دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويسمرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طرا ح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علمي پرستاري ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و مامايي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: [email protected] , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 4 (پياپي 10) زمستان 1393، 28-19 تأثير مداخله آموزشي بر سبك زندگي سالمندان مراجعه كننده به مراكز بهداشتي درماني شهرستان اسلامشهر: كاربرد مدل اعتقاد بهداشتي

نعيمه خاوشي1، آذر طل2، داود شجاعي زاده3، احمدرضا شمشيري4

چكيده

مقدمه: هنگامي كه سالمندان در يك سبك زندگي ارتقادهنده سلامتي درگير گردند، احتمالاً بـه مـدت طـولاني تـر ي از زندگي بدون بيماري و ناتواني بهره خواهند برد. اين مطالعه به منظور تعيين تأثير مداخله آموزشي براساس مدل اعتقاد بهداشـتيبر سبك زندگي سالمندان طراحي و اجرا شد.
روش: اين مطالعه مداخلهاي نيمه تجربي دو گروهي برروي 80 فرد سالمند مراجعهكننـده بـه مراكـز بهداشـتي درمـانيشهرستان اسلامشهر در سال 93-92 اجرا شد. در مرحله پيش آزمون، نمونهگيـري از بـين سـالمندان مراجعـهكننـده بـه مراكـزبهداشتي درماني شهرستان اسلامشهر به صورت تصادفي انجام گرديد. سپس مشاركت كنندگان بـا روش Balance Block Randomization به دو گروه مداخله (39 نفر ) و گروه مقايسه (41 نفر ) تقسيم شـدند. افـراد گـروه مداخلـه در برنامـه هـ اي آموزشي طراحي شده مبتني بر مدل اعتقاد بهداشتي شركت نمودند. 3 ماه پس از پايـان مداخلـه، پـس آزمـون در هـر دو گـروهمداخله و مقايسه انجام گرديد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماري SPSS v.19 و آزمون هاي واريانس براي تكـرار مـشاهدات،كاي دو، تغييرات ميانگين و انحراف معيار مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

يافتهها: قبل از مداخله، دو گروه از نظر متغيرهاي مورد بررسي مشابه و قابل مقايسه بودند. 3 ماه بعد از مداخله ميانگينحساسيت درك شده در دو گروه از نظر آمـاري معنـا دار بـود (001/0<p). در ميـانگين شـدت درك شـده تفـاوت معنـا دار بـود (002/0=p). ميانگين ساز ههاي موانع درك شده و منافع درك شده در دو گروه معنادار بـود (001/0<p). همچنـين سـازههـ اي خودكفايتي و را هنماهايي براي عمل سه ماه پس از آموزش تفاوت معناداري نشان دادند (001/0<p). در حيطه پيشگيري تفاوتمعناداري مشاهده گرديد (03/0=p). همچنين حيطـههـ اي ورزش و تغذيـه تفـاوت معنـا داري نـشان دادنـد (04/0=p). از نظـرحيطههاي استرس و روابط بين فردي در دو گروه از نظر آماري تفاوت معناداري وجود نداشت (05/0>p). ميانگين نمرات سبكزندگي 3 ماه پس از آموزش در گروه مداخله به طور معناداري افزايش يافت (03/0=p).
نتيجهگيري: نتايج مطالعه نشان داد كه آموزش مبتني بر مدل اعتقاد بهداشتي بر ارتقاء سبك زنـدگي سـالمندان مـؤثرمي باشد.

كليد واژه ها: سالمندان، سبك زندگي، مداخله آموزشي، مدل اعتقاد بهداشتي

تاريخ دريافت: 1/5/1393 تاريخ پذيرش: 13/10/1393

– دانشجوي دوره كارشناسي ارشد، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
– استاد و متخصص آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران (نويسنده مسؤول)
[email protected] :پست الكترونيكي
– استاديار، دكتراي اپيدميولوژي، مركز تحقيقات پيشگيري از پوسيدگي، مؤسسه تحقيقات دندانپزشكي، گروه سلامت دهان، دانشكده دندانپزشكي، دانشگاه علوم پزشكي تهران، تهران، ايران
مقدمه

