جامعة آماری پژوهش، شامل تمامی مديران و کارشناسان شهرداری قدس است که تعداد آنان 310 نفر است. با توجه به اينكه جامعة آماری محدود است ) /0 05Nn  (، برای محاسبة حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شد؛ بنابراين، حجم نمونة مورد نیاز پژوهش، با تقريب، 204 نفر است. براساس نتايج، 22/31 درصد افراد، مدرک ديپلم و پايینتر، 51/27 درصد کاردانی، 51/36 درصد پاسخدهندگان، مدرک کارشناسی و 76/4 درصد مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد دارند. همچنین 50/21 درصد پاسخدهندگان، کمتر از شش سال سابقة کار، 29 درصد، سابقة بین 7 تا 12 سال، 21 درصد، سابقة 13 تا 18 سال و 5/28 درصد، سابقة 19 تا 24 سال داشتند. از نظر پست سازمانی، 18 درصد افراد مديران و 82 درصد افراد، کارشناساند.
برای نمونه گیری در اين پژوهش، از روش نمونهگیری طبقهای استفاده شده است؛ بنابراين، از بین 54 نفر از مديران، 37 نفر و از بین 254 نفر از کارشناسان، 167 نفر از آنان بهصورت تصادفی انتخاب شدند. دادههای مورد نیاز برای آزمون فرضیهها از طريق پرسشنامهای با 51 گويه جمع آوری شد. برای سنجش سرماية اجتماعی، از پرسشنامة استاندارد ناهاپیت و قوشال )1998( استفاده شده است که 20 گويه دارد و سه مؤلفة ساختاری، رابطهای و شناختی را می سنجد.
پرسشنامة کارآفرينی، 31 گويه دارد و براساس مدل خنیفر و همكاران )1387( طراحی شده است. اين مقیاس، ده مولفة کارآفرينی سازمانی را بررسی میکند. درضمن، سؤال های 42 و 47،سؤال های معكوساند. برای تعیین روايی، از روايی محتوا و روايی سازه استفاده شد. روايیمحتوای پرسشنامه با کسب نظر استادان و خبرگان حوزۀ پژوهشی مربوطه حاصل شد، اما برایتعیین روايی سازه، از روش تحلیل عاملی تأيیدی و برای متغیر مستقل و وابسته از نرمافزار آموس 18 استفاده شد و براساس نتايج، تمام سؤالها بار عاملی بالا و معنادار داشتند و در روند پژوهش، برای مدلسازی معادلههای ساختاری باقی ماندند. مدل اندازهگیری سرماية اجتماعی، شاخص های برازش مناسب دارد )77/2GFI= 0/88 ،RMSEA= 0/094 ،Chi- Square/ df= ،
86/0AGFI= (. اين شاخصها درمورد متغیر وابسته نیز مناسب است. برای سنجش پايايی پرسشنامه، از تكنیک آلفای کرونباخ استفاده شد که برای متغیر سرماية اجتماعی، 58/0 و برای کارآفرينی سازمانی، 95/0 بهدست آمد.
برای آزمون فرضیهها، ابتدا بین هردو متغیر بهدلیل کیفیبودن مقیاس سنجش دادهها، آزمون همبستگی اسپیرمن با کمک نرمافزار 16SPSS استفاده شده است و سپس با روش مدلسازی معادلههای ساختاری، با کمک نرمافزار AMOS 18، رابطة علی آنها آزموده میشود. جدول 1 ضرايب همبستگی بین متغیرهای تحقیق و ابعاد آنها را نشان می دهد:

جدول 1. ضرایب همبستگی بین متغیرها و ابعاد آن
سطح معناداری ضریب همبستگی متغیرها
0/000 0/802 سرماية اجتماعی و کارآفرينی سازمانی
0/000 0/867 بعد ساختاری و کارآفرينی سازمانی
0/000 0/752 بعد رابطهای و کارآفرينی سازمانی
0/000 0/761 بعد شناختی و کارآفرينی سازمانی

با توجه به وجود رابطة مثبت و معنادار بین تمامی متغیرها و ابعاد آنها، حال به بررسی رابطة علی میان آنها خواهیم پرداخت. شكل زير مدل ساختاری را با درنظرگرفتن تأثیر و شدت رابطة بین متغیرها نشان می دهد:

