تجربي 59/2±25 35/4±33/176 53/9±64/72 46/5±29/42 18/6±10/19 05/3±35/23 كنترل 52/2±88/25 31/4±88/173 12/11±55/70 51/2±68/42 87/6±60/20 91/4±02/23

روش جمع آوري دادهها
پس از انتخاب آزمودنيها و اخذ رضايت نامه از آنها(قبل از شـروع برنامـة تمـرين)، مطالعـة مقـدماتي بـرايدستيابي به ميزان محدوديت ملاك(كاهش حدود 10 درصد FVC) بانـدهاي الاسـتيكي(بانـدTS سـاخت كشـورتايوان) در افراد انجام گرفت(15). اين مقدار محدوديت موجب ايجاد اضافه بار روي فرايند دم ميشد، اما تـنفسفرد را با مشكل مواجه نميكرد. به نظر مي رسد ايجاد محدوديت بيشـتر، تـنفس فـرد را بـه ويـژه هنگـام فعاليـتورزشي دشوار مي سازد و اعمال محدوديت كمتر اثـر تمرينـي چشـمگيري نداشـته باشـد(13). پـس از آن رأسساعت 8 صبح دو روز مانده به شروع برنامة تمريني، 9 نفر از آزمودنيها در مركز سنجش و توسـعة قابليـت هـايجسماني آكادمي ملي المپيك و پارالمپيك حضور يافتند(به دليل عدم امكان انجام آزمون براي كل افراد در يـكروز به علت طولاني بودن آزمونهـا و محـدوديت اسـتفاده از آن مركـز). پـس از ورود ، ابتـدا قـد، وزن و تركيـ ب بدني(به وسيلة دستگاهBCA 1 ساخت كرة جنوبي ) آزمودنيها اندازه گيري شد. سپس توضيحاتي در مـورد نحـوة انجام آزم ونهاي مربوط به آنها داده شد و قبل از اجراي آزمونها از آزمودنيها خواسته شد كه بـراي آشـنايي بـانحوة دويدن روي نوارگردان، به مدت چند دقيقه به تمرين بر روي آن بپردازند. همچنين نحو ة اجراي مانورهـايتنفسي به وسيلة دستگاه مربوط، براي آنها توضيح داده شد و براي هر آزمودني چند آزمون به صـورت آزمايشـياجـرا شـد. پـس از آشـنايي آزمـودنيهـا، آزمـونهـاي مربـوط از آنهـا بـه عمـل آمـد كـه شـامل آزمـونهـاي حجــمهــا و عملكردهــاي ريــوي (جريــان بــازدمي بــا نيــرو(FVC) و نســبت FEV1/FVC و تهويــه ارادي حداكثر(مانور15 ثانيه اي)) در حالت استراحت و اجراي آزمون بيشينه بروس روي نوارگردان همراه بـا اسـتفاده ازدستگاه تحليلگر گازهاي تنفسي(مدلK4B2 شركتCosmed كشور ايتاليا) پـس از كـاليبره كـردن آن و واردكـ ردن ســـن، وزن و قـــد افـ راد در كـــامپيوتر متصـــل بـ ه آن، بـــراي انـــدازه گيـ ـري تهويـــة حـــداكثر (VO/HR،VE/VCO2،VD/VT،(VEmax و 2 VE/VOآزمودنيها بـود . ايـن دسـتگاه بـا انـدازهگيـريجريان ورودي و خروجي هوا و همچنين 2O و 2 COتنفسي، متغيرهاي مذكور را محاسبه ميكـرد، شـايان ذكـراست كهVD به طور مستقيم محاسبه نشده و از روي ديگر حجمهاي ريوي و با توجه به سـن، قـد و وزن افـراد،توسط دستگاه برآورد شد. در ضمن ، عملكردهاي ريوي در حالت استراحت نيز با دستگاه تحليلگر گازهاي تنفسياندازهگيري شد. بلافاصله روز بعد از آن بقيه آزمودنيها(9 نفر ) در آن مركز حضور يافتنـد و آزمـون هـاي مـذكور براي آنها نيز در همان ساعت اجرا شد. بعد از انجام يك ماه دورة تمريني نيز آزمونهاي ذكرشده با شرايط مشابهپيش آزمون، از آزمودنيها به عمل آمد. شايان ذكر است عواملي چون دما و رطوبت( به ترتيـبC ° 25-18و 51-48 درصد) محيط آزمايشگاه، زمان اجراي مانورهاي تنفسي و تغذيه قبل از آزمونها روي اندازهگيري آنهـا تـأثيرداشته است . اين تأثيرات ممكن است با وجود انجام تمام اندازهگيريها در نوبت صبح و با فاصلة زمـاني حـدود 2 ساعت و توصيه به عدم مصرف مواد غذايي خاص( خارج از برنامـة غـذايي خوابگـاه، بـا توجـه بـه سـكونت همـة آزمودنيها در خوابگاه) بر نتايج تحقيق مؤثر بوده باشد.
