1497330-3971918شكل 2- نقشههاي عوامل ژئومورفولوژي شامل ارتفاع (الف)، شيب (ب)، جهت شيب (ج) و زمين شناسي (د)

شكل 3- نقشه واحدهاي كاري منطقه مورد مطالعه

احتمال حضور گونه مورد نظر چند درصد تغيير خواهد کرد. اثـرنهايي نيز مانند کشش ميانگين م يباشد بـا ايـ ن تفـاوت کـه اثـرنهايي بيان م يکند که با افزايش يـ ک واحـدي در مقـدار متغيـ ر مورد بررس ي، احتمال حضور گونه موردنظر چنـد واحـد تغ ييـرخواهد کرد . در هر دو حالت، علامت مثبت نشاندهنده افـزا يش احتمال حضور و علامـت منفـي نـشان دهنـده کـاهش احتمـالحضور م يباشد. اين تحل يل برا ي هر گونه غالب بهطور جداگانهانجام گرد يد. بدين ترت يب دو کلاس حضور و عدم حضور براي هر گونه بهعنوان متغ ير وابـسته و عوامـل خـاکي و توپـوگرافي بهعنوان متغ ير مستق ل وارد گرديد. در فرآ يند انجـام آنـاليز بـرا ي تعيين ورود متغيرها به مـدل، مفروضـات ايـ ن روش هـا درنظـر گرفته شد و در نهايت برا ي هر گونه، مدلي که بيشترين صـحترا دارا بـود انتخـاب گرديـد و براسـاس آن، عامـل يـا عوامـل تأثيرگذار رو ي حضور يا عدم حضور هر گونه همراه بـا مقـدارسهم آنها تعيين گرديد.

نتايج
نتايج حاصل از بررسي روابط گونههاي گ ياهي و عوامل محيطي براي هر گروه به صورت زير آمده است:

Festuca ovina گونه
بر اساس برآوردهاي انجام شده، بهترين مدل بهدست آمده براي اين گونه طبق رابطه ١ ميباشد:
P(F. ovina) 1

e-(0.0345Asp0.0089Ele 5.28OM-41.63N-3.28pH 0.3138EC-0.1595St-22.704)1
[١]
که در آن: Asp: جهت جغرافيايي، Ele: ارتفـاع از سـطح دريـ ا،
جدول ١. متغيرهاي مهم تأثيرگذار در احتمال حضور گونه Fe.ovina
اثر نهايي کشش ميانگين آماره t انحراف معيار ضريب برآوردي ميانگين متغير نام متغير
٠/٠٠٨ ٣/٢٦ ١/٨٥ ٠/٠١٨ ٠/٠٣٤ – جهت
٠/٠٠٢ ١٣/٤٦ ٢/١٢ ٠/٠٠٤ ٠/٠٠٨ ٢٦١١/٤ ارتفاع
١/٢٨ ٥/٠٧ ١/٨٠ ٢/٩٢ ٥/٢٨ ١/٦٦ ماده آلي
-١٠/١٦ -٤/١٥ -٢/٠١ ٢٠/٦٧ -٤١/٦٣ ٠/١٧ ازت
-٠/٨٠ -١٣/٧٨ -١/٨٨ ١/٧٤ -٣/٢٨ ٧/٢٦ اسيديته
٠/٠٧ ١١/٣٧ ٢/٥٢ ٠/١٢ ٠/٣١ ٦٢/٧٧ هدايت الکتريکي
-٠/٠٣ -١/٩٠ -١/٦٧ ٠/٠٩ -٠/١٥ ٢٠/٧١ سنگ و سنگ ريزه
OM: مواد آل ي،N : ازت،pH : اسيديته،EC: هدايت الکتر ي کـي و
St: سنگ و سنگ ريزه ميباشد.
همانگونه که مشاهده ميشود، متغ يرهاي جهـت، ارتفـاع،مــاده آلــي، ازت، اســيديته، هــدايت الکتريکــي و ســنگ و سـنگ ريـزه مهـم تـرين عوامـل تأثيرگـذار در پـراکنش گونـه Festuca ovina مي باشد. با افزايش متغيرهاي جهت، ارتفـاع،ماده آلي و هدايت الکتر يکي حضور اين گونه افزايش خواهديافت، درحالي که با افزايش متغ يرهاي ازت ، اس يديته و سـنگو سنگريزه احتمال حضور اين گونـه کـاهش مـيي ابـد. بـاافزايش يک درصد ي در ميزان متغيرهاي جهت، ارتفاع، ماده آلي و هدايت الکتر يکي، احتمـال حـضور گونـه بـه ترتيـ ب ٢٦٦/٣، ٤٦٧/١٣، ٠٧٧/٥ و ٣٧٠/١١ درصد افزايش خواهـديافت و با افزايش يک واحدي در مقدار آنها، احتمال حضوربـــه ترتيـــب ٠٠٨٤/٠، ٠٠٢١/٠، ٢٨٩/١ و ٠٧٦٦/٠ واحـــد افزايش خواهد يافت. از طرفي با افزايش يـ ک درصـدي درميزان متغ يرهاي ازت، اسيديته و سنگ و سنگريزه احتمـالحضور به ترت يـب ١٥٠/٤، ٧٨٩/١٣ و ٩٠٨/١ درصـد کـاهشخواهد يافـت و بـا افـزايش يـک واحـدي در مقـدار آنهـا،احتمال حضور به ترتيب ١٦٢/١٠، ٨٠٢٥/٠ و ٠٣٨٩/٠ واحدکاهش خواهد يافت (جدول ١). نتايج نشان داد که بيشترين کشش مربوط به متغير اسيديته و بيشترين اثر نهايي مربـوطبه متغ ير ازت ميباشد. لـذا ا يـن دو متغ يـر اهم يـت خاصـي
۷۳
صحت کل پيش بيني مدل ٨١٨/٨١ درصد

