نتايج و يافته هاي تحقيق
نتايج پيش آزمون، پس آزمون و درصد تغييرات به تفكيك گروهها در جدول 3 نشان داده شده است. سه گروه در پيش آزمون اختلاف معناداري نداشتند (05/0 >P).
گروه هاي پلايومتريك و تركيبي به ترتيب در آزمون هاي دو سرعت 5 متر (6/1=ES ،97/5 – درصد، 1= ES،87/3- درصد)، دو سرعت 10 متر (9/0=ES ،05/4 – درصد، 5/0=ES ،33/2- درصد)، دو سرعت 20 متر (55/0= ES،64/2- درصد، 3/0=ES ،64/1- درصد)، چابكي (17/2= ES=5/85،%- 8/99، ES، 50/7 -ا)، ES=0/75 ،%12/95، ES=0/36) CMJ،30/7%)، بوسكو 5 ثانيه (66/0=ES ،08/14%،
93/0=ES ،44/13% ) بهبود معناداري را نشان دادند. آمپلي تود عضلة پهن جانبي تنها در گروه پلايومتريك
(22/1=ES،54/36 درصد) و آمپلي تود عضلة پهن داخلي تنها در گروه تركيبي (38/0=ES ،06/15 درصد) افزايش معناداري را نشان دادند. گروه كنترل تنها در آزمون چابكي (75/3=ES ،72/4 – درصد) بهبود معناداريرا نشان داد.

جدول 3. داده هاي توصيفي آزمونهاي عملكردي قبل و بعد از تمرين و سطح معناداري
(ميانگين و انحراف معيار)
ارزش P درصد تغييرات پسآزمون پيشآزمون گروه متغير
0/002
0/041
0/66 – 5/97
3/87
0/75 1/26 ± 0/02
1/24± 0/05
1/31 ± 0/07 1/34 ± 0/05
1/29± 0/05
1/32 ± 0/08 پلايومتريك تركيبي كنترل سرعت 5 متر (ثانيه)
0/013
0/023
0/70 – 4/05
2/33
0/91 2/13± 0/05
2/09 ± 0/08
2/16± 0/07 2/22± 0/1
2/14 ± 0/1
2/18± 0/1 پلايومتريك تركيبي كنترل سرعت 10 متر (ثانيه)
0/027
0/001
0/48 2/64
1/64
0/81 3/68 ± 0/12
3/58 ± 0/19
3/73± 0/15 3/78 ± 0/18
3/64 ± 0/2
3/70 ± 0/2 پلايومتريك تركيبي كنترل سرعت 20 متر (ثانيه)

0/001
0/001
0/014 – 8/99
7/50
5/40 5/06± 0/19
5/05± 0/3
5/25± 0/17 5/56± 0/23
5/46 ± 0/07
5/55± 0/08 پلايومتريكتركيبي كنترل چابكي (ثانيه)
0/041
0/024
0/97 12/95
7/30
– 0/13 31/22± 8/02
24/69 ± 1/83
22/11 ± 2/05 27/64± 9/71
23/01 ± 2/25
22/14 ± 2/86 پلايومتريكتركيبي كنترل CMJ (سانتي متر)
0/043
0/025
0/59 14/08
13/44
1/78 37/5± 7/72
32/57 ± 4/15 33± 5/77 32/87± 6/93
28/71 ± 4/15
32/42± 6/97 پلايومتريكتركيبي كنترل بوسكو 5 ثانيه (وات بركيلوگرم)
جدول 4. داده هاي توصيفي آزمونهاي الكتروفيزيولوژي قبل و بعد از تمرين و سطح معناداري
(ميانگين و انحراف معيار)
سطح

معناداري درصد تغييرات پس آزمون پيش آزمون گروه متغير
0/05
0/34 0/68 36/54
5/02
6/19 392/31± 80/76
372/95 ± 124/13
251/3± 110/04 287/32± 85/95
356/05 ± 145/73
236/65 ± 42/37 پلايومتريكتركيبي كنترل EMG عضلة
پهن جانبي
(ميكروولت)
0/49
0/019
0/53 – 8/16
15/06
– 7/94 280/68± 72/27
251/64 ± 89/52
227/42± 87/69 305/63± 57/60
218/7 ± 84/99
247/04± 77/9 پلايومتريكتركيبي كنترل EMG عضلة
پهن داخلي
(ميكروولت)
0/53
