روش شناسي تحقيق
اين تحقيق از نظر جهت گيري پژوهشـي، كـاربردي؛ از لحـاظ ميـزان و درجـة كنتـرل متغيرهـا،ميــداني؛ از نظــر زمــاني، مقطعــي و از لحــاظ نحــوة جمــعآوري اطلاعــات از نــوع تحقيقــاتتوصيفي ـ همبستگي بود. براي گردآوري داده ها از روش پيمايش بهره گرفته شـد . ابـزار پـژوهشپرسشنامه بود. جامعة آماري تحقيق، كـل دانشـجويان دانشـكدههـاي كشـاورزي ايـران (شـامل61418 نفر) بودند. با توجه به جـدول (2) تعـداد دانشـجويان در 10 دانشـكده كشـاورزي مـوردمطالعه، 19973 نفر بود كه از اين تعداد 403 دانشجو مورد مطالعه قرار گرفتند. روش نمونهگيري، طبقه اي چند مرحله اي با انتساب متناسب بود. تعداد 10 دانشكده از قطب هاي پنجگانـه انتخـابگرديد، بهطوريكه از هر قطب دو دانشگاه داراي دانشكده كشاورزي مورد مطالعه قـرار گرفـت. در جدول (2) نمونه مورد مطالعه در تحقيق به تفكيك دانشكده هـا و دانشـجويان نشـان داده شـدهاست. 6/18 درصد از دانشجويان از دانشگاه تهران، 7/7 درصد از دانشگاه گيلان، 9/10 درصـد ازدانشگاه فردوسي مشهد، 7/12 درصد از دانشگاه شهيد باهنر كرمان، 2/8 درصد از دانشـگاه رازيكرمانشاه، 7/5 درصد از دانشگاه كردسـتان، 4/7 درصـد از دانشـگاه كشـاورزي و منـابع طبيعـيرامين، 9/11 درصد از دانشگاه لرسـتان، 9/11 درصـد از دانشـگاه شـيراز و 5 درصـد از دانشـگاهخليج فارس بوشهر انتخاب شدند. به منظور تعيين روايي ابـزار انـدازه گيـري، پرسشـنامه در اختيـارتعدادي از اعضاي هيات علمي پرديس كشـاورزي و منـابع طبيعـي دانشـگاه تهـران و دانشـكدهكارآفريني دانشگاه تهران قرار گرفت كه پس از جمع بندي نظرات و انجام اصلاحات لازم، نسبت به تنظيم پرسشنامه نهايي اقدام گرديد. براي اندازه گيري قابليت اعتماد ابزار اندازه گيري از ضريب آلفاي كرونباخ بهره گرفته شد كه مقدار آن 93/0 برآورد گرديد كـه بيـانگر مناسـب بـودن ابـزارپژوهش در حد بسيار خوبي بود. در اين پژوهش به منظور بررسي موانع و مشكلات كـارآفريني دردانشكده هاي كشاورزي ايران، به بررسي و تحليل ديدگاه دانشـجويان دانشـكده هـاي كشـاورزيايران در قالب 28 گويه پرداخته شد. در مورد هر گويه، دانشجويان ميزان موافقـت خـود بـا مـانعمورد نظر را در قالب طيف ليكـرت ارائـه نمودنـد. ايـن طيـف شـامل مـوارد “كـاملاً مخـالفم”، “مخالفم”، “نظري ندارم”، “موافقم” و “كاملاً موافقم” بود كه براي هر مورد به ترتيب نمـرات
1 تا 5 در نظر گرفته شد و در مورد همه گويه ها اين موارد رعايت گرديد. در انجام اين پژوهش با برخي محدوديت ها نيز مواجه بوديم. اين محدوديتها عبارت بودند از: الف) محدوديت اطلاعـاتيو پيشينه پژوهي: كمبود پژوهش هاي صورت گرفته در ارتباط با موضوع تحقيق و نيز عدم تناسب متدولوژيكي پژوهش هاي صورت گرفته در ساير كشورها با پژوهش حاضر، ب) محـدوديت هـايديوانسالاري: ناشي از مقـررات سـخت و بوروكراسـي اداري در سـطوح مختلـف دانشـگاه هـا دردسترسي به پاسخگويان؛ ج) محدوديت ناشي از گستردگي جغرافيايي: پراكندگي واحدهاي تحليل آماري و د) محدوديت هاي انگيزشي: ناشي از تصور جامعه آماري در كاربردي نبودن پژوهش هـاو عملياتي كردن نتايج تحقيقات.
