(كيلوگرم)
*0/019 0/141 15/95 ±8/27 17/05±7/73 (چربيدرصد) 06/7±56/17 57/5± 56/13 001/0*
0/04 * 0/68 17/94±2/41 18/33±2/62 لپتين
(نانوگرم/ميلي 06/3±97/19 82/2±55/15 000/0* ليتر)
0/63 *0/002 73/41±15/99 66/00±17/65 (قدرت كيلوگرم)بالاتنه 69/23±76/75 94/22±19/84 000/0* قدرت
0/62 *0/000 296/53±102/16 187/54±51/46 پايين تنه 68/73±57/235 92/76±74/358 000/0*
(كيلوگرم)
1P- مقايسة درون گروهي ؛2P- مقايسة بينگروهي؛*اختلاف معني دار در سطح 05/0
83058503044

830582849242

جدول 2. مقايسة درون گروهي و بين گروهي متغيرهاي تحقيق در دو گروه مكمل+تمرين و دارونما +تمرين

بحث
نتايج پژوهش حاضر نشان داد مصرف مكمل CLA در كنار تمرينات مقاومتي، موجب بهبود معني دار تركيب بدن (كاهش درصد چربي و افزايش تودة بدون چربي) در آزمودنيهاي غيرورزشكار مي شود. نتايج پژوهشهاي باليني درمورد تأثير مصرف مكملCLA بر تركيب بدن متناقض است. برخي پژوهش هاي همسو با نتايج اين مطالعه، اين مكمل را بهبوددهندة تركيب بدن (40 ،38 ،35 ،34،24 ،22 ،14 ،9 ،7 ،4) و بعضي ديگر ناهمسو با نتايج مطالعة حاضر، مؤثرنبودن آن را بر تركيب بدنگزارش كرده اند (37 ،29 ،28 ،26 ،25 ،21 ،12 ،5).
تفاوت نتايج مطالعات ممكن است ناشي از اختلاف در دوز CLA، مدت مطالعه، BMI، ميزان پذيرش مكمل و تعداد آزمودني ها باشد. اختلاف در نوع ايزومرهاي CLA و جنسيت آزمودني ها نيز مي تواند درتفاوت اثر مكمل CLA بر تركيب بدن مؤثر باشد. براي نمونه، در مطالعة كولاك اوغلو و همكاران (2006)، مصرف روزانه 6/3 گرم مكمل CLA (مخلوط ايزومرهاي 9- سيس، 11- ترانس، 10- ترانس و 12- سيس) به مدت شش هفته، در 44 زن سالم موجب بهبود تركيب بدن شد (9). در مقابل، در مطالعة ريسروس و همكاران (2004)، مصرف روزانه 3 گرم مكمل CLA (ايزومر 9 – سيس و
11- ترانس) به مدت سه ماه، بر تركيب بدني 25 مرد چاق با چاقي شكمي تأثيري نداشت (29).
در مطالعة حاضر، مكمل CLA به همراه تمرينات مقاومتي مصرف شد. ورزش به افزايش اثر پايين آورندة چربي و بهبود تودة ماهيچه در افراد مصرفكنندة CLA منجر ميشود (38 ،7 ،5).

بنابراين، احتمالاً اثر CLA را بر تركيب بدن تشديد مي كند. ازطرفي، در معدود پژوهشهايي كه درمورد اثر مصرف مكمل CLA به همراه تمرين مقاومتي بر تركيب بدن انجام شده، يافته هاي ناهمسويي گزارش شده است (27 ،19). بنابراين، اثر مصرف مكمل CLA به تنهايي يا در تركيب با فعاليت ورزشي بر تركيب بدن ناشناخته است.