0/29 0/24 1/05
1
3/98 25/02± 0/64
26/24± 1/44
26/12± 2/19 24/76± 1/83
25/98 ± 1/6
25/21± 2/11 پلايومتريك

تركيبي كنترل رفلكس هافمن
(هزارم ثانيه)

بحث و نتيجه گيري
در پژوهش حاضر به مقايسة تمرين پلايومتريك و تركيب پلايومتريك و دو سرعت بر عملكرد و فعاليت عصبي عضله در بازيكنان نوجوان فوتبال پرداخته شد. پيشرفت هاي معناداري در سرعت 5، 10 و 20 متر، چابكي،CMJ و توان در دو گروه پلايومتريك و تركيبي مشاهده شد. همچنين، آمپلي تود عضلة پهن جانبي در گروه پلايومتريك و آمپلي تود عضلة پهن داخلي در گروه تركيبي افزايش معناداري را نشان دادند. گروه كنترل تنها در چابكي پيشرفت معناداري را نشان داد. تفاوت معناداري در بهبود ارتفاع پرش و افزايش آمپلي تود گروه پلايومتريك نسبت به گروه كنترل مشاهده شد. تغييرات گروه تركيبي تفاوت معناداري با گروه كنترل نشان نداد.
به هر حال، تغييرات گروه پلايومتريك و تركيبي تفاوت معناداري با هم نداشتند.
تا آنجا كه ميدانيم پژوهشي اثر تمرين پلايومتريك را با تركيب پلايومتريك و دو سرعت مقايسه نكردهاست. اين مسئله مقايسة نتايج را مشكل مي كند. چندين پژوهش قبلي نشان دادند كه تمرين پلايومتريكبه دليل استفاده از چرخة كشش كوتاه شدن مي تواند توانايي دويدن سريع را افزايش دهد (5). پژوهش حاضربهبود دو سرعت در مسافتهاي 10،5 و 20 متر را نشان داد. كاهش معنادار در زمان دو سرعت 5 متر (97/5 -درصد) و 10 متر (05/4-درصد) 20 متر (64/2-درصد) نشان دهندة كارايي برنامة پلايومتريك براي بهبود اعمالانفجاري ويژه بود. درصد تغييرات در عملكرد شتاب اوليه بعد از دورة تمرين در پژوهش حاضر مطابق يافته هايقبلي در شتاب اوليه در نوجوانان است (22). دي ويلاريال و همكاران (2012) در فراتحليلي نشان دادند كه تمرين پلايومتريك ميتواند اجراي دو سرعت را بهبود بخشد (9). مك دونالد و همكاران (2012) افزايش دو سرعت (10 درصد) در مسافت 5 تا 10 متر در نتيجة شش هفته تمرين پلايومتريك را نشان دادند (17). سزار و همكاران (2009) بهبود زمان دو سرعت 10 متر را در بازيكنان نزديك بلوغ فوتبال در پي هشت هفته تمرين پلايومتريك نشان دادند. سوهايل و همكاران (2010) كاهش معناداري را در زمان دو سرعت 5 متر در بازيكنان بالغ فوتبال در پي هشت هفته تمرين پلايومتريك در فصل مسابقات نشان دادند (5). تغييرات گروه پلايومتريك نسبت به گروه كنترل معنادار نبود. در مقابل كيوين و همكاران (2009) اثر دو شيوة تمرين پلايومتريك را بر سرعت 5، 10، 15 و 20 متر در بازيكنان بالغ فوتبال بررسي كردند كه تغيير معناداري مشاهده نشد (28). هيرو و همكاران نيز تغيير معناداري در دو 20 متر سرعت با تمرين پلايومتريك نشان ندادند (5). سواز و همكاران (2012) بهبود معناداري را در عملكرد دو سرعت در پي هفت هفته تمرين پلايومتريك مشاهده نكردند (26).
