هايس (به نقل از قلي پور
(1387 مجموعه اي منظم و سنجيده از يك سري فعاليت هايي كه توسط دولت سـازمان يافتـه انـد وبه سمت اهداف بلندمدت و كوتاه مدتي كه در بيانية خط مش ي مشخص شده اند، هدايت مي شود. 6
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Implementation
Carrying out
Fulfilling
54. Producing. Completing
موانع اجراي خط مشي عمومي
عملي كردن برنامهها و تصميمات به دليل وجود مجموعه عوامل مختلف آن طور كـه در ابتـدا بـهنظر مي رسد، چندان ساده نيست و ممكن است تصميمات آن گونه كه مورد نظر بوده اند، بـه اجـرادرنيايند (هاولت و رامش، 1380: 248). الواني (1389) معتقد است خط مشي هاي عمومي در اجرا، دستخوش تغييرات و تحولاتي مي شوند كه گاهي اوقات آنها را از اهداف اوليه شان دور مـي كنـد .
به عبارت ديگر مجريان يا تصميمات را به گونه اي به اجرا در مي آورند كه شـكل تـازه اي بـه خـودمي گيرند يا اينكه در اجراي اين تصميمات با شكست روبه رو ميشـوند . از نظـر الـواني مشـخص نبودن خط مشي، معيارهاي مختلف و متعارض اجرا، عدم انگيزة اجرايي، دستورات متفـاوت، عـدمصلاحيت و توانمندي مجريان، عدم كفايـت منـابع و امكانـات اجـرا، سـاختارهاي بوروكراتيـك وگروه هاي نفوذ، مهم ترين علل تغيير و عدم اجراي خط مشي محسوب مـي شـوند (الـواني، 1389:
209). تاكنون پژوهش هاي متعددي موانع اجراي خط مشي را بررسي كـرده انـد (اسـكات، 2004؛ مكينده، 2005؛ برينارد، 2005؛ استالي، 2006؛ اسپرت، 2009؛ تامرز، 2011؛ مقـدس پـور، دانـاييفرد و كردنائيج، 1391 ؛ قلي پور، دانايي فرد، زارعـي متـين، جنـدقي و فـلاح، 1390؛ شـريف زاده، الواني، رضايي منش و مختاريان پور، 1392) كه در ادامه به تشريح برخي از آنها مي پردازيم.
دانايي فرد، ثقفي و مشبكي اصفهاني (1389) نقش عقلانيت در تدوين خـط مشـي بـه عنـوان عاملي اثرگذار در اجراي خط مشي را بررسي كردند. آنها معتقدند معمولاً هنگامي كه مرحلة اجرا با شكست مواجه مي شود فقط مجريان سرزنش مي شوند، درحالي كه تدوين كنندگان خط مشـي نيـزنقش مهمي در موفقيت يا شكست خط مشي دارند. بر اين اساس معتقدند كه عدم رعايت تركيب مطلوب عقلانيت در مرحلة تدوين خط مشي به اجراي ناموفق خط مشي ها منجر مي شـود . امـا درپژوهشي ديگر، شكل و محتواي قانون يا خطمشي به عنـوان يكـي از موانـع اجـراي خـط مشـيشناخته نشد. مرتضوي، دهكردي و زارعپور (1391)، موانع اجراي قانون مديريت خدمات كشوري را، به عنوان يك خط مشي كلان دولتي ارزيابي كردند. در اين پژوهش، مجموعاً دربارة 4 دسته از عوامل با عنوان موانع مرتبط با شكل و محتواي قانون، مجريان قانون، نظارت بر اجـراي قـانون،ابزارها و پيش نيازها مطالعه شد كه غير از عامل نخست (شكل و محتواي قـانون )، سـاير عوامـلبه عنوان موانع مهم تحقق قانون مديريت خدمات كشوري شناسايي شدند.