جدول 2. نمونه تحقيق به تفكيك دانشكده و دانشجويان
تعداد دانشجويان منتخب تعداد كل دانشجويان در هر دانشكده دانشكده هاي مورد مطالعه قطب
75 3624 پرديس كشاورزي كرج (پنج دانشكده) و پرديس ابوريحان (دو دانشكده) 1
31 1620 دانشكده كشاورزي دانشگاه گيلان 44 2327 دانشكده كشاورزي دانشگاه فردوسي مشهد
2
51 2700 دانشكده كشاورزي دانشگاه شهيد باهنر كرمان 33 1764 دانشكده كشاورزي دانشگاه رازي كرمانشاه
3
23 1189 دانشكده كشاورزي دانشگاه كردستان 48 2521 دانشكده كشاورزي دانشگاه لرستان

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4

30 1445 دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي رامين (سه دانشكده) 48 2389 دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز 5
20 394 دانشكده كشاورزي دانشگاه خليج فارس بوشهر 403 19973 جمع كل تجزيه و تحليل داده ها
بيشترين توزيع فراواني دانشجويان مربوط به مقطع سني 25 سال بود. ميانگين سني پاسخگويان 04/24 سال با حداقل 19، حداكثر 31 و انحراف معيار 373/2 بود. در رابطه بـا وضـعيت اشـتغالدانشجويان، همان گونه كه در جدول (3) ملاحظه مي گردد، 3/86 درصد از دانشجويان غير شاغل بودند، 0/6 درصد در كار مرتبط با رشته تحصيلي خود مشـغول بودنـد و 7/7 درصـد نيـز در كـارغيرمرتبط با رشته تحصيلي خود شاغل به كار بودند.

جدول 3. توزيع فراواني دانشجويان بر اساس وضعيت شغلي
درصد فراواني وضعيت شغلي
86/3 348 غيرشاغل
6/0 24 شاغل در كار مرتبط با رشته تحصيلي
7/7 31 شاغل در كارغيرمرتبط با رشته تحصيلي
100/0 403 كل

از لحاظ منبع درآمد، تنها 5/6 درصد از دانشجويان درآمد خود را شخصاً تـأمين مـي نمودنـد ،
4/74 درصد توسط خانواده تأمين مالي مي شدند و 1/19 درصد، هـم خـود و هـم خـانواده را بـهعنوان منبع درآمد خود ذكر نمودند. مطابق جدول (4) ملاحظه مـي گـردد كـه بيشـترين فراوانـيدانشجويان پاسخگو مربوط به دانشجويان كارشناسي و كارشناسي ارشد مي باشد كه هـر يـك بـاتعداد 189 نفر و فراواني 9/46 درصد، بالاترين درصد پاسخگويان را به خود اختصاص داد ند. اين در حالي است كه دانشجويان دكتري 25 نفر و به عبـارتي 2/6 درصـد از پاسـخگويان را تشـكيلمي دادند.

جدول4. توزيع فراواني دانشجويان بر اساس مقطع تحصيلي
درصد فراواني مقطع تحصيلي
46/9 189 كارشناسي
46/9 189 كارشناسي ارشد
6/2 25 دكتري
100/0 403 كل

اولويت بندي موانع كارآفريني در دانشكده هاي كشاورزي ايران
در اين بخش بـه بررسـي و اولويـت بنـدي ديـدگاه دانشـجويان در رابطـه بـا مهـم تـرين موانـعدانشكده هاي كشاورزي ايران براي كارآفرين شدن، پرداخته شد. براي اولويت بنـدي گويـه هـا، ازشاخص ضريب تغييرات استفاده شد. اگر مقدار انحراف معيار يك متغير را بر ميـانگين آن تقسـيمكنيم، ضريب تغييرات1 كه يك شاخص نسبي است، به دست مي آيد. اين شاخص به طور دقيقـيامكان مقايسه متغيرهاي مختلف را فراهم مي آورد. هر چه مقدار ضريب تغييرات بيشـتر باشـد، ازپراكندگي بيشتر مقادير يك متغير حكايت مي كند و هر قدر مقدار به دست آمده كوچك تر باشـد،متمركز بودن مقادير متغير را حول ميانگين نشان مي دهد[12]. اين شاخص بـراي اولويـت بنـديمتغيرها و گويهها بسيار مناسب تر و قويتر از شاخصهاي ديگري چون ميانگين است. در مواقعي كه ميانگين دو جامعه با هم برابر باشد، اما انحراف معيار متفاوت باشد، ميانگين شـاخص مناسـبي براي مقايسه دو جامعه نخواهد بود، ولي با محاسبه ضريب تغييرات براي هـر يـك از جامعـه هـامي توان توزيع مقادير دو جامعه را با يكديگر مقايسه كرد. جامعـه اي كـه داراي ضـريب تغييـراتبالاتري است، داراي پراكندگي بيشتر و جامعـه بـا ضـريب تغييـرات پـايين تـر، داراي پراكنـدگيكمتري مي باشد. مقادير فراواني، درصد، نما، ميانگين رتبه اي، انحراف معيـار، ضـريب تغييـرات واولويت بندي موانع بـر اسـاس مقـادير ضـريب تغييـرات در جـدول (5) ارائـه شـده اسـت. گويـه”دانشجويان به خاطر ترس از دست دادن سرمايه شخصي سراغ كارآفريني نمي روند”، در اولويت اول موانع كارآفريني قرار گرفت. اين امر بيانگر آن است كه دانشجويان متمايل نيستند تا سرمايه اندك خود را براي كـاري كـه از آينـده آن مطمـئن نيسـتند سـرمايه گـذاري نماينـد و در واقـعريسك پذيري لازم را براي كـارآفريني ندارنـد. گويـه “قـوانين حمـايتي مناسـب و كـافي بـرايپشتيباني از دانشجويان كارآفرين وجود ندارد”، اولويت دوم را به خود اختصاص داد. اين گويـه درادامه گويه اول بيانگر آن است كه گر چه دانشجويان ترس سرمايه گذاري در كارآفريني و شـروعيك كسب و كار تازه را دارند، ولي اين امر بي ارتباط با عدم پشـتيباني هـاي قـانوني و حمـايتي دردانشگاه نيست و اگر دانشگاه قوانيني را براي حمايـت از دانشـجويان كـارآفرين وضـع نمايـد تـاريسك حاصل از سرمايه گذاري آنان را كاهش دهد، احتمالاً بسياري از دانشجويان به اين سـويگرويده خواهند شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Coefficient of Variance

اين يافته منطبق بر يافته هاي پژوهش حسيني و ديگران 1389 مي باشد كه در پژوهش خود، فقدان يا كمبود حمايت هاي دولتي از مشاغل كشاورزي را بـه عنـوان مهـم تـرين مـانع ورود بـهعرصه كارآفريني و اشتغال در بخش كشاورزي عنوان نمود. گويه “بيش از حد بر دروس نظـريتأكيد مـي گـردد “، در اولويـت سـوم قـرار گرفـت و دانشـجويان يكـي از مهـم تـرين معضـلاتدانشكده هاي كشاورزي براي كارآفرين شدن را تأكيد زياد بر دروس نظري بيان نمودنـد، ايـن درحالي است كه طبيعت دروس كشاورزي به گونه اي است كه كاملاً مي بايست در صحنه عمل و در بطن جامعه كشاورزي آموزش داده شود تا دانشجويان درك عميـق و دقيقـي از مفـاهيم داشـتهباشند و در مواقع لزوم بتوانند به طور عملي حل مسأله نمايند. اولويت هاي بعدي در ادامـه جـدول(5) ارائه شده است. يافته هاي اين بخش منطبق بر يافته هاي عزيزي (1383)، جعفـرزاده (1383) و اسكندري (1384) است.
