افسردگي
بحث و نتيجهگيري
بيشتر پژوهشهاي انجام گرفته در زمينة مقدار ترشح هورمون سروتونين و افسردگي بيانگر اين است كه فعاليتهاي ورزشي موجب افزايش اين هورمون و كاهش افسردگي ميشود و ارتباط معنيداري بين افزايش سروتونين با كاهش افسردگي وجود دارد. نتايج پژوهش حاضر نشان داد كه تمرينات هوازي منتخب، موجب افزايش چشمگير 50 درصدي در مقدار غلظت سروتونين پلاسما شد، هر چند معنيدار نبود كه اين موضوع ممكن است به سبب تعداد كم آزمودنيها باشد. همچنين افزايش سروتونين آزاد پلاسما در كاهش افسردگي مؤثر است و نقش گيرندههاي سروتونين و افزايش آنها را در اثر فعاليت ورزشي نبايد از نظر دور داشت (دي 1994؛ چائولوف 1994). از طرفي كاهش معنيداري در ميزان افسردگي در گروه آزمايش مشاهده شد كه رابطة اين دو متغير نيز معنيدار بود. نتايج پژوهش حاضر با يافتههاي بلومنتال و همكاران (1999) و استينبرگ (1998) كه استفاده از ورزشدرماني را در كاهش ميزان افسردگي و پايين آوردن احتمال عود آن مؤثر دانستهاند، همخواني دارد (34،15). همچنين نتايج پژوهش حاضر با نتايج لالر و هاپكر (2001) كه دريافتهاند ورزش علائم افسردگي را به گونة چشمگيري كاهش مي دهد و تأثير ورزش را در درمان افسردگي در حد رواندرماني ميدانند، همخواني دارد. نتايج تحقيقات مزيني (1379)، نوربخش(1383)، گريست، كلاين ومورگان(1970) مك كنن و هولمز (1984)، مك كارتني(2000) ودان و همكاران(2002) فعاليت دويدن متناوب را در درمان افسردگي مؤثر دانستند كه با نتايج پژهش حاضر همخواني دارد. در پژوهش حاضر بين سروتونين پلاسما و افسردگي آزمودني ها، ارتباط معنيداري مشاهده شد و با يافتههاي انجمن ملي و سلامت انگلستان كه ورزشهاي هوازي را در افزايش سطح سروتونين مغز و كاهش افسردگي مؤثر دانسته اند، همخواني دارد (يانگ، 2007). نتايج اين تحقيق با يافتههاي پيرس (1999) و دي (1994) همسوست. آنان نشان دادند ورزشهاي طولاني موجب بهبود سروتونين و گيرندههاي آن و همچنين كاهش سطح افسردگي ميشود(32،19). ديون (2002) بيان داشت ورزش به بهبود مونوآمين ها از جمله سروتونين و دوپامين مي انجامد. ازدياد اين مواد ناقل شيميايي موجب انتقال بهتر پيامهاي عصبي و بهبود خلق وخو ميشود (22). يافتههاي تحقيق حاضر با نتايج تحقيقات چائولف(1994)، دونات و همكاران (2010) مغايرت است. عدم همخواني احتمالاً به سبب نوع تمرين يا طول دورة تمرين است كه در تحقيق چائولف از تريدميل به مدت چهار روز و در تحقيق دونات و همكاران از دوچرخة كارسنج به مدت 21 روز استفاده شده است. شدت تمرين نيز از ديگر احتمالات مؤثر است(17). در تحقيق دونات و همكاران شدت تمرين70 تا 85 درصد ضربان قلب بيشينه بود كه از شدت تمرين تحقيق حاضر بيشتر و در آستانة لاكتات است(21). از ديگر يافتههاي تحقيق تاثير معنيدار تمرينات هوازي منتخب بر افسردگي آزمودني ها بود. در مورد اين موضوع لابتس (2006) به مقايسة وضعيت خُلقي دانشجويان ورزشكار و غيرورزشكار پرداخت و به رابطة منفي بين فعاليت هاي ورزشي و ميزان افسردگي اشاره كرد. از طرفي نتايج اين تحقيق با نتايج محققان ديگر از جمله برزگري (1380)، وارسا، شافر، ساندرز (1984) همخواني ندارد، كه اين تفاوت ممكن است ناشي از انجام ندادن فعاليت هاي ورزشي مناسب و منظم و همچنين شيوة زندگي و سن آنان باشد(2). از ديدگاه شناختي برخورداري محيط هاي ورزشي از عوامل نشاط، صميميت، گرمي و محيطي به منظور تخلية فشارها و كشمكشها و از طرفي اجراي فعاليت هاي ورزشي ماهيتاً به دليل پويا بودن و داشتن ارتباط متقابل فرد با محيط ميتواند در به منظور تقويت روحيه، تصور مثبت از خود و اعتماد به نفس منشأ اثر شود. همچنين اين عوامل ميتوانند به عنوان عامل بازدارنده در پيدايش مؤلفههاي به وجود آورندة افسردگي عمل كنند (بلومنتال، 1999). به طور كلي يافتههاي اين تحقيق نشان داد تمرينات هوازي با شدت 65-60 درصد حداكثر ضربان قلب بيشينه توانسته است به عنوان يك راهبرد درماني در درمان دانشجويان افسرده مؤثر واقع شود و با حجم و شدت معين و متناسب با ويژگي هاي آزمودنيها ، سطح افسردگي را كاهش دهد و وضعيت خلقي آنها را به سطح طبيعي نزديك كند.

منابع و ماخذ
اتكينسون، رتيال ال.( 1385). “زمينة روانشناسي هيليگارد”. ترجمة محمد نقي براهني و ديگران. تهران، رشد .
برزگري، علي محمد.(1380).” اثر تمرينات هوازي بر كاهش افسردگي”. كنگره بينالمللي تربيت بدني و ورزش دانش آموزان دختر، ادارة كل تربيت بدني، وزارت آموزش و پرورش.
حائري روحاني، علي.(1380).” فيزيولوژي اعصاب و غدد درون ريز”. تهران: سمت.
روزنهان، ديويد.(1388).” روانشناسي ناهنجاري آسيب شناسي رواني2″. ترجمة يحيي سيد محمدي.
تهران: نشر ارسباران (جلد دوم،ص92-4).
زنگنه ظفري ، فريده . (1378).”سيستم اعصاب مركزي “. تهران . نشر طبيب .
سادوك، بنجامين جيمز.(1387).”خلاصة روانپزشكي: علوم رفتاري “. ترجمة فرزين رضاعي. تهران. نشر ارجمند .ص 152-144.
گريست، جان هوت.(1382 ).” افسردگي و درمان آن”. ترجمة مهدي قراچه داغي. تهران. نشر قطره.
مزيني، هدي .( 1379) . “بررسي ميزان افسردگي در دو گروه دانشجويان دختر ورزشكار و غير ورزشكار دانشگاه هاي سبزوار).مجموعه مقالات چهارمين همايش ملي تربيت بدني و علوم ورزشي . دانشگاه گيلان .ص 182.
موان، رن .(1380 ).” بيوشيمي ورزش و تمرين هاي ورزشي”.ترجمة حسينعلي مهراني، عليرضا عسگري.
تهران . ص 125-122.
نوربخش، مهوش .(1383).” بررسي تأثير فعاليت هاي جسماني بر ميزان افسردگي دختران دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز” . نشريه حركت ، شمارة21. ص 96-79.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

هاشمي محمد آباد، سيد نذير. حسيني، زهرا. شهابي، محمد علي.( 1383).”بررسي اپيدميولوژيك افسردگي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي ياسوج”. طب و تزكيه ، شمارة 53.ص102-99.
Alberghina D. Giannetto C. Piccione G. (2010). “Peripheral serotoninergic

response to physical exercise in athletic horses”. J Vet Sci. c285-9.
Babiak,M. Blumental. J.A. Herman,S. khatri,p.doraiswamy,M.
(2000).”exercise treatmentfor major depression : maintenance of therapeutic
benefit at 10 months”. 62:PP:633-638.
