آپيش زمون 6/28 24±6/282 2/471±1234 1/48±3/130 چاق 15 3/2±27/24 آپس زمون 2/27 *3/53±191 *6/412±1121 *54±11/124
آپيش زمون 5/12 6/84±7/234 1/812±1196 8/68±156
طبيعي 15 1/3±52/22 آپس زمون 7/11 *42/23±42/168 *7/885±7/1072 *4/49±131
*. نشان دهندة تفاوت معنادار بين ميانگين متغيرهاي مختلف در زمان پيش آزمون و پس آزمون.# نشان دهندة تفاوت معنادار بين ميانگين متغيرهاي مختلف بين دو گروه چاق و طبيعي.

بحث و نتيجه گيري
در بررسي تغييرات به دست آمده در ايمونوگلوبولين هاي افراد چاق و طبيعي در اين پژوهش نتايج نشان داد كه هر سه فاكتور مورد نظر (IgM , IgG , IgA)پس از هشت هفته برنامة تناوبي هوازي كاهش داشته اند كه با نتيجة تحقيقات لي لي و راش (2009)، طبرستاني و همكاران (1390)، كخ و همكاران (2007)، الگرو و همكاران (2008) شيرواني و همكاران (1392) و ماشيكو و همكاران (2004)، همخواني داشت (17،16،15،9،4،3) و با نتايج تحقيقات مصطفي زاده (1385)، كورسات و همكاران (2005)، پارك و همكاران (2008)، وانگ و همكاران (2011)، متناقض بود (25،20،13،7). همچنين براساس نتايج پژوهش حاضر تفاوتي در تغييرات ايمونوگلوبولين ها ناشي از فعاليت ورزشي در بين افراد چاق و طبيعي وجود نداشت. بيشتر پژوهش هايي كه افزايش سطوح ايمونوگلوبولينها ناشي از فعاليت ورزشي را نشان دادند، احتمالاً به دليل عوامل متفاوتي مانند مدت و شدت برنامة تمريني، سن و جنس آزمودني ها و ميزان آمادگي بدني اولية آزمودني هاست. ازاين رو اين تناقض ها را مي توان با دلايل متفاوتي توجيه كرد. بر همين اساس، فعاليت شديد طولاني مدت با نقص سيستم ايمني همراه بود كه مكانيسم آن سد لمفوسيتها، 1NF و سد ترشح IgA است. بر همين اساس نشان داده شده كه فعاليت ورزشي شدت متوسط مرگومير را 46-38 درصد كاهش مي دهد، درحالي كه فعاليت وامانده ساز مرگ ومير را

1. Natural Killer
35-17 درصد افزايش ميدهد (27). همچنين نشان داده شده كه پس از فعاليت هاي استقامتيطولاني مدت، گلوتامين به سمت عضلات فعال انتقال مي يابد و در نتيجه مقدار آن در پلاسما كاهش مي يابد و از آنجا كه گلوتامين در تكثير لنفوسيت ها لازم است، در نتيجه، كاهش گلوتامين موجب محدوديت در تكثير لنفوسيتها شده و به كاهش سطوح ايمونوگلوبولينهاي پلاسما منجر مي شود (21). از طرف ديگر در زمينة فعاليت تناوبي هم 15 هفته تمرين شديد با شدت 80 درصد VO2ma موجب كاهش عملكرد سيستم ايمني و سطح IgG شد. اين در حالي بود كه تمريناتي با شدت 50 درصد VO2ma موجب بهبود عملكرد سيستم ايمني و سطح IgG شد(18). بنابراين از آنجا كه كار بيش ازحد عضلات ممكن است مقدار گلوتامين پلاسما را كاهش دهد و با توجه به اين نتايج مي توان گفت كه فعاليت هاي انجامگرفته در پژوهش حاضر با توجه به آمادگي بدني اولية پايين آزمودني ها موجب كاهش سطوح ايمونوگلوبولين ها شد. در مقابل، پژوهشگران در برخي تحقيقات نشان دادهاند كه سيستم ايمني در اثر فعاليتهاي طولاني مدت سازگار مي شود و افرادي كه فعاليت جسماني منظم و طولاني تري دارند، به دليل افزايش ايمنوگلوبولين ها داراي سيستم ايمني قوي تري نسبت به افراد بي تحرك اند (21). با توجه به اين نتايج نيز ميتوان گفت كه احتمالاً با توجه به سطح پايين آمادگي جسماني آزمودني هاي چاق و طبيعي، طول دورة تمرينات به اندازة كافي طولاني نبوده است تا موجب بروز سازگاريهايي در سطوح ايمونوگلوبولين شود.
هورمون كورتيزول در زمان استرس ترشح مي شود و ممكن است ميزان آن در آزمودني هايي كه تحت تأثير استرس ورزشي قرار ميگيرند، افزايش يابد و اثر منفي روي ايمونوگلوبولين ها بگذارد (21).

