دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي – عليرضا قريب
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحهآرايي: فرشته حيدري
طرا ح جلد: اصغر سوراني
ناشر: انجمن علم ي پرستار ي ايران
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و ماما يي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: [email protected] , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 3 شماره 1 (پياپي 7) بهار 1393، 31-21
مشاركت حرفه اي: تبيين تجارب پرستاران در مواجهه با فاصله بين آموزش نظري و بالين

نسرين الهي، فاطمه الحاني، فضل ا.. احمدي

چكيده

مقدمه: رويارويي با معضل شكاف بين آموزش نظري و بالين موجب ايجاد تغيير و توسعه حرفه مـي شـود . هـدف از ايـنمطالعه تبيين تجارب مدرسين و مديران پرستاري از مواجهه با شكاف بين آموزش نظري و بالين مي باشد.
روش: اين مطالعه كيفي با مشاركت 32 نفر از مدرسين و مديران پرستاري دانشگاه جندي شاپور اهواز، تهران و اصفهان با انجام مصاحبههاي فردي و گروهي به صورت نيمه ساختار صورت گرفت. پس از كسب رضايتنامه، داده ها جمع آوري، ضـبط،دستنويس و به روش تحليل محتواي متعارف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. جهت حمايت از صحت و استحكام دادهها، معيارمقبوليت، تأييدپذيري و انتقال پذيري لحاظ گرديد.
1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

يافتهها: مضامين اصلي پژوهش شامل مهندسي آموزش، شايسته سالاري و مشاركت حرفهاي است . مطابق با تجارب ودرك مشاركتكنندگان، عملكرد حرفه اي و فعالي تهاي آموزشي آنان منطبق با برنامه ريزي متمركز مي باشد. بـه منظـور كـاهششكاف بين آموزش و بالين بايد آنان در استاندارد كردن محتواي آمـوزش و كـسب توانمنـدي علمـي و اعتبـار بـاليني از طريـقمشاركت كارآمد تلاش كنند.
نتيجهگيري: نتايج اين مطالعه آگاهي و بصيرت لازم جهت رويارويي و حل معضل شـكاف بـين آمـوزش و بـالين را در مديران و مدرسان پرستاري فراهم مي آورد. با توجه به نتايج حاصل از تجارب مشارك تكنندگان مـي تـوان بـه شناسـايي عوامـلتأثيرگذار بر اين چالش پرداخته و با اصلاح و بهبود وضعيت موجود بستر مناسب جهت ارتقاء شايستگي و توانمندي دانشجويان وپرستاران را ايجاد نمايند. لذا پيشنهاد ميشود ضمن حفظ استقلال مدرسان، بخ شهايي از آموزش نظري و بـالين بـه پرسـتارانكارآزموده باليني واگذار شود تا زمينه تبادل دانش و تجربه فراهم گردد.

كليد واژهها: مشاركت حرف هاي، تجارب، مدرسان پرستاري ، مديران پرستاري، شكاف آمـوزش نظـري و بـالين، مطالعـهكيفي، تحليل محتوا

