جدول 4_BMD مهرههاي كمري (2(g/cm و ران در دو گروه، پيش و پس از برنامة فعاليت ورزشي

گروه شاهد گروه تجربي متغير
پس آزمون پيش آزمون پس آزمون پيش آزمون 0/73 ± 0/07 0/73 ± 0/07 0/77 ±0/11 0/78 ± 0/12 گردن ران (2g/cm)
0/60 ± 0/06 0/59 ± 0/06 0/66 ±0/12 0/65 ± 0/12 برجستگي بزرگ(2g/cm)
0/98 ± 0/12 0/97 ± 0/12 1/02 ±0/16 1/02 ± 0/14 بين دو برجستگي (2g/cm)
0/83 ± 0/09 0/84 ± 0/11 0/90 ±0/16 0/90 ± 0/16 مجموع (2g/cm)

بحث و نتيجه گيري
هدف از اين پژوهش، بررسي اثر فعاليت ورزشي تركيبي بر BMD زنان يائسة مبتلا به سرطان سينه بود. يافتههاي پژوهش حاضر نشان داد، 15 هفته فعاليت ورزشي تركيبي، اثر معنيداري برBMD مهرههاي كمر
(096/0=F=2/98 ،P) و استخوان ران (174/0=F=1/95 ،P) زنان يائسة مبتلا به سرطان سينه ندارد.
افراد مبتلا به سرطان سينه در معرض خطر تحليل استخواني و شكستگي ناشي از آن قرار دارند. تحليل استخواني همراه با درمانهاي سرطان سينه آثار چشمگيري بر سلامت استخوان دارد. ممكن است تغيير سبك زندگي BMD زنان مبتلا به سرطان سينه را افزايش دهد (6). فعاليت ورزشي منظم ميتواند به افزايش قدرت و تحرك پذيري استخوان افراد مبتلا به سرطان كه در معرض خطر تحليل استخواني قرار دارند، كمك كند (6). در اين پژوهش، فعاليت ورزشي تركيبي (هوازي و مقاومتي) براي 15 هفته مورد استفاده قرار گرفت. يافتهها نشان داد، فعاليت ورزشي تركيبي اثر معنيداري بر BMD زنان يائسة مبتلا به سرطان سينه ندارد. اين يافته با يافتة شوارتز و همكاران (2007) همخواني ندارد. آنها گزارش كردند فعاليت ورزشي در طول شيمي درماني، در زنان مبتلا به سرطان سينه ميتواند از پوكي استخواني پيشگيري كند يا دست كم پوكي استخوان را به حداقل برساند (24). يك دليل احتمالي براي اين عدم همخواني اين است كه در پژوهش حاضر نمونهها زنان يائسة مبتلا به سرطان سينه بودند كه جراحي، شيمي درماني و پرتودرماني را كامل كرده و تحت هورمون درماني با تاموكسيفن بودند. تاموكسفين دارويي است كه بازرخداد سرطان سينه را تا حد زيادي مهار ميكند، اما اثر سويي بر BMD دارد و ممكن است خطر پوكي استخوان را تشديد كند (6،2). در تحقيق شوارتز، نمونهها زنان يائسه اي بودند كه تنها شيميدرماني دريافت كرده بودند. به هر حال، از آنجا كه هورمون درماني بر BMD زنان يائسة مبتلا به سرطان سينه اثر سوء دارد، به نظر ميرسد فعاليت ورزشي، نتواند اين اثر را مهار كند. از سوي ديگر، پيادهروي و تمرين مقاومتي با هم مداخله اين پژوهش بودند. كملر و همكاران (2002) گزارش كرداند، تمرين مقاومتي شديد در بهبود BMD زنان در سالهاي حياتي اوليه يائسگي موثر است (11). اگر تمرين مقاومتي براي زنان يائسه به كار گرفته شود، آثار معنيداري بر BMD دارد. با اين حال، استنگل و همكاران (2005) بيان داشتند تمرينهاي تواني بيش از تمرين قدرتي در كاهش تحليل استخواني زنان يائسه مؤثر است (27). وني و همكاران (2010) گزارش كردند 28 هفته تمرين مقاومتي اثر معنيداري بر BMD زنان در دورة پيش از يائسگي ندارد
