در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شكل 1- نمايشي از فرضية زيستي – اجتماعي مازور

نتايج تحقيقي كه دو تيم بسكتبال حرفه اي مردان در ليگ اسپانيا را بررسي كرد، نشان داد تاثير نتيجة مسابقه بر پاسخ هاي T و C بزاقي به لحاظ آماري معني دار نبود. اما پاسخ T با نسبت “امتياز به زمان بازي” كه شاخصي از مشاركت فرد در نتيجة مسابقه است، ارتباط مثبت و معناداري را نشان داد و خلق و خوي منفي در بازندگان به طور چشمگيري افزايش يافته بود(12). درحالي كه در مسابقات تنيس، تاثير پيروزي در افراد برنده ،سبب افزايش معني دارT و تاثير شكست در افراد بازنده، سبب افزايش معني دار C بعد از مسابقه شد(4،31). تغيير هورمون هاي مذكور در هنرهاي رزمي مثل جودو و كاراته نيز چشمگير بوده است. در اين نوع فعاليت ها، انضباط فيزيكي به كنترل رواني مؤثر ورزشكار منجر مي شود و پاسخ تستوسترون به رقابت برعكس پاسخ اين هورمون در رشته هاي ورزشي ديگر است. در ورزش هاي رزمي، يك برندة احتمالي به دليل برانگيختگي كمتر و كنترل رواني بيشتر، افزايش اندك Tرا تجربه مي كند و بازنده ها T بالاتري خواهند داشت(27). از طرف ديگر، مقدار ترشح هورمون تستوسترون در زنان پنج تا هفت برابر كمتر از ترشح اين هورمون در مردان گزارش شده است(2). فعاليت محور هيپوتالاموسي – هيپوفيزي – گنادي (HPA )، منبع اصلي توليد Tدر مردان است و در زنان بيشتر T، مشتق از محصولات جانبي دي هيدرو اپي اندروسترون (DHEA) است. DHEAاز غدة آدرنال در پاسخ به فعاليت محور HPA ودر واكنش به رويدادهايي مثل رقابت، تهديد يا ترس ترشح مي شود و با تغييرات كورتيزول ارتباط دارد. اگر فعاليت HPA و ترشح DHEA با افزايش سطح هورمون تستوسترون در زنان مرتبط باشد، به لحاظ بيولوژيكي قابل قبول است كه زنان هنگام رقابت ، پاسخ متفاوتي در ارتباط با T و C نسبت به مردان داشته باشند(2).
تحقيقات ديگر حاكي از آن است كه تغيير سطح اين هورمون ها مشروط به شركت فعال در مسابقات نيست، چرا كه در رقابتهاي بدون فعاليت جسماني مثل شطرنج، و ارتباط پيروزي با افزايش T و خلق وخـوي مثبـت،معني دار گزارش شده است. همچنين مقدار تستوسترون در ميان تماشاگراني كه تيم محبوبشان برنده مي شود، بيشتر از طرفداران تيم مغلوب است(2). تحقيق انجام گرفته بر روي تيمهاي فوتبـال دانشـگاهي زنـان و مـردانعلاوه بر افزايش هورمونهاي تستوسترون و كورتيزول بزاقـي بعـد از مسـابقه، افـزايش معنـي دار كـورتيزول دربازيكنان ذخيره نيز گزارش شده است(10). نتايج برخي پژوهشها بيانگر نقش مهـم كـورتيزول در بسـيج منـابعفيزيولوژيك براي مواجهه با استرس ناشي از مسابقه و رفتارهايي چون انگيختگي و روحية تهاجمي است(2).
تيلور وهمكاران (2000) نشان دادند، روش رو به رويي زنان هنگام رقابـت بـه طـور طبيعـي بيشـتر از شـيوة مسالمت آميز و دوستانه پيروي مي كنـد و حالـت تـدافعي در آنهـا غالـب اسـت. امـا در مقابـل، شـيوه مـردانبيشترجنگ وگريز است (34).
