جدول 3. ميانگين و انحراف معيار سوخت وساز سوبسترا در طول فعاليت و بعد از آن در مراحل مختلف چرخة قاعدگي
اكسيداسيون چربي (گرم در دقيقه) اكسيداسيون
كربوهيدرات
(گرم در دقيقه) مصرف انرژي (كيلوژول در دقيقه)
0/15 ±0/01 * 0/40 ± 0/02 * 5/88 ±0/32 * 1. پايه (خونروي)
0/15 ±0/03 0/40 ±0/03 5/80 ±0/33 2. پايه(فوليكولي)
0/12 ±0/02 0/36 ±0/02 5/44 ±0/30 3. پايه (لوتئال)
0/38 ±0/08 1/64 ±0/11 22/05 ±1/55 4. فعاليت (خونروي)
0/34 ±0/10 1/54 ±0/13 21/77 ±1/80 5. فعاليت (فوليكولي)
0/20 ±0/06 1/54 ±0/07 20/74 ±1/58 6. فعاليت (لوتئال)

0/18 ±0/04 0/72 ±0/10 9/43 ±0/90 7.EPOC (خونروي)
0/13 ±0/03 0/64 ±0/03 7/14 ±0/37 8.EPOC (فوليكولي)
0/15 ±0/03 0/67 ±0/07 8/82 ±1/07 9.EPOC (لوتئال)
0/0001 0/0001 0/0001 مقدار P
* تفاوت معنادار مرحلة خونروي نسبت به مرحلة لوتئال در وضعيت پايه

در مورد اكسيداسيون كربوهيدرات تحليل دادهها نشان داد تغييرات اين شاخص در مرحلة فعاليت نسبت به مراحل پايه و EPOC افزايش معناداري دارد (98/58 = P =0/0001 ,F). آزمون تعقيبي نشان داد اكسيداسيون كربوهيدرات در وضعيت پايه، در مرحلة خونروي نسبت به لوتئال بهطور معناداري بيشتر بوده است (04/0=1.3P) (جدول 3). ولي اين شاخص در وضعيت پايه، در مرحلة فوليكولي نسبت به مراحل خونروي و لوتئال تفاوت معناداري نداشت (98/0=1.2(P2.3=0/21 ,P. اكسيداسيون كربوهيدرات در وضعيت فعاليت نسبت به پايه در هر سه حالت به طور معناداري افزايش يافت (در هر سه وضعيت 0001/0 = P). در كل بين اكسيداسيون كربوهيدرات در وضعيت فعاليت ورزشي در سه مرحله (خونروي، فوليكولي و لوتئال) تفاوت معناداري مشاهده نشد (42/0=4.5P5.6=0/10 , P4.6=0/47 ,P).
اكسيداسيون كربوهيدرات در وضعيتEPOC نسبت به وضعيت فعاليت ورزشي در هر سه حالت به طور معناداري كاهش يافت (در هر سه وضعيت 0001/0 = P). در كل اكسيداسيون كربوهيدرات در وضعيت EPOC در سه مرحله تفاوت معناداري نداشت (12/0=7.8P8.9=0/19 , P7.9=0/26 ,P) (جدول 3 ). در مورد اكسيداسيون چربي تحليل دادهها نشان داد تغييرات اين شاخص در مرحلة فعاليت نسبت به مراحل پايه و EPOC افزايش معناداري دارد (98/3 = P = 0/0001 ,F).آزمون تعقيبي نشان داد تغييرات اكسيداسيون چربي در وضعيت پايه، در مرحلة خونروي نسبت به مرحلة لوتئال به طور معناداري بيشتر بوده است (03/0=1.3P) (جدول 3). ولي اين شاخص در وضعيت پايه، در مرحلة فوليكولي نسبت به مراحل خونروي و لوتئال تفاوت معناداري نداشت (77/0=1.2P2.3=0/13 ,P). اكسيداسيون چربي در وضعيت فعاليت نسبت به وضعيت پايه در مراحل خونروي و فوليكولي افزايش معناداري يافت (04/0=5.2P4.1=0/01 ,P). ولي اين شاخص در مرحلة لوتئال، در وضعيت فعاليت نسبت به وضعيت پايه تفاوت معناداري نداشت (08/0=6.3P). در كل بين اكسيداسيون چربي در وضعيت فعاليت در سه مرحله تفاوت معناداري مشاهده نشد (74/0=4.5P5.6=0/19, P4.6=0/08 ,P). اكسيداسيون چربي در وضعيت EPOC نسبت به فعاليت در مراحل خونروي و فوليكولي كاهش معناداري داشت (01/0=8.5P, 009/0=7.4(P اما اكسيداسيون چربي در مرحلة لوتئال در وضعيت EPOC نسبت به فعاليت تغيير معناداري نداشت (40/0=9.6P). در كل در وضعيت EPOC در بين سه مرحله (خونروي، فوليكولي، لوتئال) تفاوت معناداري مشاهده نشد (29/0=7.8P8.9=0/75, P7.9=0/62 ,P) ( جدول 3).