(30)، با اين حال، وينترز و اسنو (2003) گزارش كردند، تمرين مقاومتي به مدت يكسال ميتواند سبب افزايش BMD در زنان يائسه شود (35). همچنين، والتمن و همكاران (2010) نيز تاييد كردند كه تمرينات مقاومتي به مدت يك سال ميتواند تحليل استخواني را در زنان مبتلا به سرطان سينه كاهش دهد (32). كاتو و همكاران (2010)، رابطة مثبتي بين مدت زمان تمرين و BMD مهرههاي كمري در زنان قبل از يائسگي و زنان يائسه گزارش كردند (10). بنابراين دليل محتمل ديگر براي عدم اثر معنيدار فعاليت ورزشي بر BMD، به مدت زمان فعاليت ورزشي (15 هفته در پژوهش حاضر، در برابر 1 سال) مربوط است. بنابراين، به نظر مي رسد، براي اثربخشي فعاليت ورزشي به ويژه فعاليت ورزشي تركيبي بر BMD زنان يائسه، بايد اين تمرينات به مدت بيش از يك سال طراحي شوند.
با اين حال، احتمالاً تمرينهاي مقاومتي و تواني بيش از تمرينهاي مقاومتي و هوازي براي بهبود BMD بيماران مبتلا به سرطان سينه مفيد است، اگرچه تاييد اين موضوع به پژوهش هاي بيشتري نياز دارد.
در برخي پژوهشها اثر ويژگيهاي آنتروپومتريك مانند وزن بدن و BMI را بر BMD بررسي شدهاست (8). BMI پايين، عامل خطرساز مهمي در گسترش پوكي استخوان قلمداد شده است. ديگر دليل محتمل براي عدم اثر معنيدار فعاليت ورزشي هوازي و مقاومتي بر BMD در پژوهش حاضر اين است كه فعاليت ورزشي وزن بدن و BMI را در نمونهها بهطور معنيدار كاهش داده، و وزن بدن و BMI پايين ميتواند آثار معكوسي بر BMD داشته باشد (31). سازوكارهايي براي پوكي استخوان ناشي از كاهش وزن مطرح شده كه يكي از آنها به كاهش هورمونهاي فعالكنندة استخوان كه از طريق بافت چربي توليد ميشود، مربوط است(23). كاهش وزن و BMI با كاهش بافت چربي همراه است، ازاين رو كاهش اين هورمونها محتمل است و پيامد آن ميتواند تحليل استخوان باشد. ازاينرو، وزن بدن و BMI ارتباط مستقيمي با BMD دارند، به همين دليل هرچه وزن بدن و
BMI كمتر باشد، BMD نيز پايينتر است.
در پايان ميتوان نتيجه گرفت، 15 هفته فعاليت ورزشي تركيبي بر BMD زنان يائسة مبتلا به سرطان سينه اثر ندارد. با اين حال، پيشنهاد ميشود، پژوهشي با مدت و حجم نمونة بيشتر به منظور تاييد اين يافته انجام پذيرد.

منابع و مĤخذ
Chen Z, Maricic M, Pettinger M, Ritenbaugh C, Lopez AM, Barad DH, Gass M, Leboff MS, Bassford TL (2005). “Osteoporosis and rate of bone loss among postmenopausal survivors of breast cancer”. Cancer. 104: PP:1520 – 1530.
Coleman RE (2004). “Hormone – and chemotherapy-induced bone loss in breast cancer”. Oncology (Williston Park). 18: PP:16 – 20.