با توجه به نتايج تحقيقات اخير، نقش هورمون هاي تستوسترون و كورتيزول در مـردان رقابـت كننـده توجـهمتخصصان غدد را به خود جلب كرده است (8). نتايج گوناگوني از مسـابقات رشـته هـاي انفـرادي مثـل تنـيس،كشتي، جودو و شطرنج در مقايسه با مسابقات تيمي مانند راگبي، فوتبال و هندبال گزارش شـده اسـت(14، 17، 19، 20، 22، 27، 29، 32، 33، 36، 37 ) كه در اين ميان مطالعات انـدكي در زمينـة تغييـرات فيزيولـوژيكي وسطوح هورموني زنان ورزشكار صورت گرفته است. نقش مهم هورمون هاي تستوسـترون و كـورتيزول بـه عنـوانشاخص آنابوليك – كاتابوليك در عملكرد ورزشي (1، 21، 26، 28) و از طرفي ماهيت مسابقة بسكتبال به عنوان يك رشتة تواني و تاثير آن بر تغييرات فيزيولوژيكي بدن ورزشكاران ، بسيار حائز اهميت اسـت . از آنجاكـه رشـتة بسكتبال نيازمند خصوصيات تهاجمي، درگيري در بازي، دويدن ها، پرش ها، تغيير مسـيرها (13،33) و آمـ ادگي جسماني نسبتاً بالايي در زنان ورزشكاران است، ازاين رو بررسي تغييرات احتمـالي هورمـون هـاي تستوسـترون وكورتيزول سرمي متعاقب مسابقه و متأثر از نتيجة مسابقه در زنان بسكتباليست ايراني كه معمولا” بـا دو يـا سـهمسابقة پياپي در هفته (در فصل مسابقات) رو به رو هستند، قابل تامل و بررسي است.

روش تحقيق
روش اين پژوهش ، نيمه تجربي و در آن تاثير مسابقة رسمي بسـكتبال (متغيـر مسـتقل) ، بـر تستوسـترون و كورتيزول سرمي (متغيرهاي وابسته)، بررسي شد. جامع ة آماري پژوهش ، 12 تيم حاضـر در مسـابقات بسـكتبال بانوان دستة يك جوانان تهران بودند. دو تيم راه يافته به مرحلة ضربدري مسابقات كه رقابت آنها بسـيار حسـاسبود، به عنوان نمونه، به طور هدفمند انتخاب شدند. ميانگين سن، تستوسترون استراحتي و كـورتيزول اسـتراحتي آزمودني ها 20سال ، 507/0نانوگرم بر ميلي ليتر و 143/96 نانوگرم بر ميلي ليتر برآورد شـد . همچنـين بـا بررسـيدقيق شرايط سلامت آزمودني ها، از عدم مصرف دارو و استفاده از مكمل اطمينان حاصل شد.
روش جمع آوري اطلاعات
در اين پژوهش طي دو مرحله، ابتدا دو ساعت قبل از مسابقه و سپس 15 دقيقه پس از اتمام مسـابقه نمونـهگيري خوني از آزمودنيها به عمل آمد. هفت نفر از بازيكنان هر تـيم كـه 70 درصـد زمـان مسـابقه را در بـازي شركت فعال داشتند (در مجموع 14 نفر از دو تيم)، به عنوان گروه نمونه ارزيابي شدند. شـايان ذكـر اسـت كـهمربيان هر دو تيم، بدون در نظر گرفتن و اطلاع از مدت زمان شركت فعال بازيكن در جريان مسابقه، بازيكنان را تعويض كردند و ورزشكاران بدون اطلاع از شرايط مذكور و كاملاً تحت شرايط مسابقة رسمي، به رقابت پرداختند. اندازه گيري آزمايشگاهي تغييرات هورمون هاي تستوسترون و كورتيزول سرمي با روشالايزر و با استفاده از كيت هاي تستوسترون و كورتيزولIBL ساختكشور آلمانصورت گرفت.