برنامة تمرين
هر جلسه شامل سه مرحلة: گرم كردن ، تمرين اصلي و سرد كردن، در مجموع بـه مـدت 50 دقيقـه بـود.
آزمودني هاي هر دو گروه به مدت چهار هفته و سه جلسه در هفته پروتكل تمريني را كه دويدن با شـدت 70 تـا80 درصد ضربان قلب حداكثر آزمودني ها(سن-220) بود، اجرا كردند (14،18). مـدت زمـان تمـرين اصـلي 30 دقيقه بود كه در مراحل ابتدايي با شدت كمتر شروع مي شد(حدود70 درصد در هفتة اول ) و به مـرور فشـار كـارافزايش پيدا ميكرد(حدود80 درصد در هفتة آخر ). كنتـرل ضـربان قلـب در هـر جلسـه بـه وسـيلة دو دسـتگاه ضربان سنج (Polar ساخت فنلاند ) كنترل مي شد، كه به طور تصادفي توسط دو نفر از آزمودنيها مورد اسـتفادهقرار ميگرفت. گروه تجربي پروتكل تمريني را با استفاده از بستن باند الاستيكي به دور قفسة سينه انجام د ادنـد، درحالي كه گروه كنترل از اين وسيله استفاده نكردند. پهناي باند الاستيكي مورد استفاده 20 تا 25 سانتي متر بـاتوجه به طول و پهناي قفس ة سينه آزمودني ها بود. پهناي باند مورد استفاده بگونهاي انتخاب شد كه فاصـله بـينزير بغل تا آخرين دنده را تحت پوشش قرار دهد(15،13). ميـزان محـدوديت(مقاومـت ) ايجـاد شـده حـدود 10 درص د FVC ه ر ف رد ب ود ك ه در ي ك جلس ه ب راي ه ر آزم ودني، توس ط دس تگاه اس پيرومتري(م دل MICROSPIRO HI-601شركت CHEST كشور ايتاليا)تعيين گرديد و با توجه بـه ايـن مـلاك، بانـدهايمخصوص هر نفر علامتگذاري شد . اين ميزان مقاومت بر اساس ادبيات تحقيقـي انتخـاب شـد(15،13). در اينجـالازم به ذكر است كه اين باندها مانع باز شدن قفسه سينه نميشدند بلكه ميزان بار اعمال شـده بـر فراينـد دم راافزايش مي دادند. همچنين گروه تجربي هنگام تمرين، باندهاي الاستيكي را با توجه به محلهاي علامـت گـذاريشده براي هر فرد مورد استفاده قرار ميدادند.
روش آماري
ابتدا براي اطمينان از نرمال بودن توزيع دادههاي تحقيق از آزمونKS و به منظور بررسي تجانس واريـانسمتغيرها، آزمونF لوين انجام گرفت. براي تعيين اختلاف دو گروه در متغيرهاي مورد بررسي از آزمونt مستقلو براي بررسي تفاوتهاي درون گروهي(مقايسه پيش آزمون و پس آزمون هر گروه) از آزمـونt همبسـته اسـتفادهشد، به اين منظور نرمافزار آماري SPSS در سطح معني داري 05/0≤ P به كارگرفته شد.
