در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طراح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علم ي پرستار ي ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و ماما يي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: [email protected] , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 2 (پياپي 8) تابستان 1393، 26-12 تجارب يادگيري باليني پرستاران تازه وارد در بخش مراقبت ويژه قلب
منير نوبهار

چكيده

مقدمه: يادگيري مركز هويت انساني و مشاركت اجتماعي است، عوامل فرهنگي اجتماعي بر تجارب يادگيري پرسـتارانتازه وارد در بخش مراقبت ويژه قلب، تأثيرگذار ميباشد. هدف اين مطالعه تبيين تجارب يادگيري بـاليني پرسـتاران تـازه وارد در بخش مراقبت ويژه قلب بود.
روش: اين پژوهش يك تحقيق كيفي بود كه در آن از نمونهگيري مبتن ي بر هدف بـا حـداكثر تنـوع اسـتفاده شـد و 18 مشاركت كننده در سمنان ط ي سالهاي 92-1391 با سؤالات باز مورد مـصاحبه قـرار گرفتنـد. روش اصـلي جمـعآوري دادههـا،مصاحبههاي ن يمه ساختار يافته بود . مصاحبهها به صورت ديجيتالي ضبط و بلافاصله كلمه به كلمه نوشته شد و به روش تحليـ ل محتوايي مرسوم مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

يافتهها: براساس فرآيند تجزيه و تحلي ل دادهها، چهار درونمايه كه بيانگر تجارب يادگيري باليني پرستاران تازه وارد در بخش مراقبت ويژه قلب است، استخراج گرديد. اين درونمايهها شامل »چالش هـاي آمـوزش پايـه«، »يـادگيري خـود راهبـر«، »برخورداري از حمايت« و »نظارت اثربخش« بود. اين درونمايهها، متأثر از نقش پرستار و محيط در تجـارب يـادگيري بـ اليني ميباشد. درونمايه اصلي »يادگيري موقعيتي « بود . پرستاران تازه وارد در بخش مراقبت ويژه قلب با تلفيق اين درونمايـه هـا بـهيادگيري باليني دست مييافتند.
نتيجهگيري: نتايج اين مطالعه براي پرستاران تازه وارد به بخش مراقبت ويژه قلب در شناخت استراتژيهايي يـادگيري در حيطه هاي دانش، نگرش و عملكرد، ارزشمند است. براساس يافتههاي ا ين مطالعه، مديران، مسؤولين و مربيان پرستار ي م ي-توانند با بهبود شرايط آموزش پرستاري و تقو يت انگ يزه يادگيري فرد ي، ا يجاد مح يطهاي حمايتي و ارتقاء سيستم هـاي نظـارتي، زمينه را براي يادگير ي باليني بهتر در پرستاران تازه وارد در بخشهاي مراقبت ويژه قلب فراهم نمايند.

كليد واژهها: پرستاران، آموزش پرستاري، يادگيري باليني، يادگيري موقعيتي، مراقبت ويژه قلب