در احتمال حضور يا عدم حضور گونه Festuca ovina خواهند داشت. با توجه به جدول ٢ مشاهده ميشـود کـه آمـاره نـسبتدرست نمايي(Likelihood Ratio Test) در اين برآورد، به خوبي در سطح پنج درصد معنـيدار اسـت، لـذا متغي رهـاي توضـيحي توانستهاند بخوب ي متغ ير وابسته (احتمال حضور يا عدم حـضور ) را توص يف نما يند؛ ضر يب تع يين مک فـادن نيـ ز برابـر ٥٥١٤/٠ شده است، بنابراين، اين آماره به همراه آمارههاي مادالا و استرلابيانگر آن است که متغير هـاي توضـيحي مـدل، تغييـ رات متغ يـ ر وابـسته مـدل را بـه خـوبي توضـيح دادهانـد. هـم چنـين مطـابق برآوردهاي حاضر، درصد پ يشبيني صح يح در ايـ ن مـدل برابـر٨١/٨١ درصد ميباشد، لـذا حـدود ٨١/٨١ درصـد از متغيرهـا،احتمال حضور يا عدم حضور پيش بيني شده را با ارايـ ه نـسبتي کام ﹰلا مناسب با اطلاعات، به درستي اختصاص دادهاند.

Astragalus gossypinus گونه
بر اساس برآوردهاي انجام شده، بهترين مدل بهدست آمده براي اين گونه طبق رابطه ٢ ميباشد:

