نياز و احتياجات طيور گوشتي به پروتئين خام در واقع احتياجات آنها به اسيدهاي آمينه اي است که در ساختار پروتئين ها دخالت مي کنند. پروتئين ها در ترکيب بافت هاي مختلف بدن از پر تا عضلات نقش دارند.
1-11-انرژي
طيور جهت بقا و رشد، نياز به انرژي دارند. انرژي مورد نياز طيور از سوخت و ساز مواد تغذيه اي حاصل مي شود. به طور قراردادي، انرژي قابل متابوليسم، انرژي اجزاي جيره مصرفي توسط طيور را توصيف مي کند. با توجه به اينکه کل انرژي اجزاي جيره در ساختار فيزيکي و بقاي پرنده مورد استفاده قرار نمي گيرد، و مقداري از انرژي جيره دفع مي گردد، بنابراين اگر انرژي هدر رفته (دفع شده) از انرژي بدست آمده از دان کسر شود، انرژي قابل متابوليسم به دست خواهد آمد.
1-12-ريزمغذي ها
ويتامين ها که معمولا در اغلب جيره هاي طيور اضافه مي شوند، به دو دسته محلول در آب و محلول در چربي تقسيم مي شوند. ويتامين هاي گروه B و ويتامين هاي محلول در چربي مي توانند در کبد يا ساير قسمت هاي بدن ذخيره شوند.
مواد معدني: مواد معدني پرمصرف شامل کلسيم، فسفر، پتاسيم، سديم، کلر، سولفور و منيزيوم مي باشد. عناصر معدني کم مصرف نيز شامل آهن، يد، منگنز، روي و سلنيوم است.
1-13- تغذيه مرحله اي
احتياجات تغذيه اي معمولا با سن طيور کاهش مي يابد و به طور معمول در تغذيه مرغ گوشتي سه جيره: پيش دان، رشد دان و پس دان مورد استفاده قرار مي گيرد. آنچه که اهميت دارد اين است که تغييرات در فرمول جيره نبايد يکباره صورت گيرد. بلکه بهتر است تغييرات بطور مداوم در طول زمان باشد. اغلب کارخانه هاي سازنده خوراک طيور، جيره هاي گوناگوني جهت تامين نيازهاي تغذيه اي طيور توليد مي نمايند. هرچقدر تعداد جيره ها بيشتر باشد، پرورش دهندگان راحت تر مي توانند جيره مناسب را با توجه به اهداف پرورشي و نيازهاي تغذيه اي طيور انتخاب نمايند. عوامل مختلفي مانند مسائل اقتصادي، قانوني، ظرفيت کارخانه و هزينه هاي حمل و نقل باعث ايجاد محدوديت در تهيه فرمول هاي گوناگون مي گردد. احتياجات تغذيه اي براساس اهداف توليد، در سه جيره اصلي فرموله شده که توليدکنندگان اغلب ترکيبي از آنها را مورد استفاده قرار مي دهند.
1-14-جيره شماره1
جيره غني با هدف دستيابي به افزايش وزن و ضريب تبديل مطلوب مي باشد. استفاده از جيره مذکور که جيره گراني است، باعث افزايش چربي لاشه گشته و ضمننا ممکن است مشکلات متابوليکي را نيز به همراه داشته باشد.
1-15-جيره شماره 2
انرژي جيره شماره 2 کمتر از انرژي جيره شماره 1 بوده ولي ميزان پروتئين خام و اسيدهاي آمينه در حد مطلوب است. استفاده از جيره مذکور باعث کاهش ميزان چربي لاشه و حداکثر رشد عضله سينه گشت، همچنين بر روي وزن و ضريب تبديل اثر منفي دارد. ولي هزينه تغذيه براي توليد گوشت سينه در حد مطلوب خواهد بود.
1-16-جيره شماره 3
اين جيره داراي مواد مغذي کمتر است که باعث وزن گيري کمتر و ضريب تبديل بالاتر مي شود. ولي ممکن است قيمت تمام شده مرغ زنده در حد مطلوب باشد.

