در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اسيدفوليك 37/2±33/22 81/0±66/6 79/3± 174 93/6±56/70 72/2±74/55 46/3±84/10 كراتين 63/1±66/22 04/1±50/6 01/5±5/175 28/5±08/73 03/2±87/56 51/2±87/11 دارونما 63/1±33/21 21/1±33/6 22/5±17/174 04/3±31/67 39/2±93/56 15/4±92/9 مراحل اجراي آزمون
يك هفته قبل از شروع آزمون اصلي، به منظور آشنايي با نحوة كار و اجرا روي دسـتگاه، آزمـودني هـا طـيجلسهاي گرد هم آمدند. پس از برآورد مقادير قد و وزن(با استفاده از ترازو و قد سـنج سـكا سـاخت آلمـان مـدل7071314004)، درصد چربي بدن با استفاده از روش اندازه گيري ضخامت لايه هاي پوستي نقاط سينه، شـكم وران، توسط كاليپر ميكش(ساخت فنلاند نوع اليكن)، و فرمول سه نقطه اي جكسون-پولاك برآورد شد(1):
Σ3M) + 0/0000016(Σ3M)2 – 0/0002574(X) ) 0008267/0 – 1093800/1 = دانسيته بدن مجموع چربي زير پوستي در سه نقطه =(Σ3M) سن آزمودنيX =
سپس خونگيري پايه(از وريد بازويي) در وضعيت حداقل 12 ساعت ناشتايي صورت گرفت. پـس از 10 دقيقه حركات كششي و نرمشي، آزمودنيها تـا مـرز وامانـدگي(آزمـون بـروس) روي نـوارگردان HP Cosmos pulsar treadmill LT) ساخت آلمان) دويدند. حداكثر اكسيژن مصرفي بر اساس زمان اجراي هـر آزمـودنيدر آزمون بيشينة بروس به دست آمد . اين آزمون داراي مراحل 3 دقيقه اي است كه از شيب 10 درصد در مرحلهاول آ غاز شده و در هر مرحله 2 درصد به شيب آن افزوده ميشود. سرعت نيز در مرحلـة اول 74/2 كيلـومتر بـرساعت است و به طور فزاينده در مراحل بعدي زياد مي شود. حداكثر اكسيژن مصرفي براي هر آزمودني با استفادهاز فرمول زير محاسبه شد(1):
VO2max (ml/kg/min) = 14/76 – (1/379 × T) + (0/451 × T²) – (0/012 × T³) T=زمان بدست آمده
بلافاصله پس از اتمام آزمون، بار ديگر از آزمودني ها خونگيري به عمل آمد. پس از انجام مرحل ة پيش آزمـون،آزمودنيهاي گروه هاي تجربي به مدت دو هفته به مكملگيري پرداختند . در طول اين دوره آزمودني هاي تحقيقدر تمرينات عادي و منظم فوتبال كه توسط مربيان تيم برنامه ريزي شـده و شـامل عناصـر هـوازي، بـي هـوازي،مقاومتي، سرعت، تكنيك و تاكتيك بود، شركت كردند. اين تمرينات در مرحلة پيش فصل بـه منظـور حضـور درمسابقات نهايي دانشـگاه هـاي كشـور، روزي دو بـار و 6 روز در هفتـه اجـرا مـي شـدند . برنامـة تمرينـي در هـرميكروسيكل (هفت روز) به گونهاي بود كه فشار تمرينات با افزايش حجم (تعداد تكرارها) و شدت (كـاهش زمـاناستراحت بين تكرارها) به تدريج در روز چهارم به اوج خود ميرسيد. سپس تمرينـات سـير نزولـي را بـه منظـور آمادگي كامل براي مسابقة تداركاتي در روز هفتم طي ميكرد. شدت تمرينـات در همـة جلسـات تمرينـي بـرايكلية بازيكنان يكسان بود و همه بازيكنان با پست هاي مختلف به جز دروازهبان، به طور مشترك تمرين مي كردند.
