سومين جنبة جهاني شدن در پـژوهش حاضـر ، جهـاني شـدن اجتمـاعي اسـت . جهـاني شـدن اجتماعي به ميزان ارتباطات اجتماعي و فرهنگي بين جوامع اطلاق مـي شـود . محققـان بـر ايـن باورند كه فضاي سايبر موجب نزديك شدن توده هاي مردم ميشود. فناوري هاي اطلاعاتي نـوين با ايجاد تحول كيفي در روابط اجتماعي، موجب شده است تا جهان وراي تقسيمات سني، طبقـه ،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. E-Democracy
جنسيت و نژاد، به سوي »جامعة اطلاعاتي«1 حركت كند. مجاورت فرهنگي و رشـد ارتبـاط بـين مردم، مفهوم حوزة عمومي را بسيار برجسته تر از گذشته كرده است. حوزة عمومي، قلمرويي است كه شهروندان در آن با مهم ترين مسائل روزمرة زندگي شان سـروكار پيـدا مـي كننـد و در شـكل آرماني، دربارة آنها باهم به توافق مي رسند. فناوري هاي ارتباطي جديـد در ظهـور حـوزة عمـومي نقش مهمي را ايفا مي كنند. به اعتقاد هابرماس (1989) ارتباطات، زمينه و ابزار لازم براي تشكيل »جمع«2 را فراهم مي آورد؛ »جمع« قادر است تا مهم ترين مسائل روز خود را بـه بحـث بگـذارد ، نسبت به آنها واكنش نشان دهد و بر اساس آنها رفتار كند.
از نظر منتقداني چون چامسكي (1999)، در جامعة اطلاعاتي جايي براي پنهـان شـدن وجـود ندارد! به باور ويلكن (1381) تحولات ناشي از فناوري نوين اطلاعات در اقتصاد جهاني، درنهايت به تقويت الگوهاي موجود سلسله مراتبي و نـابرابري منجـر خواهـد شـد؛ مگـر آنكـه گـروه هـاي اجتماعي تابع و زيردست، قادر به مقابله با اين روند باشند؛ بنابراين آنچه اكنون ضروري بـه نظـر مي رسد، ايجاد و توسعة گونـه هـايي از سـنت هـاي نـوين اجتمـاعي اسـت تـا بتوانـد رفتارهـاي مشاركت جويانه و همكاريآميز را در محيطهاي توليد و تبادل اطلاعـات تقويـت كنـد و شـرايط اطمينانبخشي را براي همة طرفها به وجود آورد (اولسن، 2000).
جهاني شدن اجتماعي سبب مي شـود تحـولات عمـده اي در زمينـة ارزش هـاي نيـروي كـار ، جابه جايي نيروهاي انساني در بين كشورها و مناطق مختلف جهان و همچنين قوانين و مقـررات كار در كشورها اتفاق بيفتد. به اين ترتيب، نوع جديدي از مديريت بين المللي منـابع انسـاني بـراي شركت هاي چندمليتي كه نيروي كار خود را از نقاط مختلف جهـان اسـتخدام مـي كننـد، الزامـي مي شود. در چنين وضعيتي، دولت ها و شركت ها بايد خود را براي گونة جديدي از بازارهاي نيروي كار آماده كنند.
سنجش ميزان جهاني شدن
روش هاي متعددي براي سنجش ميزان جهـاني شـدن وجـود دارد ، امـا عمومـاً در پـژوهش هـايگوناگون براي سنجش ميزان جهاني شدن، از شاخص كـوف اسـتفاده مـي شـود . شـاخص كـوفجهاني شدن را از سه جنبة اقتصادي، سياسي و اجتماعي مي سنجد. مقادير هر يـك از ايـن ابعـادسه گانه براي كشورهاي مختلف ميتواند بين صفر تا 100 باشد. هرچه ايـن مقـدار بيشـتر باشـد، درجة بالاتري از جهاني شدن در آن كشور را نشان مي دهد (درهر، 2006 الف).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
12. Public. Information Society
جهاني شدن اقتصادي: جهاني شدن اقتصـادي ، بـه جريـان يـافتن كالاهـا، سـرمايه، خـدمات واطلاعات در ابعاد جغرافيايي بزرگ اطلاق مي شود. اين شاخص از طريق جريان واقعي تجـارت وسرمايه گذاري و محدوديت هايي محاسبه مي شود كه براي تجـارت و سـرمايه (ماننـد تعرفـه هـا) تعريف شده است.
