Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

به نام خداوند جان و خرد
مجله آموزش پرستاري
فصلنامه علمي – پژوهشي انجمن علم ي پرستار ي ايران دوره دوم – شماره 3 – بهار 1392

صاحب امتياز: انجمن علم ي پرستار ي ايران
مدير مسؤول و سردبير: دكتر فاطمه الحاني
مدي ر اجرايي: دكتر مجتبي ويس مرادي
شماره پروانه انتشار وزارت ارشاد اسلامي: 4823/94 مورخ 20/2/91
شماره استاندارد بين المللي: 2322-3812
شماره بين المللي نشريه الكترونيكي: 4428-2322 e-ISSN

شوراي نويسندگان (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيل پور بندبني، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي گيلان
دكتر فاطمه الحاني، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

دكتر منير انوشه، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر زهره پارسا يكتا، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حميد پيروي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي چراغي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدعلي حسيني، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر سيده فاطمه حق دوست اسكويي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر محمدرضا حيدري، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر ناهيد دهقان نيري، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر ناهيد رژه، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر سادات سيدباقر مداح، استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر نعيمه سيدفاطمي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر آذر طل، دكتراي آموزش بهداشت و ارتقاي سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر عباس عبادي، استاديار دانشكده پرستاري دانشگاه علوم پزشكي بقيه اﷲ
دكتر عباس عباسزاده، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
دكتر شهرزاد غياثونديان، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر علي فخرموحدي، استاديار دانشكده پرستاري و پيراپزشكي سمنان
دكتر مسعود فلاحي خشكناب، دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
دكتر انوشيروان كاظم نژاد، استاد گروه آمار زيستي دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عيسي محمدي، دانشيار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر ندا مهرداد، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر حسن ناوي پور، استاديار گروه پرستاري دانشگاه تربيت مدرس
دكتر عليرضا نيكبخت نصرآبادي، استاد دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجتبي ويسمرادي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دكتر مجيده هروي، استاديار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه شاهد
دكتر فريده يغمايي، دانشيار دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

ويراستار انگليسي: دكتر مجتبي ويس مرادي
ويراستار فارسي: دكتر فاطمه الحاني
حروفچيني و صفحه آرايي: فرشته حيدري
طراح جلد: اصغر سوراني

ناشر: انجمن علم ي پرستار ي ايران
مشاوران علمي اين شماره (به ترتيب حروف الفبا):
دكتر محمد اسماعيل پور بندبني دكتر محمدرضا حيدري دكتر شراره خسروي دكتر ناهيد رژه محمدعلي سليماني دكتر رضا ضيغمي دكتر آذر طل دكتر طاهره طولابي دكتر علي فخرموحدي دكتر فرشته مجلسي دكتر بهرام محبي رضا مسعودي بتول نحرير رقيه نظري پوران فراهاني دكتر مجتبي ويس مرادي دكتر مجيده هروي دكتر معصومه همتي مسلك پاك دكتر فريده يغمايي
نشاني: تهران – ميدان توحيد – دانشكده پرستاري و ماما يي تهران
كدپستي: 1419733171، صندوق پستي: 398/14195، تلفن و نمابر: 66592535
e-mail: [email protected] , Website: http://jne.ir

آموزش پرستاري دوره 2 شماره 3 بهار 1392، 7-1
بررسي تأثير دو مدل آموزشي مبتني بر رعايت و توانمندسازي بر كيفيت زندگي بيماران مبتلا به آسم

اسراء ناصحي، فريبا برهاني، عباس عباس زاده، منصور عرب، ميترا ثمره فكري
چكيده

مقدمه: كيفيت زندگي بيماران مبتلا به آسم تحت تأثير عوامل متعددي از جمله عدم آگاه ي و دانش آنها نسبت به ايـنبيماري قرار دارد. تاكنون روشهاي آموزشي مختلفي جهت بهبود كيفيت زندگي اين بيماران مورد بررسي قرار گرفته كـه نتـايجمتفاوتي داشته است، لذا مطالعه حاضر جهت مقايسه تأثير دو مدل آموزشي مبتني بر رعايت و توانمندسـازي بـر كيفيـت زنـدگيبيماران مبتلا به آسم انجام گرديده است.
روش: اين مطالعه نيمه تجربي، تأثير دو مدل آموزشي، بر كيفيت زندگي 70 بيمار مبتلا به آسم را مورد ارزيابي قرار داد.
1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

