معن

سطح

داري

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ي

گروه شاهد گروه تجربي
متغير

Fپيش آزمون پس آزمون پيش آزمون پس آزمون
0/028* 9/25 69/40±13/51 70/39 ± 12/75 71/60 ±9/28 70/170 ± 9/00 وزن بدن(kg)
0/019* 8/64 27/74± 4/77 28/04 ± 4/69 27/98 ± 3/55 27/42 ± 3/43 BMI(kg/m2)
0/372 -0/909 96/46 ±12/99 99/85 ± 13/55 93/93 ± 8/87 93/53 ± 8/74 دور كمر(cm)
0/150 1/482 101/78 ±9/46 101/46 ± 10/48 97/03 ± 9/19 97/03 ± 9/03 دور باسن(cm)
0/010* 11/12 0/946 ± 0/797 0/982 ± 0/721 0/968 ±0/416 0/964 ± 0/369 WHR
0/002*
11/24 20/65 ± 5/73 17/15± 6/02 13/85 ± 5/18 14/45 ± 5/05 Vo2max
(ml/min/kg)
0/11 1/21 123/61 ±3/79 124/33 ± 6/36 129/13 ±5/23 127/45 ± 4/90 فشار خون(mmHg)
0/013*
11/74 83/92 ± 5/62 88/57 ± 5/35 89/46 ± 5/94 88/53 ± 6/30 ضربان قلب استراحت
(beat/min)
( p< 0/05) *
بحث و بررسي
در اين پژوهش، پس از 15 هفته ظرفيت هوازي گروه تجربي ml/kg/min 49/3 افزايش و ظرفيت هوازي گروه شاهد ml/kg/min 6/0 كاهش يافت. همچنين يافتهها نشان داد كه تمرين هوازي و مقاومتي تركيبي اثر معنيداري بر ظرفيت هوازي زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان دارد. اين يافته با يافتههاي ويزوفسكي و همكاران (2005)، موستيان و همكاران (2006)، اشنايدر و همكاران (2007)، مكنلي و همكاران (2006) و نيكاندر و همكاران (2007) همخواني دارد(26، 15، 20، 11، 17). در پژوهش ويزوفسكي و همكاران (2005) كه از دوچرخة كارسنج به مدت 12 هفته استفاده شد، ظرفيت هوازي و عملكردي زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان بهبود يافت(26). در گزارش موستيان و همكاران (2006) مشخص شد كه فعاليت ورزشي تركيبي به بهبود ظرفيت هوازي زنان مبتلا به سرطان پستان كمك مي كند(15). اشنايدر و همكاران (2007) اذعانكردند، فعاليت ورزشي نظارت شده با شدت متوسط سبب حفظ يا بهبود ظرفيت هوازي ميشود(21). گزارش مك نلي و همكاران (2006) و نيكاندر و همكاران (2007) نيز حاكي از بهبود ظرفيت هوازي در اثر فعاليت ورزشي در زنان مبتلا به سرطان پستان است (11، 17). يافتههاي پژوهش حاضر، يافتههاي پژوهشگران قبلي را تاييد ميكند و نشان ميدهد فعاليت ورزشي ميتواند Vo2maxزنان يائسة مبتلا به سرطان پستان را بهبود بخشد. بر اثر ابتلا به بيماري سرطان پستان و درمان ناشي از آن ظرفيت هوازي زنان مبتلا به اين بيماري كاهش مييابد (2،1، 3 ،4،6)، اما ممكن است فعاليت ورزشي بر بهبود اين ظرفيت اثر داشته باشد. سازوكار احتمالي اين بهبود ممكن است به بهبود عملكرد دستگاه قلب و عروق و تنفس در اثر فعاليت ورزشي مربوط باشد. ابتلا به سرطان پستان و درمان آن علاوه بر كاهش ظرفيت هوازي، سبب افزايش خستگي روزانه ميشود، اما به نظر ميرسد بهبود ظرفيت هوازي بيشينه در اثر فعاليت ورزشي در بهبود عملكرد زنان يائسة مبتلا پستان نقش دارد و آثار خستگي ناشي از درمان را كاهش مي دهد (23).
در اين پژوهش، پس از 15 هفته فعاليت ورزشي تركيبي، ضربان قلب استراحت آزمودنيهاي گروه تجربي 65/4 ضربه در دقيقه كاهش و ضربان قلب استراحت گروه شاهد 93/0 ضربه در دقيقه افزايش داشت. بين دو گروه نيز تفاوت معنيداري در كاهش ضربان قلب استراحت پس از 15 هفته به دست آمد. اين يافته نشان ميدهد، فعاليت ورزشي هوازي و مقاومتي اثر معنيداري بر كاهش ضربان قلب استراحت زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان دارد، اين با يافتههاي موستيان و همكاران (2006)، نيكاندر و همكاران (2007) و اشنايدر و همكاران (2007) همخواني دارد (15، 17،21). ازاينرو، به نظر ميرسد فعاليت ورزشي تركيبي ضربان قلب استراحت زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان را كاهش مي دهد. سازوكار محتمل براي اين موضوع ميتواند تقويت دستگاه قلبي عروقي – تنفسي و افزايش ظرفيت حمل اكسيژن باشد (23، 24).
