20 بار و استراحت 5دقيقه اي.
گام برداري آهسته به پهلو با مكث 10ثانيه اي، هر پا 10 ست و با استراحت 1دقيقه اي. هفتة
سوم
بازكردن پا، هر پا 20 بار و استراحت 5 دقيقه اي؛
عقب كشيدن همسترينگ، هر پا
20 بار و 5 دقيقه استراحت. به عقب كشيدن همسترينگ، براي هر پا 20 بار و استراحت
5دقيقه اي. اسكات در آب تا 60 درجه، براي
هر پا 20 بار و 5 دقيقه استراحت
. هفتة چهارم
انتقال وزن از جلو به عقب، تكرار
10 بار در 4 جهت مختلف با استراحت 30ثانيه اي. تمرينات تركيبي دست و پا در راه رفتن. حركت پاندولي دست و پا، براي
هر دست و پا 20 بار و استراحت
5دقيقه اي. هفتة
پنجم
تمرينات كششي با مدت انقباض
20ثانيه اي براي عضلات بزرگ بدن. دويدن به طرفين با سرعتهاي
مختلف و انجام تمرينات كششيپاسيو. دويدن به جلو و عقب با سرعت هاي مختلف. هفتة ششم
15 دقيقه مرحلة سردكردن شامل تمرينات كششي، تنفس عميق و تمرين انواع فلوتينگ ها
ملاحظات خاص تمرين در آب
در حين انجام حركات، دقت مي شد تا تمام افراد هماهنگ باشند.
به چهره و ضربان قلب افراد به هنگام تمرين توجه مي شد تا كلاس كنترل شود.
در طول اجراي حركات، يادآوري مي شد افراد بدن خود را در يك راستا و صاف نگه دارند؛ به صورتي كه استخوان خاجي عمود بر كف استخر باشد.
هر حركتي نامگذاري مي شد تا افراد بهتر ياد گرفته و سريع تر انجام دهند.
نحوة راه رفتن صحيح در آب به افراد آموزش داده مي شد.
به دليل ضعف شنوايي و بينايي سالمندان، حركات براي آنان در بيرون آب توضيح داده مي شد.
كل حركات را از آسان به مشكل ياد داده شد و اگر حركت تركيبي بود، جزء به جزء مي شد.
حركات با دو طرف بدن انجام مي شد.
در طول جلسات تمريني، دماي آب از حد استاندارد بين 27 تا 28 درجة سانتي گراد تجاوز نمي كرد.
دماي هواي استخر دو تا سه درجه گرم تر از آب بود.

ملاحظات اخلاقي: قبل از شروع كار از افراد خواسته شد درصورت تمايل و اعلام موافقت آگاهانه، با تكميل فرم رضايتنامة شخصي در تحقيق شركت كنند. روند تحقيق و نقش آزمودني ها به طور شفاف توضيح داده شد. اين تحقيق چه از لحاظ مداخلة تمريني و چه ازنظر روش هاي اندازه گيري، خطر و آسيبي در بر نداشت. آزمودني ها در هر مرحله از تحقيق قادر بودند به هر علتي يا بدون علت، تحقيق را ترك كنند. اصل رازداري نيز در حفظ دادهها رعايت شد.
روشهاي آماري مورداستفاده
اطلاعات به دستآمده در اين مطالعه بر اساس ميانگين و انحراف استاندارد گزارش شده است. تمامي عمليات آماري با استفاده از نرمافزار SPSS نسخة 17 صورت گرفت. براي تعيين نرمال بودن داده ها از آزمون كولموگروف – اسميرنوف استفاده شد. با توجه به طبيعي بودن توزيع تمام متغيرهاي مورد سنجش، تحليل داده هاي مربوط به مقايسة تفاوت ميانگين بين دو گروه، با استفاده از آزمون t مستقل انجام شد (05/0≤p).

نتايج تحقيق
جدول 2. مشخصات دموگرافيك آزمودنيها (ميانگين و انحراف استاندارد)
گروه تجربي گروه كنترل متغير
167/33±2/059 163/91±4/14 (cm) قد
62/50±3/82 64/56±4/26 وزن (kg)
64/37±1/33 65/96±2/32 سن (سال)
22/33±1/37 24/05±1/85 BMI (كيلوگرم بر مترمربع)

با توجه به نتايج حاصل از آزمون t مستقل، در ميانگينهاي سن (052/0P=)، وزن (225/0P=)، قد (068/0=P) و P=0/064) BMI) آزمودني هاي دو گروه تفاوت معني داري مشاهده نشد (05/0≥p).