نمودار 1. مدل ارتباط ساختاری تأثیر سرمایة اجتماعی بر کارآفرینی سازمانی

همانطور که در شكل بالا نشان داده شده است، شدت تأثیر متغیر مستقل سرماية اجتماعی که در تعريف نرمافزار با SOCC نشان دادهايم، بر متغیر وابستة کارآفرينی سازمانی )ORGE(، 79/0 است. شاخص های برازش، يكی از مهمترين مراحل در تحلیل مدل سازی معادلههای ساختاری است. اين معیارها نشان می دهد که آيا مدل بازنمايیشده توسط داده ها، مدل اندازه گیری پژوهش را تأيید می کند يا خیر. شاخص های برازش در جدول 2 نشان داده شده است:

جدول 2. شاخص های برازش کلی مدل مفهومی پژوهش
برازش قابل قبول مدل اولیه اختصار نام شاخص گروه بندی شاخص ها
بزرگتر از 5 درصد
GFI>٪90 0/07
0/90 2
GFI سطح زير پوشش کای اسكور شاخص نیكويی برازش شاخص های برازش مطلق
AGFI>٪90 0/80 AGFI شاخص نیكويی برازش اصلاحشده بالاتر از 50 درصد
RMSEA<٪10 0/789 0/075 PNFI RMSEA شاخص برازش مقتصد هنجارشده
ريشة میانگین مربعات خطای برآورد شاخص های برازش مقتصد
مقدار بین 1 تا 3 2/70 CMIN/df کای اسكور بهنجارشده به درجة آزادی علاوه بر شاخص های برازش کلی مدل، شاخص های برازش جزئی مدل نیز در مدل سازیمعادلههای ساختاری بررسی می شوند. در شاخص های برازش جزئی، معناداری همة روابطتعريفشده در مدل، آزموده می شود. چنانچه سطح زير پوشش آمارۀ آزمون )ستون p( کمتر از 5درصد باشد، رابطة تعريفشده در مدلسازی معادلههای ساختاری معنادار است. علامت ستاره در اين جدول، بیانگر آن است که سطح زير پوشش، نزديک به صفر درصد است. جدول 3 نشان دهندۀ نتايج تحلیل فرضیههای اصلی و فرعی برای معناداری است:

جدول 3. نتایج تحلیل معناداری فرضیههای اصلی و فرعی
نتیجة فرضیه p-value C.R S.E EST فرضیه
تأيید *** 5/006 0/176 0/950 اصلی 1
تأيید *** 5/287 0/168 0/930 فرعی 1
تأيید *** 5/195 0/159 0/875 فرعی 2
تأيید *** 5/126 0/152 0/798 فرعی 3