تاريخ دريافت: 18/8/1392 تاريخ پذيرش: 18/1/1393

1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

مقدمه

مروري بر متون آموزش پرستاري حكايت از ريـشهتاريخي »فاصله بين آموزش و بـالين « دا شـته و ايـن امـربيانگر آنست كه دانش نظري ارايـ ه شـده در كـلاسهـايدرس فاصله زيادي با توان اجـراي مهـارت در بـالين دارد (1). هرچن د گ سترش مؤس سات آموزش ي ب ا م ديريت،كاركنان و بودجه مستقل ضرورتي براي ايجاد محيطهـ اي آموزشي اثربخش به عنـوان پايـه اي بـراي پيـشرفت هـ اي آموزشي در آينده و ارتقاء تجربيـات يـادگيري دانـشجويانبود (2). ولـي در ايـن مؤسـسات آمـوزشدهنـدگان زمـانكمتري را در محي طهاي باليني نسبت به پرسـتاران بـالينيسپري مي كنند (3). همچنين مـسؤوليت پـذيري آن هـا دربالين محدود به تربيت و آموزش دانشجويان مـيشـود نـهارايه مراقبتهاي با كيفيت به بيماران (3و4).
اغلب رهبران پرسـتاري مـدعي هـستند كـه بـا ايـنحركت پرستاران فـارغالتحـصيل تـوان مهـارت بـاليني را ازدست داد هاند (2). شاهد اين مدعا تعداد زياد فارغ التحصيلان پرستاري است كه از نظر دانش نظري قوي هستند ولي فاقدمهارت عملي مي باشند (5) مطالعات انجام شده در ايران نيـز مؤيد كاربردي نبودن آموختههاي نظري در بـالين مـي باشـد(6و7). دهقانن يـري و همكـ اران گـزارش دادهانـد كـ ه كـ ار پرستاران بهره وري مناسب را نـدارد و انـرژي آن هـا عمـدتاًصرف امور اداري و منشيگري مي شود؛ و خود آنها ن يز بـراين باور بودند كه آنچه در حال حاضر انجام ميدهند با آنچهبراي آن آموزش ديدهاند متفـاوت اسـت (8). ايـن در حـالي است كه آموزشدهندگان مي دانند گسترش تخـصصهـايپرستاران در بيمارستانهاي مدرن تنها از طريـق تمركـز بـرمشاغل تخصـصي و بـا ارتقـاي دانـش و مهـارت بـه طـورهم زمان امكان پذير است (9). جهت مقابلـه بـا ايـن چـالشدان شكده هــاي پرســتاري بــا اســتفاده از آزمايــشگاه هــاي شبيه سازي و تجربيات نظارت باليني در بيمارستان و اجـرايبرنامه كارورزي سعي در ارتقـاء صـلاحيت پرسـتاران دارنـد (5و10). همچنين بيمارستان با ارايه آموزش هاي اضـافي بـه فارغالتحصيلان پرستاري آنها را براي انجـام مـستقل كـار باليني در محيط هاي واقعي آمـاده مـيكننـد (11). بـه رغـمبه كارگيري اين راهكارها هنوز تلاش براي كسب مهارتهـ ا نسبت به تقاضاي رقابت در كلاس و كسب موقعيـت شـغليكمتر است (12). و اين موجب نااميـدي دانـشجوياني اسـت
٢٢
كه براي كسب تخصص باليني و دانشگاهي تلاش ميكننـد (13و14). به رغم اين تلاش ها هنـوز فاصـله بـين آمـوزشنظري و بالين چالش مهم آموزش پرستاري است.
الگوه اي آموزشـي ب ـسياري در پرس تاري جه ـترويارويي با چالش مذكور ارايه شده اسـت. بـه طـور مثـالمــي تــوان بــه الگــو كــار بــاليني هيــأت علمــي- نــاظر (faculty- supervised practicum)، مربيگـري (preceptor ship)، واحدهاي آموزش (education units)، دوره انترني (Internship)، آموزش مـشاركتي(co-operative education)، مطالعه كار (study work) و اســــتخدام پرســــتار فــــارغالتحــــصيل (undergraduate nurse employment) اشـارهنمود (4و15). يكي از مهم ترين محدوديت هاي كاربرد ايـنالگوها تطابق آن با شـرايط خـاص و محيطـي اسـت كـهمطــابق امكانــات آن طراحــي شــده اســت لــذا تنهــا در محيطهـ اي مربوطـه قابليـت اجـرا دارنـد (15). همچنـين Beal در يك مطالعـه مـروري مقـالاتي را كـه پيرامـونكاهش شكاف آموزش نظري و بـاليني پرسـتاري از سـال 1999 تا سال 2010 به چاپ رسيده بود مورد بررسي قـرارداد. وي نتيجه گرفت به دليل اين كه اين الگوهـا پـس ازگذشت سا لها در قرن بيستم طراحـي شـدهانـد و ارزيـابيدقيقي از پيامدهاي آن ارزشـيابي نـشده اسـت نمـي تـوانميزان موفقيت را مشخص نمود (12).
به رغم مطالعات كمـي انجـام شـده در ايـن زمينـهمانند مطالعهYang و همكـاران (2) و مطالعـهZafri و Nissim (4) هنوز پاسخ روشني براي رويـارويي بـا ايـنچالش داده نشده است. با توجه بـه اهميـت ارايـ ه راهكـارمنطبق با شرايط فرهنگي و بومي كشور و مطالعات كيفـياندك در اين زمينه پژوهشگران درصدد برآمدند مطالعـهاي با هدف تبيـين تجـارب مدرسـين و مـديران پرسـتاري درخصوص مواجهه با شكاف موجود بـين آمـوزش و بـالين و كاربرد آموخت ههاي نظـري در ارا يـه مراقبـت هـاي بـاليني پرستاري بتوانند راهكارهاي عملي به مسؤولين ارايه دهند.

