8 ± 9/2 0/41 185 ± 47/7 177/6 ± 26/6 تمرين هوازي + دارونما 0/08 P پيش آزمون گروه ها 0/33 6/3 ± 2 0/01 42/7 ± 7/1 36/5 ± 5/6 تمرين هوازي + ال-كارنيتين
HDL­C
(ميلي گرم بر ليتر)
9/8 ± 2/9 0/009 49/3 ± 13/7 39/4 ± 6/9 تمرين هوازي + دارونما 0/32 P پيش آزمون گروه ها
نتيجة آزمون آماريt مستقل بر نمره هاي پيش آزمون و نيز تفاوت ميانگين نمره ها در جدول 3 نشان مي دهـد كـهبين مقدار كالري دريافتي، چربي تام، كلسترول و كربوهيدرات غذايي دو گـروه تفـاوت معنـاداري وجـود نـدارد. همچنـيننتيجة آزمون آماريt همبسته نشان مي دهد كه مصرف چربي غذايي در گروه تمرين هوازي+ ال – كـارنيتين درطول دورة تمرين كاهش معناداري يافته است (جدول 3).
جدول 3 – شاخص هاي رژيم غذايي گروهها
مقدار P دو گروه تفاوت نمره ها مقدار P

همبسته زمان اندازهگيري گروه ها متغيرها
پس آزمون پيش آزمون 0/98 -74/4± 72/6 0/33 1457 ± 287 1532 ± 400 تمرين هوازي + ال-كارنيتين كالري غذايي (كالري)
-77/6 ± 102/7 0/47 1363 ± 232 1441 ± 228/5 تمرين هوازي + دارونما 0/56 P پيش آزمون گروه ها 0/1 -10/7 ± 3/4 0/01 51/2 ± 10/6 62 ± 13 تمرين هوازي + ال-كارنيتين چربي تام غذايي
(گرم)
-2/4 ± 3/3 0/48 51 ± 9/5 53/8 ± 4/5 تمرين هوازي + دارونما 0/09 P پيش آزمون گروه ها 0/24 -20/6 ± 15/6 0/22 142 ± 43 162/6 ± 37 تمرين هوازي + ال-كارنيتين كلسترول غذايي
(گرم)
2/8 ± 11/8 0/81 164 ± 50 161 ± 24 تمرين هوازي + دارونما 0/9 P پيش آزمون گروه ها 0/45 -32/4 ± 20/3 0/15 211/8 ± 45 244/3 ± 56 تمرين هوازي + ال-كارنيتين كربوهيدرات غذايي
(گرم)
-12/7 ± 15/7 0/44 189 ± 35 201 ± 33 تمرين هوازي + دارونما 0/06 P پيش آزمون گروه ها
نتيجة آزمون آماريt مستقل بر نمرههاي پيش آزمون شاخص ها در جدول 4 نشان ميدهد كه مقـدار آهـنغذايي در گروه تجربي از گروه كنترل بيشتر بود (03/0= P). همچنين با انجام آزمون آماريt مستقل بر تفـاوتميانگين نمره هاي شاخص ها در جدول 4، تفاوت معناداري بين دو گروه كنترل و تجربي مشاهده نشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول 4 – شاخص هاي تغذيهاي پيش نياز براي بازسازي ال – كارنيتين
مقدار P دو گروه تفاوت
نمره ها مقدار P
همبسته زمان اندازهگيري گروه ها متغيرها
پس آزمون پيش آزمون 0/75 -1/91 ± 1/1 0/12 11/8 ± 3/5 13/8 ±4 تمرين هوازي + ال-كارنيتين ويتامين ب 3 (ميلي گرم)
-2/5 ± 1/5 0/15 9/8 ± 3/9 12/4 ± 2/9 تمرين هوازي + دارونما 0/41 P پيش آزمون گروه ها 0/62 0/04 ± 0/08 0/56 0/81 ± 0/16 0/86 ± 0/18 تمرين هوازي + ال-كارنيتين ويتامين ب 6 (ميلي گرم)
± 0/042 -0/003 0/93 0/81 ± 0/05 0/81 ± 0/09 تمرين هوازي + دارونما 0/52 P پيش آزمون گروه ها 0/53 -1/1 ± 0/38 0/19 33/8 ± 3/1 35 ± 3/2 تمرين هوازي + ال-كارنيتين ويتامين ث (ميلي گرم)
-2/2 ± 1/4 0/16 32/7 ± 3/5 35 ± 2/2 تمرين هوازي + دارونما 1/00 P پيش آزمون گروه ها 0/81 -0/21 ± 1/4 0/89 10/6 ± 4 10/8 ± 2/3 تمرين هوازي + ال-كارنيتين آهن (ميلي گرم)
0/22 ± 0/95 0/82 8/5 ± 1/9 8/3 ± 2/1 تمرين هوازي + دارونما 0/03 P پيش آزمون گروه ها
