جدول 3 – ميانگين و انحراف معيار متغيرهاي اندازهگيري شده در سه جلسة آزمون
ضربان قلب ضربان قلب
متغير VO2max مقدار درك
1-زمان درماندگي پيش آزمون پس آزمون جلسات ((ml.kg.min فشار
(ضربه در دقيقه) (ضربه در دقيقه)
-2285-873565

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دارونما 7/1 ± 62/34 42/0±12/10 92/3±1/74 46/5±1/184 03/1±2/18 فانتوم 44/2±21/37 58/0±75/10 76/3±2/74 61/6±8/158 26/1±4/17 دراگون 29/2±39/36 55/0±55/10 27/4±4/75 01/6±3/188 13/1±2/17

نتايج حاصل از آزمون هاي اندازه گيري مكرر در سه جلسة آزمون در جدول 4 ارائه شده است.
جدول 4_ نتايج حاصل از آزمون هاي اندازه گيري مكرر در سه جلسة آزمون
مقدارP مقدار F متغير
0/001* 10/030 VO2max (ml.kg.min-1)
0/001* 10/170 زمان درماندگي (دقيقه)
0/679* 0/395 ضربان قلب پيش آزمون (ضربه دردقيقه)
0/012* 5/736 ضربان قلب پس آزمون (ضربه در دقيقه)
0/007* 6/571 مقدار درك فشار
* نشانه علامت معني داري است.

نتايج آزمون LSD نشان داد:
الف) بين VO2max در جلسات فانتوم و دارونما (003/0=p) و دراگون و دارونما (008/0=P) تفاوت معني دار و بين VO2max در دو جلسة فانتوم و دراگون تفاوت غيرمعنيداري مشاهده شد (216/0 = p).
بين زمان درماندگي در جلسات فانتوم و دارونما (003/0=P) و دراگون و دارونما (007/0=P)، تفاوت معني دار و بين زمان درماندگي در دو جلسة فانتوم و دراگون تفاوت غيرمعنيداري وجود دارد (216/0=p).
بين ضربان قلب پس آزمون در جلسات دراگون و دارونما (019/0=P) و فانتوم و دراگون (024/0=(p تفاوت معني دار و بين دو جلسة فانتوم و دارونما تفاوت غيرمعنيداري وجود دارد (218/0=p).
بين ميزان درك فشار در جلسات فانتوم و دارونما (037/0=p) و دراگون و دارونما (015/0=p)، تفاوت معني دار و بين مقدار درك فشار در جلسة فانتوم و دراگون تفاوت غيرمعنيداري مشاهده شد (343/0=p).

بحث و نتيجه گيري
مصرف نوشيدني انرژي زاي فانتوم و دراگون به ترتيب موجب 9/6 و 8/4 درصد افزايش معني دار در VO2max در مقايسه با دارونما شد. بين اين دو نوشيدني تفاوت وجود داشت، اما اين تفاوت از نظر آماري معني دار نبود. اين يافته با نتيجة تحقيق باوم و ويس (2001) هموست. در تحقيقي مشابه تحقيق حاضر، باوم و ويس (2001) تأثير نوشابة انرژيزاي ردبول حاوي 5/122 كيلوكالري انرژي، 85 ميلي گرم كافئين و 1000 ميلي گرم تورين را بر افزايش VO2max هنگام فعاليت درماندهساز نشان دادند (5). دليل اصلي اين افزايش به برخي تركيبات موجود در نوشيدنيها مثل كافئين و تورين نسبت داده شده است. نقش كافئين و آثار ارگوژنيكي آن هنگام فعاليت ورزشي و افزايش VO2max، به اين صورت است كه كافئين هنگام فعاليت ورزشي با شدت هاي بيشتر يا مدتهاي طولاني تر موجب افزايش فراخواني اسيدهاي چرب آزاد ميشود و كاتابوليسم چربي را افزايش مي دهد (14). در عضلة اسكلتي نيز كافئين رهايش كلسيم از شبكة ساركوپلاسمي را تسهيل ميكند و موجب افزايش توانايي توليد نيرو هنگام انقباض مي شود (14). همچنين تورين با ذخيره و رهاسازي كلسيم از شبكة ساركوپلاسمي موجب افزايش توليد نيروي عضلاني مي شود. تارهاي عضلاني در پاسخ به تكانه هاي عصبي، انقباضپذيري خود را با افزايش و كاهش مقادير تورين در عضلات تعديل ميكنند (20). قابل توجه اينكه نوشابة فانتوم حاوي تورين نسبت به نوشابة دراگون فاقد تورين موجب افزايش بيشتري در VO2max شد.