تمرينات هوازي به صورت تداومي با دامنة ضربان قلب 160 تا 170 ضربه در دقيقـه بـه مـدت 15 تـا 20 دقيقـهانجام ميشد. تمرينات سرعتي در روز دوم به صورت مسافتهاي كوتاه (10تا20 متر × 10 تا 12 تكـرار)، در روزسوم به صورت مسافت هاي بلند (50 تا 80 متر × 6 تا 8 تكرار ) با هدف حفظ سرعت در استقامت، در روز چهارمبه صورت مسافتهاي كوتاه و بلند و در روز پنجم به صورت مسافتهاي كوتاه برگزار ميشد. طول مدت جلسـاتتمرين 90 دقيقه بود. بعد از اتمام دورة مصرف مكمل، با حفـظ تـوالي زمـاني پـيش آزمـون از آنهـا در وضـعيتحداقل 12 ساعت ناشتايي ( قبل و بلافاصله پس از اجراي پروتكل ورزشي بروس) خونگيري به عمل آمد. مصرف مكمل توسط آزمودنيها
گروه تجربي 1 به مدت9 روز دارونماي شبه اسـيدفوليك (پـودر نشاسـته) و در 5 روز بعـدي عـلاوه بـردارونماي شبه اسيد فوليك، به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن(16)، 3/0 گرم مكمل كراتين مونوهيدرات نيز دريافـت كرد. گروه تجربي 2 به مدت 9 روز مكمل اسيد فوليك روزانه به مقدار 800 ميكروگرم و در 5 روز بعدي علاوه بـرمصرف همين مقدار اسيد فوليك(10)، به مقدار كراتين مونوهيدرات دريافتي توسـط گـروه تجربـي1، دارونمـايشبه كراتين مونوهيدرات (پودر گلوكز ) دريافت كرد . در اين بين گروه كنترل همگام با دو گروه ديگـر، دارونمـايشبه كراتين مونوهيدرات و شبه اسيدفوليك را در قالبهاي مشـابه دريافـت كـرد. نحـوة دريافـت مكمـلكـراتينمونوهيدرات و دارونما به گونهاي بود كه در هر وعده مقدار مورد نظر به صورت محلول 250 ميلـيليتـري توسـطفردي خارج از آزمون(دوسوكور) در اختيار آزمودنيها قرار ميگرفت. مقدار روزانة كـراتين م ونوهيـدر ات در قالـبچهار وعده (بعد از صبحانه، بعد از ناهار و قبل و بعد از تمرين) به آزمـودني هـا داده مـيشـد . قـرص هـاي اسـيدفوليك و دارونما نيز 1 ساعت قبل از خواب توسط همان شخص بين افراد توزيع ميشد.
اندازهگيري هاي آزمايشگاهي
نمونههاي خوني گرفته شده در لولههاي ضد انعقاد(EDTA) ريخته شده و سپس با سـرعت 1500 دوردر دقيقه سانتريفيوژ شدند. نمونهها تا زمان آناليز نهايي در دماي 20- درجه سانتي گـراد قـرار گرفتنـد. سـطوحهوموسيســتئين پلاســما در ايــن پــژوهش بــا اســتفاده از كيــت آزمايشــگاهيRoche MODULAR ANALYTICS ، ساخت كشور انگلستان با درصد CV 2-3/4 و به روش آنزيماتيك اندازهگيري شد. سطوح فولات سرمي و 12B- نيز از طريق روش راديوايمونواسي برآورد شدند(9). غلظت هوموسيستئين به دست آمده براساس ميكرومول در ليتر(µmol/l) نمايش داده مـيشـود . در روش راديـو ايمونواسـي سـطوح فـولات و 12B- همزمان در يك لوله اندازهگيري مي شود. غلظتهاي فولات و 12B- بـه ترتيـب بـر حسـب نـانومول بـر ليتـر وپيكومول بر ليتر نمايش داده ميشود(13).
روش آماري
توزيع داده ها از توزيع طبيعي براي تجزيه و تحليل دادههاي هوموسيستئين در اين پـژوهش ازANOVA يكطرفه و آزمون تعقيبيLSD در سطح معني داري05/0p< استفاده شد. براي انجام ايـن آزمـونهـا نـرم افـزارSPSS نسخة 16 مورد استفاده قرار گرفت.

