نمودار 1. مسافت طي شده (متر) در گروههاي اينتروال و تيپر

سنجش وزن
وزن تمام گروهها دو بار در هفته قبل از شروع تمرين و در صبح ها با ترازوي Sartorius:BI 1500 با دقت 001/0 اندازهگيري مي شد.
سنجش عملكرد استقامتي
حداكثر ظرفيت عملكرد استقامتي در انتهاي هفتة ششم تمرين اينتروال و سه هفتة تيپر با استفاده از آزمون وامانده ساز اندازه گيري شد. زمان رسيدن به واماندگي از طريق شوك ملايم مشخص ميشد. هر گاه رتها در مدت 1 دقيقه 5 بار به دستگاه شوك در انتهاي نوار گردان برخورد ميكردند يا بازتاب برگشت و ايستادن قائم بر روي پا را نشان ميدادند وامانده تلقي ميشدند (13). پروتكل آزمون شامل گرم كردن تدريجي با شدت 15 تا 25 متر بر دقيقه به مدت 5 دقيقه بود. در مرحلة دوم و اجراي آزمون عملكرد استقامتي، سرعت نوار گردان هر دقيقه 5 تا 10 متر در دقيقه تا 65 متر بر دقيقه افزايش مي يافت. زمان رسيدن به واماندگي با استفاده از زمان سنج اندازهگيري و ثبت ميشد. 48 ساعت پيش و پس از آزمون، برنامة تمرين اصلي متوقف و به رتها استراحت داده مي شد. سپس عملكرد گروهها براساس فرمول 1 محاسبه شد (7).
(1) Σpri = ΣmViTi = ΣmDi = mDi

Pri:عملكرد(m ،(Kg.m:وزن(Vi ،(Kg:سرعت(Ti ،(m/min:زمان(Di ،(min:مسافت طي شده(m)

روش محاسبه و تجزيهوتحليل دادهها
تجزيه وتحليل داده ها با استفاده از آناليز واريانس دوطرفه و آزمون LSD انجام گرفت. در اين بررسيها مقدار 05/0≤P به منظور رد فرض صفر در نظر گرفته شد.
يافتهها وزن
نمودار دو ميانگين وزن و انحراف استاندارد موشها در طول شش هفته تمرين اينتروال و به دنبال آن، سه هفته تيپر را نشان ميدهد. با توجه به معنادار بودن تعامل بين گروهها و هفتهها، تفاوت معنادار وزن گروه ها در نه هفته تأييد شد (001/0=P).

نمودار2. تغييرات وزن رت ها در شش هفته تمرين اينتروال و سه هفته تيپر
* معناداري با گروه اينتروال، # معناداري با گروه كنترل

با ادامة روند تمرين افزايش معناداري در وزن تمامي گروهها مشاهده شد (001/0≤P). بررسي بين گروهي وزن رت ها نيز حاكي از وجود اختلاف معنادار بين گروههاي تمريني با يكديگر است (05/0≤P). به علاوه، مقايسة درصد افزايش وزن رتهاي تمرينكرده با گروه كنترل نشان ميدهد كه گروه تيپر شدت افزايش وزن كمتري را نسبت به ساير گروهها داشته است. همچنين نتايج آماري گروههاي تمريني نشان داد كه تيپر سههفتهاي در مقايسه با تيپر دوهفتهاي افزايش وزن بيشر و حدود، 22/18 درصد را سبب ميشود.
شاخصهاي عملكردي
يافتههاي پژوهش حاكي از تفاوت معناداري (001/0≤P) بين زمان خستگي گروههاي مختلف تيپر با يكديگر است. تفاوت معناداري (008/0≤P) بين زمان خستگي سه هفته كاهش بار تمريني با دورة اينتروال و هفتههاي تيپر با يكديگر، بهجز هفته هاي اول و دوم تيپر (961/0=P)، مشاهده شد.
مقايسة ميانگين زمان خستگي و عملكرد گروه هاي تيپر نشان ميدهد كه گروه تيپر كاهش شدت بهترين ميانگين زمان خستگي و عملكرد را نسبت به ساير گروههاي تمريني داشته است. اين در حالي است كه عملكرد، مسافت طيشده در آزمون و زمان خستگي گروههاي تيپر در هفتة دوم كاهش بار تمريني به حداكثر خود رسيده است. نمودارهاي 6-3 عملكرد و زمان خستگي گروههاي تيپر را نشان ميدهند.