همچنين ماركوويچ و همكاران (2007) بهبودي در دو 20 متر سرعت با تمرين پلايومتريك را نشان ندادند كه برنامة تمريني پژوهش حاضر بسيار مشابه برنامة آنها بود. اين اختلافات ممكن است بهدليل تفاوت در سطح آمادگي آزمودنيها (دانشجويان تربيت بدني در مقابل بازيكنان فوتبال) باشد. عامل ديگري كه بايد اضافه كرد، اين است كه احتمالاً در بازيكنان نوجوان به دليل پايين بودن توانايي مهارتي، فشار جسماني زيادي به بازيكنان در زمان بازي فوتبال وارد نمي شود، بنابراين تمرين پلايومتريك مي تواند اثر بيشتري بر اين گروه داشته باشد.
تمرين پلايومتريك بهطور متداول به منظور اثر بر اجراي دو سرعت با تمرين وزنه، تمرين ويژة رشتههاي ورزشي و تحريك الكتريكي تركيب شده است. در صورت تركيب تمرين پلايومتريك با تمرين وزنه (6 تا 12 هفته) اجراي دو سرعت از 2/0 تا 3 درصد بهبود داشته است (19) كه نتايج اين پژوهش در بهبود دو 5، 10 و 20 متر در گروه تركيبي با نتايج پژوهش هايي پيشين كه از تمرين تركيبي پلايومتريك و وزنه استفاده كرده بودند،مطابق است. به هر حال، مقدار تغييرات دو سرعت گروه تركيبي با گروه پلايومتريك متفاوت نبود. شايان توجهاست كه استفاده از كفشهاي ورزشي Meridian Elyte طي تركيب تمرين پلايومتريك و دو سرعت اثر مثبتيبر اجراي دو سرعت ورزشكاران داشته است (23). پژوهش مروري ماركوويچ و همكاران (2010) و فراتحليل ديويلاريال (2012) نشان ميدهد كه تمرين پلايومتريك به تنهايي، به همان خوبي تركيب وزنه و پلايومتريكاجراي دو سرعت را بهبود ميبخشد كه نتايج يافته هاي پژوهش ما اين يافته ها را تأييد ميكند.
آزمون چابكي در پژوهش حاضر به دليل زمان كوتاه (4 تا 5 ثانيه) انتخاب شده بود. پژوهش هاي پيشين در بازيكنان بالغ و نزديك بلوغ از آزمونهاي چابكي متفاوتي استفاده كرده بودند، كه 7 تا 19 ثانيه طول ميكشيد وكل مسافت طيشده 40 تا 50 متر بود كه براي فوتبال مناسب بهنظر نمي رسد (22). هر سه گروه كاهش معناداري در زمان آزمون چابكي نشان دادند (گروه پلايومتريك 99/8 – درصد، تركيبي50/7 – درصد و كنترل 4/5 – درصد). ميزان تغييرات بين گروه ها معنادار نبود.كاهش زمان آزمون چابكي در گروه كنترل ممكن است بهدليل اثر تمرين مهارتي فوتبال يا اثر يادگيري باشد، بهدليل اينكه چابكي به غير از جنبة بدني يك جنبة شناختي ( فرايند تصميم گيري) را نيز شامل ميشود (19). بايد خاطر نشان كرد كه در پژوهش حاضر يك دوره آشناسازي قبل از پيش آزمون انجام گرفته بود. پژوهش ديگري از اين تست چابكي استفاده كرده بود (22) كه نتايج ما در بهبود زمان آزمون چابكي (99/8- درصد) در گروه پلايومتريك با نتايج آنها (6/9 – درصد) مطابق بود. بيشتر حركات چابكي نيازمند انتقال سريع عمل درونگراي عضله به برونگرا در عضلات بازكنندة پاست (عملكرد چرخة كشش كوتاه شدن عضله). بنابراين، اظهار شده است كه تمرين پلايومتريك مي تواند زمان تماس پا با زمين را از طريق برونده نيروي عضلاني و كارايي حركت كاهش دهد، از اين رو تأثير مثبتي بر اجراي چابكي دارد.