روش مطالعه

1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

اين مطالعه كيفي بخشي از پژوهشي گسترده بـرايارايه الگـوي آمـوزش اثـربخش در پرسـتاري اسـت. ايـنمطالع ه در زمين ه درك مدرس ين و م ديران پرس تاري از فاصله آمـوزش نظـري و بـالين و ارايـ ه راهكـار براسـاس تجــارب آن هــا و از نــوع تحليــل محتــواي متعــارف (Conventional content analysis) مـي باشـد . تحليل محتواي متعارف شيوهاي مناسـب بـراي بـه دسـتآوردن نتايج معتبر از دادههاي متني به منظور ايجاد دانش،ايده جديد ارايه حقايق و ر اهنمـاي عملـي، بـراي عملكـرداست. هدف از اين شيوه دستهبندي و توصيف وسـيع يـكپديده مي باشد (16). لـذا جهـت تفـسير عميـق دادههـايمتنوع در اين مطالعه از روش تحليل محتوا استفاده شد.
جامعه مورد پژوهش شـامل 32 نفـر از مدرسـين و مديران پرستاري مطـابق نمونـهگيـري مبتنـي بـر هـدف دانشگاههاي جندي شاپور اهواز، اصفهان و تهران انتخـابشــدند. دليــل انجــام مــصاحبه در دانــشكده پرســتاريدانشگاههاي مذكور براسـاس تجـارب بيـان شـده توسـطمشاركتكنندگان در مصاحبههاي انجام شده و رسيدن بـهاشباع داد هها بود (17). مـشاركتكننـدگان داراي مـدارككارشناسي ارشد و دكتراي پرستاري بوده و در محيط هـايدانشكده و بالين مشغول به كار بودند. در اين مطالعه افـرادبه خاطر اطلاعات دست اولي كه درباره اين پديده داشتند،يا پديده مورد مطالعه را تجربه كرده بودند، انتخاب شـدند. هنگامي كه دادهها به اشـباع رسـيد، نمونـهگيـري خاتمـه يافت. اشباع داده ها هنگامي مسجل شد كـه پژوهـشگر بـاادامه نمون هگيري به داده جديدي دست نيافت . روش جمع-آوري داده ها، دست نوشتهها و انجام مصاحبههاي فـردي وگروهي به صـورت نيمـه سـاختار (Semi Structure) (16و18). با توجه به نظرات و تجارب نزديـك مدرسـين ومديران پرستاري و به منظور جلوگيري از اشباع زودهنگـامدادهها دو جلسه مصاحبه گروهي متمركـز (جلـسه اول بـاحضور 9 نفر از مدرسين كارشناس ارشـد و جلـسه دوم بـامشاركت 5 نفر با مدرك دكترا) انجام شد. ميـانگين زمـانمصاحبههاي گروهي 90 دقيقه و مصاحبه فردي 45 دقيقهبود. در ابتداي هر مصاحبه هدف پژوهش، روش مصاحبه وحق افراد نسبت به شـركت در مطالعـه و يـا امتنـاع از آنبراي شرك تكنندگان توضيح داده ميشد. مصاحبهها توسط پژوهشگر اصلي هدايت شدند. اين نوع مـصاحبه بـه دليـلانعطاف پذير و عميـق بـودن، بـراي پـژوهشهـاي كيفـيمناسب است (17).
در مصاحب ههاي انفرادي ، راهنماي مـصاحبه شـامل
يـك سـؤال بـاز در راسـتاي عنـوان و اهـداف پـژوهش و
٢٣