تاريخ دريافت: 1/11/1392 تاريخ پذيرش: 10/3/1393

1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

مقدمه

تغييرات سريع در مراقبتهـاي سـلامتي و سيـستمخدمات بهداشتي، نيازمند پرستاران ماهر و افـزايش دانـشآنان مـي باشـ د (1). از طـرف ديگـر وسـعت تكنولـوژي و ضرورت ارا يه مراقبت هاي پرستاري ويژه، نيازمند مهـارت-هاي اختصاصي در پرستاران ميباشد (2). پرستاراني كه در بخش مراقبت ويژه كار مي كنند، بايـد از مهـارت و دانـشلازم كه ميتواند از طريق آموزش و آگـاهي توسـعه يابـد،بهرهمند شوند (3). آموزش پرستار ي بر توسعه صـلاحيت-هاي باليني و مشاركت در قضاوت يا ارزيـابي همـه جانبـهعملكرد باليني تأكيد مي نمايـد (4) و مـيتوانـد اسـتفاده ازدانش نظري را در بـالين فـراهم نمايـد. آمـوزش مناسـب،فرآيند انتقال به بخش را آسانتـر مـيكنـد (5). برخـي ازپرستاران براي پذيرش مسؤوليت و مراقبـت از بيمـاران دربخش مراقبت ويژه احساس عدم آمادگي ميكنند و ناتوانيدر مراقبت از بيمار را ناشي از كمبود دانش و مهارت خـود
مط رح م يكنن د (5و6). تحقي ق Kelly و Ahern در استراليا نيز نشان داد كه پرسـتاران تـازه وارد كفايـت لازمبراي پذيرش نقش پرستاري را ندارند (7). پرستاران بخشمراقبت ويژه، نيز نگراني خود را از كمبود دانش و مهارت-هاي پرستاران تازه وارد بيان كردند و معتقدنـد كـه آنهـاتوانمندي ضروري براي كار كردن در بخشهـاي مراقبـتويـژه را ندارنـد (8). بـا وجـود برنامـهريـزي دانـشگاهي و افزايش مباني نظري در آماده نمودن حرفـهاي پرسـتاران،اغلب با كمبود مهارتهاي باليني روبه رو مي شويم (9و10)، گپ نظري و عملي (11)، در حـالي كـه يـادگيري بـاليني،بخش اساسي از برنامههاي آموزشـي اسـت و تقريبـاً 60% برنامههاي آموزشي قبل از رسـمي شـدن پرسـتاران را بـهخود اختصاص ميدهد (12). همچنين برا ي پاسخ سريع بهتغييـرات مـورد نيـاز در ارايـه خـدمات بهداشـتي و ارتقـاء استانداردهاي حرفه اي در پرستاري، يادگيري پاسخ مناسبمحسوب ميگردد. يادگيري فرآيند مستمري است كه براي افراد مختلف به روشهاي متفاوت صورت ميگيـرد . افـرادبراســاس شخــصيت و تجربيــات منحــصر بــ ه فردشــان، مجموعهاي از سبكهاي يادگيري را ترجيح ميدهند (13).
يادگيري مركز هويت انساني و مشاركت اجتمـاعي اسـت،اشخاص به عنوان يـك مـشاركتكننـده فعـال در جوامـعاجتماعي عمل مـيكننـد و هويـت خـود را از طريـق ايـن
١٣
جوامع مي سازند. فرهنگ اجتماعي (Socio-Cultural) يا تئوري فعاليـت (Activity Theory) در جـستجويچگونگي ماهيت اجتماعي يادگيري اسـت و هـدفش ايـناست كه دانش و يادگيري براساس شرايط زمينـهاي مـوردبررسي قرار گيرد (12). هم چنين براساس تئوري يادگيري بالغين (Adult learning theory)، در صورتي كـه اهداف يادگيري براي بـالغين واضـح، واقعـي، مهـم و در راستاي نيازهاي شغلي، حرفهاي و شخصي باشد، يادگيري بهتر و پايدارتري خواهند داشـت . در بـ الغين يـادگيري بـهروشهاي تجربي مؤثرتر، عملگرا، مسأله