تأم ل در ادبي اتي اي ن چن ين گس ترده، مس تلزم داش تن ابزاره اي دقي ق دس ته بن دي و سطح بندي و جايابي براي مقولات به منظور ارايه تحليل و تبيين وضعيت موجود و رسيدن به مخرج مشترك آنهاست. در جمعبندي مباحث رسانه، يونسكو اهتمـامي ويـژه دارد. وجـهرسانه اي گزارش يونسكو در دو عنوان بهچشم ميخورد. نخست در عنوان تكثرگرايـي كـهدر آن شاخص هاي تكثرگرايي گفته شده است [18][19].
دومين عنوانيكـه در آن بـه رسـانه، آن هـم بـه تفصـيل پرداختـه شـده اسـت، مبحـثدموكراسي و شفافيت است. در اين بخش، رسانهها عهدهدار وظايفي مهم در جامعه هستند:
– كمك به تحقق دولت باز
– كمك به تحقق تكثرگرايي
– پرداختن به مخاطرات دموكراسي
– منزلتدهي به نخبگان و ستارگان
– تصميمسازي و كمك به تصميم ها با ارايه اطلاعات بدون سوگيري
– راهبري و همراهي با افكار عمومي شوراي رسانه هاي اتحاديه اروپا نظارت بـر ايـنعملكردها را در محورهاي زير مدنظر دارد:
الف: اطمينان از شفافيت رسانه ها با نظريه مالكيت متداخل در عرصه رسانه ها؛ ب: ارتقاي مباحث مربوط به تمايز ميان اطلاعرساني، دانش و سرگرمي؛ ج: تأثيرگذاري بر جوانان؛
د : تأثيرگذاري شبكه جهاني اينترنت بر عملكردهاي رسانه اي و سياسي؛ ه : پشتيباني از رهبري متمركز رسانهها بهمنظور حفظ هويت ملي كشورها.
اما دورنماي جامعهشناسي مـا، بـراي گونـه آرمـاني رسـانه، جامعـه ي دانـايي اسـت. مـا
جامعهي دانايي را با عبارت wise society مي شناسيم و تمايز آن را تشـريح مـي كنـيم . امـاتأكيد مي كنيم، نظريهپردازان اجتماعي، در نگاه آسيبشناسانه به جامعه ي دانشي، بـههمـان شاخصهاي اشاره ميكنند كه درواقع، همان جامعهي دانايي را نشان ميدهد. ما اين تداخل را در حوزهي مفهومي، به حساب جامعه ي دانشي ميگذاريم و در تبيين نهايي خـود، تمـايزاصلي جامعه ي دانايي را بيان مي كنيم. زيرا تفاوت اصلي را نـه در بـار تـوزيعي شـاخص هـا ميان اين دو گونه، بلكه در بار وزني شاخص ها ارزيابي ميكنيم. تنها تعريفي كه از جامعهي دانايي در دست داريم، حاصل كار كميسيون پژوهش اروپايي است كه بيان مي كند [13] :
( جامعهي دانايي جايي است كه در آن داده ها و اطلاعات و دانش بهصورت ف زاينـدهاي در تصميم سازيهاي آگاهانه بهمنظور بهبود همه جنبههاي زندگي بهكار بسـته مـي شـود) و البته دانايي مورد بحث تعريف ميشود (خرد دانـش تقطيـر شـد هاي برآمـده از تجربـههـا ي زندگي و علوم طبيعي و علوم اجتماعي و اخلاق و فلسفه است):