در پيش آزمون بين دو گروه تحقيقي در فاكتورهاي تعادل ايستا، تعادل پويا، توانايي حركتي، فشار خون سيستولي و دياستولي، ضربان قلب استراحتي، استقامت عمومي، درصد چربي، مقدار اكسيژن مصرفي بيشينه، قدرت اندام تحتاني و انعطاف پذيري، تفاوت معنيداري مشاهده نشد (05/0≥p). جدول-2 آمار توصيفي ميانگين داده هاي دو گروه تحقيقي و نتايج آزمون t مستقل را نشان ميدهد.
48797187530

جدول 3 مربوط به آمار توصيفي ميانگين داده هاي دو گروه تحقيقي و نتايج آزمون t مستقل
متغيرها پيشآگزمونروه كنترل آپس زمون پيشآگزمونروه تجربيپس آزمون

T معني سطح داري
*0/001 – 11/57 39/12±1/5 33/29±1/15 32/91±1/08 33/04±1/33 تعادل ايستا (s)
*0/001 -4/07 47±2/04 44/66±0/98 44/25±1/13 44/58±1/78 تعادل پويا (ميلي متر)
*0/001 9/75 10/50±0/52 12/87±0/77 13/12±0/77 13/08±0/82 توانايي حركتي (s)
*0/001 21/63 123/08±1/08 134/66±1/30 133/83±1/33 133/75±1/48 فشار سيستولي (mm
(Hg
*0/005 3/15 81/16±1/11 82/75±0/75 82/58±1/08 82/75±0/96 فشار دياستولي (mm
(Hg

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

*0/001 11/15 75/58±0/66 83±1/80 82/25±1/95 81/41±1/37 ضربان قلب استراحت
(bpm)
*0/001 11/67 15/41±0/66 21/41±1/31 20/58±1/37 21/08±1/16 استقامت عمومي
(min)
*0/001 -21/40 35/66±1/07 26/75±1/13 26/75±0/96 26/5±1/00 ml.kg ) VO2max (W. min
*0/001 12/97 18/25±1/35 22/91±1/31 23/91±0/66 23/66±1/15 درصد چربي
*0/001 – 6/35 395±38/01 320±26/28 /16±22/34 314 331/66±37/13 قدرت اندام تحتاني (N)
*0/001 – 11/94 20/41±1/37 14/83±1/33 14/25±1/13 14/75±1/21 انعطاف پذيري (cm)
* تفاوت معني دار در سطح 05/0
با توجه به نتايج جدول بالا، مشخص شد در پس آزمون بين گروه كنترل و گروه تجربي در تماميمتغيرها تفاوت معنيدار وجود دارد (05/0≤p).

بحث و نتيجه گيري
اجراي تمرين در آب باعث بهبود شاخصهاي فشارخون سيستولي و دياستولي، ضربان قلب استراحت، حداكثر اكسيژن مصرفي، انعطاف پذيري كمري لگني، قدرت اندام تحتاني، استقامت عمومي، تعادل ايستا، تعادل پويا و توانايي حركتي و كاهش ميزان چربي سالمندان مي شود. يافته هاي ما نشان داد ميزان ضربان قلب استراحتي سالمندان، پس از اجراي شش هفته تمرين در آب، در گروه تجربي حدود 11درصد كاهش يافته است. از ديدگاه فيزيولوژيكي، كاهش ضربان قلب يكي از سازگاري هاي مهم تمريني است. براساس نتايج برخي پژوهش ها، احتمالاً كاهش ضربان قلب بيشتر در نتيجة كاهش سطح سرمي كاتاكولامين ها، كاهش تحريكات سمپاتيكي اعصاب اتونوميك و افزايش تون واگي است (27).
فوجيموتو و همكارانش(2010) در بررسي روي 12 سالمند غيرفعال سالم نشان دادند بعد از دورة يك ساله، تمرينات فزاينده و پيش روندة ضربان قلب استراحتي، كاهش معني دار 9درصدي داشته است
(13). گزارش شده تأثير روند پيري بر ضربان قلب استراحتي بدون تغيير است.