1-17-عوامل تعيين کننده عملکرد جوجه هاي گوشتي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پيشرفت هاي حاصله درامر تغذيه واصلاح نژاد جوجه هاي گوشتي موجب افزايش سرعت رشد و كاهش دوره پرورش در دو دهه گذشته گرديده است به گونه اي كه سن كشتار آنها از ?? روز در اوايل دهه ???? به ?? روز در دهه???? كاهش يافته است (زوبير و ليسون، 1996). دراصلاح نژاد مرغ هاي گوشتي با استفاده ازتلاقي بين لاين هاي مختلف، آميخته هاي تجاري (جوجه هاي گوشتي)متفاوتي توليد و به بازارعرضه مي گردد. آميخته هاي مختلف داراي توانائي هاي متفاوتي مي باشند (سوزا و همکاران، 1994). عملكردهاي ارائه شده در بولتن هاي منتشره ازسوي شركت هاي توليدكننده آميخته هاي مختلف تحت شرايط خاص وطبق دستورالعمل (برنامه نوري، تراكم، تغذيه،دما) شركت هاي مذكور بدست آمده است كه بعضاً با دستورالعمل ساير شركت ها متفاوت مي باشد. همچنين عموماً پرورش دهندگان به تفاوت هاي موجود در برنامه هاي شركت هاي مختلف توجه چنداني نمي نمايند. لازم است با انجام آزمايشاتي مقايسه اي چگونگي عملكرد آميخته هاي مختلف در شرايط مشابه مورد بررسي قرار گيرد. مقايسه وعملكردآميخته هاي مختلف ازسال????درآمريكاصورت مي گيرد (مرکلي و همکاران، 1980).

فصل دوم
بررسي منابع
2-1- ال- کارنيتين
بيش از پنج دهه است كه جوجه هاي گوشتي به طور مستمر براي وزن بدن مورد عمل انتخاب قرار مي گيرند. پيامد اين عمل افزايش سرعت رشد و همچنين بهبود در راندمان غذايي مي باشد. ولي عمل انتخاب به طور ناخواسته اي سبب افزايش چربي ذخيرهاي در بدن، چربي محوطة بطني، مشكلات پا و بيماري هاي متابوليكي چون سندروم مرگ ناگهاني و آسيت مي گردد (بيوسي و همکاران، 2001). از طرف ديگر تقاضاي مردم براي مصرف گوشت با چربي كم در حال افزايش مي باشد (توري لي و همکاران، 1993). زيرا مصرف چربي بالا بخصوص چربي هاي اشباع شده در جيرة غذايي انسان سبب افزايش بيماري هاي قلبي، عروقي، ديابت و سرطان هاي روده و سينه مي گردد (مارسياني و همکاران، 1991). بنابراين براي خنثي كردن بعضي از اين پيامدها بايد از طريق اصلاحات ژنتيكي اقدام نمود كه متأسفانه نتايج آن در دراز مدت بدست مي آيد. از طرفي علاوه بر اصلاحات ژنتيكي بايد به دنبال راه حل هايي كوتاه مدت، همچون بررسي فاكتورهاي تغذيه اي و مديريتي باشيم (بيوسي و همکاران، 2001). به نظر مي رسد ال-كارنيتين به عنوان يك عامل تغذيه اي، نه تنها مي تواند بر بهبود عملکرد توليدي طيور گوشتي تاثير گذار باشد بلکه موجب کاهش بعضي از مشکلات فوق مي گردد (بورام، 1983). كارنيتين يك آمين چهارتايي است كه به آساني در آب حل شده و داراي دو ايزومر نوري ال و دي اس (هارمر، 2002). فرم ال آن به وسيلة سلول هاي گياهي، جانوري و ميكروارگانيسم از دو اسيد آمينة ضروري لايزين ومتيونين در يك پروسه 5 مرحله اي كه ويتامين C و B و همچنين عنصر آهن نقش دارند ساخته مي شود. در حاليكه نوع دي آن در طبيعت وجود ندارد و به صورت شيميايي سنتز مي گردد كه ميزان آن در حيوانات بر حسب گونه، نوع بافت و وضعيت تغذيه اي متفاوت مي باشد (بيوسي و همکاران، 2001). تنها فرم ال آن داراي اثر فيزيولوژيكي است در حاليكه نوع دي داراي اثراتي همچون اثر متقابل با پروتئين هاي حمل كنندة نوع ال از خون به داخل سلول و همچنين محدود كردن آسيل ترانسفراز ال كارنيتين ( انتقال اسيد چرب را به داخل ميتوكندري امكانپذير