بحث و نتيجه گيري
كارنيتين و تركيب بدن (درصد چربي بدن و وزن بدن)
تحقيق حاضر نشان داد كه مصرف شش هفته مكمل ال – كارنيتين و تمرين هوازي موجب كاهش معنادار درصد چربي بدن (01/0 = P) شده، اما تاثير معني داري بر شاخص تودة بدن و وزن بدن مشاهده نشد (05/0 ≥P). دربارة تاثير مكمل ال – كارنيتين بر تركيب بدن، بافت چربي و وزن بدن، تحقيقات مختلفي وجود دارد كه با توجه به مقدار مصرف مكمل، نوع آزمودني و روش تحقيق، نتايج متفاوتي داشته است. برخي تحقيقات نشان مي دهند مكمل ال – كارنيتين، اكسيداسيون چربي را در آزمودني هاي دچار اضافه وزن سرعت مي بخشد (3، 22، 30). در حقيقت، مصرف منظم كارنيتين غلظت پلاسمايي و درون سلولي كارنيتين را افزايش مي دهد و به افزايش اكسيداسيون چربي و كاهش تدريجي ذخاير چربي بدن مي انجامد(13). مصرف زياد مكمل ال – كارنيتين عمل گيرنده هايگلوكوكورتيكوئيد را تعديل مي كند، ازاين رو ممكن است بعضي از فعاليت هاي زيستي گلوكوكورتيكوئيدها را شامل تحريكليپوليز در بافت چربي، تقليد كند (3). از سويي ديگر، كارليك (2002) نشان داد كه كمبود كارنيتين مي تواند به كاهشاكسيداسيون چربي و انباشته شدن اسيدهاي چرب و تري گليسيريد در بافت هاي چربي منجر شود (13). ويلاني (2000) نشان داد كه تمرين هوازي به تنهايي موجب كاهش درصد چربي و كاهش وزن مي شود، به شرطي كه تمرين به مدت بيش از يك سال و با حجم زياد (800 دقيقه در هفته) يا با شدت بيش از 80 درصد از ضربان قلب بيشينه انجام گيرد (29). لوفگرين و همكاران (2005) نشان دادند كه مصرف مكمل خوراكي ال – كارنيتين به همراه تمرين هوازي و مصرف رژيم غذايي با پروتئين بالا وزن بدن، شاخص تودة بدن، درصد چربي و نسبت دور كمر به باسن را كاهش مي دهد (19). آنها نتيجه گرفتند كه احتمال دارد افزايش 67 درصدي پروتئين غذايي (با وجود مصرف مكمل ال – كارنيتين) موجب افزايش جذب روده اي كارنيتين شود؛ از سوي ديگر، موجوديت زيستي كارنيتين در منابع غذايي آن 75 درصد است، درحالي كه موجوديت زيستي كارنيتين در منابع مكملي آن 5 تا 18 درصد است و اين مي تواند موجوديت زيستي كارنيتين را از طريق رژيم غذايي (به ويژه پروتئين غذايي)، افزايش دهد و در نهايت تاثير بيشتري بر اكسيداسيون چربي داشته باشد (19). همچنين برخي تحقيقات روي موش ها نشان مي دهد كه مكمل ال – كارنيتين موجب كاهش تجمع ليپيد در عضله و در مجموع كاهش درصد چربي بدن موش مي شود. مكمل ال – كارنيتين اين عمل را از طريق تاثير بر جريان ريزش اسيدهاي چرب زنجيرة بلند به درون ميتوكندري انجام مي دهد (6، 26، 8، 13). در مقابل، برخي تحقيقات نشان مي دهند مصرف مكمل خوراكي ال – كارنيتين به مقدار 6 گرم در روز به مدت 2 هفته، غلظت كارنيتن عضله را در مردان سالم تغيير نمي دهد و موجب كاهش درصد چربي بدن نمي شود (8). همچنين در تحقيقي ديگر، مصرف مكمل خوراكي ال – كارنيتين به مقدار 4 گرم در روز به مدت 8 هفته، تغييري را در وزن و درصد چربي بدن زنان دچار اضافه وزن ايجاد نكرد (29). محققان، نتيجه گرفتند كه ممكن است اين زنان قبل از اعمال متغيرهاي تحقيق، از رژيم هاي غني شدة كارنيتين (مانند گوشت و شير) استفاده كرده باشند يا بدن آنها به گونه اي مناسب كارنيتين را بازسازي كرده باشد، به طوري كه مصرف مكمل ال – كارنيتين نتوانسته تغيير جديدي در ذخاير كارنيتين عضله و اكسيداسيون چربي داشته باشد. در اين تحقيقات به نظر مي رسد كه ظرفيت عملكردي كارنيتين آسيل كارنيتين ترانسلوكاز، نتوانسته است مقدار اكسيداسيون اسيدچرب را در ميتوكندريافزايش دهد (8، 29). واتزك(2004) نشان داد كه مصرف روزانه 3 گرم مكمل ال – كارنيتين (بدون تمرين هوازي) به مدت10 روز، تغييري در تركيب بدن (تودة چربي بدن، تودة خالص بدن، آب كل بدن و وزن بدن) مردان و زنان سالم ايجاد نمي كند (31). ايشان عنوان كرد كه احتمالاً اين نتيجه ناشي از كوتاهي دورة مصرف مكمل ال – كارنيتين در مقايسه با تحقيقات مشابه (20) است. به علاوه، نشان داده شده است كه مكمل ال – كارنيتين ميزان نسخه برداري و فعاليت آنزيم كارنيتن پالميتويل ترانسفراز را تحريك مي كند و موجب تحريك مركز اشتها در هيپوتالاموس و افزايش مصرف غذا و به دنبال آن افزايش وزن مي شود و تاثير ليپوليزي كارنيتين را خنثي مي كند (14). كارنيتين و نيمرخ ليپيدي (LDL‐C ،HDL‐C، تري گليسيريد و كلسترول تام ).
كارنيتين و نيمرخ ليپيدي (LDL­C, HDL­C ، تري گليسيريد و كلسترول تام)
تحقيق حاضر نشان داد كه شش هفته تمرين هوازي و مكمل ال – كارنيتين تغيير معناداري بر LDL‐C،HDL‐C، تري گليسيريد و كلسترول تام سرمي گروه تجربي نسبت به گروه كنترل ايجاد نمي كند (05/0 ≥P ). برخي تحقيقات نشان مي دهند كه تجويز مكمل ال – كارنيتين و تمرين هوازي مي تواند موجب كاهش تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C، ليپوپروتئين a و افزايش HDL‐C سرمي شود (10). در اين زمينه، لوفگرين (2005)، نشان داد كه تجويز مكمل خوراكي ال – كارنيتين به همراه تمرين هوازي (10 هفته) و مصرف رژيم غذايي كم كالري (30 درصد پروتئين، 30 درصد چربي و 40 درصد كربوهيدرات) به كاهش تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C، انسولين و لپتين پلاسما مي انجامد (05/0≥P). وي عنوان كرد كه تاثير متغيرهاي مستقل بر كاهش وزن و درصد چربي بدن به ويژه كاهش چربي هاي خطرزاي ناحية شكمي (كاهش نسبت دور كمر به باسن) در گروه تجربي موجب كسب اين نتيجه شده است (19). پتلاي(2005) نشان داد كه تجويز مكمل خوراكي ال-كارنيتين به همراه تمرين هوازي (10 هفته) و مصرف رژيم غذايي كم كالري (30 درصد پروتئين، 30 درصد چربي و 40 درصد كربوهيدرات) به كاهش تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C و انسولين پلاسما منجر مي شود (25). در تحقيق پتلاي مشخص شد كه كاهش وزن (ناشي از تجويز مكمل خوراكي ال-كارنيتين به همراه تمرين هوازي و مصرف رژيم غذايي كم كالري) با كاهش معنادار ليپيدها و ليپوپروتئين هاي سرم ارتباط دارد، به طوري كه كاهش در