نيز روند سالمندي بر كاركرد قلبي تأثير ميگذارد و عملكرد سيستولي و دياستولي قلب را تضعيف ميكند؛ بنابراين اتساعپذيري عضلة قلبي كاهش يافته و در نتيجه، حجم ضربهاي كاهش خواهد يافت (13، 14). تحقيقاتي كه ميزان ضربان قلب استراحتي را طي دورة تمرين آبي در سالمندن بررسي كرده باشد، اندك است؛ با اين حال، به وضوح نشان داده شده است بعد از تمرين استقامتي سالمندان در خشكي با افزايش حجم ضربه اي، ضربان قلب كاهش مي يابد (1). به نظر مي رسد تمرين و شرايط هيدرواستاتيكي محيط آبي باعث بهبود خون بازگشتي به قلب شود و با تأثيرگذاشتن بر كاركرد قلبي، عملكرد بطن چپ را در تزريق خون از بطن بهبود بخشد. براي مشخص شدن دقيقتر موضوع به بررسي هاي جامع تري نياز است.
بعد از شش هفته تمرينات فشار خون سيستولي و دياستولي، آزمودني ها بهترتيب كاهش 9 و2درصدي داشتند. همراه با افزايش سن، مقاومت عروقي افزايش مييابد، ديوارة سرخرگي ضخيمتر ميشود و خاصيت ارتجاعي شريانها كاهش مييابد. همگي اينها بر فشار درون عروقي اثر گذاشته وفشار خون را افزايش ميدهند. در نتيجه، روند سالمندي با افزايش فشار خون همراه است (14).
فوجيموتو و همكارانش (2010) گزارش كردند بعد از دورة يكسالة تمرينات پاية خشكي روي سالمندان، تغييرات معنيدار در فشار خون سيستولي و دياستولي مشاهده نشد (13). يافته هاي ما دقيقاً با گزارشهاي كاتسورا و همكارانش (2009) همسو است. آنها تأثير برنامة تمريني آبي هشت هفته ايِ سه جلسه در هفته را روي 35 نفر از زنان و مردان سالمند ژاپني بررسي كردند. نتايج كاهش 9درصدي در فشار خون سيستولي و كاهش 2درصدي در فشارخون دياستولي نشان داد (18).
تمرين در آب بهتر از تمرين در خشكي بر كاهش فشار خون سالمندان تأثيرگذار است.
مكانيسم هايي كه پاسخهاي اتونوميكي و قلبيعروقي را ميانجيگري ميكنند، كامل شناخته نشدهاند؛ اما مي دانيم اين فرايند از طريق سه دستگاه فرمان مركزي، بارورفلكسهاي سرخرگي و فعاليت درون داده هاي داخل عضله كنترل مي شوند. به نظر مي رسد (12). تمرين در آب، پاسخ هاي بارورفلكسي سرخ رگ آئورتي و حساسيت آورنهاي قلبي تنفسي را تضعيف مي كند كه درنتيجه با برادي كاردياي استراحتي و كاهش در فعاليت سمپاتيكي همراه است. تمامي اين فرايندها در كنار هم، فشار خون سيستولي و دياستولي را كاهش مي دهند، به اين دليل كه كاهش در تون سمپاتيكي با كاهش در تون عروقي همراه اند. برنامه هاي تمريني آبي شش و هشت هفته اي نيز تأثير مشابهي بر كاهش فشار خون سيستولي و دياستولي سالمندان مي گذارند (18).
تجزيهوتحليل داده ها نشان داد كه ميانگين مقادير حداكثر اكسيژن مصرفي گروه تجربي، 24درصد افزايش يافته است. همچنين بعد از دورة ششهفته اي تمرين ،استقامت عمومي سالمندان گسترش 29درصدي را نشان داد. با افزايش سن، پس از سي سالگي، VO2max به ازاي هر دهه تقريباً 8 تا
10درصد كاهش مي يابد. كاهش در حداكثر اكسيژن مصرفي، با كاهش در حداكثر تواتر قلبي و حجم ضربه اي همراه است. درصورتي كه تفاوت اكسيژن سرخ رگي – سياه رگي فقط اندكي كاهش دارد (1). گفتني است كاهشVO2max با تغييرات ساختاري و عملكردي در دستگاه ريوي ارتباط دارد. درمطالعه اي، گروه سينفره اي از زنان مسن هفته اي پنج روز با شدت 60درصد ضربان قلب ذخيره و بهمدت 30 الي 40 دقيقه پياده روي كردند و در مقايسه با گروه كنترل خود، در VO2max افزايش6/12درصدي داشتند (5). در برنامة پياده رو ي ششماهه (با ضربان قلب كمتر از 120 ضربه در دقيقه)، حداكثر اكسيژن مصرفي به طور متوسط معادل 12درصد افزايش داشت؛ درصورتيكه تمرين با شدت بيشتر در افراد 63ساله، حداكثر اكسيژن مصرفي را تا 18درصد گسترش داد (5).
