به عبارت ديگر، شروع برنامة مقاومتي با استفاده از گروه عضلات كوچكتر به افت عملكرد منجر خواهد شد (18).
نتايج پژوهش اخير با يافته هاي حاضر، مبني بر عملكرد بهتر در نتيجة استفاده از عضلات بزرگ تر در ابتداي برنامة تمريني همسو است؛ درحالي كه در پژوهش بليزا و همكاران (2009) بعد از پروتكل تمريني كوچك به بزرگ همراه با تناوب بالاتنه و پايين تنه، پاسخ هاي احساسي و رواني بهتري گزارش شده است (3). البته، بايد به اين نكته دقت كرد كه در مطالعة فوروزو (همسو با تحقيق حاضر) به تغييرات عملكردي توجه شده، درحاليكه در پژوهش بليزا، تغييرات روان شناختي بررسي شده است و احتمالاً تضاد موجود ناشي از همين موضوع است. به نظر ميرسد شروع برنامة فعاليت مقاومتي از عضلات بزرگ و چندمفصله در مقايسه با عضلات كوچك و تك مفصله، خستگي كمتري در پي داشته و به لحاظ بهتأخير انداختن خستگي، مناسبتر باشد. ازطرف ديگر، ديده شده است كه افزايش ميزانتريپتوفان باعث افزايش سروتونين مي شود. با توجه به اينكه آنزيم پيرولاز تريپتوفان اصليترين عاملياست كه مي تواند غلظت تريپتوفان آزاد يا متصل در حال گردش را كنترل كند و اين آنزيم خود توسطگلوكوكورتيكوئيدها فعال مي شود (5)، در اين تحقيق يكي از مكانيسم هاي (سازوكارهاي) هورموني احتمالي تأثيرگذار درخصوص تغييرات سروتونين، يعني كورتيزول، مدنظر قرار گرفت.
نيز باتوجه به اينكه الگوي تغييرات سروتونين و كورتيزول تقريباً مشابه (معكوس) بود (نمودارهاي 2و3)، شايد بتوان يكي از دلايل افزايش سروتونين را تغييرات كورتيزول در نظر گرفت؛ هرچند كه ميزان كاهش كورتيزول ناشي از فعاليت مقاومتي در گروه چاق كمتر بود.

در اين مطالعه، علاوه بر بررسي ترتيب انجام حركات مقاومتي، به تأثير چاقي در انجام فعاليت ها نيز توجه شد. ديده شده است يكي از عوامل مؤثر در ميزان چاقي افراد، تغييرات مقدار سروتونين است.
به عبارت ديگر، چاقي باعث كاهش مقادير آزاد سروتونين ميگردد (26). بر اساس يافته ها، افراد چاق در شرايط استراحتي مقادير سروتونين كمتر و در پاسخ به فعاليت حاد مقاومتي، واكنش يكساني دارند. در واقع، در هر دو گروه چاق و نرمال، بلافاصله پس از فعاليت، مقادير سروتونين افزايش يافته و مجدداً به دنبال 30 دقيقه ريكاوري، به شرايط استراحتي باز ميگردد.
درخصوص كورتيزول، نتايج اين تحقيق نشان داد كه افراد نرمال بلافاصله پس از هر دو شيوة اجراي فعاليت مقاومتي، با كاهش محسوس و معني دار كورتيزول همراه بودند؛ درحالي كه ميزان كاهش كورتيزول ناشي از فعاليت مقاومتي در افراد چاق ناچيز بود. به بياني ديگر، صرفنظر از ترتيب فعاليت مقاومتي، چاقي بر پاسخ اين هورمون استرسي-كاتابوليكي تأ ثير گذاشته است.
