(ml/kg/min) گروه كنترل 30/3 ±58/50 21/3 ±11/51 گروه تمريني 22/71 ±5/812 59/74 ±33/856 Tmax(s) گروه كنترل 25/51 ±33/833 14/48 ±33/841
vVO2max گروه تمريني 39/0 ±9/4 24/0 ±16/5
(km/h) گروه كنترل 32/0 ±1/5 25/0 ±16/5

بحث و نتيجهگيري
نتايج پژوهش نشان داد كه پس از مداخلة تمريني يكماهه، ميانگين بازيكنان به مقدار 73/2 1-min 1-ml.kg يا 5/5 درصد افزايش داشت كه با احتساب اين افزايش، ميانگين VO2max از مقادير 65/4 ± 14/49
1-ml.kg-1 ،min در زمان پيشآزمون به 87/51 ± 13/5 ml.kg-1.min-1 در پايان مداخلة تمريني رسيد. در تحقيقي ديگر كه در مدت هشت هفته با چهار دورة چهار دقيقهاي دويدن با سه دقيقه استراحت فعال در بين دورهها انجام گرفت. 6/6 درصد افزايش در VO2max بازيكنان غيرنخبه ايجاد شد (9). در مورد سازوكار افزايش VO2max گفته شده كه آن، نميتواند به علت تغييرات هموگلوبين باشد، زيرا احتمالاً بيتغيير بوده و احتمالاً سازگاريهاي عصبي – عضلاني و تغييرات ساختاري خود فيبر عضلاني موجب افزايش VO2max شده است (20). اما در مورد عوامل ديگر وابسته به VO2max گزارش شده در دوندگان، Tmax و vVO2max به مقدار
95 درصد تغييرپذيري عملكرد را در 1500 متر دويدن توجيه ميكند. بهعلاوه، عنوان شده در دوندگان استقامتي تمرينكرده، اگرچه مقدار VO2max آنها 5/1 تا 2 برابر افراد سالم تمريننكرده است. بهنظر نميرسد كه اين شاخص عامل پيشبينيكنندة خوبي براي عملكرد آنها باشد، بهويژه در زماني كه گروههاي متجانس و همگن از اين نوع ورزشكاران آزمون شوند. به همين دليل محققان عوامل ديگري مانند vVO2max و Tmax را نيز اندازه ميگيرند. در همين زمينه اظهار شده است 2 – 1 جلسه در هفته تمرينات هوازي شديد با اينتروال -هاي 110 – 100 درصد vVO2max ميتواند از طريق بهبود اقتصاد دويدن، vVO2max را تغيير دهد (7) و ورزشكاران كه مقادير بيشتري vVO2max داشته باشد، احتمالاً ميتواند در دو 1500 متر بدون اينكه كسر اكسيژن افزايش يابد، شروع سريعتري در دويدن داشته باشد (11). نكتة جالب در پژوهش حاضر اين بود كه علاوهبر افزايش VO2max، چهار هفته تمرين شديد متناوب هوازي موجب افزايش تقريباً يكسان 3/5 درصدي در vVO2max و Tmax شد. شايان توجه آنكه زماني كه نتايج پژوهش حاضر با مقادير گروه كنترل مقايسه شد، نتايج نشان داد تفاوت بين دو گروه زياد نيست. همراستا با اين نتايج چمري و همكاران در سال 2005 با استفاده از پروتكل تمريني هاف و بازي در زمين كوچك نشان دادند كه طول 8 هفته vVO2max بازيكنان 7/5 درصد بهبود يافته بود كه البته اين بهبودي معنادار نبود (4). در پژوهشي ديگر نيز لارسن و همكاران