جهاني شدن سياسي: اين شاخص از طريق ارزيابي تعداد سفارتخانه ها و هيئـت هـاي عـالي دريك كشور، تعداد سازمان هاي بين المللي كه يك كشور در آن عضويت دارد، تعداد مأموريت هـايصلح آميز سازمان ملل متحد كه يك كشور در آن شركت داشته است و تعداد معاهدات بين المللي كه يك كشور از سال 1945 ميلادي امضا كرده است، محاسبه مي شود.
جهاني شدن اجتماعي: شاخص جهاني شدن اجتماعي از طريق سه دسـته از نشـانگرها ارزيـابيمي شود. اولين دسته شامل تماس هاي شخصي، مانند ميزان استفاده از تلفن و سطح گردشـگرياست. دومين شاخص جريان اطلاعات مانند تعداد كاربران اينترنت است. سومين شاخص سنجش جهاني شدن اجتماعي نيز مجاورت فرهنگي1 است كه براي مثال از طريق ميزان تبادل كتـاب يـاتعداد فروشگاه هاي لوازم خانگي IKEA محاسبه مي شود (درهر، گاتسون و مارتنز، 2008).
شاخص جهاني شدن كوف در سال 2012 بر اساس ابعاد و درصدهايي محاسبه ميشود كه در جدول 1 درج شده است.
جدول 1. روش شناسي محاسبة شاخص جهاني شدن
درصد شاخص
36 الف. جهاني شدن اقتصادي
50 الف. 1. جريان هاي واقعي
21  تجارت (بر اساس درصد از GDP)؛
28  سرمايه گذاري مستقيم خارجي (بر اساس درصد از GDP)؛
24  سرمايه گذاري پورتفو و سهام (بر اساس درصد از GDP)؛
27  پرداخت درآمد به مليت هاي خارجي (بر اساس درصد از GDP).
50 الف. 2. محدوديت ها
24  محدوديت هاي پنهان واردات؛
27  درصد متوسط تعرفه ها؛
26  ماليات بر بازرگاني بين الملل (درصد از درآمد كنوني)؛
23  محدوديت هاي حساب هاي سرمايه اي.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Cultural Proximity
ادامة جدول 1
درصد شاخص
37 ب. جهاني شدن اجتماعي
34 ب. 1. داده ها در زمينة تماس هاي فردي
25  ترافيك تلفن؛
4  ترانسفر (بر حسب درصد از GDP)؛
26  گردشگري بين الملل؛
21  جمعيت خارجي (درصد از كل جمعيت)؛
25  نامه هاي بين المللي.
35 ب. 2. داده هاي جريان اطلاعات
33  تعداد كاربران اينترنت (به ازاي هر 1000 نفر)؛
36  تلويزيون (به ازاي هر 1000 نفر)؛
32  تبليغات در روزنامه ها (درصد از GDP).
31 ب. 3. داده هاي مجاورت فرهنگي
44  تعداد رستوران ها ي مك دونالد؛
45  تعداد فروشگاه هاي IKEA؛
11  فروش و بازرگاني كتاب.
26 ج. جهاني شدن سياسي
25  تعداد سفارت خانه ها در كشور؛
28  عضويت در سازمان هاي بين المللي؛
22  مشاركت در مأموريت هاي شوراي امنيت سازمان ملل؛
25  معاهدات بينالمللي.