Courneya KS, Mackey JR, Bell GJ, Jones LW, Field CJ, Fairey AS (2003). “Randomized controlled trial of exercise training in postmenopausal breast cancer survivors: Cardiopulmonary and Quality of life Outcomes”. Journal of Clinical Oncology. 21: PP:1660 – 1668.
Courneya KS, Vallance JK, McNeely ML, Karvinen KH, Peddle CH, Mackey JR (2004). “Exercise issues in older cancer survivors”. Critical Reviews in Oncology/Hematology 51:PP: 249 – 261.
Engels HJ, Currie JS, Lueck CC, Wirth JC (2002). “Bench/step training with and without extremity loading. Effects on muscular fitness, body composition profile, and psychological affect”. Journal of Sports Medicine and Physical Fitness. 42:PP: 71 – 78.
Guise TA (2006). “Bone loss and fracture risk associated with cancer therapy”. The Oncologist. 11: PP:1121 – 1131
Herrero F, San Juan AF, Fleck SJ, Balmer J, Pérez M, Cañete S, Earnest CP, Foster C, Lucía A (2006). “Combined aerobic and resistance training in breast cancer survivors: A randomized, controlled pilot trial”. International Journal of Sports Medicine. 27: PP:573 – 580.
Jürimäe T, Sööt T, Jürimäe J (2005). “Relationships of Anthropometrical Parameters and Body Composition with Bone Mineral Content or Density in Young Women with Different Levels of Physical Activity”. Journal of Physiological Anthropology and Applied Human Science. 24: PP:579 – 587.
Kaste S.C, Rai S.N, Fleming K, McCammon E.A, Tylavsky F.A, Danish R.K (2006). “Changes in bone mineral density in survivors of childhood acute lymphoblastic leukemia”. Pediatric Blood and Cancer. 46:PP: 77 – 87.
Kato T, Terashima T, Yamashita T, Hatanaka Y, Honda A, Umemura Y (2006). “Effect of low-repetition jump training on bone mineral density in young women”. Journal of Applied Physiology. 100: PP:839 – 843.
Kemmler W, Engelke K, Lauber D, Weineck J, Hensen J, Kalender WA (2002).”Exercise effects on fitness and bone mineral density in early postmenopausal women: 1-year EFOPS results”. Medicine and Science in Sports and Exercise. 34: PP:2125 – 2123.
May KP, West SG, McDermott MT, Huffer WE (1994). “The effect of lowdose methotrexate on bone metabolism and histomorphometry in rats”. Arthritis Rheumatoid. 37: PP:201 – 206.
McNeely ML, Campbell KL, Rowe BH, Klassen TP, Mackey JR, Courneya KS. (2006). “Effects of exercise on breast cancer patients and survivors: a systematic review and meta-analysis”. Canadian Medical Association Journal.
175: PP:34 – 41.
Mincey BA, Moraghan TJ, Perez EA (2000). “Prevention and treatment of osteoporosis in women with breast cancer”. Mayo Clinic Proceeding. 75:PP:821- 829.
Mustian KM, Morrow GR, Yates J, Gillies L, Boles C (2006). “A randomized controlled pilot of home-based exercise (HBEX) versus standard care (SC) among breast (BC) and prostate cancer (PC) patients receiving radiation therapy”. Journal of Clinical Oncology. 24:P: 8504.
Nagata M, Kitagawa J, Miyake T, Nakahara Y (2002).”Effects of exercise practice on the maintenance of radius bone mineral density in postmenopausal women”. Journal of Physiological Anthropology and Applied Human Science. 21: PP:229 – 234.
Nikander R, Sievänen H, Ojala K, Oivanen T, Kellokumpu-Lehtinen PL, Saarto T (2007). “Effect of a vigorous aerobic regimen on physical performance in breast cancer patients – a randomized controlled pilot trial”. Acta Oncology. 46: PP:181 – 186.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

18-North American Menopause Society (2002).”Management of postmenopausal osteoporosis: position statement of the North American Menopause Society”. Menopause. 9: PP:84 – 101.
