گوش دادن به هر دو نوع موسيقي با ريتم تند و كند موجب كاهش معنادار اكسيژن مصرفي شد
(0001/0=P). گوش دادن به موسيقي تند در مقايسه با وضعيت بدون موسيقي و موسيقي كند موجب كاهش معنادار فشار خون سيستولي و دياستولي شد (007/0=P).

92779201446

جدول 3. ميانگين و انحراف استاندارد متغيرهاي پژوهش به نسبت نوع موسيقي و مراحل اندازهگيري بدون موسيقي موسيقي كند موسيقي تند
متغير ها ميانگين± انحراف استاندارد ميانگين± انحراف استاندارد ميانگين± انحراف استاندارد
146/5±8/59* Ɨ 143/7±8/49 141/4±7/6 ضربان قلب (ضربه/ دقيقه)
13/4±3/56* Ɨ 13/4±3/56* 14/1±3/93 برون ده قلبي (ليتر/ دقيقه)

81/5±2/04* Ɨ 91/9±2/03* 99/6±2/35 حجم ضربهاي
(ميلي ليتر/ ضربه)
71/5±2/14* Ɨ 76/9±2/2 79/9±2/52 تهوية دقيقه اي (ليتر/ دقيقه)
1/7±0/35* Ɨ 1/8±0/38* 2±0/36 حجم جاري (ليتر/تنفس)
41/8±7/*4 41/3±8/31* 39/2±8/21 تعداد تنفس در دقيقه(تنفس/ دقيقه)
1/4±0/61* Ɨ 1/7±0/64* 1/8±0/69 اكسيژن مصرفي
(ليتر/دقيقه)
126/6±9/12* Ɨ 130±9/72 131/9±8/3 فشار خون سيستولي(ميلي متر جيوه)
79/6±9/14* Ɨ 77±9/74 77/1±8/16 فشار خون دياستولي(ميلي متر جيوه)
94/3±8/36 94/5±9/12 94/5±9/12 ميانگين فشار خون(ميلي متر جيوه)
* تفاوت معنادار نسبت به وضعيت بدون موسيقي Ɨ تفاوت معنا دار ميان دو نوع موسيقي

بحث و نتيجه گيري
نتايج پژوهش حاضر نشان داد، گوش دادن به موسيقي تند در دورة بازگشت به حالت اوليه، بلافاصله پس از فعاليت ورزشي وامانده ساز موجب افزايش معنا دار ضربان قلب شركت كنندگان شد، درحالي كه اين تغيير، هنگام گوش دادن به موسيقي كند معنا دار نبود. ساويتا و همكاران (2010) و همچنين مندپارا (2012) گزارش كردند،هر دو نوع موسيقي موجب كاهش معنا دار ضربان قلب بازگشت به حالت اوليه مي شود. در مقابل الياكيم و همكاران (2012) گزارش كردند، گوش دادن به موسيقي موجب تغيير معناداري در ضربان قلب دورة بازگشت به حالت اوليه پس از فعاليت ورزشي نشد (8،18،21). به طور كلي تحقيقات اشاره كرده اند، گوش دادن به موسيقي تند موجب انگيختگي، تحريك سيستم عصبي سمپاتيك و افزايش ضربان قلب مي شود، در مقابل گوش دادن به موسيقي كند از طريق سيستم شنوايي موجب ايجاد آرامش وكاهش فعاليت سيستم عصبي سمپاتيك و در نهايت كاهش ضربان قلب ميشود 6(،3). همچنين نتايج تحقيق حاضر نشان داد، گوش دادن به هر دو نوع موسيقي موجب كاهش معنا دار حجم ضربهاي و برونده قلبي شركت كنندگان شد. برزگر و همكاران (1392) مشاهده كردند، گوش دادن به موسيقي موجب تغيير معنا دار حجم ضربه اي هنگام فعاليت ورزشي نمي شود و موسيقي كند موجب كاهش برون ده قلبي افراد شد، كه احتمالا ريشه در كاهش ضربان قلب هنگام فعاليت ورزشي دارد 2(). همچنين بيرن بام و همكاران (2009) گزارش كردند، گوش دادن به موسيقي تند موجب افزايش برونده قلبي هنگام فعاليت ورزشي از طريق افزايش حجم ضربهاي مي شود 3(). خاطر نشان مي شود در زمينة بررسي تغييرات حجم ضربه اي و برونده قلبي در دورة بازگشت به حالت اوليه پس از فعاليت ورزشي، تحقيقي مشاهده نشد. نتايج پژوهش حاضر نشان ميدهد كه گوش دادن به موسيقي بلافاصله پس از پايان فعاليت ورزشي شديد، كارايي دستگاه قلبي – عروقي را از طريق افزايش ضربان قلب و كاهش حجم ضربه اي، كاهش ميدهد، اما با در نظر گرفتن پايان فعاليت ورزشي و توقف پمپاژ عضلاني خون، بازگشت وريدي كاهش مي يابد و موجب كاهش حجم ضربه اي و به تبع آن افزايش ضربان قلب مي شود. همچنين