نتايج و يافته هاي تحقيق
نتيجـة آزمـون t همبسـته(جـدول 2) نشـان داد كـه پـس از تمـرين افـزايش معنـيداري در 2VE/VO، MVV ،VEmax و 2 VE/VCOگروه تجربي به وجود آمد(05/0p<)، امـا تغييـراتFEV1/FVC ،FVC ، VD/VT ،VO2/HRو فركانس تنفس(rf) در اين گروه معنيدار نبود(05/0>P). همچنين نتـايج ايـن آزمـوندر گـروه كنتـرل افـزايش معنـيدار VE/VCO2 ،VEmax و MVV را نشـان داد (05/0P<)، امـا در مـورد2 VD/VT ،VO2/HR ،FEV1/FVC ، FVC ،VE/VOو فركانس تنفس(rf) اختلاف معني داري مشـاهدهنشد(05/0> P). همچنين نتيجة آزمون t مستقل براي نمره هاي افزوده (جدول 2) نشان داد كـه بـين تغييـرات MVV ،VEmaxو 2 VE/VOدو گروه اختلاف معنيداري به نفع گروه تجربي1وجود داشـت (05/0P<)، امـا اين اختلاف درمورد ديگر متغيرها دردو گروه معنيدار نبود(05/0p>).
جدول 2 _ تغييرات درون و برون گروهي در متغيرهاي تحقيق
P بر
اساسD
(بين
گروهي) P بر
اساسD
(درون گروهي) اختلاف پيش و پس
آزمون (D) پس آزمون
SD ± M پيش آزمون
SD ± M گروه متغير
0/22 0/01∗ -1/67 ±1/05 36/33 ±4/38 38/00 ± 5/02 تجربي VE/ VCO2
0/03∗ -/89±0/12 34/55±2/40 35/44± 2/12 كنترل 0/04∗ 0/01∗ -4/88±0/96 42/00±4/21 46/88± 2/75 تجربي VE/ VO2
0/60 -/5±3/12 47/66±4/03 48/22± 3/41 كنترل 0/09 0/10 0/43±0/42 15/30 ± 2/68 14/87 ± 2/53 تجربي VO2/HR
0/51 0/17±0/16 15/76 ± 1/42 15/93 ± 1/61 كنترل 0/58 0/25 0/01±0/00 0/19 ± 0/02 0/18 ± 0/03 تجربي VD/VT
0/50 0/01±0/00 0/19 ± 0/02 0/19 ± 0/01 كنترل 0/008∗ 0/002∗ 27/80 ± 2/12 153/74±20/02 125/93± 24/08 تجربي تهويه حداكثر (ليتر در دقيقه)
0/003∗ 8/13 ± 0/43 126/4±12/13 118/53 ± 12/51 كنترل 0/04∗ 0/007∗ 9/53±8/53 146/36±18/81 136/83 ± 19/30 تجربي حداكثر تهويه ارادي
0/02∗ 2/96±2/96 134/48±12/50 131/52 ±12/02 كنترل (ليتر در دقيقه) 0/13 0/71 -2/70±3/89 41/88±5/59 44/58 ± 5/74 تجربي فركانس تنفس (تنفس در
دقيقه) 0/14 -/50±0/92 45/56±3/13 46/06 ± 2/95 كنترل 0/93 0/09 0/11±0/01 4/03±0/53 3/92 ± 0/53 تجربي ظرفيت حياتي بانيرو(ليتر) 0/21 0/10±0/02 4/00±0/42 3/90 ± 0/40 كنترل 0/09 0/06 -5/49±0/72 93 /51±6/32 98/02 ± 2/31 تجربي FEV1/FVC (درصد) 0/43 -0/72±0/13 95/44±4/94 96/16 ± 4/81 كنترل بحث و نتيجه گيري