قلي پور و همكاران (1390) در تبيين عوامل بازدارنده و تنگناهاي اجراي خـط مشـي هـا بـه 8 گروه از عوامل اشاره كرده اند كه شامل عوامل زير است: 1.عوامل بازدارندة ناشي از بوروكراسـي ، 2. ناشي از ساختارهاي اجرايي، 3. ناشي از عوامل محيطي، 4. ناشي از فرهنگ سازي، 5. ناشي از قوانين و مقررات، 6. ناشي از منابع انساني، 7. ناشي از ماهيت خـط مشـي و 8. عوامـل بازدارنـدة ناشي از منابع و امكانات مادي.
در يكي ديگر از پژوهشهايي كه در سطح كلان براي شناسايي موانع اجراي خطمشـي هـايعمومي انجام گرفته است و بيشترين ارتبـاط را بـا م وضـوع پـژوهش حاضـر دارد، شـريف زاده و همكاران (1392) موانع اجراي سياست هاي فرهنگي كشور طي برنامه هاي اول تا چهارم توسعه و بررسي تجربيات مديران فرهنگي را در اين حوزه بررسي كردند. به طور كلي اين عوامل به6 دسته تقسيم مي شوند كه عبارت اند از: 1. عوامل ناشي از نظام سياست گذاري فرهنگي كشور، 2. عوامل ناشي از نظام فرهنگي كشور، 3. عوامل ناشي از نظام سياستگذاري كـلان كشـور، 4. بـرونداد نظام اجراي سياست هاي فرهنگي و 5. بدنة اجتماعي سياست فرهنگي.
در خارج از كشور نيز دانشمندان آسيب شناسي اجراي خطمشي عمومي، به ايـن حـوزه توجـهكرده اند. پرسمن و ويلداوسكي (1980) معتقدند تأخير در اجـراي خـط مشـي1 يكـي از مشـكلاتجدي حكومتها و سازمان ها محسوب مي شود. در خط مشي هاي مطالعه شده توسط آنها، بازيگران متعددي ايفاي نقش مي كردند. برخي از آنها نسبت به مجموعة اقـدامات ، نگرشـي كـاملاً منفـيداشتند، بر خي به صورت همزمان تعهد زيادي نسبت به اين اقدامات داشتند و معتقد بودنـد كـه از اولويت بالايي برخوردار هستند، درحالي كه گروه ديگر معتقد بودند كه انجام آن اقـدامات چنـدانضروري نيست. هر چه اين نظرات و ديدگاه ها نسبت به اجراي خط مشـي عمـومي متفـاوت تـر ومتعددتر باشد، احتمال بروز تأخير در اجرا نيز افزايش مي يابد.
جيمز اندرسون (1982) علل عمدة عدم اجراي صحيح خط مشـي را در عـدم آگـاهي و دركصحيح از دستورات مجريان، عملي نبودن اجراي تصميم و مقاومت مجريان در اجراي خط مشـي ميداند.
همچنين هاگوود و گان (1984) در مقاله اي تحت عنوان »آيا اجراي بي نقص قابـل حصـولاست؟«، عوامل غيرمترقبه و خارج از سازمان، زمان ناكـافي و در دسـترس نبـودن منـابع لازم ومناسب، فقدان نظرية معتبر علت و معلولي، عدم ارتباط مستقيم بين علت ها و معلول ها، ارتباطات بيش از حد بين واحدهاي اجرايي، عدم درك و نبـود توافـق در مـورد اهـداف، مشـخص نبـودنوظايف و فقدان هماهنگي، عدم درخواست مقامات و صاحبان قدرت براي اجراي كامل خط مشي را به عنوان موقعيت هايي شناسايي كردند كه در آن اجـراي خـط مشـي عمـومي بـا مـانع روبـه رو ميشود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Policy implementation delay
