در مورد دختران، نتايج نشان داد كه BDNF گروه دختران، به صورت معنا داري از BDNF گروه كنترل دختران بالاتر است (013/0=P)، ولي اين دو گروه در زمان پاسخ به آزمون استروپ تفاوت معناداري با هم ندارند (813/0=P). در واقع BDNF دختران شركت كننده در اين تحقيق تحت تأثير تمرين استقامتي افزايش يافت، ولي اين افزايش با كاهش زمان پاسخ به آزمون استروپ همراه نبود.

جدول 3. نتيجة آزمون تحليل كوواريانس زمان پاسخ به آزمون استروپ و BDNF دو گروه دختران و كنترل دختران
معنا داري F d.f متغير

0/813 0/058 1 استروپ
0/013 8/298 1 BDNF

همچنين، نتايج نشان داد بين دو گروه دختران و پسران در اثرگذاري بر BDNF تفاوت معنادار وجود دارد (046/0=P)، ولي در اثرگذاري بر زمان پاسخ به آزمون استروپ خير (649/0=P).

جدول 4. نتيجة آزمون تحليل كوواريانس زمان پاسخ به آزمون استروپ و BDNF دو گروه پسران و دختران
معنا داري F d.f متغير

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

0/649 0/217 1 استروپ
0/046 4/878 1 BDNF

نتايج ضريب همبستگي پيرسون نشان داد بين تغييرات زمان پاسخ به آزمون استروپ و تغييرات BDNF، در هيچ يك از دو گروه پسران و دختران همبستگي معناداري وجود نداشت. ميزان همبستگي در گروه پسران 38 درصد (345/0=P) و در گروه دختران 66 – درصد (071/0=P) بود.
بحث و نتيجهگيري
تأثير مثبت تمرين ورزشي بر تمركز توجه و BDNF
نتايج نشان داد كه شركت در فعاليت ورزشي به كاهش زمان پاسخ به آزمون استروپ منجر شد. اين كاهش كه به معناي افزايش توجه و سرعت پردازش اطلاعات است، با افزايش BDNF سرمي پسران همراه بود. اين در حالي است كه زمان پاسخ به آزمون استروپ دختران نيز در اثر تمرين كاهش يافت، ولي اين كاهش معنادار نبود. BDNF سرمي گروه دختران نيز در اثر تمرين افزايش يافت. نتيجة پژوهش حاضر با كار گريفين و همكاران (2011)، در مورد تأثير يك دورة كوتاه دوچرخه سواري با شدت بالا بر تكليف شناختي انطباق نام-چهره همسو، و در مورد تكليف رنگ-واژه استروپ ناهمسو بود. اين تغييرات بر عملكرد شناختي در اين تحقيق همسو با افزايش غلظت BDNF در سرم آزمودني هاي جوان غيرورزشكار بود. همچنين فريس و همكاران (2007)، نشان دادند يك جلسه فعاليت، عملكرد شناختي و BDNF افراد را به صورت همزمان افزايش ميدهد، اما بين تغييرات BDNF و بهبود عملكردهاي شناختي همبستگي وجود ندارد. در اين مورد بايد گفت، نشان داده شده است فعاليت ورزشي ممكن است يك عامل محافظتي قوي در برابر تحليل عصبي باشد. همچنين ميتواند عملكرد شناختي را افزايش و پيشروي انحطاط شناختي را كه مبتني بر زوال عقلي است، كاهش دهد (16). در مطالعات ديگر نيز مشاهده شده است ورزش به نورونزايي و تغيير پلاستيسيتة سيناپسي و همچنين نيرومندسازي بلندمدت در شكنج دندانه دار موشها منجر ميشود، كه اين عامل ميتواند به بهبود يادگيري و حافظه منجر شود (13). تحريك و كنترل نورونزايي به كمك نوروتروفينها انجام ميگيرد.
پژوهشهاي متعدد به خوبي ثابت كردهاند BDNF در شكلپذيري سيناپسي هيپوكامپ نقش بسزايي دارد، و از طرفي هيپوكامپ در عملكردهاي شناختي تأثيرگذار است. هر عاملي كه موجب افزايش سطح BDNF در بدن انسان شود، ميتواند به تغييراتي در يادگيري، حافظه، عملكردهاي شناختي و اختلالات عصبي- شناختي منجر شود (26،23،16). با عنايت به ارتباط ذكرشدة حافظه و يادگيري با توجه، و از طرفي نقش سازندة BDNF در سيستم عصبي مركزي و اثرگذاري فعاليت ورزشي بر حافظه و يادگيري از اين طريق، تأثير فعاليت ورزشي بر توجه نيز توجيه پذير است.