بحث و نتيجه گيري
نتايج تحقيق حاضر نشان داد كه تفاوت معناداري در انرژي مصرفي و عملكرد ورزشي در مراحل خونروي،
فوليكولي و انتهايي لوتئال طي تمرين فزاينده تا واماندگي وجود ندارد. بوسي1(2012)، به بررسي تأثير مراحلچرخة قاعدگي بر عملكرد تمرين در زنان ورزشكار پرداخت. نتايج نشان داد كه در مراحل مختلف قاعدگي (فوليكولي و لوتئال)، تغييري در عملكرد ايجاد نميشود. محققان نتايج به دست آمده را اين گونه استدلال كردندكه آزمودنيها، ورزشكاران كاملاً تمرينكرده بودند و از قبل با تغييرات فيزيولوژيكي كه از طريق نوسانات هورموني ايجاد مي شود، سازگاري داشتند (3). همچنين ردمن2و همكاران (2004)، دريافتند كه طي تمرين فزاينده تا واماندگي و تمرين زيربيشينه روي چرخ كارسنج، زمان رسيدن به واماندگي و حداكثر توان خروجي بين مراحل مختلف قاعدگي (فوليكولي و لوتئال) تفاوت معناداري ندارد و عملكرد تمرين تحت تأثير مراحل چرخة قاعدگي قرار نميگيرد (31). در دو پژوهش ذكرشده و تحقيق حاضر، فعاليت ورزشي بهصورت فزاينده انجام گرفته كه ممكن است دليلي بر همسويي نتايج باشد. در مقابل شماري از تحقيقات نتايج متفاوتي را در مراحل مختلف چرخة قاعدگي گزارش كردند (6،22،28). جوركاوسكي و همكاران (1981) طي تمرين دوچرخه سواري با شدت 90 -85 درصد VO2max (تقريباً100%)، مشاهده كردند كه زمان رسيدن به واماندگي در مرحلة مياني لوتئال (9/14 ± 2/139دقيقه) در مقايسه با مرحل ة مياني فوليكولي (5/17± 126دقيقه) بيشتر است كه با نتايج تحقيق حاضر همسو نيست (22). اين تفاوت ها ممكن است به دليل شدت فعاليت تعيين شده باشد. در تحقيق حاضر آزمون ورزشي به صورت فزاينده اجرا شد، درحاليكه در تحقيق مذكور، آزمون در شدت معيني انجام گرفت. همچنين فرض شده است كه تفاوت در عملكرد استقامتي در مراحل چرخة قاعدگي، ممكن است به دليل تفاوتها در قابليت استفاده از سوبسترا و سوخت وساز باشد (25،29). عدم تفاوت عملكرد در مراحل مختلف قاعدگي در تحقيق حاضر با عدم تفاوت انرژي مصرفي، مصرف كربوهيدرات و چربي همخواني دارد و اين موضوع اثر سوختوساز را بر عملكرد نشان مي دهد. برخي پژوهشها نشان دادند كه زنان در مرحلة لوتئال در مقايسه با مرحلة فوليكولي،RER پايين تر و تخلية گليكوژن عضلاني كمتري دارند (45،35،14،6،2) و چربي بيشتري اكسيد ميكنند (6،4). آثار متابوليكي استروژن در افزايش استفاده از چربي و ذخاير گليكوژن اضافي ميتواند بهترين حمايتكنندة عملكرد در رويدادهاي فوق استقامتي باشد (29). زنان در پاسخ به تمرينات استقامتي، اتكاي بيشتري به اكسيداسيون ليپيد دارند. طي تمرين استقامتي، اكسيداسيونFFA در مرحلة
Boosi
Redman
لوتئال بيش از مرحلة فوليكولي است (26). محققان عملكرد بهتر در مرحلة مياني لوتئال را در ارتباط با سطوحبالاي هورمون استروژن در اين مرحله تفسير كردند، كه موجب اكسيداسيون بيشتر چربي و صرفهجويي در ذخاير گليكوژن عضله ميشود. همچنين اظهار كردند، اجراي عملكرد استقامتي در مرحلة مياني لوتئال ميتواندپيامد مطلوبتري داشته باشد (22).