بيشتر پژوهشهاي قبلي بهبود در اجراي چابكي را نشان دادند كه دامنة اين بهبودها از 5/1 تا 2/10 درصد بوده است (19). زماني كه پلايومتريك با تمرين وزنه و تمرين ويژة رشتههاي ورزشي تركيب مي شود، بهبودهاي نسبتا مشابهي (7/2 تا 6/7 درصد) نسبت به تمرين پلايومتريك به تنهايي حاصل مي شود (19) كه نتايج ما در گروه تركيبي اين يافتهها را تأييد ميكند.
در آزمون هاي تواني شامل CMJ و بوسكو 5 ثانيه، گروه پلايومتريك و تركيبي افزايش معناداري را نشان دادند. فراتحليلي به تازگي نشان داده كه تمرين پلايومتريك اثر بيشتري بر CMJ نسبت به پرش از حالت اسكات دارد كه پژوهش ماركوويچ و همكاران (2010) اين يافته ها را تأييد كرده است (19). بررسي هاي تمرينپلايومتريك در نوجوانان نيز اين يافتهها را تأييد ميكند (22). تمرين پلايومتريك منحصراً بر چرخة كششكوتاه شدن عضله استرس وارد مي كند و فعاليتهاي انفجاري در فوتبال اغلب به انقباض عضلاني درگير درچرخة كشش كوتاه شدن نياز دارند (22). از اينرو، در پژوهش حاضر آزمون هاي تواني كه اين چرخه را درگيرمي كند، مورد توجه قرار گرفته بود. افزايش در ارتفاع CMJ در گروه پلايومتريك (95/12 درصد) با نتايج قبليبعد از تمرين پلايومتريك در نوجوانان مطابق بود (22). سزار و همكاران (2009) افزايش در ارتفاع CMJ در پيهشت هفته تمرين پلايومتريك در بازيكنان نزديك بلوغ را نشان دادند. جانسون و همكاران (2011) در پژوهشي مروري نشان دادند تمرين پلايومتريك ارتفاع پرش كودكان 7 تا 14 ساله را افزايش مي دهد (16). همچنين، مك كي و هنسچك (2012) نشان دادند كه تمرين پلايومتريك عملكرد حركتي (مانند پرش) را در كودكان قبل از بلوغ بهبود مي بخشد (21). ميزان تغييرات گروه پلايومتريك در ارتفاع CMJ نسبت به گروه كنترل معنادار بود (007/0 ≤P). به طور عمده در برنامة آماده سازي ورزشكاران پلايومتريك با ديگر روش هاي تمريني، اغلب تمرين با وزنه تركيب مي شود (19). ماركوويچ و همكاران در پژوهش مروري (2010) نشان دادند كه تركيب پلايومتريك و وزنه تأثير بيشتري نسبت به تمرين پلايومتريك تنها بر اجراي پرش عمودي دارد. به دنبال تركيب پلايومتريك و وزنه ميانگين بهبود CMJ 8/7 درصد مشاهده شده بود، درحالي كه ميانگين بهبود زماني كه پلايومتريك به تنهايي بهكار گرفته شده بود، 9/6 درصد بوده است. تغييرات گروه تركيبي در ارتفاع CMJ (30/7 درصد) نسبت به گروه پلايومتريك متفاوت نبود. نتايج پژوهش حاضر با يافتههاي ماركوويچ و همكاران مغاير است. متفاوت نبودن ارتفاع CMJ گروه تركيبي و پلايومتريك شايد بهدليل مشابه بودن تمرين پلايومتريك و دو سرعت و همچنين برابري نسبي حجم اين دو برنامة تمريني باشد. هر سه گروه پژوهش حاضر در آزمون بوسكو 5 ثانيه افزايش داشتند كه اين افزايش فقط در گروه پلايومتريك (08/14 درصد) و تركيبي (44/13 