پيرامـون چگـونگي ارايـه آمـوزش (نظـري و عملـي) بـه دانشجويان بود كه به مشاركتكنندگان امكان مـي داد بـهتفصيل ادراكات و تجارب خود را بيان كنند. در ابتداي هـرمصاحبه، از مشاركتكنندگان خواسته ميشد در مورد نحوهاداره جلسات كلاس و بالين، عوامل، شرايط و ويژگيهايي كه موجب اثربخشي هر چه بيشتر آموزش مي شود براساس تجارب واقعي خود با ذكر مثال صحبت كننـد. در مـصاحبهبا مديران همان سؤال با تأكيد بـر بيـان تجـارب آنـ ان در مورد نحوه برنامه ريزي آموزشي و به كارگيري راهكا ر برايمواجه با به كارگيري آموخته ها در بالين بود. مـصاحبههـايفردي پس از تعيين وقـت، در اتـاق خـصوصي بـا رعايـتموازين اخلاقي انجام شد. مـصاحبه هـاي گروهـي نيـز درسالن جلسات دانشكده صـورت گرفـت. مـتن مـصاحبه هـاضبط و سپس كلمه به كلمه نوشته شد تـا مـورد تجزيـه وتحليل قرا ر گيـرد. مطالعـه كيفـي مـستلزم آن اسـت كـهپژوهشگر در اطلاعات غوطهور شود (18). براي اين منظورپژوهشگر مصاحب هها را در چند نوبت به دقت گـوش داد ومتن دست نوشته را چند بـار مـرور نمـود. بـراي تجزيـه وتحليل داد هها از روش محتواي كيفي متعارف استفاده شـد. روش تحليل محتواي متعارف به عنوان يك روش پژوهش تعريف ميشود كه به منظور تفسير ذهني (subjective interpretation) محتواي داده هاي متني به كار گرفته شد. در اين روش از طريـق فرآينـد طبقـه بنـدي نظـام دار، كدها و مضمونهـا مـورد شناسـايي قـرار گرفـت. تحليـلمحتواي متعارف چيزي فراتر از اسـتخراج محتـواي عينـيبرگرفته از دادههاي متني ميباشد، بلكه از اين طريق مي-توان مـضمون هـا و الگوهـاي پنهـان را از درون محتـوايدادههاي مشارك تكنندگان در مطالعـه را نمايـان سـاخت.
بنابراين در ايـن مطالعـه بـا اسـتفاده از ايـن روش، كـدهابراساس واحـدهاي معنـا (unit meaning) برگرفتـه ازتوصيف مشاركت كنندگان استخراج و با توجه به اختلافـاتيا شباهتها طبقه بندي و مضمونها مشخص گرديد (16).
1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

بـه منظـور اطمينـان (credibility) از مقبوليـتدادهها، پژوهشگر با اسـتفاده از روشهـا ي مختلـف ماننـدتنوع در مشاركتكنندگان پـژوهش از نظـر سـن، جـنس،سطح تحصي لات، و با تماس طولاني با مشاركتكننـدگانو محيط پـژوهش، ارايـ ه اطلاعـات در رابطـه بـا اهـداف، بررسي مداوم دادهها، ضبط صدا و پياده نمـودن و تحليـلدادهه ا بلافاص له پ س از م صاحبه و ب ازخورد آن ب رايمصاحبه بعدي استفاده كرد. همچنين جهت كنترل انتقال-پذيري داده ها از طريق بازنگري توسط مشاركتكنندگان وناظرين و استفاده از نظرات اصلاحي آنها آزمـون گرديـد.
يافتهها به صورت غنـي ارايـ ه و نقـل قـولهـاي مناسـبانتخاب و سپس تفاسير بـه طـور واضـح بيـان شـد. بـرايبررسي انتقا ل پذيري مطالعه همچنـين داده هـا در اختيـار 5 تن از اساتيد و مديران دانشكدههاي مذكور كه در مطالعـهشركت نداشتند گذاشته و از آنان خواسته شد كـه نتـايج رابا تج ارب خود مقايسه نمايند (17و18). مـشاركت كننـدگانبا رضايت آگاهانه وارد مطالعه شدند . موازين اخلاقي گمنامبودن، محرمانه بودن اطلاعات، حق كنارهگيـري در زمـاندلخواه، اخذ مجوز نيز رعايت شد.