محور و درونـي است (14). يادگيري جزء ضـروري بـراي حرفـهاي شـدنپرستاران است و به تسهيل فرآيند توسعه عملكرد حرفهاي پرستاران محسوب ميشود (15). از آنجا كه پرستاران بايـدتوانايي ارا يه مهارت هاي مراقبتي را دارا باشند. ايـن نقـشنيازمند تفكر انتقادي، آناليز و انعكـاس براسـاس يـادگيريمسأله محور، يـادگيري در طـول مـدت زنـدگي و توانـاييتحقيق مي باشد (1). پرسـتارا ن بايـد داراي قـدرت تجزيـهتحليل، قطعيت، خلاقيت، صلاحيت، انعكاس، حسن تلقـيكردن تغييرات، ايجادكننده بحران و پـژوهش باشـند (16).
Chesnutt و Everhart مي نويسند مرور متون حـاكي
از كمبود پرستاران مراقبتهاي ويژه باتجربه ميباشـد (17).
به همين علت پرستاران بخـشهـاي مراقبـت ويـژه از بـينپرستاراني انتخاب ميشوند كه فاقـد تجربـه قبلـي مراقبـتويژه هستند . بنابراين ضرورت دارد كه پرستاران تـازه وارد ازكيفيـت آموزشـي بـالايي برخـوردار باشـند (20-18). نبـود پرستاران قلبـي آمـوزش ديـ ده در زمينـه مراقبـت ويـ ژه بـاصلاحيت بال يني، تهد يد مـستقيمي بـراي اي منـي بيمـاران ومخصوصاً عمل كردهاي پرستار ي پيشرفته قلب ميباشـ د و درحال حاضـر، تهديـ د قر يـب الوقـوع اي منـي بيمـار و نگرانـي پرستاران محسوب ميگردد (21). پرستاران تازه وارد كه واردبخش مراقبت ويـژه مـيشـوند، اضـطراب ناشـي از عوامـلمختلفي مانند شدت مراقبتهـاي پرسـتاري لازمـه، كمبـوداطلاعات، فشار كاري، بياعتمادي نسبت به نقش، احـساسناامني، احتمال بروز خطـا، تكنولـوژي پيـشرفته و چگـونگيپذيرفته شدن در بخش را تجربه ميكنند (22و23). اطميناناز اين كه پرستاران تازه وارد كـه وارد بخـش مراقبـت ويـژهميشوند با دانش و مهارتهاي لازم مجهز شـدهانـد، عامـلاصلي در كاهش اين اضطرابها است (22).
1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Johnson و همكـارانش در اسـتراليا مطالعـهاي ب اعنوان »يادگيري و توسعه: ارتقاء عملكرد و نگرشهاي حرفه-اي پرستاران « به منظور اعتباربخشي به تحقيقات قبلي انجـامدادند، آنها مينويسند: يادگيري پرستاران و توسـعه فعاليـت-هاي آنان، صرفاً بر نتايج مهـارتهـاي اختـصاصي و دانـشكسب شده، تأكيد داشـته و در چنـدين مطالعـه ارتبـاط بـينيادگيري و توسعه فعاليتها و نگرشهاي حرفه اي يا عملكردو مكانيسم هاي اين فرآيند مورد بررسـي قـرار گرفتـه اسـت.
نتايج اين مطالعات نـشان مـيدهـد كـه سـاختار شـناختي وانگيزهاي مي تواند مكانيسم هـايي بـراي بهبـود نگـرشهـا وعملكرد پرستاران محسوب گرد د (15). پاسخ به محدودهاي ازعوامل كه شامل افـزايش ميـزان جمعيـت، زنـدگي طـولانيمدت، شرايط مزمن، پيشرفت در دو جنبه پزشكي و تكنولوژيو گروهي از نگرانيهاي سلامت اجتماعي، به توسـعه نقـش-هاي سنتي پرستاران منجر شده اسـت (24). همچنـين رشـدسريع تعداد فارغالتحصيلان پرستاري، روند آموزش و يادگيري را به سبك سنتي به چالش مـيكـش د (25). از طـرف ديگـرافزايش كيفيت كار پرستاران در بخـشهـاي مراقبـت ويـژه،توسعه نقشها و مسؤوليتها را به همراه دارد (24). پرستارها، با نياز مراجعين جهت ارا يه مراقبت بهداشتي حرفهاي، طي 24 ساعت روب ه رو هستن د (26). همين طـور بخـش هـاي مراقبـتويژه، پتانسيل با ارزشي از فرصتهـاي كـسب مهـارتهـايجديد و اخذ دانش را براي پرسـتاران فـراهم مـينمايـ د (27).