نتايج پژوهش حاضر، مغاير با يافتههاي كريدر و همكاران (2002) (19)، لمبرت و همكاران (2007)(20) و دياز و همكاران (2008)(11) بود. در مطالعة كريدر و همكاران (2002)، مكمل CLA به همراه تمرينات مقاومتي به مدت چهار هفته در بدنسازان جوان تغييري را در تركيب بدن (تودة بدون چربي و درصد چربي) ايجاد نكرد. علل احتمالي تناقض در نتايج ممكن است عوامل زير باشد: كوتاه بودن مدت مداخله، داشتن آمادگي جسماني مناسب و كمبودن درصد خلوص CLA (65درصد در مقابل 80درصد). بنابراين، احتمالاً براي ظاهرشدن اثرهاي CLA بر تركيب بدن، به زمان بيشتر و درصد خلوص بيشتر CLA نياز است. همچنين در مطالعة كريدر، همانند مطالعة لمبرت و همكاران (2007)، آزمودني ها ورزشكاران حرفه اي بودند و تركيب بدني آنها طبيعي بود و تا كنون گزارشي وجود ندارد كه مكمل ياري با CLA مي تواند درصد چربي و تودة خالص بدن را فراتر از محدودههاي عادي تغيير دهد.
بنابراين، احتمالاً CLA در افرادي بيشتر مؤثر واقع ميشود كه درصد چربي بيشتري دارند.
در مطالعة دياز و همكاران (2008)، مصرف مكمل CLA در تركيب با مكمل پيكولينات كروم بههمراه تمرينات استقامتي، تغييري در تركيب بدن ميانسالان داراي اضافه وزن ايجاد نكرد. در مطالعةيادشده، آزمودنيها افراد ميان سال داراي اضافهوزن بودند و از تركيب دو مكمل CLA و پيكوليناتكروم بههمراه تمرين استقامتي استفاده كردند؛ درحاليكه در مطالعة حاضر، مكمل CLA به تنهايي و همراه با تمرينات مقاومتي در مردان جوان سالم غيرورزشكار به كار رفته است و ممكن است مصرف CLA بههمراه مكمل پيكولينات كروم بر اثرهاي آن بر تركيب بدن تداخل كند. بايد گفت دوز مكمل
CLA در مطالعة دياز كمتر از پژوهش است (8/1گرم در مقابل 3گرم).
مكمل CLA در حيوانات موجب كاهش تودة چربي و افزايش تودة بدون چربي شده است (8 ، 30).
تغييرات مشاهدهشده در مطالعات حيواني بيشتر از مطالعات انساني است. دليل آن را مي توان به تفاوت در دوز مكمل استفاده شده دانست؛ طوري كه در مطالعه هاي انساني، بهطور قابل ملاحظهاي كمتر از مطالعات حيواني است (1، 2). بنابراين، احتمالاً دوز بيشتر CLA، بيشتر از دوز كمتر آن بر تركيب بدن اثر دارد. همچنين، بيشتر مطالعات حيواني بر روي موش هاي جوان انجام شده است؛ درصورتيكه بيشتر مطالعات انساني بر روي افراد بالغ صورت گرفته است. همان طور كه در مطالعات پيشين نشان داده شده است، اثر CLA بر تركيب بدن در حيوانات بالغ، بهشدت حيوانات جوان نيست (2 ،1). بنابراين، احتمالاً مكمل CLA در افراد جوان، تأثير بيشتري بر تركيب بدن دارد. به هرحال، به مطالعات بيشتري در هر دو گروه بالغ و جوان، با ايزومرهاي مخلوط و جداگانه براي بهبود تركيب بدن نياز است.
يافته هاي اين پژوهش با يافتههاي زير همسو بود: پينكوسكي و همكاران (2006) (27)، كورنيش و همكاران (2009) (10)، تارناپولسكي و همكاران (2007) (36)، كولاك اوغلي و همكاران (2006) (9)، تام (2001) (38)، برون (2000) (5) و بلوري و همكاران (2003) (4). نتايج پينكوسكي و همكاران (2006) نشان داد هفت هفته مصرف مكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي، درصد چربي و تودة بدون چربي را به ترتيب به صورت معني داري كاهش و افزايش مي دهد (29). اين محققان معتقدند مصرف مكمل CLA در كنار تمرين، تعادل انرژي بدن را تغيير ميدهد. مصرف CLA در حيوانات آزمايشگاهي، اشتها و ميزان دريافت انرژي را كاهش و مصرف انرژي (در هنگام فعاليت) از منبع چربي را افزايش ميدهد (29). مشخص شده است كه با مصرف CLA بيان پروتئين دو زنجيرة انتقال الكترون و همچنين آنزيم هاي مسئول انتقال چربي و اكسيداسيون اسيدهاي چرب (كارنيتين پالميتوئيل ترانسفراز) افزايش مييابد. اين تغييرات حاكي از تسهيل انتقال و سوختن چربيهاي ذخيرهاي (مصرف چربي توسط عضلة اسكلتي هنگام فعاليت) است. ازطرفي، مصرف CLA از طريق مهار برخي آنزيمهامانند ليپوپروتئين ليپاز (2LPL)، ليپوژنز را مهار و با افزايش حساسيت انسوليني بافت عضلاني، تودةعضلاني را حفظ يا افزايش ميدهد(39 ،29 ،10).
