جدول 2 – ميانگين و انحراف استاندارد ويژگيهاي اوليه و ظرفيت عملكردي آزمودنيها در دو گروه فعاليت ورزشي
مقدار
احتمال همة آزمودني ها گروه تناوبي (10=n) گروه تداومي(10=n) متغيرها
0/422 57/05 (8/91) 58/70 (9/70) 55/40 (8/20) سن (سال)
0/446 1/67 (0/06) 1/66 (0/55) 1/68(0/06) قد (متر)
0/727 75/35 (9/22) 74/60 (11/11) 76/10(7/40) وزن (كيلوگرم)
0/968 26/98 (3/20) 27/01 (3/53) 26/95 (3/04) شاخص تودة بدني (كيلوگرم بر مترمربع)
0/139 7/76 (2/09) 7/06 (1/81) 8/46 (2/21) ظرفيت عملكردي (مت)
0/139 27/19 (7/32) 24/74 (6/33) 29/64(7/73) اكسيژن مصرفي اوج
(ميلي ليتر/كيلوگرم/دقيقه)

جدول 3 – بررسي تغييرات درونگروهي متغيرها با استفاده از آزمون t زوجي
مقدار احتمال ارزشt ميزان (% بهبود) پس آزمون پيش آزمون گروه متغير
*0/000 -5/50 20/50(72/69) 48/70(10/37) 28/20 (8/25) تداومي عملكرد فيزيكي
*0/000 -7/75 19/00(48/71) 58/00(8/56) 39/00(9/94) تناوبي *0/016 -2/94 14/00(73/68) 33/00(23/59) 19/00 (15/95) تداومي درد بدني
*0/003 -4/11 23/00(92/00) 48/00(21/49) 25/00(10/80) تناوبي *0/018 -2/89 21/25(76/56) 49/00(17/92) 27/75(17/25) تداومي سلامت ذهني يا رواني
*0/004 -3/87 20/00(58/82) 54/00(16/46) 34/00(13/49) تناوبي *0/003 -4/03 25/00(86/20) 54/00(13/49) 29/00(17/92) تداومي انرژي و زنده دلي
*0/020 -2/88 16/66(45/43) 53/33(17/32) 36/67(17/32) تناوبي *0/037 -2/44 14/30(43/73) 47/00(15/67) 32/70(13/33) تداومي عملكرد اجتماعي
*0/032 -2/59 22/54(91/32) 47/22(26/35) 24/68(0/95) تناوبي *0/020 -2/83 16/60(39/80) 58/30(7/74) 41/70 (17/72) تداومي سلامت عمومي
*0/018 -2/89 22/45(63/68) 57/70(11/94) 35/25(17/53) تناوبي
بحث و نتيجهگيري
مهمترين يافتة اين پژوهش، تأثير معنيدار هر دو شيوة تمرين تداومي و تناوبي منتخب بر جنبههاي مختلف كيفيت زندگي بود. بررسي درصد افزايش جنبههاي مختلف كيفيت زندگي بعد از اجراي هر دو شيوة تمرين تداومي و تناوبي نشاندهندة بهبود معنيدار و قابل توجه اين جنبههاست.