منابع انساني در عصر جهاني شدن
به باور بسياري از پژوهشـگران و صـاحب نظـران (مـايكونيخ، 2003؛ شـولر و جكسـون، 1999)، امروزه نيروهاي انساني كشور و در واقع سرمايه هاي انساني آن، مهم ترين عامل توليـد و توسـعة ملي هستند. منابع انساني سرچشمة اقتصاد و توليد كشورها به شمار مي روند و مولد و پديدآورنـد ة اقتصاد شكوفا در جامعه اند. فض اي جهاني شدن به گونه اي است كه منابع انساني به محـور اصـليارزش آفريني براي سازمان ها و كشورها مبدل شده است. اقتصاد در عرصة جهاني بـه كاركنـان ودانشگراني (دراكر، 1999) نياز دارد كه از لحاظ مهارت هاي علمي و تخصصي در سـطوح بـالاييقرار داشته باشند (كيتاگاوا، 2005: 2).
مطالعة تأثيرات فرايند جهاني شدن و منابع انساني كشورها از اهميت بالايي برخوردار است. در پژوهش حاضر، مفهوم »ساخت منابع انساني« براي اشاره به سياست هـاي دولـت بـراي توسـعة نيروي انساني سالم، آموزش ديده و داراي استاندارد كيفيت زندگي بالا، استفاده شده است. چنـين سياست هايي، بنياد اصلي ايجاد سرماية انساني و آموزش هاي تخصصيِ كشور را شكل مي دهنـد .
منابع انساني هم اكنون ارزشمندترين دارايي كشورها هستند و دولت ها انتخابي جز سرمايه گـذاريدر زمينة منابع انساني خود ندارند. ترديدي نيست كه تمامي سياستگذاران و نهادها و سازمان هاي دولتي، هريك درگير فرايند ساخت منابع انساني در سطح ملي هستند و بايد در آن شـركت كننـد(واگنر، 2000). نقش برنامه ريزي و ساخت منابع انساني در سـطح ملـي، فقـط بـه مثابـة يكـي ازوظايف عادي سياستگذاران مطرح نيست؛ بلكه آنها بايد (بـه ماننـد بخـش خصوصـي) رويكـرديراهبردي به اين مقوله داشته باشند (غلام زاده و جلالي، 1391)؛ بنابراين مديريت راهبردي منـابعانساني در سطح ملي، يكي از الزامات اصلي مديريت دولتي در عصـر جهـاني شـدن خواهـد بـود.
مديران دولتي بايستي تأثير عوامل محيطي مانند جهاني شـدن را بـر منـابع انسـاني كشـور خـود شناسايي كنند و از اين طريق به ساخت و تصويرپردازي از آيندة نيروهاي انساني در سـطح ملـيبپردازند (اسـتون، 2010)؛ چـرا كـه رقابـت پـذيري كشـور (پـورتر، 1990) و موفقيـت در سـطحبين المللي، بستگي به نيروهاي انساني آن دارد (استون، 2010). كشورهايي كه در مقايسه با ساير رقباي خود از افراد توانمند و سرمايه هاي انسـاني مناسـب برخوردارنـد، در رقابـت بـراي كسـببازارهاي جهاني و افزايش قدرت بين المللي، مي توانند به موفقيت بيشتري دست يابند و خود را با امواج تغيير و تحول فناوري هماهنگ كنند (بيرنه، 1999).
جهانيشدن مي تواند چالش هاي متعددي را براي فرايندهاي ساخت و مديريت منـابع انسـانيدر كشورهاي مختلف ايجاد كند. براي مثال فرايند جهـاني شـدن ، نيـروي كـار مـاهر را تحريـكمي كند كه مانند جريان سرمايه، از سراسر جهان به سمت مراكزي كه بهترين بازگشت و آينده را دارند، عمل كند. براي نمونه، مدارس انگليسي معلماني از استراليا و سنگاپور را استخدام مي كنند.
وكلاي استراليايي نيز به نقاط ديگري از جهان مي روند و اين، كمبود وكلاي تجـاري در اسـتراليارا به وجود ميآورد. به علاوه مهاجرت افراد دانشگاهي و تحصيل كرده سـبب افـت دانشـگاه هـا ي بسياري از كشورها ميشود (مايكونيخ، 2003).