مي كند) از طريق مهار كردن از نوع رقابتي مي باشد (ادر و همکاران، 2002) فرم دي? ال يا راسميك آن سمي بوده و هيچ اثر مفيدي براي بدن ندارد (کرتلي و مارکوني، 1990). ال كارنيتين علاوه بر ساخت با منشاء داخلي از طريق مواد غذايي مختلف (گياهي و جانوري) وارد بدن مي شود. ميزان ال كارنيتين در منابع غذايي گياهي و حيواني متفاوت مي باشد به طوريكه در منابع حيواني ميزان آن بيشتر از منابع گياهي است و در چربي ها (گياهي و جانوري) ميزان آن صفر مي باشد (کرتلي و مارکوني، 1990). ال كارنيتين داراي نقش هاي متعددي از جمله محافظت و تنظيم غشاهاي سلول، افزايش ايمني بدن، نقش متابوليكي و همچون نقش كاتاليتيكي مي باشد. نقش اخير كه مهمترين عمل ال كارنينتين محسوب مي شود باعث انتقال اسيدهاي چرب بلند زنجير (Long chain fatty acid) از سيتوپلاسم به داخل ماتريكس ميتوكندري براي عمل بتا اكسيداسيون مي گردد (بورام، 1983). نياز به ال كارنيتين به دليل بيوسنتز داخلي آن مدت زيادي مورد بررسي قرار نگرفت، اما مطالعات در طي سال هاي اخير نشان مي دهد كه تحت بعضي از شرايط از جمله محدود بودن بيوسنتز ال كارنيتين در حيوانات جوان، مصرف جيره هايي با چربي بالا و داراي ال کارنيتين كم و همچنين جذب روده اي كم، افزودن آن به صورت مكمل به خوراك مصرفي ضروري به نظر مي رسد (داس کيران و تتر، 2001).
2-1-1چگونگي سنتز ال کارنيتين و مکانيزم اثر آن
ال کارنيتين يک آمين چهارتايي با فرمول شيميايي C7H15NO3 محلول در آب است و داراي سه گروه متيل مي باشد.اين ماده از ترکيب اسيد هاي آمينه ضروري متيونين و ليزين همراه با آهن ، پيريدوکسين، ويتامين C، نياسين و منيزيم قادر به ساخت کارنيتين در کبد، کليه و مغز پستانداران سنتز مي شود، جايگاه اصلي ذخيره ال کارنيتين در بدن عضلات اسکلتي و قلبي مي باشد. در اين واکنش ها ليزين تامين کننده اسکلت کربني و متيونين به عنوان دهنده گروه متيل مي باشد (بريمر، 1983). استيل ال کارنيتين يکي از استرهاي کارنيتين است و به همراه کارنيتين و استرهاي آسيل ديگر که از نظر طول زنجيره متفاوت است در پلاسما يافت مي شود.
تشکيل استيل ال کارنيتين (ALC) با تيوکيناز سيتوپلاسمي شروع مي شود که از اسيد هاي چرب فرار، ATP و کوآنزيم A، آسيل کوآنزيم A ساخته مي شود اين ماده در ترکيب با کارنيتين در حضور کارنيتين پالمتيوئيل تراسفرازI، اسيل کارنيتين را تشکيل مي دهد. در حضور کارنيتين-اسيل کارنيتين ترانس لوکاز به ماتريکس ميتوکندري وارد مي شود در مقابل يک مولکول کارنيتين از ميتوکندري خارج مي گردد. در غشاي داخلي ميتوکندري در حضور کارنيتين پالميتوئيل ترانسفراز II، اسيل کارنيتين به کارنيتين تبديل مي شود و اسيل کوانزيمA توليد مي شود. در نهايت، توليد استيل- کارنيتين و کوانزيم A از کارنيتين و استيل کوآنزيم A (که در روند B اکسيدا سيون اسيل کوانزيم A حاصل مي شود ) در حضور کارنيتين استيل تراسفراز کوانزيم در ماتريکس ميتوکندري اتفاق مي افتد. کارنيتين و استرهاي آن از تجمع سمي اسيد هاي چرب و اسيل کوانزيم A (به ترتيب در سيتوپلاسم و ميتوکندري) در ضمن توليد استيل کوانزيم که در توليد انرژي در ميتو کندري نقش دارد جلوگيري مي کند تشکيل آنزيمي ALC در ماتريکس ميتوکندري برگشت پذير است که با ايجاد کوانزيم A و استيل کوانزيم A که بسهولت در دو طرف غشاء متبادل مي شوند انرژي متابوليکي را براي ارگان هاي داخل سلولي فراهم مي کند.