از آنجا كه تأثير اين دو شيوة تمريني باتوجه به شدت فعاليت ورزشي اخيراً بررسي شده است، پژوهشها در زمينة تأثير شيوههاي تمريني بر بهبود كيفيت زندگي بيماران قلبي محدود است. مولت و همكاران، اخيراً (2009) به بررسي تأثير 4 هفته تمرين اينتروال هوازي با شدت 90 درصد ضربان قلب بيشينه در مقايسه با تمرين تداومي با شدت متوسط يعني 70 درصد ضربان قلب بيشينه بر QOL و عوامل قلبي – عروقي بيمارانقلبي بعد از CABG پرداختند. نتايج نشان داد QOL بيماران بعد از 4 هفته از انجام هر دو برنامة تمريني بهبود يافته است و بين تأثيرات هر دو برنامه تفاوت معنيداري وجود ندارد (6). باتوجه به اينكه ارزيابي جنبههاي مختلف كيفيت زندگي كيفي است و با حالات جسماني و روحاني فرد ارتباط دارد، احتمالاً دليل نبود تفاوت معنيدار بين تأثير هر دو شيوة تمرين تداومي و تناوبي اين است كه تغييرات فيزيولوژيكي كه به بهبود جنبههاي مختلف QOL بيماران منجر شده، در هر دو شيوة تمريني يكسان بوده است. در تحقيق ديگري، بوچامپ و همكاران (2010) تأثير دو شيوة تمرين تداومي و تناوبي را بر QOL بيماران مبتلا به انسداد ريوي مزمن (COPD) بررسي كردند. در اين پژوهش مروري تأثير دو شيوة تمرين تداومي و تناوبي بررسي شد. نتايج نشان داد بين دو شيوة تمرين تداومي و تناوبي بر QOL بيماران COPD تفاوت معنيداري وجود ندارد. در پژوهش ما نيز در برخي موارد تمرين تناوبي و در برخي ديگر تمرين تداومي تأثير بهتري داشته كه در جدول 3 بهصورت خلاصه آورده شده است. ديكسون و همكاران نشان دادند كه تغيير 5/0 واحدي در نمرة QOL بيماران بعد از CABG مشاهده شده است (2). در صورتيكه در پژوهش ما ميزان تغييرات جنبههاي مختلف زندگي از 50 درصد بيشتر بوده كه نشاندهندة تأثير اثربخشتر اين دو شيوة تمرين ورزشي پرشدت منتخب است.
منظور از عملكرد فيزيكي، بررسي انجام فعاليت بدني معمول براي مثال فعاليتهاي خود- مراقبتي، راه رفتن، بالا رفتن از پلهها، دولا شدن، بلند كردن اجسام، فعاليت ورزشي متوسط تا سنگين است (11). بيتحركي مطلق قبل، هنگام و 1 تا 2 هفته بعداز عمل، ظرفيت عملكردي بيماران را بهطور چشمگيري كاهش ميدهد، به- گونهاي كه فرد بيمار براي اغلب كارهاي شخصي و امور فردي و روزمره به كمك ديگران نياز دارد. براي مثال راه رفتن، بالا رفتن از پلهها، خم يا راست شدن و همة امور روزمرة فرد بيمار دچار مشكل ميشود. فعاليت ورزشي تداومي يا تناوبي با افزايش ظرفيت عملكردي و توان هوازي بيماران با كاهش عوامل ديگر مانند درد سينه و افزايش توانايي عضلات به افزايش و بهبود عملكرد فيزيكي بيماران بعد از عمل و بازگشت هرچه سريعتر آنها به فرايند طبيعي زندگي كمك ميكند (1، 14). در اين پژوهش، هر دو شيوة تمريني عملكرد فيزيكي بيماران را بعد از عمل بهطور معنيداري بهبود بخشيدند. با اين حال احتمالاً فعاليت ورزشي تداومي (با 69/72 درصد بهبود) با افزايش بيشتري كه در استقامت عضلاني بدن ايجاد كرده است، در مقايسه با تمرين تناوبي (با 71/48درصد بهبود) عملكرد فيزيكي را بيشتر افزايش داده است، البته اين ادعاها به پژوهشهاي بيشتري نياز دارد.
درد بدني، شدت يا درد و تأثير درد بر عملكرد طبيعي، در داخل منزل و بيرون از آن را بررسي ميكند (11). بروز CAD و آنژين صدري، درد شديدي را به فرد بيمار اعمال ميكند كه اين عامل نيز بهصورت بازخوردي، عملكردهاي روزانة فرد را كم ميكند. چند ماه بعد از عمل جراحي CABG، در عين اينكه عملكرد قلب بهبود مييابد، بيماران قلبي در محل سينه و محل برداشت رگها درد زيادي را تجربه ميكنند. بستن برخي از پوششهاي حمايتي به ناحية جراحي، پوشيدن جوراب براي كاهش ورم و درد محل برداشت رگ كه اغلب براي بيماران توصيه ميشود، تا حدودي مشكل را برطرف ميكند. فعاليت ورزشي با افزايش رهاسازي ضددردهاي طبيعي در بدن مانند بتاآندورفينها به كاهش درد و به تعويق افتادن خستگي در بيماران قلبي كمك زيادي ميكند. اين پژوهش نشان داد هر دو شيوة فعاليت ورزشي تداومي و تناوبي به كاهش درد و بهبود وضعيت درد بدن بيماران CABG كمك ميكند. بررسي درصد بهبود درد در پي فعاليت ورزشي در اين بيماران نشان ميدهد كه ممكن است فعاليت ورزشي تناوبي (با 92 درصد بهبود) در مقايسه با فعاليت ورزشي تداومي (با 68/73 درصد بهبود) تأثير بهتري بر كاهش درد بيماران داشته باشد. شايد بتوان دليل برتري تمرين تناوبي را به ساز و كارهاي مرتبط با سازگاريهاي ايجادشده در كاهش درد و افزايش عوامل ضددرد نسبت داد.