براساس مطالعة تاكشيما و همكارانش (2002) بر روي زنان سالمند ژاپني، دورة دوازدههفته اي تمرينات آبي با شدت سبك تا متوسط، به افزايش 12درصدي در بيشينة اكسيژن مصرفي منجر مي شود (36). ميانگين حداكثر اكسيژن مصرفي آزمودنيهاي تحقيق ما بهروشني گوياي اين مطلب بود كه در پيش آزمون، مقادير پايه اي حداكثر اكسيژن مصرفي آزمودني ها در مرحله اي قرار داشت كه از حد طبيعي خارج بود و پس از اجراي تمرينات، تنها به طبقة مطلوب گروه سني خود نزديك شد. اين عامل مي تواند يكي از فاكتورهاي ارمغان آور سلامتي براي اين قشر در طي اين تحقيق باشد. با كنار هم قراردادن يافته هاي حاصل از ضربان قلب استراحتي، استقامت عمومي و حداكثر اكسيژن مصرفي، مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه تمرين در آب و فشار هيدرواستاتيكي محيط آبي به افزايش حجم ضربهاي منجر مي شود و اين افزايش تابع انقباض پذيري و فشار پيش بار بطني است (12). به نظر مي رسد تمرينات آبي با افزايش پيش بار بطني در افزايش استقامت عمومي و قلبيتنفسي به بهترين وجه عمل مي كند. همچنين اين نوع تمرينات براي سالمندان غيرفعالي كه از افزايش حجم يا شدت تمرينات واهمه دارند، شيوه اي مناسب در بهبود تندرستي و سلامتي است.
ميزان قدرت اندام هاي تحتاني براي عضلات پلانتار فلكسور و دورسي فلكسور مچ پا، فلكسورها و اكستنسورهاي زانو، با استفاده از آزمون پرس پا اندازه گيري شد. در گروه تجربي، شاهد بهبود 20درصدي قدرت بوديم. لازمة گامبرداري بااطمينان، داشتن قدرت مناسب در اندامهاي تحتاني است.
عضلات پلانتار فلكسور براي حفظ وضعيت ايستايي بدن و خمش مچ پا، عملكرد مهم (7) و به هنگام راه رفتن، نقش مهمي در مرحلة جداشدن پا از زمين دارند. مطالعات قبلي نشان مي دهند تمرينات پرشدت روي پلانتار فلكسورهاي سالمندان، قدرت و فعاليت اين عضلات را بهخوبي بهبود ميبخشد
(33). برنامة تمريني آبي اين تحقيق نيز بيشتر شامل تمرينات پيادهروي، تعادلي و قدرتي بههمراه تغيير وضعيت بدن به جهات مختلف بود. بنابراين، آزمودني ها در طول تمرين، در حركت هل دادن كف استخربا شصت پا بيشتر فعال بودند. گذشته از اين، هنگام قدم برداري، مقاومت آب باعث فعال شدن عضلاتخم كننده ها و بازكننده هاي ران مي شود زماني كه پا روي زمين گذاشته ميشود، باز عضلات دورسي وپلانتار فلكسور پا براي حفظ وضعيت پايداري به كار گرفته مي شوند. تمامي اين حركات و حركت حفظ پايداري بدني، فشار زيادي بر عضلات اندام تحتاني وارد ميكند و در نتيجه، قدرت در عضلات ذكرشده افزايش مييابد. يكي از مشكلات اغلب سالمندان كم تحرك، تعادل نداشتن و زمين خوردن هاي مكرر است كه در نهايت به ازدستدادن استقلال در زندگي منجر ميشود؛ بنابراين با به كارگيري تمرينات آبي، علاوه بر كسب تندرستي با بهبود قدرت در عضلات اندامهاي تحتاني، ميتوان مشكل اصلي اين قشر از افراد جامعه را حل كرد.