تحت تأثير نيروهاي جهانيشدن، اين فرض كه تمام نيازهاي منابع انساني آينـدة سـازمان رامي توان از طريق نيروي داخلي سازمان تأمين كرد، غيرواقعي جلوه ميكند. اين امر بهويژه بـرايشركت هاي بين المللي اي صدق مي كند كه با بازار جهاني روبه رو هستند. بدين ترتيب سـازمانهـابايد به بازار نيروي كار خارجي (محلي، منطقه اي، ملي و بين المللي) متصل شوند. بنابراين، مـديرمنابع انساني بايد به تغييرات جمعيت شناختي مانند پيري جمعيت1 پاسخ دهد. براي مثال، نيـرويكار كشورهاي استراليا، هنگ كنگ، ژاپن، سنگاپور، كرة جنوبي، تايوان و ايـالات متحـدة آمريكـا ، همگي با اين مشكل مواجه اند. بيش از 12 درصد از جمعيت ژاپن بالاي 65 سال سن دارند و اين كشور هم اكنون پيرترين كشور دنيـا بـه شـمار مـي رود. ايـن مسـئله بـا درصـد پـايين زاد و ولـدتركيب شده است؛ بدين معناكه نسبت افراد بالاي 65 سال اين كشور در پنجاه سال آينده به بيش از 20 درصد خواهد رسيد. اروپا نيز با چنين مشكل جمعيتي روبه روست؛ در سـال 2020 بـيش ازيك سوم افراد بزرگسال، بالاي 60 سال خواهند بود. تركيب پيري نيروي كار با كمبود نيروي كار ماهر، كارفرمايان را وادار مي كند تعداد بيشتري از افراد مسن را استخدام كنند. نيروي كار مسـن،شركت ها را مجبور خواهد كرد كه تقريباً تمام جنبـه هـاي سـازماندهي شـان را بـازنگري كننـد ودرعين حال فرصتهاي ارتقا را براي كاركنان مسن نگه دارند (اتواتر، 1995).
يكي از چالشهاي ديگر منابع انساني در عصر جهاني شدن »بازار اسـتخدام جهـاني« اسـت؛براي مثال شركتهايي در انگلستان، استراليا و نيوزيلند، به طـور روزافـزون بـه سـمت اسـتخدامكاركنان از بازارهاي جهاني ميروند و شركتهايي كه در دهههاي هشـتاد و نـود بـراي كـاهشنيروهاي اصلي خود تغيير ساختار داده اند، به برون سپاري و سـيل عظـيم نيروهـاي مـوقتي روي ميآورند. سازمانهاي بزرگتر، ستادي كامل را براي تلاشهاي بينالمللي استخدام ميكنند. براي مثال، جبران خدمات مأموران خارجي، مستلزم درك فوقالعادهاي درخصـوص عـدالت پرداختـي،قوانين خارجي جبران خدمات و فرهنگ آنان است (طيب، 2005).
اهميت نيروهاي انساني كشورها در جهان معاصر بسيار مشهود است. از اين رو سياستگذاران درپي يافتن روش هايي هستند تا منابع انساني كشور خود را شكل دهند و از طريق نگهداري آنها به مزيت رقابتي ملي دست پيدا كنند. براي ارزيابي روش هاي ساخت منابع انساني شاخص هـاييوجود دارد. يكي از اين شاخص ها كه در پژوهش كنوني نيز استفاده شـده اسـت، شـاخص بانـكجهاني است كه در ادامه روش سنجش آن بررسي ميشود.
