2 -3 6- 4 دور تكرار
روش آماري: در بخش آمار توصيفي از ميانگين و انحراف استاندارد بهترتيب به عنوان شاخص هاي گرايش مركزي و پراكندگي استفاده شد. نرمال بودن داده ها و همگوني واريانس ها از طريق آزمون كولموگروف اسميرنوف و آزمون لوين بررسي شد. سپس، به منظور مقايسة بين گروهي از آزمون تحليل كوواريانس و بهمنظور مقايسة درون گروهي از آزمون t همبسته استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار spssنسخة 16 تجزيه وتحليل شد. سطح معناداري 05/0α در نظر گرفته شد.
يافته ها
توصيف متغيرها در دو گروه تمرينات پاروزني و گروه تمرينات مقاومتي – پاروزني در هر دو مرحلة پيش آزمون و پس آزمون و همچنين نتايج آزمون كوواريانس به منظور مقايسة تغييرات عوامل فيزيولوژيكي پاروزنان بين دو گروه، قبل و بعد از دورة تمريني در جدول 3 نشان داده شده است.
همان طوركه در جدول 3 مشاهده مي شود تفاوت معنا داري در حداكثر اكسيژن مصرفي، قدرت بيشينه، توان بي هوازي و عملكرد پاروزني پس از هشت هفته تمرين تركيبي مقاومتي- پاروزني در مقايسه با تمرينات پاروزن ي به تنهايي مشاهده مي شود.
جدول 3. توصيف و مقايسة تغييرات ويژگي هاي فيزيولوژيكي بين دو گروه تجربي و كنترل قبل و
بعد از دورة تمرين

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

گروه تمرينات پاروزني گروه تمرينات
مقاومتي- پاروزني
سطح
معنا داري F پس آزمون پيش آزمون پس آزمون پيش آزمون متغير
*0/001 11/24 27/3±3/2 25/9±4/4 30/3±3/2 24/6±3/6 حداكثر اكسيژن مصرفي(ml/kg/min)
*0/02 7/60 3/87±1/54 3/81±1/50 5/28±1/14 4/39±1/32 اوج توان بي هوازي دست
1 (w/bw)
0/10 3/42 76/4±5/8 74/4 ±2/5 8/88±10/6 81/6±1/14 قدرت پنجة دست
2(N)
*0/05 7/93 31/0±4/1 29/0±4/7 40/8±2/1 30/0±3/6 يك تكرار بيشينة پرس
سينه Kg))
*0/04 8/93 47/0±3/5 43/0 ± 5/7 55 ± 5/4 47/5± 6/1 يك تكرار بيشينة پارويي
(Kg)
*0/02 8/76 2:30̍±0/06 2:49±0/08 0/02 2:17± 2:46±0/1 زمان پاروزني500متر
(ثانيه:دقيقه)

جدول 4. بررسي تغييرات درون گروهي بين پيش آزمون و پس آزمون در دو گروه
سطح
معنا داري T تفاوت ميانگين
پيشآزمون- پسآزمون متغير
*0/001
0/6 9/2
0/5 5/68±1/6
1/4 ± 0/6 گروه مقاومتي- پاروزنيگروه پاروزني حداكثر اكسيژن مصرفي (ml/kg/min)
*0/02 0/37 3/34
1/2 0/89 0±/29
0/06± 0/3 گروه مقاومتي- پاروزنيگروه پاروزني اوج توان بي هوازي دست
(w/bw)
0/1
0/5 1/8 0/6 7/2± 3/8
2±1/2 گروه مقاومتي- پاروزنيگروه پاروزني قدرت پنجة دست
(N)
*0/001 0/45 13
0/7 10/8 ±2/1
2±0/5 گروه مقاومتي- پاروزنيگروه پاروزني يك تكرار بيشينة پرس سينه
(Kg)
*0/007 0/2 4/39
1/38 7/5 ±4/1
4/0 ±3/2 گروه مقاومتي- پاروزنيگروه پاروزني يك تكرار بيشينة پارويي
(Kg)
*0/001 *0/01 9/3
7/2 0/29± 0/03
0/19± 0/02 گروه مقاومتي- پاروزنيگروه پاروزني زمان پاروزني500متر (ثانيه:دقيقه)

. وات/كيلوگرم وزن بدن
. نيوتن
همان طوركه در جدول 4 مشاهده مي شود اجراي هشت هفته تمرينات مقاومتي- پاروزني سبب بهبود معن اداري در قدرت، توان و عملكرد پاروزني قايقرانان شده است. اگرچه عملكرد 500 متر پاروزنينيز در گروه پاروزني بهبود معنا دار داشت، ميزان بهبود نسبت به گروه مقاومتي- پاروزني كمتر بود.