در تحقيق حاضر تفاوت معناداري در اكسيداسيون كربوهيدرات در مراحل خونروي، فوليكولي و انتهايي لوتئال طي ورزش فزاينده تا واماندگي مشاهده نشد. سوه1 و همكاران (2002) ، در پژوهشي ، 8 زن نسبتا فعال و ايمنوره را در شرايط استراحت (90 دقيقه) و تمرين (60 دقيقه)، با استفاده از چرخ كارسنج در 45 و 65 درصد VO2max طي مراحل فوليكولي و لوتئال آزمايش كردند، درحاليكه افراد چند ساعت قبل از تمرين تغذيه داشتند. نتايج نشان داد مراحل قاعدگي بر ميزان ظهور و ناپديد شدن گلوكز پلاسما و ميزان برداشت متابوليكي در زمان استراحت و تمرين در هر دو شدت تأثير معناداري ندارد (35). محققان دلايل خود را اين گونه توجيه كردند كه ممكن است اثر معنادار افزايش استروژن و پروژسترون در مرحلة لوتئال بر تغييرات گلوكز، تنها زماني مشاهده شود كه تقاضا بر مصرف گلوكز از سطح بحراني فراتر رود. يافتههاي حاصل با نتايج پژوهش حاضر همسو بود.
در مقابل برخي تحقيقات، تفاوت در اكسيداسيون كربوهيدرات را در مراحل مختلف قاعدگي مشاهده كردند
(37،30،24،13). پرسياوال2و همكاران (2007) دريافتند كه در برنامة تمريني با 10 دورة 6 ثانيهاي روي چرخ كارسنج، گليكوژن كمتري در مرحلة انتهايي لوتئال نسبت به فوليكولي مصرف مي شود (30). نتايج به دست آمده با نتايج تحقيق حاضر مغاير است كه ممكن است به دليل آزمون هاي ورزشي متفاوت باشد. به نظر مي رسد علاوه بر اثر مراحل مختلف قاعدگي بر اكسيداسيون كربوهيدرات، روزهاي مختلف هر مرحله بهعلت نوسانات هورمونهاي استروژن و پروژسترون نيز بر مصرف كربوهيدرات اثرگذار باشد (13،36) و عدم تفاوت مراحل مختلف براي اين متغير و تفاوت تحقيق حاضر با ادبيات ذكرشده به اين علت باشد. نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه در زنان، تخلية كمتر گليكوژن عضلاني و اكسيداسيون كمتر كربوهيدرات بيشتر در مرحلة لوتئالي ظاهر ميشود. زنان در مرحلة فوليكولي، نسبت به مرحلة لوتئالي، عملكرد سريع تري دارند. مقدار گلوكز و درصد سهم كربوهيدرات در انرژي مصرفي در مرحلة فوليكولي بيشتر از لوتئال است (6،45). افزايش در گلوكز مصرفي ميتواند مسئول
Suh
Perciavalle
افزايش عملكرد طي دورة فوليكولي باشد و با توجه به اينكه با افزايش شدت تمرين، اتكا به كربوهيدرات بيشترمي شود، افراد در اين مرحله ميتوانند شدت بيشتري از تمرين را در كل تمرين حفظ كنند (25).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در تحقيق حاضر مشاهده شد كه اكسيداسيون چربي در مراحل خونروي، فوليكولي و انتهايي لوتئال تفاوتمعناداري ندارد. اين نتايج با نتايج تحقيق هارتون1 و همكاران (2006) همسوست. اين محققان مشاهده كردند اكسيداسيون چربي در تمرين هوازي به مدت 90 دقيقه، با شدت 50 درصد VO2max در مراحل چرخة قاعدگي تغيير معناداري نمي كند (17). تشابه در مراحل مختلف چرخة قاعدگي، اتتخاب آزمودني هاي مشابه در دو پژوهش ممكن است دليلي بر نتايج مشابه باشد. در پژوهش كاندي و همكاران (2000)، آزمون زيربيشينه روي تردميل با شدت70 درصد VO2max به مدت 60 دقيقه اجرا شد. نتايج اين تحقيق نشان داد اكسيداسيون چربي در مرحلة لوتئالي بيشتر از مرحلة فوليكولي است. محققان اين نتايج را بهدليل حضور هورمون استروژن در مرحلة لوتئال دانستند (7). هاكني2 و همكاران (1999) نيز مشاهده كردند كه طي 60 دقيقه ركاب زدن، در مرحلة مياني لوتئال اتكا بر اكسيداسيون چربي افزايش مييابد كه ممكن است همزمان با افزايش هورمون استروژن باشد (14).