به نظر مي رسد براساس سازوكارهاي يادشده، در پژوهش حاضر مصرف مكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي، مصرف چربي به عنوان منبع انرژي را تسهيل و تجزية بافت عضلاني (كاتابوليسم پروتئينهاي عضله) را براي توليد انرژي مهار كرده و از اين طريق، تودة چربي كاهش و تودة خالص افزايش يافته است.
در مطالعة حاضر، مقايسة درونگروهي، پس از دورة تحقيق نشان داد كه در گروه دارونما+ تمرين درصد چربي بدن و لپتين سرم فاقد تغيير معني دار است؛ درحالي كه مقايسة درون گروهي گروه مكمل+تمرين حاكي از كاهش معني دار درصد چربي بدن و لپتين سرم بود. در مقايسة ميان گروهي نيز مشخص شد كه درصد چربي بدن و لپتين سرم پسآزمون گروه مكمل+تمرين به طور معني داري كمتر از دارونما+تمرين است. بنابراين، مصرف روزانه 3 گرم مكمل CLA به مدت شش هفته در طول تمرين مقاومتي، تأثير معنيداري بر كاهش لپتين سرم گذاشته است.
بلوري و همكاران (2003)، پس از هشت هفته مصرف CLA به فرم اسيدچرب آزاد به مقدار 8 گرم در روز، كاهش لپتين سرم را مشاهده كردند (4). گائولير و همكاران (2005) نيز با مصرف مكمل CLA به مقدار 4/3 گرم در روز، علاوه بر كاهش تودة چربي، لپتين سرم نيز كاهش يافت (14). اين يافته ها با نتايج پژوهش حاضر همخواني دارد. فعال شدن ليگاند اصلي CLA عاملي براي كاهش لپتين است (3). پروتئين هاي گيرندة هسته اي (PPARs) ليگاند طبيعي CLA در سلول هستند و مطالعات نشان ميدهند در حضور PPARs ،CLA فعال شده و بيان ژن لپتين را كاملاً معني دار كاهش مي دهند (3). همچنين نشان داده شده ادغام CLA با فسفولپيدهاي غشاي سلولي، توليد لپتين را كاهش ميدهد (3). ازطرفي، مصرف CLA با تأثير بر اشتها، ميزان دريافت انرژي را كاهش و مصرف آن از منبع چربي را افزايش مي دهد (29). همچنين، بعضي آنزيم هاي درگير در اكسيداسيون چربي را نيز فعال ميكند (1) كه نتيجة آن كاهش لپتين سرم بهواسطة كاهش تودة چربي است. به نظر ميرسد در اين پژوهش كاهش لپتين سرم در گروه مكمل+تمرين مي تواند بر اساس سازوكارهاي يادشده باشد.
ازآنجاكه در مطالعة حاضر، كاهش درصد چربي بدن در گروه مكمل+تمرين بيش از گروه دارونما+تمرين معني دار بود، كاهش معني دار لپتين سرم نيز قابل توجيه است. برخلاف نتايج مطالعة حاضر، در مطالعةسايمون و همكاران (2006) (33) بر روي موشها و بررسي ريسورز و همكاران (2002) (28) در مردانمبتلا به سندروم متابوليك، مصرف مكمل CLA (4/3 گرم در روز) تأثير معني داري بر غلظت لپتينسرم نداشت. اين محققان از ايزومرهاي ترانس 10 و سيس 12 مكمل CLA استفاده كردند، درحالي كه در مطالعة حاضر، نسبت مساوي ايزومرها ( 9- سيس، 11- ترانس، 10- ترانس و 12 – سيس) تجويز شد. به نظر ميرسد مصرف ايزومرهاي متفاوت CLA ميتواند عامل تناقض يافته هاي اين پژوهش با نتايج بررسي هاي پيشين باشد.
نتايج مطالعة حاضر با نتايج پژوهش توكلي دارستاني و همكاران (1389) (1) و شادمان و همكاران (1390) (2) ناهمسو است. اين محققان به ترتيب اثر مصرف مكمل CLA را (به ترتيب 4 گرم و 3 گرم در روز) بر لپتين سرم زنان يائسه و افراد ديابتي چاق بررسي كرده و تغييرنيافتن لپتين سرم در اين آزمودنيها را گزارش كردند. تفاوت آزمودنيها (مردان سالم و زنان يائسه و ديابتي چاق) مي تواند عامل ناهمسويي يافتهها باشد. همچنين در هيچيك از مطالعات، تودة چربي بدن كاهش نداشت. بنابراين انتظار نمي رود لپتين در اين مطالعات كاهش يابد. بااين حال، نتايج اين مطالعه قابل مقايسه با نتايج مطالعات ذكرشده نيست؛چراكه در آن مطالعات از مكمل CLA بدون انجام تمرين استفاده شده است و در پژوهش حاضر از مكمل CLA به همراه انجام تمرينات مقاومتي استفاده شده است.
نتايج پژوهش حاضر نشان داد شش هفته مصرف مكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي نسبت به دارونما+تمرين، تغيير معنيداري در قدرت عضلات بالاتنه و پايين تنه ايجاد نميكند. در تضاد با يافته هاي حاضر، كورنيش و همكاران (2009) (10) و تارناپولسكي و همكاران (2006) (36)، بهبود قدرت عضلاني پس از مصرف مكمل CLA در كنار تمرين را گزارش كردند. در اين دو مطالعه، افزايش قدرت عضلاني در حالي مشاهده شده است كه در كنار تمرين مقاومتي، از تركيب مكمل CLA با مكملهاي ديگر مانند كراتين منوهيدرات و پروتئين استفاده شده است (36 ،10). كورنيش و همكاران (2009) با استفاده از تركيب سه مكمل CLA، كراتين منوهيدرات و پروتئين، در كنار تمرين مقاومتي، افزايش معنيدار قدرت پرس سينه و پا را مشاهده كرده اند.
مطالعات اخير نشان دادهاند كه مكمل CLA در مقايسه با ديگر مكملهاي تغذيهاي (كراتين منوهيدرات) قدرت و تودة خالص عضلاني را كمتر افزايش ميدهد (27). واضح است كه تفاوت تركيب مكمل مصرفي تناقض يافتههاي پژوهش حاضر با نتايج كورنيش و همكاران را توجيه ميكند.
در مطالعة كريدر و همكاران (2002) كه با نتايج پژوهش حاضر همسو است، مصرف مكملCLA به همراه تمرينات مقاومتي، تأثير معنيداري بر افزايش قدرت بالاتنه و پايينتنه و تودة خالص عضلانيآزمودني ها نداشت (19). پينكوسكي و همكاران (2006) نيز در مطالعة خود بعد از هفت هفته مصرفمكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي، باوجود افزايش تودة خالص بدن، نداشتن تغيير معني دار در قدرت پرس پا و سينه را گزارش كردند (27) كه با نتايج مطالعه حاضر همخواني دارد. اين محققان، افزايش اندك تودة خالص عضلاني در اثر مصرف مكمل CLA را عامل اصلي افزايشنيافتن قدرت معرفي مي كنند. به نظر ميرسد در مطالعة حاضر نيز افزايش تودة عضلاني به اندازهاي نبود كه افزايش قدرت عضلاني را در پي داشته باشد. گفتني است در پژوهش حاضر، در هر دو گروه تمريني (گروه مكمل+تمرين و دارونما+تمرين) قدرت عضلاني در مقايسه با پيش آزمون به صورت معني دار افزايش يافت. اين يافته حاكي از اثر خالص تمرين مقاومتي بر بهبود قدرت عضلاني دو گروه بود. محققان، افزايش هماهنگي عصبي عضلاني و توانايي مركزي (مغز) در به كارگيري واحدهاي حركتي در اثر تمرين مقاومتي را از عوامل مؤثر در بهبود قدرت ميدانند (15).