تري گليسيريد، كلسترول تام و LDL‐C مي تواند به افزايش بيان ژني ليپوپروتئين ليپاز (LPL) و گيرندة ليپوپروتئين باچگالي كم (LDL‐R) نسبت داده شود (25). در مقابل، برخي تحقيقات نشان دادند كه انجام تمرين هوازي و مصرف مكملال-كارنيتين و آنتي اكسيدان ها تغييري در نيمرخ ليپيد سرم (ليپيد تام، تري گليسيريد، كلسترول تام، HDL‐C)، نيمرخليپيد كبد (ليپيد تام، تري گليسيريد،HDL‐C)، نيمرخ كارنيتين سرم (كارنيتين، غيراستري شده يا آزاد، اسيد محلول آسيل كارنيتين، اسيد غيرمحلول آسيل كارنيتين و كارنيتين تام)، نيمرخ كارنيتين كبد، نيمرخ كارنيتين عضلة اسكلتي و آنزيم كارنيتين پالميتويل ترانسفراز- يك در موش ها ايجاد نمي كند (15). برندچ و همكاران(2002) نشان دادند كه مصرف مكمل ال-كارنيتين و رژيم كم كالري، تغييري در تركيب بدن و نيمرخ ليپيد پلاسما ( تري گليسيريد، كلسترول تام و اسيدهاي چرب آزاد) در موش ها ايجاد نمي كند(7). آنها اعلام كردند كه احتمالاً موش ها در مقايسه با حيوانات ديگر (مانند سگ و گربه كه با كاهش وزن و نيمرخ ليپيد خون همراه بودند)، از ميزان بازسازي كمتر كارنيتين برخوردار باشند.
مولر (2002) نشان داد كه مصرف روزانه 3 گرم مكمل ال-كارنيتين به مدت 10 روز با وجود افزايش معنادار اكسيداسيون اسيدچرب زنجيره بلند، تغييري در نيمرخ ليپيد سرم (تري گليسيريد، كلسترول تام، LDL‐C ،HDL‐C) مردان و زنان سالم ايجاد نمي كند (22). در تحقيق مولر فقط مكمل ال – كارنيتين داده شده بود و از تمرين هوازي استفاده نشده بود، بنابراين تغيير چنداني در نيمرخ ليپيد سرم مشاهده نشد. اما در تحقيق حاضر، عدم تغيير معنادار LDL‐C ،HDL‐C، تري گليسيريد و كلسترول تام سرمي در گروه تمرين هوازي و مكمل ال- كارنيتين را در مقايسه با گروه كنترل مي توان به مقدار كم مكمل، نبود برنامة رژيم غذايي و كاهش وزن، سطوح اوليه و طبيعي ليپيدهاي خون در آزمودني ها، مدت كم دورة تمرين و جنس آزمودني ها نسبت داد. در اين زمينه، در تحقيقات مختلف دامنة تجويز حداقل و حداكثر كارنيتين در انسان 50 تا 300 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن و ميانگين 2 گرم عنوان شده است (13)، درحالي كه در تحقيق حاضر و در گروه مكمل مقدار تجويز ال-كارنيتين ده ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن آزمودني و ميانگين mg 836 (كمتر از 1 گرم) بوده است، زيرا تجويز مكمل به مقدار بيشتر و به مدت شش هفته احتمال ايجاد عوارضي همچون تهوع، اسهال و استفراغ (28) را در آزمودني هاي با سن بالا (46 سال) افزايش مي داد و موجب انصراف آزمودني ها از ادامة تحقيق مي شد. هر چند با همين مقدار هم، 2 نفر از آزمودني هاي گروه مكمل اين عوارض راگزارش كردند. همچنين 2 جلسه از دورة تمرين به دليل تقارن با تعطيلات رسمي كشور تعطيل شد و از آزمودني ها خواستهشد كه براساس دستورالعمل در خارج از باشگاه به اين تمرينات بپردازند. به علاوه، بعضي تحقيقات نشان مي دهند كه تغيير HDL‐C در برنامه هاي كاهش وزن (تجويز مكمل،تمرين و رژيم غذايي) با جنس آزمودني ارتباط دارد، به نحوي كه در مردان با افزايش و در زنان با عدم تغيير يا كاهش همراه است (25، 11) . در موارد ديگر، كارليك و همكاران (2002) نشان دادند كه بالا بودن اولية چربي خون در انسان، پس از مكمل رساني ال-كارنيتين، آنزيم كارنيتين آسيل ترانسفراز را تحريك كرده و نقش مهمي در ليپوليز ايفا مي كند (13).