سنجش ميزان ساخت منابع انساني در كشور
شاخص ساخت منابع انساني بهارزيابي آن دسته از سياست هاي ملـي و خـدمات بخـش دولتـي وخصوصي مي پردازد كه بر دسترسي به اين موارد تأثيرگذارند: الف) خدمات تغذيه و سلامت شامل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Ageing population
ســلامت جمعيتــي و بــاروري؛ ب) برنامــه هــاي آمــوزش، ســوادآموزي و مهــارت آمــوزي؛ ج) پيشگيري و درمان بيماري هاي ايدز، سل و مالاريـا . ايـن مـوارد برنامـه هـاي رشـد كودكـانخردسال1 را دربرمي گيرد و شامل برنامه هاي رسمي و غير رسمي سلامت، تغذيه و آموزش بـرايكودكان زير شش سال است. اين شاخص مي تواند مقداري بين يك تا شش داشته باشـد . هرچـهميزان شاخص بيشتر باشد، سطح سياست هاي ساخت منابع انساني بالاتر است.
با توجه به اين مؤلفه ها، شاخص ساخت منابع انساني با »شاخص توسعة انساني«2 كه برنامـة توسعة سازمان ملل متحد (UNDP) پيشنهاد داده است، تفاوت دارد. شاخص توسعة انسـاني سـهمؤلفة بهداشت، آموزش و استاندارد زندگي را بررسي مي كند. تفاوت اصلي شـاخص هـاي سـاخت منابع انساني و توسعة انساني در روش شناسي و شيوة محاسبة مقادير بـراي كشـورهاي مختلـف است (برنامة توسعة سازمان ملل متحد، 2013).
با توجه به بررسي ادبيات پژوهش در زمينة جهانيشدن و سـاخت منـابع انسـاني، مـي تـوانفرضية اصلي پژوهش را به اين ترتيب بيان كرد:
 جهاني شدن بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مورد مطالعه تأثير مي گذارد.
با توجه به ابعاد سه گانة جهانيشدن كه در پژوهش كنوني مد نظر است، فرضيه هـاي فرعـيپژوهش به ترتيب زير مطرح مي شوند:
جهانيشدن سياسي بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مورد مطالعه تأثير ميگذارد.
جهاني شدن اقتصادي بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مورد مطالعه تأثير مي گذارد.
جهاني شدن اجتماعي بر ساخت منابع انساني در كشورهاي مورد مطالعه تأثير مي گذارد.
روش شناسي پژوهش
پژوهش هاي تجربي متعددي در زمينة تأثير جهانيشـدن بـر متغيرهـايي ماننـد رشـد اقتصـادي،مخارج دولت (درهر، استورم و اورسپرانگ، 2008)، خط مشـي هـاي اجتمـاعي (درهـر، 2006ب)، رفاه ملي (گرت و ميشل، 1999) و فساد اداري (لالونتاس، 2011) انجام گرفتـه اسـت. بـه دليـلماهيت اين پژوهش ها، اغلب آنها از روش هاي مقـداري بـراي بررسـي فرضـيه هـاي خـود بهـره برده اند. روش پژوهش حاضر نيز از نوع روش هاي اقتصادسـنجي و مقـداري اسـت. در پـژوهشحاضر، مدل پيشنهادي از طريق داده هاي پانل و با استفاده از روش GLS بررسي مي شود (مادالا و لاهيري، 2006). داده هاي پانل ترك يبـي از داده هـاي مقطعـي و سـر ي زمـاني هسـتند، يعنـي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Early Child Development (ECD)
Human Development Index
اطلاعات مربوط به داده هاي مقطعي در طول زمان مشاهده مي شود. چنين داده هايي دو بعد دارند كه يك بعد آن به واحدهاي مختلف در هر مقطع زماني خاص اختصاص دارد و بعد ديگر به زمان مربوط مي شود. با توجه به محدوديت هاي موجود در استفاده از الگوهاي سري زماني در دوره هاي كوتاه، به دليل محدوديت هاي آماري موجود، استفاده از روش داده هاي پانل براي تلفيق داده هـايمقاطع و گروه هاي مختلف در يك سري زماني بسيار مفيد است (گرين، 2006).