تحليل موانع و مشكلات كارآفريني در دانشكدههاي كشاورزي ايران
در اين بخش، در ادامه تحليل هاي قبلي، به منظور تلخيص متغيرهـا از تكنيـك تحليـل عـاملياكتشافي با كمك نرم افزار SPSS استفاده شد. تحليل عاملي از جمله روش هاي چندمتغيره اسـتكه براي پي بردن به متغيرهاي زيربنايي يك پديده يا خلاصه كردن تعداد زيـادي از متغيرهـا درتعداد محدودي از عاملها مورد استفاده قرار مي گيرد. ايـن روش بـه بررسـي همبسـتگي درونـيتعداد زيادي از متغيرها ميپردازد و در نهايت آنها را در قالب عاملهاي محدودي تبيين مـي كنـد .
به منظور تشخيص عامل هايي كه احتمالاً زيربناي متغيرهاي ياد شده هستند و همچنـين تعيـينساختار سادة آن، روش چرخش واريماكس مورد استفاده قرار گرفت. مقدار Suppress absolute Values در اين تحليل عاملي 5/0 در نظر گرفتـه شـد. مقـدارKMO ، 809/0 و مقـدار آزمـون بارتلت 87/4620 به دست آمد كه در سطح 99 درصد معنـي دار بـود و حـاكي از مناسـب بـودنهمبستگي متغيرهاي وارد شده و مناسب بودن داده ها براي تحليل عاملي در حد بسيار خوبي بود. به منظور دسته بندي متغيرها از معيار مقدار پيشين استفاده گرديد و عامل هايي مدنظر قرار گرفت كه مقدار ويژه آنها از يك بزرگ تر بود. نتايج اين تحليل عاملي در جـدول (6) ارائـه شـده اسـت. همانطور كه ملاحظه مي شود، تبيين كل واريانس توسط 5 عامل استخراج شده از گويه هاي مورد بررسي، 88/64 درصد است.

ملاحظه مي شود كه از 28 گويه مورد بررسي، 7 گويه در عامل اول قرار گرفتند كـه همگـيمربوط به موانع و مشكلاتي بودند كه به امور آموزشي و برنامه ريزي مربوط مـي شـدند . بنـابراين،عامل اول را مي توان تحت عنوان “موانع آموزشي” نام نهاد كه 925/19 درصد از واريانس كل را تبيين كرد. متغيرهاي عامل دوم كه تحت عنوان ” موانع فردي ـ شخصـيتي” نـام گـذاري شـ د، حدود 392/17 درصد از واريانس كل را تبيين كرند. تمامي متغيرهـايي كـه در ايـن عامـل قـرارگرفتند مربوط به موانعي هستند كه مرتبط با ويژگي هاي فردي و شخصيتي دانشجويان ميشدند.
در ادامه، 7 متغير در عامل “موانع حمايتي ـ قانوني ” قرار گرفتند، كه همگـي اشـاره بـه موانـع ومحدوديت هاي حمايتي و قانوني داشتند كه دانشكده هاي كشـاورزي ايـران در مسـير كـارآفرينشدن با آنها مواجه بودند. متغيرهايي كه در اين عامل قرار گرفتند، 861/15 درصد از واريانس كل را تبيين نمودند.
گروه چهارم از مجموعه متغيرهاي مورد بررسي، با تبيين 911/5 درصد از واريـانس كـل، بـااشاره به موانع و مشكلاتي كه دانشـجويان در دريافـت امكانـات و تسـهيلات مـورد نيـاز بـرايكارآفريني، در دانشكده هاي كشاورزي ايران با آنها مواجه اند، تحت عنـوان ” موانـع تسـهيلاتي” نامگذاري شدند. در نهايت 4 گويه در عامل پنجم قرار گرفتند كه همگي مربوط به موانعي بود كه به علت عدم ارتباط با جامعه، بازار، بخش كشاورزي و محيط پيرامون دانشكده هاي كشاورزي در مسير كارآفرين شدن دانشكده هاي كشاورزي قرار دارد. اين موانع تحت عنوان ” موانع ارتباطي” نامگذاري گرديد كه در كل 791/5 درصد از واريانس كل را تبيين نمود.