کارنيتين استيل ترانسفراز يک سيستم آنزيمي برگشت پذير است که به نظر مي رسد با کولين استيل ترانسفراز (chat) مرتبط است، بنابراين تامين استيل کولين داخل سلولي در واکنش معکوس باعث توليد استيل کوانزيم A مي شود. اين مکانيسم مي تواند بهبود انتقال عصبي کولينرژنيک و افزايش انرژي داخل سلولي در تحقيقات ALC را توضيح دهد. مطالعات انجام شده در انسان و خوک هاي گينه اي نشان داد که افزودن کولين باعث کاهش دفع ادراري کارنيتين مي شود در عين حال منجر به افزايش ذخاير کارنيتين در عضلات مي گردد که شواهد بيشتري از ارتباط آنزيمي آنها مي باشد.
از آنجائيکه ALC بسهولت از سد خوني-مغزي عبور مي کند اثرات مفيد ي در عملکرد سيستم اعصاب مرکزي (CNS) انسان در مطالعات انجام شده نشان داده است. فراموشي در اثر آلزايمر، سالخوردگي، سکته، آسيب عصبي ديابتي و آزاد شدن نورو پپتيد تحت تاثير مثبت تجويز ALC قرار مي گيرند. استيل- ال-کارنيتين اثرات قابل توجهي در برخي از بيماراني که از مقادير بالاي کورتيزول استفاده کرده اند، دارد و در مکانيسم هاي تنظيم ايمني که در درمان نفوذ HIV نقش مهمي دارد شرکت مي کند.
2-1-2اثرات ال-کارنيتين
به منظور بررسي اثرات استفاده از ال-کارنيتين در تغذيه گونه هاي مختلف حيوانات اهلي، کارآزمايي هاي فزاينده اي در شرايط مختلف انجام مي گيرد که در اين مقاله اطلاعات موجود در اين زمينه تا حدي جمع آوري گرديده است. استفاده از ال کارنيتين در جيره غذايي، در مقادير 20 تا 500 ميلي گرم درکيلوگرم غذا بسته به انديکاسيون آن موجب افزايش مقادير ال-کارنيتين در پلاسماي حيوانات اهلي و آزمايشگاهي همچون پرندگان و ماهيان مي گردد (لاکونت و همکاران، 1995).
2-1-3 استفاده از ال کارنيتين در طيور
جيره هاي گوشتي داراي درصد زيادي غلات است که حاوي مقاديري کمتري از ال-کارنيتين مي باشد، بنابراين، با افزايش نيازهاي متابوليکي، ناکافي بودن سنتز ال-کارنيتين در بدن به همراه کم بودن ال کارنيتين در جيره غذايي منجر به محدوديت در نيازهاي متابوليکي مي گردد، ناکافي بودن ال کارنيتين باعث کاهش عملکرد پرنده و چربي دار شدن لاشه مي شود. در برخي از گونه ها همچون خوك و ماهي استفاده از ال-کارنيتين در جيره غذايي باعث بهبود ميزان رشد و تبديل غذايي و کاهش مقدار ليپيد در بدن مي گردد. در طيور، اثرات افزود ن ال-کارنيتين به جيره غذايي کمتر روشن گرديده است. تغيير در مقادير ال-کارنيتين استفاده شده، ميزان انرژي قابل متابوليسم، چربي و غلات جيره و وضعيت فيزيولوژيکي حيوانات احتمالا علت تفاوت هاي موجود در مطالعات منتشر شده مي باشد، به علاوه افزودن ال کارنيتين به جيره ، در مواردي که نياز به افزايش متابوليسم وجود دارد، مانند استرس حمل و نقل، واکسيناسيون، فعاليت يا سرما، اثر مفيدي دارد. در برخي از مطالعات اخير استفاده از ال- کارنيتين باعث کاهش ميزان چربي در خروس هاي گوشتي که در حرارت معمولي پرورش داده مي شدند، گرديده است. دلايل واقعي وجود اختلاف در مطالعات انجام شده در حد گمانه زني است امامي تواند به علت تفاوت دزهاي استفاده شده ال-کارنيتين، دوره استفاده از ال