مي شود، مشخص ميشود. بهعبارت دي گـر، مـي تـوان نتيجـه گرفـت كـه شـيوة تفكـر در زبـانبوروكراسي به صورت تمثيل و استدلال از طريق قيـ اس اسـت . همچنـين بـه اعتقـاد وي، زبـانبوروكراسي برخلاف زبان متعارف جامعه كه مبتنيبر بستر و زمينة اجتماع است، يعني بـه صـورت اجتماعي ساخته مي شود، واقعيت كاذبي را بر بستر و زمينة جامعه تحمي ل م يكند.
جدول 1. مدل كاربرد زبان در بوروكراسي و جامعه
شيوة گفتار در جامعه شيوة گفتار در بوروكراسي
متقابل يك جانبه
علي و وابسته به متن غيرعلي
عيني و ملموس قياسي
عمومي خاص و ويژه
تجربي ارجاعي
ساخت واقعيت تحميل واقعيت
منبع: هيومل، 1994
زبان فرابوروكراتيك1 به مثابة زبان مطلوب دولت
با توجه به اينكه بوروكراسي نماد عقلانيت ابزاري است و ويژگي عقلانيت ابزاري اين اسـت كـهتكليف، ارزش، ارزش هاي معنوي، خدا، توكل و سادهزيستي را خارج از حوزة عقلانيت قـرار داده،اساساً با آن ها بيگانه است. همچنين زبان بوروكراسي، زبـاني اداري، عـاري از احسـاس ، دوپهلـو،محرمانه، زبان سكوت و سلطه است كه گروهي معتقدند زبان دولت نيز اين ويژگيهـا را دارد . بـااين تفاسير، درست است كه زبان دولت بايد زبان بوروكراسيگونه باشد يا اينكه نـه زبـان دولـتبايد شفاف، صادق، ساده و ارزشي باشد. بهعبارتي، اين ادبيات و وي ژگـي هـايي كـه در بـالا ذكـر
شدند، به هيچ وجه در بوروكراسي معنا نمييابند و نميتوان آن ها را ويژگ يهاي زبـان بوروكراسـي مطلوب ناميد. بهطوركلي، ذات بوروكراسي در تضاد با ارزش گرا يـي، مشـاركت و شـهروندمحوري قرار دارد. يكي از اشكالات اساسي وارد بر بوروكراسي كه بهوفور در ادبيات مديريت دولتي به ويژه در نظريات فردريكسون مشاهده م يشود، تباين ماهوي بوروكراسي موجود و عدالت است و اينكه بوروكراسي ماهيتاً مخالف مشاركت است؛ به طوري كه ويلسون يكي از دلايل ايجاد بوروكراسي را حفظ ادارة امور از دخالت مردم اعلام ميكنـد ، صـح يح نيسـت كـه وي ژگـي هـاي فـوق را زبـانبوروكراسي مطلوب ناميد. درواقع، ساحت شكليافتة بوروكراسي ايجاب مي كنـد زبـان دولـت بـه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Post Bureaucratic Language
شكلي غيردوستانه و رسمي و درنهايت، خلقناپسند باشد و از عناصري مانند شفافيت، مشـاركت ، سادگي و ارزش فاصله بگيرد (نرگسيان، 1390).
همچنين با توجه به اينكه زبان بوروكراسي را نوعي سوءاسـتفادة دولتمـردان از زبـان عنـوان ميكنند و در ذات خود نوعي گفتار دوپهلو بهشمار مي آيد، نمي توان جنبة مثبت يا مطلوبي را براي آن عنوان كرد و براي يك پديدة تقريباً منفي، الگوي مطلوبي ارائه داد. با توجه به اين توضيحات، بهتر است به جاي استفاده از الگوي مطلـوب زبـان بوروكراسـي، از عنـوان زبـان فرابوروكرات يـك استفاده شود. الگوي زبان مطلوب دولت (زبان عمل مديريت دولتي) بايد از خـو ي و مـنش زبـانبوروكراتيك فاصله بگيرد، بهسمت زبان فرابوروكراتيك سوق يابد و نگاه ارزشي بر آن حاكم شود؛ زباني كه صادق، ملتساز، مشاركت جو، پاسخگو، تكريمكنندة شهروندان، متوجه منـافع عمـومي، عدالتمحور، شفاف و ارزشمحور است (مقيمي، عاملي و نرگسيان، 1391: 113).
با توجه به ويژگي هاي زبان جديد دولت با عنوان زبان فرابوروكراتيك و مقايسة آن بـا زبـانبوروكراتيك، ويژگي هاي اين دو زبان به شرح جدول 2 است:
جدول 2. مقايسة ويژگي هاي زبان بوروكراتيك و زبان فرابوروكراتيك
زبان فرابوروكراتيك زبان بوروكراتيك
ايجاد ارتباطات متقابل ارائة اطلاعات به صورت يك طرفه
شفاف و ملموس محرمانه و دوپهلو
صادق ساكت و فريبكارانه
عمومي فني و تخصصي
گفت وگو و مشاركت جو تكسخنگويي
مسئوليت پذير و پاسخگو مسئوليتگريز
ايجاد وحدت بين دولت و ملت (ملتساز) ايجاد شكاف بين دولت و ملت
زبان تعادل (عدالتمحور) زبان سلطه و مستبد
تكريم شهروندان بيتوجهي به نيازهاي شهروندان
منبع: نرگسيان، 1390

درواقع، مرور ادبيات موضوعي، مختصات زبان مطلوب دولت را به شكل 1 نشـان مـي دهـد؛ بنابراين، براي اين مدل، پرسشنامه اي طراحي شد تـا بتـوان زبـان مطلـوب دولـت را در يكـي ازكاركردهاي آن از ديدگاه شهروندان سنجيد.

ملتساز
ي

مسئولي
ت

پذي
ر

و

ي
پاسخگويي

و

صداقت
ري
ستكا
ر
د

رعايتارزش

ها

ي
ديني

شفافيت

شهروندان

كريم
ت

منافع

به

توجه
عمومي

اجتماعي

عدالت

عمومي

مشاركت

مطلوب

زبان
دولت

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ملتساز

ي


پاسخی بگذارید