بحث و نتيجه گيري
در پژوهش حاضر حداكثر اكسيژن مصرفي آزمودنيهاي گروه مقاومتي- پاروزني پس از هشت هفته تمرين ، نسبت به گروه پاروزني افزايش معناداري پيدا كرد. ميزان اين تغييرات در گروه تمرينات مقاومتي- پاروزني (1/23درصد) و در گروه تمرينات پاروزني (3/5 درصد) بود. گارسيا و همكاران(2010) نيز بهبود مشابهي در حداكثر اكسيژن مصرفي پس از تمرينات تركيبي و تمرينات طولاني يكنواخت ( بهترتيب 15و 8/3 درصد) در قايقرانان مشاهده كردند (11). همچنين در پژوهش هاكينن با هدف بررسي تأثير تمرينات تركيبي استقامتي- قدرتي در مقايسه با تمرينات قدرتي به مدت 21 هفته، حداكثر اكسيژن مصرفي فقط در گروه تمرين تركيبي به ميزان 18/5 درصد افزايش يافت (13).
از آنجا كه در اين پژوهش از آزمون فعاليت بيشينة عضلات بالاتنه براي اندازهگيري حداكثر اكسيژن مصرفي استفاده شد، مقادير بهدست آمده كمتر از ميانگين حداكثر اكسيژن مصرفي آزمون هاي بيشينة مربوط به كل بدن است. در اين نوع فعاليت بيشينه، به دليل تودة عضلاني كمتر بالاتنه در مقايسه با كل بدن، حداكثر اكسيژن مصرفي30- 20 درصد و حداكثر ضربان قلب 12-10 ضربه كمتر است (8).
تمرينات استقامتي طولانيمدت موجب بهبود عملكرد هوازي از طريق افزايش حداكثر اكسيژن مصرفي و افزايش فعاليت آنزيمهاي اكسايشي عضلات، ذخاير گليكوژن عضلاني و چگالي مويرگي و ميتوكندريايي عضلات بدون تغيير در قدرت عضلاني مي شوند (24). با كاهش حجم تمرينات استقامتي به ميزان30- 20 درصد و جايگزيني تمرينات قدرتي ، بهبودي به ميزان 20 درصد در عملكرد استقامتي قايقرانان نخبه گزارش شده است. بنابراين ميبايست اطلاعات دقيقي در مورد اهميت زمان بندي تمرينات قدرتي در مقايسه با ساير روشهاي تمريني در كنار تمرينات استقامتي قايقرانان جمع آوري شود (19). ميكلا در پژوهش خود با هدف بررسي تأثير تمرينات تركيبي استقامتي – قدرتي بر ظرفيت هوازي و اقتصاد عملكرد ورزشكاران به اين نتيجه رسيد كه با وجود كاهش حجم تمرينات استقامتي و
جايگزيني تمرينات قدرتي انفجاري، سازگاري هاي عصبي- عضلاني و اقتصاد عملكرد استقامتي بدونايجاد اختلال در ظرفيت هوازي، بهبود يافتند. سازگاري عصبي-عضلاني ناشي از تمرينات قدرتي انفجاري ميتواند به بهبود اقتصاد عملكرد استقامتي ويژه تبديل شود (مثل اقتصاد عملكرد پارو زدن). پژوهش هاي بسياري نشان داده اند كه اقتصاد عملكرد ويژة رشته هاي مختلف استقامتي، به همراه تمرينات تركيبي قدرتي – استقامتي بهبود شايان توجهي پيدا ميكند. مكانيسم بهبود اقتصاد عملي استقامتي ورزشكاران در اثر تمرينات تركيبي را مي توان با چند عامل مرتبط دانست. افزايش نيروي بيشينة عضلات تمرين كرده بر فرايند فراخواني تارهاي عضلاني تأثير مي گذارد و سبب ميشود ورزشكار واحدهاي حركتي نوع I بيشتري به كار گيرد، و در نتيجه بازده عملكرد استقامتي وي افزايش يابد (23).