کارنيتين، جنس و ژنوتيپ جوجه هاي گوشتي يا ترکيب اصلي جيره پايه باشد. در مجموع، پذيرفته شده است که سنتز ال-کارنيتين در بدن در کنار دريافت خوراکي آن، مي تواند براي اعمال طبيعي بدن کافي باشد. با اين وجود در موارد افزايش متابوليسم، هنگاميکه نياز به انرژي افزايشمي يابد احتمال قابل دسترس بودن ال-کارنيتين فاکتور محدود کننده براي سوخت و ساز چربي ها، محسوب مي شود که افزودن ال-کارنيتين به جيره غذايي اثرات مفيدي خواهد داشت. ال کارنيتين به ميزان 100 ميلي گرم در کيلوگرم ممکن است در کاهش موارد آسيتاز طريق افزايش نسبي وزن قلب موثر باشد. وجود ال کارنيتين براي متابوليسم و حرکت اسيدهاي چرب در داخل سلولها ضروري است. مشخص شده که اين ماده در ساختمان آنزيمي بنام کارنيتين استيل ترانسفراز شركت مي كند که بخشي از مکانيسم کوآنزيم a و استيل کوآنزيم a را تشکيل مي دهد و به نظر مي رسد که تأثير کارنيتين بر متابوليسم اسيدهاي چرب مي باشد که زنجيره کربن آنها بيش از8 کربن مي باشد درعين حال به نظرمي رسد که اين ماده تمايل زيادي به اسيد پالميتيک داشته که کارکرد آن انتقال اين مولکول ها با زنجيره طويل از جدار ميتوکندري مي باشد لازم به ذکر است که کارنيتين به دو شکل دي ال کارنيتين و ال کارنيتين يافت مي شود که تنها شکل فعال آن از نظر بيولوژيکي ال کارنيتين است . امروزه قدرت تأثير ال کارنيتين در بالا بردن توان حياتي موجب جلب توجه فراوان و افزودن آن به غذاهاي دام و حيوانات مسابقه و خانگي گرديده است.
2-1-4 ارتباط ال-کارنيتين با انرژي جيره
ربيعي وهمکاران (1998) نشان دادند که ارتباط معني داري بين ال-کارنيتين و مقدار انرژي جيره در طول دوره رشد جوجه هاي گوشتي وجود دارد و افزودن ال کارنيتين در مواقعي که انرژي جيره بالاست موثرتر از مواقعي است که انرژي جيره پايين است و اثر سينرژيستي بين ال کارنيتين با مقادير بالاي انرژي روي افزايش وزن و تبديل غذايي جوجه هاي گوشتي مشاهده شد. چنين پاسخي، ممکن است تنها به سطح انرژي جيره مربوط نباشد و به خاطر نوع اسيد چرب جيره باشد. يعني نتايج در اثر ترکيب چربي جيره تحت تاثير قرار گيرد، چون ال-کارنيتين اساسا در سوخت و ساز اسيد هاي چرب با زنجيره بلند حائز اهميت است، بنابراين افزودن ال-کارنيتين به جيره، اثرات محرك رشد و کاهنده چربي دارد. در جوجه هاي گوشتي که با جيره هاي با سطوح متفاوت انرژي تغذيه مي شوند، اثر ال-کارنيتين متفاوت است. با اين وجود در مطالعه ربيعي و همکاران (1998) کاهش مقدار انرژي جيره به 2.12 ميلي گرم در کيلوگرم، اگرچه در کاهش چربي محوطه بطني موثر بود اما در رشد و عملکرد جوجه هاي گوشتي تاثير چنداني نداشت. مقدار کافي ال کارنيتين در جيره هردو پارامتر نيروي حياتي و عملکرد طيور را تحت اثر مثبت قرار مي دهد ال کارنيتين درمرغان گوشتي باعث افزايش ضريب تبديل غذا و بهبود ضريب افزايش وزن ، کاهش ذخيره سازي چربي و تسهيل در استفاده از چربي هاي موجود در جيره شد و مقاومت طيور را در مقابل استرس هاي محيطي و فيزيولوژيکي بالا مي برد. جيره طيور گوشتي بايد حدود ?? ?? ميلي گرم به ازاء هرکيلوگرم غذا باشد.
