Critical existential thinking
Representing personal concept
Transcendental awareness
Developing vigilance state
يكي از تأثيرات مهم معنويت ارتقاي سلامت روان است. معنويت موجب بهـره منـدي فـرد ازآرامش دروني، ايجاد نگرش مثبت در فرد نسـبت بـه خـود و زنـدگي مـيشـود (زارع و زارعزاده،1394). با توجه به نقش تعيينكنندة اين نگرشهـاي مثبـت بـر عملكـرد فـردي سـلامت روانبه عنوان يكي از متغيرهاي ميانجي پژوهش در نظر گرفته شده است.
سلامت روان
سلامت روان يكي از مهم ترين عوامل مؤثر بر تكامل و بهبود انسان است (خالـديان، حسـنوند ونصرتي، 2013). با توجه به تعريف سازمان بهداشت جهـاني، سـلامت روان صـلاحيت برقـراريارتباط هماهنگ با ساير افراد، بهسازي محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و نگرش شخصـيمنطقي است. برخورداري از سلامت روان يكي از مهم ترين عوامل تسهيل گر براي توانايي مقابله با مشكلات روزمره، برقراري ارتباطات نزديك با ديگران و داشتن زندگي قـوي اسـت (يوسـفي،براتعلي و عرفان، 2010). فرد برخوردار از سلامت عمومي فردي است كه توان و شهامت رسيدن به اهدافش را دارد. چنين فردي شاداب، مطمئن و خوشبين اسـت و ضـمن پـذيرفتن اشـكالات خود، در حد توان به رفع آنها اقدام ميكند. وي از روابط قوي و مطلوبي برخوردار است و جايگـاهخود را در جامعه و خانواده مي شناسد. در زندگي، هدفمند و غايتمدار است و تلاش مـي كنـد بـريأس و نااميدي خود غلبه كند و در نهايت در رسيدن به اهداف خـود موفـق مـي شـود. احسـاسخستگي هميشگي، حافظة ضعيف و ناتواني در تمركـز و توجـه، از ضـعف سـلامت روان نشـئتمي گيرد. از اين رو ضعف سلامت روان ميتواند بر عملكرد شغلي تأثير منفي داشته باشـد (شـيد،2005). افزون بر اين، آرامش و تمركز ذهني از پيشنيازهاي مهم خلاقيت نيز به شمار مي روند كه يكي ديگر از متغيرهاي ميانجي پژوهش حاضر را تشكيل ميدهد.
خلاقيت
خلاقيت را بهمعنـاي ارائـة ايـدة جديـد و مفيـد تعريـف كـردهانـد (جـورج و ژو، 2007). برخـي انديشمندان دريافته اند خلاقيت از احساسات ريشه مي گيرد و مفهوم ايدة محصول يـا خـدمات ازاحساسات الهام گرفته مي شود (بورن، 2008). خلاقيت را ميتوان فرايندي دانست كـه از طريـقآن افراد قابليتهايشان را به عنوان عامل انساني به نمايش ميگذارند و به افراد كمـك مـيكنـدفعالتر باشند و در حل مسائل كاري موفقتر عمل كنند (ليكتا، موون، هـاريس و برلـون، 2003). اگرچه ارائة ايدههاي جديد و مفيد موجب پويايي افراد و سازمان ميشود، بهره مندي از اين ايدهها به كاربست و عملي ساختن آنها، يعني نوآوري وابسته است.
نوآوري
خلاقيت بهمعناي ايجاد ايده هاي مفيد و نو است، در حالي كه نوآوري فرايند تبديل اين ايده ها بهواقعيت تعريف مي شود. نوآوري معرفي و كاربرد آگاهانة ايده ها براي طراحي و ارائة محصـول يـافرايند جديدي است كه به تأمين نياز افراد، گروه ها، سازمان ها يا جامعه كمك ميكنـد (وسـت وفار، 1990). فرايند نوآوري با يك نياز آغاز ميشود و به ايدة خلاقانـه اي مـي انجامـد. ايـن ايـدة خلاقانه در نهايت به توليد محصول و ايدة نوآورانه منتهي ميشود. نوآوري اغلب اجراي ا يـده هـا تعريف م يشود، در حالي كه خلاقيت به توليد ايده هـا اشـاره دارد (آمابيـل و كـونتي، 1999). بـراساس مدل تطابق نوآوري راجرز (2003)، نوآوري پيش از اين كه توسط افراد انجام شود، بايد از مجموعه مراحلي گذر كند؛ لازم است مهارت هايي در افراد پرورش يابد تا بتوانند ايدههاي جديد و مفيدي ارائه دهند و بررسي كنند كه آيا اين ايدهها به نوآوري تبديل مي شوند يا خيـر (تالوكـدر و كيوزي، 2010). احساس شايستگي، تأثير، استقلال، اعتماد و معناداربودن، از جملـه ويژگـي هـايافراد نوآور در سازمان است. پژوهشهاي پيشين نشان دادهاند رفتارهاي نوآورانه كاركنان تـا حـدزيادي به تعامل آنها با ديگران در محيط كار بستگي دارد (آندرسون، درو و نيجاسـتند 2004). بـاتوجه به اين كه معنويت احسـاس معنـاداربودن در فـرد را تقويـت مـي كنـد (كاراكـاس، 2010)، مي تواند فرد را براي تعامل بيشتر و مؤثرتر با ديگران تشويق كند و اين نيز زمينه ساز مؤثري براي تقويت نوآوري است. از اين رو در پژوهش حاضر، اثر متغير ميانجي نوآوري در تأثير هوش معنـويبر عملكرد فردي بررسي شده است. در ادامه به مرور مطالعات تجربي پيشين در خصوص متغيرهاي تحقيق پرداخته ميشود.