تجزيه و تحليل يافته هاي تحقيق
جهت اطمينان از سطح همگني داده ها از روش آماري كلموگروف- اسـميرنوف اسـتفاده شـد. بـراي مطالعـة تأثير مسابقه بر تغييرات هورمون هاي تستوسترون و كورتيزول در بازيكنان اصلي هر دو تيم قبل و بعد از مسابقه، از آزمون t جفتي و براي مطالعة نقش پيروزي و شكست در تغييرات هورمون هاي مذكور در تـيم هـاي برنـده و بازنده از آزمون t مستقل استفاده شـد . همچنـين بـه منظـور بررسـي تغييـرات هورمـون هـاي تستوسـترون وكورتيزول سرمي بعد از مسابقه در بازيكنان ذخيرة دو تيم از آزمون t جفتي استفاده شد.

نتايج ويافته هاي تحقيق
مقايسة مقدار تستوسترون و كورتيزول سرمي قبل و بعد از مسابقه در بازيكنان اصلي افزايش معنـي داري را نشان داد (000/0=p). با توجه به جدول 2، مقدار كورتيزول در افراد ذخيرة هر دو تـيم كـه در مسـابقه شـركتنداشتند و فقط در مرحلة گرم كردن ابتداي مسابقه فعاليـت داشـتند، تغييـر معنـي داري نداشـت (147/0= p).
تغييرات هورمون هاي تستوسترون و كورتيزول متعاقب پيروزي و شكسـت در جـدول 3 آورده شـده كـه نشـاندهندة عدم تغيير معني دار هورمون هاي مذكور بين تيم هاي برنده و بازنده است (T و C قبل و بعد از بازي بـهترتيب 160/0 = p = 0/49 ، p = 0/109 ، p و 66/0 = p ).
جدول 1- اختلاف ميانگين و سطح معني داري T و C قبل و پس از مسابقه بين بازيكنان اصلي
سطح معن يداري ارزش T اختلاف ميانگين وضعيت متغير رديف *0/000
5/408
30/0
قبل از مسابقه تستوسترون
1 پس از مسابقه *0/000
8/183
95/23
قبل از مسابقه كورتيزول
2 پس از مسابقه Paired-sample t-test * Significant P<0.05

جدول 2 – اختلاف ميانگين و سطح معنيداري T و C قبل و پس از مسابقه بين تيم برنده و بازنده
سطح معني داري ميانگين ng/ml وضعيت متغير رديف
0/491 0/525 برنده تستوسترون
قبل از مسابقه 1
0/630 بازنده 0/666 0/792 برنده تستوسترون
پس از مسابقه 2
0/840 بازنده 0/160 107/75 برنده كورتيزول
قبل از مسابقه 3
108/27 بازنده 0/109 149/40 برنده كورتيزول
قبل از مسابقه 4
179/60 بازنده Independent t-test

جدول 3 – اختلاف ميانگين و سطح معني داري T و C قبل و پس از مسابقه در بازيكنان ذخيره
سطح معني داري ارزش T اختلاف ميانگين وضعيت متغير رديف
0/147
1/629
1/375
قبل از مسابقه تستوسترون 1
پس از مسابقه 0/087
1/992
15/30
قبل از مسابقه كورتيزول 2
پس از مسابقه Paired- sample t-test

بحث و بررسي
با مرور بررسيهاي پيشين، اطلاعات متفاوتي دربارة واكنش رواني – زيسـتي در برابـر محـرك تـنش زا، كـهمتاثر از متغيرهاي متعددي است به دست آمد. اگر بتوان اطلاعات قبلي دربارة يك واكنش هورمـوني نسـبت بـهرقابت ورزشي و نتيجه را به عنوان بخشـي از پاسـخ مقابلـه اي بـه رقابـت در نظـر گرفـت، مجموعـهاي از عوامـلفيزيولوژيكي – روانشناختي در بروز تغييرات هورموني تأثير دارند.