نتايج و يافته هاي تحقيق
يافته هاي اين تحقيق بين سطوح هوموسيستئين سـه گـروه در مرحلـة 3 خـونگيري ( مرحلـة پايـة پـس از مكمل گيري) تفاوت معني داري وجود ندارد (369/0p=). مقايسه دو به دو سطوح هوموسيستئين گروههـا در ايـنمرحله با استفاده از آزمون تعقيبيLSD به ترتيب بـين گـروه هـاي كـراتين و اسـيدفوليك، كـراتين و دارونمـا،اسيدفوليك و دارونما، 166/0 p=0/419 ، p=0/542 ،p= نشان دهنده عدم معني داري اختلاف بود.
جدول 2 تفاوت هاي بين گروهي سطوح هوموسيستئين سه گروه را در مرحلة 4 خونگيري ( مرحلـة بلافاصـلهپس از فعاليت حاد وامانده ساز پس از دورة مكمل گيري) نشان مي دهد. مقايسه دو به دو سطوح هوموسيسـتئينگروهها در اين مرحله با استفاده از آزمونLSD نشان مي دهد كه اختلاف گـروههـاي كـراتين مونوهيـدرات بـااسيدفوليك و كراتين مونوهيدرات با دارونما در اين مرحله معنيدار است(به ترتيب 001/0 p=و 002/ 0p=)، اما اين تفاوت بين گروههاي اسيدفوليك و دارونما معنيدار نيست(714/0p=).

جدول2_ مقايسة دو به دو سطوح هوموسيستئين سه گروه در مرحلة چهارم خونگيري با استفاده از آزمون LSD
سطح معني داري خطاي استاندارد اختلاف ميانگين
(I-J) گروه ها
J I
*0/001 0/31634 -1/30333 اسيدفوليك كراتين مونوهيدرات
دارونما
*0/002 0/31634 -1/18500 0/714 0/31634 0/11833 اسيدفوليك دارونما
٭ تفاوت معنيدار در سطح 05/0P<
بحث و نتيجه گيري
بر اساس نتايج تحقيق ، سطوح ه وموسيستئين خون آزمودنيها بلافاصله پس از تمرين واماندهساز با كـاهشمعنيداري مواجه شد. اين نتيجه با نتايج تحقيق گومه و همكـاران(13)همخـواني و بـا نتـايج گلسـك، هرمـان وكونيگ (14، 17، 24) مغايرت دارد . اين نتيجه احتمالاً به علت شدت آزمون بوده كه موجـب افـت مقـدار اسـيدآمينة ضروري متيونين در خون مي شود و براي تأمين آن ، مسـير ريمتيلاسـيون هوموسيسـتئين را بـه متيـونينتبـديل مـيكنـد، در نتيجـه هوموسيسـتئين كـاهش مـييابـد(22). دلايـل احتمـالي ذكـر شـده در تحقيقـات هرمـان(2003)، كونينـگ (2003) و گلسـك (2007)، تـأثير فعاليـت بـدني زيـر بيشـينه بـر كـاهش سـطوح ويتامينهايB و در نتيجه اختلال در عملكرد مسيرهاي متابوليكي ريمتيلاسيون و ترانسسولفوراسيون است كهموجب افزايش سطوح هوموسيستئين ميشود.
مصرف كوتاه مدت مكمل كراتين مونوهيدرات به افزايش معنيدار كراتينين پلاسما و كاهش معنيدار سطوحهوموسيستئين پاية اين گروه انجاميد كه در دو گروه ديگر حاصل نشد. اين امر احتمالاً به علت افزايش دسترسيبه كراتين به صورت برون زاد بوده كه موجب كاهش سنتز دروني كراتين و به تبع آن كاهش توليد هوموسيستئين شده است. اين نتيجه با نتايج كورزان و استيد (25، 31) همخـوان و بـا نتـايج اسـتينگ(32) نـاهمخوان اسـت.