نمودار3. مقايسة عملكرد(Pri) بر حسب كيلوگرم متر در گروههاي تيپر

نمودار 4. مقايسة ميانگين زمان خستگي گروههاي تمريني پس از سه هفته تيپر به دقيقه

نمودار 5. ميانگين زمان خستگي (دقيقه) گروههاي تمريني
*نشانة معناداري با دورة اينتروال، ‡ نشانة معناداري با هفته هاي اول و دوم تيپر

نمودار 6. مقايسة مسافت طي شده در آزمون عملكرد گروههاي تيپر
از سوي ديگر تغييرات شدت و حجم تمرين با در نظر گرفتن متغير مسافت و زمان فعاليتآزمودنيها در زمان فعاليت مطابق با فرمولهاي زير محاسبه شد:
شدت= مسافت (متر) /زمان (ثانيه) (2) حجم تمرين= شدت (متر بر ثانيه)*مسافت (متر) (3)
نتايج شدت و حجم تمرين با توجه به فرمولهاي بالا در گروههاي تيپر نسبت به اينتروال، حاكي از كاهش 55/46، 25 و 2/36 درصدي شدت تمرين و كاهش 98/48، 37/70، 30 درصدي حجم تمرين در گروههاي تيپر كاهش شدت ، تواتر و تكرار است. نمودارهاي 7 و 8 تغييرات حجم و شدت تمرين را مطابق با فرمول هاي 2 و 3 نشان مي دهد.

نمودار 7. مقايسة شدت تمرين در دورة اينتروال و تيپر

نمودار 8. مقايسة حجم تمرين در دورة اينتروال و تيپر

بحث و نتيجهگيري
بخش مهمي از پيشرفتهاي آينده در علم ورزش به پالايش و توسعة روشهاي تيپر و افزايش عملكرد ورزشكاران بر ميگردد. تأثيرات مثبت تيپر بر عملكرد در كنار توجه ويژه به تغذيه و آبگيري و راهبرد ريكاوري در طول تمرينات پيش از تيپر، ممكن است به افزايش بيشتر در تأثيرات مثبت اين روش كمك كند. بنابراين هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير سه نوع تيپر پلكاني متفاوت، بر شاخصهاي عملكردي و وزن موشهاي صحرايي در دوران باليدگي بود. تيپرهاي نوع 1، 2 و 3 به ترتيب شامل كاهش تواتر، تكرار و شدت بودند، كه پس از يك دوره تمرين اينتروال سبب افزايش وزن آزمودنيها شدند. تيپر شدت با كاهش 57/28 درصد و در شدت با توجه به كاهش سرعت تمرين در دورة تيپر نسبت به دورة اينتروال، افزايش وزن كمتري نسبت به گروههاي تيپر تواتر و تكرار داشت، كه علت آن ممكن است به تمرينات با شدت كم اين گروه برگردد. تحقيقات مختلفي به بررسي تأثير شدت تمرين بر تغييرات وزن بدن پرداختهاند. دونلي و همكاران (2004) گزارش كردند كه افزايش ميزان متابوليك استراحتي 1(RMR) ناشي از فعاليت ممكن است به سطح شدت فعاليت مرتبط باشد (5). محققان نشان دادهاند كه تمرين شديد موجب كاهش اشتها و افزايش RMR مي شود و در نهايت افزايش تعادل منفي انرژي را