اولين نتيجة اين پژوهش حاكي از افزايش معني دار مقدار هورمـون تستوسـترون بـا آثـار آنـابوليكي قـوي و هورمون كورتيزول با آثار كاتابوليكي ، در پايان يك مسابقة رسـمي در بازيكنـان اصـلي اسـت (جـدول 1 ). نتـايجتحقيقات گسترده در سالهاي اخير حاكي از افزايش مصرف داروهاي ارگوژنيك مانند استروئيدهاي آنـدروژنيك -آنابوليك، هورمون رشد، كراتين و ديگر مكمل ها در ورزشكاران نوجوان به منظور افزايش قدرت و تودة عضـلانيو بهبود عملكرد ورزشي در دوران آغازين ورزش حرفهاي آنها است (7 ). شايد يكي از دلايلي كـه در ورزشـكاران حرفهاي و در شرايط مسابقه واقعي نميتوان تغييرات هورمون هايي چون تستوسترون وكورتيزول را بررسي كرد و تحقيق هاي كمي در اين شرايط صورت گرفته، عدم كنترل كامل تغذية ورزشكاران حرفـه اي و عـدم اطمينـان ازمصرف مكمل در شرايط واقعي مسابقه است. با توجه به كنترل كامل و عدم مصرف مكمل و دارو در زنـان جـوانبسكتباليست اين تحقيق، مي توان گفت افـزايش چشـمگير ايـن هورمـون احتمـالاً متـأثر از جنبـه هـاي روانـي – فيزيولوژيكي مسابقة رسمي بسكتبال بوده است. البته با توجه به ماهيت اين مسابقه بسيار حساس بود، بازيكنـانبا حداكثر توان به رقابت پرداختند و احتمالاً اين مسابقه نقش تمرين بيشـينه بـا فاصـلة اسـتراحتي كوتـاه را درافزايش هورمون تستوسترون دختران ورزشكار داشت كه اين نتايج بر خلاف ادعاي آلن بوث اسـت كـه تغييـراتهورمون تستوسترون متعاقب مسابقه را خاص مردان گزارش مي كند(5). به گفتة برخـي محققـان سـه عامـل در افزايش مقدار تستوسترون در انجام فعاليت هاي قدرتي حائز اهميت هستند : شـدت تمـرين ، تعـداد حركـات و تودة عضلات درگير(15). در پژوهش حاضر با توجه به ماهيـ ت مسـابق ة بسـكتبال، هـر سـه عامـل در افـزايش هورمون تستوسترون مؤثرند. از طرفي ورزشكاران مورد بررسي در اين تحقيق بازيكنان بسكتبال جواني بودند كه احتمالا” به واسطة تجربه و دوران بازيكني محدود خود تسلط كافي بركنتـرل چـالشهـاي روانـي و تـنش هـايموجود در مسابقة حساس را كسب نكردهاند. ازاين رو، افزايش معني دار تستوسترون در حين رقابت، ممكن است ناشي از سن كم ورزشكاران نيز باشد. همچنين هورمون كورتيزول كه نقش كاتابوليكي مهمي در بدن ايفا مي كنـد،با توجه به فشارهاي رواني و نقش استرس متعاقب فعاليت ورزشي دچار تغييراتـي مـي شـود . نظرهـاي مختلفـي مبني بر تغيير سطح اين هورمون در مردان و زنان ورزشكار ارائه شده است (30). تغييرات معني دار كورتيزول بـهعنوان مهمترين هورمون استرسي و محرك روند كاتابوليكي در بدن در اين پژوهش احتمالا متأثر از فشار روانـي زياد بازيكنان اصلي و شدت فعاليت هنگام بازي بوده است.