نمودار 1. مدل نهايي تحقيق: موانع كارآفريني در دانشكده هاي كشاورزي ايران
بحث و نتيجه گيري
در عصر حاضر، زمينه براي توسعه نوآوري و خلاقيـت و تلفيـق كـارآفريني در نظـام دانشـگاهيفراهم شده و تجاري كردن دانش، استفاده از نتايج پژوهش هاي دانشگاهي و نوآوري در گسترش مرزهاي دانش بشري، به امري لازم و ضروري تبديل شده است. اين در حالي اسـت كـه وجـودبرخي عوامل در مسير تجاري سازي دانش در دانشگاه ها، مانع ايجاد كرده، كـه شناسـايي و رفـعآنها براي ثمربخشي سرمايه گذاري هـا و اقـدامات انجـام شـده بـه منظـور توسـعه كـارآفريني دردانشگاه ها بسيار مهم است. در راستاي تحقق اين مهم، پژوهش حاضـر، بـراي شناسـايي موانـعكارآفريني در دانشكده هاي كشاورزي ايران به انجام رسيد تا روشـن كننـده برخـي از مهـم تـرينمشكلات كارآفريني در چنين محيط هايي باشد. همان گونه كه در يافته هاي پژوهش به آن اشـارهگرديد، تنها 6 درصد از دانشجويان پاسخگو در دانشكده هاي كشاورزي، در كار مـرتبط بـا رشـتهتحصيلي مشغول به كار بودند. اين امر بيانگر آن است كه دانشجويان كشاورزي در زمينه اشتغال و كارآفريني در رشته خود موفق نيستند، يا به عبارت بهتر دانشكده هاي كشاورزي ايران در ايجاد روحيه كارآفريني در دانشجويان موفق نبوده اند و بايد تدابير اساسي بـراي فـراهم كـردن شـرايطبراي تشويق و ترغيب دانشجويان به كارآفريني و شروع كسب و كار صورت گيرد. در اين راسـتاپيشنهاد مي شود تا دانشـكده هـاي كشـاورزي بـا برگـزاري جلسـات و سـمينارهايي بـه معرفـيزمينه هايي كه دانشجويان مي توانند در آنها به ايجاد كسب و كار بپردازند اقدام نمايد و با معرفـيافرادي كه در اين زمينه ها موفق هستند، آمادگي لازم براي آغاز به كـارآفريني را در دانشـجويانايجاد كند. در رابطه با اولويت موانع و مشكلات كـارآفريني در دانشـكدههـاي كشـاورزي ايـران،دانشجويان با گويه “دانشجويان به خاطر ترس از دست دادن سرمايه شخصي سـراغ كـارآفرينينمي روند”، بيشترين توافق را داشـتند . ايـن يافتـه منطبـق بـر يافتـه هـاي پـژوهشPuri and Robinson, (2004) بود و بيانگر اين كه مسير كارآفريني و سرمايه گذاري به اندازه كافي بـرايدانشجويان كشاورزي روشن نيست و بـه همـين دليـل دانشـجويان، ريسـك پـذيري لازم بـرايسرمايه گذاري در ايجاد كسب و كارهاي كارآفرينانه ندارند. “قوانين حمايتي مناسب و كافي براي پشتيباني از دانشجويان كارآفرين وجود نـدارد “، در اولويـت دوم اولويـت بنـدي موانـع از ديـدگاهدانشجويان قرار گرفت كه منطبق است بر نتايج پژوهش هاي Djankov, et al; (2002) اولويت دادن به اين گويه در ادامه گويه اول شايد تأييد عدم وجود حمايت هاي قـانوني و پشـتيباني هـايلازم براي شروع كسب و كار از ديدگاه دانشجويان باشد. بـر ايـن اسـاس پيشـنهاد مـي شـود تـادانشكده هاي كشاورزي با تدوين قوانين حمايتي و شفاف سازي قوانين بـراي دانشـجويان ضـمنقرار دادن مشوق هايي براي ترغيب آنان به كارآفريني، در جهت كمرنگ نمودن و رفع اين موانـعگام بردارند. گويه “بيش از حد بر دروس نظري