در بررسي انعطافپذيري آزمودنيها بعد از دورة تمريني، اين ويژگي در گروه تجربي افزايش قابل توجهي مشاهده شد. آزمون انعطافپذيري استفادهشده در اين تحقيق، ناحية كمري – لگني را مدنظر قرار داده بود كه به طوركلي براي انعطاف پذيري كل بدن در نظر گرفته مي شود. در بررسي لورد و همكارانش (1993) روي سالمندان 70ساله، بعد از برنامة تمريني آبي، نه هفته و هر هفته يك جلسة يك ساعته انعطاف پذيري افزايش يافت؛ بااين حال تغيير معني دار نبود (21).
در بررسي ديگري، لورد و همكارانش (2006) بعد از 22 هفته تمرين آبي و هر هفته يك جلسه بر روي سالمندان مرد كمتحرك، بهبود معنيداري در انعطافپذيري آزمودنيها مشاهده كردند (22). به نظر ميرسد تعداد جلسات هفتگي تمرين آبي، گسترش انعطاف پذيري را بيشتر تحتتأثير قرار ميدهد؛ بنابراين، با افزايش تعداد جلسات تمرين آبي مي توان شاهد گسترش دامنة انعطافپذيري عضلات اكستنسور ستون فقرات، ران، زانو، پشت و هم بهبود ريتم كمري – لگني بود كه به حركت آزادانة ران و لگن منجر مي شود و بر كيفيت گام برداري و تعادل در راه رفتن تأثيرگذار است.
در اين پژوهش، درصد چربي آزمودني ها، بعد از دورة تمريني، به طور محسوسي كاهش يافته است. مقدار درصد چربي بدن، در نتيجة رشد و افزايش سن تغيير ميكند. مقدار چربي به رژيم غذايي فرد، عادتهاي ورزشي و وراثت بستگي دارد. تاكشيما و همكارانش (2002) نشان دادند در زنان سالمند 68ساله، بعد از 12 هفته تمرين دايرهاي، ضخامت چربي زيرپوستي 16درصد كاهش يافته است (36).
اين پژوهشگران در مطالعة ديگري (2004) روي زنان سالمند غيرفعال 69ساله، بهدنبال 12 هفته تمرين آبي، كاهش معنيدار 8درصدي ضخامت چربي زيرپوستي را گزارش كردند (35). برنامة تمريني ما بيشتر شامل راه رفتن در آب و حركات تعادلي و در بيشتر تمرينات، سيستم هوازي غالب بود؛بنابراين، انتظار ميرفت ضخامت چربي زيرپوستي آزمودني ها كاهش يابد. نتيجه اينكه تمرينات آبيبدون ايجاد آسيب ديدگي و استرس هاي مزمن به مفاصل بدن، شيوة تمريني مناسبي براي سالمندان وكسب تندرستي و كاستن چربي هاي اضافي آنان است.
تعادل پويا و ايستاي آزمودني ها بعد از دورة تمرين، به ترتيب بهبود معني دار 7 و 15درصدي را نشان داد. يافته هاي ما با گزارش هاي ناگي و همكارانش (2007) همخواني دارد (26). به نظر مي رسد تعادل در جهت جانبي در مقايسه با پارامترهاي قداميخلفي، به اثرات تمرين حساس تر باشد. نقص تعادلي و زمين خوردن، در جهت جانبي داخلي ريسك بيشتري از جهت قدامي خلفي دارد (26). نتايج تحقيق كشنر (1990) نشان ميدهد برنامة تمريني سهماهه، يك جلسه در هفته با تأكيد بر تمرين مقاومتي، راه رفتن و كنترل پوسچر، باعث بهبود ايستادن روي يك پا ميشود (19). مطالعة كاتسورا و همكارانش (2010) روي سالمندان ژاپني نشان داد هشت هفته تمرين آبي، به بهبود معني دار در تعادل ايستا و پويا منجر مي شود (18). نتايج تحقيق ما با يافته هاي دوريس و همكارانش (2003) (10)، كاتسورا و همكارانش (2010) (18) و لرد و همكارانش (2006) همخواني داشت (22).