O’Connell MB, Seaton TL (2005). “Osteoporosis and osteomalacia”. In: DiPiro JT, Talbert RL, Yee GC, Matzke GR, Wells BG, Posey LM, eds. Pharmacotherapy: A Pathophysiologic Approach. 6th edition. New York, NY: McGraw-Hill.PP:1645 – 1669.
Ohira T, Schmitz KH , Ahmed RL , Yee D (2006). “Effects of weight training on quality of life in recent breast cancer survivors”. American Cancer Society. 106:PP: 2076 – 2083.
Ozawa H (1994). “Sports events and bone mineral density”. Journal of Clinical Sports Medicine. 11:PP:1245 – 1251.
Ramaswamy B, Shapiro CL (2003). “Osteopenia and osteoporosis in women with breast cancer”. Seminars in Oncology. 30:PP:763 – 775.
Reid IR, Cornish J, Baldock PA (2006). “Nutrition-related peptides and bone homeostasis”. Journal of Bone Mineral Research. 21:PP:495 – 500.
Schwartz AL, Winters-Stone K, Gallucci B (2007). “Exercise effects on bone mineral density in women with breast cancer receiving adjuvant chemotherapy”. Oncology Nursing Forum. 4:PP:627-33.
Shibata Y, Ohsawa I, Watanabe T, Miura T, Sato Y (2003). “Effects of physical training on bone mineral density and bone metabolism”. Journal of Physiological Anthropology and Applied Human Science. 22: PP:203 – 208.
Silverstein K.D, Schneider D.L, Sandwell J (2006). “Breast cancer and bone mass in older women: is bone density prescreening for mammography useful?” Osteoporosis International. 17: PP:1196 – 1201.
Stengel SV, Kemmler W, Pintag R, Beeskow C, Weineck J, Lauber D, Kalender WA, Engelke K (2005). “Power training is more effective than strength training for maintaining bone mineral density in postmenopausal women”. Journal of Applied Physiology. 99:PP:181 – 188.
Swenson K.K, Henly S.J, Shapiro A.C, Schroeder L.M (2005). “Interventions to prevent loss of bone mineral density in women receiving chemotherapy for breast cancer”. Clinical Journal of Oncology Nursing. 9:PP:177 – 184.
Theriault RL (2005). “Strategies to prevent chemotherapy-induced bone loss in women with breast cancer”. Clinical Breast Cancer. 5: PP:63 – 70.
Vanni AC, Meyer F, da Veiga ADR, Zanardo VPS (2010). “Comparison of the effects of two resistance training regimens on muscular and bone responses in premenopausal women”. Osteoporos Int 21:PP:1537–1544.
Villareal DT, Fontana L, Weiss EP, Racette SB, Steger-May K, Schechtman KB, Klein S, Holloszy JO (2006). “Bone mineral density response to caloric restriction–induced weight loss or exercise-induced weight loss; a randomized controlled trial”. Archives of Internal Medicine. 166: PP:2502 – 2510.
Waltman NL, Twiss JJ, Ott CD, Gross GJ, Lindsey AM, Moore TE, Berg K,. Kupzyk K (2010). “The effect of weight training on bone mineral density and bone turnover in postmenopausal breast cancer survivors with bone loss: a 24month randomized controlled trial”. Osteoporos Int 21:PP:1361–1369.
Wijnands M, Burgers A (2001). “Stress fracture in long term methotrexate treatment for psoriatic arthritis”. Anna Rheumatoid Disorder. 60:PP:736 – 739.
Wilson D B, Porter J S, Parker G, Kilpatrick J (2005). “Anthropometric changes using a walking intervention in African American breast cancer survivors: A pilot study”. Prevention of Chronic Disease; 2: A16.


پاسخ دهید