و تئوريكي تأكيد ميگردد”، بـه عنـوان اولويـتسـوم موانـع كـارآفريني در دانشـ كدههـاي كشـاورزي ايـران قـرار گرفـت كـه بـا يافتـه هـاي حيدري زاده(1386) منطبق بود. بر اين اساس پيشنهاد مي گردد با توجه به طبيعت عمل گرايانـه وكابردي دروس كشاورزي، برنامه ريزان و سياستگذاران در دانشـكده هـاي كشـاورزي بـه تـدوينبرنامه هايي بپردازند كه در آن تركيب متعادلي از دروس كشـاورزي بـا جهـت گيـري تئـوريكي وعملياتي لحاظ شود تا دانشجويان در محيط دانشـكده هـاي كشـاورزي تجربـه اوليـه لازم بـرايآشنايي و شروع كسب و كار كارآفرينانه را كسب نمايند. يافتههاي اين بخش منطبق بر يافته هاي عزيزي (1383)، جعفرزاده (1383) و اسكندري (1384) بـود . در نهايـت بـراي تعيـين، تحليـل وخلاصه سازي موانع و مشكلات كارآفريني در دانشكده هاي كشـاورزي ايـران از تكنيـك تحليـلعاملي استفاده شد. با استفاده از تكنيك تحليل عاملي، 5 عامل زيربنايي تحـت عنـاوين ” موانـعآموزشي “، ” موانع فردي ـ شخصيتي “، “موانع حمايتي ـ قانوني “، ” موانع تسـهيلاتي ” و ” موانع ارتباطي ” به عنوان موانع كارآفريني در دانشكده هاي كشاورزي ايران استخراج گرديدند كه در كل بيانگر 88/64 درصد از واريانس كل بودند. بر اساس نتايج به دست آمده پيشنهاد مي شـودكه محتوا و روش هاي آموزشي در دانشكده هاي كشاورزي با اصول كارآفرينانه تنظيم و تـدر يس گردد، به افراد و خصوصيات فردي و شخصيتي آنان توجـه لازم مبـذول گـردد و دانشـكده هـايكشاورزي تلاش كنند تا روحيـه كـارآفريني را در دانشـجويان ايجـاد نماينـد، قـوانين و مقـرراتحمايتي از دانشجويان كارآفرين در دستور كار دانشكده قرار گيرد، تسـهيلات مـورد نيـاز اعـم ازمديريتي، مالي، مشاوره اي، حماتي، قانوني و … تا حد امكان در دانشكده فـراهم شـود كـه البتـهتوجه به ايجاد و گسترش پارك هاي علم و فناوري و ايجاد مراكز رشد در دانشكده هاي كشاورزي مي تواند از جمله اين اقدامات باشد. در نهايت يكي از مهم ترين موانع كارآفريني يعني عدم ارتباط با محيط پيرامون، جامعه، بخش كشاورزي، صنعت و بخش اجرايي نيز بايد مرتفع گردد كـه ايـنامر نيز با برنامه ريزي براي زمينه سازي جهت آمـوزش عملـي و عينـي دروس در محـيط واقعـيكشاورزي، قرار دادن واحدهاي كارآموزي در دروس مختلف و با مدت زمان طولاني تر، برگـزاريگردش هاي علمي در محيط روستايي، دعوت از فعالان بخش صنعت و كشاورزي بـراي تـدريسبخشي از دروس كشاورزي و بيان تجربيات عيني و ديدگاه هايشان و بـه طـور كلـي ايجـاد يـكمحيط فعال و پويا براي برقراي ارتباط با محيط پيرامون، مـي توانـد در آمـاده سـازي دانشـجويانرشته هاي كشاورزي جهت فعاليت در زمينه كارآفريني و ايجاد كسب و كارهاي كوچك مؤثر واقع گردد. يافته هاي اين بخش منطبق بر نتايج پژوهش هاي حسيني و ديگران (1389) بود كه موانع كــارآفريني در آمــوزش عــالي كشــاورزي را در 5 عامــل پشــتيباني، آموزشــي، برنامــه ريــزي، سياست گذاري و انساني خلاصه مي نمود، در اين پژوهش نيز از تكنيك تحليـل عـاملي اسـتفادهشده بود.
