براي پاسخ به كاستيهاي حكمراني خوب در تحقق توسعه پايدار، حكمرانـي پايـداري مورد توجه قرار گرفت. حكمراني پايدار ي در مقابل حكمراني منتهي بـه ناپايـداري مطـرحميشود و همراه شدن حكمراني با توسعه پايداري بر اين واقعيت صحه مـي گـذارد كـه هـمبخش خصوصي و هم فعاليتهاي بخش دولتي نيازمند بازنگري و اصلاح است . اين مفهومبه اندازه توسعه پايدار تكامل نيافته است و توسعه پايدار نيز عليرغم ابهاماتي كه دارد اكنونبعنوان يك هنجار پذيرفته شده در خطمـشي گـذاريهـا مـورد توجـه مـي باشـد. حكمرانـيپايداري به معني ايجاد تناسب و توازن بين سـه بخـش اجتمـاعي يعنـي بخـشهـا ي دولتـي،خصوصي و عمومي است. حكمراني پايداري با حكمراني پايدار هـم متفـاوت اسـت، چـهاينكه حكمراني پايـدار بـه معنـاي پايـدار بـودن حكمرانـي اسـت در حـالي كـه حكمرانـيپايداري همانگونه كه گفته شد به معني حكمراني منتهي به توسعه پايدار اسـت كـه نيازمنـدرويكردي جديد، بـاز و خـلاق؛ زبـان جديـد و طراحـي سـاختارهاي جديـد مـي باشـد . آن همچنين مستلزم الگوهاي پيچيده اي از روابط درون قلمروهاي تعريف شده مي باشد.
به زعم مينزبرگ دولت ها زماني به تناسب و پايـداري دسـت مـييابنـد كـه بتواننـ د بـينبخش هاي دولتي، خصوصي، تعاوني و غير انتفاعي تعادل ايجاد كنند چـه، هـر يـك از ايـنبخشها، در تامين نيازهاي مخاطبان خاص خود يعني، ارباب رجوع، مشتري، شهروند وتبعه موثرتر عمل ميكنند[15]. چالش هاي اصلي حكمراني پايداري نيز ايجاد تعادل و تناسب در بخش هاي مختلف اجتماعي و استمرار آن در طي زمان طولاني است[23].
اختلال در تناسب اكولوژيكي از پيامدهاي حكمراني منتهي به ناپايداري است . مصرف نابرابر انرژي، افزايش بـيرويـه جمعيـت، خطـرات ناشـي از اثـرات گلخانـهاي، بـاران هـاياســيدي، كــاهش قــدرت زاينــدگي خــاك، كــاهش ذخيــره آبهــاي زيرزمينــي، ويرانــي اكول وژيكي، فق ر، بيم اري ه اي خطرن اك و ب ي ثب اتي سياس ي از جمل ه آث ار ناپاي داري است[23]. بعبارت ديگر اين عوامل خطرآفرين ناشي از بيتـوجهي بـه حكمرانـي پايـداري بوده و ممكن است مسائل را حل نشده رها كند. بنابراين توسعه پايدار بدونتوجـه همزمـانبه حكمراني پايداري عملا اشتباه است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

رسانه هاي جمعي و حكمراني
با طرح مفهوم حكومتداري خوب در ساليان گذشته تحقيقـات چنـدي بـه بررسـي نقـش وجايگاه رسانههاي جمعي در آن پرداخته انـد . هانـگ (2002) در تحقيقـي بـه بررسـي نقـشرسانههاي جمعي در ايجاد جامعه مدني و از آن طريق كمك به تحقق حكمراني خـوب درويتنام پرداخته است[12]. در تحقيق ديگري به نقش رسانههاي جمعي و فنآوريهاي نويناطلاعاتي و ارتباطـاتي(ICT) در ايجـاد شـفافيت و پاسـخگويي در حكومـت هـا بـه عنـوانمولفههاي اصلي حكمرانـي خـوب پرداختـه شـده اسـت[5]. وانـگ (2005) در تحقيقـي بـهبررسي ميزان شفافيت در حكومتهاي محلي چين پرداخته و بر نقش رسانههـا ي چـاپي درايجاد شفافيت در حكومتهاي محلي ياد شده و حركت آنها به سوي حكومتـداري خـوبتاكيد ميكند[22]. آسدا(2007) در تحقيقي بـا عنـوان دموكراسـي و حكمرانـي خـوب بـهبررسي جايگاه رسانههاي جمعـي در تحقـق ايـن مهـم در نيجريـه پرداختـه اسـت[6]. لكـنبررسي ادبيات تحقيق در زمينه حكمراني پايداري بيانگر اين امر است كه تـاكنون تحقيقـيدرخصوص نقش رسانه هاي جمعي در حكمراني پايداري صورت نگرفته است.

مدل مفهومي تحقيق
با آنچه در مورد حكمراني پايداري گفته شد چنين مشخص مي شود كه تحقق آن در گـروت وازن و تعام ل ب ين س ه بخ ش مه م ه ر جامع ه يعن ي بخ ش ه اي دولت ي، خ صوصي و عمومي(تعاونيها، نهادهـاي مـدني و سـازمان هـاي مـردم بنيـاد) اسـت . در اينجـا تاكيـد بـر”توازن” و “تعامل” بين اين سه بخش است بنابراين از نمودار زير مي توانيم به عنـوان مـدلمفهومي تحقيق ياد كنيم كه در برگيرنده هر دو مفهوم توازن و تعامل بين بخشها باشـد. از سويي در اينجا رسانه ملي به عنوان كانون مدل در نظر گرفته شده كه بيانگر نقـش محـوريو رابط آن ميباشد. اين مطلب در نمودار شماره 1 نمايان است.
دولتي

خش
ب

عمومي

خش
ب

خصوصي

خش
ب

رسانه
ملي

دولتي

خش

ب

عمومي

خش

ب


پاسخی بگذارید