براساس يافته هاي پژوهش، در مقايسه با روش دارونما+تمرين، رويكرد CLA+تمرين، موجب افزايش تودة خالص بدن شد؛ اما در پايان دورة تحقيق، قدرت عضلاني دو گروه تفاوت معني داري نداشت. به عبارتي ديگر، مصرف مكمل CLA در كنار تمرين مقاومتي همانند مطالعة پينكوسكي و همكاران (29)، تودة خالص بدن را افزايش داد، اما اثر معنيداري بر قدرت عضلاني نداشت. سازوكار دقيق اين اثر متناقض روشن نيست. در اين پژوهش، تودة خالص عضلاني اندازهگيري نشد، بنابراين ممكن است افزايش تودة خالص در اثر افزايش عضوي غيرعضلاني رخ داده باشد كه تأثير خيلي كمتري بر قدرت عضلاني خواهد داشت.
نتيجه گيري: صرف نظر از محدوديتهاي اين پژوهش (تعداد كم نمونهها در هر گروه و عدم محاسبة دريافت CLA رژيم غذايي آزمودني ها)، نتايج نشان داد مصرف مكمل CLA به همراه تمرينات مقاومتي به مدت شش هفته، تركيب بدن را بهبود داده و غلظت لپتين سرم را كاهش مي دهد؛ ولي تأثيري بر افزايش قدرت عضلاني ندارد.

منابع و مĤخذ
1.توكلي دارستاني، آزاده؛ حسين پناه، فرهاد؛ طاهباز، فريده؛ اميري، زهره؛ توكلي دارستاني، رضا؛هدايتي، مهدي .(1389). »اثر مكمل اسيد لينولئيك مزدوج برتركيب بدن وسطح لپتين سرم درزنان يائسه سالم«. مجله غدد درونريزو متابوليسم ايران. دوره12، شماره1، صفحه59 -48.
2.شادمان، ژاله؛ راست منش، رضا؛ هدايتي، مهدي. ( 1390). »اثر مكمل اسيدلينولئيك مزدوج بر سطح سرمي لپتين، آديپونكتين و تركيب بدن بيماران مبتلا به ديابت نوع2 داراي اضافه وزن«. مجله پزشكي كوثر، دوره16، شماره2، صفحه107-101.
3.خدايي، حميدرضا؛ صادقي، علي اصغر؛ حجازي، حسين. (1388).»بررسي اثرات اسيدلينولئيك مزدوج بر فاكتورها و هورمون هاي موثر در فرايند تخمك گذاري در موشهاي آزمايشگاهي«. فصلنامه باروري و ناباروري، دوره10، شماره2، صفحه108-101.
Belury, M.A., Mahon, A., Banni, S. (2003). “The Conjugated Linoleic Acid (CLA) isomer, t10c12-CLA, is inversely associated with changes in body weight and serum leptin in subjects with type 2 diabetes mellitus”. J Nutr., Vol. 133, No. 1, PP: 257-60.
Berven, G., Bye, A., Hals, O. (2000).” Safety of conjugated linoleic acid (CLA) in overweight or obese human volunteers”. Eur J Lipid Sci Technol., Vol. 102, PP: 455– 62.
Bhattacharya, A., Rahman, M.M., McCarter, R., O’Shea, M., Fernandez, G. (2005). “The combination of dietary conjugated linoleic acid and treadmill exercise lowers gain in body fat mass and enhances lean body mass in high fat fed male mice”. J Nutr., Vol. 135, PP: 1124-30.
Blankson, H., Stakkestad, J.A., Fagertun, H., Thom, E.,Wadstein, J., Gudmundsen, O. (2000). “Conjugated linoleic acidreduces body fat mass in overweight and obese humans”. J Nutr., Vol. 130, PP: 2943–8.
Brzycki, M. (1993). “Strength testing-Predicting a one-rep max from a reps-tofatigue”. J. Phys. Health Edu. Recreat. Dance., Vol. 64, No. 1, PP: 88-90.