پيشرفتهاي پزش كي و بهداشتي در نيمه دوم قـرنبيستم باعث افزايش نسبي طول عمـر انـسان هـا گرديـدهاست. افزايش جمعيت سالمندان، يك پديده جهـاني اسـتكه به يك بحران تبديل شده است. در حا ل حاضر جمعيتافراد سالمند بالاي 60 سال جهان بـيش از رشـد جمعيـتكودكان، مي باشد (1). در سال 2000، حـدود 600 ميليـوننفر در سن 60 سالگي و يا بيشتر قرار داشـته انـد . تـا سـال2025 اين آمار به 2/1 و تا سال 2050 بـه 2 ميليـارد نفـرخواهد رسيد به موازات افزايش نسبت جمعيتي سـالمندان،مشكلات سلامتي آنان اهميت مي يابد و بـراي بـسياري ازسـالمندان كـاهش شـبكه هـاي اجتمـاعي، از دسـت دادن نزديكان و بيماريهاي رواني و جسمي، حفظ سبك زندگي سالم را به چالشي بزرگ تبديل كرده است . سـبك زنـدگيسالم روشي از زندگي است كه سبب كاهش خطرات ابـتلابه بيمار ي و در نتيجه كاهش مـرگ زودرس مـي شـود . در زندگي واقعي، سبك زندگي محصولي از تركيب انتخابها، فرصتها و منابع است. سبك زندگي سالم منبع با ارزشـيبـه منظـور كـاهش بـروز و تـأثيرات مـشكلات سـلامتي، افزايش بهبودي، مقابله بـا عوامـل اسـترس زاي زنـدگي و ارتقاي كيفيت زندگي مي باشد (2).
با نگاهي اجمالي به وضعيت مـرگ و ميـر در چهـاراستان كشور در سال 1378 و همچنين در ده استان كـ شور در سال 1379 در مي يابيم كه شـايعتـر ين علـل مـرگ درگروههاي سني بالاي 50 سال، بيماريهاي قلبي عروقـي،سرطانها، بيمار يهاي دستگاه تنفسي و حوادث هستند كه البته با اصلاح سبك زندگي، قابل پيشگيري خواهنـد بـود (3).
سبك زندگي سالم، روشي از زندگي است كه سـببتأمين، حفظ و ارتقاي سلامت و رفـاه فـرد مـي گـردد (3).
طبق تعريفي ديگر، سـبك زنـدگي سـالم عبـارت اسـت ازروشي از زندگي كه خطر بيماري شديد يا مرگ زودرس راكاهش مي دهد و بـه كمـك آن از جنبـ ه هـ اي بيـشتري اززندگي مان لذت مي بريم. فاكتورهاي سـبك زنـدگي سـالمشامل اين مـوارد اسـت: تغذيـه سـالم، فعاليـت فيزيكـي وتفريح منظم و كـافي، اجتنـاب از مـوادي چـون دخانيـات،مشروبات الكلي و ساير مواد اعتيـادآور، مخـدر و محـرك،مديريت كافي استرس و آرام سازي و فعاليت هـ ايي كـه دربرابر خطرات تهديدكننده سـلامتي، از شـخص محافظـتمي كنند (4).
بررسيهاي مربوط به ارزيابي سلامت جمعيتهـ اي مسن حاكي از آن است كه تغيير قابل توجهي در وضـعيتسلامت وجود دارد. اكثريت افراد سالمند، يك يا دو كسالتمزمن دارند (5). مطالعهاي نشان داد 4/93 درص د سالمنداندر فعالي تهاي روزمره نيازي به كمك ديگران نداشتند (6).
از سويي ديگر، در حدود يك چهارم افراد بـالاي 70 سـالمشكلات جدي در اداره زندگي روزانهشان داشته و نيمي ازافراد در اين گروه آن چنان درگير سالخوردگي هـستند كـهمتكي به كمك سايرين در انجام فعاليت هاي اساسي روزانه مي باشند (6).
عدم رعايت سبك زندگي سالم، با افزايش مرگ و مير به همه علل، همراه است و كساني كه سبك زنـدگي سالم را پيشه خود كنند، اميد به زندگي بـالاتر و كيفيـت زندگي بهتري دارند. از طرفـي بيمـاري هـاي شـايع دوران سالمندي، بيماري هايي هستند كه با رعايت سبك زندگي سالم قابل پيشگيري مي باشند (4). با توجه به اين كه دوره سالمندي همواره با مشكلات جسمي و رواني همراه اسـتو از طرفي هنگامي كه سـالمندان در يـك سـبك زنـدگيارتقادهنده سلامتي درگير گردند، از استعداد بيشتري بـرايبهره مندي از يك زندگي سالم برخوردار بوده و احتمالاً بـهمدت طولانيتري از يك زندگي بدون بار بيماري و ناتوانيبهره خواهند برد (7). بهبود سبك زنـدگي در ايـن قـشر ازاهميت ويژهاي برخـوردار اسـت. بنـابراين سـالمندان بايـدآگاهيهاي لازم را در خصوص انجـام رفتارهـاي سـالم ازطريق آموزش اصولي و براساس مدل هـاي شـناخته شـدهآموزش بهداشت و ارتقاء سلامت كسب كنند تـا بـا ارتقـاءسطح خودمديريتي و خوداتكايي بتوانند كيفيت زندگي خودرا افزايش دهند (8).
1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