به بيان ديگر، سطح آمادگي جسماني و هورمون كورتيزول در افزايش يا كاهش سيستم ايمني تأثيرگذار است. بر همين اساس، به دليل افزايش كورتيزول ناشي از فعاليت ورزشي شديد، ميزان ايمونوگلوبولين ها به دليل افزايش فعاليت محور هيپوتالاموس-هيپوفيز كاهش مي يابد كه افزايش كورتيزول ناشي از تحريك سيستم عصبي سمپاتيك، مي تواند محرك محور هيپوتالاموس-هيپوفيز، افزايش دماي بدن و تغيير PH خون، هايپوكسي، تجمع لاكتات و فشار رواني باشد (18).
با توجه به نتايج پژوهش ها ي انجام گرفته، سطح استراحتي IgA پس از هشت هفته تمرين متناوب در ورزشكاران تغيير نكرد كه عنوان شده طول تمرينات در يك جلسه بسيار كوتاه بوده و احتمالاً به اين دليل IgA تغيير نكرده است، زيرا علاوه بر سطح آمادگي اوليه، طول و شدت تمرينات نيز از عوامل مؤثر در تعيين سطح ايمونوگلوبولينها هستند (15). در اين پژوهش احتمالاً تغيير غلظت پلاسما خود عامل مؤثر در تغييرات ميزان ايمونوگلوبولين ها باشد كه علاوه بر سطح پلاسما، غلظت كورتيزول نيز در اينپژوهش اندازه گيري نشد و جزو محدوديت هاي پژوهش هستند.
به عنوان نتيجه، از آنجا كه نمونه هاي اين پژوهش هيچ گونه سابقة ورزشي نداشتند، مدت زمان پژوهش آنقدر كافي نبوده تا سازگاري مناسب حاصل شود. بنابر اطلاعات ذكرشده مدت زمان تمرين و زمان برگزاري آن در صبح يا عصر، شدت تمرين، سطح فعاليت اولية شركت كنندگان مي تواند بر نتايج پژوهش تأثير گذاشته باشد. همچنين تغذية گروه ها كنترل نشد كه اين امر ممكن است بر نتايج تحقيق اثرگذار باشد.