در مقالة حاضر، داده هاي مربوط به شاخص ساخت منابع انساني از وب سـا يت بانـك جهـانياستخراج شده است1. داده هاي مربوط به ابعاد جهاني شدن نيـز از وب سـا يت جهـاني شـدن درهـربه دست آمد2.
داده هاي پژوهش كنوني، داده هاي پانل 56 كشور بـين سـال هـاي 2005 تـا 2010 هسـتند .
استفاده از دادههاي پانل نسبت به داده هاي صرفاً مقطعـي يـا صـرفاً سـري زمـاني، مزيـت هـايفراواني دارد. نخست اينكه دادههاي پانل، ناهمسانيهاي فـردي را مـد نظـر قـرار مـي دهـد و از تخمينهاي اشتباه جلوگيري ميكند. دومين مزيت داده هاي پانل اين است كـه داراي اطلاعـاتغنيتر، همخطي كمتر و كارايي بالاتري هستند. علاوه براين، داده هـاي پانـل مـي توانـد پويـاييتغييرات را بهتر از روش سري زماني يـا روش مقطعـي محاسـبه كنـد. درنهايـت، بـا اسـتفاده ازروش هاي داده پانل، ميتوان مدل هاي پيچيدة اقتصادي را مطالعه كرد.
در پژوهش كنوني به جاي فرضيه هاي پژوهش به الگوي پژوهش اشاره مي شود؛ چرا كـه درپژوهش هاي اقتصادسنجي از الگو يا مدل براي بررسي رابطة رگرسيوني استفاده مي شود. در ايـنپژوهش الگويي به كار ميرود كه در آن شاخص ساخت منابع انساني (BHR) متغير وابسته اسـتو ابعاد جهاني شدن، شامل جهاني شدن اجتماعي، جهاني شدن اقتصادي و جهـاني شـدن سياسـي ، متغيرهاي مستقل در نظر گرفته ميشوند.
بنابراين مدل پژوهش حاضر به صورت زير تعريف مي شود.
مدل 1) 3 +2 +1 + 0 =
كه در اين مدل؛ BHR نشان دهندة شاخص ساخت منابع انساني، EG نشان دهندة جهـاني شـدن اقتصادي، PG نشان دهند ة جهاني شدن سياسي و SG نشان دهندة جهاني شـدن اجتمـاعي اسـت؛ انديس هاي i و t نيز بيان كنندة كشور و سال هستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
http://data.worldbank.org/indicator/IQ.CPA.HRES.XQ (2013-09-28). (World Bank, IDA
)3102
http: //globalization.kof.ethz.ch/ (2013-09-28) (Dreher 2006a; Dreher et al., 2008)
يافتههاي پژوهش داده هاي توصيفي
همان گونه كه در بخش روش شناسي بيان شد، داده هاي پژوهش حاضر از نـوع دادة پانـل اسـت .
اين داده ها از 56 كشور در سطح جهان گردآوري شده اند. جدول 2 به بيـان توصـيفي متغيرهـايپژوهش مي پردازد.
جدول 2. يافته هاي توصيفي در زمينة متغيرهاي پژوهش
حداكثر حداقل انحراف استاندارد ميانگين تعداد مشاهده نام متغير
79/07 22/75 12/87 50/22 336 جهاني شدن اقتصادي
92/21 21/19 17/52 58/44 444 جهاني شدن سياسي
59/37 14/44 11/00 30/77 444 جهاني شدن اجتماعي
4/5 1 0/62 3/44 511 ساخت منابع انساني

بر اساس يافته هاي جدول 2، تعداد مشاهدات شاخص ساخت منـابع انسـاني 511 داده از 56 كشور است. ميانگين اين دادهها برابر 44/3 و انحراف استاندارد آنها 62/0 محاسـبه شـده اسـت .
حداقل مقدار ساخت منابع انساني برابر 1 (زيمبابوه، 2009) و حداكثر مقدار آن برابر 5/4 (بوتـان،سريلانكا، گرجستان، غنا، نپال و روآندا) است.