با توجه به راهبرد عملي و كاربردي اين پژوهش، ايـن كـه نتـايج آن از كـل دانشـكده هـايكشاورزي ايران، با شرايط مختلف جغرافيايي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي جمع آوري گرديده و قشر دانشجويان پاسخگوي پرسشنامه تدوين شده بودند، كه خود در بطن مشكلات قرار دارنـد وبا اين موانع دست به گريبان هستند؛ توجه و بكارگيري يافته هاي اين تحقيق مي تواند راهگشـايسياستگذاران و برنامه ريزان در سطوح مختلف مديريتي براي رفع موانع و مشكلات كارآفريني در دانشكده هاي كشاورزي ايران باشد. در اين راستا پيشنهادهايي براي ادامه كـار پژوهشـي در ايـنزمينه تخصصي ارائه مي گردد كه عبارتند از: 1- تحقيق در مورد ريشه يابي و علـل وجـود موانـعكارآفريني در دانشكده هاي كشاورزي، 2- شناسايي موانع ديگري كه ممكن است بـر كـارآفرينيدر دانشكده هاي كشاورزي اثرگذار باشند مثل نقشي كه محيط پيرامون مي تواند در ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در دانشكده هاي كشاورزي داشته باشد، 3- تحقيق در مـورد راهكارهـاي رفـع موانـعكارآفريني در دانشكده هاي كشاورزي 4- انجام تحقيق به صورت كيفي و مطالعه موانع كارآفريني در دانشكده هاي كشاورزي به صورت مطالعه موردي.
منابع

اسكندري، فرزاد (1384)، بررسـي راهكارهـاي توسـعه كـارآفريني در نظـام آمـوزش عـاليكشاورزي ايران، رساله دكتري رشته ترويج و آموزش كشاورزي، دانشكده اقتصـاد و توسـعهكشاورزي، دانشگاه تهران.
جعفــرزاده، مرتضــي (1383)، طراحــي و تبيــين الگــويي بــراي پــيش بينــي كــارآفرينيدانش آموختگان (مورد دانشگا تهران)، رسـاله دكتـري رشـته مـديريت، دانشـكده مـديريت،دانشگاه تهران.
حسيني، سيدمحمود (1384)، جزوه درسي آموزش كشاورزي؛ پـرديس كشـاورزي دانشـگاهتهران.
حسيني، سيد محمود و عزيزي، بهارك (1384)، “بررسي عوامل مؤثر بـر توسـعه روحيـه ومهارت هاي كارآفريني در ميان دانشجويان سال آخر دانشكده كشاورزي دانشـگاه تهـران”.
مجله علوم كشاورزي ايران. سال 2-38، شماره 2، ص ص 251-241.
حسيني، سيد محمـود؛ فـرج اﷲ حسـيني، سـيد جمـال و سـليمان پـور، محمدرضـا (1389)،
“شناسايي و تحليل موانع كـارآفريني در آمـوزش عـالي كشـاورزي ار ديـدگاه دانشـجويانكارشناسي ارشد استان تهران”. مجله تحقيقات اقتصاد و توسـعه كشـاورزي ايـران، دوره 2-41، شماره 3، 1389(359-368).
حيدري زاده، سعيد (1384)، “وضعيت اشتغال اعضاي سازمان نظـام مهندسـي كشـاورزي ومنابع طبيعي استان كرمان در راسـتاي بـازنگري برنامـه ريـزي آموزشـي”، فصـلنامه نظـاممهندسي كشاورزي و منابع طبيعي، شماره 4، 1384.
ديناني، محمد و فولادي، محمدحسن (1384)، “بررسي وضعيت اشـتغال دانـش آموختگـانرشته هاي كشاورزي، مطالعه موردي دانشكده كشاورزي دانشگاه شهيد باهنر كرمان”. مجله اقتصاد كشاورزي و توسعه. شماره 341.
زماني پور، اسداﷲ (1374)، “مدرسه و مزرعه”، مجموعه مقالت هفتمين سمينار علمي ترويج كشاورزي كشور، تبريز.
شاه ولي، منصور و يوسفي نژاد، سعيد (1379)، رويكردهاي ترويج، آموزش و تحقيقات در قرن بيست و يكم، چاپ اول، انتشارات مؤسسه توسعه روستايي، تهران.