نتايج تحقيق حاضر با نتايج تحقيق مذكور مغاير است، احتمالا به اين دليل كه در تحقيقات مذكور آزمودني-ها در مرحلة مياني لوتئال قرار داشتند، اما در پژوهش حاضر، آزمودنيها احتمالاً در مرحلة انتهايي لوتئال بودند.
تفاوت نتايج شايد مربوط به نوسان غلظت هورمون هاي استروژن و پروژسترون در اين مرحله باشد (8،27) و اينكه در تحقيق حاضر، اين هورمونها در مراحل و روزهاي استفاده شده كمترين اختلاف را دارند.
مصرف سوبسترا در طول استراحت و فعاليت ورزشي به چند عامل بستگي دارد كه عبارتند از شدت و مدت فعاليت ورزشي، غذاي مصرفي قبل و حين فعاليت ورزشي، تركيب رژيم غذايي، شرايط محيطي آزمون، وضعيت تمريني آزمودنيها و تفاوتهاي فردي (21). هورمونهاي استروژن و پروژسترون يكي از عوامل تأثيرگذار در مصرف سوبسترا و انرژي مصرفي هستند (31). در مرحلة مياني لوتئال اتكا بر اكسيداسيون چربي افزايش مييابد كه ممكن است همزمان با افزايش هورمون استروژن باشد (14). استروژن نق ش تحريك كنندگي در سوختوساز چربي دارد و در انتقال اسيدهاي چرب به ميتوكندري بهعنوان كمككننده، عمل ميكند (40،18،17).
Horton
Hackney
استراديول، برداشت گلوكز را توسط بافتها مهار مي كند و بهدليل اختلال در گلوكونئوژنز كبدي موجب كاهشمصرف گلوكز مي شود كه ممكن است قابليت مصرف ليپيد را با تحريك ليپوليز و افزايش فعاليت آنزيم هاي درگير در اكسيداسيون چربي افزايش دهد (42). استراديول، سوخت وساز چربي را افزايش ميدهد (7). اين هورمون استروئيدي بهصورت چرخهاي توسط تخمدان ترشح ميشود و در زمان تخمكگذاري به اوج ميرسد (44). استراديول با آنزيم هايي كه در سوختوساز انرژي نقش دارند، مرتبط است. با افزايش سطوح استراديول، فعاليت آنزيم ليپوپروتئين ليپاز كاهش مييابد (34)، كه ممكن است در افزايش تريگليسريد مصرفي در عضلة اسكلتي در زمانهاي مختلف چرخة قاعدگي اثر داشته باشد (20،11). درحالي كه پروژسترون سوختوساز پروتئين را افزايش ميدهد و به عنوان ضد استروژن عمل ميكند (45،29،14،6). همچنين پروژسترون اثرهاي بهينة استروژن را بر قابليت استفاده و اكسيداسيون ليپيد و سوختوساز كربوهيدرات مهار مي كند (17) و تا حدودي در كاهش اعمال سوخت وسازي استراديول مؤثر است (33). اثرهاي ناشي از افزايش استروژن در مرحلة مياني لوتئالي ممكن است در حضور پروژسترون كاهش يابد (29).