از نظر كاليستا (1995) نيز ناكافي بودن منابع، ابزارهاي نامناسب، انحرافات ناشـي از نيـات وزدوبندهاي سياسي، نارسا بودن طرح هاي اوليه، عدم تعهد لازم مجريان خط مشي مهم ترين موانع اجرا هستند.
همچنين در پژوهشي با همكاري آژانس ايالت متحده براي بهبود بين المللـي 1 موانـع اجـرايخط مشي عمومي در زمينة سلامت و بهداشت عمومي بررسـي شـده اسـت كـه بـر ايـن اسـاس خط مشي هاي متعارض يا متقاطع، انگيزه و تعهد پـايين، اجـرا در سـطوح متفـاوت، حيـا و عفـتعمومي جامعه، تبعيض و جنسيت و دوگانگي ميان تدوين و اجراي خط مشي مهم ترين موانع اجرا هستند (اسپرت، 2009).
تامرز (2011) نيز در پژوهشي بيگانگي مجريان از خطمشي را به عنوان يكـي از موانـع مهـماجراي خط مشي معرفي كرد. بيگانگي از خـط مشـي نـوعي حالـت روان شـناختي اسـت كـه بـهازهم گسيختگي روان شناختي در اجراي خطمشي منجر شـده و يـك متغيـر چندبعـدي محسـوبمي شود كه به طور كلي شامل ابعاد ناتواني و بي معنا بودن2 است. ناتواني به عدم كنتـرل فـرد بـررويدادهاي زندگي و بي معنا بودن نيز به عدم توانايي در درك نقـش وي در تحقـق يـك هـدفبزرگ تر اشاره دارد.
مسئلة عفاف و حجاب مسئلهاي بومي محسوب مي شود و بـه برخـي از كشـورهاي مسـلمان محدود است. در خارج از كشور خطمشي يا قانوني، به خصوصي در سطح كلان، براي رسيدگي به اين مسئله وضع نشده است و به اين ترتيب پژوهشي نيز در اين رابطه با شناسايي موانـع اجـرايخط مشي مربوطه انجام نشده است. همانطور كه پيش از اين ذكر شـد در كشـور نيـز پـژوهشعلمي مشخصي بهمنظور شناسايي موانع اجراي خط مشيهاي مرتبط بـا حـوزة عفـاف و حجـابانجام نشده است و فقط شريف زاده و همكاران (1392) موانع اجراي سياستهاي فرهنگي كشـوركه كلانتر از موضوع عفاف و حجاب است، را بررسي كردند. بنابراين شايسته است در پژوهشـيعلمي موانع اجراي خطمشي »قانون راهكارهاي اجرايـي گسـترش فرهنـگ عفـاف و حجـاب« بررسي شود.
روش شناسي پژوهش
اين پژوهش در قالب فلسفة پراگماتيسم و روش شناسي تركيبي در دو مرحله انجـام شـده اسـت .
بهعبارت ديگر به منظور شناسايي جامع موانع محتمل در مسـير اجـراي خـط مشـي »راهكارهـاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
U.S. Agency for International Development
Powerlessness and meaninglessness
اجرايي توسعة فرهنگ عفاف و حجاب« در مرحلة نخست از شيوة تحليل كيفي و در مرحلـ ة دوم براي آزمون نتايج مرحلة نخست، از شيوة تحليـل كمـي اسـتفاده شـد. بـه منظـور تبيـين جـامع خصوصيات روش شناختي اين پژوهش از پياز پژوهش ساندرز و لويس و ثرنهيل (2005) اسـتفادهشد كه در شكل 2 قابل مشاهده است.

فلسفة

پژوهش

پژوهش

رهيافت

پژوهش

استراتژي

روش

انتخاب

زماني

افق

تحليل

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

وش
ر

و

كدگذاري

مدل

رياضي

سازي
پرگماتيسم

استقرايي

دلفي

و

تم

تحليل

ركيبي
ت

مقطعي

فلسفة

پژوهش

پژوهش


دیدگاهتان را بنویسید