Waterman و همكارانش نيز معتقدند مهارتها، دانـش ونگرشهاي اوليه مراقبتي در افراد گروه بهداشتي، براي طـولدوره زندگي آنها كافي نيست (28). يادگيري در طول مـدتزندگي و توانايي رشـد در محـيط دايمـاً متغيـر از ضـرورياتمحسوب مي شود (1). ضرورت توجه به يادگيري پرسـتاران ازموارد مهمي است كه منجر به افزايش انگيزه آنان و به حداقل رساندن خطاها ميگردد. همچنين به واسـطه بهبـود مـستمركيفيت مراقبت هاي پرستاري و نياز بـه كـسب مهـارت هـايمناسب، توجه بـه يـادگيري آنـان، ضـروري مـيباشـ د (29).
Holmes نيز معتقد است بـا توجـه بـه تغييـرات محيطـي،يادگيري فردي براي پرستاران يك ضرورت محسوب ميشود (30). Ashton و Newman م ينوي سند: ي ادگيري ب ا رويكردهــاي جديــد ضــروري بــه نظــر مــيرســند (31).
Glanville وHoude به اين باورنـد كـه مركـز فرآينـديادگيري، م ديريت فردي است و فرد با غوطهوري در محـيطميتواند باعث انتقال دانش شود (32).
١۴
با توجه به افـت عملكردهـاي مهـارتي مناسـب و بـاوجود اين واقعيت كـه پرسـتارها، خواهـان توسـعه دانـش ومهارتهاي حرفه اي مـيباشـند، از بعـد حرفـهاي و ديـدگاهاقتصادي، يادگيري مهم تلقـي مـيگـرد د (24). نقـش هـايحرفهاي پرستاران و مسؤوليتپذيري آنان، ضـرورت كـاربردمهـارتهـا و دانـش، نـ شاندهنـده ضـرورت بهبـود وسـيع يادگيري د ر حيطـههـاي شـناختي، عـاطفي و روان حركتـياست (24). سرمايهگذاري در يادگيري و توسعه فعاليت هـاي پرستاران، نتايج مطلوب براي پرستاران، سازمان و بيماران رابهبود مي بخشد (15). همچنين از آنجا كه مرور متون نـشانميدهد كه بـا توجـه بـه شـرايط پرسـتاران و عملكردهـايپيشرفته آنان، فرآيند يـادگيري در پرسـتاران بـسيار پيچيـده ميباشد (1). تجربيات يادگيري باليني پرستاران تـازه وارد دربخش مراقبت ويژه با دانشجويان پرستاري در محيط بخـشبسيار متفاوت است، بنابراين نمي توان شرايط آنان در تجاربيادگيري باليني را با پرسـتاران تـازه وارد در بخـش مراقبـتويژه يكسان دانست و در دنيا تحقيقـات كمـي در رابطـه بـاتجارب يادگيري باليني در رابطه با پرستاراني كه براي اولـينبار در محيطهاي بخش مراقبت ويژه وارد ميشـوند، منتـشرشده است . بنـابراين تجـارب يـادگيري بـاليني در پرسـتارانبخش مراقبت ويژه، مشخص نيست (33). همين طور شواهدتجربي نشان مـيدهنـد در فرهنـگهـ اي مختلـف، شـرايطكاركنان پرستاري در محيطهاي باليني متفاوت ميباشد و بـاعواملي از قبيل شرايط مشاركتكنندگان، تجارب و تمايلاتآنان در بخشهاي مراقبت ويژه مشخص ميشود. هدف اينمطالعه تبيين تجارب يادگيري باليني پرسـتاران تـازه وارد دربخش مراقبت ويژه قلب بود.