به طور كلي به نظر مي رسد هرچه ظرفيت فعاليت ورزشي افراد كمتر باشد، به همان انـدازه كـارايي تنفسـي و2PaCO آنها كمتر است(36). مقدار 2PaCO كمتر ممكن است ناشـي از هيپوكسـي، آلكـالوز ريـوي مـزمن يـااسيدوز متابوليكي مزمن باشد(4). بـه طـور معمـول 2VE/VCO بـالا يـا شـيب بيشـترVE در برابـر 2VCO نشان دهندة فضاي مردة فيزيولوژيكي زياد و انتشار تهويهاي ضعيف حبابچههاست. فشار بيش تهويـه اي همـراه بـا2PaCO پايين به احتمال زياد روي شيب VE بر 2VCO بيشتر از نسبت ايـن دو اثرگـذار اسـت(36). نتـايجتحقيق حاضر نشان داد كه پس از تمرين تغيير معنيداري در 2VE/VCO (كاهش 4 و 3درصـدي بترتيـب درگروههاي تجربي و كنترل)، تهوي ة ارادي حداكثر(افزايش 7 و 2 درصدي به ترتيب در گروههاي تجربي و كنتـرل) و تهوية حداكثر(افزايش 22 و 6 درصدي به ترتيب در گروههاي تجربي و كنترل) و 2VE/VO(كاهش10 در صد در گروه تجربي)، نسبت به قبل از تمرين، به وجود آمد (05/0P<) كه اين امر با توجه به تأثيرات تمـرين هـوازيدر افراد تمرين نكرده(34،10)، منطقي به نظر ميرسد.
هدف از اين تحقيق تعيين اثر 4هفته تمرين هوازي همراه بـا افـزايش مقاومـت در حركـت قفسـه سـينه درمقايسه با تمرين هوازي به تنهايي، روي متغيرهاي وابستة تحقيق بود. نتايج نشان داد كه مداخلة تمريني تحقيـق (افزايش مقاومت در حركت قفس ة سينه) بر 2 VE/VCO اثر بيشتري ندارد(05/0P>) با اينكه اين متغير در هر دو گروه افزايش نشان داد. اين نتيجه با يافتههاي كايوزو و همكاران(1987) و ژينگ ژو سان و همكـاران(2002) مغاير است . البته بايد گفت كه در پژوهش ژينگ ژو سان و همكاران اين نسبت در لحظة آستانة لاكتـات ارزيـابيشده، درحالي كه در تحقيق حاضر نسبت 2 VE/VCOدر لحظـه رسـيدن بـهVO2max ارزيـابي شـده اسـت.
شايان ذكر است كه با وجود افزايش بيشتر در گروه تجربي تفاوت بين دو گروه معنيدار نبود. به نظر مي رسد كـهدليل عدم تغيير معنيدار اين نسبت هنگام مقايسة دو گروه در اين تحقيق، بـه كـم بـودن ميـزان مقاومـت بانـدالاستيكي، كوتاه بودن مدت دورة تمرين و پراكندگي زياد آزمودنيها در اين متغير، مربوط باشد.