مصرف نوشيدني انرژيزاي فانتوم و دراگون به ترتيب موجب 3/9 و 5/6 درصد افزايش معنيدار ميشود و در زمان درماندگي در مقايسه با دارونما شد. بين اين دو نوشيدني تفاوت وجود داشت، اما اين تفاوت از نظر آماري معنيدار نبود. اين يافته با نتيجة تحقيق گيس و همكارانش (1994) مبني بر تأخير در زمان درماندگي پس از مصرف نوشابة ردبول پس از فعاليت درمانده ساز همسوست. بررسي مطالعات انجام شده نشان مي دهد افزايش زمان درماندگي به برخي تركيبات موجود در نوشيدنيها همچون كربوهيدرات، كافئين و تورين مربوط است. مصرف مكمل هاي كربوهيدرات در ورزش موجب بهبود عملكرد استقامتي با حفظ مقدار گلوكز خون مي شود (21). مصرف رژيم پركربوهيدرات، ذخاير انرژي را افزايش ميدهد. در ضمن تخلية گليكوژن در افرادي كه مقادير گليكوژن آنها قبل از شروع ورزش كمتر از حد معمول است، به خستگي منجر ميشود (1). همچنين كافئين با فراخواني اسيدهاي چرب آزاد و افزايش كاتابوليسم چربي و نيز صرفه جويي در مصرف گليكوژن عضله، زمان درماندگي را هنگام فعاليت با شدت هاي بيشتر يا مدت هاي طولاني تر افزايش مي دهد (14). تورين نيز با فعاليت آنتياكسيداني، كاهش توليد راديكالهاي آزاد و دفاع از اجزاي سلولي (كاهش صدمه به DNA هسته)، موجب افزايش زمان درماندگي و توانايي انجام فعاليت ميشود (21). قابل توجه اينكه نوشابة فانتوم حاوي تورين نسبت به نوشابة دراگون فاقد تورين موجب افزايش بيشتري در زمان رسيدن به درماندگي ميشود.
بين ضربان قلب پيشآزمون هنگام مصرف سه نوشيدني تفاوت معنيداري وجود نداشت. نوشيدني انرژيزاي دراگون (حاوي 50 ميلي گرم كافئين و فاقد تورين) تأثيري بر ضربان قلب پيش آزمون در مقايسه با نوشيدني فانتوم و دارونما نداشت، اما موجب 2/2 درصد افزايش معنيدار در ضربان قلب پسآزمون نسبت به نوشيدني فانتوم و دارونما شد. پس از مصرف نوشيدنيهاي انرژيزا، ضربان قلب فعاليت تحت تأثير كافئين موجود در نوشيدني ها و از طريق انتشار اپي نفرين افزايش مي يابد (12) كه اين وضعيت با مصرف نوشيدني دراگون اتفاق افتاد. اما نوشيدني فانتوم با كافئين بيشتر نسبت به دراگون، تأثيري بر ضربان قلب هنگام فعاليت نداشت. عدم تأثير نوشيدني فانتوم حاوي كافئين به ميزان 85 ميلي گرم و تورين به ميزان 100 ميلي گرم بر ضربان قلب پس آزمون با نتايج تحقيق گيس و همكارانش (1994) و باوم و ويس (2001) مبني بر عدم تأثير نوشيدني انرژي زاي ردبول حاوي كافئين به مقدار 85 ميلي گرم و تورين به مقدار 1000 ميلي گرم) بر ضربان قلب پس آزمون همسوست.