تنــاقض پــژوهش اخيــر بــا پــژوهش حاضــر احتمــالاً بــه دليــل بــالا بــودن مقــدار متيــونين رژيمــي آزمودنيهاي استينگ بوده كه اثر كراتين را خنثي كرده است. دليل احتمالي ديگر ممكـن اسـت ايـن باشـد كـه آزمودنيهاي استينگ ، افراد سالم جوان بودند كه برنامة 8 هفتهاي مقـاومتي را انجـام دادنـد كـه در مقايسـه بـاآزمودنيهاي پژوهش حاضر كه افراد فعال بودند، فعاليتشان كمتر مستلزم توليد كـراتين بـوده و هوموسيسـتئينآنها كمتر تحت تاثير سنتز كراتين بوده است. دليل احتمالي ديگري كه براي آن ميتوان ذكر كرد، اين است كـهسطوح هوموسيستئين در آزمودنيهاي پژوهش حاضر نسبت به آزمودنيهاي اسـتينگ بـالاتر بـوده و از مداخلـة اعمال شده تأثير كمتري پذيرفتهاند. شايان ذكر است كه در پژوهش حاضر تفاوت بـين سـطوح هوموسيسـتئينپاية 3 گروه پس از مصرف مكمل معني دار نبود، كه با نتايج استينگ(2001) همخوان و با نتايج استيد(2001) و كورزان(2004) ناهمخوان است. كوتاه بودن دورة مصرف مكمل در پژوهش حاضر ممكن است از دلايل تاثيرگذار بر عدم معني داري اختلاف باشد. فعال بودن آزمودنيهاي پژوهش حاضر نيز شايد بر نتيجة حاص له تـأثير داشـته، به طوري كه مقدار مصرفي و بازة زماني مصرف مكمل براي سركوب چرخة متيونين و عدم توليد هوموسيسـتئين،كافي نبوده باشد. دلايل احتمالي ديگري كه ميتوان براي آن ذكر كرد، كوچك بودن نمونه آماري، عـدم كنتـرلدقيق عوامل مداخلهگر يا عدم تعهد كامل آزمودنيها به موارد توصيه شده توسط محقق است.
در سطوح هوموسيستئين گروه كراتين مونوهيدرات پس از اجـراي پروتكـل ورزشـي در مرحلـة پـس آزمـوننسبت به پيش آزمون كاهش معنيداري اتفاق افتاد. سطوح ه وموسيستئين در اين گروه به طور معني داري نسـبتبه دو گروه ديگر كمتر بود. اين نتيج ه با نتيجة گومه (2005)ناهمخوان است . گومه پايداري حادث شـده پـس ازورزش وامانده ساز را در دقايق 2 و 15 بررسي كرد كه سطوح هوموسيستئين در دقيقة 15 به سـطوح پايـة خـودبازگشت. سركوب چرخ ة متيونين در اين بازة زمـاني بـه واسـطة تـأمين كـراتين بـه صـورت بـرون زاد از دلايـل احتمالي است كه مي توان براي نتيجة به دست آمده قائل شد.
مصرف كوتاه مدت مكمل اسيدفوليك برسطوح پاية ه وموسيستئين آزمودني هاي اين گروه تـأثير معنـيداري نداشت. سطوح فولات و 12- Bسرمي اين افراد افزايش غير معنيدار ي يافت. اين نتيجه با نتايج تحقيقات آراكي، برنارد و اينگبورگ همخواني ندارد (4، 5، 20). اين امر احتمالاً به علت كافي نبودن مقدار مصرفي اسيدفوليك در تحقيق حاضر بود، چرا كه آراكي اين مقدار مصرفي را بر روي افراد جـوان غيرفعـال بررسـي كـرده اسـت(4). بـهعبارتي با افزايش سطح فعاليت بدني در آزمودني هاي فعال ايـن پـژوهش، نيازمنـدي هـاي فـولات بـراي تـرميم بافتهاي آسيب ديده و سوخت و ساز آمينواسيدها افزايش يافت و بايد دوز بيشتري در نظر گرفته ميشد.