نتايج نشان داد بين دو گروه دختران و پسران در اثرگذاري بر BDNF تفاوت معنا دار وجود دارد، به اين معنا كه ميزان BDNF سرمي دختران در اثر تمرين استقامتي بيشتر از پسران بود. ولي در اثرگذاري بر زمان پاسخ به آزمون استروپ بين دو گروه تفاوتي وجود نداشت. تنها تحقيقي كه در زمينة تفاوت ميان دختران و پسران يافت شد، تحقيق اشميتكاسو و همكاران (2012)، با عنوان جنبششناسي عامل رشد عصبي مشتق شده از مغز در پي فعاليت ورزشي كمفشار در مقابل پرفشار در مردان و زنان بود، كه نتايج آن با اين تحقيق همسو نيست (21). آنها تفاوتي در ميزان بيان BDNF پاية مردان و زنان، در اثر اين دو فعاليت يافت نكردند. به نظر مي رسد علت تفاوت مشاهده شده مربوط به ميزان متفاوت كورتيزول در زنان و مردان باشد. ميزان ترشح كورتيزول در اثر تمرين در دختران حدود 20 درصد كاهش يافت، درحالي كه پسران از اين نظر تغييري نكردند. كورتيزول اثر مهاري بر ترشح استروژن دارد و از سوي ديگر استروژن محرك بيان و سنتز BDNF است (25). هرچند ميزان استروژن در مطالعة حاضر اندازه گيري نشده است، با توجه به كاهش نسبي مشاهده شده در ميزان كورتيزول در اثر فعاليت ورزشي، در دختران در مقايسه با پسران، ميتوان گفت احتمالاً افزايش بيشتر BDNF در دختران مربوط به افزايش ميزان استروژن ناشي از كاهش ميزان كورتيزول در گروه دختران بوده است.
عدم ارتباط بين تغييرات تمركز توجه و BDNF
نتايج نشان داد كه بين تغييرات زمان پاسخ به آزمون استروپ و تغييرات BDNF، در هيچيك از دو گروه دختران و پسران همبستگي معنا داري وجود ندارد. هرچند سازوكار دقيق فيزيولوژيك و روان شناختي چگونگي تأثير فعاليت ورزشي بر عملكرد مغزي، توجه و كنترل اجرايي هنوز مشخص نشده، سه فرضيه در اين زمينه مطرح شده است كه در اين تحقيق، بنا به دلايل مشخص تنها فرضية سوم آزمايش شد و در نهايت پذيرفته نشد. نتايج اين تحقيق، در اين زمينه با نتيجة كار فريس و همكاران (2007) مطابقت داشت (14). شايد تنها توجيهي كه ميتوان براي عدم همبستگي بين اين دو متغير عنوان كرد، دو سازوكار احتمالي ديگر باشد. در واقع ممكن است تمرين استقامتي به دليل سازوكارهاي ديگري مانند افزايش در تحويل اكسيژن و مواد مغذي به مغز، افزايش يكپارچگي واحد عصبي-عروقي، آنژيوژنز در سطوح حياتي مغز يا افزايش نورورترانسميترهاي مغزي، يا افزايش ميزان ساير عوامل نوروتروفيك به بهبود ميزان توجه منجر شده باشد، نه به دليل افزايش .BDNF ازاين رو پيشنهاد ميشود در مطالعات آتي براي افزايش قدرت بحث و نتيجهگيري ميزان ساير عوامل نوروتروفيك مانند (IGF-1 ،NGF و …) و ديگر سازوكارهاي مطرح شده نيز بررسي شود.
به طور كلي براساس يافتههاي اين پژوهش بهنظر ميرسد در تأثيرپذيري از تمرين در عوامل مورد بررسي در اين تحقيق بين دختران و پسران غيرورزشكار تفاوت وجود دارد و فعاليت ورزشي ميتواند به بهبود تمركز توجه در پسران غيرورزشكار منجر شود كه اين بهبود به نظر مستقل از تغييرات ميزان BDNF است، در مورد دختران نيز تمرين استقامتي به افزايش بيشتري در ميزان BDNF در مقايسه با پسران منجر ميشود، ولي در دختران نيز بين تغييرات تمركز توجه و ميزان BDNF همبستگي وجود ندارد. تحقيقات بيشتري براي بررسي دقيقتر اين موضوع و همچنين آزمايش ساير سازوكارهاي تأثير فعاليت ورزشي بر عملكرد مغزي مورد نياز است.

