دلايل مربوط به ويژگيهاي كار نظير متمايز نبودن سهم كـار هـر فـرد، تعريـف نشـدهبودن كار، نبود استاندار كاري و انگيزشي نبودن اهداف كاري؛
دلايل مربوط به ويژگيهاي گروه نظير بزرگ بودن اندازة گروه، نبود ارزيابي و نظـارتبر افراد و انگيزشي نبودن فضاي گروه؛
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Social Loafing
3. دلايل مربوط به ويژگيهاي ادراك فردي نظير ادراك تنبلي سـاير اعضـا توسـط فـرد،وجود نگرش فردگرايي در افـراد، ادراك مشـكلات در عملكـرد گـروه و وجـود ادراكتوانايي در كارهاي مرتبط توسط افراد (گراوند، 1393).
پيشينه تجربي پژوهش
تكلو و همكاران (1394)، در پژوهشي به بررسي ارتباط بين مؤلفههاي مدل پنج عاملي شخصيت و تنبلي اجتماعي در كاركنان دانشگاه علوم پزشكي در سال 1393 پرداختند و به اين نتيجه دست يافتند كه بين تمام متغيرهـاي مسـتقل ويژگـيهـاي شخصـيتي (روانرنجـوري، بـرونگرايـي،انعطاف پذيري، توافقپذيري و باوجدان بودن) به جز رابطة متغير انعطافپـذيري بـا متغيـر وابسـتة تنبلي اجتماعي رابطة معناداري وجود دارد. ابراهيمي (1394)، پژوهشي بـا موضـوع درآمـدي بـراينرسي سازماني و عوامل تأثيرگذار بر آن در سازمانهاي بخش دولتي ايران انجام داد و بـه ايـننتيجه رسيد كه مهمترين عامل تأثيرگذار بر اينرسي سازمان، اينرسي دانشي است كه بر هر سـهبعد اينرسي سازماني يعني اينرسي بينشي، عملي و روانشناختي تـأثير مسـتقيمي دارد. همچنـينظرفيت جذب دانش سازماني رابطة ميان اينرسي دانشي و سازماني را تعديل ميكند. شاهرضـايي(1393)، در پژوهشي به بررسي تنبلي در سازمانها پرداخت و به اين نتيجه دست يافت كه تنبلي در سازمانها تحت تأثير عوامل دروني (عوامل جسماني، عاطفي و هيجاني، نگرش جمعگرايـي وعدم تناسب روحية شخص با محيط كار) و عوامل بيروني (تناسب درآمد و كار، عدم نظم، قـانونو بيعدالتي و كسالت در فضا) است. نبوي و همكـاران (1391)، در پژوهشـي بـه مطالعـة تـأثيرويژگيهاي بوروكراتيك سازمان بر بيگانگي از كار كارمندان سازمانهـاي اداري پرداختنـد و بـهاين نتايج دست يافتند كه ميان ويژگيهاي رقابت تكنيكي و شـرح وظـايف بـا بيگـانگي از كـاررابطهاي معنادار و منفي وجود دارد. در حالي كه ويژگيهاي ديگـر شـامل سلسـلهمراتـب اقتـدار،غيرشخصي بودن، تقسيم كار و نظارت قوانين با بيگانگي از كار بهطور معنادار و مثبت در ارتبـاطهستند. هانگ (2015)، به موضوع حفظ مزيت رقابتي و اينرسي سازماني پرداخت و بيان كرد كه سازمانها به دنبال حفظ مزيت رقابتي با تكيه بر دانش سـازماني هسـتند و اينرسـي سـاختار ي و سازماني موجب تضعيف مديريت دانش در سازمان ميشوند. هاگ (2014)، بـه موضـوع اينرسـي سازماني به عنوان مانعي براي پذيرش فناوري در شركتها پرداخت و نتيجه گرفـت كـه اينرسـي سازماني شامل اينرسي شناختي، رفتاري، شناختي ـ اجتماعي، اقتصادي و سياسي اسـت. كـاوس،كاك و آكسوي (2014)، به موضوع رفتارهاي كارآفرينانة افـراد كـه بـهواسـطة اينرسـي دانشـيمحدود شدهاند، پرداختند و به اين نتيجه دست يافتند كه اينرسي در دانش سازمان از مهـم تـرين