نتیجهگیری
امروزه يكی از مهمترين سكوهای پرتاب کشورها به سمت توسعه و پیشرفت، مقولة کارآفرينی است. اين مفهوم آنقدر توانايی دارد که سازمانها و بهتبع آن دولتها و ملتها را به ابزارهای رقابتی مهم و تعیینکنندهای تجهیز میکند و موجب موفقیت آنها میشود. حتی بسیاری از صاحبنظران، پا را از اين فراتر نهادهاند و معتقدند که يكی از شاهراههای اصلی دستیابی به توسعة پايدار- که شرط بقا و استقلال در دنیای کنونی بهحساب می آيد- کارآفرينی است.
سرماية اجتماعی، امروزه از مهمترين سرمايه های سازمانی تلقی می شود. سازمانها می توانند با شناسايی ابعاد سرماية اجتماعی خود و میزان اندوختهای که از اين نوع سرمايه دارند، درک بهتری از الگوی تعاملهای بینفردی و گروهی داشته باشند و مسائل سازمانی خود، از جمله کارآفرينی را بهتر مديريت و هدايت کنند. بهعلاوه، نگريستن به کارآفرينی در چارچوب ساختارهای اجتماعی، راه را برای خلق يک چشمانداز وسیع در اين زمینه هموار می سازد )کاووسی، 1388(. شهرداریها نیز با توجه به وظايف متنوع و متعددی که در راستای امور شهری انجام می دهند، به خلاقیت و نوآوری و همچنین بهرهگیری از فرصت های کارآفرينانه نیازمندند.
اين مهم در شهرداریها نسبت به ساير سازمان های وابسته به دولتها يا سازمان های غیر دولتی، حساسیت بیشتری دارد. با توجه به اينكه شهرداریها در ايران، بسیاری از مخارج خود را با درآمدهای خود تأمین میکنند يا به تعبیر ديگر بهنوعی از بودجة دولت، مستقلاند، بهرهگیری از فرصت های کارآفرينانه موجب افزايش درآمد آنها و بهتبع آن، ارائة خدمات بیشتر به شهروندان و درنهايت، بهبود عملكرد شهرداریها در نزد مردم می شود، اما استفاده از فرصتها، تنها از عهدۀ کارکنان يک سازمان برمی آيد. کارکنانی که با يكديگر مرتبط باشند، اعتماد و صمیمیت بر روابط آنها حاکم باشد و درک مشترکی از سازمان داشته باشند. نتايج آزمون فرضیه های تحقیق، بیانگر وجود تأثیر مثبت و معنادار سرماية اجتماعی بر کارآفرينی سازمانی است. نتايج اين پژوهش با نتايج پژوهشهای کاووسی و کیاسی )1388(، مدهوشی و جعفريان )1387(، ربیعی و صادقزاده، ماری و ساپاريتو )2006( و کیم و آلدريچ )2005( همسو است. سرماية اجتماعی، از طريق بهبود اعتماد درونسازمانی و ايجاد پیوند بین واحدها يا از طريق اتصال شبكه های خارجی، منبع مفیدی تلقی میشود )اوزی، 1997(. پیوندهايی که منجر به سرماية اجتماعی میشوند، در هر سطح فردی و سازمانی ايجاد می شوند. اگرچه اين پیوندها عمدتا به عوامل فردی در سطح سازمان نسبت داده میشوند، ممكن است مستقیم يا غیر مستقیم و از نظر شدت روابط، متنوع باشند.
سرماية اجتماعی، اغلب از طريق شناسايی شبكهها و روابط شبكه، عملیاتی می شود.
آلدريچ و زيمر )1986( پی بردند که شبكه های اجتماعی برای شناخت فرصتها، ارزيابی ايدهها و کسب منابع برای کسانی که می خواهند سرمايهگذاری جديدی را شروع کنند، ضروری است. صاحبان کسبوکارهای جديد ممكن است چشماندازهای بزرگی داشته باشند، اما درصورتی می توانند به اهداف و چشماندازهای خود دست يابند که در مرحلة شروع کسبوکار، سرماية اجتماعیشان را توسعه دهند )نان چن و همكاران، 2005(.
کارآفرينان، اطلاعاتی را که در تشخیص فرصت نقش دارد، به روش های بسیار متفاوتی به دست می آورند. از طرفی، تشخیص فرصت بهعنوان يكی از مهمترين توانايی های کارآفرينانة موفق شناخته شده )آرديچويل و کورادزو ، 2003( و همیشه يكی از عناصر مهم پژوهشهای تخصصی در زمینة کارآفرينی بوده است. گاگلیو و کتز معتقدند فهم فرايند تشخیص فرصت، يكی از پرسشهای اساسی در حوزۀ کارآفرينی است. اين مسئله سبب می شود که توجه خاصی به اينكه چرا، چه موقع و چگونه فقط بعضی از افراد، قادر به تشخیص فرصت هستند، وجود داشته باشد )شین و ونكاتارامن، 2000(؛ زيرا تشخیص فرصت، نقطة آغاز کارآفرينی است. از اينرو، برای تشخیص اين فرصتها کارآفرينان می توانند با بهکارگیری عوامل و روشهای مختلف، به اين مهم بیشتر از ساير افراد دسترسی يابند. يكی از اين عوامل، ابعاد سرماية اجتماعی است که کارآفرينان میتوانند با ترکیب آنها در روابط روزمره برای تشخیص فرصتهای کارآفرينی در محیطهای کسبوکار اقدام کنند.
سینگ )2000( و بسیاری از محققان ديگر به اهمیت شبكههای اجتماعی در تشخیص فرصت توجه کردند و نشان دادند که کارآفرينان با شبكه های اجتماعی بزرگتر، فرصت هایبیشتری را شناسايی می کنند. علاوهبراين، متون زيادی در زمینة روانشناسی اجتماعی پیشنهادمی کنند که اشخاص ديگر، اغلب منبع بسیار مهمی از اطلاعات هستند. درواقع، اين متون نشانمی دهند که اغلب، درک پايه هايمان از جهان بیرون و حتی دانشی که دربارۀ خودمان داريم، از اطلاعات ديگران به دست می آيد )اوزگن و بارون، 2006(.

References
Aldrich, H. E. & Zimmer, C. (1986). Entrepreneurship through social networks. In Sexton, D. L. & Smilor, R. W. (Eds.), The art and science of entrepreneurship. Balinger Publishing. Cambridge.