كارنيتين و توان هوازي (VO2max)
تحقيق حاضر نشان داد كه شش هفته تمرين هوازي و مكمل ال-كارنيتين تغيير معناداري در توان هوازي گروه تجربي نسبت به گروه كنترل ايجاد نكرد (05/0 ≥P). اندازه گيري حداكثر توان هوازي تعيين كنندة بيشينة اجراي تمرين است كه ممكن است به وسيلة عوامل ريوي، قلبي و عضلاني محدود شود (9). نشان داده شده است كه مصرف مكمل كارنيتين موجب افزايش ذخاير كارنيتين بدن از جمله كبد و عضله مي شود. كارنيتين از طريق فعال كردن آنزيم هاي اكسايشي موجب افزايش ليپوليز و ذخاير اسيدهاي چرب زنجيره بلند و در پي آن افزايش فعاليت آدنيلات ترانسلوكاز و ظرفيت اكسايشي و در نتيجه افزايش توان هوازي مي شود. از سويي كارنيتين مي تواند به بهانة هزينة اكسيداسيون چربي، اكسيداسيون گلوكز را از طريق فعال كردن آنزيم پيروات دهيدروژناز (PDH) افزايش دهد و موجب حداقل تجمع لاكتات و خستگي شود و اجراي تمرين را بهبود بخشد (8). براساس نتايج برخي تحقيقات مكمل ال-كارنيتين مي تواند از طريق سازوكارهاي اشاره شده موجب افزايش توان هوازي شود (13، 5، 4).در مقابل، در تحقيقي مشخص شد كه مصرف مكمل ال – كارنيتين در حين دوچرخه سواري با شدت زياد موجب تغيير توان هوازي نمي شود، زيرا بر محتواي كارنيتين عضله و در نتيجه كاهش تجمع لاكتات در مدت تمرين، اثري ندارد (8). سوپ و همكاران (1988)، نشان دادند كه مصرف مكمل ال-كارنيتين به مقدار 5 گرم به مدت 5 روز (با وجود دو برابر شدن غلظت كارنيتين پلاسما) تاثيري بر توان هوازي ندارد. آنها عنوان كردند كه اين نتيجه ناشي از 1) عدم تغيير در ظرفيت عناصر بيوشيميايي خون، 2) مصرف نكردن اسيدهاي چرب آزاد خون و 3) نبود تفاوت در تبادلات سوبستراهاي درگير در فعاليت ورزشيطي اين دورة كوتاه از مكمل رساني است (27). در تحقيق حاضر توان هوازي در گروه مكمل نسبت به گروهدارونما، بيشتر بود، اما از لحاظ آماري تفاوت معناداري نداشت (05/0=P). دليل اين نتيجه را مي توان تجويز كممكمل ال-كارنيتين دانست و نيز به دليل توان هوازي تقريباً نزديك هر دو گروه، احتمال دارد كه اعضاي دو گروه از سابقه و شرايط آمادگي فيزيولوژيكي نسبتا برابري برخوردار بوده اند و مكمل كارنيتين با اين مقدار تغييرات بيشتري ايجاد نكرده است.