پيشينة تجربي
به تازگي معنويت يكي از جنبه هاي مهم انسان معرفي شده كه با بهبود سلامت رابطـه اي معنـا دار دارد. بر اساس يافتههاي سيبولدو هيل (2001) معنويت بر سلامتي تأثير مي گـذارد و بـه كـاهش بيماري و افزايش طول عمر كمك مي كند. هوش معنـوي يكـي از عوامـل اصـلي بـراي تعيـينموفقيت در زندگي و سلامتي است و به زندگي ما ارزش و معنـا مـي بخشـد (آگوسـتين، 2005).
ايمونز (2000) نيز بين هوش معنوي و سلامت روان رابطة معنـاداري يافتـ ه اسـت . پژوهشـگرانديگر نيز دريافتند هوش معنوي با سلامت كلي همبسـتگي مثبتـي دارد و كسـاني كـه از سـطحبالاي هوش معنوي برخوردارند، براي داشتن سطح بالايي از سلامت تمايل زيادي نشان مي دهند (سعد، هاتا و محمد، 2010؛ بهار، بسر و ژتورك، 2005).
مطالعات تجربي ديگري نيز رابطة بين معنويت و سلامت را تأييد كرده انـد (ونـگ و همكـاران،
2008). برخي محققان پس از مطالعة هوش معنوي و خلاقيت و نوآوري كاركنان در محيط كـاري ، نشان داده اند خلاقيت هم از لحاظ بقا و هم شايستگي رقابتي، تا حد زيادي مي تواند موجب بهبود عملكرد شود؛ زيرا رفتار كاركنان خلاق بر عملكرد خلاقانة فردي و تيمي تـأثير مثبتـي دارد و در نهايت عملكرد نوآورانة شركت را تقويت مي كند (ويليامز، فـوئن مـايور و داسـي، 2011؛ هرسـت ، 2007). كاراكس (2010) پس از مطالعة مروري و با تمركز بر نظـر گـال و دو (2004)، بـه ايـننتيجه رسيد كه معنويت در سازمان به تقويت روحية معنا داري و هويت در محيط كار مي انجامد و موجب مي شود كاركنان با خلاقيت بيشتري كار كنند.
مدل مفهومي پژوهش
مرور پيشينة تجربي نشان ميدهد جريان پژوهشهاي موجود در زمينة هوش معنوي و عملكـردفردي، از غناي كافي برخوردار نيست؛ به ويژه در اين خصوص كه معنويت چگونـه مـيتوانـد بـرعملكرد شغلي افراد در سازمان تأثير بگذارد، شكاف تجربي زيادي به چشم مي خورد. براي كاهش نسبي اين شكاف و شناخت كاملتر متغيرهاي ميانجي در اين زمينه، پـژوهش حاضـر خلاقيـت،نوآوري و سلامت روان را به عنوان متغيرهاي ميانجي درتأثير هوش معنوي بـر عملكـرد در نظـرگرفته است. با توجه به اين كه عملكرد فردي مي تواند تحت تأثير خلاقيـت (شـين و ژو، 2007)، سلامت رواني (سعد و همكاران، 2010) و نوآوري (تالوكدر و كيوزي، 2010) ارتقا يابد و معنويـتنيز بر اين متغيرهاي شناختي تأثير مي گذارد (ونگ و همكاران، 2008؛ تيسوان چين و همكاران، 2012)، نقشآفريني اين سه متغير به عنوان ميانجيهاي رابطة معنويت و عملكرد فـردي بررسـيشدهاند.
در اين مدل بر اساس الگوي پيشنهادي كينگ (2008)، مؤلفههاي چهارگانة هوش معنوي در نظر گرفته شده اند. تأثير هوش معنوي بر عملكرد فردي نيـز بـر پايـة عثمـان گـاني و همكـاران (2013) و تأثير سه متغير ميانجي سلامت رواني، خلاقيـت و نـوآوري نيـز بـهترتيـب بـر اسـاسپژوهش هاي يوسفي و همكاران (2010)، شين و ژو (2007) و تيسوانچين و همكـاران (2012) پيش بيني شده اند. بر پاية پيشينة نظري و تجربي مرورشـده ، مـدل مفهـومي پـژوهش بـه عنـوانراهنماي بررسي روابط پيشبيني شده ميان متغيرهـاي مـد نظـر، در قالـب شـكل 1 بـه نمـايشگذاشته شده است.

شكل
1
.
پژوهش

نظري

چارچوب

معنوي

هوش


وجو

تفكر
نقادانه

ي

شخصي

معناسازي

متعالي

خودآگاهي

خودمراقبتي

تقويت

فردي

عملكرد

روان

سلامت

خلاقيت

نوآوري

شكل

1

.

پژوهش

نظري

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید