روش القاي ديابت
بهمنظور القاي ديابت نوع اول، موشهاي صحرايي پس از بيهوش ي با كتامين/ زايلازين (40 ميلي-گرم / كيلوگرم، به صورت IP)، با تزريق داخلصفاقي يك دوز STZ به مقدار ml/kg 60 ديابتي شدند.
براي تزريق، STZ در سرم فيزيولوژي حل شد. براساس اين روش 48 ساعت پس از تزريق، ديابت در رتها ايجاد ميشود. ملاك ديابتي شدن حيوان، قند خون ناشتاي بالاي mg/dl 250 در نظر گرفته شد.
براي اندازهگيري قند خون، 72 ساعت پس از تزريق STZ، نمونة خون ناشتاي حيوانات از سياهرگ دمي گرفته شد و غلظت گلوكز سرم به كمك دستگاه كلوگوكارد صفر و يك اندازهگيري شد (33) (ميانگين قند خون رتهاي ديابتي mg/dl 3/21± 38/348 بود).
پروتكل تمريني
يك هفته پس از القاي ديابت، رتها در گروه مداخلة ورزشي به مدت چهار هفته و پنج روز در هفته بر روي تردميل (تردميل 4 كاناله، ساخت شركت IITC آمريكا) تمرين هوازي انجام دادند. پيش از تمرينات اصلي و بهمنظور آشناسازي، رتها به مدت 15-10 دقيقه با سرعت 7 -5 متر در دقيقه با شيب صفر درجه به مدت دو روز متوالي روي تردميل دويدند. دو روز پس از تمرينات آشناسازي، تمرينات اصلي آغاز شد و رتها به مدت چهار هفته به اجراي فعاليت روي تردميل پرداختند. پروتكل تمرين در هفتة اول با سرعت 10 متر در دقيقه به مدت 20 دقيقه در شيب صفر درجه اجرا شد. در هفتههاي بعد، سرعت و مدت زمان دويدن روي تردميل به تدريج افزايش يافت، به طوري كه حيوانات در هفتة دوم با سرعت 15 متر در دقيقه به مدت 20 دقيقه، در هفتة سوم با سرعت 18 متر در دقيقه به مدت 25 دقيقه و در هفتة آخر با سرعت 18 متر در دقيقه به مدت 30 دقيقه روي تردميل دويدند (40، 24).
ارزيابي حافظة احترازي غيرفعال
72 ساعت پس از آخرين جلسة تمريني، حافظة احترازي غيرفعال با استفاده از دستگاه شاتل باكس
(شركت برج صنعت، ايران) به مدت دو روز ارزيابي شد. دستگاه شاتل باكس براساس تمايل طبيعي موشها براي محيط هاي تاريك و بر مبناي تنبيه (وارد كردن شوك الكتريكي) طراحي شده است. اين تست طي سه مرحله انجام ميگيرد:
مرحلة سازگاري: در روز اول و بهمنظور آشناسازي حيوان با دستگاه؛
مرحلة آموزش: در روز اول و بعد از مرحلة سازگاري. مدت زماني كه موش از اتاقك روشن به اتاقك تاريك ميرود (تأخير اوليه در ورود به اتاقك تاريك)، ثبت خواهد شد (تأخير بيشتر به معناي اختلال
موشهاينر

