0/001* -0/51±0/19 3/55±0/50 4/07±0/59
وينگيت IL6 (پيكوگرم/ميلي ليتر)
0/037* -4/85±2/18 13/41±3/97 18/26±6/15
TNFα رست
(پيكوگرم/ميلي ليتر)
0/041* -2/23±1/26 21/80±2/20 24/03±3/46
وينگيت TNFα
(پيكوگرم/ميلي ليتر)
*- معنا داري (05/0P<)

نتايج آزمون هاي تحليل كوواريانس براي مقايسة مقادير پس آزمون IL-6،TNF-α و CRP بعد از تعديل آن براساس مقادير پيش آزمون اختلاف معنا دار بين دو گروه تمرين تناوبي رست و وينگيت نشان نداد (097/0IL-6 (P =0/168) ،TNF-α (P= و (670/0CRP(P = . با توجه به نتايج ميتوان دريافت كه هر دو نوع تمرين تناوبي با شدت بالا تأثيرات مشابهي بر كاهش مقادير IL-6،TNF-α و CRP پس از 12جلسه تمرين داشته است.
نتايج آزمون t وابسته براي مقايسة نيمرخ ليپيدي و ليپوپروتئين ها در دو گروه تمريني در پيش آزمون و پس آزمون به جز در عامل HDL-C تفاوت معنا داري را نشان داد (جدول 3).

جدول 3. آمار توصيفي و نتايج آزمونهاي t همبسته براي مقايسة پيش آزمون و پس آزمون نيمرخ ليپيدي و ليپوپروتئين ها دو گروه تمرين رست و وينگيت
مقايسة پيش و پس آزمون (t وابسته) ميزان تغييرات پس آزمون
پيش آزمون نيمرخ ليپيدي
(ميلي گرم بر دسي ليتر)

گروه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

گروه

0/012*
0/098*
0/031* -15/83 ± 10/14
-2/53 ± 2/02
-24/66 ± 20/23 88/00 ± 19/00
58/48 ± 12/79
154/83 ± 21/83 103/83 ± 25/47 60/02 ± 14/26
179/50 ± 38/68 LDL-C
HDL-C
كلسترول

رست

رست

0/027* -8/16±16/14 72/33±14/25 80/50±19/39 تري گليسيريد 0/009*
0/934*
0/048* -23/50 ± 14/05
-0/12 ± 3/26
24/16 ± 25/49 86/00 ± 17/50
52/05 ± 12/17
156/00 ± 14/88 109/50 ± 23/53 52/17 ± 14/05
180/17 ± 29/35 LDL-C
HDL-C
كلسترول

وينگيت

وينگيت

0/443* -4/66±23/21 88/33±28/93 93/00±34/99 تري گليسيريد *- معنا داري (05/0P<)

همچنين نتايج آزمون تحليل كوواريانس براي بررسي مقادير پس آزمون HDL-C ،LDL-C، كلسترول و تري گليسيريد تفاوت معنا داري را بين دو گروه نشان نداد (05/0 .(P>

بحث و نتيجه گيري
هدف از پژوهش حاضر بررسي اثر كوتاه مدت دو نوع تمرين تناوبي با شدت بالا بر سطح پلاسمايي TNF-IL-6 ،α و CRP و نيمرخ ليپيدي زنان دچار اضافه وزن بود. نتايج اين پژوهش كاهش معنا دار ميزان پلاسمايي IL-6 ،TNF-α و CRP و بهبود نيمرخ ليپيدي (به جز HDL-C) را در هر دو گروه تمريني نسبت به قبل از شروع تمرينات نشان داد ( 05/0(P<. هرچند پس از دوازده جلسه تمرين، تفاوت معناداري بين دو گروه تمريني در عوامل التهابي و نيمرخ ليپيدي اندازه گيري شده مشاهده نشد (05/0>P).
شاخص هاي زيستي سنتي همچون نيمرخ ليپيدي همراه با شاخص هاي زيست التهابي جديد (CRP،TNF-α, IL-6) سيستم ايمني در پيش بيني خطر بيماري هاي مزمن استفاده مي شوند (26). 6IL- سايتوكايني چندمنظوره است كه نقش مهمي در تنظيم ايمني و التهاب دارد (6). هرچند سطوح اين سايتوكاين هنگام فعاليت هاي ورزشي با توجه به شدت و مدت فعاليت ورزشي افزايش مي يابد (13)، افزايش سطوح استراحتي آن با احتمال وقوع بيماريهاي قلبي- عروقي، ديابت نوع 2 و حتي پوكي استخوان همراه است (6). در مطالعة حاضر كاهش معنا دار سطوح استراحتي IL-6 پس از چهار هفته تمرينات تناوبي بي هوازي با شدت بالا مشاهده شد. در مورد شدت و مدت مناسب براي كاهش عوامل التهابي و مشاهدة تأثيرات ضد التهابي فعاليت بدني، يافته هاي ضدونقيضي وجود دارد. اغلب برنامه هاي تمريني كه داراي شدت و مدت متوسط يا بالا هستند، اثر بيشتري بر متغيرهاي التهابي دارند و موجب كاهش عوامل التهابي مي شوند (21). نتايج اين پژوهش در خصوص كاهش اينترلوكين 6 با نتايج پيرست و همكاران (2009) (29) و اورتگا و همكاران (2010) (25) همراستاست. در مقابل با يافته هاي آگوستو و همكاران (2012) (5) و هوانلو و همكاران (1390) (3)، كه عدم كاهش معنا دار IL-6 را گزارش كرده اند، ناهمسوست. در توضيح دلايل احتمالي اين اختلاف با نتايج پژوهش آگوستو و همكاران (2012) بايد گفت همان گونه كه خود محقق در مقاله اشاره كرده است، بايد به سطوح بسيار پايين اين فاكتور التهابي قبل از شروع تمرين (در سطح افراد سالم و آماده) و جنسيت آزمودني ها اشاره كرد (5).

هورن و همكاران (1997) خاطرنشان ساختند كه به طور كلي زنان بيشتر از مردان تغييرات سايتوكاين ايجادشده بر اثر تمرين را از خود نشان مي دهند و اين اختلاف را ناشي از توزيع نابرابر چربي در بدن مردان و زنان دانسته اند (20). همچنين تغيير عوامل التهابي همچون IL-6، با تمرينات ورزشي هنگامي نمود بيشتري پيدا مي كند كه سطوح اولية بالاتري داشته باشند. هوانلو و همكاران (1390) نيز كه از تمرينات تناوبي سرعتي استفاده كرده بودند، تنها شش جلسه آزمودني ها را تمرين دادند و از آنجا كه مطالعات نشان داده مدت زمان دورة تمرين از عوامل اثرگذار بر سطح فاكتورهاي التهابي است (3)، به احتمال زياد يكي از دلايل عدم مشاهدة تغييرات، ناشي از مدت زمان اندك تمرين بوده است.
TNF-α اولين سايتوكاين توليدشده به وسيلة آبشار التهابي بوده و با كاهش برداشت گلوكز خون مرتبط است (6). در حقيقت افزايش سطح TNF-α در گردش خون با افزايش مقاومت انسوليني (10) و توسعة آترواسكلروز همراه است (6). در پژوهش حاضر كاهش معنا دار سطوح استراحتي TNF-α مشاهده شد كه با يافته هاي قبلي (29،12،8) همسوست. لاينكه و همكاران (2005) كاهش معنا دار ميزان TNF-αرا پس از شش ماه تمرين استقامتي در بيماران نارسايي قلبي بهدست آوردند (22). تسوكي و همكاران (2000) نيز پس از اجراي پنج هفته تمرين هوازي با شدت متوسط كاهش معنا دار را در ميزان TNF-α سرمي آزمودني ها را نشان دادند (33-22). مطالعات نشان مي دهند كه تمرينات ورزشي منظم با كاهش تحريك سمپاتيكي و افزايش سايتوكيتن هاي ضد التهابي رهايش ميانجي هاي التهابي همچون TNF-α را از بافت چربي مهار مي كنند (37).
CRP و مشابه با آن IL-6 و TNF-α در افراد چاق سطوح بالاتري نسبت به افراد با وزن طبيعي دارند. هرچند كاهش چربي احشايي ممكن است در كاهش شاخص هاي التهابي نقش داشته باشد (31)، مطالعات اخير كاهش سطح CRP را پس از مداخلة تمرينات ورزشي مستقل از تغييرات وزن بدن يا ميزان چربي بيان كرده اند (32،24). به نظر مي رسد تأثير فعاليت ورزشي بر CRP همراه با افزايش پاسخ هاي ضد التهابي سايتوكاينهايي مثل IL-10، گيرنده هاي محلول TNF-α و گيرنده هاي IL-1 باشد، كه توليد پاسخ هاي پيش التهابي را مهار مي كند. مطالعات اخير نيز بيان مي كنند كه به احتمال زياد تأثيرات ضد التهابي فعاليت ورزشي به شدت و مدت فعاليت ورزشي وابسته است (6). ازاين رو يكي از دلايل احتمالي مطالعاتي كه بر خلاف مطالعة حاضر كاهش معنا دار CRP را گزارش نكرده اند (12،8)، ناشي از شدت يا مدت ناكافي تمرين است. براي مثال شيخ الاسلامي و همكاران (1389) نشان دادند كه شش هفته تمرين مقاومتي با شدت بالا سبب كاهش 15 درصدي عوامل التهابي چون IL-6 وCRP سرم مي شود، درحالي كه همين تمرينات با شدت متوسط موجب كاهش 7درصدي اين عوامل شده است (2).
همچنين با توجه به اينكه IL-6 محرك قوي توليدCRP كبدي است، مي توان گفت در پژوهش حاضر نيز احتمالاً كاهش توليد IL-6 پس از دوازده جلسه تمرين تناوبي با شدت بالا، به كاهش توليد CRP منجر شده است (35).
انجام فعاليت هاي ورزشي به صورت منظم مي تواند در حفظ سطوح پايين عوامل التهابي مؤثر باشد، چراكه بيتحركي همراه با افزايش سن به افزايش سطح التهاب سيستميك و افزايش خطر بيماري منجر مي شود (27،2). نتايج مطالعة حاضر بهبود نيمرخ ليپيدي (به جز HDL-C) را پس از چهار هفته تمرين تناوبي با شدت بالا، در هر دو گروه تمرين نشان داد كه، با نتايج پژوهش هاي قبلي همراستاست (35،28). براي مثال، آلتنا و همكاران (2006) پس از چهار هفته تمرين هوازي تداومي (30دقيقه) و تمرين هوازي تناوبي (3 تا 10دقيقه با فاصلة استراحتي 20دقيقه) روي نوار گردان، هفته اي 5 بار با 75درصد حداكثر ضربان قلب كاهش كلسترول تام و LDL-C را در مردان و زنان بيتمرين نشان دادند
(4). مقرنسي و همكاران (1390) نيز پس از هشت هفتة سه جلسهاي تمرينات دوهاي هوازي تناوبي و تداومي در موش هاي صحرايي ويستار كاهش ميزان LDL-C و كلسترول تام را پس از بيتمريني نشان دادند (1). مطالعات نشان داده اند كه فعاليت هاي ورزشي آنزيم ليپوپروتئين ليپاز و (LCAT) لستين كلسترول آسيل ترانسفراز را افزايش مي دهد كه اين دو آنزيم كاهش LDL، تري گليسيريد و كلسترول و افزايش HDLرا سبب مي شوند (33).


پاسخ دهید