جدول 1- مضامين اصلي و زير طبقات آن
زير طبقات مضامين اصلي
نيازسنجي آموزش ، اثربخشي آموزش، ارايه و اجرايطرح درس، استاندارد سازي محتواي آموزشي مهندسي آموزش
توانمندي علمي، اعتبار باليني، اخلاق حرفه اي شايسته سالاري
م شاركت م ديران آم وزش و ب الين، م شاركت در آموزش (نظري و بالين) مشاركت حرفه اي

يافتهها
ميانگين سني مشاركتكنندگان 5/7 ±3/43 سال وسابقه كار 33-5 سال شركت داشتند. از نظـر جنـسيت 10 مرد و 22 زن در اين مطالعه مشاركت داشتند كـه همگـيداراي سابقه كار باليني و تدريس در دانشكده بودند.
در اين مطالعه 8 نفر از مشاركتكنندگان علاوه بـرسابقه تـدريس داراي سـابقه فعاليـت اجرايـي و مـديريتيبودند، 5 نفر از آنان داراي مدرك دكتـرا و 27 نفـر مـدرككارشناسي ارشد داشتند. 9 نفر از مربيان، دانشجوي دكتري نيز بودند. در مجموع 32 نفر از مدرسان پرسـتاري در ايـنمطالعه مشاركت داشتند.
تـداوم در گـردآوري دادههـاي حاصـل از تجزيـه و تحليل ادراكات مشاركتكنندگان منجر بـه اسـتخراج سـهمضمون اصلي در رابطه با مواجهه با آموزش نظري و بالين شد كه عبارت بودند از مهندسي آموزش، شايسته سـالاريو م شاركت حرف ه اي. ايـن م ضامين عوامـل زمينـه اي، مداخلهگر و راهكار مواجهه با فاصله آموزش نظري و بالينرا تبي ين مي كند. درون مايه اول »مهندسـي آموزشـي« بـهساختار و برنامهريزي آموزشي اشـاره مـيكنـد . »شايـسته
٢۴