درصد) معنادار بود. به هر حال، تغييرات آزمون بوسكو 5 ثانيه در سه گروه تفاوت معناداري با هم نداشت. تا آنجا كه مي دانيم، اين اولين پژوهشي است كه تأثير تمرين پلايومتريك و تركيب پلايومتريك و دو سرعت را بر آزمون بوسكو 5 در بازيكنان نزديك بلوغ فوتبال بررسي ميكند. تمرين پلايومتريك موجب افزايش نسبي توان عضلاني از دامنة 4/2 تا 3/31 درصد مي شود. بيشتر پژوهش ها در زمينة مقايسة پلايومتريك با تركيب پلايومتريك و وزنه، تغيير نسبي بيشتري در توان بعد از تركيب پلايومتريك و وزنه گزارش كردهاند. نتايج پژوهش حاضر در گروه تركيبي با اين پژوهش ها كه تركيب پلايومتريك و وزنه را بهكار گرفته بودند، مطابق نبود. اين تفاوت شايدبه دليل ماهيت مشابه روش تمرين پلايومتريك و دو سرعت باشد. در پژوهش حاضر هر سه گروه در فعاليتعصبي عضلة پهن جانبي افزايش داشتند كه اين افزايش تنها در گروه پلايومتريك معنادار بود. آمپلي تود سيگنالEMG در گروه پلايومتريك 54/36 درصد، تركيبي 02/5 درصد و در گروه كنترل 19/6 درصد افزايش داشت كهافزايش گروه پلايومتريك نسبت به گروه كنترل معنادار بود (046/0 ≤P). فعاليت عصبي در عضلة پهن داخليتنها در گروه تركيبي افزايش معنادار را نشان داد (019/0 ≤P). نتايج ما با يافتههاي قبلي كه گزارش كرده بودندتركيب تمرين پلايومتريك و قدرتي موجب افزايش معناداري در فعاليت عضلة بازكنندة پا در حداكثر انقباض ايزومتريك مي شود، همسوست (14، 13)، ولي با گزارش كايرولاينن و همكاران (2005) كه نشان دادند تمرين پلايومتريك به طور معناداري حداكثر انقباض ارادي و فعاليت عضلاني پلانتار فلكسورها را افزايش ميدهد، اما بر بازكننده هاي زانو تأثير ندارد، مغاير است (19). در پژوهش حاضر تمرين پلايومتريك فعاليت عصبي عضلة پهن جانبي و تمرين تركيبي فعاليت عصبي عضلة پهن داخلي را افزايش داد. تا آنجا كه مي دانيم هيچ پژوهشي چنين تغييراتي را گزارش نكرده است كه ممكن است به دليل ماهيت برنامة تمرين اجرا شده باشد كه بيشتر عضلة پهن جانبي يا پهن داخلي را درگير كرده باشد و واحدهاي حركتي بيشتري فراخوان شده باشند. تغييرات در آمپلي تود EMG كه در پژوهش حاضر بررسي شد، ممكن است به تغييرات در تحريك اعصاب مركزي يا فاكتورهاي عضلاني مربوط باشد كه اين تغييرات شبكة تحريك عصبي به عضله را افزايش مي دهد (12). توضيح ساده در مورد اثر تمرين بر آمپليتود EMG احتمالا اين است كه تمرين موجب فراخواني واحدهاي حركتي بيشتر يا شليك عصبي سريع تر مي شود (12، 1). در پژوهش حاضر، درصد تغييرات عملكردي گروه پلايومتريك و تركيبي در دو سرعت 5، 10 و 20 متر، چابكي، CMJ، توان و قدرت همسو با افزايش معنادار در SEMG عضلة پهن جانبي (گروه پلايومتريك) و پهن داخلي (گروه تركيبي) است كه نشان ميدهد افزايش فعاليت عصبي عضله در بهبود عملكرد بازيكنان نقش دارد.