عزيزي، بهارك (1384)، بررسي عوامل مؤثر در توسعه روحيه و مهارتهـاي كـارآفريني درميان دانشجويان دانشكده كشاورزي كرج. پايـان نامـه كارشناسـي ارشـد در رشـته تـرويج وآموزش كشاورزي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران.
كردنائيچ، اسداﷲ (1384)، “دانشگاه كارآفرين و نقش آن در ايجاد اشتغال”. دومين همايش اشتغال و نظام آموزش عالي كشور، ارديبهشت 1384، تهران.
كلانتري، خليل.(1385)، پردازش و تحليل داده ها در تحقيقات اجتماعي- اقتصـادي ، چـاپدوم، تهران، نشر شريف.
محمدزاده نصرآبادي، مهنار، پزشـكي راد، غلامرضـا و چيـذري، محمـد (1383)، “وضـعيتاشتغال، توانمندي شغلي و موفقيت شغلي دانش آموختگان آموزش هـاي علمـي ـكاربردي در بخش كشاورزي”. فصلنامه پژوهش و برنامه ريزي در آموزش عالي، شماره 29، بهار 1383.
ملك پور، علي (1384)، “زمينه ها و موانع فرهنگي گسترش كارآفريني در ايران”. مجموعـهمقالات همايش ملي كارآفزيني. رودهن. اسفند 1384. ص: 447-427.
يعقوبي، جعفر و سلمان زاده، سيروس (1384)، “بررسي مشكلات آموزش عالي كشاورزي در ايران و راهكارهاي بهبود آن از ديدگاه دانشجويان سـال آخـر كشـاورزي”. ارائـه شـده بـههمايش علمي آموزش كشاورزي كشور، آبان ماه 1384، تهران.
.61 Decter, M., Bennett, D. and Leseure, M., (2007). “University to business technology transfer_ UK and USA comparisons”; Technovation; Vol.27: pp 145–55.
.71 Djankov, Simeon, Rafael La Porta, Florencio Lopez-de-Silanes, and Andrei Shleifer, (2002). “The Regulation of Entry”, Quarterly Journal of Economics, Vol. 67, Iss. 1 (February), pp. 1-37.
.81 Etzkowitz, H., (2003). “Research groups as ‘quasi-firms’: the invention of the entrepreneurial university”; Research Policy;Vol.32: pp 109–21.
.91 Etzkowitz, H., Webster, A., Gebhardt, C., Regina, B. and Terra, C., (2000). “The future of the university and the university of the future: evolution of ivory tower to entrepreneurial paradigm”; Research Policy; Vol.29: pp 313–30.
.02 Maxwell S., (2003). Development research in europe: towards an (all)star alliance? The European Journal of Development Research 15(1): 194-198.
.12 Ndonzuau, F. N, Pirnay, F. and Surlemont, B., (2002). “A stage model of academic spin-off creation”; Technovation; Vol.22: pp 281–89.
.22 Puri, Manju and David T. Robinson, (2004). “Optimism, Work/Life Choices, and Entrepreneurship,” paper presented at the WorldbankStern-NYU Entrepreneurship workshop, World Bank, Jan 10, 2005.
.32 Rasmussen, E., Moen, Ø. and Gulbrandsen, M., (2006). “Initiatives to promote commercialization of university knowledge”; Technovation; Vol.26: pp 518–33.
.42 Siegel, D. S., Waldman, D. A., Atwater, L.E., Link, A. N., (2003). “Commercial knowledge transfers from universities to firms: improving the effectiveness of university– industry collaboration”; Journal of HighTechnology Management Research; Vol.14: pp111–33.
.52 Spilling, O.R., (2004). “Commercialisation of knowledge–conceptual framework”; 13th NordicConference on Small Business (NCSB) Research.
.62 Toole, A. and Czarnitzki, D., ( 2007). “Biomedical academic trepreneurship through the SBIR program”; Journal of Economic Behavior & Organization; Vol.63: pp 716–38.
.72 Wright, M., Clarysse, B., Mustar P. and Lockett A., (2007). “Academic Entrepreneurship in Europe”; Edward Elgar, Cheltenham and Northampton; 172-3.


دیدگاهتان را بنویسید