روش مطالعه

1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

اين پژوهش يك تحقي ق كيفي است، كشف و درك تجارب افراد با روشهاي تحقيق كيفي امكـان پـذير مـي-گردد، تجارب، ساختار حقيقت را براي افراد تـشكيل مـي-دهند، فقط با وارد شدن به دنياي تجربيات افراد ميتـوان معناي پديدهها را از د يـدگاه آنـان دريافـت (34). تحقيـ ق كيفي ابزاري براي به دست آوردن اطلاعات غني و عميق از تجارب مشار كتكنندگان است (34). با توجه بـه هـدفمطالعه يعني تبيين تجارب يادگيري باليني پرسـتاران تـازه وارد در بخش مراقبت ويژه قلب، روش تحقيـق كيفـي از نوع تحليل محتواي مرسوم كـه روش مناسـب ي بـراي بـهدست آوردن و تحليل دادههاي غني از مشاركت كنندگان بـود ، اسـتفاده شـد. تحل يـل محتـوا فرآينـد طبقـه بنـدي سيستماتيك دادههاست كه از طريق آن كدها و مـضامين نمايان ميشود (35). اين روش يكي از مهمترين تكنيك-هاي پژوهشي در علوم اجتماعي است كه در پـي شـناخت دادهها به تحليل آنها مي پردازد. ايـن روش بـراي تفـسيرعميق داده ها در تحقيق و آموزش پرستاري به كـار گرفتـهشده اسـت (36). روش نمونـهگ يـري مطالعـه بـه صـورتهدفمند بود و محقق مشاركتكنندگاني كه تجربه غنـي ازپديده مورد نظر و توانايي و تمايل به بيان ايـن تجـارب را داشـتند، انتخـاب نمـود و نمونـهگيـري بـا حـداكثر تنـوع (Maximum Variance of Sampling) ادامـهيافت. طي ا ين تحق يق، 18 شر كتكننده شامل 15 پرستار،3 پزشك كه در سـال 1392–1391 مـشغول بـه كـار دربخش مراقبت ويژه قلب در بيمارستان دولتي فاطميـه كـهوابسته به دانشگاه علوم پزشكي سمنان ميباشـد ، انتخـابشدند و نمونهگيـري تـا زمـان رسـيدن بـه اشـباع دادههـا(Data Saturation) ادامه يافت. اشباع عبارت است از اين كه با ادامه جمع آوري دادهها، دادههاي جمعآور ي شده تكرار دادههاي قبلي باشـد و اطلاعـات جد يـدي حاصـل نگردد (34). در اين مطالعه نيز تا مصاحبه 16 اشباع داده-ها حاصل شد و به منظور اطمينان از ا يـن كـ ه داده هـاي جديدي وجود ندارد، دو مصاحبه ديگر هـم انجـام گرفـت.
معيارهاي ورود پرستاران به پـژوهش شـامل سـاكن شـهرسمنان، دارا بـودن حـداقل مـدرك كارشناسـي پرسـتاري، داشتن حداقل يك سال سابقه كار مف يـد و تمـام وقـت دربخش مراقبت ويژه قلب و تمايل به مشاركت در مطالعـه وبيان تجارب بود. روش اصـلي گـردآوري داده هـا مـصاحبه نيمه ساختار يافته بود . ابتدا شماره تلفـن تمـاس پرسـتارانبخش مراقبت ويژه از دفتر پرستاري بيمارستان گرفته شد. سپس طي تماس تلفني با پرستاران و بيان اهداف مطالعه، زمــان انجــام مــصاحبههــا و محــل مناســب از نظــرمشاركتكنندگان تعيـين مـيشـد . در مـصاحبه پرسـتارانتشويق ميشدند كه تجربيات خود پيرامون يادگيري بالينيدر بخش مراقبت ويژه قلب را به اشتراك بگذارند و از آن-ها سؤال باز پرسيده ميشد كه »در مورد يـادگيري بـالينيدر بخش مراقبت ويژه قلب برايم بگوييد؟«، »از تجربيـات يادگيري باليني خودتان در بخش مراقبت ويژه قلب بـرايمبگوييد؟« س ؤالات اكتشافي براساس تجـارب مطـرح شـده
١۵
پرستاران و دستيابي به اطلاعات عميقتر ادامه مييافت، از آنان خواسته ميشد تا مصاديق عيني را بـه صـورت مثـالبازگو كنند . مدت زمان مصاحبهها بر حسب شرا يط و تمايل مشاركت كنندگان 40 تا90 دقيقه بود.
همه مصاحبه ها به صورت ديژيتالي ضبط و بلافاصلهكلمه به كلمه نوشته شد. متن هر مصاحبه چندين بار مطالعهميشد و همزمـان بـا جمـعآوري داده هـا، تجزيـه تحليـل وكدگذاري مي شد. فرآيند غوطهوري در دادهها با مـرور مكـررمتنهاي دست نوشته و گوش كردن مصاحبهها ادامه مـي-يافت. براي تجزيه تحليل محتوايي تمام مصاحبهها از فرآينداستقرايي و كدگذاري استفاده شد و پس از چندين بار گـوشكردن به نوار مصاحبهها و خواندن متون، فرآينـد كدگـذارياوليه با شناسايي جملات و پاراگرافهاي معنايي، به صـورتمحتواي آشكار و پنهان، تحليل دادهها انجام شد. واحـدهايمعنايي از صحبتهاي مشارك تكننـدگان در قالـب كـدهاياوليه استخراج شدند. سپس كـدها براسـاس تـشابه، تفـاوتمعنايي و مفهومي طبقـهبنـدي و تغييـ ر شـكل داده شـده ومحـــدودتر شـــدند تـــا مقولـــههـــا ســـاخته شـــد (Reduction/Distillation/Condensation) و
الگوي مفهومي معنادار در كنار يكديگر گذاشته شد تا ارتباطبين طبقات شناسايي و درونمايهها ظاهر گرديد. بـه منظـوراطمينان از روايي درونمايههاي استخراج گرديده از دادههـا،فرآيند برگشتي و بررسي تمـامي دادههـا بـه صـورت مجـزاانجام گرفت و منابع حمايت كننده از درونمايـه هـا اسـتخراجشد. از طريق ايجاد اين مقوله ها داده ها به بخش هـاي مجـزاخرد شدند، براي به دست آوردن مشابهات و تفاوتها، داده -ها به دقت بررسي شدند و سؤالاتي درباره پديدهها كه داده -ها حا كي از آنند، مطرح گرديد، به اين ترتيب مفهـوم پـردازي از داده ها، اول ين قدم در تجزيه تحل يل داده ها انجام شد. ايـ ن كار باعث ميشد كه كدهاي مربوط به يك موضوع در يـك طبقه خاص قرار گيرند و يك اسم مفهومي كه انتزاع يتـر ازمجموعه آن مقولهها بـود، بـراي آن طبقـه خـاص در نظـرگرفته م يشد. با كدگذاري و ايجاد روابط بـين هـر مقولـه ومقولههاي فرع ي (Subcategory) مرتبط بـا آن، دادههـابه صورت جديد با يكديگر مرتبط ميشدند. وقتي در دادههـا،پديده خاصـي مـشخص مـيشـد، مفـاهيم آن طبقـه بنـدي (Categories) ميشد و به روش تحليل محتوا ي مرسوم مورد تجزيه تحليل قرار گرفت (37).
1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

