تجاري سازي

نكته ي قابل توجه اينكه پژوهش پيش رو، از نظر روش شناسي در مقايسه با مطالعات ديگري كه در حوزه ي نوآوري در ايران بهانجام رسيده است، رويكرد متفاوتي را در پيش گرفتـه اسـت. از آنجايي كه مطالعات چنداني بهطور خاص به فرايند نوآوري در شركت هـا ي ايرانـي نپرداختـهانـد،بنابراين پـس از بررسـي روشهـاي مختلـف، ايـن پـژوهش بـرآن شـد تـا بـراي افـزايش بعـدكشف كنندگي ـ كه لازمه ي موضوعاتي است كه در مورد آنها پژوهشـي انجـام نشـده اسـت ـ از نزديك به مطالعهي اين موضوع پرداخته و از نمونهگيـري در حجـم بـالاـ كـه از ويژگـي هـايپژوهش هاي كمي است و از نظر بعد كشف كنندگي نيز در مقايسه با پژوهش هاي كيفي در سطح پايين تري قرار داردـ پرهيز كند. بدين منظور از ابزار مصاحبه و با رويكرد پـژوهش كيفـي بهـرهگرفته شد. در مطالعه ي پيش رو تلاش شده است فرايند نوآوري، در 10 شركت بزرگ ايران و بـااستفاده از فن تجزيه و تحليل محتوا و روش آنتروپي شانون، مورد بررسي قرار گيـرد . بـراي ايـن كار نخست فرايند نوآوري از ديدگاه پژوهشگران مختلف مورد بحث و بررسي قرار گرفتـه اسـت،سپس بهوسيله ي مصاحبههاي نيمهساختاريافته با مديران ارشد هر شركت، چگونگي طـي كـردنفرايند نوآوري و ويژگيهاي خاص آن در شركت مورد نظر، مورد توجه قرار گرفـت . همچنـين ازمدل گري و مورون (1996) بهعنوان “مدل مبنا” استفاده شـده اسـت و فراينـد نـوآوري در هـرشركت با اين مدل مورد مقايسه و ارزيابي قرار گرفته است.
پيشينهي پژوهش
نوآوري از ديدگاه شومپيتر ميتواند ارائهي كالا يا خدمت جديد، فرايند جديد توليد، يـك سـاختارجديد يا سيستم اداري جديد باشد كه قابل ب هكارگيري در سازمان يـا كسـب وكاراسـت (Cohn, and Klepper, 1996).
آنچه در تعاريف امروزي از نوآوري جلوه گر است، معرفي آن به عنوان يك بخـش كليـدي درفرايند كارآفريني است كه اين در تعريف دراكر (1985) نهفته است و بسـياري از پژوهشـگران ونظريه پردازان حوزه ي كارآفريني بر اين عقيده صحه ميگذارند (Afuah, 1995).
دراكر نوآوري را عملي مختص كارآفرين قلمـداد كـرده كـه بـدين وسـيله كـارآفرين، منـابعارزش زاي جديد يا غناي منابع موجود را فراهم ميكند كه افزايش پتانسيل ارزش را درپي خواهد داشت. در واقع نوآوري فرايندي است كه كارآفرين توسط آن، فرصت هـا را بـه ايـدههـا ي قابـلعرضه به بازار تبديل ميكند و به كمك اين ابزار است كه آنهـا بـه تغييـرات شـتاب مـيبخشـند(Szmytkowski, 2005).
فرايندي بودن نوآوري به عنوان بخش برجسته و قابل تأمل تعاريفي بود كه پيش از اين ارائـهشد. بدين علت پژوهشگران مختلفي چون، كانتر و روزابت در سال 1988، گري و مورون در سال 1996 و دفت در سال 1984، در خصوص فرايند نوآوري اظهار نظـر كردنـد كـه تفـاوت آنهـا درمراحل مختلف اين فرايند است. در جدول شماره ي 1 برخـي از ايـن فراينـد ها ارائـه شـده اسـت(سلطاني، 1378):