سازمان بهداشت جهاني (1998) آموزش به داشت رابدين صـورت تعريـف مـي نمايـد : »تـشكيل فرصـت هـايآگاهانه ساختار يافته بـراي يـادگيري مـستلزم گونـهاي ازارتباط كه جهت بهبود سواد بهداشتي، مـشتمل بـر بهبـوددانش و توسعه مهارتهاي زندگي بوده و منجر به سلامتشخص و جامعه گردد« تعريف نموده است. گرين و كروتـرآن را به عنوان »هرگونه تركيب برنامه ريزي شـده تجـاربيادگيري كه جهت مستعدسازي، قادرسازي و تقويت رفتـارداوطلبانه منجر به سلامتي در افـراد، گـروه هـا يـا جوامـعطراحي گردد « تعريف نمود هاند (9). برنامههاي خوب ارتقاءسلامت به صورت شانسي ايجاد نمي گردند، آن هـا نتيجـهيك كار طاقـت فرسـا بـوده و پيرامـون يـك مـدل كـاملاًمتفكرانه و درك شده سازماندهي مي شوند (10).
مدل اعتقاد بهداشتي، اولين تئوري است كه انحـصاراًجهت رفتارهاي مرتبط با سـلامت بـه وجـود آمـد (10). بـهمنظور بررسي تأثير آموزش براساس مـدل اعتقـاد بهداشـتيمطالعهاي بر عملكرد تغذيـهاي زنـان يائـسه نـشان داد كـهميـانگين نمـرات آگـاهي گـروه مداخلـه پـس از آمـوزش و همچنين ميانگين نمرات اجزاي مدل پس از مداخله آموزشيافزايش معناداري يافت. همچنين ميانگين نمره عملكـرد، دوماه پس از آموزش افزايش معناداري يافت (11).
برخي مطالعات نشان دادهاند كه سبك زندگي سالمافراد سالمند، به دنبال مداخله آموزشي ارتقاء مي يابـد (12). همچنـين مطالعـات مختلـف تـٔاثيـر مداخلـه آموزشـي بـر مؤلفههاي مختلف سبك زندگي را نشان دادهانـد . از جملـهافزايش آگاهي، نگرش و عملكرد سـالمندان بـراي انجـامفعاليــت جــسماني (7و13)، انجــام معاينــات و آزمايــشاتضروري سـاليانه، كـاهش مـصرف غـذاهاي سـرخ كـرده،استفاده از روغن مايع گياهي، قرار گرفتن در معرض تابش نور مـستقيم خورشـيد، اسـتفاده از ويتـامين D و كلـسيم،استفاده از سالاد و سبزيجات (13)، اسـتفاده از روشهـ اي كنترل كننده استرس در سـالمندان (14)، ارتقـاي سـلامتزنان در سنين يائسگي (14)، افزايش سـطح آگـاهيهـ اي تغذي ه اي در س المندان (16)، اف زايش ادراك، اح ساس و مهارت كنت رل بيماري و پيشگيري و كنترل عواقـب ناشـياز آن در سـ المندان مبـ تلا بـ ه ديابـ ت (17) و بهبـ ود شاخص هاي مت ابوليك در آنـان (18) و كـاهش فـشارخون سالمندان مبتلا به پرفـشاري خـون (19) داشـته اسـت. در مطالعه حاضر تٔاثير مداخله آموزشي براسـاس مـدل اعتقـادبهداشتي بر تمام ابعـاد سـبك زنـدگي و همچنـين سـطحسبك زندگي بررسي گرديد.