فعاليت ورزشي شديد، موجب تعريق و ادم ( خيزبافتي) و كاهش حجم خون ميشود. ازاينرو ممكن است افزايش ضربان قلب و كاهش حجم ضربه اي، راهكاري براي مقابله با اين رويداد باشد (9)، كه اين دو مورد مي توانند بهعنوان عوامل مداخله گر، نتايج تحقيق را تحت تأثير قرار دهند. نتايج پژوهش حاضر نشان داد گوش دادن به موسيقي بلافاصله پس از پايان فعاليت ورزشي موجب كاهش تهوية دقيقهاي، حجم جاري و افزايش تعداد تنفس در دقيقه ميشود. در زمينة بررسي تأثير موسيقي بر تهوية دقيقه اي و حجم جاري در دورة بازگشت به حالت اوليه تحقيقي مشاهده شد. يوري (2004) و داويس(1989) گزارش كردند، گوش دادن به موسيقي موجب كاهش معنا دار تعداد تنفسدر دقيقه در دورة بازگشت به حالت اوليه ميشود 6،8 (). به نظر مي رسد علت مغايرت، به تفاوت در اندازه گيري اين متغيرها در دورة بازگشت به حالت اوليه برگردد، به طوري كه اين پژوهش ها به اندازه گيري متغيرها در دورة 30-20 دقيقه اي پس از پايان فعاليت ورزشي پرداختهاند، درحالي كه تحقيق حاضر اين متغيرها را در 2 دقيقه بلافاصله پس از پايان فعاليت سنجيده است. نتايج اين تحقيق نشان داد كه گوش دادن به موسيقي موجب كاهش كارايي دستگاه تنفسي شده است.
در تحقيق حاضر، هنگام گوش دادن به موسيقي در دورة بازگشت به حالت اوليه، اكسيژن مصرفي كاهش معناداري پيدا كرد. همان طور كه اشاره شد، گوش دادن به موسيقي موجب كاهش معنادار برونده قلبي شد. با توجه به معادلة فيك ( 2Q×A-Vo2diff = Vo) كاهش اكسيژن مصرفي ممكن است ناشي از كاهش برونده قلبي باشد. در زمينة بررسي تأثير موسيقي بر اكسيژن مصرفي در دورة بازگشت به حالت اوليه، تحقيقي مشاهده نشد. درحالي كه گزارش شده است، گوش دادن به موسيقي در دورة بازگشت به حالت اوليه موجب كاهش سوخت وساز بدن ميشود 8(). در همين راستا برزگر و همكاران (1392) مشاهده كردند، گوش دادن به موسيقي هنگام فعاليت ورزشي، موجب كاهش اكسيژن مصرفي و نسبت تبادل تنفسي هنگام تمرين و احتمالأ تمايل بيشتر دستگاه متابوليسم به سمت سوخت وساز هوازي ميشود 2(). در مقابل بيرن بام و همكاران (2009) و همچنين تيو و همكاران (2010) گزارش كردند، گوش دادن به موسيقي هنگام فعاليت ورزشي، اكسيژن مصرفي هنگام فعاليت را افزايش ميدهد (3،12). البته دليل اين مغايرتها ممكن است به تفاوت در نوع موسيقي مورد استفاده، تفاوت پروتكل هاي تمريني و زمان اندازه گيري متغيرها (پيش از تمرين، حين تمرين يا پس از پايان فعاليت ورزشي) برگردد. به علاوه نشان داده شد، گوش دادن به موسيقي تند بلافاصله پس از پايان فعاليت ورزشي موجب كاهش معنادار فشار خون سيستول و دياستول شد، اين در حالي است كه فشار خون متوسط شركت كنندگان تغيير معنا داري نشان نداد. در مقابل گوش دادن به موسيقي كند تغيير معناداري در فشار خون ايجاد نكرد. پژوهش هاي مشابه در اين زمينه گزارش كرده اند، گوش دادن به موسيقي در دورة بازگشت به حالت اوليه موجب كاهش معنادار فشار خون شده است (11،13،18). به خوبي ثابت شده است، سيستم عصبي سمپاتيك نقش عمده اي در تنظيم فشار خون دارد. بهنظر ميرسد گوش دادن به موسيقي تند به علت ايجاد حالت هيجاني، با تأثير بر سيستم عصبي سمپاتيك، از طريق سيستم شنوايي، موجب تغيير در فشار خون شود3،6 (). به طور كلي دليل تناقض در نتايج پژوهشها ممكن است ناشي از تفاوت در موسيقيهاي مورد استفاده، تفاوت در پروتكلهاي تمريني مورد استفاده و تفاوت شركت كنندگان (جنس، سطح آمادگي جسماني و …) باشد.