آن چه از تحليل اين تعريـف از ج امعـه ي دانـايي اسـتفاده مـي شـود، نقطـه تمـايز آن بـاجامعه ي دانشي است؛ يعنـي د سـت دا شـتن تمـامي مؤلفـه هـا ي دانـش و تجربـه در فرآينـد تصميم سازي كه تبلور خرد و عقلانيت جمعي است و سپس اجراي مؤثر تصميم بهينـه كـهحلق ه مكم ل فرآين د عقلاني ت در جامع ه اس ت. جامع هي دان ايي، جامع هاي اس ت ك ه به كارگيري مؤثر دانش را در همه ي سطوح اجتمـاعي مـد نظـر دارد و بـه دنبـال راهكـار بـاطراحي مختص براي مسايل است[15].
جامعه ي دانايي قائم به تعادل و تعامل كاركردهـاي بنيـادي و نهـادي اجتمـاع اسـت. در حاليكه جامعه دانشي لزوماً به ايـن تعـادل نرسـيده و داراي نقـاط اهرمـي، بـه خصـوص دركاربرد دانش و فناوري سطح بالا است. اگر توجه ما به اين تعادل معطوف به فرآيند ورود، پردازش و خروج اطلاعات به سيستم اجتمـاعي باشـد، بـه شـاخص ديگـر جامعـه ي دانـايي مي رسيم.
جامعه ي دانايي با شرط تعادل محقق و با شرط تعامـل اسـتمرار مـييابـد . بـدين ج هـتمقاطعي در تـاريخ و جوامـع بشـري مـي تـوان يافـت كـه در آن توليـد و توزيـع و مصـرفاطلاعات در توازن و تعادل بوده و جامعه ي دانـايي محقـق شـده امـا اسـتمرار نيافتـه اسـت. بنيادي ترين مؤلفه استمرار جامعه ي دانايي، تثبيت حلقههـا ي تصـميمسـازي در فرآينـد هـا ي نهادي و فرانهادي است كه تضـمين بـه كـارگيري تـوان مـؤثر عقلانيـت و خـرد جمعـي درراهبري و مديريت جامعه است.
روش شناسي
هر گونه معرفت مستند شده بشري، سنگ بناي يـك آيـين شـناختي و درواقـع روششناسـي است. اين فرآيند مستندسازي بهمعناي بناي يك كاخ استدلالي است كـه سـاختار و روابـطمنطقي و فرآيند شفاف و بازگشتي و توان دانش افزايي دارد كه تضمين كارايي و روايـي وپايايي روش پژوهش است.
اين پژوهش از نظر ماهيت و اهـداف، پژوهشـي كيفـي اسـت. جهـت گيـري حـاكم بـرپژوهش، دستيابي به يك نظام ارزيابي ـ دادن ملاكها ـ و ارزشيابي ـ دادن معيارها ـ اسـت .
استراتژي اين پژوهش كيفي، با حفـظ هويـت گفتمـاني آن، طراحـي معـادل رگرسـيون در پژوهشهاي كمي استوار به مزيتهاي نسـبي روشهـاي پـژوهش ماننـد مطالعـه مـوردي وپژوهش داده بنياد و نيز روند پژوهي است كه در روش تحليل گفتمـاني اسـتفاده مـي شـود.
اين نظام رگرسيون كيفي براي تحليل فاصل ه اي مد نظر است كه از كار ويـژه هـاي امـروزيرسانه ها در حيات اجتماعي ما تا كاركردهاي آن در جامعه ي دانايي پديد آمده است[4].