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1. Resting metabolic rate
به همراه دارد (2). در مطالعة سلنتز و همكاران (24) و موگيوس و همكاران (14) با بررسي تأثير شدتتمرين بر تودة بدني به اين نتيجه رسيدند كه اثرگذاري تمرين شدت كم بر كاهش وزن، بيشتر از شدتبالاست. درحالي كه اسونسون و كنلي (26) در تحقيقات خود نشان دادند كه كاهش تودة چربي بيشتر در گروه شدت پايين نسبت به شدت بالا از نظر آماري معنادار نيست، اما با اينكه بار كاري گروه شدت بالا 33 درصد بيشتر از گروه شدت پايين بود، به افزايش هزينة انرژي و كاهش تودة چربي كمتر اين گروه منجر شده است. محققان اين مطالعه اين نتيجة بحثبرانگيز را به دريافت بيشتر انرژي در گروه شدت بالا نسبت دادهاند، زيرا در آن مطالعه مانند پژوهش حاضر رژيم غذايي كنترل نشده بود. به علاوه، به نظر مي رسد وزن بدن آزمودنيها ممكن است متأثر از زمان فعاليت باشد. در تحقيقي، ورزش به مدت بيش از يك ساعت در موشها سبب كاهش مقدار دريافت غذا و وزن بدن در مقايسه با گروههاي غيرفعال شد. در مقابل، در ورزشهاي طولانيمدت (بيش از شش ساعت) هم دريافت انرژي و هم وزن بدن كاهش يافت (6). بنابراين تصور ميشود كه تغيير احتمالي زمان فعاليت، ممكن است نتايج را دستكاري كند. در نتيجه، در پژوهش حاضر تعامل زمان فعاليت بالاتر و شدت پايينتر در تيپر شدت موجب افزايش وزن كمتر اين گروه نسبت به ساير گروهها شده است كه يافتههاي موگيوس و همكاران را تأييد ميكند.
از سوي ديگر دورة كاهش بار تمريني نبايد به گونهاي باشد كه به سازگاريهاي ايجادشده بهوسيلة تمرين آسيب يا به سندروم بيتمريني در ورزشكاران منجر شود (18). بيتمريني در اين موارد ميتواند آسيبهاي مختلف، در سازگاري ايجاد كند كه از جمله سبب تغييرات وزني و افت عملكرد ورزشي ورزشكار ميشود. نتايج تحقيق گارسيا پالاريز1 و همكاران (2009) نشان داد كه كاهش بار تمرين پس از تمرينات ورزشي بايد بهگونهاي باشد كه از كاهش شديد عملكرد عصبي عضلاني و تودة بدون چربي در مقايسه با استراحت مطلق در اين دوره جلوگيري كند (8). نتايج اين پژوهش نشان داد كه تيپر شدت بهترين زمان خستگي و عملكرد را نسبت به ساير گروهها داشته است. بنابراين با توجه به اينكه آزمودنيها در دوران بلوغ بودند و افزايش وزن آنها را به افزايش تودة بدني و عضلاني نسبت دهيم، افزايش وزن كمتر گروه تيپر شدت موجب رشد كمتر تودة بدني و عضلاني در اين نوع تيپر شده است و از اين نظر ميتواند همسو با ساير تحقيقاتي باشد كه در صورت كاهش شدت تمرين نتيجة مطلوبي به دست نميآورند يا در آنها بر تثبيت شدت و كاستن از دو فاكتور ديگر تأكيد داشتند تا بهترين نتيجه
1. Garcia Pallares
را به دست آورند (18، 15). از سوي ديگر، با توجه به اينكه شدت تمرينات اينتروال فزاينده در پايانهفته هاي پنجم و ششم 100 درصد بود، كاهش 57/28 درصدي شدت تمرين در تيپر كاهش شدتبه نظر مي رسد مانع از سندروم بيشتمريني در آزمودنيها و افزايش عملكرد آنها شده است كه با نتايج موجيكا (2011) مطابقت دارد. موجيكا در مقالة مروري خود بيان ميكند كه كاهش 30-20 درصدي بار تمريني در ورزشكاراني كه با شدت بالا (بيشتر از 80 درصد) تمرين ميكنند، براي جلوگيري از آثار بي تمريني1 لازم است (18).
همچنين گزارش ها در مورد مدت زمان بهينة تيپر ضد و نقيض است، به طوري كه محققان مختلف سازگاريهاي فيزيولوژيكي، رواني و عملكردي مثبتي در نتيجة برنامة تيپر به مدت شش روز در دوندگان (19، 16)، چهارده روز در سهگانهكارها(12) و 3-2 هفته در شناگران (29) را گزارش كردهاند. درحالي كه برخي پژوهشگران مدت زمان بهينة تيپر براي يك ورزشكار را ثابت ندانسته و آن را به تمرينات انجام گرفته قبل از تيپر مربوط مي دانند (28، 10). به علاوه، تحقيقات نشان دادهاند كه بهبود قدرت هوازي، استقامت و رشد قلب در طي يك دوره تمرين شديد بهدست ميآيد، اما اين سازگاريها براي يك دورة طولاني (بيش از پانزده هفته تمرينات شديد) نميتواند حفظ شود (18). كوبوكلي و همكاران (2002) پيشنهاد كردند كه مدت زمان مطلوب تيپر ممكن است تحت تأثير حجم و شدت تمرينات باشد، و ورزشكاراني كه سختتر و طولانيتر تمرين ميكنند، حدود دو هفته كاهش بار تمريني نياز دارند (9). در پژوهش حاضر نيز پس از يك دوره تمرينات اينتروال فزاينده عملكرد استقامتي آزمودنيها در هفتة دوم تيپر در