براساس نتايج اين پژوهش اوج توان بي هوازي بالاتنة آزمودني هاي گروه مقاومتي- پاروزني پس از هشت هفته، نسبت به گروه پاروزني افزايش معناداري يافت (02/0=P). اين امر نشان ميدهد كه تمرينات قدرتي در كنار تمرينات پاروزني موجب بهبود توان بي هوازي مي شود. پاروزنان بهمنظور بهبود عملكرد به استقامت عضلاني و توان بي هوازي تكيه دارند. برخي از ورزش هاي استقامتي به خصوص رشته هايي كه به فراخواني تارهاي تندانقباض نياز دارند، با شركت در تمرينات قدرتي مي توانند به اين مهم دست يابند كه در استارت ها و عبور از خط پايان مي تواند اثرگذار باشد (9).
بهترين نتيجة عملكرد كاياك سرعتي، در نتيجة حفظ سرعت بالا در طول مسير به دست ميآيد (3). همچنين توان توليدي و سرعت متوسط بيشتر، و در نتيجه عملكرد پاروزني سريع تر، نتيجة افزايش تواتر پاروزني در رويينگ و كاياك است (25). براساس گزارش فوربز و همكاران، رابطة شايان توجهي بين عملكرد 1000 متر و كل كار توليدي طي آزمون 30 ثانيه اي ارگومتر كاياك وجود دارد (8) .
نتايج تحقيق ايزكوردو1 نيز نشان داد كه هشت هفته تمرين قدرتي در تركيب با تمرينات استقامتي بر قدرت و توان عضلاني بالاتنه و عملكرد پاروزني تأثير دارد. به طوري كه توان 10 ضربه پارو پس از دورة تمريني در گروه تركيبي 3/6 درصد و توان عملكرد پاروزني 20 ثانيه اي 9 درصد بهبود داشت (16). تمرين قدرتي انفجاري موجب شكل گيري برنامة حركتي جهت اجراي حركات پرتوان در سيستم عصبي- عضلاني و اعمال نيروي سريع توسط عضلات ميشود. به همين علت تمرينات قدرتي از لحاظ سرعت و الگوي حركتي بايد مشابه ويژگيهاي عملكردي در پاروزني باشد (21).
1. Izquierdo-Gabarren M
براساس نظر محققان تمرينات استقامتي مي تواند ظرفيت سيستم عصبي عضلاني را براي توليدسريع نيروي مورد نياز كاهش دهد (10،31). سازگاري هايي كه پس از تمرينات استقامتي صورتمي گيرد، مي تواند مسير سيگنالينگ سنتز پروتئين را مهار كند كه البته حجم تمرينات استقامتي وتعداد تكرار آن نقش اساسي بر ميزان اثرگذاري دارد (10). به نظر مي رسد كه مكانيسم هاي عصبي – عضلاني مرتبط با افزايش توان و قدرت انفجاري ببيشتر تحت تأثير تمرينات تركيبي قرار مي گيرد.
در تحقيق حاضر قدرت پنجة دست پاروزني آزمودني هاي گروه مقاومتي- پاروزني پس از هشت هفته ، نسبت به گروه پاروزني تغيير معناداري پيدا نكرد و هر دو گروه در ميزان قدرت پنجه دست بهبود حاصل كردند (به ترتيب 7/8 و 6/2 درصد)، اما اين تغييرات از لحاظ آماري معنادار نبود. اين افزايش اندك را ميتوان مربوط به تقويت عضلات مچ و ساعد در اثر تمرينات پاروزني مداوم دانست.
يكي از مراحل پاروزني دراگون بت، مرحلة فشار است. نكتة شايان توجه در مرحلة فشار اين است كه دست پايين (دست پاروزني) بايد قوي باشد تا توانايي حفظ وضعيت پارو در خطي مستقيم را داشته باشد. سچر1 در پژوهش خود به ان دازهگيري قدرت ايزومتريك پاروزني توسط حسگرهاي نيروسنج متصل به پاروهاي قايق رويينگ پرداخت و به اين نتيجه رسيد كه از ميان قدرت ايزومتريك هشت عضلة مختلف بالاتنه، تنها قدرت ايزومتريك پنجة دست با قدرت ايزومتريك پاروزني ارتباط دارد، به همين سبب قدرت پنجة دست يكي از عوامل مؤثر بر عملكرد پاروزني شناخته مي شود. همچنين قدرت ايزومتريك پاروزنان حرفه اي و با سابقة پاروزني بيشتر، نسبت به پاروزنان مبتدي بيشتر است، كه اين امر نشان دهندة تأثير تمرينات پاروزني بر تقويت عضلات مچ و پنجة دست است. به نظر ميرسد از آنجا كه انقباض عضلات ساعد و مچ دست در طول عملكرد پاروزني از نوع ايزومتريك و ايستاست، در نتيجه تمرينات ايزومتريك مشابه پاروزني در مقايسه با تمرينات پوياي مقاومتي تأثير بيشتري در بهبود اين عامل و به دنبال آن بهبود عملكرد پاروزني دارد (28).