گيس و همكارانش (1994) و باوم و ويس (2001) علت عدم تغيير معني دار ضربان قلب پس از مصرف نوشيدني حاوي تورين و كافئين را ناشي از تأثيرات تورين مي دانند. تورين در تركيب با كافئين موجب افزايش چشمگير حجم ضربه اي در ورزشكاران استقامتي جوان پس از ورزش ميشود. با افزايش حجم ضربهاي، برون ده قلبي افزايش و موجب افزايش متوسط فشار خون سرخرگي ميشود. در گيرندههاي فشار سرخرگي، افزايش فشار دريافتشده و بلافاصله با كاهش ضربان قلب، برونده قلب كاهش مييابد و فشار خون به مقدار طبيعي خود ميرسد. اگرچه با اطمينان نمي توان گفت كه همة اين توالي رخدادها از طريق تورين صورت مي گيرد، اما عدم افزايش ضربان قلب بر خلاف انتظار با مصرف كافئين، بيانگر آن است كه تورين به نوعي موجب تغيير فيزيولوژيكي قلبي – عروقي ميشود. به عبارتي، تورين نقش كافئين موجود در نوشابة فانتوم را خنثي مي كند
.(12 ،5)
مصرف نوشيدني انرژي زاي فانتوم و دراگون به ترتيب موجب 5/4 و 8/5 درصد كاهش معني دار در ميزان درك فشار در پس آزمون در مقايسه با دارونما شد اما تفاوت معنيداري بين اين دو نوشيدني وجود نداشت. اين مسئله بيانگر آن است كه اين نوشيدنيها احساس همساني در ورزشكاران از جنبة فشار كار پديد مي آورد و شايد به بهبود عملكرد ورزشي كمك كند. اين نتيجه با نتيجة تحقيق اومانا آلواردو منكادو جيمز (2004) مبني بر كاهش ميزان درك فشار هنگام مصرف نوشيدني انرژيزاي ردبول همسوست. علت اين مسئله شايد مربوط به وجود موادي مثل كربوهيدرات ارتباط فيزيولوژيكي وجود دارد، در دسترس بودن سوبستراي كربوهيدرات با افزايش گلوكز و انسولين خون و در نتيجه كاهش هورمون كورتيزول (هورمون افزايش دهندة استرس، ناآرامي و نارضايتي هنگام فعاليت) موجب افزايش رضايتمندي و كاهش درك فشار در طول و بعد از فعاليت درمانده ساز ميشود (3، 7). در فراتجزيه اي نشان داده شده كافئين با تأثير بر سيستم اعصاب مركزي و افزايش فراخواني واحدهاي حركتي (تأثير بر پردازش تحريكاتي كه از محيط به سيستم اعصاب مركزي وارد مي شوند)، موجب كاهش آگاهي از احساسات مربوط به خستگي عضله و افزايش آرامش و سرخوشي در طول فعاليت با بار ثابت و به محض انجام فعاليت درما ندهساز ميشود و اين ممكن است تا حدي آثار ارگوژنيكي كافئين بر عملكرد را توصيف كند (11).
نتايج اين پژوهش نشان داد مصرف كوتاه مدت نوشيدني انرژيزاي دراگون و فانتوم، اثر ارگوژنيكي بر فاكتورهاي قلبي عروقي دختران ورزشكار دارد و تأثير نوشابة فانتوم حاوي تورين بر فاكتورهاي قلبي عروقي بيشتر است. بهبود فاكتورهاي قلبي عروقي، بازتابي از آثار تعاملي تركيبات موجود در اين دو نوشيدني است. البته براي رد يا عدم رد كارايي اين نوشيدنيها، تحقيقات بيشتري بايد انجام شود. پيشنهاد مي شود ديگر متغيرها مانند اپي نفرين، كورتيزول، انسولين، گلوكز، لاكتات و راديكالهاي آزاد بيشتر بررسي شوند.
منابع و مĤخذ
1.رابرت آ، رابرگز. اسكات آ، رابرتس، 1384. “اصول بنيادي فيزيولوژي ورزشي 1 (انرژي، سازگاري ها و عملكرد ورزشي)”. ترجمة عباسعلي گائيني، ولي اﷲ دبيدي روشن، انتشارات سمت، چاپ اول.