جدول 1. فرايند نوآوري از ديدگاه محققان مختلف
تشريح مدل مدل هاي فرايند نوآوري
در اين مدل راه حل تغيير سازماني بهطور عام و نـوآوري بـهعنـوان نـوعيتغيير به طور خاص اسـت . در ايـن مـدل مشـكل بـين عملكـرد واقعـي وعملكرد مطلوب حس مي شود. فرايند نوآوري با تركيب ابتكارهاي داخلـيو مشكلات كه شكل گيري ايده را منجر ميشود، آغـاز شـده و سـپس بـامراحل ارائه ي مستند طرح؛ تصميم؛ مشخصكردن امكانـات و تجهيـزاتبراي اجرا و تخصيص منابع ادامه مييابد. فرايند نوآوري از ديدگاه”دفت”
(1984)
در مراحل اوليه شركت ها تلاش مي كنند كه مفاهيم زيادي را ارائـه دهنـدكه قابليت بالقوه شدن را داشته باشند. در مرحله ي بعد ايده هاي ارائه شده با معيارهايي چون توسعه، بازارهاي بالقوه و نقاط ضـعف و قـوت شـركتبراي توسعه آن ايده بررسي ميشود. ايدههاي مناسـب انتخـاب و توسـعهداده مي شوند. درنهايت تعدادي از آنها به مرحلـه ي آزمـايش مـي رسـند وتجاري خواهند شد مراحل فرايند نوآوري از ديدگاه گري و مرن (6991)
فرايند نوآوري بر چهار گام زير استوار است:
شكل دادن ايده و فعاليت نوآورانه: نوآوري با درك فرصتهـايجديد توسط فرد يا افراد به دست آمده كه توانايي آغاز فرايندهاي جديد (متفاوت از فرايندهاي موجود سيستم) را دارند.
تشكيل ائتلاف: پس از شكل گيـري ايـده بايسـتي آن را ارائـه داد وحمايت سازماني را در جهت اجراي آن به دست آورد تا بتوان بـا كسـبمشروعيت از منابع استفاده كرد. مطالعات بر وجود حامي يا دوستاني در سطوح بالاي سازمان (Quinn, 1979; Madique,1980) يا وجود ائتلاف هاي رسمي و غيررسمي (Summers, 1986) تأكيد دارند.
تحقق ايده ي نو و عملي كردن آن: گردآوري تيمي براي اجـرايايده، گام سوم است كه در اين مرحله يـك مـدل اوليـه از ايـده ايجـادمي شود.
انتقال و انتشار: يكي از مراحل مهم فرايند نوآوري انتقـال و توزيـعموفقيت آميز آن در بازار اسـت (مرحلـه ي كـارآفريني). در ايـن مرحلـهروابط اجتماعي اهميت بيشتري نسبت به ويژگيهاي فني ايده ي جديد دارد. مراحل فرايند نوآوري از ديدگاه كانتر و رزابس (1988)
با وجود مدل هاي زياد براي فرايند نوآوري، ميتوان دو مـدل كلـي را بـراي فراينـد نـوآوريمتصور شد: فرايند كلاسيك نوآوري؛ مدل نوين فرايند نوآوري كه در ذيل اشارهاي به آنهـا شـدهاست ((Szmytkowski, 2005
فرايند كلاسيك نوآوري
پـيش از آغـاز دوران صـنعتي نـوآوري در اكثـر مواقـع بـه وسـيله ي آزمـايش و خطـا، رخـداد و خوش شانسي نقش اصلي را بازي مي كرد. انقلاب صـنعتي كـاربريهـاي نظـام منـدي از علـم وفناوري را وارد فرايند نوآوري كرد. اين رويداد ديدگاه كلاسـي ك را بنيـان نهـاد كـه بـه نـوآوريبرمبناي اكتشاف هاي علمي اشاره دارد. اكتشاف هاي علمي ميتوانند به اختراعاتي منجر شوند كه برخي از اين اختراعات در حوزه ي كسب وكار گسترش يافته و درنهايت به صـورت يـك نـوآوريوارد بازار مي شود. نتيجه ي اين فرايند مدل آبشاري رو به پايين است كـه در نمـودار شـماره ي 1 مشاهده ميكنيد:

كشف

علمي

بعد

اختراع

تكنولوژيكي

بعد

نوآوري

كار

و

كسب

بعد

انتشار

و

نتقال
ا

اجتماعي

بعد

كشف

علمي

بعد

اختراع

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تكنولوژيكي


دیدگاهتان را بنویسید