2-1-5 اثر ال-کارنيتين در تنظيم سيستم ايمني
جالب است يادآوري گردد که استفاده از 100 ميلي گرم ال-کارنيتين در کيلوگرم غذاي جوجه هاي گوشتي با افزايش مقادير ايمونوگلوبولين ها و IgG در 2 تا 6 هفتگي، به عنوان تنظيم کننده سيستم ايمني عمل مي کند (ماست و همکاران، 2000). پاسخ هاي ايمني به دنبال ايمني زايي با استفاده از آلبومن سرم گاو اندازه گيري گرديد. افزودن ال کارنيتين به جيره پاسخ هاي تکثيري لنفوسيت هاي انسان و موش را به دنبال تحريک ميتوژني افزايش داد (کاوازا، 1973). شواهدي است که نشان مي دهد ال- کارنيتين باعث افزايش کيموتاکسي سلول هاي چند هسته اي مي شود (دي سيموني و همکارن، 1982) در فعال سازي فاگوسيت هاي تک هسته اي انسان، بيش از 50 درصد از استيل کارنيتين به ال کارنيتين تبديل مي شود که نشان دهنده نقش متابوليکي مهم استيل کارنيتين در پاسخ ايمني در هنگام فاگوسيت سلول هاي تک هسته اي مي باشد (کورت و همکاران، 1994). در مطالعه جان ماست و همکاران (2000) نشان داده شد که افزودن ال-کارنيتين به جيره با افزايش پاسخ هاي IgG و ايمنوگلوبولين کل در تنظيم سيستم ايمني نقش دارد. به علت نبود پاسخ IgA اختصاصي عليه BSA، (آنتي ژن سرم) مقادير پايين IgM در سرم در مقايسه با IgG و کينتيک مشخص کل ايمنوگلوبولين اختصاصي BSA و IgG، مي توان چنين برداشت کرد که اثر افزودن ال کارنيتين به جيره روي کل ايمونوگلوبولين اختصاصي BSA، اساسا منعکس کننده اثر ال-کارنيتين روي IgG مي باشد. افزايش پاسخ هاي IgG اختصاصي BSA گذرا نيست و از هشتمين روز از ايمن سازي اوليه تا حدا قل4 روز از ايمن سازي د وم ادامه مي يابد، اين افزايش و مشاهده اينکه ال-کارنيتين اثر جزئي روي پاسخ هاي IgM اختصاصي BSA دارد يا اصلا ندارد ممکن است نشان دهنده اين باشد که ال-کارنيتين مانند اغلب ادجوانتها، شروع پاسخ هاي ايمني را افزايش نمي دهد اما بطور اختصاصي در توليد IgG در سلول هاي پلاسما و يا در تبديل ايزوتيپ هاي IgG به IgG نقش دارد. افزودن ال-کارنيتين به جيره، با جبران کمبود ال کارنيتين مورد نياز براي سلول هاي ايمني، باعث افزايش پاسخ هاي IgG اختصاصي در جوجه هاي گوشتي مي شود. در واقع، ميزان رشد جوجه هاي گوشتي در طول واکسيناسيون و به دنبال آن پاسخ هومورال از2 هفتگي تا6 هفتگي در حدا کثر مي باشد. اين ميزان متابوليسم بالا نشانگر نياز بالا به ال-کارنيتين مي باشد. به علت عدم سنتزکافي ال کارنيتين در بدن حيوانات جوان، نيازهاي متابوليکي بالاي اين حيوانات تامين نمي شود و منجر به کمبود ال- کارنيتين مي گردد. در نتيجه افزودن ال-کارنيتين به جيره پاسخ IgG بصورت طولاني مدت افزايش مي يابد که مي تواند در افزايش پاسخ هاي ايمني در واکسيناسيون اهميت کاربردي بيشتري داشته باشد.