در مجموع نتايج اين تحقيق نشان داد كه كالري مصرفي و اكسيداسيون كربوهيدرات و چربي در مراحل خونروي، ابتداي فوليكولي و انتهاي لوتئالي در حين فعاليت ورزشي احتمالا بهسبب عدم تفاوت زياد بين غلظت هورمون هاي استروژن و پروژسترون در اين مراحل در دختران جوان تفاوت چشمگيري ندارد، ولي اگر فعاليت در اواسط اين مراحل انجام گيرد، به علت تفاوت هورمونهاي استروژن و پروژسترون احتمالا اكسيداسيون چربي و كربوهيدرات متفاوت خواهد بود. البته برخي تحقيقات نشان داده اند كه نوسان و تغييرات استروژن و پروژسترون در چرخة قاعدگي، بر اكسيداسيون چربي و كربوهيدرات طي تمرين تأثيري ندارد (19،17،5)، مگر زماني كه توليد و مصرف گلوكز در شروع فعاليت مدتي از حد طبيعي فراتر رود يا گليكوژن از طريق ناشتاي شبانه محدود شود (8،14،19).
براساس نتايج اين تحقيق ميتوان گفت كه دختران جوان در اين مراحل قاعدگي ميتوانند فعاليت هاي ورزشي فزاينده تا واماندهساز را بدون نگراني و افت اجرا انجام دهند. البته در اين زمينه تفاوتهاي فردي و موضوعات رواني هم بايد در نظر گرفته شود.

منابع و مĤخذ
.1 Bailey, S.P., Zacher, C.M., Mittleman, K.D. (2000). “Effect of menstrual cycle phase on carbohydrate supplementation during prolonged exercise to fatigue”. J Appl Physiol., Vol.88, No. 2, pp: 690–697.
.2 Bonen, A., Haynes, W., Graham, T.E. (1991). “Substrate and hormonal responses to exercise in women using oral contraceptives”. J Appl Physiol., Vol.70, No. 5, pp: 1917–1927.
.3 Bossi, J. (2012). “Effect of menstrual cycle phase on exercise performance in female collegiate student-athletes”. Kostelis K [dissertation]. Department of physical education and human performance, Central Connecticut State University., pp: 23-42.
.4 Brooks, G.A., Kuo, C.C., Fattor, J.A., Henderson, G.C. (2005). “Lipid oxidation in fit young adults during postexercise recovery”. J Appl Physiol., Vol .99, No.1, pp: 349–356.
.5 Brozek, J., Grande, F., Anderson, J.T., Keys, A. (1963). “Densitometry analysis of body composition: revision of some quantitative assumptions”. J Ann NY AcadSci., Vol. 110, No. 1, pp: 113–140.
.6 Campbell, S.E., Angus, D.J., Febbraio, M.A. (2001). “Glucose kinetics and exercise performance during phases of the menstrual cycle: effect of glucose ingestion”. Am J Physiol., Vol.281, pp: E817- E825.
.7 Candi, D., Joe, F. (2000). “Menstrual phase Effects on fat and carbohydrate oxidation during prolonged exercise in active females”. An International Electronic Journal., Vol. 3, No. 4, pp: 67-73.
.8 Cargilla, C.M., Ross, G.T., Yoshimi, T. (1968). “Daily variations in plasma follicle stimulating hormone, luteinizing hormone and progesterone in the normal menstrual cycle”. J of Clinical Endocrinology& Metabolism., Vol. 29, No. 1, p: 12.
.9 Carter, S., McKenzie, S., Mourtzakis, M., Mahoney, D.J., Tarnoplosky, M.A. (2001). “Short-term 17-estradiol decreases glucose Ra but not whole body metabolism during endurance exercise”. J Appl Physiol., Vol .90, No.1, pp: 139–146.
.01 Casazza, G.A., Jacobs, K.A., Suh, S.H., Miller, B.F., Horning, M.A., Brooks, G.A. (2004). “Menstrual cycle phase and oral contraceptive effects on triglyceride mobilization during exercise”. J Appl Physiol., Vol.97, No. 1, pp: 302–309.
.11 Driskell, J.A., Wolinsky, I. (2000). “Energy-yielding macronutrients and energy metabolism in sports nutrition”. J of Nutritional & Environmental Medicine., Vol .10, pp: 325-330.