سميلوس1 و همكاران (2003) در تحقيقي نشان دادند كه مقادير كورتيزول پس از پروتكل هاي مقاومتي متفاوت (حداكثر قدرت، استقامت قدرتي و هايپرتروفي)، كاهش معنيداري در مقايسه با شرايط قبل از فعاليت دارد (22) كه با يافتههاي مربوط به گروه داراي وزن طبيعي در تحقيق حاضر همسو است. در مطالعة ديگري مشاهده شد كه ده هفته تمرين مقاومتي، در هر دو گروه جوان و مسن، افزايش تستوسترون و كاهش كورتيزول بلافاصله پس از فعاليت ديده شد (14). اين يافتهها كاملاً با نتايج مطالعة حاضر همسو است. دليل تغييرات كمتر كورتيزول در افراد چاق در مقايسه با افراد داراي وزن طبيعي به دنبال هر دو پروتكل الف و ب نامعلوم است. احتمالاً واكنش شديدتر تستوسترون در گروه
1 . Smilios
با وزن طبيعي، يكي از دلايل سركوب ترشح كورتيزول است كه البته اين موضوع در مطالعة ما كنترلنشده است. باتوجه به نبود مطالعة مشابه، نتيجه گيري قطعي در اين زمينه به تحقيقات آتي وابسته است.
درهرحال، مشاهده شده است كه چاقي، واكنش IGF-1به فعاليت مقاومتي را تحتتأثير قرار ميدهد و پاسخ اين هورمون آنابوليكي در افراد چاق، خفيفتر از همتايان داراي وزن طبيعي آنهاست (12).
علاوهبراين، گزارش شده است كه واكنش كاتكولامينها به دنبال فعاليت مقاومتي در كودكان و نوجوانان چاق متفاوت است (8). برآيند مطالعات مربوط به هورمون هاي آنابوليك و استرسي، با يافتههاي حاضر درمورد كورتيزول همسو و حاكي از آن است كه چاقي به دلايلي كه هنوز كاملاً مشخص نيست، پاسخهاي هورموني به فعاليت هاي مقاومتي را متأثر ميسازد.
در كل، نتايج اين مطالعه نشان داد كه بزرگي يا كوچكي عضلات مورداستفاده در ابتداي برنامة فعاليت مقاومتي، مي تواند بر ميزان خستگي تأثير بگذارد و چنانچه در شروع برنامه هاي تمريني از عضلات بزرگ و چندمفصله استفاده شود، خستگي كمتري به همراه خواهد داشت و از اين نظر تفاوتي بين افراد چاق و داراي وزن طبيعي وجود ندارد. اما، چاقي ممكن است واكنش خفيفتري در هورمون كورتيزول بلافاصله پس از فعاليت مقاومتي حاد داشته باشد. البته پس از 30 دقيقه ريكاوري، تغييرات هورموني (سروتونين و كورتيزول) ناشي از فعاليت مقاومتي به شرايط استراحتي برگشت و اين الگو در افراد چاق مشابه افراد داراي وزن طبيعي بود.
منابع و مĤخذ
1. شريفي، غلامرضا. بابايي مزرعه نو، عليرضا. برخورداري و همكاران (1391). تأثير يك جلسه تمرين تا سر حد خستگي بر سطح سروتونين و پرولكتين سرم دوندگان مرد. فصلنامة علمـي تخصصـي طـبكار. 4 (1): 53-58.
.2 Baechle TR, Earle RW (2008). Essentials of Strength Training and Conditioning. Human Kinetics.
.3 Bellezza PA, Hall EE, Miller PC, et al (2009). The influence of exercise order on blood lactate, perceptual, and affective responses. J Strength Cond Res. 23(1): 203-208.
.4 Carlsson A, Lindqvist M (1972). The effect of L-tryptophan and psychotropic drugs on the formation of 5-hydroxytryptophan in the
mouse brain in vivo. J Neural Transm. 34: 23-43.
.5 Chaouloff F (1993). Physiopharmacological interactions between stress hormones and central serotonergic systems. Brain Res Rev. 18: 1-32.