يك تكرار بيشينه در دو حركت پرس سينه و پارويي در گروه تمرين تركيبي پس از هشت هفته نسبت به گروه پاروزني افزايش معناداري يافت، كه نشان دهندة تأثير تمرينات تركيبي بر بهبود قدرت عضلاني پاروزنان است. اين يافته ها با نتايج پژوهش هاكينن (13) و اراضي (1) همخواني دارد، به طوري كه با شركت در 21 هفته تمرين قدرتي – استقامتي ، قدرت عضلات بازكنندة ران 22 درصد افزايش يافت. براساس گزارش چتارا، قدرت و توان انفجاري پس از تمرينات تركيبي افزايش نشان نداد
1. Secher NH.
كه دليل آن را نوع تمرينات مقاومتي دايره اي) و شدت تمرينات ذكر كرده است (6). تمرينات قدرتبيشينة ويژه هر رشتة ورزشي موجب افزايش سرعت توليد نيروي عضلاني و افزايش بيشينة نيرويتوليدي در برابر يك مقاومت ثابت مي شود، اين امر امكان افزايش زمان ريكاوري بين انقباضات متوالي عضلاني را فراهم ميآورد. همين امر شرايط بهتري را براي خون رساني به عضلات فراهم مي كند و بازده عملكرد استقامتي عضله را افزايش ميدهد (9).
براساس نتايج پژوهش حاضر زمان پاروزني 500 متر پاروزنان ، قبل از دورة تمريني در آزمودني هاي دو گروه تفاوتي با يكديگر نداشت، اما پس از هشت هفته تمرين مقاومتي- پاروزني ، زمان پاروزني 500 متر پاروزنان 5/17 درصد بهبود يافت كه اين تغييرات نسبت به گروه پاروزني معنادار بود. اين نتيجه با نتايج فوربز ، ليو هاپكينزو ميكلا همخواني دارد (23،21،8). همچنين بهبود عملكرد استقامتي در تحقيق حاضر با نتايج تحقيق چتارا مبني بر بهبود ركورد 4 كيلومتر دويدن همسوست (5). به نظر مي رسد كه بهبود عملكرد استقامتي دوندگان، دوچرخه سواران، پاروزنان و اسكي بازان استقامتي مي تواند ناشي از تمرينات مقاومتي باشد. افزايش اندازة تارهاي نوع يك و تغيير نسبت تارهاي نوع دو و ويژگي هاي انقباضي ميوفيبريل ها از سازگاري هاي اين نوع تمرينات براي عملكردهاي استقامتي گزارش شده است، كه به ورزشكاران اجازه مي دهد كه با شدت زير بيشينة مشابهي به مدت طولاني تر به فعاليت بپردازند.
اين امر مي تواند ناشي از به كارگيري كمتر ميوفيبريل ها يا نياز به نيروي كمتر ميوفيبريل در يك شدت فعاليت معين باشد. همچنين تغييرات ميوفيبريل ها، سبب فراخواني كمتر فيبرهاي نوع دو و به تأخير انداختن خستگي در شدت معين مي شود.
بهبود عملكرد استقامتي ناشي از افزايش قدرت و توان پس از تمرينات مقاومتي نيز در اسكي بازان گزارش شده است. به طوري كه جايگزين كردن 33 درصد از تمرينات استقامتي با تمرينات مقاومتي سبب بهبود عملكرد استقامتي شده است (5).
گالاگر1 (2010) به منظور شناسايي بهترين روش تمريني براي كاهش زمان پاروزني 2000 متر ارگومتر رويينگ به مقايسة سه روش تمرين پاروزني و تمرينات همزمان پاروزني و قدرتي (به دو روش مجزا) پرداخت و تغيير معناداري از لحاظ آماري در هيچ يك از سه گروه مشاهده نكرد، با وجود اين به دليل بيشترين كاهش مشاهدهشده در زمان پاروزني گروه تركيبي شدت بالا و تكرار پايين، نتايج
1. Gallagher D.
حاصل از اين روش تمريني تمايلي در جهت اثبات فرضية پژوهش مبني بر بهبود عملكرد پاروزني باتمرينات قدرتي را نشان مي دهد.
