استرس و تغییرات درون ذهن افراد | بیماری

ماه نشان
سپتامبر 21, 2019 0 Comment

: استرس و تغییرات درون ذهن افراد 

بیماریایی مانند استرس و اضطراب و افسردگی اصل فکری و روانی دارن که روی همه اعضای بدن از جمله مغز و ذهن تاثیر دارن. سال هاست معده اش درد می کنه و هر غذایی رو نمی تونه بخوره. اما وقتی حرف از پیش متخصص گوارش رفتن می شه، سر تکون میده و میگه معده ام مشکلی نداره. همه این دردها مال اعصابمه!

شاید واسه شمام اتفاق افتاده باشه به دردهایی گرفتار شده باشین که بیشتر دلیل مشخصی واسه اونا پیدا نمی شه. حتی کارشناسان با آزمایشای جور واجور هم به نتیجه خاصی نمی رسن و می گن اصل مریضی شما عصبیه.به این بیماریا بیماریای «روان تنی» می گیم؛ یعنی بیماریای جسمی به وجود اومده به وسیله عوامل روان شناختی یا هیجانی،

درواقع بعضی وقتا فرد مریضی جسمی خاصی نداره اما بر اثر عوامل ذهنی و روان شناختی یا بعضی هیجانات و احساسات فکر میکنه مریض شده یا علائم مریضی خاصی رو در خود میبینه؛ اما واقعا در مقابل این جور بیماریا چیجوری باید رفتار کرد و درمان اون به چه صورت خواهدبود؟ در این مورد دکتر تورج شمشیری نظام، روان شناس و مشاور بیشتر توضیح میده.

افکار و هیجانای آدمی، چگونگی واکنشش رو نسبت به دور و بر تغییر میدن. بررسیا نشون میده حدود پنج درصد از بیماریا مشکلاتی هستن که نمیشه اونا رو با هیچ کدوم از دونسته های پزشکی توجیه کرد. درواقع بیشتر بیماریا، تظاهرات جسمی استرس و فشارهای عصبی و روانی مانند افسردگی، بدخلقی و اضطراب حساب می شن که در شرایط جور واجور روحی و روانی به وجود میان.

به تعبیری دیگه این عوامل ذهنی هستن که باعث بروز علائم بعضی بیماریا می شن، ولی هیچ نشونه ای از مریضی جسمی براساس مشاهده و معاینه دکتر متخصص و شکلای جور واجور راه های تشخیصی مانند آندوسکوپی، رادیوگرافی، پرتونگاری، عکس ورداری و… وجود نداره.

مثلا، سردردها یا هرگونه مریضی ای که بر اثر استرس و اضطراب به وجود میاد، ولی هیچ آثار جسمی زیادی واسه ریشه و دلیل بوجود اومدن و بروز اونا وجود نداره و چیز خاصی تشخیص داده نمی شه، بیماریای روان تنی یا «سایکوسومانی» نامیده می شه.

کار، کار اعصابه!

بیماریای روان تنی بیماریای جسمی هستن که عوامل روانی در شروع و شدید شدن اونا موثر هستن. البته منظور این نیس که فقط علل روانی در به وجود اومدن این مشکلات و عارضه ها دخالت دارن؛ بلکه عوامل دیگری هم موثر هستن ولی عوامل روانی به صورت فاکتورهای تسریع کننده یا کاتالیزور عمل میکنن.

درواقع به مشکلاتی مریضی روان تنی می گن که با نشونه های بیماریای فیزیکی شروع می شه و جسم رو هم درگیر می کنه؛ اما اصل اصلی اونا مشکلات روانی هستن.به بیان دیگه، بیماریای روان تنی به بیماریای جسمی گفته می شن که با اصل اصلی اونا مشکلات روانیه یا مشکلات روانی باعث شدید شدن اونا شده.

شخص مریضی که به دلیل مشکلات روانی گرفتار بیماریای جسمی هم شده، معمولا با تظاهرات جدی فیزیکی رو به رو می شه و وقتی واسه بررسی مشکل به دکتر مراجعه می کنه، متخصص نمی تونه هیچ مشکل جدی جسمی رو در اون تشخیص بده و درمان جسمی مریض هم نمی تونه مشکلات اونو برطرف کنه.