بر اساس نتايج اين مطالعه كه مصرف كوتاهمدت مكمل كـراتين م ونوهيـدرات ممكـن اسـت موجـب كـاهشسطوح ه وموسيستئين پاي ة خون شود . كاهش حادث شده به دنبال يك جلسه تمرين واماندهساز نيز ممكن است تحت تأثير مكمل كراتين مونوهيدرات قرار گيرد. همچنين مكمـل اسـيدفوليك برسـطوح پايـة فـولات، 12- B، هوموسيستئين پايه و بلافاصله بعد از ورزش واماندهساز، تأثير معني داري ندا شته است . بنابراين پيشنهاد مي شـود در تحقيقات بعدي روي افراد فعال، از مقدار مصرفي بيشتري استفاده كنند.

منابع و مĤخذ
پولاك و ويلمور(1379) “فيزيولوژي ورزشي باليني”. ترجمة فرزاد ناظم و ضياء فلاح محمـدي. انتشـاراتدانشگاه بوعلي سينا همدان.
فلاح محمدي ، ضياء؛ دبيدي روشن، ولي اﷲ ؛ سلطاني، ح امد. (1386). “تـأثير مكمـل كـراتين بـر پاسـخلاكتات خون پس از فعاليت تناوبي تكواندوكاران تمرين كرده”. المپيك سال پانزدهم شماره 3 (39).
فلاح محمدي ، ضياء ؛ دبيدي روشن، ولي اﷲ ؛ هاشم ورزي، سيد عبـداﷲ؛ سـفيري، حميـد (1387). “اثـرتعاملي مصرف مكمل كراتين همراه با بي كربنات سديم بر پاسخ لاكتات خـون و تـوان بـي هـوازي تكوانـدوكارانجوان”. پژوهش در علوم ورزشي شماره 21 صص 13-28.
.4Araki R, Maruyama C, Igarashi S, Yoshida M, Maruyama T, Satoh T, Yoshida M, Umegaki K. (2006). “Effects of short-term folic acid and/or riboflavin supplementation on serum folate and plasma total homocysteine concentrations in young Japanese male subjects”. Eur J0 Clin Nutr. 60 (5):PP:573-9.
Bernard J Venn, Green TJ, Moser R, Mann JI. (2003). “Comparison of the effect of low-dose supplementation with L-5-methyltetrahydrofolate or folic acid on plasma homocysteine: a randomized placebo-controlled study”. Am J Clin Nutr.77:PP:658–62.
Blair SN, Church TS. (2004). “The fitness, obesity, and health equation: is physical activity the common dominant”? JAMA 292:PP: 1232-1234.
.7 Boushey CJ, Beresford SA, Omenn GS, Motulsky AG. (1995).”A quantitative assessment of plasma homocysteine as a risk factor for vascular disease”. Probable benefits of increasing folic acid intakes. JAMA 274:PP:1049-1057
Carmel, R., Jacobsen DW. (2001). “Homocysteine in Health and Disease: Part one: Biochemistry and Physiology, Section Two: Biochemistry and Metabolism”. Cambridge University Press: Cambridge, UK. 47-222.
Chanarin I. (1969). “The assay and concentration of folate in blood and other tissues”. ‘The Megaloblastic Anemias’, Blackwell Scientific Publications, Oxford. PP: 306-336.
DeBree A, Verschuren WM, Blom HJ, Kromhout D. (2001). “Lifestyle factors and plasma homocysteine concentrations in a general population sample”. Am J Epidemiol. 154:PP:150-154.
DeCree C, Whiting PH, Cole H. (2000). “Interactions between homocyst(e)ine and nitric oxide during acute submaximal exercise in adult males”. Int J Sports Med. 21:PP:256-262.
Fonseca V,Guba Sc, Fink LM(1999). “Hyperhomocysteinemia and the endocrine system: implications for atherosclerosis”. Endocine REV 20:PP:738-759
Gaume VF, Mougi H, Figard ML, Simon-Rigaud, U.N. N’guyen J. Callier, J.P. Kantelip, and A Berthelot. (2005). “Physical training decreases total plasma homocysteine and cysteine in middle aged subjects”. Ann Nutr Metab. 49: PP:125131.


پاسخ دهید