الگوي رژيم غذايي درشت مغذي ها و ريزمغذي ها (مورد نياز براي بازسازي كارنيتين بدن)
براساس پرسشنامة بسامد غذايي و كالري سنجي، هر دو گروه در طول مدت تمرين در متغيرهاي كالري غذايي، چربي تام غذايي، كلسترول غذايي و كربوهيدرات غذايي تفاوتي نداشتند (05/0 ≥P). همچنين گروه مكمل بر خلاف گروه دارونما، از چربي غذايي كمتري استفاده كرده بود (01/0=P). اين موضوع با استفاده از روش آماري آناليز كوواريانس مورد توجه قرار گرفت و در محاسبة كاهش درصد چربي بدن لحاظ شد. با مقايسة يافته هاي به دست آمده از هر دو گروه مي توان دريافت كه گروه مكمل از الگوي رژيم غذايي (درشت مغذي) سالم تري نسبت به گروه دارونما برخوردار بوده است.
براساس پرسشنامة بسامد غذايي، دو گروه در طول مدت تمرين در متغيرهاي ويتامين ب 6، ويتامين ب3، ويتامين ث و آهن غذايي تفاوتي نداشتند (05/0 ≥P)، هرچند مقدار آهن غذايي پيش آزمون در گروه تجربي بيشتر از گروه كنترل بود 03/0=P). از يافته هاي مذكور مي توان دريافت كه مقدار مصرف غذايي ريزمغذي هاي فوق در مدت تمرين، در هر دو گروه تقريباً يكسان بوده و احتمال بازسازي كارنيتين در هر دو گروه تقريباً برابر بوده است.
به طوركلي مي توان گفت افراد ميانسال براي كاهش درصد چربي بدن، مي توانند در كنار انجام تمرينات هوازي، از مكمل ال-كارنيتين با مقدار كم نيز استفاده كنند، اما در مورد تأثير تمرينات هوازي و مكمل ال-كارنيتين بر نيمرخ ليپيد خون به تحقيقات بيشتري نياز است.

منابع و مĤخذ
فاكس و ماتيوس. (1384). “فيزيولوژي ورزش”. ترجمة علي اصغر خالدان، مؤسسة انتشارات دانشگاه تهران، فصل 15، صص : 634-626و 617.
ويويان اچ هي وارد. (1383) . “اصول علمي و تمرين هاي تخصصي آمادگي جسماني” . ترجمة عباسعلي گائيني، حميد رجبي، محمدرضا حامدي نيا، احمد آزاد. ادارة كل تربيت بدني نيروي انتظامي، انتشارات سمت، چاپ دوم، ص : 88.
Alesci S, De Martino MU, Kino T, IIias I. (2004). “L-carnitine is a modulator of the glucocorticoid receptor alpha”. Ann Acad Sci. 1024;PP:147152.
Arenas J, Huertas R, Campos Y, Dias AE, Villalon JM, Vilas E.(1994). “Effect of L-carnitine on the pyruvate dehydrogenase complex and carnitine palmitoyl transferase activity in muscle of endurance athletes”. FEBS Letters. 341; PP:91-93.
Arenas J,Ricoy JR, Encinas AR. (1991). “Carnitine in muscle, serum, and urine of nonprofessional athletes: effect of physical exercise, training, and Lcarnitine administration”. Muscle Nerve. 14; PP:598-604.
Bernard A, Rigault C, Mazua F, Borgne F, Demarquoy J.(2008). “Lcarnitine supplementation and physical exercise restore in some mitochondrial function in the Rat”. J of Gerontology. 63; PP:1027-1033.
Brandsch C, Eder K. (2002). “Effect of L-carnitine on weight loss and body compostition of rats fed a hypocaloric diet”. Ann Nutr Metab. 46; PP:205210.
Brass EP. (2002). “Supplemental carnitine and exercise”. American Journal Clinical Nutrition. 72(2); PP:618-623.
Brass EP, William R, Hiatt MD. (1998). “The role of carnitine and Lcarnitine supplementation during exercise in man and in individuals with special needs”. JACN. 19(3); PP:207-215.
Cristiana P. (2004). “L-carnitine. Health and disease. Am Rev respire dis. 112; PP:219-249.