سلامت ذهني و رواني عبارتند از: كاهش افسردگي، اضطراب، كنترل عاطفي – رفتاري، تأثيرات مثبت عمومي (11). افسردگي و اضطراب بهعنوان عواملي خطرزا ممكن است به بروز بيماري قلبي – عروقي منجر شوند و همچنين بعد از بروز بيماري قلبي – عروقي ايجاد شوند (5). لحظات مرگ و زندگي قبل و هنگام عمل، فشار زيادي را از نظر روحي و رواني به بيمار وارد ميكند. عدم توانايي در انجام امور روزانه موجب افسردگي پيشروندة بيمار ميشود كه در صورت عدم بهبود، توانايي عملكردي قلبي و عروقي و توانايي بدني بهمنظور انجام امور روزمره و شركت در امور اجتماعي، بيمار را تا مرز مرگ پيش ميبرد. ازاينرو، برنامههاي بازتواني با انجام فعاليتهاي ورزشي و رفع عوامل خطرزا با افزايش توانايي عملكردي بيمار براي رفع نيازهاي شخصي و همچنين رفع اضطراب، استرس و افسردگي، به سلامت ذهني و رواني بيماران بعد از CABG كمك زيادي ميكند و موجب افزايش حس اعتماد به نفس و احساس سرخوشي بيمار ميشود. در اين پژوهش هر دو شيوة تمرين تداومي (با 56 /76 درصد بهبود) و تناوبي (با 82/58 درصد بهبود) تقريباً بهطور يكساني سلامت رواني بيمارانCABG را افزايش دادند.
بهداشت و سلامت عمومي، ارزيابي بهداشت فرد شامل بهداشت حال حاضر و آينده و مقاومت در برابر بيماري است (11). در اين پژوهش، فعاليت ورزشي تداومي (با 8/39 درصد بهبود) و تناوبي (با 68/63 درصد بهبود) هر دو سلامت عمومي بيماران را بهبود بخشيدند.
انرژي و زندهدلي، احساس تكاپو و تلاش و حالت بشاشيت كامل در مقايسه با خستگي و احساس پيري است (11). با بروز بيماري قلبي بهدليل ناتواني و تأثيرات نامطلوب بيماري، فرد بيمار دچار مشكلات روحي و رواني و كاهش توان و انرژي براي انجام كارها و امور روزمره ميشود و گوشه گيري شد و ممكن است از اجتماع فاصله گيرد. بعد از عمل نيز تا چند هفته وضعيت بيمار به همين منوال است و در صورت عدم اجراي برنامههاي بازتواني و فعاليت ورزشي تا مدتها فرد بيمار از آنجا كه بهسختي قادر است تا امور روزمرة خود را انجام دهد، احساس انرژيك و زندهدلي و شور كمتري دارد. با وجود اين، انجام فعاليت ورزشي با افزايش اعتماد به نفس و بهبود عملكردهاي قلبي – عروقي و رواني به فرد انرژي دوباره ميبخشد. هر دو شيوة تمرين تداومي و تناوبي در بهبود وضعيت انرژي و زندهدلي بيماران CABG تأثير مثبت و معنيداري داشتند. تمرين تداومي با 2/86 درصد بهبود در مقايسه با تمرين تناوبي با 43/45 درصد بهبود به نظر فوايد بهتري در پي داشته است.
عملكرد اجتماعي، دامنهاي از عملكردهاست كه در آن بهداشت بدني با مشكلات عاطفي با فعاليتهاي اجتماعي طبيعي مداخله ميكنند (11). بهبود وضعيت بدني و توانايي عملكردي بيمار كمك ميكند تا بيمار با افزايش حس اعتماد به نفس در امور روزمره احساس بينيازي كند و بهراحتي در اجتماع حضور يابد و بدون كمك ديگران، امور شخصي بيرون و داخل منزل را (مانند خريد كردن و پيادهروي) انجام دهد. در اين پژوهش، برنامههاي ورزشي تداومي و تناوبي هر دو بهطور معنيداري به بهبود عملكرد اجتماعي بيماران CABG كمك كردند و تمرين تناوبي با 32/91 درصدر در مقايسه با تمرين تداومي با 73/43 درصد به بهبود بيشتر عملكرد اجتماعي بيماران انجاميد.