از ديگر نتايج اين پژوهش ، عدم تغيير معن يدار در م قدار هورمون هاي تستوسترون وكورتيزول بـا توجـه بـه برنده يا بازنده بودن تيم، متعاقب مسابقه بود (جدول3). البته مقدار هورمـون تستوسـترون و كـورتيزول بعـد از مسابقه در تيم بازنده بيشتر از تيم برنده بود، اما تغيير آن معني دار نبود. در بيشتر تحقيقاتي كه تغييـ ر معنـي دار هورمون ها متعاقب پيروزي و شكست را گزارش كردند، اغلب شـام ل ورزش هـاي انفـرادي مثـل تنـيس، كشـتي،شطرنج و جودو بوده است( 30) و تحقيقات اندكي به مسابقات تيمي پرداختهاند. دليل ايـن م سـئله را مـيتـوان،اهميت بيشتر تعامل رواني فرد در تيم و نقش گروه بر وضعيت ورزشكار دانست تـا اثـر نتيجـه مسـابقه. ولـي درمسابقة يك به يك، فرد تنها خود را مسئول پيروزي و شكست ميداند و ممكن است تاثير بيشـتري بـر وضـعيتفيزيولوژيكي و رواني فرد و در نتيجه بر پاسخ تستوسترون به پيروزي و شكست وجود داشته باشد.
نظرية زيستي – اجتماعي مقام اثر مازور(30) نشان مي دهد، يك حلقة بازخورد بين سطح تستوسترون فـردو جرأت او در تلاش براي كسب و حفظ حالـت برتـري طلبـي وجـود دارد. ازايـنرو بـا افـزايش مقـدار هورمـونتستوسترون فرد ميپندارد كه فعال شده است و بهطور فزايندهاي ميخواهد در مسابقات براي كسب مقام بـالاتربه رقابت بپردازد. به طور متقابل، فرض بر اين است كه تجربة برد چنين مسابقاتي سبب افزايش يا حفـظ مقـدارتستوسترون در سطح بالا و تقويت آمادگي فرد برنده براي ورود به مسابقات بعـدي مـي شـود .از طـرف ديگـر، ازدست دادن مقام سبب كاهش مقدار تستوسترون ميشود. ممكن است ايـن حلقـة بـازخورد بـراي بـرد و باخـت ” دوره هايي براي پيروزي و شكست” محسوب شود، زيرا هر برد، سطح بالاي تستوسترون را تقويت ميكند و اين امر موجب رقابتي شدن بيشتر فرد مي شود. در مقابل، هر باخت سبب كاهش مقدار هورمون ميشود كه به عـدمتمايل فرد به شركت در مسابقات بعدي مي انجامـد در مقابـل ايـن نظريـه برخـي محققـان، تغييـرات هورمـونتستوسترون متعاقب مسابقات ورزشي را متأثر از نتيجة رقابت نم يدانند(30) و بعضي نيز اين تغييرات را مخـتصمردان گزارش كرده و ادعا مي كنند با توجه به ترشح اندك اين هورمون در زنان، متعاقب فعاليت ورزشي و بـرد و باخت ناشي از مسابقه، افزايش معنيداري در مقدار اين هورمون حاصل نم يشود ( 5). شايد از ديگر دلايل عـدمافزايش تستوسترون در زنان برنده، اشاره به فرضيه اي است كه تيلـور وهمكـاران در سـال 2000 مطـرح كردنـد.
براساس اين فرضيه، زنان در مقايسه با مردان كه شرايط تهاجمي در حين مسابقه دارند و شيوة جنگ و گريـز درآنها غالب است، روند مسالمت آميز و دوستانه تري را در مسابقات پيش ميگيرند و پاسخ زنان به رقابـت بـه طـورطبيعي بيشتر حالت تدافعي است. از آنجا كه هرچه روند مسابقه تهاجم يتر باشد امكـان افـزايش تستوسـترونبيشتر خواهد بود، اين نگرش نشان ميدهد، احتمال افزايش تستوسترون زنان در ارتباط بـا پ يـروزي در مسـابقهكمتر است. زيرا هرچه مسابقه دوستانه تر باشد، T افزايش كمتري خواهد داشت(3). احتمالاً علـت عـدم تغييـرهورمون هاي T و C بين دو تيم برنده و بازنده در اين پژوهش را بتوان چنين پيشبيني كرد.