نبض اكسيژن (VO2/HR) نيز يكي از شاخصهاي كار ايي قلبي -ريـوي بـه شـمار مـيرود(15،11)، كـه درتحقيق حاضر بررسي شد. در اين زمينه هر چه ميزان اكسيژن بدن در فاصلة دو ضربان قلب متوالي بيشتر باشـد ، حاكي از كارايي بيشتر دستگاه قلبي- تنفسي در امر رساندن اكسيژن به عضلات فعال است (36). در اين تحقيـقنشان داده شد كه مداخلة تمريني تأثير معنيداري در اين نسبت به وجود نميآورد(05/0P>). اين يافته با نتايجتحقيقات هابدانك و همكاران(1998) همسوست(16). به نظر ميرسد چهار هفته تمرين براي ايجاد اثـر بـر ايـننسبت كافي نيست و در اين مورد بايد مطالعات بيشتري انجام گيرد . در تعدادي از مطالعـات نسـبت بـين تهويـة دقيقهاي و اكسيژن مصرفي 2VE/VO(معادل تهويهاي اكسيژن ) به عنوان يكي از شاخصهـاي كـارايي تنفسـياندازهگيري شده است(36،4). نتايج تحقيق حاضر نشان داد كه تغييرات نسـبت 2 VE/VOپـس از چهـار هفتـهتمرين هوازي همراه با افزايش مقاومت در قفسة سينه به وسيلة باند الاستيكي در مقايسه بـا تمـرين هـوازي بـهتنهايي بيشتر است (05/0P<)، يعني مداخله تمريني اين تحقيق موجب بهبود كـارايي ريـوي آزمـودنيهـا شـدهاست، زيرا هرچه دستگاه ريوي به ازاي مقدار مشخصي اكسيژن مصرفي بدنVE كمتري داشـته باشـد، كـارايي بيشتري دارد (16). تفاوت نتايج تحقيق در زمينة دو نسبت 2 VE/VO و 2VE/VCO را ميتوان بـا توجـه بـهايــن امــر توجيــه كــرد كــه هنگــام فعاليــت ورزشــي 2VE/VCO تغييرپــذيري كمتــري نســبت بــه 2 VE/VOدارد( به دليل حساسيت سازوكار كنترل تهويهاي به 2PaCO وPH شرياني، در دامنة فيزيولوژيك ).
علاوه براين، هنگام آزمون فزايندة ورزشي 2VE/VO درست پس از آستانة بي هوازي (AT) دچار تغييـر مـي-شود، درحاليكه 2 VE/VCOاغلب چند دقيقه پس از AT ثابت مـي مانـد (36). يافتـة ايـن تحقيـق در مـورد2VE/VO با نتايج فارل و همكاران(1987) مغاير است (14). به نظر مـيرسـد دليـل همسـو نبـودن نتـايج ايـنتحقيق با تحقيق فارل و همكاران، نوع آزمون فزاينده مورد استفاده و تفاوت در سطح آمادگي آزمودنيها باشد. نسبت بين حجم فضـاي مـرده و حجـم جـاري(VD/VT) و همچنـين فركـانس تـنفس(rf) در تحقيقـاتمختلف بررسي شده است (2). VD/VT يكي از شاخصهاي عملكرد بهينة دسـتگاه ريـوي اسـت و در تغييـراتنسبت 2 VE/VCOنقش بسزايي دارد(33). در تحقيق حاضر تفاوت معنـي داري بـين دو گـروه تمرينـي در دومتغير مذكور مشاهده نشد. به نظر ميرسد دليل اين مسئله كمتر بودن مدت دور ة تمريني اين تحقيق نسبت بـهدو تحق يق مذكور باشد. در زمين ة VD/VT نيز نتايج اين تحقيق با يافتههاي ديويد و همكاران (1994) و كـورتو همكاران(2000) مغاير است.
در تأييد اثر مداخلة تمريني تحقيق حاضر، يافته ها بيانگر اختلاف معنيدار VEmax گروه تجربي در مقايسه با گروه كنترل بود. در مورد تأثيرات تمريني مشاهده شده روي تهوية حداكثر، ويليـانيتيس و همكـاران (2001) اظهار كردند كه بهبود VEmax در اثر تمرين عضلات تنفسي ناشي از افزايش استقامت و بهبـود مقاومـت ايـنعضلات در برابر خستگي است و افزايش استقامت عضلات تنفسي خسـتگي، عضـلات تنفسـي، بـرونده حركتـيعضلات تنفسي و درك تلاش تنفسي افراد شركتكننـده در تمـرين عضـلات تنفسـي را كـاهش مـي دهـد(31).
بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه كاهش خستگي عضلات تنفسي و كاهش ناتواني تنفسي هنگام اجـراي آزمـونفزاينده روي نوارگردان، موجب تسهيل تهويه و تـأمين اكسـيژن بـدن شـده اسـت. همچنـين در تأييـد تـأثيرات تمريني اين تحقيق، نتايج نشاندهندة اختلاف معنيدارMVV دو گروه تجربي و كنترل بود. در نتيجه علاوه بر اثر معني دار اين متغير قبل و بعد از تمرين در هر يك از گروهها، دو گروه نيز تفاوت معنيداري داشـتند. در ايـنمورد نتايج تحقيق حاضر با يافتههاي رومر (2002) و وايلگال (2006) همسو و بـا يافتـههـاي ادواردز (2004) و ورگز (2006) مغاير است(30،9). شايان ذكر است شدت و مدت تمرين تحقيقات مذكور تا حدودي بـا هـم و بـاتحقيق حاضر متفاوت بوده است. به طور مثال در بيشتر تحقيقات فوق براي ايجاد اضافه بار بـر فراينـد تـنفس ازدستگاه ايجادكنندة مقاومت در برابر عمل دم و بازدم با درجات مقاومـت مختلـف اسـتفاده شـده و ايـن تمـرين هنگام فعاليت ورزشي انجام نگرفته است. در رابط ة اثر تمرين استقامتي رويMVV ، پرت و همكـاران (2000) بيان كردند كه تمرين استقامتي رويMVV افراد غيرورزشكار تأثير مثبت دارد و بخشي از اين تأثير را ناشي ازكاهش لاكتات و يون پتاسيم عضلات تنفسي آزمودنيها پس از تمرين عنوان كردند كه احتمـالاً سـبب افـزايشاستقامت اين عضلات شده است(24). در نتيجه با توجه به تأثيرات تمرين استقامتي روي دسـتگاه تنفسـي مـي-توان اثر تمرين هوازي بر اين عامل را توجيه كرد. همچنين نظر به اينكه سشر و همكـاران (2000) تهويـة اراديحداكثر را به عنوان شاخصي از استقامت عضلات تنفسي بيان كردند(27)، مـي تـوان نتيجـه گرفـت كـه مداخلـة تمريني حاضر روي استقامت عضلات تنفسي افراد غيرورزشكار تأثير مثبتي داشته و با توجه به اينكهMVV نيزتحت تأثير دو عامل حجم جاري و تواتر تنفسي است و فرد هنگام اجراي مانورMVV ، بايد بـه مـدت 15 ثانيـهدم و بازدم عميق و سريع انجام دهد، احتمال دارد كه در صورت افزايش استقامت و قدرت عضلات تنفسـي پـساز تمرين تهوية اداري حداكثر نيز تحت تأثير قرار گيرد(17،7).
در مورد ظرفيت حياتي با نيـرو (FVC) و نسـبت بـين حجـم بـازدمي بـا نيـرو و ظرفيـت حيـاتي بـا نيـرو(FEV1/FVC)، نتايج تحقيق اختلاف معنيداري در اين حجمهاي ريوي پـس از تمـرين بـين دو گـروه نشـاننداد(05/0>P.). نتايج تحقيق حاضر با يافتههاي آمونتـه (2002)، فـارمر(2006)، همسـو و بـا يافتـههـاي ليـت(1976)(35) و وايلگالا (2006)مغاير است . در اين زمينه وايلگـال و همكـاران (2006) بيـان كردنـد كـه تمـرينعضلات تنفسي روي ظرفيت حياتي با نيروي شناگران تأثير مثبت داشته و همين مسـئله اسـتقامت شـناگران راتحت تأثير قرار داده است. آنها بيان كردند كهFVC با قدرت عضلات تنفسي ارتباط دارد و ممكن است افزايشقدرت اين عضلات رويFVC تأثير مثبت داشته باشد(35). با توجه بـه نتـايج بـه دسـت آمـده مـيتـوان گفـتاحتمالاً به دليل اعمال مقاومت كم(كاهش 10 درصد FVC) و طولاني بودن زمان استفاده(تمـرين هـوازي)، ايـنمداخله بيشتر موجب افزايش استق امت عضلات تنفسي شده است . به همين دليل در متغيرهـاي تنفسـي كـه بـهقدرت عضلاني بستگي دارد(FEV1/FVC وFVC)، تغييري مشاهده نشده است.