موانع نوآوري فردي است و اينرسي دانشي افراد را از رفتارهاي كارآفرينانه بـاز مـيدارد. سـيمز ونيچولس (2014)، به موضوع تنبلي اجتماعي پرداختند و به اين نتيجه دست يافتند كـه تنبلـي درسازمانها در حال گسترش است و مديران بايد با اقداماتي همچـون مشـاركت دادن كاركنـان درتصميمگيريها، كاهش اندازة گروه، افزايش خلاقيت، پرداخت پاداش مناسب و بهموقـع بـا ايـنپديده مبارزه كنند.
همان طور كه در ادبيات اينرسي سازماني ديده مي شود، در زمينة بررسي عوامل تأثيرگـذار بـربروز اينرسي در سازمان ها و همچنين پيامدهاي اينرسي سازماني مطالعات مختلفـي انجـام شـده است، اما هيچ يك از اين مطالعات به بررسي سازماني بـا ايـن ابعـاد شـناختي، رفتـاري، سياسـي،اجتماعي و اقتصادي در سازمانهاي دولتي نپرداخته اند. در اين پژوهش تلاش شده نقش فرهنگ بوروكراتيك در ايجاد اينرسي سازماني با اين ابعاد بررسي شود. اغلب پژوهشهـا عـواملي ماننـدمقاومت در برابر تغيير، تحليل نادرست محيط سازماني، تصميمگيريهـاي اسـتراتژيك نادرسـت،ويژگيهاي شخصيتي كاركنان و غيره را از عوامل ايجادكنندة اينرسي سازماني و تنبلي اجتمـاعيميدانند، اما در اين پژوهش سعي شده به فرهنـگ بوروكراسـي در دسـتگاههـاي دولتـي ايـرانبه عنوان كانون توجه ايجاد اينرسي تأكيد شود تا پس از مشـخص شـدن نقـش مـؤثر آن، بـرايبرداشتن گامي مؤثر در راستاي ايجاد چابكي سـازماني و انعطـافپـذيري آنهـا، بـه بـازطراحي وبازآفريني ساختارهاي سازماني مبتني بر طرح تحول بوروكراسي اقدام شود. نكتة مهم ديگر ايـناست كه غالب پژوهشهاي انجام شده در زمينة اينرسي سازماني و تنبلي اجتماعي در شركتهاي بخش خصوصي بوده است. اين پژوهش با هدف قرار دادن سازمانهاي بخش دولتـي، بـهدنبـالتحليل لايههاي شكاف اجرايي اين سازمانها بـا توجـه بـه ضـعف مـديران در شـناخت درسـتتغييرات محيطي از يكسو و از سوي ديگر انطباق نامناسب و بهموقع با اين تغييـرات اسـت كـههمة اين اوامر باعث ايجاد سكون و مقاومت در برابر تغيير شده و سازمان را بـا نـوعي خمـودگيمواجه ميكند. ميتوان اذعان كرد اين پيامد از عوارض توجـه صـرف بـه اصـول بوروكراسـي درسازمانهاي بزرگ دولتي است.
مدل مفهومي پژوهش
شكل 1، مدل مفهومي پژوهش حاضر را نشان ميدهد كه در آن، فرهنگ سازماني بوروكراتيـك متغير پيشبين، اينرسي سازماني متغير ملاك و تنبلي اجتماعي متغير ميانجي در نظر گرفته شـدهاست.

شكل
1
.
پژوهش

مفهومي

مدل

شناختي

اينرسي

اقتصادي

اينرسي

رفتاري

اينرسي

اينرسي

اجتماعي

شناختي

سياسي

اينرسي

ويژگي

هاي

فرد

ادراك

ويژگي

گروه

هاي
ويژگي

كار

هاي

منطقي

فرايندهاي

مدون

نظامات

ضابطه

مندي

يكپارچگي

فرهنگ

بوروكراتيك

نبلي
ت
اجتماعي

اينرسي
سازماني

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شكل

1

.

پژوهش

مفهومي


دیدگاهتان را بنویسید