Dattilo A, Etherton P. (1992). “Effect of weight reduction on blood lipid and lipoproteins (a meta-analysis article). Am J clin Nutr. 56; PP:320-238.
Hoffman J. (2006). “Norms for fitness performance, and Helath”. Human Kinetics. Inc:PP:218-282.
Karlic H, Lohnonger A. (2004). “Supplementation of L-canitine in athletes”. Does it Make sense? J Nutrition. 20; PP:709-715.
Karlic, H, Lohninger S, Koeck T, Lohninger A. (2002). “Dietary Lcanitnine stimulates carnitine acyltransferases in the liver of aged rats”. J Histochem cytochem. 50; P:205.
Kim E, Park H, Cha YS. (2004). “Exercise training and supplement with carnitine and antioxidants increases carnitine stores, triglyceride utilization, and endurance in exerciseing rats”. J Nutr Sci Vitaminol. 50; PP:335-343.
Lacy AC, Hastad DN. (2003). “Measurment and evalution in physical education and exercise science”. Fourth Edition.
Lee MS, Lee HJ, Lee HS, Kim Y. (2006). “L-caintine stimulates lipolysis via induction of the lipolytic gene express and suppression of the adipogenic gene express in 3T3-L1 adipocytes”. J Med Food . 9(4); PP:468-473.
Li B, Lloyd ML, Gudjonsson H, Shug AL, Olsen WA. (1992). “The effect of enteral carnitine administration in human”. Am J Clin Nutr. 55:P:838.
Lofgren IE, Herron KL, West KL, Zern TL, Brownbill RA, Ilich JZ, Koo
SI, Fernandez ML. (2005). “Weight loss favorably modifies anthropometrics and reversal the metabolic syndrome in premenopausal women. JACN. 24(6); PP:486-493.
Lurtz R, Fischer R. (1998). “Carnitine supporting agent in weight loss in adiposity”. Medical Journal for Natural Therapy. 39; PP:12-15
Micromedex T. (2001). “”Drug lnformation for the health care professional (USP DI). Vol.1, N.11, 21 edition: PP:1899-1901.
Muller DM, Seim H, Kiess W, Loster H, Richter T. (2002). “Effect of oral L-carnitine supplementation on in vivo long-chain fatty acid oxidation in healthy adults”. Metabolism. 51(11): PP:1989-91.
23.Natali A, Santoro D, Brandi LS. (2001). “Effects of acute hypercarnitinemia during increased fatty substrate oxidation in man”. Metabolism. 42; PP:594-600.
Novak KK, Melves C, Lenzini SW, Weber NR, Gulmaraes JA. (2005). “Drug fact and comparisons”. Volume 1(15), PP:61-2.
Patalay M, Lofgren IE, Freake HC. (2005). “The lowering of of plasma lipids following a weight reduction program is related to increased expression of the LDL-receptor and lipoprotein lipase”.J Nutr . 135; PP:735-39.
Rajasekar P, Anuradha CV. (2007). “Effect of L-carnitine skeletal muscle lipid and oxidative stress in rats fed high-fructose diet”. Exp Diabetes Res. 2007; P:72741.
Soop M, Bjorkman O, Cederblad G, Hegenfeldt L, Wahren J. (1988). “Influence of carnitine supplementation on muscle substrate and carnitine metabolism during exercise”. J Appl Physiol. 64; PP:2394-99.
Sweetman SC. (2005).”Martindale, The complete drug reference. 35 editions. Pharmaceutical Press: PP:1772-73.
Villani RG, Gannon J, Self M, Rich PA. (2000). “L-canitine supplementation combined with aerobic training does promote weight loss in moderately obese women”. Int Sport Nutr Exerc Metab. 10; P:199.
Walter P, Schaffhauser AO. (2000). “L-carnitine, a vitamin-like for functional food : proceedings of the symposium on L-canitine”. Ann Nutr Metab. 44;P:75.
Wutzke KD, Lorenz H.(2004). “The effect of L-canintine on fat oxidation, protein turnover, and body composition in slightly overweight subjects”. Metabolism. 53. PP:1002-1006.


پاسخ دهید