به طور خلاصه به نظر مي رسد كه اثرات محدود كردن حركت قفسة سـينه ناشـي از بهبـود عملكـرد عضـلاتتنفسي ، كاهش كار تنفسي، نيازهاي متابوليكي و جريان خون مورد نياز عضلات تنفسي باشد. براساس يافتههاي اين تحقيق مي توان گفت كه استفاده از باند الاستيكي به منظور افزايش مقدار بار وارد بر عضلات تنفسي هنگـامتمرين هوازي موجب ايجاد سازگاري هـايي در ايـن عضـلات مـيشـود و ايـن مسـئله مـي توانـد موجـب كسـب مزيت هايي براي بهبود عملكرد ورزشي به ويژه در دورههاي كوتاه مدت تمرين شود و از اين روش تمريني مي توان براي تسريع در دستيابي به بخشي از سازگاريها به تمرين هوازي به ويژه در افراد مبتدي استفاده كرد. به هر حـالدرمورد قابل استفاده بودن اين روش تمريني در افراد نخبه كه ظرفيتهاي تنفسي زيـادي دارنـد، ترديـد وجـوددارد و بايد بررسي شود.
منابع و مĤخذ
1- بومپا، تئودور،اُ. (1385). “اصول و روش شناسي تمرينـات ورزشـي1”. ترجمـة معرفـت سـياهكوهيان وديگران، چاپ اول،تهران، دنياي حركت ص4.
Amonette W.E.,and Dupler T.L.(2002).”The effect of respiratory muscle training on VO2max , the ventilatory threshold and pulmonary function” .J.Exerc. Physiol. Vul 5(2):PP:131-45
Bergh U., Ekblom B., Astrand P.O.(2000). “Mximal oxygen uptake ‘classical’ versus ‘contemporary’ Med”. Sci. Sports Exerc.32 (1):PP: 85-88.
Caiozzo V.J., Davis J.A., Berriman D.J., Vandagriff R.B., Prietto C.A.(1987). “Effect of high-intensity exercise on the VE/VCO2 relationship”. J Appl Physiol.62(3):PP:1460–1464.
Cotton R. (1996). “Testing and Evaluation. In: Cotton, R. (ed)”. American Council on Exercise: Personal Trainer Manuel San Diego, CA, American Council on Exercise: P:216.
Daniels L., Yarbrough R., Foster C. (1978). “Changes in VO2max and running performance with training”. Eur. Appl. Physiol. 39: PP:249-254.
Dempsey J.A., Adams L., Ainsworth D.M. (1996). “Airway, lung, and respiratory function during exercise”. In: Rowell LB, Shepherd JT, editors. Exercise: regulation and integration of multiple systems. New York (NY): Oxford University Press,PP: 448-514.
Downey A and Chenoweth L.(2007).”Effects of inspiratory muscle training on exercise responses in normoxia and hypoxia. Respire”.physiol.neurobio.156:PP:137-146.
Edwards A and Cooke C. (2004).”Oxygen uptake kinetics and maximal aerobic power are unaffected by inspiratory muscle training in healthy subjects where time to exhaustion is extended”.Eur.J.App.Physiol. 42:PP:198-203.
Ekblom B.(1968). “Effect of physical training on oxygen transport system in man”. Acta physiologica scandinavica 328(suppl):PP:1-45
Enright S.J. ,Unnithan V.B., Heward C and Withnall L.(2006).”Effect of high-intencity inspiratory muscle training on lung volumes, diaphragm thickness and exercise capacity in subject who are healthy”.Physical therapy. Vol 86(3).PP:193-209
Enright S.J., Unnithan V, B., (2011). “Effect of Inspiratory Muscle Training Intensities on Pulmonary Function and Work Capacity in People Who Are Healthy: A Randomized Controlled Trial.” American Physical Therapy Association. Vol 91(5);PP:1126-35
Farmer L., Patterson J., Rogers A and Michael E.(2006).”Effect of Chest constriction on aerobic conditioning”. Med. Sci .Sports Exerc.38(5):PP: 396-397.
Farrell, S. W. and Ivy, J. L. (1987). “Lactate acidosis and the increase in VE/VO2 during incremental exercise”. J. of App. Physiology, Vol 62(4): PP:15511555.