مقايسه با هفتههاي اول و سوم به حداكثر رسيد، كه اين كاهش عملكرد در تيپر سههفتهاي در مقايسه با تيپر دوهفتهاي را ميتوان به طولاني شدن مدت زمان تيپر و شدت آن نسبت داد، زيرا تحقيقات مختلفي به بررسي اين موضوع پرداختهاند كه به دنبال تمرينات ورزشي شديد و طولاني مدت آسيبهاي درون سلولي در عضلة اسكلتي ايجاد ميشود كه از جملة آنها ميتوان به ايجاد آسيبهاي اكسايشي در عضله اشاره كرد كه تيرومالي و همكاران (2011) نيز به اين موضوع پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه برنامة ورزشي شديد و طولانيمدت ميتواند موجب تحريك استرس اكسايشي شود كه در اين صورت مزاياي ناشي از فعاليت ورزشي را تقليل ميدهد (27).
به طور كلي با توجه به نتايج اين تحقيق، اين نكته شايان ملاحظه است كه تيپر پلكاني شدت تمرين
با كاهش 57/28 درصدي در شدت و حجم تمرين پس از يك دوره تمرينات اينتروال فزاينده در
1. Detraining
موشهاي در حال باليدگي، موجب افزايش 13/52 درصدي در عملكرد استقامتي شده است. همچنيندو هفته كاهش بار تمريني ميتواند تأثيرات هم افزايي مؤثرتري را با مداخله بر تغييرات وزني، زمانواماندگي و مسافت طي شده در پي داشته باشد.
منابع و مĤخذ
.1 Argyris Toubekis, Evgenia Drosou, Vassilios Gourgoulis, Savvas Thomaidis, Helen Douda, Savvas Tokmakidis. (2013). Competitive Performance, Training Load and Physiological Responses During Tapering in Young Swimmers. Journal of Human Kinetics, 38(2):125-13.
.2 Astorino, Todd, Baker, Julien, Boone, Tommy, Dalleck, Lance, Drury, Dan, Engals, DPE Hermann, Laskin, James. (2005). Effect of moderate and high intensivity aerobic exercise no the body composition of overweight men. JEPonline, 8(2): 39-45.
.3 Bosquet, Laurent, Montpetit, Jonathan, Arvisais, Denis, & Mujika, Iñigo. (2007). Effects of tapering on performance: A meta-analysis. Medicine and science in sports and exercise, 39(8), 1358.
.4 Burgomaster, Kirsten A, Heigenhauser, George JF, & Gibala, Martin J. (2006). Effect of short-term sprint interval training on human skeletal muscle carbohydrate metabolism during exercise and time-trial performance. Journal of applied physiology, 100(6), 20412047.
.5 Donnelly, Joseph E, Smith, Bryan, Jacobsen, Dennis J, Kirk, Erik, DuBose, Katrina, Hyder, Melissa, Washburn, Richard. (2004). The role of exercise for weight loss and maintenance. Best Practice & Research Clinical Gastroenterology, 18(6), 1009-1029.
.6 Dreon, Darlene M, Frey-Hewitt, Barbara, Ellsworth, Nancy, Williams, Paul T, Terry, Richard B, & Wood, Peter D. (1988). Dietary fat: carbohydrate ratio and obesity in middle-aged men. The American journal of clinical nutrition, 47(6), 995-1000.
.7 Ferraresso RLP, Buscariolli de Oliveira R, Macedo DV, Alessandro Soares Nunes L, Brenzikofer R, Damas D, et al. (2012). Interaction between overtraining and the interindividual variability may (not) trigger muscle oxidative stress and cardiomyocyte apoptosis in rats. Oxidative medicine and cellular longevity, 20(12).
.8 Izquierdo-Gabarren, Mikle, & Izquierdo, MIKEL. (2010). Physiological effects of tapering and detraining in world-class kayakers. Med. Sci. Sports Exerc, 42, No. 6: 1209– 1214.
.9 Kubukeli, Zuko N, Noakes, Timothy D, & Dennis, Steven C. (2002). Training techniques to improve endurance exercise performances. Sports Medicine, 32(8), 489-509.
.01 Le Meur, Y, Hausswirth, C, & Mujika, I. (2012). Tapering for competition: A review.
Science & Sports, 27(2), 77-87.
.11 Luden N, Hayes E, Galpin A, Minchev K, Jemiolo B, Raue U, et al. (2010). Myocellular basis for tapering in competitive distance runners. Journal of Applied Physiology;108(6):1501-9.
.21 Margaritis, Irene, Palazzetti, Stephane, Rousseau, Anne-Sophie, Richard, Marie-Jeanne, & Favier, Alain. (2003). Antioxidant supplementation and tapering exercise improve exercise-induced antioxidant response. Journal of the American College of Nutrition, 22(2), 147-156.