رفلكس هافمن در هر دو گروه تمريني تغيير معناداري نشان نداد. روس و همكاران (2001) اظهار كردند كه تمرين سرعتي و تواني رفلكس هافمن را از طريق كاهش فعالسازي نورون حركتي به دليل تغيير در مهار پيشسيناپسي يا افزايش تبديل واحد حركتي كند به تند كاهش مي دهد. ويت و همكاران (1998) تغييرات در بازتاب هافمن را در پي چهار هفته تمرين جهشي بررسي كردند كه به طور چشمگيري رفلكس هافمن طي جهش كاهش پيدا كرده بود (31). آلميدا و همكاران (1996) نيز كاهش در دامنة رفلكس هافمن و درصد تارهاي كند
تنش را نتيجة تمرين تداخلي پلايومتريك بيان كردند (25) با وجود تناقضات در پژوهشهاي صورتگرفتهكورمي و همكاران (2011) در پژوهشي مروري اعلام كردند كه حركات چرخة كشش كوتاه شدن يك رفلكسكششي را فراخواني ميكنند كه به افزايش نيروي عضلاني در خلال مرحلة كانسنتريك كمك ميكند، همچنينتمرين پلايومتريك موجب بهبود فعال سازي رفلكس كششي مي شود (7). عدم تغيير در رفلكس هافمن درپژوهش حاضر ممكن است به دليل اندازهگيري آن در زمان استراحت باشد. اگارد و همكاران (2002) نشان دادندكه رفلكس هافمن بين ورزشكاران استقامتي و تواني در زمان استراحت احتمالاً بهدليل افزايش مهار پيش سيناپسي متفاوت نيست و به همين منظور رفلكس هافمن بايد در انقباض واقعي اندازه گيري شود كه احتمالاً مهار پيش سيناپسي كاهش مي يابد (2).
نتايج پژوهش حاضر نشان داد كه تمرين پلايومتريك و تركيب پلايومتريك و دو سرعت در كوتاه مدت اثر مشابهي بر عملكرد بازيكنان نوجوان فوتبال دارد و اين سازگاري هاي ناشي از تمرين پلايومتريك و تركيب پلايومتريك و دو سرعت هدفمند كه به احتمال زياد منشأ عصبي دارد، به فراخواني واحدهاي حركتي بيشتر و شليك عصبي سريعتر مربوط است، اگر در برنامة تمريني فوتباليست هاي نوجوان گنجانده شود، پيامدهاي عملكردي مثبتي بههمراه خواهد داشت.
منابع و مĤخذ

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1.Aagaard P.(2004). “Making muscles stronger: Exercise, nutrition, drugs”.
Journal of Musculoskeletal Neuronal Interactions,Vol4 NO,2:pp:165-74.
2.Aagaard P, Simonsen EB, Andersen JL, Magnusson P, Dyhre-Poulsen P (2002).”Neural adaptation to resistance training: Changes in evoked Vwave and H-reflex responses”. Journal of Applied Physiology,Vol92 NO,6: pp:2309-18.
3.Bosco C, Luhtanen P, Komi PV(1983). “A simple method for measurement of mechanical power in jumping”. European Journal of Applied Physiology and
Occupational Physiology,Vol50NO,2: pp:273-82.
4.Castagna C, D’Ottavio S, Abt G(2003).”Activity Profile of Young Soccer Players During Actual Match Play”. Journal of Strength and Conditioning
Research,Vol17NO,4: pp:775-80.
5.Chelly MS, Ghenem MA, Abid K, Hermassi S, Tabka Z, Shephard RJ(2010). “Effects of in-season short-term plyometric training program on leg power, jump-and sprint performance of soccer players”. Journal of Strength and
Conditioning Research,Vol24NO,10: pp:2670-6.
6.Chimera NJ, Swanik KA, Swanik CB, Straub SJ (2004). “Effects of Plyometric Training on Muscle-Activation Strategies and Performance in Female
Athletes”. Journal of Athletic Training,Vol39NO,1: pp:24-31.
7. Cormie P, Mcguigan MR, Newton RU. (2011). “Developing Maximal Neuromuscular Power”. Sports Medicine, Vol41NO,1: pp:17-38.
8.Cronin JB, Hansen KT(2005).”Strength and power predictors of sports speed”. Journal of Strength and Conditioning Research,Vol 19NO,2: pp:349-57.
9.De Villarreal ES, Requena B, Cronin JB (2012). “The effects of plyometric training on sprint performance”. A meta-analysis. Journal of Strength and
Conditioning Research,Vol 26NO,2: pp:575-84.
10. Diallo, O. Dore, E. Duche P, et al (2001).”Effects of plyometric training followed by a reduced training program on physical performance in prepubescent soccer players”. J Sports Med Phys Fitness,Vol 41: pp:342-8.