براساس يافتههاي اين پژوهش، فعاليت ورزشي تركيبي اثر معني داري بر كاهش وزن بدن و BMI زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان دارد، به طوري كه پس از 15 هفته، وزن بدن و BMI گروه تجربي به ترتيب kg 992/0 و 2 kg/m3/0 كاهش و وزن بدن و BMI گروه شاهد به ترتيب kg 43/1 و 2 kg/m54/0 افزايش داشت. در مورد اثر فعاليت ورزشي بر نسبت دور كمر به باسن (WHR) زنان مبتلا به سرطان پستان، يافتة اينپژوهش نشان داد كه فعاليت ورزشي هوازي و مقاومتي تركيبي اثر معنيدار بر نسبت دور كمر به باسن زنانيائسة مبتلا به سرطان پستان دارد. اين يافتهها با يافتههاي اهيرا و همكاران (2006) و ويلسون و همكاران(2005) همخواني دارد (17، 27). با اين حال، بين اين يافته و يافتههاي ماتيوس و همكاران (2007) و مك نلي و همكاران (2006) كه نبود اثر معنيدار فعاليت بدني بر وزن بدن، شاخص تودة بدن و نسبت دور كمر به باسن زنان مبتلا به سرطان پستان را گزارش كردند، همخواني وجود ندارد (10، 11). علت احتمالي اين عدم همخواني ممكن است به نوع و مدت فعاليت ورزشي مربوط باشد، زيرا ماتيوس و همكاران از برنامة پيادهروي نظارت نشده به مدت 12 هفته استفاده كردند (10)، درحالي كه در پژوهش حاضر از برنامة نظارت شدة تركيبي به مدت 15 هفته استفاده شد. همچنين در تحقيق مك نلي اثر فعاليت ورزشي بر تمام زنان مبتلا به سرطان پستان با هر دامنة سني و هر نوع درمان در نظر گرفته شده بود(11)، درحالي كه پژوهش حاضر به زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان با دامنة سني 50 تا 65 سال كه درمانهاي جراحي، شيمي درماني و پرتو درماني دريافت كرده و تحت دارودرماني بودند، محدود شده بود. با توجه به اينكه اضافه وزن و شاخص تودة بدن بالا خطر ابتلا به سرطان پستان و بازرخداد آن را در زنان يائسة تحت درمان افزايش مي دهند، به نظر ميرسد فعاليت ورزشي تركيبي بتواند با كاهش وزن بدن و BMI اين خطر را به طور چشمگيري كاهش دهد. برخي از سازوكارهاي احتمالي مرتبط عبارت است از كاهش سطوح انسولين و مقاومت به انسولين و برخي هورمونهاي زنانه مانند استراديول و پرژوسترون (عوامل خطرزاي ابتلا و بازرخداد سرطان پستان). شواهد حاكي از ارتباط مستقيم معنيدار بين وزن بدن و شاخص تودة بدن با سطوح انسولين و هورمونهاي زنانه است (12، 13). بنابراين كاهش وزن و شاخص تودة بدن در پژوهش حاضر احتمالاً ميتواند سبب كاهش سطوح انسولين و هورمونهاي زنانه شود و خطر بازرخداد را در زنان يائسة تحت درمان كاهش دهد. با اين حال، تاييد اين ادعا به پژوهشهاي بيشتري نياز دارد.
نتيجه گيري
با توجه به يافتههاي اين پژوهش ميتوان گفت كه فعاليت ورزشي هوازي و مقاومتي تركيبي بر ظرفيت هوازي، وزن بدن، شاخص تودة بدن و نسبت دور كمر به باسن زنان يائسهي مبتلا به سرطان پستان اثر معني-داري دارد. با توجه به يافتههاي اين پژوهش و مقايسة آن با نتايج پژوهش هاي ديگر به نظر ميرسد فعاليتهايورزشي نظارت شده آثار مثبتي بر برخي متغيرهاي آنتروپومتريك زنان يائسة مبتلا به سرطان پستان كه تحتدرمان هستند، دارد.
منابع و مĤخذ
1.Courneya KS, Mackey JR, Bell GJ, Jones LW, Field CJ, Fairey AS (2003). “Randomized controlled trial of exercise training in postmenopausal breast cancer survivors: Cardiopulmonary and quality of life outcomes”. Journal of Clinical Oncology. 21; PP:1660-1668.


پاسخ دهید