.21 Frayn, K.N. (1983). “Calculation of substrate oxidation rates in vivo from gaseous exchange”. J Appl Physiol., Vol. 55, No.2, pp: 628- 634.
.31 Galliven, E.A., Singh, A., Michelson, D., Bina, S. (1997). “Hormonal and metabolic responses to exercise across time of day and menstrual cycle phase”. J Appl Physiol., Vol .83, No.6, pp: 1822-1831.
.41 Hackney, A.C. (1999). “Influence of estrogen on muscle glycogen utilization during exercise”. J Acta Physiol Scand., Vol.167, No. 3, pp: 273-4.
.51 Hackney, A.C., Compton, M.A., Ainsworth, B. (1994). “Substrate responses to submaximal exercise in the midfollicular and midluteal phases of the menstrual cycle”. J Sport Nut., Vol.4, No. 3, pp: 299-308.
.61 Hardman, A.E (1999). “Interaction of physical activity and diet: implications for lipoprotein metabolism”. J Public Health Nutria., Vol. 2, Supplement 3a, pp: 369-376.
.71 Horton, T.J., Miller, E.K., Bourret, K. (2006). “No effect of menstrual cycle phase on glycerol or palmitate kinetics during 90 min of moderate exercise”. J Appl Physiol., Vol.100, No.3, pp: 917-925.
.81 Jennifer, L., Leslie, A., Mark, S. (2002). “Hormonal responses to endurance and resistance exercise in females aged 19–69 Years”. J Med Sci., Vol. 57, No. 4, pp: B158–B165.
.91 Jequier, E., Acheson, K., Schutz, Y. (1987). “Assessment of energy expenditure and fuel utilization in man”. J Annu Rev Nut., Vol.7, pp: 187– 208.
.02 Jensen, M.D., Martin, M.L., Cryer, P.E., Roust, L.R. (1994). “Effects of estrogen on free fatty acid metabolism in humans”. Am J Physiol Endocrinol Metab., Vol.266, pp: E914– E920.
.12 Jeukendrup, A.E., Wagenmakers, A.J., Stegen, J.H., Gijsen, A.P., Brouns, F., Saris, W.H. (1999). “Carbohydrate ingestion can completely suppress endogenous glucose production during exercise”. Am J Physiol Endocrinol Metab., Vol.276, pp:E 672– E683.
.22 Jurkowski, J.E.H., Jones, N.L., Towes, C.J., Sutton, J.R. (1981). “Effects of menstrual cycle on blood lactate, O2 delivery, and performance during exercise”. J Appl Physiol., Vol.51, No. 5, pp: 1493– 1499.
.32 Kanaley, J.A., Boileau, R.A., Bahr, J.A., Misner, J.E., Nelson, R.A. (1992). “Substrate oxidation and GH responses to exercise are independent of menstrual phase and status”. J Med Sci Sports Exerc., Vol.24, No.8, pp: 873– 880.
.42 Michael, A., George, A., Gretchen, A., Benjamin, F. (2004). “Menstrual cycle phase and oral contraceptive effects on triglyceride mobilization during exercise”. J Appl Physiol., Vol.97, No. 1, pp: 302- 309.
.52 Michael, A., Mazen, J., Hamadeh, M., Mark, A. (2006). “Menstrual cycle phase and sex influence muscle glycogen utilization and glucose turnover during moderate-intensity endurance exercise”. Am J Physiol RegulIntegr Comp Physiol., VOL.291, pp: 1120- 1128.
.62 Ming-hua, H., Amy, C., Mazen, J., Changhua, Ye., Mark, A. (2009) . “Exercise, sex, menstrual cycle phase, and 17b-estradiol influence metabolism-related genes in human skeletal muscle”. J Physiol Genomics., Vol.40, No. 1, pp: 34-47.
.72 Neill, J.D., Johansson, E.D., Datta, J.K., Knobil, E. (1967). “Relationship between the Plasma Levels of Luteinizing Hormone and Progesterone during the Normal Menstrual Cycle”. J of Clinical Endocrinology & Metabolis., Vol. 27, No. 8, pp: 1167-1173.
.82 Nicklas, B.J., Hackney, A.C., Sharp, R.L. (1989). “The menstrual cycle and exercise: performance, muscle glycogen, and substrate responses”. J of Sports Med., Vol.10, No. 4, pp: 264–269.