11.Fauth ML, Petushek EJ, Feldmann CR, Hsu BE, Garceau LR, Lutsch BN, et al (2010).”Reliability of surface electromyography during maximal voluntary isometric contractions, jump landings, and cutting”. Journal of Strength and
Conditioning Research,Vol 24NO,4: pp:1131-7.
12.Felici F(2006).”Neuromuscular responses to exercise investigated through surface EMG”. Journal of Electromyography and Kinesiology,Vol 16NO,6: pp:578-85.
13.Hakkinen K, Komi PV, Alen M (1985). “Effect of explosive type strength training on isometric force- and relaxation-time, electromyographic and muscle fibre characteristics of leg extensor muscles”. Acta Physiologica
Scandinavica,Vol125NO,4: pp:587-600.
14.Hakkinen K, Pakarinen A, Kyrolainen H, Cheng S, Kim DH, Komi PV (1990). “Neuromuscular adaptations and serum hormones in females during prolonged power training”. International Journal of Sports Medicine,Vol 11NO,2: pp:91-8.
15.Holtermann A, Roeleveld K, Engstrøm M, Sand T (2007). “Enhanced H-reflex with resistance training is related to increased rate of force development”.
European Journal of Applied Physiology,Vol 101NO,3: pp:301-12.
16.Johnson BA, Salzberg CL, Stevenson DA (2011). A systematic review: “Plyometric training programs for young children”. Journal of Strength and
Conditioning Research,Vol25NO,9: pp:2623-33.
17.MacDonald CJ, Lamont HS, Garner JC (2012). “A comparison of the effects of 6 weeks of traditional resistance training, plyometric training, and complex training on measures of strength and anthropometrics”. Journal of
Strength and Conditioning Research, Vol26NO,2: pp:422-31.
18.Markovic G, Jukic I, Milanovic D, Metikos D (2007). “Effects of sprint and plyometric training on muscle function and athletic performance”. Journal of Strength and Conditioning Research,Vol 21NO,2: pp:543-9.
19.Markovic G, Mikulic P (2010). “Neuro-musculoskeletal and performance adaptations to lower-extremity plyometric training”. Sports Medicine,Vol
40NO,10: pp:859-95.
20.McCarthy JP, Wood DS, Bolding MS, Roy JLP, Hunter GR (2012). “Potentiation of concentric force and acceleration only occurs early during the stretchshortening cycle”. Journal of Strength and Conditioning Research,
Vol26NO,9: pp:2345-55.
21.McKay D, Henschke N (2012).” Plyometric training programmes improve motor performance in prepubertal children”. British Journal of Sports
Medicine,Vol 46NO,10: pp:727-8.
22.Meylan C, Malatesta D (2009). “Effects of in-season plyometric training within soccer practice on explosive actions of young players”. Journal of strength and conditioning research / National Strength & Conditioning Association,Vol 23NO,9: pp:2605-13.
23.Ratamess NA, Kraemer WJ, Volek JS, French DN, Rubin MR, Gómez AL, et al (2007). “The effects of ten weeks of resistance and combined plyometric/sprint training with the Meridian Elyte athletic shoe on muscular performance in women”. Journal of Strength and Conditioning
Research,Vol 21NO,3: pp:882-7
24.Rimmer E, Sleivert G (2000).” Effects of a Plyometrics Intervention Program on Sprint Performance”. Journal of Strength and Conditioning
Research,Vol 14NO,3: pp:295-301.
25.Ross A, Leveritt M, Riek S (2001). “Neural influences on sprint running training adaptations and acute responses”. Sports Medicine,Vol 31NO,6:
pp:409-25.
26.Sáez de Villarreal E, Requena B, Izquierdo M, Gonzalez-Badillo JJ(2012). ” Enhancing sprint and strength performance: Combined versus maximal power, traditional heavy-resistance and plyometric training”. Journal of
Science and Medicine in Sport,Vol 705: p:5.
27.Stølen T, Chamari K, Castagna C, Wisløff U (2005). “Physiology of soccer: An update”. Sports Medicine,Vol35NO,6: pp:501-36.
28.Thomas K, French D, Hayes PR (2009). “The effect of two plyometric training techniques on muscular power and agility in youth soccer players”. Journal of Strength and Conditioning Research,Vol 23NO,1: pp:332-
5.


پاسخ دهید