رفتاري بيشتر است). پس از ورود به اتاقك تاريك، يك شوك الكتريكي به كف پاي حيوان اعمال مي شود.
مرحلة به يادآوري: در روز دوم و 24 ساعت پس از مرحلة آموزش. طي اين مرحله مدت زمان تأخير در ورود به اتاقك تاريك (تأخير كمتر به معناي اختلال بيشتر در ذخيره سازي و بهيادآوري اطلاعات كسب شده است) و مدت زمان سپري شده در اتاقك تاريك (مدت زمان بيشتر به معناي اختلال رفتاري بيشتر است) ثبت خواهد شد.
ارزيابي ميزان فعاليت حركتي
به منظور ارزيابي ميزان فعاليت حركتي از آزمون سطح شيبدار استفاده شد. ابزار مورد استفاده براي انجام اين آزمون يك صفحه با اندازة 40 در 60 سانتيمتر بود؛ در يك سمت طول اين صفحه نقالهاي قرار داشت كه براي اندازهگيري زاوية صفحه با سطح افقي (زمين) استفاده شد. اين صفحه روي يك پاية بالاتر از سطح زمين قرار گرفت و سطح صفحه با پوشش لاستيكي پوشانده شد. در اين آزمون، ابتدا سطح شيبدار موازي با سطح زمين (شيب صفر درجه) قرار داده شد. پس از قرار دادن حيوان روي صفحه، هر 5 ثانيه يك بار شيب صفحه به مقدار 5 درجه افزايش يافت. آخرين درجهاي كه حيوان مي توانست خود را در برابر افتادن نگه دارد، به عنوان بيشينة فعاليت حركتي ثبت شد (37).
ارزيابي ميزان فعاليت حركتي دستها

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

به منظور آزمون سنجش ميزان فعاليت حركتي دستها، از آزمون بارفيكس استفاده شد. براي انجام آزمون بارفيكس از ميلة فلزي محكم به طول 45 سانتيمتر و با قطري حدود 5/0 سانتي متر استفاده شد، به طوري كه در حالت عادي موش توانايي گرفتن ميله را داشت. اين ميله از دو طرف به وسيلة گيره به پايهها متصل شد. ارتفاع ميله از سطح 45 سانتيمتر بود. در اين آزمون موش از طريق پنجة پاهاي جلو از ميلة بارفيكس آويزان شد و مدت زمانيكه حيوان با دو دست و بدون استفاده از پا يا دم، خود را آويزان نگه ميداشت و در برابر افتادن مقاومت ميكرد، به عنوان ميزان فعاليت حركتي دستها در نظر گرفته شد (46).
تجزيه وتحليل آماري
نتايج به دست آمده براساس ميانگين و انحراف استاندارد گزارش شدند. به منظور بررسي نرمال بودن
توزيع داده ها از آزمون كولموگروف اسميرنوف استفاده شد. براي مقايسة تفاوت بين گروهها از آزمون
زيستيدورةتابستان

واريانس يكطرفه (ANOVA) و آزمون تعقيبي شفه استفاده شد. سطح معنا داري 05/0 ≤P تعيين شد.
همة دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخة 16) تجزيه وتحليل شد.

يافتهها
مدت زمان تأخير اوليه در ورود به اتاقك تاريك در مرحلة آموزش
تجزيه وتحليل دادههاي حاصل از آزمون حافظة احترازي غيرفعال نشان داد كه در مرحلة آموزش، در هر سه گروه ميانگين زمان تأخير اوليه در ورود به اتاقك تاريك كمتر از 17 ثانيه بود، همچنين تفاوت معنا داري بين گروهها مشاهده نشد.
مدت زمان تأخير در ورود به اتاقك تاريك در مرحلة به يادآوري
در مرحلة به يادآوري، تفاوت معناداري در مدت زمان تأخير در ورود به اتاقك تاريك بين گروهها مشاهده شد. گروه شم بالاترين مدت زمان تأخير در ورود به اتاقك تاريك را نشان داد. همچنين، كاهش چشمگيري در مدت زمان تأخير در ورود به اتاقك تاريك در گروه ديابت (31/9±12/57 ثانيه) در مقايسه با گروه شم (74/9±88/144 ثانيه) مشاهده شد (0001/0=P). مدت زمان تأخير در گروه ورزش (51/23±5/105 ثانيه) در مقايسه با گروه ديابت، بهطور شايان توجهي افزايش داشته است
(0001/0=P، نمودار 1).


پاسخ دهید