نمونهها به صورت تصادفي به دو گروه تقسيم شدند در يك گروه آموزش براساس مدل مبتني بر رعايت و در گروه ديگر آموزشبراساس مدل توانمندسازي داده شد. قبل از مداخله و هشت هفته بعد از اتمام مداخلـه هـر دو گـروه پرسـشنامه كيفيـ ت زنـدگ ي مربوط به بيماران مبتلا به آسم را تكميل كردند. تجزيه و تحليل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS v.18 انجام گرديد.
يافتهها: ميانگين سني بيماران در گـروه آمـوزش مبتنـي بـر رعايـت (15/8±)6/47 و در گـروه آمـوزش توانمندسـازي
(93/10±)5/44 بود . نتايج نشان داد كه ميانگين نمره كلي و ابعاد كيفيت زندگي بيماران مبتلا به آسم در دو گروه قبل و بعـد ازمداخله تفاوت معناداري نداشتند (05/0>p) آزمون آماري تي زوج افزايش آماري معناداري را در نمره كلي و ابعاد كيفيت زنـدگيقبل و بعد از مداخله در هر دو گروه نشان مي دهد (05/0<p).
نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه نشان داد كه هر دو مدل آموزش ي مي توانند سبب ارتقاي كيفيت زندگي بيماران مبتلا بـهآسم گردد . لذا نقش آموزش جهت ارتقاي كيفيت زندگي بيماران مبتلا به آسم توسط كادر درمـان بـه خـصوص پرسـتاران بايـدمدنظر قرار گرفته شود.

كليد واژه ها: مدل آموزشي مبتني بر رعايت، مدل آموزشي توانمندسازي، كيفيت زندگي، بيماران مبتلا به آسم

تاريخ دريافت: 1/12/1391 تاريخ پذيرش: 21/2/1392

مقدمه

امروزه بيماري آسم به عنوان يك بيماري مزمن بـهيكي از جديترين مشكلات بهداشتي تبديل گـشته اسـت.
مشكلات ناشـي از ايـن بيمـاري ، همـواره سـبب تحميـلهزينههـ اي سـنگين درمـاني بـه بيمـاران و سيـستم هـ اي درماني بوده است. براساس گزارش جهاني نزديك به 300 ميليون نفر در سطح جهان گرفتار اين بيماري بوده و از آنرنج مي برند. كشور ما ايران از نظر تعداد بيماران مبـتلا بـهبيماري آسم در حد متوسط جهاني قرار دارد. براساس آمـاراعلام شـده از سـوي وزارت بهداشـت، درمـان و آمـوزشپزشكي در سال 1387، ميزان شيوع بيماري آسـم در بـينايرانيان 10% مي باشد كه سبب شده تا ايـن بيمـاري جـزءشايعترين بيمـاريهـ اي مـزمن در ايـران قـرار گيـرد (1).
بيماريهاي مـزمن بـه دليـل طـولاني بودنـشان و ايجـاداختلال در فعاليت جسمي، اجتماعي، شغلي و غيره، هموارهكيفيت زندگي بيماران را متأثر از خود مـي سـازند . بيمـاريآسم نيز به عنوان يك بيماري مزمن از اين نظـر مـستثنينبوده و مي تواند ابعاد مختلـف كيفيـت زنـدگي بيمـاران را تحت تأثير قرار دهد (2).
يكي از عواملي كه مي تواند كيفيت زندگي بيمـارانآسمي را تحت تأثير قرار دهد، عـدم آگـاهي و دانـش ايـنگروه از بيماران نسبت به بيماري شان مي باشد (3). در ايـنرابطهYang و همكاران گـزارش مـي كننـد كـه ارتقـاي دانش و آگاهي بيماران مبتلا به آسم در مورد بيماريشـانمي تواند كيفيت زندگي اين بيمـاران را بهبـود بخـشد (4).