براي افزا يش روا يي و پا يـايي كـ ه معـادل اسـتحكام
علمـي يافتـههـا (Truthworthing) در تحقيـ ق كيفـي است، از چهار معيار اعتبـار ، تأيي دپـذيري، قابل يـت اعتمـاد و انتقالپذيري مطابق نظـر Lincoln & Guba اسـتفادهگرديد (35). درگيري طولاني مدت محقق (Prolonged Engagement)، با توجه به اين كـه محقـق بـه عنـوانمربي كارآموزي دانشجويان پرستاري در بخش مراقبت ويژهقلب حضور داشت، ايـن سـاعات طـولاني حـضور و ارتبـاطصميمي با پرستاران، امكان جمـعآوري داده هـاي واقعـي راتسهيل مي نمود و تماس و ارتباط او با مشاركتكنندگان بـهجلب اعتماد آنان و درك تجـارب توسـط پژوهـشگر ك مـك ميكرد، تخصيص زمان مناسب و كافي براساس ترجيحـاتمشاركتكنندگان، براي جمعآوري داده ها و حسن ارتبـاط بـاآنان منجر به افزايش مقبوليت و اعتمادپذيري دادهها مي شد.
مشاركتكنندگان با حداكثر تنوع و با سوابق كاري و تجاربكاري متنوع، تفـاوت در سـن، تنـوع فرهنگـي، اجتمـاعي واقتصادي اعتبار دادهها را افزايش م يداد. هم چنـين از روش-اهـ ي مقبوليـت دادههـا (Credibility) بـا مـرور دسـت نوشتهها توسط مشاركتكننـدگان (Member Check) جهت رفع هر گونه ابهام در كدگذاريها استفاده شـد، بـراي اين منظور پژوهشگر قسمتهايي از مصاحبه و كدگذاريهـارا در اختيار آنان قرار داد تا به مفـاهيم يكـ سان در رابطـه بـاگفتههاي مشار كتكنندگان دست يابد و ميزان تجانس بـيندرونمايههاي استخراج شده با تجـارب مـشاركتكننـدگانمقايسه شد . همچنين از اشـباع داده هـا نيـ ز بـراي بـالابردناعتبــ ار اســـتفاده شـــد، قابليــ ت تعيـــين – تأييـــد (Confirmability) نيز با جمعآوري س يستماتيك داده ها
(Audit Trial)، مراحل و روند تحقيق به طور دقيق ثبت و گزارش شد به نحوي كـه پيگيـري بـراي سـاير محققـينامكانپذير گردد و با رعايت بيطرفي محقق، توافق سه نفـراز پرستاران بخش مراقبت ويـژه روي مـصاحبههـا، كـ دها ودستهبندي كدهاي مشابه و طبقات براي مقا يسه بـين آنچـهكــه محقــق برداشــت نمــوده بــا آنچــه كــه منظــور مشاركتكنندگان بوده، استفاده شد. اطمينان يا ثبات يافتهها (Dependability) ب ا ن سخهنوي سي در اس رع وق ت، اســتفاده از نظــرات همكــاران (External Check) و مطالعه مجدد كل دادهها و مـصاحبه بـا مـشاركت كننـدگانمتفاوت و ارايه نقل قولهاي مستقيم و مثـالهـ ا بـه همـانصورتي كه گفته شده بود، تبيين غني دادهها و قابليت انتقال
١۶
(Transferability) را امكان پذير نمود . به نحوي كه بـانگـارش جزييـات، محققـين و گـروههـاي ذينفـع قـادر بـه تصميم گيري براساس نتايج اين مطالعه باشند.
اصول اخلاقي در پژوهش شامل تـصويب طـرح درشوراي پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي سمنان (به شـماره455) و كميته اخلاق دانشگاه (216829/91)، اخذ رضايتآگاهانه به صورت كتبي از مشاركتكنندگان جهت شركت در مطالعه، ضبط مصاحبه ضمن حفظ بينامي و رازداري واختيار آنان براي ترك مطالعه بـود. بـه آنهـا اطـلاع دادهميشد كه در صـورت لـزوم ممكـ ن اسـت بـراي تكميـ ل صحبتها مجـدداً بـه آنهـا مراجعـه شـود . همچنـين بـهمشاركتكنندگان گفته شـد در صـورت تمايـ ل مـيتواننـدنتايج پژوهش را در اختيار داشته باشند.