Colakoglu, S., Colakoglu, M., Taneli, F., Cetinoz, F., Turkmen, M. (2006). “Cumulative effects of conjugated linoleic acid and exercise on endurance development, body composition, serum leptin and insulin levels”. J Sports Med Phys Fitness., Vol. 46, No.4, PP: 570-7.
Cornish, S.M., Candow, D.G., Jantz, N.T., Chilibeek, P.D., Little, J.P., Forbes, S., Abeysekara, S., Zello, G.A. (2009). “Conjugated Linoleic Acid Combined With Creatine Monohydrate and Whey Protein Supplementation During Strength Training”. J Sport Nutrition and Exercise Metabolism., Vol. 19, PP: 79-96.
Diaz, M.L.,Watkins B.A., Anderson, R.A,. Campbeel, w.w .(2008). “Chromium picolinate and conjugated linoleic acid do not synergistically influence diet- and exercise-induced changes in body composition and health indexes in overweight women”. J. Nutr. Biochem., Vol. 19, PP: 61-68.
Eyjolfson, V., Spriet, L.L., Dyck, D.J. (2004). “Conjugated linoleic acid improves insulin sensitivity in young, sedentary humans”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 36, PP: 814 –20.
Gaullier, J.M., Halse, J., Hoivik, H.O., Hoye, K., Syvertsen, C., Nurminiemi, M., et al. (2007). “Six months supplementation with conjugated linoleic acid induces regional-specific fat mass decrease in overweight and obese”. Br J Nutr., Vol. 97, PP: 550-60.
Gaullier, J.H., Hoye, K., Kristiansen, K., Fagertun, H., Vik, H. (2005). “Supplementation with conjugated linoleic acid for 24 months is well tolerated by and reduces body fat mass in healthy, overweight humans”. J Nutr., Vol. 135, No. 4, PP: 778-84.
Hurley, B.F., Roth, S.M.( 2000). “Strength training in the elderly”. sport med., Vol. 30, No. 4, PP: 249-261.
Jackson, A.S., Pollock, M.L., Ward, A. (1980). “Generalized equations for predicting body density of women”. Medicine and Science in Sports and Exercise., Vol. 12, No. 3, PP: 175-81.
Jiang, J., Wolk, A., Vessby, B. (1999). “Relation between the intake of milk fat and the occurrence of conjugated linoleic acid in human adipose tissue”. Am J Clin Nutr., Vol. 70, PP: 21-7.
Kreamer, W.J ., and Rataness, N.A. (2004) . “Fundamental of resistance training: progression and exercise prescription”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 36, PP: 674-688.
Kreider, R. B., Ferreira, M. P., Greenwood, M., Wilson, M., and Almada,
A. L. (2002). “Effects of conjugated linoleic acid supplementatio during resistance training on body composition, bone density, strength, and selected hematological markers”. J. Strength Cond. Res., Vol. 16, PP: 325–334.
Lambert, E.V., Goedecke, J.H.,. Bluett, K,. Heggie, K,. Claassen, A .( 2007). “Conjugated linoleic acid versus high-oleic acid sunflower oil: effects on energy metabolism,glucose tolerance, blood lipids, appetite and body composition in regularly exercising individuals”. Br. J. Nutr., Vol. 97, PP: 1001 -1011.
Larsen, T.M., Toubro, S., Gudmundsen, O., Astrup, A. (2006). “Conjugated linoleic acid supplementation for 1 y does not prevent weight or body fat regain”. Am J Clin Nutr., Vol. 83, No. 3, PP: 606-12.
Laso, N., Brugue, E., Vidal, J., Ros, E., Arnaiz, J.A., Carne, X., etal. (2007). “Effects of milk supplementation with conjugated linoleic acid (isomers cis-9, trans-11 and trans-10, cis-12) on body composition and metabolic syndrome components”. Br J Nutr., Vol. 98, No. 4, PP: 860-7.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Lin, H., Boylston, T.D., Chang, M.J., Luedecke, L.O., Shultz, T.D. (1995).” Survey of the conjugated linoleic acid contents of dairy products”. J Dairy Sci., Vol. 78, PP: 2358-65.