منابع و مĤخذ
اميرساسان، رامين؛ ميرشفيعي، عباس؛ گاييني، عباسعلي؛ رواسي، علي اصغر (1386). »تأثير فعاليت هوازي درمانده ساز بر ماتريكس متالوپروتئينازها در ورزشكاران و غيرورزشكاران«، المپيك. سال پانزدهم. ش 4(پياپي40)، ص 72-59.
حامدي نيا، محمدرضا؛ حقيقي، اميرحسين (1386). »تأثير تمرينات مقاومتي و استقامتي بر مولكول هاي چسبان محلول در گردش خون مردان سالم نسبتاً چاق«، المپيك، سال پانزدهم، ش 2(پياپي38)، ص 58-49.
محمدزاده سلامت، خالد؛ رجبي، حميد؛ نوروزيان، منيژه؛ بهرامينژاد، مرتضي (1389). »تأثير چهار هفته تمرين هوازي همراه با محدود كردن حركت قفسه سينه بر توان هوازي و عملكرد قلبي-تنفسي افراد سالم«، المپيك، سال هجدهم، ش 2 (پياپي50)، ص 18-7.
مشهدي، علي؛ رسولزاده طباطبايي، كاظم؛ آزاد فلاح، پرويز؛ سلطانيفر، عاطفه (1388). »مقايسة بازداري پاسخ و كنترل تداخل در كودكان مبتلا به اختلال نارسايي توجه فزونكنشي و كودكان بهنجار«، مجلة روان شناسي باليني. سال اول(2)، ص 37-5.
.5 Baron, I. S. (Ed.). (2004). “Neuropsychological Evaluation of the Child
(1 ed.) ”. New York: Oxford University Press.
.6 Brutvan, J. J. (2011). “The Effect of Exercise on Cognitive Function as Measured by Impact Protocol: Aerobic Vs. Anaerobic”. MA, Kent State University.
.7 Catai, A. M.; Chacon-Mikahil, M. P. T.; Martinelli, F. S.; Forti, V. A. M.; Silva, E.; Golfetti, R. (2002). “Effects of aerobic exercise training on heart rate variability during wakefulness and sleep and cardiorespiratory responses of young and middle-aged healthy men”. Brazilian Journal of Medical and Biological Research. 35:741-752.
.8 Chun, M. M.; Turk-Browne, N. B. (2007). “Interactions between attention and memory”. Current Opinion in Neurobiology. 17(2):177184.
.9 Cirulli, F.; Francia, N.; Branchi, I.; Antonucci, M, T.; Aloe, L.; Suomi, S.; Alleva, E. (2009). “Changes in plasma levels of BDNF and NGF reveal a gender-selective vulnerability to early adversity in rhesus macaques”. Psychoneuroendocrinology. 34:172–180.
.01 Cotman, C. W.; Berchtold, N. C.; Christie, L.A. (2007). “Exercise builds brain health: key roles of growth factor cascades and inflammation”. Trends in Neurosciences. 30(9):464-472
.11 Deister,C.; Schmidt, C.E. (2006). “Op mizing neurotrophic factor combina ons for neurite outgrowth”. Journal of Neural Engineering. Vol.3:172-179.
.21 Fang, L.; Jian-Wei, Zh.; Rong, W.; Xue-Gang, L.; Jian-Yi, Zh.; Xin-Fu, Zh.; Chang-Qi, L.; Ru-Ping, D. (2010). “Sex-differential modulation of visceral pain by brain derived neurotrophic factor (BDNF)inrats”.
Neuroscience Letters. 478:184–187.
.31 Farmer, J.; Zhao, X.; van Praag, H.; Wodtke, K.; Gage, F. H.; Christie, B. R. (2004). “Effects of voluntary exercise on synaptic plasticity and gene expression in the dentate gyrus of adult male sprague–dawley rats in vivo”. Neuroscience. 124(1):71-79.