نتايج تحقيقات ديگر حاكي از آن است كه برد يا باخت غلظت T را تغيير نمي دهد، در عـوض اگـر شخصـيرقابت را به صورتي ارزيابي كند كه الگوي رقابتي او به شكل الگوي سازشي(تجربة قبلـي ) همـراه بـا انگيختگـيسمپاتيكي(SNS) مشخص شده باشد (واكنش مقابله اي فعال يا پيشگستر) ، پيروزي محتملتـر خواهـد بـود و اگر واكنش مقابلهاي غيرفعال مس تولي شود (مثل نقش داور)، احتمال شكست همراه با كاهش سطح تستوسترون و افزايش هورمون كورتيزول توام با رفتار منفي، افزايش خواهد يافت. اگر فرد حالت مورد نظر را به همان انـدازهكه برايش مهم است و به تلاش او بستگي دارد ارزيابي كند، احتمال به كارگيري شيوة فعال، افزايش مـي يابـد و اين واكنش مقابله اي كه شامل افزايش مقدار T و فعال سازي SNS است و بروز حالت هاي مثبـت در ورزشـكارقابل پيش بيني است، و برخي از فاكتورهاي تنظيمي واكنش هورموني به رقابـت، از جملـه آمـادگي جسـماني ،تلاش فيزيكي و اضطراب نقش مهمي خواهند داشت(12،18،30).
براساس نتايج بيشتر تحقيقات انجام گرفته روي آزمودني هاي مرد فعاليت ورزشـي كوتـاه مـدت (10 تـا 20 دقيقه ) غلظت تستوسترون پلاسمايي را به ندرت افزايش مي دهد. تحقيقات ديگر نشان داده اند با رسيدن فعاليت ورزشي به دقيقة 20 تا 30 ، تستوسترون به طور معني داري افزايش مي يابد. با طولاني شـدن فعاليـت ورزشـي ، افزايش مقادير تستوسترون تداوم مي يابد و پيش از اتمام فعاليت ورزشي مقدار آن شروع به كاهش مي كند تا به سطح اولية خود باز گردد(21، 26، 28).
همچنين با توجه به عدم تغيير سطح هورمونها در اعضاي ذخيره( جدول2) نقـش جنبـه هـاي فيزيولوژيـكمسابقة بسكتبال بر تغيير هورمونهاي تستوسترون وكورتيزول برجسته تر از نقشهاي رواني وابسته به مسابقه بهنظر مي رسد. چراكه سطوح پلاسمايي هورمون هاي مذكور در ميان بازيكنان ذخيـره دو تـيم برنـده و بازنـده كـه مي توانند متأثر از جنبه هاي رواني پيروزي و شكست به تغييرات هورموني باشد، تغيير معني داري نداشت.
نتيجه گيري
با توجه به يافته هاي تحقيق حاضر و افزايش چشمگير در سطوح پلاسمايي هورمـون تستوسـترون بلافاصـله پس از پايان مسابقه در زنان بسكتباليست ، مي توان نتيجه گرفت كه فيزيولوژي بدن ايـن ورزشـكاران در معـرضتاثيرات هورمون جنسي مردانة تستوسترون قرار دارد. تستوسترون بـه عنـوان يـك آنـدروژن قـوي احتمـالا بـاعوارض متعددي چون ميل و انگيزه به شركت در فعاليت و بروزخصوصيات مردانه، رفتارهاي تهاجمي، بـم شـدنصدا و رويش موهاي زائد همراه است. از ديگر نتايج اين تحقيق كه ميتواند بيانگر آثار استرسي مسابقة بسكتبال در زنان باشد، افزايش كورتيزول است. عوارض ناشي از افزايش اين هورمون در بانوان بسكتباليست نخبـ ة ايرانـي كه دو يا سه روز پياپي درگير مسابقات با فشار زياد هستند، احتمال بروز آسيب ديدگي و سندرم بيش تمريني را افزايش خواهد داد. با توجه به پاسخ هورمون هاي تستوسترون و كورتيزول در رشـتة ورزشـي بسـكتبال، مربيـان بايد با استفاده از روش هاي تشخيصي مناسب ، تغييرات هورمـون هـاي مـذكور را در فصـول مختلـف تمـرين و مسابقات تيمهاي حرفه اي بيشتر تشخيص و كنترل دور هاي اين هورمون ها توسط مربيـان، مـيتوانـد در حفـظسلامت و آمادگي بانوان ورزشكار نقش بسزايي دارد. با اين حال براي مشخص شدن تاثير فعاليـت هـاي ورزشـيمختلف بر تغييرات هورمون هاي تستوسترون و كورتيزول و از طرفي نقش اين تغييرات بر عملكرد ورزشي زنـانبه تحقيقات بيشتري نياز است.