.6 Dias I, De Salles BF, Novaes J, et al (2010). Influence of exercise order on maximum strength in untrained young men. J Sci Med Sport. 13(1): 65-69.
.7 Dylewski T (1989). Effects of physical exercise on serotonin concentration in blood of different physical capacity. Biology of sport.
6(2): 121-127 Access: books.google.com/books?id=Z6co09axBsgC
.8 Eliakim A, Nemet D, Zaldivar F, et al (2006). Reduced exerciseassociated response of the GH-IGF-I axis and catecholamine in obese children and adolescents. J Appl Physiol. 100(5): 1630-1637.
.9 Farinatti, PTV, Simão R, Monteiro WD, et al (2009). Influence of exercise order on oxygen uptake during strength training in young women. J Strength Cond Res. 23(3): 1037-1044.
Gentil P, Oliveira E, De Araújo Rocha Júnior V, et al (2007) Effects of exercise order on upper-body muscle activation and exercise performance. J Strength Cond Res. 21(4): 1082-1086.
Jacobs BL, Azmitia EC (1992). Structure and function of the brain serotonin system. Physiol Rev. 72: 165–229.
Kanaley JA, Weatherup-Dentes MM, Jaynes EB, et al (1999). Obesity attenuates the growth hormone response to exercise. J Clin Endocrinol Metab. 84(9): 3156-3161.
Kraemer WJ, Ratamess NA (2004). Fundamentals of resistance training: progression and exercise prescription. Med Sci Sports Exerc. 36(4): 674688.
Kraemer WJ, Häkkinen K, Newton RU, et al (1999). Effects of heavyresistance training on hormonal response patterns in younger vs. older men. J Appl Physiol. 87(3): 982-92.
Monteiro W, Simao R, Farintti P (2005). Manipulation of exercise order and its influence on the number of repetitions and effort subjective perception in trained women. Rev Bras Med Esporte. 11(2): 146-150.
Ohta M, Hirai N, Ono Y, et al (2005). Clinical biochemical evaluation of central fatigue with 24- hour continuous exercise. Rinsho Byori. Sep, 53(9): 802-9.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Rapport M, Green AA, Page IH (1948).Isolation and characterization. J Biol Chem. 176: 1243–1251.
Sforzo GA, Touey PR (1996). Manipulating exercise order affects Muscular performance during a resistance exercise training session. J Strength Cond Res. 10(1): 20-24.
Simao R, Farinatti P, Polito MD, et al (2005). Influence of exercise order on the number of repetitions performed and perceived exertion during resistance exercises. J Strength Cond Res. 19(1): 152-156.
Simao R, Farinatti P, Polito MD, et al (2007). Influence of exercise order on the number of repetitions performed and perceived exertion during resistance exercise in women. J Strength Cond Res. 21(1): 23-28.
Simão R, Spineti J, Salles BFD, et al (2010). Influence of exercise order on maximum strength and muscle thickness in untrained men. J Sports Sci Med. 9, 1-7.
Smilios I, Pilianidis T, Karamouzis M, et al (2003). Hormonal responses after various resistance exercise protocols. Med Sci Sports Exerc. 35(4):644-654.
Soares J, Naffah-Mazzacoratti MG, Cavalheiro E (1994) .Increased serotonin levels in physically trained men. Braz j med. Jul. 27(7): 16351638.
Steinberg LL, Sposito MM, Lauro FA, et al (1998). Serum level of serotonin during rest and during exercise in paraplegic patients. Spinal cord. 36(1): 18-20.
Stone MH, Plisk SS, Stone ME, et al (1998) Athletic performance development volume load- 1 set vs. multiple sets, training velocity and training variation. J Strength Cond Res. 20(6): 22-31.
Wurtman RJ, Wurtman JJ (1995). Brain Serotonin, carbohydratecraving, obesity and depression. Obesity Research. 3(4): 477-480.


پاسخ دهید