نتيجهگيري
هر دو شيوة تمرين تداومي و تناوبي منتخب به بهبود QOL بيماران CABG بعد كه امروزه مهمترين عامل بازيافت بعد از عمل است، انجاميدند. از اينرو توصيه ميشود در مراكز بازتواني از هر دو شيوة تمرين منتخب براي بازتواني بيماران CABG استفاده شود.
تقدير و تشكر
اين پژوهش با حمايت دانشكدة تربيت بدني دانشگاه تهران و مركز قلب تهران انجام گرفت. از همة همكاران مركز قلب تهران (دكتر كيانوش حسيني متخصص قلب و عروق، دكتر اعظم سرداري متخصص قلب و عروق، آكوكارديوگرافي) و همكاران ديگران در فرايند اجراي پژوهش (خانمها : شاهوردي، تاريوردي، مقصودي، جوكار، حامدپروانه، كردگاربخش، راهنورد، ناظميپور، كاظمي، كاكاوند، داداشزاده، پارسي، حقي، شوشتري، و آقاي ابيضي) بهدليل همكاري بيدريغشان در طول فرايند پژوهش، كمال تشكر را داريم.
منابع و مĤخذ
1.Del Lungo F, Movosi L, Burgisser C, Maso Hi G, Mavchionni N, Fattirolli F, Fumagalli S, Oldridge N (2003). “Improved exercise to levance and quality of life with eardiac rehabilitation of older patients after myocardial infaretion, results of randomized contvo lled drial”. 107. PP:2201-2206.
Dixon, T. Lim LL, Oldridge NB. (2002). “The MacNew heart disease healthrelated quality of life instrument: reference data for users”. Qual Life Res, 11:PP: 173-83.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Eriksson, MK. Hagberg, L. Lindholm, L. Malmgren – Olsson EB, Osterlind, J. Eliasson, M. (2010). “Quality of life and cost – effectiveness of a 3-year trial of lifestyle intervention in primary health care”. Arch Intern Med. 170(16):PP:14701479.
Geraldine A Lee.(2009). “Determinants of quality of life five years after coronary artery bypass graft surgery”. Heart Lung. 38:PP: 91-99.
Heather, S. Lett, James, A. Blumenthal, Michael, A. Babyak, and Rewsher wood, Timothy strauman, Clive Robins, and Mark F. Newman. (2004). “Depression as a risk factor for coronary artery disease: Evidence, Mehchanisms and Treatment”. Psycholsomatic Medicine, 66:PP: 305-315.
Moholdt, T. T., Amundsen B H, Rustad L A, and et al.(2009). “Aerobic interval training versus continuous moderate exercise after coronary artery bypass surgery: A randomized study of cardiovascular effects and quality of life”. Am Heart J. 158: PP:1031-7.
Montazeri, A. Goshtasebi, A. Vahdaninia, M. Gandek, B. (2005). “The short form health study (sf – 36): translation and validation study of the Iranian version”. Qual Life Res, 14:PP: 875 – 882.
Schipper, H. Clinch, JJ. Olweny CLM. (1995). Quality of life studies: definitions and conceptual issues. In: Spilker B (ed) Quality of life and pharmacoeconomics in clinical trials, 2nd edn. Lippincott – Raven, Philadelphia, PP: 25-31.
Shojaeezadeh, D. (2005). “Health promotion”. J Health eduction and health promotion, 1(2): PP:35-40.
Unsar, S. Sut N. Durna, Z.(2007). “Health – related quality of life in patients with coronary artery disease”. J Cardiovasc Nurs. Nov – Dec. 22(6): PP:501-7.
Vilberto Stocchi, Pierpaolo De Feo, David A. Hood (Eds). (2007). “Role of Physical Exercise in Preventing Disease and Improving the Quality of Life. Springer – Verlag Italia”. PP:183-200.
World Health Organization (1948). “Constitution of the World Health Organization”. WHO, Geneva (World Basic Documents).


پاسخ دهید