منابع و مĤخذ
Banfi G, Marinelli M, Roi GS, Agape V,(1993), “Usefulness of free testosterone/cortisol ratio during a season of elite speed skating athletes”, International Journal of Sports Medicine, 14(7):PP:373-379
Bateup H.S, Booth A, Shirtcliff E.A, Granger D.A,(2002),”Testosterone, cortisol, and women’s competition”, Evolution and Human Behavior, 23,181-192
Bernhardt PC, Dabbs J, Fieldem JA, (1998),”Testosterone changes during vicarious experiences of winning and losing among fans at sporting events”, Physiology and Behaviour,65,PP:59-62
Booth A, Shelley G, Mazur A, Tharp G, Kittok R, (1989),”Testosterone, and winning and losing in human competition”, Hormones and Behavior, 23, PP:556-
571
Booth A, J Dabbs, (1995),”cortisol, testosterone & competition among women”, Hormones and Behavior,43, PP:500-511
Braun B, Gerson L, Hagobian T,Grow D, Chipkin SR,(2005), “No effect of short – term testosterone manipulation on exercise substrate metabolism in men”, Journal of Appllied Physiology, 99(5):PP:1930-7
Calfee R, Fadale P, (2005),” Popular Ergogenic Drugs and Supplements in Young Athletes”,Pediatrics(Official Journal Of the American Academy Of Pediatrics),117:PP:577-589
Christiansen K,(2001),”Hormones and sports: Behavioural effects of androgen in men and women” Journal of Endocrinology,170:PP:39-48
Crewther B, Keogh J, CroninJ, Cook C,(2006),”Possible stimuli for strength and power adaptation:acute hormonal responses”.Sports Medicine, 36(3):PP:215-
38
Edwards D, Wetzel K and Wyner D, (2005),”InterCollegiate Soccer: Saliva cortisol and testosterone are elevated during competition, and testosterone is related to status and social connectedness with teammates”, Physiology & Behavior, 87(1); PP:135-143
11.Elias M, (1981),”Serum Cortisol,testosterone and testosterone_binding globulin responses to competitive fighting in human males”,Aggressive behaviour,7;PP:215-224
Gonzalez-Bono E, Salvador A, Serrano MA, Ricarte J, (1999), “Testosterone, cortisol, and mood in sports team competition”, Hormones and
Behavior, 35:PP:55-62
Hoffman, JayR,(2000),” Exercise and sport sciences”, PP:733-743
Hakkinen K, Pakarinen A, Kyrolainen H, Cheng S, Kim DH, Komi PV, (1990),”Neuromuscular adaptations and serum hormones in females during prolonged powe training”, International Journal of Sports Medicine,11(2):PP:91-8
Hakkinen K, Pakarinen A, Kraemer WJ, Hakkinen A, Valkeinen H, Alen M,(2001), Journal of Applied Physiology, 91(2):PP:569-80
Hasegawa M, Toda M and Morimoto K,(2008),”Changes in salivary physiological stress markers associated with winning and losing”, Biomedical Research, 29(1); PP:34-46
Izquierdo M,Ibanez J, Gonzalez-Badillo JJ, Hakkinen K, Ratamess NA,Kraemer WJ, French DN, Eslava J, Altadill A, Asiain X, Gorostiaga EM, (2006), “Differential effects of strength training leading to failure versus not to failure on hormonal responses, strength,and muscle power gains”, Journal of Applied Physiology, 100(5):PP:1647-56
.81. Kevin D,McCaul, Brian A, Gladue And Margaret Joppa, (1992), “Winning,Losing, mood, and Testosterone”, Hormones and Behavior, 26(4):PP:486-504
Kivlighan K.T, Granger D.A, Booth A, (2005),” Gender differences in testosterone and cortisol response to competition”, Psychoneuroendocrinology, 30(1):PP:58-71