.92 Oosthuyse, T., Bosh, A.N. (2010). “The effect of the menstrual cycle on exercise metabolism implications for exercise performance in eumenorrhoeic women”. J Sports Med., Vol.40, No. 3, pp: 207-227.
.03 Perciavalle, V., Coco, M., Maugeri, A., Gurrisi, L. (2007). “Relations between menstrual phase and performance of an intense intermittent activity” .Acta Medica Mediterranea., Vol.23, pp: 15-20.
.13 Redman, L.M., Weatherby, R.P. (2004). “Measuring performance during the menstrual cycle: A model using oral contraceptives”. J Medicine and Science in Sports and Exercise., Vol. 36, No.1, pp: 130- 136.
.23 Renata, J., Frankovich, M.D., Constance, M., Lebrun, M.D. (2000). “Menstrual cycle contraception and performance”. J Clinics in Sports Medicine., Vol.19, No.2, pp: 251-271.
.33 Robergs, R.A., Roberts, S.O. (2000). “Fundamental, principle of exercise physiology for fitness, performance and health (2)”. Translated by: Gaeni, A.A., Dabidi, V.
.43 Schaefer, E.J., Lamon-Fava, S., Spiegelman, D., Dwyer, J.T. (1995). “Changes in plasma lipoprotein concentrations and composition in response to a low-fat, high-fiber diet are associated with changes in serum estrogen concentrations in premenopausal women”. J Metabolism., Vol.44, No.6, pp:749-756.
.53 Suh, S.H., Casazza, G.A., Horning, M.A. (2002). “Effects of oral contraceptives on glucose flux and substrate oxidation rates during rest and exercise”. J Apply Physiol., Vol.94, No. 1, PP: 285-294.
.63 Tara, M., Carrie, S., Stuart, R., Brent, C. (2002). “Regulation of exercise carbohydrate metabolism by estrogen and progesterone in women”. Am J Physiology Endocrinal Mata., Vol.283, PP: E1046-E1055.
.73 Ted, W., Zderic, R., Brent, C. (2001). “Glucose kinetics and substrate oxidation during exercise in the follicular and luteal phases”. J Appl Physiol., Vol.90, No.2, pp: 447-453.
.83 Tracy, J., Emily, K., Deborah, G., Kathleen, T. (2002). “No effect of menstrual cycle phase on glucose kinetics and fuel oxidation during moderateintensity exercise”. Am J Physiol Endocrinol Metab., Vol.282, No. 4, pp: E752- E762.
.93 Vaiksaar, S., Jurimae, J., Maestu, J., Purge, P., Kalytka, S., Shakhlina, L. (2011). “Effect of menstrual cycle phase and oral contraceptive use on selected performance parameters in female rowers”. J Strength Cond Res., Vol.25, No. 6, pp: 1571-1578.
.04 Valarie, J.H., Michael, D.J. (1992). “Free fatty acid metabolism in the follicular and luteal phases of the menstrual cycle”. J Clin Endocrinol Metab., Vol.74, No. 2, pp: 44-49.
.14 VanPelt, R.E., Gozansky, W.S., Schwartz, R.S. (2003). “Intravenous estrogens increase insulin clearance and action in postmenopausal women”. Am J Physiol., Vol.285, No. 2, pp: 311-317.
.24 Venables, M.C., Achten, J., Jeukendrup, A.E. (2005). “Determinates of fat oxidation during exercise in healthy men and women: a Cross- sectional study”. J Appl Physiol., Vol.98, No.1, pp: 160-167.
.34 Volp, A., Yub, B., Bar-Or, O. (2003). “Energy cost of walking in boys who differ in adiposity but are matched for body mass”. Med Sci Sports Exerc., Vol.35, pp: 669-674.
.44 Wismann, J., Willoughby, D. (2006). “Gender differences in carbohydrate metabolism and carbohydrate loading”. Journal of the International Society of Sports Nutrition., Vol.3, No.1, pp: 28-34.
.54 Zderic, T.W., Coggan, A.R., Ruby, B.C. (2001). “Glucose kinetics and substrate oxidation during exercise in the follicular and luteal phases”. J Appl Physiol., Vol.90, No.2, pp: 447-453.


پاسخ دهید