(2002) گزارش كردند 8 جلسه تمرين شديد در طول چهار هفته، تغيير معناداري در زمان واماندگي دوچرخه-سواران ايجاد نكرد (14). همچنين شش هفته تمرينات شديد نيز تغيير معناداري در VO2max دوندگان استقامتي تمرينكرده بهوجود نياورد. اين در حالي بود كه افزايش معنادار 3/15 درصدي در زمان واماندگي گزارش شده بود (3). اين ممكن است به اين دليل باشد كه زمان واماندگي در پروتكلهاي واماندهساز به سوختوساز بيهوازي وابسته است تا هوازي و در اين پژوهش هم در تمرينات شش هفتهاي از تناوبهاي 40 – 20 ثانيهاي استفاده شد كه تأثير بيشتري بر افزايش ظرفيت بيهوازي خواهد داشت. در اين پژوهش گفته شده است تناوبهاي طولانيتر 3 – 1 دقيقهاي فشار بيشتري را نسبت به تناوبهاي كوتاهتر بر ظرفيت سيستمهاي گليكوليتيك و فسفاژن خواهد آورد (3). پس برخلاف تحقيق قبلي و باتوجه به روش تمريني مطالعة ما كه از تناوبهاي نسبتاً طولاني چهار دقيقهاي استفاده كرديم. طبيعي است كه انتظار افزايش VO2max را داشته باشيم، از طرف ديگر، باتوجه به شدت تمريني كه 95 – 90 درصد حداكثر ضربان قلب بود، در صورت تأثيرگذاري بر سيستم بيهوازي ميتوانيم انتظار افزايش Tmax را هم داشته باشيم و براساس پيشبينيها اين افزايشها رخ داد، ولي در اين چهار هفته اين افزايشها باتوجه به گروه كنترل معنادار نبود كه احتمالاً بهدليل كوتاه بودن طول مدت چهار هفته بود. در تحقيقي كه چمري و همكاران در سال 2005 با استفاده از روش تمريني هاف (يك جلسه در هفته) و بازي در زمين كوچك (يك جلسه در هفته) به مدت 8 هفته انجام دادند، نشان داده شد كه VO2max در طول اين 16 جلسه 5/7 درصد بهصورت معناداري بهبود يافت (بهصورت تقريبي هر لجسه 46/0 درصد) (4). در اين تحقيق از بازيكنان ردة سني 15 سال استفاده شد، ولي از يك طرف از گروه كنترل استفاده نشد و از طرف ديگر از دو روش تمريني هاف و بازي در زمين كوچك استفاده شد كه نشان ميدهد نتايج بايد با احتياط تفسير شود زيرا احتمالاً استفاده از گروه كنترل مانند پژوهش ما تفاوت بين دو گروه را غيرمعنادار نشان ميداد و تنها تفاوت درونگروهي معنادار تلقي شد. همچنين اين موارد در پژوهش ديگركه در سال 2005 مك ميلان و همكارانشان انجام دادند، ديده شد. آنها از گروه كنترل استفاده كردند، ولي باتوجه به 10 هفته (16 جلسه) اجراي تمرينات هاف، افزايش معنادار 11 درصدي VO2max (هر جلسه 68/0 درصد افزايش) را گزارش كردند. ولي تفاوت اين تحقيق با پژوهش ما آن بود كه آنان از بازيكنان ردة سني 17 سال استفاده كردند، همچنين مدت زمان تمرينات آنان بيش از 2 برابر (10 هفته در مقابل چهار هفته) مدت زمان تمرينات ما بود (16).
بهعنوان نتيجه ميتوان گفت كه اين دورة چهار هفتهاي بهصورت سه جلسه در هفته اگرچه با توجه به
مقادير قبل از شروع تمرينات موجب افزايش معنادار vVO2max ،VO2max و Tmax ميشود، وقتي نتايج پژوهش حاضر با مقادير گروه كنترل مقايسه شد، تفاوتهاي بين دو گروه معنادار نبود. باتوجه به نتيجة يك مطالعه كه از همين روش تمريني از گروه كنترل ولي در طول مدت 10 هفته استفاده كرده بود، ميتوان گفت كه احتمالاً چهار هفته براي ايجاد تأثير معنادار روي شاخصهاي آمادگي هوازي بازيكنان كافي نيست.