جهت آموزش مؤثر بيماران و بهبود دانش آن ها نـسبت بـهبيماري شان مي توان از مدلهاي آموزشي متفاوتي اسـتفادهنمود. از جمله مدلهاي مورد استفاده در آمـوزش بيمـارانمبتلا به آسـم مـدل آموزشـي مبتنـي بـر رعايـت و مـدلتوانمندسازي ميباشد. در مدل آموزش مبتنـي بـر رعايـتبيماران مطابق با آنچه كه اعضا ي تيم بهداشت ي بـه آنهـا مي گويند عمل مي كنند. در ايـن روش پزشـكان بـه طـورسنتي به بيماران توصيه مي كننـد كـه چـه اقـداماتي بايـدانجام دهند تا از عوارض كشنده بيماريها در امـان بماننـد(5). انگ يزه يادگيري در اين بيماران بر پايه تـرس و دوري از عوارض بيماري شان مي باشد.
از مفهوم توانمندسـازي در علـوم مختلفـي اسـتفادهشده است شايعترين ايـن علـوم روان شناسـي، پرسـتاري،پزشكي و اجتماعي است (6). در سال 1990، توانمندسازيبه عنوان يك رويكرد آموزشي بيماران معرفي گرديد. ايـنمدل آموزشي در رابطه با بيمار ي هاي مزمن مـي باشـد (7).
مدل آموزشي توانمندسازي كه در مقابل مدل سنتي مبتنيبر رعايت قرار دارد ديدگاهي بيمار محور و مشاركتي جهتآموزش به بيماران مي باشد و نقش اعضاي تيم سلامت درامر آموزش تسهيل كننده است (8). هدف آموزش در مـدلمبتني بر رعايت افزايش آگاهي و دانش بيماران از بيمـاريخويش مي باشد اما در مدل آموزشـي توانمندسـازي هـدفآموزش افزايش اعتماد به نفس بيمار در مـسؤوليت پـذيري وي جهت بهبود تغييرات زن دگي مي باشد (9).
برخي از مطالعات به تأثير اين دو مدل آموزشـي بـركيفيت زندگي بيماران مبتلا به آسم پرداختـهانـد از جملـهCote و همكاران گزارش كردند كه آموزش نقش مهمـيدر بهبود كيفيت زندگي بيماران مبـتلا بـه آسـم دارد (10) همچنــين در تحقيــق مــروري كــه توســطGibson و همكاران با هدف اثر برنامههاي آمـوزش توانمندسـازي دربيماران مبتلا به آسم انجام شد، مشخص گرديد كه كيفيتزندگي بيماران بعد از آموزش خـود مـديريتي بهبـود يافتـهاست (11) استفاده از مدل آموزشي مناسب جهـت ارتقـاي دانش بيماران آسمي در مـورد بيمـاري شـان مـي توانـد درجهت ارتقا ي كيفيت زندگي اين بيماران تـأثير بيـشتري رابه همراه داشته باشد و ايـن در حـالي اسـت كـه بـه نظـرمي رسد در كشور ما به منظور آموزش به بيمار، اسـتفاده ازمدلهاي آموزشي چندان اسـتفادهاي را نداشـته باشـد و ازسوي ديگر استفاده از مدلهاي آموزشي در بين جوامـع بـافرهنگ هاي متفاوت مي توانند نتايج متفاوتي را نشان دهندو بايستي كه متناسب با سطح دانش و فرهنـگ آن جامعـهمدلي مناسب را انتخاب نمود. بـه همـين منظـور پـژوهشحاضر با هدف مقايسه تأثير اجراي دو مدل آموزشي مبتنيبر رعايت و مدل توانمندسازي بر كيفيـت زنـدگي بيمـارانمبتلا به آسم طراحي و انجام گرديد.