Mougios, V., Matsakas, A., Petridou, A., Ring, S., Sagredos, A., Melissopoulou, A. (2001).” Effect of supplementation with conjugated linoleic acid on human serum lipids and body fat”. J Nutr Biochem., Vol. 12, PP: 585–94.
Nazare, J.A., Perriere, dl.A.B., Bonnet F., Desage, M., Peyrat, J., Maitrepierre, C., et al. (2007). “Daily intake of conjugated linoleic acid enriched yoghurts: Effects on energy metabolism and adipose tissue gene expression in healthy subjects”. Br J Nutr., Vol. 97, No. 2, PP: 273-80.
Petridou, A., Mougios, V., Sagredos, A. (2003). “Supplementation with CLA: isomer incorporation into serum lipids and effect on body fat of women”. Lipids., Vol. 38, PP: 805–11.
Pinkoski, C., Chilibeck, P.D., Candow, D.G., Esliger, D., Ewaschuk, J.B., Farthing, M., Jonathan, P., Zella, G. (2006). “The effects of conju-gated linoleic acidsupplementation during resistance training”. Med Sci Sports Exerc., Vol . 38, No. 2, PP: 339-348.
Risérus, U., Arner, P., Brismar, K., Vessby, B. (2002). “Treatment with dietarytrans10cis12 conjugated linoleic acid causes somer-specific insulin resistance in obese men with the metabolic syndrome”. Diabetes Care., Vol. 25, PP: 1516 –21.
Risérus, U., Vessby, B., Arnlov, J., Basu, S. (2004). “Effects of cis9,trans-11 conjugated linoleic acid supplementation on insulin sensitivity, lipid peroxidation, and proinflammatory markers in obese men”. Am J Clin Nutr., Vol. 80, PP: 279–83.
Ritzenthaler, K.L., McGuire, M.K., Falen, R., Shultz, T.D., Dasgupta, N., McGuire, M.A. (2001). “Estimation of conjugate linoleic acid intake by written dietary assessment methodologies underestimates actual intake evaluated by food duplicate methodology”. J Nutr., Vol. 131, PP: 1548-5.
Rosa, G., Cruz, L., Mello, D.B.d., Fortes, Md.S.R., Dantas, E.H.M.(2010). “Plasma levels of leptin in overweight adults undergoing concurrent training”. ISMJ., Vol. 11, No. 3, PP: 356-362.
Ryan, A.S., Praley, R.E., Goldberg, A.P. (2000). “Changes in plasma leptin and insulin action with resistive training in postmenopausal females. International Journal of Obesity and Relation”. Metabolic Disorders., Vol. 24, PP: 27-32.
Simon, E.M., Urruca, I., Fernandez, A., Portillo, M.P. (2006). “Trans 10,cis -12 conjugated linoleic acid prevents adiposity but not insulin resistance induced by an atherogenic diet in hamsters”. JNutr Biochem., Vol. 17, No. 2, PP: 126-31.
34.Smedman, A., Vessby, B. (2001). “Conjugated linoleic acid supplementation in humans–metabolic effects”. Lipids., Vol .36, PP: 773– 81.
Steck, S.E., Chalecki, A.M., Miller, P., Conway, J., Austin, G.L., Hardin, J.W., et al. (2007). “Conjugated linoleic acid supplementation for twelve weeks increases lean body mass in obese humans”. J Nutr., Vol. 137, No. 5, PP :1188-93.
Tarnopolsky, M., Zimmer, A., Paikin, J., Safdar, A,. Aboud, A,. Pearee, E . (2007). “Creatine monohydrate and conjugated linoleic acid improve strength and body composition following resistance exercise in older adults”. PLoS ONE., Vol. 10, No. 2, PP: e991.
Taylor, J.S., Williams, S,R., Rhys, R., James, P., Frenneaux, M.P.
(2006). “Conjugated linoleic acid impairs endothelial function”. Arterioscler Thromb Vasc Biol., Vol. 26, PP: 307–12.
Thom, E., Wadstein, J., Gudmundsen, O. (2001). “Conjugated linoleic acid reduces body fat in healthy exercising humans”. J Int Med Res., Vol. 29, PP: 392–6.


پاسخ دهید