.31 MirdarHarijani, Shadmehr, Nejabat, Majid, & Hajizadeh Moghadam, Akbar. (2013). Effect of one session endurance exhausting exercise on some coagulation markers of mature and immature wistar rats. ISMJ, 16(2), 80-91.
.41 Mougios, V, Kazaki, M, Christoulas, K, Ziogas, G, & Petridou, A. (2006). Does the intensity of an exercise programme modulate body composition changes? International journal of sports medicine, 27(3), 178-181.
.51 Mujika, I. (1998). The influence of training characteristics and tapering on the adaptation in highly trained individuals: a review. Int J Sports Med, 19(7), 439-446.
.61 Mujika, I, Goya, A, Ruiz, E, Grijalba, A, Santisteban, J, & Padilla, S. (2002). Physiological and performance responses to a 6-day taper in middle-distance runners: influence of training frequency. International journal of sports medicine, 23(05), 367-373.
.71 Mujika, Iñigo. (2010). Intense training: the key to optimal performance before and during the taper. Scandinavian journal of medicine & science in sports, 20(s2), 24-31.
.81 Mujika, Iñigo. (2011). Tapering for triathlon competition. Journal of human sport & exercise; 6: 264-270.
.91 Mujika, INIGO, Goya, ALFREDO, Padilla, SABINO, Grijalba, A, Gorostiaga, ESTEBAN, & Ibanez, JAVIER. (2000). Physiological responses to a 6-d taper in middledistance runners: influence of training intensity and volume. Medicine and science in sports and exercise, 32(2), 511-517.
.02 Ogura Y, Naito H, Kurosaka M, Sugiura T, Junichiro A, Katamoto S. (2006). Sprintinterval training induces heat shock protein 72 in rat skeletal muscles. Journal of sports science & medicine, 5(2):194.
.12 Papacosta, Elena, & Gleeson, Michael. (2013). Effects of intensified training and taper on immune function. Revista Brasileira de Educação Física e Esporte, 27(1), 159-176.
.22 Papacosta, Elena, Gleeson, Michael, Nassis, George. (2013).Salivary Hormones, IgA, and Performance During Intense Training and Tapering in Judo Athletes. Journal Strength Cond,27(9):2569-80.
.32 Rietjens, GJWM, Keizer, HA, Kuipers, H, & Saris, WHM. (2001). A reduction in training volume and intensity for 21 days does not impair performance in cyclists. British Journal of Sports Medicine, 35(6), 431-434.
.42 Slentz, Cris A, Duscha, Brian D, Johnson, Johanna L, Ketchum, Kevin, Aiken, Lori B, Samsa, Gregory P, Kraus, William E. (2004). Effects of the amount of exercise on body weight, body composition, and measures of central obesity: STRRIDE–a randomized controlled study. Archives of Internal Medicine, 164(1), 31.
.52 Stepto, NIGEL K, Hawley, JOHN A, Dennis, STEVEN C, & Hopkins, WILL G. (1999). Effects of different interval-training programs on cycling time-trial performance. Medicine and Science in Sports and Exercise, 31, 736-741.
.62 Swenson Jr, EJ, & Conlee, RK. (1979). Effects of exercise intensity on body composition in adult males. The Journal of sports medicine and physical fitness, 19(4), 323.
.72 Thirumalai, T, Therasa, S Viviyan, Elumalai, EK, & David, E. (2011). Intense and exhaustive exercise induce oxidative stress in skeletal muscle. Asian Pacific Journal of Tropical Disease, 1(1), 63-66.
.82 Thomas, Luc, & Busso, THIERRY. (2005). A theoretical study of taper characteristics to optimize performance. Medicine and science in sports and exercise, 37(9), 1615.
.92 Trinity, Joel D, Pahnke, Matthew D, Reese, Edwin C, & Coyle, Edward F. (2006). Maximal mechanical power during a taper in elite swimmers. Medicine and science in sports and exercise, 38(9), 1643.


پاسخ دهید