روش مطالعه

1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

پژوهش نيمه تجربي حاضر، تأثير دو مدل آموزشـيرا بر كيفيت زندگي 70 بيمار آسمي مراجعهكننده بـه يكـياز كلينيك هاي درماني شهر كرمان در سال 1390 پـس ازكسب اجازه از معاونت پژوهـشي دانـشگاه علـوم پزشـكي
1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

كرمان مورد بررسي قرار داد. 70 بيما ر به روش نمونهگيري در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفي با اسـتفادهاز كار تهـ اي از قبـل تهيـه شـده براسـاس جـدول اعـدادتصادفي در دو گروه 35 نفره قرار گرفتند.
معيارهاي ورود به مطالعـه عبـارت بودنـد از سـابقهابتلا به آسم براساس تأييد پزشك و آزمايشات تشخيـصي،سن 18 سال به بالا، توانايي برقراري ارتباط و عدم شركت قبلي در برنامههاي آموزشـي در رابطـه بـا بي مـاري آسـم، حداقل سابقه يك سال ابتلا به بيماري آسم. نمونههاي دوگروه بر حسب متغيرهايي چون جنسيت، وضـعيت اشـتغال،وضعيت تحصيلات ، وضعيت تأهل، سـن، مـدت ابـتلا بـهبيماري آسم، كيفيت زندگي همسان سازي گرديدند. هـر دوگروه به مدت هشت ساعت تحت آموزش قرار گرفتند (8). افــراد شــر كتكننــده در دو گــروه، براســاس توانــايي و تمايل شان برا ي شر كت در جلسلات هفتگي به گروه هـاي متفاوتي از نظر تعداد افراد شركت كننـده تقـسيم گرديدنـد.
جلسات به صورت هفتگي و به مدت يك جلسه دو سـاعتهبرگزار گرديد و به منظـور كـاهش خـستگي بيمـاران ايـنجلسات به دو جلسه يـك سـاعته بـه فاصـله نـيم سـاعتتقسيم گرديدند . در يك گروه آموزش مبتني بر رعايت كـههمان آموزش سنتي رايج است داده مي شد، بـدين صـورتكه محقق طي جلسات آموزشـي كـه بـراي ايـن بيمـارانگذاشته شده بود با روش سخنراني به بيماران آموزش هـ اي لازم در مورد بيماريشـان را مـي داد و بيمـاران هيچ گونـهم شاركتي در ام ر ي ادگيري خ ويش نداشـتند . در گ روه توانمندسازي، در شروع اول ين جلسه، آموزش دهنده به طـورخلاصه سرفصل هاي برنامه درسي و خودمديريتي آسـم رابيان مي كرد. شركت كنندگان تجارب زندگي خود در رابطـهبا بيماري آسم را مطـرح كـ رده و ني ازهـاي يـادگيري شـاناشناسـ يي م ي ش د و ب ر پاي ه نيازه اي ي ادگيري اف راد، موضوعات جلسه آموزش از طريـ ق تعامـل بـين آمـوزش-دهنده و شركتكنندگان تع يين مي گرديـد و بـا اسـتفاده ازروش هــاي حــل مــس أله بــه رفــع مــشكلات خــويش مي پرداختند. لازم به ذكر است كه محتواي آموزشي در هردو گروه به تأييد متخصصان در زمينه بيماري آسم رسـيدهبـود. بـه منظـور بررسـي سـطح كيفيـت زنـدگي بيمـاران شركت كننـده از پرسـشنامه اسـتاندارد كيفيـ ت زنـدگي دربزرگسالان مبتلا به آسـم بـا نـام اختـصاري AQLQ= Asthma Quality of life Questionnaire استفاده گرديد كه توسطMarks و همكاران تهيـه شـدهبود (12). اين پرسشنامه شـامل 20 سـؤال مـي باشـد كـهكيفيت زندگي را در چهار جنبه جسمي ، رواني، اجتمـاعي ونگراني در مورد سلامتي مورد بررسي قرار مي دهد. پاسخ ها به ترتيب در پنج مقياس اصلاً (نمره صفر )، به ندرت (نمره 1)، تاحدودي (نمره 2)، شديد (نمره 3) و خيلي شديد (نمره
4) امتيازبنـدي مـي شـوند. نمـره كلـي بـه دسـت آمـده از پرسشنامه عددي بين 0 تا 80 مي باشـد و نمـره پـايينتـر نشان دهنـده كيفيـت بهتـر زنـدگي مـي باشـد روا يـي ايـ ن پرسـشنامه بـه صـورت روايـي محتـوا توسـط Marks و همكاران (1992) تأييد شده اسـت. امـا بـراي اطم ينـان ازروايي ا ين پرسشنامه در جامعه ايراني مجددا ً بعد از ترجمـهپرسـشنامه بـه صـورت (back ward forward) بـاروش تع يين شاخص روايي محتـوا (CVI) بـا اسـتفاده ازنظر 10 نفر متخصصين، روا يي آن بررسي شـد كـ ه امتيـاز شاخص رواي ي محتوا 90/0 به دست آمد. به منظور تعيـينپايايي از روش پايايي دروني 75/0 تعيين شـد . پرسـشنامهپس از آماده شدن و قبل از آغاز آموزش، به بيماران كه دركلينيك حضور داشتند داده شد و از آنها خواسـته شـد تـاپرسشنامه را تكميل و تحويل دهند. اين در حالي بـود كـهاطمينان لازم در مورد محرمانه مانـدن اطلاعـات شـان بـهآنها داده شـده بـود و همچنـين پـس از توضـيح اهـدافپژوهش رضايت آگاهانه از آنان كـسب گرديـد. پرسـشنامهمجدداً هشت هفته بعد از اتمام آموزش جهـت تكميـل بـهبيماران داده شد. به منظور تجزيه و تحليل دادهها متناسببـا اهـداف پـژوهش از آمـار توصـيفي (ميـانگين، درصـد، فراوان ي) و آزم و نه اي آم اري مربـع ك اي، ت ي زوج و تي مستقل با اسـتفاده از نـرم افـزار آمـاري SPSS v.18 استفاده شد.