روش مطالعه

مطالعه حاضر از نوع مداخله آموزشي نيمه تجربي باگروه مقايسه بـود كـه از بـين 24135 سـالمند شهرسـتاناسلامشهر 80 فرد 60 ساله و بالاتر مراجعه كننده به مراكـزبهداشتي درماني شهرستان مذكور در سال 1393-1392 بااستفاده از روش نمونهگيري تـصادفي بـا روش تخـصيصتصادفي در دو گروه مداخله و مقايسه وارد مطالعـه شـدند.حجم نمونه محاسـبه شـده براسـاس يافتـههـ اي مطالعـهپايلوت در سطح اطمينـان 95% و تـوان آمـاري 80% و بـاتوجه به اين كه در مطالعـه اصـلي فاصـله بـين دو نوبـتپرسشگري 3 ماه مي باشد و تفاوت بين دو گروه به احتمالزياد، كمتر از تفاوت مشاهده شده در مطالعه پايلوت بود، بافرض 30% ريزش، 40 نفر در هر گروه بود.
معيارهاي ورود به مطالعه داشتن سن 60 سال تمام يـابيشتر و رضايت به شركت در مطالعه، بود. معيارهاي خروج ازمطالعه عدم احراز شـرايط ورود بـه مطالعـه نداشـتن شـرايطجسمي مناسب براي پاسخ گويي به سؤالات، وجود مـشكلاتشناختي و بيماري رواني بود. ابزار گردآوري اطلاعات از يـكپرسشنامه سه وجهـي تـشكيل شـده اسـت كـه بخـش اول،اطلاعات دموگرافيك شامل 9 سؤال (سـؤالات 9-1 قـسمتمشخـصات فـردي)، در بخـش دوم، از پرسـشنامه اسـتاندارد سبك زندگي استفاده گرديد. سؤالات سنجش سبك زنـدگيسالم داراي 5 حيطه و 46 سؤال به شـرح زيـر مـي باشـد : 1.
حيطه پيشگيري : شامل 15 سؤال (سـؤالات 15-6، 29، 44-40) 2. حيطـه فعاليـت جـسمي، ورزش، تفـريح و سـرگرمي: شامل 5 سؤال (سؤالات 5-1) 3. حيطه تغذيه سالم: شامل 14 سؤال (سؤالات 28-16) 4. حيطه مديريت استرس: شـامل 5 سؤال (سؤالات 33-30، 39) و 5. حيطه روابط اجتماعي و بين فردي: شامل 7 سؤال (سؤالات 38-34، 46-45) مي باشد. در هر سؤال به گزينه اي كه معرف نامطلوب ترين سطح از سبك زندگي است نمره 1 و به ساير گزينه ها، به ترتيـ ب افـ زايش مطلوب يـت سـطح سـبك زنـدگي نمـرات 2، 3، 4 و 5 تعلـقمي گيرد. در چهار سؤال 34، 44، 45 و 46 براي مواردي كه همسر نداشته باشند، نمره اي تعلق نمي گيرد. به اين ترت يـب، ك متـرين نمـره قابـل اكتـساب از طر يـق پرسـشنامه ، 42 و بيشترين نمره، 211 مي باشد. براساس اين ابزار، سبك زندگي در 3 سطح طبقه بندي شـده اسـت: سـبك زنـدگي مطلـوب(211-156)، متوســ ط (155-99) و نــ امطلوب (98-42).
1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