Adriana Carvajal – Sancho. (2005). “The acute effect of an energy drink on physical and cognitive performance of male athletes”. Kinesiologia Slovenica, 11(2), PP: 5-16.
Alan C. Utter, Jie Kang, David C. Nieman, Franklin Williams, Robert J. Robertson, Dru A. Henson, J. Mark Davis, Diane E. Butterworth. (1999). “Effect of carbohydrate ingestion and hormonal responses on ratings of perceived exertion during prolonged cycling and running”. European journal of applied physiology and occupational physiology, Vol. 80(2), PP:92-99.
Alford, C.H. Cox, and R. Wescott. (2001). “The effects of Red Bull energy drink on human performance and mood”. Amino Acids, 21. PP: 139-150.
Alisson Bichler and Annika Swenson, Michelle Harris. (2006). “Combination of Caffeine and Taurine has no effect on short term memory but induces changes in heart rate and mean arterial blood pressure”. Amino Acids, PP: 471-476.
Azali Alamdari K et al. (2007). “Acute effects of two energy drinks on anaerobic power and blood lactate levels in male athletes”. Physical education and sport. Vol. 5(2), PP: 153-162.
Backhouse, Susan H’ Bishof, Nicolette C; Biddle, Stuart J.H; Williams, Clyde. (2005). “Effect of Carbohydrate and Prolonged exercise on affect and perceived exertion”. Medicine and science in sports and exercise. 37(10), PP: 1768-1773.
Barthel, T., Mechau, D., Schnittker, R., Liesen, H., and WeiB, M. (2001). “Readiness states of physical activation and after ingestion of taurine and or caffeine containing”. Amino Acids, 20, PP: 63-73.
Baum, M., and WeiB, M. (2001). “The influence of a taurine containing drink on and after exercise measured by echocardiography”. Amino Acids, 20, PP: 7582.
Coombes, Jeff S., Hamilton, Karyn L. (2000). “The effectiveness of Commercially available sports drinks”. Sports Medicine, 29(3), PP: 181-209.
Doherty, M.; Smith, P.M. April (2005). “Effects of caffeine ingestion on rating of perceived exertion during and after exercise: a meta – analysis”, Scandinavian Journal of Medicine and Science in sports, 15(2), PP: 69-78.
Geiss K-R, Jester I, Falke W, Hamm M, Waag KL. (1994). “The effect of a taurine containing drink on performance in 10 endurance – athletes”. Amino Acids, 7, PP: 45-56.
Jacklyn Maurer. (2005). “Sports Beverages. Copyright by desert southwest fitness”, Inc.
Maughan. R.J. (1999). “Nutritional ergogenic aids and exercise performance”. Nutrition research reviews, 12, PP: 255-280.
Khanna G.L and Manna. I. May (2005). “Supplementary effects of carbohydrate – electrolyte drink on sports performance, lactate removal and cardiovascular response of athletes”. Indian J Med Res 121, PP: 665-669.
Reyner, L.A., and Horne, J.A. (2002). “Efficacy of a functional energy drink in counteracting driver sleepiness”. Physiology and behavior, 75, PP: 331-335.
Seidl, R. Peyrl, A. Nicham, R. Hauser, E. (2000). “A taurine and cafeeine – containing drink stimulates cognitive performance and well – being”. Amino Acids, 19, PP: 635-642.
Umana – Alvarado, M., and Moncada – Jime’nez, J. (2004). “The effect of an energy drink on aerobic performance in male athletes”. Medicine and Science in sports and exercise, 36, PP: 174-1675.
Warburton, D.M. Bersellini, E., and Sweeney, E. (2001). “An evaluation of a caffeinated taurine drink on mood, memory and information processing in healthy volunteers without caffeine abstinence”. Psychopharmacology, 158, PP: 322-328.
Woojae Kim. (2003). “Debunking the effects of taurine in red bull energy drink”. Nutrition Bytes: Vol. 9(1), Article 6.


پاسخ دهید