البته در فرهنگ بیشتر بیشتر برداشت اشتباهی در این مورد هست چون این واژه واسه توصیف آدمایی به کار میره که از دردهای جسمی شاکی هستن اما دلیل خاصی واسه درد اونا وجود نداره و همه مسائل تو ذهن اونا اتفاق میفته؛ به خاطر همین انجمنای روان پزشکی دنیا مبادرت به حذف این واژه و ایجاد تشخیص عوامل

روان شناختی موثر بر بیماریای جسمی کردن؛ اما در کل، واژه طب «روان تنی» به عنوان یه اصطلاح عادی در خیلی از کتابا و مقالات و پژوهشا ثبت شده و باقی مونده.

عوامل شناسایی روان تنی

بیماریای روان تنی در افراد ۲۰ تا ۴۰ سال بیشتر رایجه که ژنتیک و سابقه خانوادگی هم می تونه یکی از عوامل اصلی دلایل دچار شدن به این جور بیماریا باشه. بعضی از ملاکای تشخیص این مریضی عبارت ان از:

• وجود یه مریضی طبی عمومی

• این که بین عوامل موثر در بوجود اومدن اون و مریضی طبی رابطه وقتی نزدیکی وجود داشته باشه که بر همدیگه تاثیر دوطرفه می ذارن. مثلا پس از یه دوره استرس شغلی یا امتحان مهم و سخت، فرد دچار علائم معده درد می شه یا زخم معده مریض که در گذشته با دارو کنترل شده، دوباره برگشت می کنه.

• این عوامل در روند درمان مریضی تداخل ایجاد می کنن؛ یعنی باعث نیاز به افزایش مقدار دارو، تغییر نوع دارو یا تغییر در روش درمانی مریض می شن.

• این عوامل خطرات بیشتری به فرد تحمیل می کنن. بیشتر بعد از افسردگی، رعایت رژیم غذایی به وسیله مریض با بی تفاوتی اون جام می شه، مثلا فشار خون مریض به دلیل مصرف غذاهای پرنمک بیشتر می شه.عوامل استرس زا معمولا پاسخای فیزیولوژیکی وابسته به استرس ایجاد می کنن که باعث تسریع یا شدید شدن علائم مریضی طبی می شن؛ مانند افزایش فشار خون به دلیل استرس یا دچار شدن به زخم معده یا اثناعشر.

بیماریای روان تنی در کودکان و بزرگسالان بیشتر به سه صورت بروز می کنن: در نوع اول، هم مشکل روانشناختی هست و هم مشکل جسمی. این دو مشکل بر هم تاثیر می ذارن و باعث شدید شدن همدیگه می شن. مثلا اگزماهای پوستی از این نوع بیماریا هستن؛ طوری که در موقعیتای جور واجور و شرایط روانی متفاوت، شدت مریضی فرد هم فرق می کنه و شدت و ضعف پیدا میکنه.

دومین نوع بروز مریضی، شامل مواردیه که مشکلات روانی، نتیجه مستقیم مریضی جسمی و اثرات درمان اوناس؛ مثلا افسردگی به وجود اومده به وسیله دچار شدن به سرطان و تغییرات ظاهری به وجود اومده به وسیله اون در این مورد قرار میگیره.سومین نوع بیماریای روان تنی شامل بیماریای روانی هستن که در بین بیماریا جسمی خود رو نشون میدن.

درواقع عوامل روانی باعث ایجاد بیماریای جسمی می شن. مثلا، با بروز بعضی مشکلات روانی فرد کمتر می خوابد و کمتر به سلامتی خود توجه می کنه. در این شرایط به طور طبیعی مشکلات جسمی اونم بیشتر بروز پیدا می کنن.

کلا ریشه بیماریای روان تنی «استرس» است. استرس هم حالتیه که باعث پریشونی کارکردهای روانشناختی و هم مشکل در ساختار فیزیولوژیک بهنجار فرد می شه، یعنی میشه گفت تاثیر استرس شامل هر بخش ای مثل روان و جسم می شو؛ مثل واقعی، ظاهری یا خیالی که باقی موندن فرد رو با خطر و تهدید مواجه می کنه.