امتيازات اين بخش با پرسشنامه اصـلي كـه توسـط بابـك وهمكاران طراحي شـده بـود يكـسان بـود (4). بخـش سـوم،سؤالات طراحي شده توسط پژوهشگر براساس سازه هاي مدل اعتقاد بهداشتي شامل: الف) 7 سؤال مربوط به سازه حساسيتدرك شده (سؤالات 53-47)، ب) 7 سؤال مربـوط بـه سـازهشدت درك شده (سؤالات 60-54)، ج ) 7 سـؤال مربـوط بـهسازه موانع درك شده (67-61)، د ) 7 سؤال مربوط بـه سـازهمنافع درك شده (سـؤالا ت 74-68)، ه ) 7 سـؤال مربـوط بـهسازه خودكارآمدي (سؤالات 81-75). مقياس و امتياز هر كدام از اين سازهها به اين صورت در نظر گرفته شده است: كـاملاً موافق (نمره 5)، موافق (نمره 4)، بي نظـر (نمـره 3)، مخـالف(نمره 2)، كاملاً مخالف (نمـره 1). بـه ايـن ترتيـب حـداقل وحداكثر نمره به ترتيب 7 و 35 مي باشد. كـسب نمـره بيـشتر،نشان دهنده قويتر بودن اين سازهها در سالمند مـي باشـد . و) بخش پايـاني پرسـشنامه شـامل 3 سـؤال مربـوط بـه سـازهراهنماهاي عمل (سؤالات 84-82) مي باشد كه مقياس آن به صورت دو گزينه اي (بله و خير) مي باشد.
جهـت سـنجش روايـي و پايـايي ابـزار، پرسـشنامهتوسط 21 سالمند تكميل گرديد. سـ پس ايـن افـراد بـه دوگروه مداخله (6 نفر ) و مقايسه (15 نفر ) تقسيم شده و پس از مداخله آموزشي در گروه مداخله، پس از دو هفته مجـدداًپرسشنامه در هر دو گروه مداخله و مقايسه تكميل گرديد وهر نوبت با اطمينان 95% تطبيق داده شـد و اشـكالات آننيز برطرف گرديد. اين افراد بعـداً از مطالعـه اصـلي خـارجشدند. زماني پايايي ارزشمند و قابل قبول است كـه مقـدارضريب آلفاي كرونباخ بالاي 7/0 باشد (20). ضريب آلفايكرونباخ بخش دوم پرسشنامه كه مربوط به سنجش سبكزندگي است برابر با 76/0 مي باشد (21).
مقدار ضريب آلفاي كرونباخ قسمت سوم پرسشنامهبه قرار ذيل تعيين گرديد : حـساسيت درك شـده (6/74%)، ش دت درك ش ده (9/66%)، موان ع درك ش ده (8/65%)، منافع درك شده (9/63%)، خودكفايتي (6/77%).
در مرحله پيش آزمـون، تمـامي افـراد مـورد مطالعـه،ابزارهاي دموگرافيك، سنجش سبك زندگي و سازههاي مدلاعتقاد بهداشتي (حساسيت درك شده، شدت درك شده، موانعدرك شده، منافع درك شده، خودكفايتي و راهنماهايي بـرايعمل) را تكميل نمودند . سپس مداخلـه آموزشـي فقـط بـرايگروه مداخله طي يك ماه و در قالـب 6 جلـسه آموزشـي بـهمنظور