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

سالاري« عامل تأثيرگذار است كه مي تواند موجب تسهيلانتقال آموزش و برانگيختگي يادگيردگان شود. »مـشاركتحرفهاي« راهكار كـاربردي اسـت كـه مـشاركتكننـدگانبراي رويارويي با اين چالش ب ه كار مي بندند.
1) مهندسي آموزش
اكثر مشارك تكننـدگان در تجـارب خـود بـر تغييـر وبازسازي سـاختار آمـوزش بـه منظـور بهينـهسـازي فرآينـديادگيري- ياددهي تأكيد داشـتند. آنـان يـادآور شـدند بـراي ايجاد تغيير مناسب در پرستاري بـه منظـور كـاربردي شـدندانـش از طريـق مهندسـي آمـوزش بايـد اقـدام كـرد. ايـن مـضمون داراي زيرطبقـات نيازسـنجي آمـوزش؛ اثربخـشي آموزش (ارايه و اجراي طرح درس) استانداردسازي محتـواي آموزشي مي باشد كه در ذيل به آن ها اشاره مي شود.
أ) نيازسنجي آموزش
مشاركتكنندگان به نيازسنجي به عنوان اولين گـامدر برنامه ريزي آموزشي اشاره كردند و اكثريت آن ها اذعانداشتند كه به رغم اين كه نيازسنجي تـأثير بـ ه سـزايي درتعيــين دقيــق اهــداف آموزشــي دارد ولــي در طراحــيبرنامهريزي درسي تنهـا بـه سرفـصل دروس تعيـين شـدهتوجه دارند نه به نيازهـاي آموزشـي دانـشجويان. يكـي ازمشاركتكنندگان تجربه خود را چنين بيان كرد:
»قبل از رفتن به كلاس طبق سرفصل و يـا كتـابتعيين شده طرح درس مي نويسم ولي اغلب به مباحثي كـهدر بخش كاربرد ندارد تأكيد مي كنيم.« (استاديار 2) ب) اثربخشي آموزش
مشاركتكنندگان تأكيد داشتند توجـه بـه نيازهـايآموزشي در عملكـرد مطلـوب شـغلي و كـسب شايـستگيتأثيرگذار است . از اين رو مدرسين با استفاده از رويكردهاينوين آموزش در حد بضاعت و امكانات كلاس مانند بيـانكيسهاي باليني به هنگام تدريس براساس تجـارب خـودتلاش مي كردند تا به دانشجويان بياموزند كه دانش نظريخود را چگونه در بالين بـه كـار برنـد. همچنـين برخـي ازمدرسين با طرح سؤالات دانـشجويان را در موقعيـت حـلمسأله قرار ميدهند. يكي از مدرسين اظهار داشت:
»در كلاس قلـب و عـروق دانـشجويان را موظـفميكردم به صورت گروههاي 3-4 نفره بخش بروند و يككيس در مورد مباحث كلاس انتخـاب و در كـلاس ارا يـ ه دهند. اين باعث شد دانشجو موقـع كـارآموزي بـا آمـادگيبيشتري كار ميكرد«. (مربي 9)
1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

برخي از مدرسين نيز براي كاربردي كردن دانش ازمثالهاي عينـي و تجـارب كـار بـاليني خـود در تـدريس استفاده مي كردند.
يكي از مدرسين اظهار داشت:
»به خاطر سال ها تجرب ه كـار بـاليني بـه راحتـي درمـورد بيمـاران و عـوارض دارويـي و مـشكلات آن هـا در كلاس مثال مي زدم«. (مربي 29)
ت) ارايه و اجراي طرح درس
اغلب مشارك تكنندگان تأكيد داشتند كه قبل از شروع كلاس هاي درس اقدام به تهيه طرح درس دورهاي مي كننـد .
آنان ارا يه طرح درس دورهاي را يكي از وظايف مدرس بـرايمشخص نمودن محتوا و شيوه درس مي دانستند.
»چند سالي است كه از طرف معاونت آموزشي موظفبه ارايه طرح درس دروس نظري هستيم«. (دانشيار 6)
البته آنان اذعان داشتند كه در كارآموزي بـه نـدرتطرح درس ارايه مي شود زيرا مـسؤولين از مدرسـين بـراي دروس باليني طرح درس نمي خواهند.
ث) استانداردسازي محتواي آموزشي
براسـاس تجـارب مدرسـين پرسـتاري آنـان بـراي آماده سازي محتواي دروس از كتابهاي ترجمـه شـده بـهخصوص نويسندگان خاص استفاده مي كننـد . آنـان تأكيـد داشتند كه اين عمل براساس برنام هريزي درسي كه توسطبرنامهريزان طراحي شده انجام مـي شـود . بيانـات يكـي ازمشاركت كنندگان چنين بود:
»ما سال هاست از كتابهاي ترجمـه شـده اسـتفادهمي كنيم بدون اين كه توجه داشته باشيم جامعه و دانـشجوبراي آينده شغلي به چه محتوايي نياز دارد«. (استاديار 23) همچن ين آن ه ا اظه ار داش تند نح وه ت دريس و محتواي دروس پرستاري در حـال حاضـر در آمـاده سـازيدانشجو براي كسب توانمندي در انتقال و كاربرد دانش دربالين از اثربخشي كافي برخوردار نيـست. يكـي از مـديرانپرستاري تجربه خود را چنين توصيف كرد:
»در سال هاي اخير در ميـزان واحـدهاي پرسـتاريتغييراتي داده شده اسـت ولـي در ماهيـت كـار دانـشجو وپرستار تغييري ايجاد نشده است«. (استاديار 6) مضمون دوم: شايسته سالاري
شايسته سالاري با سـه زيرطبقـه اصـلي توانمنـديعلمــي، شايــستگي و اعتبــار بــاليني و اخــلاق حرفــه اي شناسايي شد.
٢۵
أ) توانمندي علمي
توانمندي علمي به عنوان يك عامل مهم در اعتبـارو قبول مدرس توصيف گرديد. از نظر آن ها توان مدرس در انتقال دانش و قدرت پاسخگويي به سؤالات نقش مـؤثريدر ايجاد حس اعتماد به نفـس دانـشجو بـه مـدرس دارد.
همچنين اكثر مدرسين معتقـد بودنـد كـه مربـي مـاهر بـابه كـارگيري مهـارت خـود در مراقبـت از بيمـار، موقعيـتمناسب براي آموزش عملي به دانـشجو را فـراهم مـي آورد ولي به دليل اين كه معيار ارزشيابي مدرسين كار پژوهـشيو نحوه تدريس دروس نظري است بـه كـار بـاليني كمتـراهميت داده و دانشجو فرصت تجربه مقابلـه بـا مـشكلاتبالين را نميآموزد. آن ها ابراز داشتند مهـارت بـاليني بايـد همواره با احترام به كار مربي پرستاري و توانمندي علمـيوي در محيط هاي آموزشي همراه باشد. يكي از مشاركت-كنندگان تجربه خود در رابطه با اهميت مهـارت مربـي دربالين را چنين بازگو كرد:

»من اگـر مطلبـي را نـدونم بـه دانـشجو مـي گـم .
هيچ وقت بـا اطلاعـات غلـط و اشـتباه دانـشجو را گمـراهنمي كنم«. (استاديار 19)
ب) اعتبار باليني
اغلب مشارك تكننـدگان از نـاچيز شـمرده شـدن ونداشتن جايگاه مناسب در بالين اظهار نارضايتي مي كردنـد . آنان علت اين امر را ناتواني مربي در انجـام مهـارتهـ اي باليني مي دانستند. يكي از مربيان در اين رابطه تجربه خودرا چنين بازگو كرد:
»من 5 سال سابقه كار بالين دارم . بارها شاهد بودممربي چون نميتوانـد آي وي (IV) بگيـرد ان جـي تيـوب(لوله معده ) براي مريض بگذارد به دانـشجو مـيگويـد بـاپرسنل كار انجام بدهيد. اين به اعتبار مربي لطمه مي زند«.
(مربي 15)
البته اين مشكل فراگير نمي باشد. مشاركتكنندگان تجارب بسياري از توانمندي باليني مدرسين خود را يـادآورشدند.
يكي از مديران تجربه خـود را در رابطـه بـا اعتبـارباليني چنين بازگو كرد:
»بعضي از مربيها در بخش آنقدر در بخش از نظـرعلمي و عملي مورد قبول است كه پزشـكان بـراي برخـيامور درماني – مراقبتي با ايشان مشورت مي كنند«. (مربـي
(21
1268732239263Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:38 +0330 on Wednesday October 11th 2017