در پايان محققان پيشنهاد مي كنند تحقيقي در زمينة پژوهش حاضر انجام گيرد و با رفع محدوديتهاي پژوهش حاضر، تأثير موسيقي را بر پاسخهاي فيزيولوژيك در دورههاي بازگشت به حالت اولية فعال بررسي كنند.
همچنين پيشنهاد مي شود، تحقيقي در زمينة پژوهش حاضر به بررسي پاسخ ها در دوره هاي زماني مختلف بازگشت به حالت اوليه، كه از محدوديتهاي پژوهش حاضر است، بپردازد.
نتيجه گيري نهايي
به طور كلي نتايج تحقيق حاضر نشان داد، گوش دادن به موسيقي در دورة بازگشت به حالت اوليه، بلافاصله پس از پايان فعاليت ورزشي شديد، موجب كاهش كارايي دستگاه قلبي- تنفسي شركت كنندگان مي شود. ازاينرو پيشنهاد مي شود، در اين بازة زماني (نخستين دقايق پس از پايان فعاليت ورزشي شديد) براي بازگشت به حالت اولية بهينه، از موسيقي استفاده نشود.

منابع و مĤخذ
Augustin P, Hains AA. (1996). “Effect of music on ambulatory surgery patients’ preoperative anxiety”. J of AORN. VOL: 6. No 63. pp: 753-758.
Barzegar H. (2013). “The effect of external intervention (music) on cardiovascular and metabolic responses during incremental exercise in
non-athlete men” . [Dissertation]. (MS). Tehran: university of Tehran.
Birnbaum L, Boone T, Huschle B. (2009). “Cardiovascular responses to music tempo during steady-state exercise”. J of Exercise Physiology. VOL:
8. No 12. pp: 50-56.
Copland B L, Franks B D. (1991). “Effects of type and intensities of
background music on treadmill endurance”. Sport medicine and physical
fitness”. VOL: 3. No 1. pp: 100-103.
Crust L. (2004). “Carry-over effects of music in an isometric muscular endurance task”. J of Percept Mot Skills. VOL: 7. No 98. pp: 985-991.
Davis WB, Thaut MH. (1989). “The influence of preferred relaxing music on measures of state anxiety, relaxation, and physiological responses”. J of Music Therapy”. VOL: 9. No 26. pp: 168-187.
Edward A, Roth W, Susan W. (2004). “The rhythm of recovery”. J of music therapy”. VOL: 11. No 5. pp: 52-56.
Eliakim M, Bodner E, Eliakim A, Nemet D, Meckel Y. (2012). “Effect of motivational music on lactate levels during recovery from intense exercise”. J of Strength Cond Res. VOL: 1. No 26. pp: 80-6.
Forjaz C L M, Matsudaira Y, Rodrigues F B, Nunes N , Negrao C E. (1998). “Post-exercise changes in blood pressure, heart rate and rate pressure product at different exercise intensities in normotensive humans”. Brazilian J of Medical and Biological Research”. VOL: 10. No 31. pp: 1247-1255.
Fox EL, Mathews DK. (1981). “The physiological basis of physical education and athletics”. Saunders College Pub.