ارتقاي سبك زندگي سالم به صورت هفتگي و مـنظمبرگزار گرديد . مدت زمان هر يـك از جلـسات حـدود 60-45 دقيقه بود . نيازسـنجي اوليـه از طريـق مـصاحبه نيمـه بـاز ازمشاركت كنندگان انجام شد. در شروع هـر جلـسه، پژوهـشگرابتدا به مدت 10 دقيقه مقدم هاي در راستاي موضوع موردنظر و با هدف گرم كردن جلسه همچنين مـرور مطالـب قبـل بـهطور خلاصه بيان مي نمود. سپس به مـدت حـدود 40 دقيقـهمباحث جلسه موردنظر را باز نموده در صورت نيـاز از نمـايشعملي نيز استفاده مي گرديد. 10 دقيقه جهت پاسـخ گـويي بـهسؤالات سالمندان اختصاص مي يافـت . در نهايـت پژوهـشگرمطالب را جمع بندي نموده و پايان جلسه را اعلام مي نمود. در اين جلسات، محتواهاي آموزشي به شيو ههاي زير ارايه گرديد : براي ساز ههاي حساسيت درك شـده و شـدت درك شـده از فيلم آموزشـي، داسـتان ناتمـام، سـخنراني، پرسـش و پاسـخ اسـتفاده گرديـد. بـراي سـازه منـافع درك شـده شـيوه هـاي سخنراني و پرسش و پاسخ به كار گرفته شد. براي سازه موانعدرك شده شيوه هاي بارش افكـار (Brain storming) و پرسش و پاسخ استفاده گرديد. براي سازه راهنماهـايي بـرايعمل برگه هاي حقايق (Fact sheet) در اختيـار سـالمندانقرار گرفت . براي سازه خودكفايتي شيوههاي بحث گروهـي ونمايش عملي همچنين تكنيك حل مـسأله گروهـي بـه كـاررفت. تمام مراحل انجام مطالعه بـا موافقـت مـديريت شـبكهبهداشت و درمان شهرسـتان اسلامـشهر و مـسؤولين مراكـزبهداشتي درماني شهرستان انجام گرفت، سعي شـد در مراكـزبهداشتي درماني اختلالي در انجام وظيفه پرسنل ايجاد نشود،به افراد شركتكننده در مطالعه در خصوص محرمانـه مانـدناطلاعات كسب شده از آن ها اطمينان خاطر داده شد و نتـايجپـس از پايـان مطالعـه در اختيـار شـبكه بهداشـت و درمـان شهرستان اسلامشهر قرار گرفت. براي تجزيه و تحليل دادهها جهت گزارش توزيع داده هاي طبقه بندي شده از تعداد و درصد و براي گزارش توزيع دادههاي كمـي از ميـانگين و انحـرافمعيار استفاده شد. جهت بر رسي اثر مداخله بر پيامدهاي كمي(با لحاظ مقادير اوليه شاخص ها) از آزمون آناليز واريانس براي تكرار مشاهدات استفاده گرديد. جهت بررسي تٔاثير مداخله بـرشاخص هاي طبقه بندي شده (سبك زندگي ) از آزمون كاي دو استفاده شد . حد معنادار آماري كمتـر از 05/0 در نظـر گرفتـهشد.