يافتهها
15 پرستار (14 زن و 1 مرد )، كه سن آنها 26-45 سال (ميانگين 2/35)، سابقه كار 3 تـا 24 سـال (ميـانگين73/8) و سابقه كار در بخش مراقبت ويژه قلب حداقل 1 تا
11 سال (ميانگين 06/4) بود و 3 پزشـك در ايـ ن مطالعـهمشاركت نمودند . با تجز يه تحل يل يافتهها پيرامـون عوامـلمؤثر بر تجـارب يـادگيري بـاليني پرسـتاران تـازه وارد دربخش مراقبت ويژه قلب مـضامين »چـالش هـاي آمـوزشپايه«، »يادگيري خود راهبر«، »برخورداري از حمايـت« و»نظارت اثربخش « انتزاع شد. درون مايه اصلي »يـادگيريموقعيتي« بود ( شكل شماره 1).
يادگيري موقعيتي يادگيري مـوقعيتي (Situational Learning) براساس مشاركت و همكاري بين پرستاران بخش مراقبتويژه قلب صورت مي پذيرد، به طوري كـه آنهـا در طـولزمان با به اشتراك گذاشتن دانستههاي علمـي و مهـارت-هاي عملي، مطرح نمـودن سـؤالات و ايجـاد زمينـههـايبحث و گفتگو، مشاهده رفتار و عملكرد پرستاران باتجربـه،درگير شدن در تعاملات اجتماعي با همكاران در جستجوييادگيري تجارب باليني ارزشـمند ديگـران و ارتقـاء حرفـه پرستاري هستند . مشارك تكنندگان مطرح مـيكردنـد كـهمحيطهاي كاري با وجود موقعيتهاي تنش زا با توجـه بـهشرايط بيمار ان بستري در بخش مراقبت ويژه قلـب، بـرايآنان شرايط يادگيري بسيار متنوع و جذابي را ايجـاد مـي-
1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:25 +0330 on Wednesday October 11th 2017

كرد، به نحوي كه شايد اين گونه يادگيريها بـدون وجـودموقعيت خاص اين بيماران و اين بخش امكانپذير نبود.
مشاركتكننـده 10 بـا 1 سـال سـابقه كـار بخـشمراقبت ويژه قلب ميگويد: »اوايل كه آمـده بـودم، خي لـي چيزها را نميدونستم، مسؤول بخش به من توض يح م يداد، بيشتر سع ي مـيكـ ردم كـ ه اگـر چ يـزي را نمـيدونـم ازهمكارم بپرسم ، … من نميدونستم كه چطور بايد به همراهبيمار در مورد وضعيت بيمارشون توض يح بدهم، چندين بـارنگاه كردم و دي دم كه همكارها ي باتجربه چطـور بـه زبـانآنها شرا يط بيمار را به آرامي برا شون توضـيح مـيدهنـد،من هم از آن ها ياد گرفتم«.
مشاركتكننده 5 با 3 سال سابقه كار بخش مراقبتويژه قلب ميگويد: »مريضي داشت يم كه پيس ميكر داشت،قلبش داراي ضربان بود، اما ارست تنفسي كرده بود، خوباين برا م يك تجربه شد كه وقت ي مر يض پـيس داره، فقـطبه ضربان قلب نبايد توجه كرد. تنفسش هم مهم است«.
چالشهاي آموزش پايه


پاسخی بگذارید