گزارش شده است كه سالمندان فعال در كنترل تعادل خود حين آزمون هاي عملكردي يا آزمايشگاهي، بهتر از همتايان غيرفعال خود عمل ميكنند (28). به طوركلي، وضعيت آمادگي جسماني، بر تعادل پوياي افراد تأثير غيرمستقيم ميگذارد (34). طبق نظرية عملكرد سيستمي، توانايي كنترل وضعيت بدن در فضا ناشي از اثر متقابل و پيچيدة سيستم عصبي و استخواني عضلاني است (15). نتيجة تمرين در آب با ارتقادادن آمادگي جسماني سالمندان، مكملي براي بهبود هرچه بيشتر تعادل است. همچنين نيروي شناوري محيط آبي، بدن را در وضعيت ناپايداري قرار ميدهد و مي تواند محرك تمريني براي بهبود تعادل باشد. تمرين در آب، وروديهاي سيستم دهليزي را تسهيل ميكند. ازنظر روتي (1997)، تركيب تمرينات بهمنظور تحريك سيستم دهليزي، ميتواند عامل اصلي در بهبود تعادل باشد (30). به علاوه، حسعمقي بدن ميتواند در محيط آبي تحتفشار قرار گيرد (32). به نظر مي رسد تمرينات آبي، حساسيت گيرندههاي حس عمقي را افزايش ميدهند و در هماهنگ كردن درون دادها و برون دادها به بهترين وجه عمل مي كنند. اين فرايند به گسترش هرچه بهتر تعادل منجر مي شود. آزمون برخاستن و راه رفتن براي ارزيابي تعادل عملكردي به كار مي رود. اين آزمون تمامي معيارهايلازم را براي ارزيابي تعادل، سرعت، كيفيت راهرفتن و توانايي حركتي بدن، به سهولت فراهم ميكند.
يافتههاي اين آزمون نشان ميدهد توانايي حركتي آزمودنيها بعد از دورة تمريني، بهبود معنيدار 19درصدي داشته است. كاتسورا و همكارانش (2009) با بررسي اين موضوع روي مردان و زنان سالمند ژاپني، گزارش كردند هشت هفته و هفتهاي سه جلسه تمرين در آب، به بهبود معنيدار در ركورد آزمون برخاستن و راهرفتن منجر مي شود (18). فعاليت در آب امكان انجام دامنة وسيعي از حركات را ميدهد؛ بدون اينكه سالمند با خطر افتادن يا آسيبديدگي همراه باشد و اين به بهبود توانايي حركتي و كنترل وضعيت بدني او منجر مي شود (32). با قرارگرفتن در آب، بدن مي تواند با استفاده از داده هاي حاصل از ورودي هاي پوستي، تحريك آوران ها را افزايش دهد؛ بنابراين مي توان از تمرينات آبي براي افزايش مخابرة پيامهاي حسي به سطح مربوطه در سيستم عصبي مركزي استفاده كرد (30). محيط آبي بهطور مستقل اجازة حفظ وضعيت بدني مستقيم و صاف را براي سالمندان فراهم مي كند؛ ضمن اينكه نيروهاي برهم زنندة ثبات و تعادل در آب، محيط مناسبي را براي فعاليتهاي تعادلي و به چالش كشيدن سيستم هاي درگير در تعادل فراهم ميكند. همچنين بهعلت خاصيت ويسكوزيتهاي آب، اجراي حركات آهستهتر صورت ميگيرد و افراد زمان بيشتري براي پاسخ و عكس العمل در اختيار دارند و اين براي افرادي كه ضعف تعادلي دارند، مناسب است.
از نتايج تحقيق حاضر چنين برمي آيد كه تمرينات آبي، تأثير درخور توجهي بر تعادل پويا، توانايي حركتي، فشار خون سيستولي و دياستولي، حداكثر اكسيژن مصرفي، درصد چربي، تعادل ايستا، ضربان قلب استراحت، استقامت عمومي، قدرت اندام تحتاني و انعطافپذيري سالمندان دارند. در بيشتر مقادير فاكتورهاي يادشده، آزمودني هاي تحقيق ما در مرحلهاي قرار داشتند كه از حد طبيعي خارج بودند و پس از اجراي تمرينات، تنها به طبقة مطلوب گروه سني خود نزديك شدند. همچين در پرتوكل تمريني ما تكرار حركات در حد مطلوب و محيط تمريني ايمني تر بود و آزمودني ها با آرامش و ترس كمتري تمرينات را انجام ميدادند.
به نظر مي رسد تمرينات آبي، نيازهاي جسماني و فيزيولوژيكي آزمودني ها را بهتر برآورده مي كند.