Alvani, S. M., Rodgarnezhad, F. & Kiakjori, K. (2009). Provide a conceptual model of the development of individual entrepreneurs, Proceedings of the Seventh International Conference on Management. (In Persian)

Asgari, Gh., Left, F. & Nourbakhsh, A. S. (2009). The effect of social context on employee performance evaluation. Public Administration, 1(3): 105-118. (In Persian)

Batjargal, B. (2007). Internet entrepreneurship: Social capital, human capital, and performance of internet ventures in China. Research Policy, 36(5): 605-618.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Berglann, H., Moen Espen, R., Røed, K. & Skogstrom, J. F. (2011).
Entrepreneurship: Origins and returns. Labor Economics, 18(2):180-.391

Bruce, M., McNally, J. & Kay, M. (2013). Examining the formation of human capital in entrepreneurship: A meta-analysis of entrepreneurship education outcomes. Journal of Business Venturing, 28(1): 211-224.

Burt, R. S. (2000). The network structure of social capital: Research in organizational Behavior, capital and employment practices, Academy of management review.

Coleman. J. S. (1998). Absorptive capacity: A new perspective on learning and innovation, Administrative Science Quarterly, ???: 128- .921

Davidsson, P. & Honig, B. (2003). The role of social and human capital among nascent entrepreneurs. Journal of Business Venturing, 18: 301-.13

Gholampour, B. & Birabi Aminloei, H. (2009). Management and social capital.
Journal of Work and Society, (111): 78 -81. (In Persian)

Hanifan, L. J. (1916). The rural school community center. Annals of the American Academy of Political and Social Science, (67): 130-138

Kavoosi, A. & Kiasi, H. (2009). Examine the role of social capital in the development of entrepreneurship. Journal of Social Sciences, (40): 76- 49. (In Persian)

Khanifar, H. (2006). Entrepreneurship in the value system, Iran Negin publication. Tehran. (In Persian)

Madhooshi, M. & Bakhshi, G. (2003). Barriers of entrepreneurship at the University of Mazandaran, Journal of Research and Planning in Higher Education, 27 & 28. (In Persian)

Mair, J., Robinson, J. & Hockerts, K. (Eds.) (2006). Social entrepreneurship, Palgrave Macmillan. New York.

Majedi, S. & Lahsaeizade, A. (2009). The relationship between social capital and collective action in rural areas. Journal of Social Welfare, (38): 191- 173. (In Persian)

Moharramzadeh, M., Kashef, M. M. & Behnoosh, Sh. (2010). The relationship between social capital and entrepreneurship, The general administration of physical education in Western Azerbaijan province. Journal of Sports Sciences, 26: 133-119. (In Persian)

Mort, G. S., Weerawardena, J. & Kashonia, C. (2003). Social enterpreneurship towardrs conceptualisation. International Journal Of Nonprofit And Voluntary Sector Marketing, 18(1): 76-88.

Nahapiet. J. & Ghoshal, S. (1998). Social capital, intellectual capital and the organizational advantage. Academy of management review, (30).

Nahid, M. (2009). A look at how and why entrepreneurship and corporate entrepreneurship would be. Journal of Business Studies, 34: 58-39. (In Persian)

Nan Chen, Ch., et al. (2007). The relationship among social capital, entrepreneurial orientation, organizational resources and entrepreneurial performance for new ventures. Contemporary Management Research, :)3(3 213-232.

Portes, A. (1998). Social capital: Its origins and applications in modern sociology. Annual Review of Sociology, (24): 1-24.

Putnam, R. D. (1993). Making democracy work. Civic traditions in modern Italy. Princeton University Press. Princeton, NJ.
Putnam, R. D. (2000). Bowling alone: The collapse and revival of American community, Simon and Schuster. New York.

Rashidi, E. (2013). Iran in statistics mirrors and reports of international research centers of research. Journal of Political and Economic Information, (292):
125-108. (In Persian)

Shapero, A. & Sokol, L. (1982). The social dimensions of entrepreneurship. Encyclopedia of entrepreneurship, ???: 72-90.

Sharma, P. & Chrisman, S. J. J. (2007). Toward a reconciliation of the definitional issues in the field of corporate entrepreneurship. In Entrepreneurship Springer Berlin Heidelberg.

Taghikhani, A. (2011). Obstacles to the development of entrepreneurship and the role of government in facilitating it, Work and Community Journal. (135):
76 -80. (In Persian)


پاسخی بگذارید