Gayini A A, Zafari A. (2003). “A comparison of two recovery programs (active and passive) on the changes in blood lactate due to a vigorous, exhausting exercise”. Tehran: Intl J of Sport Std. VOL: 1. No 2. pp: 58-63.
Hojatolah Nikbakht. Rosa Ghavam Bakhtiar. Mohammad V. Mousavi. (2012). “The Effect of Relaxing Music on Changes in Heart Rate and Blood Pressure during Recovery after a Vigorous Exercise in Young Female Athletes”. Int J of Sport Studies. VOL: 1. No 2. pp: 58-63.
Karageorghis C I, Denis A, Mouzourides D P, et al. (2009). “Psychophysical and Ergogenic Effects of Synchronous Music during Treadmill Walking”. J of Sport & Exercise Psychology”. VOL: 4. No 31. pp: 18-36.
Karageorghis C I, Terry PC. (1997). “The psychophysical effects of music in sport and exercise: a review. J of sport Behavior”. VOL: 2. No 20. pp: 54-68.
Lee D, Henderson A, Shum D. (2004). “The effect of music on pre procedure anxiety in Hong Kong Chinese day patients”. J of Clin Nurs.
VOL: 1. No 13. pp: 297-303.
Mackey M, Rocker L, Stork T. (1994). “Immediate physiological responses of healthy volunteers to different types of music: cardiovascular, hormonal and mental changes”. Eur J of Appl Physiol Occup Physiol”. VOL: 7. No 68. pp: 451-459.
Masters KS, Ogles BM. (1998). “Associative and dissociative cognitive strategies in exercise and running: 20y later, what do we know?”. J of Sport Phychol. VOL: 8. No 12. pp: 253-270.
Mendpara Samir. (2012). “Effect of Music on Post-Exercise Recovery in Young Adults”. Indian J of Physiol Pharmacol. VOL: 2. No 5. pp: 41-42.
Mohammadizade A. (2001).”Music therapy”.Tehran: Asrare danesh.[Persian]
Orem J, Trotter RH. (1994). ” Behavioral control of breathing”. J of Physiol Sci. VOL: 1. No 9. pp: 228-232.
Savitha D, Mallikarjuna Reddy N. (2010). “Chythra Rao”. Effect of different musical tempo on post-exercise recovery in young adults”. Indian J of physiol pharmacol. VOL: 9. No 54. pp: 32–36.
Shea SA. (1996). “Behavioral and arousal-related influences on breathing in humans”. J of Exp Physiol. VOL: 5. No 81. pp: 1-26.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Sheila V J, Laura H, Larry C L. (1997). “Estimation of Mixed Venous PCO2 for Determination of Cardiac Output”. J of Chest. VOL: 2. No 11. pp: 474480.
Szabo A, Small A, Leigh M. (1999). “The effect of slow-and fast-rhythm classical music on progressive cycling to voluntary physical exhaustion”. J of Sports Med Phys Fit. VOL: 6. No 39. pp: 220-225.
Szmedra L, Bacharach DW. (1998). “Effects of music on perceived exertion, plasma lactate, norepinephrine and cardiovascular hemodynamics during treadmill running”. J of Sports Med. VOL: 9. No 19. pp: 32-37.
Tenenbaum G. (2001). “A Social- cognitive Perspective of exertion and exertion tolerance” .In: RN. Singer, Hausenblas H and Janelle C, Editors, Handbook of sport psychology, Wiley, New York. VOL: 3. No 5. pp: 810-820.
That MH, Kenyon GP, Schauer ML. (1999). “The connection between rhythmicity and brain function: implications for therapy of movement disorders”. J of IEEE Eng Med Biol Mag. VOL: 5. No 18. pp: 101- 108.
Thaut M, Rathbun J, Miller R. (1998). “Music versus metronome timekeeper in a rhythmic motor task”. J of Arts Med. VOL: 1. No 5. pp: 4-12.
Thornby MA, Haa s F, Axen K. (1995). “Effect of distractive auditory stimuli on exercise tolerance in patients with COPD”. J of Chest. VOL: 8. No 107. pp: 1213-1217.
Tiev M, Ann M, Swank R, Robert J, Barbara W. (2010). “Effect of music and dialogue on perception of exertion, enjoyment, and metabolic responses during exercise”. J of Fitness. VOL: 4. No 2. pp: 45-52.


پاسخ دهید