همچنين ميانگين دادههاي جهـاني شـدن اقتصـادي برابـر 22/50 و انحـراف اسـتاندارد آنهـا87/12 است. حداقل مقدار جهاني شدن اقتصادي برابر 75/22 (رواندا، 2006) و حداكثر مقـدار آنبرابر 07/79 (گرجستان، 2010) است.
ميانگين دادهها ي جهاني شدن سياسي برابر 44/58 و انحـراف اسـتاندارد آنهـا 52/17 اسـت . حداقل مقدار جهانيشدن سياسي برابر 19/21 (بوتان، 2005) و حـداكثر مقـدار آن برابـر 21/92 (هندوستان، 2010) است.
بر اساس داده هاي پژوهش ميـانگين داده هـاي جهـاني شـدن اجتمـاعي نيـز برابـر 77/30 و انحراف استاندارد آنها 00/11 است. حداقل مقـدار جهـانيشـدن اجتمـاعي برابـر 44/14 (نيجـر،2005) و حداكثر مقدار آن برابر 37/59 (مولداوي، 2009) است.

همبستگي بين متغيرهاي مدل
رابطة همبستگي بين دو متغير نشان ميدهد كه با تغيير يكي از متغيرها، متغير ديگر به چه ميزان تغيير پيدا خواهد كرد. در اين پـژوهش همبسـتگي بـين متغيرهـاي مـدل بـا اسـتفاده از آزمـونهمبستگي پيرسون محاسبه شد. نتايج محاسبة همبستگي در جدول 3 مشاهده مي شود.
جدول3. همبستگي بين متغيرهاي پژوهش

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جهاني شدن جهانيشدن جهاني شدن ساخت
اقتصادي سياسي اجتماعي منابع انساني
0/069
0/205 0/532**
0/000 -0/261**
0/000 1 همبستگي پيرسون مقدار اطمينان جهاني شدن
اقتصادي
336 336 336 336 تعداد 0/053
0/269 -0/096*
0/042 1 -0/261**
0/000 همبستگي پيرسون مقدار اطمينان جهاني شدن
سياسي
438 444 444 336 تعداد 0/416**
0/000 1
-0/096*
0/042 0/532**
0/000 همبستگي پيرسون مقدار اطمينان جهاني شدن
اجتماعي
438 444 444 336 تعداد 1
0/416**
0/000 0/053
0/269 0/069
0/205 همبستگي پيرسون مقدار اطمينان ساخت منابع انساني
511 438 438 336 تعداد ** نشان مي دهد كه رابطة همبستگي در سطح اطمينان 01/0 معنادار است.

داده هاي اين جدول نشـان مـيدهـد كـه بـين متغيـر جهـاني شـدن اقتصـادي و متغيرهـايجهاني شدن سياسي (261/0-) و جهاني شدن اجتماعي (532/0) رابطـة همبسـتگي معنـاداري درسطح اطمينـان يـك درصـد وجـود دارد. همچنـين بـين متغيـر جهـاني شـدن سياسـي و متغيـر جهانيشدن اجتماعي رابطة معناداري (096/0-) در سطح اطمينان 5 درصـد مشـاهده مـي شـود. درنهايت، بين متغير جهاني شدن اجتماعي و ساخت منـابع انسـاني رابطـة معنـاداري (416/0) در سطح اطمينان يك درصد گزارش شده است.
تخمين مدل
در ادامه به تخمين دادههاي تركيبي تأثير شاخص جهاني شدن بر ساخت منـابع انسـاني پرداختـهميشود. در روش تخمين دادههاي تركيبي، هر كدام از متغيرها در يك معادلـه جداگانـه (معادلـهاول و سوم) وارد مدل ميشوند. هدف از اين كار محاسبه و تخمين مدل براي هـر كـدام از ايـنمتغيرها است. نهايتاً كل متغيرها در قالب معادلة چهارم وارد مدل مي شوند. جـدول 4 نتـايج ايـنكار را نشان ميدهد.
جدول4. نتايج تخمين داده هاي تركيبي


دیدگاهتان را بنویسید