.41 Ferris, L. T.; Williams, J. S.; Shen, C.L. (2007). “The effect of acute exercise on serum brain-derived neurotrophic factor levels and cognitive function”. Medicine and Science in Sports and Exercise. 39(4):728–734.
.51 Fisher, A. (2008). “Relationships Between Physical Activity and Motor and Cognitive Function in Young Children”. A Thesis submitted in fulfillment of the Degree of Doctor of Philosophy.
.61 Griffin, É. W.; Mullally, S.; Foley, C.; Warmington, S. A.; O’Mara, S. M.; Kelly, Á. M. (2011). “Aerobic exercise improves hippocampal function and increases BDNF in the serum of young adult males”. Physiology & Behavior. 104(5):934-941.
.71 Hillman, C. H.; Erickson, K. I.; Kramer, A. F. (2008). “Be smart, exercise your heart: exercise effects on brain and cognition”. [10.1038/nrn2298].
Nature Reviews Neuroscience. 9(1):58-65.
.81 Nofuji, Y.; Suwa, M.; Sasaki, H.; Ichimiya, A.; Nishichi, R.; Kumagai, S. (2010). “Different circulating brain-derived neurotrophic factor responses to acute exercise between physically active and sedentary subjects”. Journal of Sports Science and Medicine. 11:83-88.
.91 Ruscheweyh, R.; Willemer, C.; Krüger, K.; Duning, T.; Warnecke, T.; Sommer, J., et al. (2011). “Physical activity and memory functions: An interventional study”. Neurobiology of Aging. 32(7):1304-1319.
.02 Sam-Wook, C.; Sooyoung, B.; Joon-Ho, A. (2011). “Diurnal variation and gender differences of plasma brain-derived neurotrophic factor In healthy human subjects”. Psychiatry Research. 186:427-430.
.12 Schmidt-Kassow , M.; Schädle, S.; Otterbein, S.; Thiel, C.; Doehring, A.; Lötsch, J.; Kaiser, J. (2012 ). “Kinetics of serum brain-derived neurotrophic factor following low-intensity versus high-intensity exercise in men and women”. Neuroreport. 23(15):889-93.
.22 Seifert, T.; Brassard, P.; Wissenberg, M.; Rasmussen, P.; Nordby, P.; Stallknecht, B.; et al. (2010). “Endurance training enhances BDNF release from the human brain”. American Journal of Physiologyregulatory Integrative and Comparative Physiology. 298(2):372–377.
.32 Shun-Wei, Zh. (2006). “Brain neurotrophin levels and mouse behavior”: relationship to environmental influences.
.42 Stroop, J. R. (1992). “Studies of interference in serial verbal reactions”.
Experimental Psychology-general. 121(1):15-23.
.52 Zoladz, J.; Pilc, A.; Majerczak, J.; Grandys, M.; Zapart-Bukowska, J.; Duda, K. (2008). “Endurance training increases plasma brain-derived neurotrophic factor concentration in young healthy men”. Physiol Pharmacol. 59(Suppl 7):119-132.
.62 Zoladz, J. A.; Pilc, A. (2010). “The effect of physical activity on the brain derived neurotrophic factor”: from animal to human studies. Journal of physiology and pharmacology : an official journal of the Polish Physiological Society. 61(5):533-541.


پاسخ دهید