يافتهها
1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

در اين مطالعه در مجموع 80 فرد 60 ساله و بـالاترش ركت كردن د. مي انگين س ن اف راد در گ روه مقاي سه(63/5±)56/67 و در گروه مداخله (47/5±)33/67 بود. در هر دو گروه بيـشتر افـراد بـي سـواد بودنـد (7/53% گـروهمقايسه و 1/64% گروه مداخله). در مـورد وضـعيت درآمـد،بيشترين درصد در هر دو گروه مربـوط بـه درآمـد ناكـافي(5/58% گروه مقايسه و 7/48% گروه مداخله) بود. در بخش سازههاي مـدل اعتقـاد بهداشـتي مـشاهدهگرديد كه ميانگين حساسيت درك شده 3 ماه پس از آموزش در گروه مداخله افزايش يافت. اين تفاوت ايجاد شـده از نظـرآماري معنادار بود (001/0<p). همچنين ميانگين شدت دركشده به طور معناداري افـزايش يافـت (002/0=p). ميـانگينموانع درك شده 3 ماه بعد از مداخله در گروه مداخله كـاهشيافت. اين اختلاف از لحاظ آماري معنـا دار بـود (001/0<p).
ميانگين منافع درك شده و خودكفايتي درك شده نيـز 3 مـاهبعد از مداخله به طور معنـا داري افـزايش يافـت (001/0<p).
ميانگين راهنما هايي براي عمل 3 ماه بعد از مداخله در گـروهمداخله كاهش معناداري داشـت (001/0<p). نتـايج مقايـسهميانگين و انحراف معيار سازههاي مدل اعتقاد بهداشتي قبل و3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايسه و مداخلـه در جـدول شماره 1 نشان داده شده است.
همچنين مشخص گرديـد ميـانگين نمـرات حيطـهپيشگيري، قبل از مداخله در گروه مقايسه (85/7±)57/55 و در گروه مداخله (38/5±)77/57 بود . ايـن مقـدار 3 مـاهبعد از مداخله در گروه مداخلـه 97/1 نمـره افـزايش و بـه74/59 رسيد . اين تفاوت ايجاد شده از نظر آمـاري معنـا دار بود (003/0=p). ميانگين نمرات حيطه ورزش و تغذيـه، 3 ماه بعد از مداخله در گروه مداخله افزايش يافت . اين تفاوتاز نظر آمـاري معنـا دار بـود (004/0=p). ميـانگين نمـراتحيطه استرس، 3 ماه بعد از مداخله افزايش يافت. امـا ايـنتفاوت ايجاد شده از نظر آمـاري معنـا دار نبـود (99/0=p). همچنين ميانگين نمـرات حيطـه روابـط اجتمـاعي و بـينفردي 3 ماه بعد از مداخله در گروه مداخله افـزايش يافـت.
تفاوت ايجاد شده از نظر آمـاري معنـا دار نبـود (26/0=p).
نتايج مقايسه ميانگين و انحراف معيار حيطـههـ اي سـبكزندگي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گـروه مقايـسه ومداخله در جدول شماره 2 نشان داده شده است.
ميانگين نمره سبك زندگي، قبل از مداخله در گروهمقايـــ سه (11/17±)43/130 و در گـــ روه مداخلـــ ه (4/16±)31/133 بود . اين مقدار 3 مـاه بعـد از مداخلـه در گروه مداخله 58/10 نمره افزايش و به 89/143 رسيد . اين تفاوت ايجاد شـده از نظـر آمـاري معنـي بـود (02/0=p).
مقايسه ميانگين و انحراف معيار نمره سبك زندگي قبـل و3 مـاه پـس از مداخلـه در دو گـروه مقايـسه و مداخلـه در جدول شماره3 نشان داده شده است.
آزمون كاي دو نشان داد سطح سبك زندگي 3 ماه پس از مداخله در گروه مقايسه در 6/8% افراد بدتر، در 4/91% افراد تغيير نكرده بود و در هيچكدام از آنان بهتر نشده بود. در گروهمداخله سطح سبك زندگي در هيچ كدام از افـراد بـدتر نـشدهبود. در 3/4% افراد تغيير نكرده بـود و در 4/11% افـراد بهتـرشده بود . اين اختلاف از نظر آماري معنادار و نشان دهنده ٔتا ثير مداخله آموزشي براساس مدل اعتقاد بهداشتي بر بهبود سـطحسبك زندگي افراد مورد مطالعه بود (03/0=p). مقايسه سطح سبك زندگي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايـسهو مداخله در جدول شماره 4 آمده است.
جدول 1- ميانگين و انحراف معيار سازه هاي مدل اعتقاد بهداشتي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايسه و مداخله
p-value
( سطح معناداري 05/0<p) 3 ماه پس از مداخله پيش از مداخله متغير
p-value
تٔاثير مداخله p-value تغييرات در طول زمان گروه مقايسه 35=n گروه مداخله 39= n گروه مقايسه 41= n گروه مقايسه 35=n گروه مداخله 39= n گروه مقايسه 41= n <0/001 <0/001 +5/14 25/54
(±3/28) +0/37 19/83
(±3/88) 20/4
(±4/29) 19/46
(±4/32) حساسيت درك شده
0/002 <0/001 +3/52 25/29
(±3/13) +0/17 20/71
(±3/82) 21/77
(±4/47) 20/54
(±4/19) شدت درك شده
<0/001 <0/001 -7/8 18/43
(±3/23) 0-/62 26/18
(±4/6) 26/23
(±3/73) 26/8 (±3/98) موانع درك شده
<0/001 <0/001 +4/8 (±3/09) 26/57 +0/03 20/6 (±3/45) 21/77
(±4/86) 20/57
(±3/57) منافع درك شده
<0/001 <0/001 +6/42 24/91
(±3/15) +0/63 18/17
(±3/58) 18/49
(±4/76) 17/54
(±3/56) خودكفايتي درك شده
<0/001 <0/001 -2/27 3/47 (±0/44) -0/02 5/49 (±0/61) 5/74 (±0/61) 5/51 (±0/61) راهنماي عمل
جدول 2- ميانگين و انحراف معيار حيطه هاي سبك زندگي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايسه و مداخله
p-value