Bartholomew JB. Morrison D. Ciccolo JT. (2005). “Effects of acute exercise on mood and well-being in patients with major depressive disorder”. Med Sci Sports Exerc. 2005 Dec. PP: 2032-7.
Blumental. JA, Babyak-MA, Moore. KA. (1999). “Department of Psychology and Behavioral sciences”. Duke university medical center, Durham, NC 27710, usa. P: 159 .
Buchman, BP. sallies.e, criqui. JE, Kaplan. R. M.(1991). “physical activity, physical fitness, and psychological characteristics of medical students”. J psycho som res 35. PP:197-208.
Chaouloff francis.(1994).”Influence of physical exercise on 5HT1a reseptor – and anxiety- related behaviours”. Neuroscience Letters. Volume 176. Issue 2. PP: 220-230.
Chaouloff,F.(1994).” Influence of physical exercise on5-HT 1A receptorand anxiety-related behaviours.Neuroscience Letters”.Volume 176. Lssue 2, 1. August 1994. PP: 226-230
Dey.S.(1994). “Physical exercise as a novelantidepressant.agent: Possible role of serotonin receptor subtypes”. Phsiology&Behavior. Volume 55.Lssue 2. February 1994. PP: 323-329
Dimeo.Fand et.al.(2001). “Benefits from aerobic exercise in patiwnts with major depression: a pilot study”. The British journal of Sports Medicine xxxy. PP: 114-117.
Donath.l.Silke ,Boettger. Christian, puta. (2010). “Dissociation of performance parameters at the IAT requires specific exercise recommendations for depressed patients”. Volume 34 . lssue 1, 1. february 2010. PP: 131-135.
Dunn Al , trivedi MH , and et al . (2002).”The dose response study : a clinical trial to examine efficacy and dose response of exercise as treatment for depression “.control clin . trials. PP:5584-603.
Gerin,christine . teilhac,jean-rene . smith.kristin , privat alain . (2008 ) . “motor activity induces release of serotonin in the dorsal horn of the rat lumbar spinal cord” . neuroscience letters . volume 436 .issue 2 . PP: 91-95.
Grieist, klein.M, morgan.(1970).”runing as treatment for depression comprehensive psychiatry “. PP:20-41-54.
Langfort J. Baranczuk E. Pawlak D. (2006). “The effect of endurance training on regional serotonin metabolism in the brain during early stage of detraining period in the female rat”. Cell Mol Neurobil. 2006 oct-Nov;26(7-8). PP:1327-42.
linden d.e. (2006).”how psychotherapy changes the brain—the contribution of functional neuroimaging”.mol psychiatry; 11. PP: 528-538.
Lori M.Gorton,Marte G. Vuckovic.( 2010).” Exercise effects on motor and affective behavior and catecholamine neurochemistry in the MPTP-lesioned mouse”. Behavioral Brain Research. Volume 213. lssue 2, 1. December. PP:253262.
McCann.l.lisa , holmes.d. S .(1984). “lnfluence of aerobic esercise on depression “. journal of personality and social psychology . volume 46 . issue 5 . PP: 1142-1147 .
McCartney,N.(2000).”Roleof resistance training in heart disease” . J med and sience in sport and exercise. PP:369-402.
Michele Labotz. Toby K. wolff. Kenneth T . Naksone. (2006). “Selective Serotonin Reuptake Inhibitors and Rhabdomyolysis after Eccentric Exercise”. Medicine . science in sports . exercise:Offical Journal of the American college of Sports Medicine .ISSN 0195-9131. vol.38.N°.9.2006. PP: 1539-1542.
Peirce.N.C.(1999).”diabetes and exercise”.Br-J sportsmed . 33: PP:161-72.
Rethorst CD . Landers DM. Nagoshi CT. Ross,JT. (2010). “Efficacy of exercise in reducing depressive symptoms acrros 5-HTTLPR genotypes”. Meo Sci Sports Exerc. 2010 Nov;42. PP:2141-7
Steinberg LL. Sposito MM. Lauro FA. Tufik S. (1998). “Serum level of serotonin during exercise in paraplegic patients”. Spinal Cord. 1998 Jan.36. PP:18-20.


پاسخ دهید