به طور كلي نتايج نشان داد با اينكه تمرين قدرتي تغيير چشمگيري از لحاظ نظري و آماري درعملكرد پاروزني ايجاد نميكند ، بهبود زمان عملكرد 2000 متر مشاهده شده ميتواند از لحاظ كاربردي براي پاروزنان حائز اهميت باشد (9). شركت در تمرينات مقاومتي – استقامتي از طريق مكانيسم هاي متفاوتي مانند افزايش قدرت با بهبود كارايي مكانيكي، هماهنگي عضلاني و ميزان فراخواني واحدهاي حركتي ، مي تواند سبب بهبود عملكرد شود. با افزايش قدرت مي توان اشكالات تكنيكي را نيز اصلاح كرد. همچنين با كاهش شدت نسبي هر چرخة پاروزني (از طريق افزايش قدرت) مي توان در مصرف انرژي صرفه جويي كرد. از آنجا كه تمرينات پاروزني بهتنهايي نياز به قدرت پاروزنان را فراهم نميكند، شركت در تمرينات مقاومتي بههمراه تمرينات پاروزني به منظور بهبود قدرت و توان و جلوگيري از آسيب ضروري است (22).
برنامة تمريني مقاومتي- استقامتي كه بهدقت طراحي شده باشد، مي تواند براي عملكرد رقابتي ورزشكاران، بهويژه آن دسته از رشتههايي كه از عملكردهاي سر عتي كوتاهمدت در طول مسير مسابقه برخوردارند، بسيار مفيد باشد (23). به طور كل نتايج اين پژوهش بر ضرورت تمرينات قدرتي در كنار تمر ينات پاروزني جهت بهبود عملكرد پاروزني تأكيد مي كند.
منابع و مĤخذ
.1 Arazi, H., Faraji, H., Ghahremani, M., Samadi, A. (2011).”Effects of concurrent exercise protocols on strength, aerobic power flexibility and body composition”. Kinesiology., No.432, PP:155-162.
.2 Baudouin, A., Hawkins, D. (2002). “A biomechanical review of factors affecting rowing performance”. Br J Sports Med., No.36, PP:396–402.
.3 Bishop, D. (2000). “Physiological predictors of flat-water kayak performance in women”.
Eur J Appl Physiol., Vol. 82, No.1, PP: 91-5.
.4 Bourgois, J. (2001). “Anthropometric characteristics of elite female junior Rowers”.
Journal of Sports Sciences., No.19, PP:195 – 202.
.5 Chtara, M., Chamari, K., Chaouachi, M., Chaouachi, A., Koubaa, D., Feki, Y., et al. (2005). “Effects of intra-session concurrent endurance and strength training sequence on aerobic performance and capacity”. Br J Sports Med., No.39, PP:555–560.
.6 Chtara, M., Chaouachi, A., Levin, G., Chaouachi, M., Chamari, K., Laursen, P. B., et al. (2008). “Effect of concurrent endurance and circuit Resistance training sequence on muscular Strength and power development”. Journal of Strength and Conditioning Research., Vol. 22, No.4, PP:1037–1045.
.7 Ferrauti, A., Bergermann, M., Fernandez, J. (2010). “Effects of a concurrent strength and endurance training on running performance and running economy in recreational marathon runners”. J Strength Cond Res., Vol. 24, No.10, PP:2770-8.
.8 Forbes, S.C., Fuller, D.L., Krentz, J.R., Little, J.P., Chilibeck, P.D. (2009). “Anthropometric and Physiological Predictors of Flat-water 1000 m Kayak Performance in Young Adolescents and the Effectiveness of a High Volume Training Camp”. Int J Exerc Sci., Vol. 2, No.2, PP:106-114.
.9 Gallagher, D., DiPietro, L., Visek, A.J., Bancheri, J.M., Miller,T.A. (2010). “The effects of concurrent endurance and resistance training on 2,000-m rowing ergometer times in collegiate male rowers”. J StrengthCond Res., Vol.24, No.5, PP:1208–1214.
.01 García-Pallarés, J., Sánchez-Medina, L., Carrasco, L., Díaz, A., Izquierdo, M. (2009).” Endurance and neuromuscular changes in world-class level kayakers during a periodized training cycle”. Eur J Appl Physiol., No.106, PP:629–638.