( سطح معناداري 05/0<p) 3 ماه پس از مداخله پيش از مداخله متغير
p-value
تٔاثير مداخله p-value تغييرات در طول زمان مقدار تغيير در
گروه مداخله گروه مداخله 35=n مقدار تغيير در
گروه مقايسه گروه مقايسه 35=n گروه مداخله 39= n گروه مقايسه 41= n 0/03 0/02 +1/97 59/74
(±5/14) 0-/68 54/89
(±7/8) 57/77
(±5/38) 55/57
(±7/85) پيشگيري
0/04 <0/001 +0/97 12/57
(±3/9) +0/08 10/31
(±3/03) 11/6 (±4/36) 10/52
(±3/02) ورزش
0/04 <0/001 +4/51
33/91
(±3/97) -0/17 29/29
(±4/69) 29/4 (±5/62) 29/46
(±4/9) تغذيه
0/99 <0/001 +2/08 14/57
(±3/8) -0/11 13/46 (±4) 12/49
(±4/58) 13/57
(±4/12) استرس
0/26 0/65 +1/03 23/09
(±5/03) -0/77 20/83
(±4/83) 22/06
(±5/31) 21/6 (±5/44) روابط اجتماعي و بين فردي

جدول 3- ميانگين و انحراف معيار سبك زندگي قبل و 3 ماه پس از مداخله در دو گروه مقايسه و مداخله
سطح معناداري 3 ماه پس از مداخله پيش از مداخله p-value تأثير مداخله p-value تغييرات در طول زمان گروه مداخله 35=n گروه مقايسه 35=n گروه مداخله 39= n گروه مقايسه 41= n
0/02 <0/001 143/89
(±14/65) 128/77
(±15/81) 133/31
(±16/4) 130/43
(±17/11) سبك زندگي

جدول 4- مقايسه سطح سبك زندگي در دو گروه مقايسه و مداخله 3 ماه پس از مداخله
Chi-Square آزمون گروه مداخله 35=n گروه مقايسه 35=n 0 3(8/6٪) بدتر شده سطح سبك زندگي
0/03 31(88/6٪) 32(91/4٪) تغيير نكرده 4 (11/4٪) 0 بهتر شده
بحث
سالمندي يك مرحله طبيعي از زندگي يـك انـساندر ادامه حيات اجتماعي است كه با ديگـر مراحـل زنـدگيتفاوت فراوان دارد و بر پايه آخرين پژوهشهـ اي سـازمانملل، ميزان مرگ و مير در كشورهاي رو به رشد بـه طـورچشمگيري كاهش يافته است و همراه با آن، تعـداد افـرادسالخورده و ميزان متوسط عمر، فزوني گرفتـه اسـت (22). با اين كه به كار بردن سبك زنـدگي سـالم بايـد از دوران جنيني شروع شود، هرگز براي تغيير دادن شـيوه زنـدگي وايجاد عادات پـسنديده كـه بـه سـلامت و شـادابي منجـرمي شوند، دير نيست (22). چرا كه به دليـل قابليـت سـبكزندگي در پيشگيري از بيمـاريهـ ا، ارتقـاي سـطح كيفـيزندگي، افزايش اميد به زندگي و بهبـود سـلامت جـسم و
٢۴
1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017


پاسخی بگذارید