ت) اخلاق حرفه اي
مشاركتكنندگان تأكيد ويژ هاي به اهميـت رعايـتمسايل اخلاقـي و ارتبـاط مـستقيم و مثبـت آن بـا دانـشكاربردي داشتند . آن ها توجه به اصول اخلاقـي و حرفـهاي را يكي از ويژگيهاي حرف هاي شـدن مـي دانـستند كـه دررشد و تعالي افراد گـروه تـأثير بـه سـزايي دارد. همچنـين يادآور شدند در رشته پرستاري عنايت به اخـلاق حرفـهاي ب ه دلي ل گ ستردگي رواب ط ان ساني از جايگ اه وي ژ ه اي برخوردار است . به اين ترتيب حساسيت نسبت بـه معلمـان پرستاري به دليل قبول انجـام وظيفـه در دو شـغل خطيـرمعلمي و پرستاري بيش از ساير افراد در مشاغل ديگر موردتوجه است. ويژگ يهايي همچون مسؤوليتپذيري، صداقتدر گفتار و عمل، احترام بـه ديگـران، خوشـرويي از جملـهمواردي بود كه مشاركتكنندگان در تجارب خود بيشتر بـرآن تأكيد مـي كردنـد . يكـي از مـشاركتكننـدگان تجربـهمسؤوليت پذيري را چنين يادآور شد:
»مربي من در بخش… خودش بگ اداري مـريضرا كه پر شده بود و درد داشت خالي كرد«. (مربي 20)
مشاركتكننـده ديگـري اخـلاق غير حرفـهاي را درخاطرات خود چنين بازگو كرد:
»يك بار موقع خونگيري از مريض يك قطره خونروي ملحفه ريخت، سرپرستار جلوي همـه زد روي دسـت من«. (استاديار 3)
مضمون سوم – مشاركت حرفه اي
مضمون اصل ي ديگـر مـشاركت حرفـهاي بـود كـهتحت دو زير مضمون مشاركت مـديران آمـوزش و بـالين ومشاركت در آموزش (نظري و بالين) شناسايي گرديد.
أ) مشاركت مديران آموزش و بالين
زيرمضمون ديگر مشاركت مديران آموزش و بـاليندر برنام هريزي و مديريت آموزشي بود برقراري ارتباط بـينمديران آموزش و بالين در اثربخشي آموزش بالين و ارايـ ه هرچه بهتر مراقبـت امـري مـسلم اسـت. لاكـن مـديرانپرستاري در دانشكده و بيمارستان تأكيد بر حفظ اسـتقلالو جدايي ساختار سازماني دارند. آنان در بيانات خـود تأكيـد بر ارتقاء سطح دانـش و عملكـرد دانـشجويان و پرسـتاراندارند ولي در عمل حاضر به تغييـر سـاختار فعلـي نبـوده ونظام آموزش فعلي تبعيت مي كنند.
معاون آموزشـي يكـي از دانـشكدههـ اي پرسـتارياظهار داشت:
٢۶
»آموزش تابع قانون نظام آموزشي دانشگاهي اسـتو نمـي تـوان بـه صـرف امتحـان روش هـاي جديـد مثـل منتورينگ سراغ پرسنل رفت. درسـته كـه اون هـا مهـارتخوبي دارند ولي دانش كافي ندارند«. (مربي 21)
در اين رابطه يكي از مديران گروه پرستاري اظهـارداشت:
»ما بنا به نياز و كمبود مربي گاهي از پرسنل بـاليندر آموزش دانشجو استفاده مي كنيم ولي مشكلات زيـاديوجود دارد آن ها فقط تأكيـد بـه روتـين و انجـام كارهـايبخش دارند و دانشجو مطابق اصول نمي آموزد«. (مربي 2) همكــاري و مــشاركت بــين آمــوزش و بــالين درزمينههاي مختلف همچون تـدريس و برنامـهريـزي بـود. براسـاس تج ارب م شاركت كنن دگان ك ادر پرس تاري در دانـــشكده و بيمارســـتان هـــا از برنامـــه ريـــزي هـــا و سياست گذاري هاي جداگانه اي تبعيت مي كنند. اين نق ص وجدايي در ساختارهاي سازماني همچـون چتـري بـر سـايرعناصر سازماني در دو مؤسسه سايه گسترانده كه در ايجـادشكاف موجود بين آموزش و بالين تأثير منفـي انكارناپـذير داشـــته اســـت. ايـــن نارضـــايتي توســـط بـــسياري ازمشاركتكننـدگان اظهـار شـد. مـشاركتك ننـدهاي اظهـارداشت:


دیدگاهتان را بنویسید