.11 Garcı´a-Pallares, J., Garcıa-Fernandez, M., Sanchez-Medina, L., Izquierdo, M.. (2010).” Performance changes in world-class kayakers following two different training periodization models”. Eur J Appl Physiol., No.110, PP: 99–107.
.21 García-Pallarés, J., Izquierdo, M. (2011). “Strategies to optimize concurrent training of strength and aerobic fitness for rowing and canoeing”. Sports Med., Vol. 41, No.4, PP:329-43.
.31 Hakkinen, K. (2003). “Neuromuscular adaptations during concurrent strength and endurance training versus strength training”. Eur J Appl Physiol., No.89, PP: 42–52.
.41 Ho, S.R., Smith, R., OMeara, D. (2009). “Biomechanical analysis of dragon boat paddling: a comparison of elite and sub-elite paddlers”. J Sports Sci., Vol. 27, No.1, PP: 37-47.
.51 Ho, S.R., Smith, R.M., Chapman, P.G., Sinclair, P.J., Funato, K. (2013).” Physiological and physical characteristics of elite dragon boat paddlers”. J Strength Cond Res., Vol. 27, No.1, PP: 137-45.
.61 Izquierdo-Gabarren, M., Txabarri, E. R., García-pallarés, J., Sánchez-medina, L., Villarreal, E.S., Izquierdo, M. (2010).” Concurrent Endurance and Strength Training Not to Failure Optimizes Performance Gains”. Med Sci Sports Exerc. Vol. 42, No.6, PP:1191– 1199.
.71 Kokalas, N., Tsalis, G., Tsigilis, N., Mougios, V. (2004). “Hormonal responses to three training protocols in rowing”. Eur J Appl Physiol., No.92, PP: 128–132.
.81 Kraemer, W.J. (2001). “Effect of resistance training on women’s strength/ power and occupational performances”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 33, No.6, PP: 1011-25.
.91 Lawton, T.W., Cronin, J.B., McGuigan, M.R. (2012). “Does on-water resisted rowing increase or maintains lower body strength?” J Strength Cond Res., No.19, PP: 13-17.
.02 Lawton, T.W., Cronin, J.B., McGuigan, M.R. (2011). “Strength testing and training of rowers: a review”. Sports Med. Vol. 41, No.5, PP:413-32.
.12 Liow, D.K., Hopkins, W.G. (2003). “Velocity specificity of weight training for kayak sprint performance”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 35, No.7, PP: 1232-7.
.22 McKean, M. R., Brendan, B. (2010) “The relationship between joint range of motion, muscular strength, and race time for sub-elite flat water kayakers”.Journal of Science and Medicine in Sport., No.13, PP: 537–542.
.32 Mikkola, J.S., Rusko, H.K., Nummela, A.T., Paavolainen, L.M., Häkkinen, K. (2007). “Concurrent endurance and explosive type strength training increases activation and fast force production of leg extensor muscles in endurance athletes”. J Strength Cond Res., Vol. 21, No.2, PP:613-20.
.42 Nader, G.A. (2006). “Concurrent Strength and Endurance Training: From Molecules to Man”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 38, No.11, PP: 1965–1972.
.52 Nelson, A.G. (1990).” Consequences of Combining Strength and Endurance Training Regimens.” Physical Therapy., Vol. 70, No.5, PP: 25-32.

.62 Nilsson, N. “Muscle Explosion, 28 Days to Maximum Mass”.2008; Price world publishing
.72 Rabindarjeet, S. (1995). “Physical and physiological profiles of Malaysian dragon boat rowers”. Br J Sp Med., Vol. 29, No.1, PP: 13-15.
.82 Secher, N.H. (1975). “Isometric rowing strength of experienced and inexperienced oarsmen”. Med Sci Sports., No.4, PP:280-3.
.92 Smith, B., Hopkins, W.G. (2012). “Measures of Rowing Performance”. Sports Med., Vol.42, No.4, PP: 343-358.
.03 Soper, C., Hume, P.A. (2004). “Towards an Ideal Rowing Technique for Performance: The Contributions from Biomechanics”. Sports Med., Vol. 34, No.12, PP: 825-848.
.13 Thomas, W. J., Glyn, H., Russell, M., Duncan, N.F. (2013). “Performance and neuromuscular adaptations Following differing ratios of concurrent strength and endurance training”. Journal of Strength and Conditioning Research., Vol. 27, No.12, PP:
3342–3351.


پاسخ دهید