عکس العمل بدن به استرس شامل ایجاد یه سری از جواب هاست که تلاش می کنن تا تاثیر عامل استرس زا رو کم کنن و تعادل بدن رو به حالت اولیه بر گردونن.

رابطه استرس و بیماریای روان تنی

از سال ۱۹۵۹ تا الان در مورد سبکای جور واجور استرس زای زندگی و اثرات اون تحقیقات زیادی انجام شده که بیشتر یافته های نشون میدن معمولا هورمونایی که هنگام استرس و هیجانات عصبی ترشح می شن، کم کم بر عروق کرونر قلب تاثیر می ذارن و منتهی به مشکلات تنفسی مانند آسم،

سرفه های تکراری و بیماریایی مانند بیماریای دستگاه گوارش و مبیماریای جور واجور دیگه مانند شکلای جور واجور سردردها، زخم معده و… می شن. البته بیماریای روان تنی شکلای جور واجور زیاد دارن و از مشکلات گوارشی مانند یبوست و سندرم روده تحریک پذیر گرفته تا مشکلات قلبی مانند فشار خون و حتی مرگ یهویی به وجود اومده به وسیله مشکل قلبی و هم مشکلات تنفسی از جمله تنگی نفس رو شامل می شه.

فریدمن و ری روزنمن، کارشناسان و جراحان قلبی هستن که داشتن استرس رو با اندازه احتمال دچار شدن به بیماریای قلبی افراد بی رابطه ندونسته ان. اونا فهمیدن آدمایی که واسه جراحی قلب و برطرف کردن گرفتگی عروق کرونر قلب به اونا مراجعه می کنن، بیشتر صفات شخصیتی مشابهی دارن؛ این افراد معمولا سریع صحبت می کردن، سریع راه می رفتن، تند غذا می خوردند، کم صبر و بلندپرواز بودن و کمال گرایی افراطی داشتن.

اونا زیادتر از اندازه عادی کار می کردن و زندگی پراسترسی داشتن و خشونت و عصبانیت و ناشکیبایی هم از خصوصیات مهم و شایع در این تیپای شخصیتی بود. این جور افراد معمولا فرصتی واسه توجه به چیزای قشنگتر رو نداشتن و به مادیات بیشتر از مسائل عاطفی و کیفیت روابط انسانی بها می دادن؛ هم زمان به چند کار مشغول می شدن و آستانه تحریک پذیری پایینی هم داشتن و…

براساس پژوهشای این دو جراح قلب، میشه نتیجه گرفت سبک شخصیتی آدمایی که روش سخت و پراسترسی رو واسه زندگی خود انتخاب می کنن، معمولا احتمال ابتلای اونا به بیماریای جور واجور سخت روان تنی رو بیشتر می کنه.

درمان مشکلات روان تنی

نقش کلی روان پزشکان و پزشکان دیگری که درخصوص بیماران دچار مشکلات روان تنی فعالیت می کنن، واداشتن مریض واسه تغییر رفتار یا سبک زندگی اون به گونه ایه که روند بهبود رو آسون کنه. این تغییرات بیشتر لازمه تغییر در سبک زندگی (مانند گرفتن مرخصی، رفتن به سفر، ورزش کردن و..) یا تغییر رفتار اختصاصی تر (مانند ترک سیگار، تغذیه سالم و..) است.

درواقع میشه گفت هسته اصی بیشتر برنامه های مدیریت استرس رو این مهارت ها تشکیل میدن:

۱- خودنگری: در این مهارت از فرم یادداشتای روزانه استفاده و از مریض خواسته می شه پاسخای خود رو نسبت به حوادث استرس زای روزانه رو یادداشت کنه. یه استرس به خصوص (مانند دعوا یا همسر) ممکنه باعث بروز نشونه یا علامت خاصی مانند سردرد، گردن درد، کمردرد، بدخوابی و… شه.

۲- بازسازی شناختی: هدف این روش کمک به مریض واسه آگاه شدن از افکار و باورها و انتظارات غیرانطباقی خود و تغییر اوناس. یعنی دیدن نیمه پر لیوان یا نمونه تغییر در نوع دیدگاهه. مثلا در بین دعوا با همسر، در همون زمان، نقاط مثبت و موارد پشتیبانی اون در مسائل جور واجور رو هم میشه روش زوم کرد.