اين نشان مي دهد مزيت تمرينات آبي براي سالمندان بيشتر از تمرين در خشكي است. همچنين نتايج اين تحقيق نشان داد تمرينات آبي، همزمان چندين متغير فيزيولوژيكي و تعادلي را به چالش مي كشاند و اين ميتواند كيفيت زندگي سالمندان را درمقايسه با تمرينات صرفاً تعادلي، انعطافپذيري يا هوازي
و…، توسعه دهد. اين قضيه را ميتوان از سوي ديگري نيز نگاه كرد: تمريناتي كه در شرايط سطح اتكايپايدار و ناپايدار انجام ميشوند، عوامل درگير در تعادل را بيشتر دستكاري ميكنند و ابزار مؤثري براي تقويت انعطاف پذيري، قدرت، تعادل و متغيرهاي فيزيولوژيكي سالمندان هستند. ازطرفي، تمرين در آب به علت داشتن ماهيت ايمني، نوعي محيط برهم زنندة تعادل است و شرايطي چالش انگيزي را براي سيستم هاي تعادلي فراهم مي كند. اين شيوه در بهبود تعادل و متعاقب آن،پيشگيري از زمينخوردن سالمندان مؤثر است. در پايان، با توجه به يافته هاي تحقيق مي توان تمرينات آبي را شيوة مناسبي براي بهبود متغيرهاي فيزيولوژيكي و عملكردي سالمندان معرفي كرد.
منابع و مĤخذ
پوررضا ا، خبيري نعمتي ر. (1385). “اقتصاد بهداشت و سالمندي”. فصلنامة علمي-پژوهشي سالمند ارگان دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي. 2: 87-80.
Barnett A, Smith B, Lord SR, Williams M, Baumand A. (2003). “Community‐based group exercise improves balance and reduces falls in at‐risk older people: a randomised controlled trial”. Age and ageing. Vol;32,No.4,PP:407-414.
Bocalini DS, Serra AJ, Rica RL, Santos Ld. (2010). “Repercussions of training and detraining by water-based exercise on functional fitness and quality of life: a short-term follow-up in healthy older women”. Clinics. Vol;65,No.12,PP:1305-1309.
Bohannon R, Saunders N. (1990). “Hand-held dynamometry: a single trial may be adequate for measuring muscle strength in healthy individuals”. Physiother Can. Vol;42,No.1,PP:6-9.
Costill DL, Wilmore JH, Kenney WL. (2012). “Physiology of sport and exercise”. Physiology Of Sport And Exercise-9780736094092-66, 78. Vol,PP.350-390.
Cromwell RL, Meyers PM, Meyers PE, Newton RA. (2007). “Tae Kwon Do: An effective exercise for improving balance ability in older adults”. J Grontol. Vol;62A(6),PP:641-646.
David A. (1990). “Winter. Biomechanics and motor control of human movement”. Wiley. Vol;6,PP:1.
de Bruin ED, Murer K. (2007). “Effect of additional functional exercises on balance in elderly people”. Clinical rehabilitation. Vol;21,No.2,PP:112-121.
Devereux K, Robertson D, Briffa NK. (2005). “Effects of a water-based program on women 65 years and over: A randomised controlled trial”.
Australian Journal of Physiotherapy. Vol;51,PP: 102–108.
Douris P, Southard V, Varga C, Schauss W, Gennaro C, Reiss A. (2003). “The effect of land and aquatic exercise on balance scores in older adults”. Journal of Geriatric Physical Therapy. Vol;26,No.1,PP:3-6.
E.M C, S S, CarletonR.A, P.D T. (1988). “Modification of the ÅstrandRyhming submaximal bicycle test for estimating VO2max of inactive men and women”. Med Sci Sports Exerc. Vol; 20 (3),PP:317-318.
Farrell PA, Joyner MJ, Caiozzo V, Medicine ACoS.(2012). “ACSM’S advanced exercise physiology”. 2th. Wolters Kluwer Health/Lippincott Williams & Wilkins.

Fujimoto N, Prasad A, Hastings JL, Arbab-Zadeh A, Bhella PS, Shibata S, et al. (2010). “Cardiovascular Effects of 1 Year of Progressive and Vigorous Exercise Training in Previously Sedentary Individuals Older Than 65 Years of AgeClinical Perspective”. Circulation. Vol;122,No.18,PP:1797-1805.
Gates PE, Tanaka H, Graves J, Seals DR. (2003). “Left ventricular structure and diastolic function with human ageing Relation to habitual exercise and arterial stiffness”. European heart journal. Vol;24,No.24,PP:2213-2220.
Horak F, Shumway-Cook A, (1990). “Clinical implications of posture control research”. Balance: Proceedings of the APTA Forum Alexandria, VA: American Physical Therapy Association.