Fast S.L., Patterson J.A., Farmer K.L and et al (2006). “The Effects of Chest Constriction at Rest on Aerobic Capacity”. Med. Sci. Sports Exer . Vol 38(5) Supplement May p S397.
Habedank D., Reindl I., Vietzke G., Bauer U., Sperfeld A., Glaser S., Wernecke K.D., Kleber F.X. (1998). “Ventilatory efficiency and exercise tolerancein 101 healthy volunteers”. Eur J Appl Physiol.77:PP:421–426.
Henke K.G., Sharratt M., Pegelow D., et al. (1988).”Regulation of endexpiratory lung volume during exercise”. J.Appl. Physiol. 64 (1):PP:135-46.
Heyward V.H.(2002). “Advanced fitness assessment exercise prescription. Human kinetics”.
Hoeger W.K., and Hoeger S.A.( 2007).”Lifetime physical fitness and wellness”. Thomson.
Kaneko H., Otsuka M., Kawashima Y and Sato H.(2010). “The Effect of Upper Chest Wall Restriction on Diaphragmatic Function”. J of Physic Thera Sci. Vol. 22(4):PP: 375-380
Katz A.M. (1992).”Physiology of the heart”. 2nd ed. New York. Raven, P:687
Leith D., Bradley M. (1976). “Ventilatory muscle strength and endurance training”. 1. Appl. Physiol. 41:PP: 508-516.
Melanson E., Freedson P., Jungbluth S. (1996). “Changes in VO2max and maximal treadmill time after 9 wk of running or in-line skate training”. Med. Sci. Sports Exerc. 28:PP: 1422-1426.
Perret C., Spengler C., Egger G., Boutellier D. (2000). “Influence of endurance exercise on respiratory muscle performance”. Med. Sci. Sports Exerc. 32: PP:2052-2058.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Ray A.D., Pendergast D.R and Lundgren C.G. (2011). “Respiratory muscle training reduces the work of breathing at depth”. Eur J Appl Physiol; 108(4):811-
24
Robinson E., Kjeldgaard 1. (1982). “Improvement in ventilatory muscle function with running”. J. Appl. Physiol. Vol 5: PP:1400-1406.
Scherer T.A., Spengler C.M and Owassapian D.(2000).”Respiratory muscle endurance training in chronic obstructive pulmonary disease”. Am.JRespir.
Cirt.Care.Med. Vol 162. PP: 1709-1714.
Tolfrey V.G., Foden E., Perret C., Degens H. (2010). “Effects of inspiratory muscle training on respiratory function and repetitive sprint performance in wheelchair basketball players”. Br J Sports Med; Vol 44(9): PP: 665-668
29.Tomczak S.E., Guenette J, A., Reid W.D and et al (2011). “Diaphragm Fatigue after Submaximal Exercise with Chest Wall Restriction”. Vol 43 (3);PP: 416-424.
Verges S., Lenherr O., Haner A, C., Schulz C., and Spengler C, M.(2006). “Increased fatigue resistance of respiratory muscles during exercise after respiratory muscle endurance training”. Am J Physiol Regul Integr Comp Physiol. Vol 292: R1246–R1253.
Volianitis S., McConnell A., Koutedakis Y., McNaughton L., Backx K., Jones D. (2001). “Inspiratory muscle training improves rowing performance”.Med. Sci. Sports Exerc.Vol 33:PP: 803-809.
Wasserman K, Hansen J.E ,Sue D.Y, Whipp B.J, Casaburi R.(1999). “Principles of exercise testing and interpretation, 3rd ed”. Baltimore:Lippincott Williams&Wilkins.
Wasserman K., Whipp B.J.,Casaburi R.(2002).”Respiratory control during exercise”. .In:Fishman AP, Chernia ck NS, Widdicombe JG,Geiger SR editors.Handbook of physiology.Sect.3 therespiratorysystem, Vol control of breathing,part II. Bethesda, MD: American Physiological SocietyVol 32: PP:595– 619.


پاسخ دهید