منابع و مĤخذ
ترتيبيان، بختيار؛ مؤذني، سيد محمد (1381). اثر تمرينات كشتي در پيش از فصل مسابقه و فصل مسابقه روي ايمني هومورال كشتي گيران جوان. المپيك، ش 22. ص 114-105.
دبيدي روشن، ولي اﷲ؛ فلاح محمدي، ضياء؛ برزگرزاده، حسين.(1386). تأثير مكمل گيري كوتاه مدت گلوتامين بر ايمنوگلوبين A در بزاق پسران فعال به دنبال فعاليت درمانده ساز. المپيك.
سال پانزدهم. ش 2(پياپي 38)، ص 15-7.
شيرواني، حسين؛ قهرمان تبريزي، كوروش؛ سبحاني، وحيد ( 1392). تأثير فعاليت ورزشي تناوبي شديد بر پاسخ ايمونوگلوبولينها و سيستم كمپلمان سرم، در بازيكنان جوان فوتبال. مجلة علمي دانشگاه علوم پزشكي بيرجند.دورة 20، ش 3، ص243-233.
طبرستاني، منور؛ چوبينه، سيروس؛ كردي، محمد رضا؛ طبرستاني، محسن (1390). مقايسة تأثير يك جلسه فعاليت هوازي و بي هوازي بر تغييرات نسبتIgA به پروتئين تام بزاقي دختران غيرورزشكار. مجله علوم زيستي ورزشي، ش 9، ص 76-63.
طراوتي، محمدرضا؛ ترتيبيان، بختيار؛ صادق خليلي، فهيمه (1386). تأثير تمرينات شديد كشتي روي غلظت IgA بزاق. مجله علوم پزشكي اروميه. ش 18 (1). ص 413 -407.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مددي، تكذبان(1387). تأثير يك برنامة ورزشي منتخب هوازي بر ايمنوگلوبولين GوA سرم دختران دانشآموز. پاياننامة كارشناسيارشد، دانشگاه گيلان.
مصطفي زاده، امراﷲ؛ فلاح محمدي، ضياء، محمودي، علي اكبر، موسوي، عزت اﷲ(1385). تأثير يكدوره تمرينات منتخب و رقابتهاي فوتبال بر سطح ايمني هومورال ورزشكاران فوتباليست دانشگاهي. پژوهش نامه علوم ورزشي. ش 2(3). ص 32 -23 .
نورشاهي، مريم؛ هوانلو، فريبرز؛ اربابي، احمد (1387). تأثير ورزش منظم صبحگاهي با شدت متوسط بر برخي شاخص هاي دستگاه ايمني افراد ميانسال. مجلة غدد درونريز و متابوليسم ايران، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي- درماني شهيد بهشتي، ش 10 (3)، ص 245- 241.
.9 Allgrove JE, Gleeson M, Gomes Elisa, Hough John (2008). Effects of exerciseintensity on salivary antimicrobial proteins and markers of stress in active men, Journal of Sports Sciences.; Vol.26, No.6; PP: 653 – 661
.01 Baroody F M, Naclerio R M (2005). Allergy and immunology of the upper airway.
Otolaryngology Head and Neck Surgery, St Louis: Mosby-Year Book, 251-280.
.11 Gleeson M (2000) . Mucosal immunity and respiratory illness in elite athletes.Int. J. Sports Med. Vol.21, No.1; PP: 33-43.
.21 Jackson A S, Pollock M L (1978). Generalized equations for predicting body density of men. British Journal of Nutrition, Vol.40, No.03,PP: 497-504.
.31 Karacabey K, Saygin O, Ozmerdivenli R, Zorba E, Godekmerdan A, Bulut V (2005). The effects of exercise on the immune system and stress hormones in sportswomen. Neuroendocrinology Letters, Vol.26, No.4, PP: 361-366.
.41 Klentrou P, Cieslak T, Mac Neil M, Vintinner, Plyley A (2002). Effect of moderate exercise on salivary immunoglobulin A and infection risk in human. Eur. J. Appl. Physiol.; Vol.87, No.2:PP: 153-158.
.51 Koch AJ, Wherry AD, Petersen MC, Johnson J.C(2007). salivary immunoglobulin a response to a collegiate rugby game. Journal of Strength and Conditioning Research. Vol.21, No.1.PP: 86-90.
.61 Li Li T, Rush B (2009).The Effects of Prolonged Strenuous Exercise on Salivary Secretion of IgA Subclasses in Men. International Journal of Sport and Exercise Science. Vol.1, No.3: PP:69-74.
.71 Mashiko T, Umeda T, Nakaji S and Sugawara K(2004). Effects of exercise on the physical condition of college rugby players during summer training camp. Sports Med. Vol.38, No.2, PP: 186-190
.81 Mohebbi H, Azizi M, Moradiani H (2012). Effect of 8 Weeks Low and High Intensity Resistance Training on Leukocyte Count, Igg, Cortisol and Lactate Concentration in Untrained Men. World Applied Sciences Journal, Vol.16, No.7,PP: 949-954.
.91 Niman DC , Johanssen LM , Lee JW (2004). Infection Episoded in Runners before and after a read race “, Jsport.medcine and phys. fitness ; Vol.29, No.2 , PP : 289 -296.
.02 Park CH, Park TG, Kim TU, Kwak YS (2008). Changes of immunological markers in elite and amateur triathletes. Inter Sport med J. Vol.9, No.3, PP :116-130.
.12 Pourvaghar M J, Ghaeini A A, Ravasi A A, Kordi M R (2010). Effects of training time on serum immunoglobulin alteration and cortisol testosterone responses in male athlete students. Biol. Sport, Vol.27, No.1, PP: 25-28.
.22 Rahimi R, Ghaderi M, Mirzaei B, Ghaeni S, Faraji H, Sheikholeslami Vatani D, Rahmani-Nia F (2010). Effect of very short rest periods on Immunoglobulin A and cortisol responses to resistance exercise in men. J. Hum. Sport Exerc. Vol.5, No.2. PP:146-157
.32 Teixeira AM, Rama L, Rosado F, Martins M, Cunha M R(2007). Kinetic Response of Salivary IgA, Cortisol and Testosterone, to Several Exercise Protocols Performed by welltrained Swimmers. 12th Annual Congress of the ECSS, Jyväskylä, Finland.
.42 Thomas N E, Leyshon A, Hughes MG, Davies B, Graham M, Baker JS(2009). The effect of anaerobic exercise on salivary cortisol, testosterone and immunoglobulin (A) in boys aged 15–16 years. Eur J Appl Physiology. Vol.107, No.4: PP:455-461.
.52 Wang M-Y, An L-G (2011). effect of 12 weeks TAI CHI CHUAN practice on the immune function of female college students who lack physical exercise. biol. Vol.28, No.1. PP: 45-49.
.62 Womack J, Tien PC, Feldman J (2007). Obesity and immune cell counts in women. Metabolism; Vol.56, No.7. PP:998-1004.
.72 El-Kader, S. M. A. (2011). Moderate Versus High Intensity Exercise Training on Leptin and Selected Immune System Response in Obese Subjects. Eur J Gen Med, Vol.8, No.4,


پاسخ دهید