يافتهها

از مجموع 70 بيمار مورد بررسي 15 نفر را مردان ومابقي را زنان تشكيل مي دادند. ميانگين سـني بيمـاران درگروه آموز ش مبتني بر رعايت 6/47 سال با انحراف معيـار5/8 و در گروه آموزش توانمندسازي 5/44 سال با انحرافمعيار 93/10 بود. ميانگين مدت ابتلا بـه بيمـاري آسـم درگروه آموزش مبتني بر رعايت 11/9 سال با انحراف معيـار25/8 و در گروه توانمندسازي 83/9 سال با انحراف معيـار34/7 بود . آزمون مربع كاي نشان داد كه دو گـروه از نظـر جنسيت، سطوح سن ، وضعيت اشتغال، وضعيت تحصيلات، وضعيت تأهل، مدت ابتلا به آسم و كيفيت زنـدگي تفـاوتمعناداري نداشـتند. جهـت تعيـين نرمـال بـودن دادههـ اي كيفيت زندگي از آزمون K-S دو طرفه استفاده گرديد كـه براساس آن داد هها از توزيع نرمال برخوردار بودند. از آزمون تي مستقل جهت تعيين همـسان سـازي دو گـروه اسـتفادهگرديد.
جدول 1- مقايسه نمره ابعاد كيفيت زندگي گروه آموزش مبتني بر رعايت و آموزش توانمندسازي قبل و بعد از مداخله
نتيجه آزمون تيزوج p-value ميانگين بعد از مداخله(±انحراف معيار) ميانگين قبل از مداخله(±انحراف معيار) گروه ابعاد
0/00 5/77(± 2/86) 9/02(± 3/71) توانمندسازي بعد جسمي
0/00 8(± 3/76) 9/1(± 3/99) مبتني بر رعايت 0/00 3/85(± 3/06) 6/85(± 3/59) توانمندسازي بعد رواني
0/00 5/14(± 2/73) 7/37(± 3/67) مبتني بر رعايت 0/00 3/57(± 2/4) 5/25(± 2/71) توانمندسازي بعد اجتماعي
0/00 4/74(± 2/96) 7/17(± 3/65) مبتني بر رعايت 0/003 4/45(± 2/76) 6/94(± 2/62) توانمندسازي بعد نگراني
0/00 5/42(± 2/68) 6/74(± 3/18) مبتني بر رعايت 1268732239263

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

Downloaded from jne.ir at 10:39 +0330 on Wednesday October 11th 2017

ميانگين نمره كلي كيفيت زندگي قبل از شروع دورهآموزشي در گروه رعايت 4/37 با انحراف معيـار 1/16 و درگروه توانمن دسازي 85/32 با انحراف معيار 31/12 بـود . در گروه آموزش مبتني بر رعايت بيشترين نمـره كـسب شـده(پايينترين كيفيت ) به بعد جسمي بيماران اختصاص يافتـهبود و كمترين نمره (بالاترين كيفيـت) بـه بعـد نگرانـي دررابطه با سلامتي اختـصاص يافتـه بـود. بيمـاران در گـروهتوانمندسازي نيز بيشترين نمـره را از بعـد جـسمي كـسبكرده بودند و كمتـرين نمـره را در بعـد اجتمـاعي دريافـتنموده بودند . نتايج آزمون آماري تي مستقل ميـانگين نمـره
كيفيت زندگي بين دو گروه قبل از آموزش را يكسان نشانداد (19/0=p).
نتايج آزمون آماري تيزوج نـشان داد كـه ميـانگيننمره كلي كيفيت زندگي بعـد از آمـوزش در هـر دو گـروهنسبت به ميانگين نمره كيفيت زندگي قبـل از آمـوزش در همان گروه به شكل معناداري كاهش يافته بـود. در گـروهمبتني بر رعايت نمـره كلـي كيفيـت زنـدگي بـه 1/27 بـاانحراف معيار 4/12 و در گروه توانمندسازي بـه 37/20 بـاانحراف معيار 18/10 رسيده بود . در هر دو گـروه بـالاترينميانگين نمره مربوط به بعد جسمي و پايينتـرين ميـانگيننمره در رابطه با بعد اجتماعي بـود . اگرچـه ميـانگين نمـرهكيفيت زندگي قبل و بعد از آموزش در گروه توانمندسـازيكمتر از گروه مبتني بر رعايت بود ولي نتايج آزمون آمـاريتي مستقل اختلاف آماري معنـاداري را در بهبـود ميـانگينكيفيت زندگي بين دو گروه نـشان نـداد (4/0=p). جـدولشماره 1 چگونگي تغيير در نمره كسب شـده از پرسـشنامهكيفيت زندگي را در ابعاد مختلف قبل و بعـد از آمـوزش در هر دو گروه مورد مطالعه نشان مي دهد.

بحث


دیدگاهتان را بنویسید