Kraemer WJ, Fragala MS, Watson G, Volek JS, Rubin MR, French DN, Maresh CM, Vingren JL, Hatfield DL,(2008),”Hormonal responses to a 160-km race across frozen Alaska”, British Journal of sports Medicine, 42(2):PP:116-120
Kunstlinger U, Ludwig HG, Stegemann J, (1987), “Metabolic changes during volleyball matches”, International Journal of Sports Medicine, 8(5):PP:315-322
Lac G, Berthon P, (2000), “Changes in cortisol and testosterone levels and T/C ratio during an endurance competition and recovery”, Journal of Sports Medicine Physical fitness, 40:PP:139-44
Lupo C, Baldi L, Bonifazi M, Lodi L, Martelli A, Viti A, Carli G, (1985), “Androgen levels following a football match”, European Journal of Sports Medicine, 54:PP:494-496
Mazur A, (1985), “A biosocial model of status in face – to – face primate groups”, Social Forces, 64:PP:377-402
25.Mazur A, Booth A,(1998), “Testosterone and dominance in men”, Behave Brain Sci, 21:PP:353-97
26.Mazur A, Lamb TA, (1980),”Testosterone, Status and mood in human males”, Hormones and Behaviur.14,PP:236-242
Obminski Z, Stupnicki R, (1997), “Comparison of the testosterone-tocortisol ratio values obtained from hormonal assays in saliva and serum”, Journal of Sports Medicine Physical fitness, 37:PP:50-5
Parmigiani S, Bartolomucci A, Palnaza P,Gali P, Rizzi N and Volpi R,(2006),” In judo, Randori(Free Fight) and Kata(Highly Ritualized
Fight)Differentially change plasma Cortisol, Testosterone, and interleukin levels in male participants”, Aggressive Behavior, 32,PP:481-489
Passelergue P, (1999),”Saliva cortisol, testosterone and T/C ratio variations during a wrestling competition and during the post-competitive recovery period”, International Journal of Sports Medicine,20(2):PP:109-13
Pilaire E, Duche P, Lac G, Robert A,(1996), “Saliva cortisol,physical exercise and training:Influences of swimming and handball on cortisol concentrations in women”, European Journal of applied Physiology and Occupational Physiology,74(3):PP:274-278
Salvador A, (2005), “Coping with competitive situations in humans”, Neuroscience and Biobehavioral Reviews 29,PP:195-205
Schultheiss OC, Wirth MM, Torges CM, Pang JS, Villacorta MA, Welsh KM, (2005), “Effects of implicit power motivation on men’s and women’s implicit learning and testosterone changes after social victory or defeat”, J Pers Soc Psychol, 88(1):PP:174-88
Suay F, Salvador A, Gonzalez-Bono E, Sanchis c, (1999),”Effects of competition and its outcome on serum testosterone, cortisol and prolactin”, Psychoneuroendocrinology, 24,PP:551-566
Stanton SJ, Schultheiss OC,(2007), “Basal and dynamic relationships between implicit power motivation and estradiol in women”, Hormone Behavior, 52(5):PP:571-80
Taylor S, Klein L, Lewis B, Gruenewald T, Gurung R, Updegaff J, (2002), “Biobehavioral responses to stress in females: tend –and- befriend, not fight- or- flight”, Psychological Review, 107:PP:411-29
Urhausen A, Kinderman W,(1987), “Behaviour of testosterone, sex hormone binding globulin(SHBG), and cortisol before and after a triathlon competition”, International Journal of Sports Medicine, 8(5):PP:305-308
Viru A, (1992), “Plasma hormones and physical exercise”, International Journal of Sports Medicine, 13(3):PP:201-209


پاسخ دهید