۳- تمرینات آروم سازی: درزمان این تمرینات با تکنیکای تنفس عمیق و منبسط کردن عضلات، هم زمان با پرداختن به خیالات مثبت و تصویرسازیای مورد پسند، عمل می کنیم و اینجوری ذهن و روانمان هم زمان با جسممون آروم می شن.

۴- افزایش مهارتای زندگی: مانند مدیریت زمان، مهارت تاب بیاری و صبر و تحمل بیشتر یا افزایش مهارتای حل مسائل و مشکلات پیش اومده در راه زندگی.

استرس؛ دلیل اصلی روان تنی

استرس باعث تحریک دستگاه های عصبی، هورمونی، ایمنی و فیزیکی فرد می شه. استرس به طور کم کم بر شخص تاثیر میذاره و اثر این عوامل بر بدن به صورت اثر تجمعیه، پس استرس به وجود اومده به وسیله هر عامل بر اندازه قبلی اضافه می شه و اسرتس فرد رو بیشتر می کنه. البته استرس به وجود اومده به وسیله هر عامل بر اندازه قبلی اضافه می شه و استرس فرد رو بیشتر می کنه.

البته استرس ناخوشایند رو «دیسترس» و استرس مورد پسند رو همون «استرس» می گن؛ درواقع عکس العمل بدن به شرایط لذت بخش و شرایط ناخوشایند نیازمند فرایندهای تطابقی در ذهنه.به بیان دیگه در مرحله اول بدن با واکنشای جور واجور واسه تنظیمات هیجانی و بیوشیمیایی خود وارد عمل می شه و یکی بودن و هماهنگی یا مقاومت در برابر استرس از بین میره و علائم مختلفی در جسم و روان فرد بروز می کنه.

شکلای جور واجور بروز استرس

استرس بعضی وقتا با افزایش فشار خون و تپش قلب باعث افزایش برون ده قلب در وضعیت سکون فرد می شه (برخلاف ورزش و وضعیت پویا) و اینجوری منتهی به مشکلات قلبی و عروقی در فرد می شه. مثلا وقتی دانش آموزان در روزای برگزاری امتحانات، دچار بعضی علائم سرماخوردگی می شن، یکی از دلایل اون می تونه به دلیل دچارشدن به استرس و درنتیجه، کاهش کارکرد سیستم ایمنی بدن باشه.

شکلای جور واجور استرس

واقعا سه نوع استرس هست:

• استرس شیمیایی: اصل این استرس می تونه هوای آلوده، آب ناجور، مصرف سیگار یا الکل باشه.

• استرس فیزیکی: عوامل اصلی این استرس آلودگی صوتی، تغییرات فشار جوی، ضربه به سر یا بدن و برخورد الکتریسیته به بدن می تونن باشن که معمولا منتهی به تغییرات شیمیایی هم می شن.

• استرس روان شناختی: هیجانات منفی مانند ترس، اضطراب، خشم، احساس گناه، یا حتی هیجانات مثبتی مانند احساس شادی می تونه عامل اصلی پدیدآمدن این جور استرس باشه. بعضی محققان فکر می کنن علاوه بر استرسای عمومی مانند وقوع طلاق، مرگ همسر یا اعضای دیگه خونواده، بعضی شخصیتای خاص با بیماریای روان تنی خاص در رابطه هستن.

واکنشای متفاوت به استرس

افراد معمولا آستانه تحمل استرس متفاوتی دارن. بعضی افراد می تونن خوب شرایط استرس زا رو مدیریت می کنن، در حالی که بقیه نمی تونن خیلی راحت با اون کنار بیان. این موضوع به جنبه های شخصیتی افراد و مخصوصا به نوع نگاه اونا و تفسیرشان از عوامل استرس زا و قدرت تاب بیاری و تحمل اونا بستگی داره.

وقتی شرایط به گونه ایه که اندازه استرس از آستانه تحمل فرد بالاتر میره، بعضی مشکلات فیزیولوژی یا روان شناختی یا هر دو اتفاق میفته. این موضوع به اندازه و مدت زمان تحمل استرس هم بستگی داره.

.

منبع :gahar.ir