Jensen JL, Marstrand PC, Nielsen JB. (2005). “Motor skill training and strength training are associated with different plastic changes in the central nervous system”. Journal of applied physiology. Vol;99,No.4,PP:1558-1568.
Katsura Y, Yoshikawa T, Ueda S-Y, Usui T, Sotobayashi D, Nakao H, et al. (2010). “effects of aquatic exercise training using water-resistance equipment in elderly”. Eur J Appl Physiol. Vol;108,PP:957–964.
Katsura Y ,Yoshikawa T, Ueda S-Y, Usui T, Sotobayashi D, Nakao H, et al. (2010). “Effects of aquatic exercise training using water-resistance equipment in elderly”. European journal of applied physiology. Vol;108,No.5,PP:957-964.
Keshner EA. (1990). “Controlling stability of a complex movement system”. Physical Therapy. Vol;70,No.12,PP:844-854.
Lin M-R, Hwang H-F, Wang Y-W, Chang S-H, Wolf SL. (2006).
“Community-based tai chi and its effect on injurious falls, balance, gait, and fear of falling in older people”. Physical Therapy. Vol;86,No.9,PP:1189-1201.
Lord S, Mitchell D, Williams P. (1993). “Effect of water exercise on balance and related factors in older people”. Australian Journal of Physiotherapy. Vol;39,PP:217-217.
Lord SR, Matters B, St George R, Thomas M, Bindon J, Chan DK, et al. (2006). “The effects of water exercise on physical functioning in older people”. Australasian Journal on Ageing. Vol;25,No.1,PP:36-41.
Manini T, Marko M, VavArnam T, Cook S, Fernhall B, Burke J, et al (2007). “Efficacy of resistance and task-specefic exercise in older adults who modify tasks of everyday life”. J Gerontol A Biol Sci Med Sci. Vol;62A(6),PP: 616-623.
Melzer I, Elbar O, Tsedek I, Oddsson LI. (2008). “A water-based training program that include perturbation exercises to improve stepping responses in older adults: study protocol for a randomized controlled cross-over trial”. BMC geriatrics. Vol;8,No.1,PP:19.
Monteiro WD, Simão R, Polito MD, Santana CA, Chaves RB, Bezerra E, et al.(2008).” Influence of strength training on adult women’s flexibility”.
The Journal of Strength & Conditioning Research. Vol;22,No.3,PP:672677.
Nagy E, Feher-Kiss A, Barnai M, Domján-Preszner A, Angyan L, Horvath G. (2007). “Postural control in elderly subjects participating in balance training”. European journal of applied physiology.
Vol;100,No.1,PP:97-104.
Nieman DC. (1993). “Fitness and your health” Bull Publishing Company.
Rosendahl E. (2006). “Fall prediction and a high-intensity functional exercise programme to improve physical functions and to prevent falls among older people living in residential care facilities”. Vol,PP
Ruoti R, Morrise D, Cole A. (1997). “Aquatic Rehabilitation”. Philadelphia. Vol;Pa: Lipincutt PP:118.
Ruoti RG. (1997). “Aquatic rehabilitation”. Lippincott Williams & Wilkins.
Sherrington C, Lord SR, Finch CF. (2004). “Physical activity interventions to prevent falls among older people: update of the evidence”. J Sci Med Sport. Vol;7(1),PP:43-51.
Simmons V, Hansen PD. (1996). “Effectiveness of water exercise on postural mobility in the well elderly: an experimental study on balance enhancement”. The Journals of Gerontology Series A: Biological Sciences and Medical Sciences. Vol;51,No.5,PP:M233-M238.
Simoneau E, Martin A, Van Hoecke J. (2007). “Adaptations to long-term strength training of ankle joint muscles in old age”. European journal of applied physiology. Vol;100,No.5,PP:507-514.
Stewart KJ. (2005). “Physical activity and aging”. Annals of the New York Academy of Sciences. Vol;1055,No.1,PP:193-206.
Takeshima N, Rogers ME, Islam MM, Yamauchi T, Watanabe E, Okada A. (2004). “Effect of concurrent aerobic and resistance circuit exercise training on fitness in older adults”. European journal of applied physiology. Vol;93,No.1-2,PP:173-182.
Takeshima N, Rogers ME, Watanabe E, Brechue WF, Okada A, Yamada T, et al. (2002). “Water-based exercise improves health-related aspects of fitness in older women”. Medicine and science in sports and exercise.
Vol;34,No.3,PP:544-551.


پاسخ دهید