به طورمشخص آن چه روايي كار را تضمين مي كند، جامعيت چارچوب نظري است كه در آن گردآوري داده هـا بـه گونـه اي باشـد كـه ديـدگاهي جـا نيفتـاده باشـد و سـتادههـا و نتيجه گيري پژوهش را بتوان بر آن دادهها استوار كرد و همت ما در اين پژوهش، جامعيـتو وسعت نگاه نظري به ماهيت و قلمرو آن است تا صحت روايي و صدق پژوهش مخدوش نشود.
تحليل گفتمان با انديشه بزرگاني چون فوكو رشد كرد و با ابزارهاي تحليل زبانشناسي و جامعهشناسي و در سال هاي اخير به مدد نشانهشناسي قوت يافت. پژوهش حاضر، قـدرتتبيين خود را از اين روش پژوهش كلان ميگيرد. ضمن آن كه همانندي آن را بـا پـژوهش داده مبنا مد نظر دارد و تأكيد ما از آنرو اسـت كـه قـوت هـر دو، در عـدم پـيش داوري وسوگيري نظري و اتكا به يافتـه هـا و داده هـا يي اسـت كـه پـژوهش را شـكل داده و ماهيـتاكتشافي و پژوهشـي آن را نشـان مـي دهنـد . در پـژوهش حاضـر، مـدل نظـري اسـتراوس وكوربين [17] مدل پردازش داده مبنا است كه ماهيتي پارادايمي دارد. بنابراين ما منظومـ هاي منسجم از عنوان ها و استعاره ها و روندها و رابطه ها را دنبال مي كنيم كه فضـاي گفتمـاني راشكل مي دهند. با آگاهي و اشراف براين عناوين و عوامل و سـاز و كـار آن هـا و اسـتخراجديدگاه علمي درباره نگراني ما در اين پژوهش، نقش و جايگاه رسانهها در جامعه ي دانايي، هدف اين پژوهش برآورده مي شود.
با توضيح هاي گفته شده مي توان زمي نه هـاي مطالعـاتي زيـر را در روش تحليـل گفتمـان مشاهده كرد:
جامعه شناسي زبان——– باكالبدشكافي زبان موجود
فراتحليل ادبيات موجود———با استفاده از توان استعاري و واژگان متون
grounded theory faze——— باتبادل دادههاو سازهها ي پژوهش فوكو معتقد است، مولدترين نوع تعريف گفتمان اين است كه ما آن را صرفاً بـه معنـايمجموعه اي از نشانههاي زباني يا يك متن طولاني ندانيم، بلكه آن را به عنوان عملي در نظر بگيريم كه بر اثر سخن گفتن منظم درباره اشيا، باعث به وجود آمدن و تجسم آن مـي شـود. گفتمانها سبب ميشوند، ما در جامعه مرزهايي داشته باشيم كه هر گروهي در درون مرز يا حوزه خاص خود تعريف و معنا شوند [1].
رويكرد تحليل گفتماني ما، رويكرد ارنست لاكلاو و شينتال موفه است كـه رويكـردينشانه شناختي است. در اين رويكرد، جامعه ي محل ظهور و بروز نظام هايي نشان هاي است كه در آنها معنا توليد و بازتوليد ميشود و فضاي استعاري ماست [5].
به سوي مدل تحليل كلان
ما نيازمند يك ساختار منسجم شكل ي و محتوا يي برا ي ورود و مواجهه روشـمند بـا مباحـث رسانه اي هستيم. ما در صدد هستيم نظم سياره اي را به منظومـه رسـانه هـا بـازگردانيم و ا يـن مقدور نيست مگر با شناسا يي موقعيت هر سياره و رصد آن و هم اكنون در صدد هستيم تا با جايگزين ي عناوين و مقولات در موقعيت و جايگاه درست آن در قالب مدل مفهوم ي به اين منظومه دست يابيم كه هم در شناسا يي گفتمان حاكم بر حوزه رسانه كمك مي كنـد و هـم رهگفت ي به واقعيت ها و موقعي تها ي پيش رو است.
روش شناسان تحليل گفتماني در اين جايگاه، يعني مواجهه با وسعت و كثرت مقوله ها و لزوم در پيش گرفتن نظم روش شناختي، از رويكردهايي استفاده كرده اند مانند ون دايـككه يك نظام لاي هاي تحليل را معرفي مي كند. فركلاف اين نظم را بـا سـطح بنـدي گفتمـانفراهم مي آورد. پيش از اين نيز رويكرد نشانه شناختي لاكلاو و موفه را معرفي كـرديم . امـا بهنظر ميرسد، اين نظم هاي روششناختي در سطح كلان از ار نظر موضوعي مشكل دارنـدو يك مدل (شـبه مـدل) روش شـناختي كـه مقـولات را بهتـر و بيشـتر و دقيـقتـر بنمايانـد،ضروري است. ما مدل را به عنوان يك شرح خلاصه شده و آگاهانه بـه شـكل نمـوداري ازيك چيز يا يك واقعيت تلقي مي كنيم. به همين دليل، نگارنده اين سطور با بررسي مدل هاي پردازش نظري در مقاله هاي معتبر و كتـابهـا ي حـوزه گفتمـان، نشـانه شناسـي، مـديريت،ارتباطات، جامعه شناسي و نيز روش پژوهش به دو مورد از آن ها ميپردازد:
مدل پارادايمي پردازش دادهها: استراوس و كوربين براي پـردازشهـا ي داده مبنـا و نظريهپردازي هاي مبتني بر گردآوري داده كه در آن ها مقولات حول يك پارادايم اساسـيو مبنايي شكل گرفتهاند و يا بافت موضوعي پژوهش بـه طـور اساسـي مـاهيتي پـارادايمي را دارد، (يعني با مقول هاي نظير فضاي استعاري لاكلاو و موفه مواجـه هسـتيم)، مـدلي را ارايـه ميكنند كه براي كدگذاري مقولات و استخراج نتايج پـژوهش طراحـي شـده اسـت. ايـنمدل، حول فرآيندي شكل مي گيرد كه مواجهه پژوهشگر با پديده مورد پژوهش را بررسي مي كند.

نمودار 2. مدل استراوس-كوربين
بيشاپ تأكيد دارد [10]كه در تصميمگيري اثربخش گزينه هاي متعـدد را در اختيـارداريم و براي مقايسهي آنها با يكديگر نياز به يك مدل ذهني است كه از منبع معيارهاي ما نيز تغذيه ميشود. معيارهايي كه روش تحليل ما را نيز شكل مي دهند.

با

تصميم

هزينه

كمترين

تخصيص

منابع

تصميم

معيارهاي

تحليل

و

هزينه

فايده

گزينه

تصميم

هاي

فرصت

فضاي

قابليت

فضاي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

با

تصميم

هزينه


دیدگاهتان را بنویسید