2-2ساختار ليپوپروتئين ها
چربي اگزوژن (مواد چربي که با خوردن غذا وارد بدن مي شوند) و نيز چربي آندوژن (ليپيدهايي که توسط کبد توليد مي شوند) از طريق پلاسما به بافت هاي محيطي براي سوخت و ساز (بافت ماهيچ هاي و قلب)، ذخيره (بافت چربي ) و نيز توليد مواد هورموني (آدرنال و گنادها) انتقال مي يابد (نقي زاده گلزاري و طالبي، 1391). ليپيدها در پلاسما به صورت آمپلكس هاي درشت مولكولي به نام ليپوپروتئين حمل مي شوند. ليپوپروتئين ها قطعه هاي آروي هستند متشكل از صدها مولكول ليپيد و مولكول هاي پروتئين. ليپيدهاي غيرقطبي يعني کلسترول استريفيه و تري گليسيريدها در مرآز ليپوپروتئين قرار مي گيرند و در سطح فسفو ليپيدها، کلسترول آزاد و مولكول هاي درشت پروتئين جاي دارند. اين پروتئين ها که آپوپروتئين نام دارند، نقش اساسي در امر انتقال و متابوليسم ليپيدها دارند. ليپوپروتئين ها بر اساس دانسيته (و ساير خواص فيزيكي و شيميايي) به 5گروه تقسيم مي شوند، که عبارتند از: شيلوميکرون ها، VLDL، LDL، HDL و LDL. ليپيدهاي دريافتي از طريق مصرف غذا به صورت شيلو ميكرون از مخاط روده وارد لنفاتيك شده و از مجراي توراسيك وارد پلاسما مي شوند. ليپيدهاي آندوژن همراه با آلسترول و آپوپروتئين ها به صورت VLDL از کبد ترشح مي شوند. تري گليسريد موجود در شيلو ميكرون ها و VLDL توسط آنزيم ليپوپروتئين ليپاز هيدروليز مي شود و به مصرف بافت هاي محيطي مي رسد (به طور عمده ماهيچه ها و بافت چربي). هنگاميکه ليپوپروتئين هاي بزرگ غني از تري گليسيريد در غلظت هاي بالا موجود باشد، پلاسما در ديد غير مسلح به صورت کدر يا شيري در مي آيد. در بررسي هاي بعمل آمده، سطوح کلسترول HDL به عنوان يك شاخص قوي محافظت از بيماري عروق کرونر تلقي مي شود، در حالي که سطوح کلسترول LDL يك شاخص خطر در اين رابطه است. هيپرتري گليسيريدمي در بيشتر موارد موجب پايين آمدن سطح کلسترول HDL در پلاسما مي شود. با اين حال نشان داده شده است که به محض نرمال شدن تري گليسيريد پلاسما، مقدار کلسترول HDL طبيعي نمي شود (نقي زاده گلزاري و طالبي، 1391).
2-3کلسترول LDL
افزايش سطح کلسترول توتال پلاسما در حضور سطوح نرمال تري گليسيريدها تقريبا هميشه با افزايش غلظت پلاسمايي کلسترول LDL همراه است، زيرا کلسترول LDL در حدود 65 تا 75 درصد کلسترول کل پلاسما را حمل مي کند. کلسترول LDL در همراهي با تعدادي مواد ديگر قادر به ايجاد پلاك در ديواره عروق بوده آه نهايتا منجر به انسداد آن خواهند شد. اين پلاك ها مانع جريان طبيعي خون در عروق آرونر شده و باعث ايجاد حملات قلبي مي شوند. چنانچه اين پلاك ها در ديواره عروق تغذيه کنندة مغز ايجاد شوند، باعث ايجاد سكته مغزي خواهند شد. سطوح کلسترول LDL پلاسما به ميزانmg/dl 160 و بالاتر باعث افزايش خطر بروز بيماري هاي قلبي عروقي مي شود (نقي زاده گلزاري و طالبي، 1391).
2-4 تري گليسيريد (TG)


پاسخی بگذارید