منابع و مĤخذ
Berger, N.J. A. Cambelt, I. T. Wikerson D. P. Jones A M. (2006). “Influence of acute plasma voldume expansion on VO kinetics, VO2 Peak. And performance
during high – intensity cycle exercise”. J Appl Physiol, 101: PP:707-714.
Bexfield N. A. Parceli A. C. Nelson W. B. Foole K. M. Mack G W (2009).
“Adaptations to high intensity international exercise to rodents”. J Appl Phhsiol.
107: PP:749-754.

Bickham, DC. And Le Rossignol Pf (2004). “Effects of high – intensity interval training on the accumulated oxygen deficit or endurance – trained rumors”. Journal of exercise physiology, 7(1). PP:40-47.
Chamari, K. Hachana, Y. Kaouech, F. Jeddi R. Moussa – Chamari I. Wistoff U (2005). “Endurance training and testing with the ball of young elite soccer players”. Br J Sports Med. 39. PP:24-28.
Czuba, M. Waskiewicz, Z. Zajac, A. Poprzecki, S. Cholewa, J. Rocznick R. (2011). “The effects of intermitten hyposis training on aerobic capacity and endurance performance in cyclists”. Journal of sports science and medicine. 10. PP:175-183.
Denadai, B. S., Ortiz M. J. De mello, M. T. (2004). “Physiological indexes associated with aerobic performances to endorance rumors”. Effects of race duration Rev. Bras. Med. Esporte. 10, 5, PP:405-407.
Jones, A. M. and Carter, H. (2000). “The effect of endurance training on parameters of aerobic fitness”. Sports medicine. 29(6). PP:373-386.
Donald sommerville, A. (2009). “Seasonal variation of fitness levles in professional youth soccer players over a competitive season”. Degree of master of exercise science. University of Glassgow.
Ferrari, Bravo, D. Impellizzeri, Fin. Rampinni, E. Castagna, C. Bishop, D. Wisloff, U. (2008). “Sprint, Vs. Interval training in foobtall”. Int J sports Med. 29(8): PP:668-674.
Fontana, F. E. (2007). “The effects of exercise intensity on decision making performance of experienced and inexperienced soccer players”. University of pittsburgh school of education. Degree of doctor of philosophy thesis.
Hanon, C. Leveque, J. M. Thomas, C. Viver L. (2008). “Pacing strategy and VO2 kinetics during a 1500-M race”. International journal of sports medicine, 29:
PP:206-21..
Hanon, C. Leveque, J.-M. Thomas, C. Vivier, L. (2008). “Pacing strategy and VO2 kinetics during A 1500-M race”. Pacing strategy and VO2 kinetics during A 1500-M race. International journal of sports medicine (2008). 29: PP:206-211.
Hoff, J. Wisloff, U. Engen, L. C. Kemi, O. J. Helgerud, J (2002). “Soccer specific aerobic endurance training”. Br J sports Med. 36; PP:218-221.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Laursen, P. B. Shing, C. M, Peake J. M. Coombes, J. S. Jenkins, D.G. (2002). “Interval training program optimization in highly trained endurance cyclists Med Sci”. sports Exerc. 34, 11, PP:1801-1807.
Little, P. safdar, A. Wilkin, G. P. Tanopolsky M. A., Gibala M. J. (2010). “A practical model of low – volume high – intensity interval training induces mitochondrial biogenesis in human skeletal muscle”. Potential mechanisms. J Physiol. 15. 588 (6). PP:1011-22.
Memillan, K. Helgerud, J. Macdonald, R. Hoff. J (2005). “Physiological adaptations to soccer specific endurance training in professional youth soccer players”. Br J sports Med. 39: PP:273-277.
Mosey. T. (2009). “High intensity interval training in youth soccer players testing results practically”. Journal of Australian strength and conditioning. 17(4). PP:49-51.
Ortiz MJ. Stella, S. Mello, MT. dnadai, Bs (2003). “Effeitos do treinamento De Alta intensidade sobre a economia De Corrida Em corredores De Endurance Rev Bras Cienc Mov”. 11: PP: 53-6.


پاسخ دهید