P (A.gossypinus)  1

 e-(10.36OM 0.92P 0.28EC-38.826) 1 
[٢]
که در آن: OM: مواد آلـي،P : فـسفر وEC : هـدايت الکتر ي کـي ميباشد.
با توجه به جدول ٣ و مدل ارايه شده ، مشاهده ميشـود کـهمتغيرهاي ماده آلـي، فـسفر و هـدايت الکتر ي کـي از مهـم تـرين عوامل تأثيرگذار در پراکنش گونه A .gossypinus مـيباشـد . بـاافزايش متغ يرهاي ماده آلي، فسفر و هـدايت الکتري کـي احتمـالحضور ا ين گونه افزايش خواهد يافت، با افزايش يک در صـدي ۷۴
جدول ٢. آمارههاي مربوط به مدل پيشبيني احتمال حضور گونه F. ovina
مک فادن کراگ-اوهلر مادالا استرلا آماره احتمال LIKELIHOOD RATIO TEST LOG-
LIKELIHOOD آماره
٠/٥٥١ ٠/٧١١ ٠/٥٣٢ ٠/٦٦٨ ٠/٠٤٦ ١٦/٧١٨ -١٥/١٥٨ ضريب
در م يزان اين متغ يرها، احتمال حضور به ترتيب ٤٤٠/١٠، ٥٢٨/٦ و ٧٤٩/١٠درصد افزا يش خواهد يافت و با افزايش يک واحد ي در مقـدار آنهـا، احتمـال حـضور بـه ترتيـب ٤٩٢/٢، ٢٢٢٨/٠و ٦٩٥٤/٠واحد افزا يش خواهد يافت. نتايج نشان داد که ب يـشترين کشش مربوط به متغير هدا يت الکتر يکي و ب يـشترين اثـر نهـايي مربوط به متغير ماده آلي مـيباشـد . لـذا ايـ ن دو متغيـ ر اهم يـ ت خاصي در احتمال حضور يا عدم حضور گونـهA. gossypinus خواهند داشت . همان گونه که در جدول ٤ مشاهده ميشود آماره نسبت درست نمايي (LR)، در اين بـرآورد، بـه خـوبي در سـطح پنج درصد معنيدار است ، لذا متغيرهاي توضـيحي توانـستهانـد بـه خـوب ي متغيـر وابـسته (احتمـال حـضور يـا عـدم حـضور) را توصـيف نماينـد. ضـريب تعيـين مـک فـادن ٦٨٠٤/٠شـده اس ت، بن ـابراين، اي ن آم اره بــه هم ـراه آم ارهه اي مــادالا و اســترلا بيــانگر آن اســت کــه متغ يرهــا ي توضــيحي مــدل، تغيي رات متغيـر واب سته م دل را ب ه خ وبي توضـيح دادهان د.
همچنين مطابق برآوردهاي حاضر، درصد پيش بي نـي صـحيح دراي ن م دل براب ر ١٠٠ درص د م يباش د، ل ذا ١٠٠ درص د از متغيرها، احتمـال حـضور يـا عـدم حـضور پـ يشبي نـي شـده را با ارا يه نسبت ي کاملا مناسب با اطلاعـات بـه درسـتي اختـصاصدادهاند.

Poa bulbosa گونه
بر اساس برآوردهاي انجام شده، بهترين مدل بهدست آمده براي اين گونه طبق رابطه ٣ ميباشد:
P (P. bulbosa)  1

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

e-(0.2008Sl 33.86N 0.82P 3.70pH-0.21St-58.995) 1 
[٣]

صحت کل پيش بيني مدل ١٠٠ درصد

ک ه در آن: Sl: شــيب، N: ازت، P: فسفر، pH: اســيديته و St:
سنگ و سنگ ريزه ميباشد.
جدول ٣. متغيرهاي مهم تأثيرگذار در احتمال حضور گونهAs.gossypinus
اثر نهايي کشش ميانگين آماره t انحراف معيار ضريب برآوردي ميانگين متغير نام متغير
٢/٤٩ ١٠/٤٤ ٢/٥٩ ٣/٩٨٧ ١٠/٣٦ ١/٦٨ ماده آلي
٠/٢٢ ٦/٥٢ ٢/٢٩ ٠/٤٠ ٠/٩٢ ١١/٧٨ فسفر
٠/٦٩ ١٠/٧٤ ٢/٠٠٠٦ ٠/١٤ ٠/٢٨ ٦٢/١٧ هدايت الکتريکي

جدول ٤. آمارههاي مربوط به مدل پيشبيني احتمال حضور گونه As.gossypinus
مک فادن کراگ- اوهلر مادالا استرلا آماره احتمال LIKELIHOOD RATIO TEST LOG-LIKELIHOOD آماره
٠/٦٨٠ ٠/٨١٢ ٠/٦٠٦ ٠/٧٩٠ ٠/٠٢٩ ٢١/٤٣٠ -١٥/٧٤٦ ضريب
در رابطه با گونه Poa bulbosa، همانگونه که از رابطـه ٣ و جدول ٥ مشاهده ميشود متغيرهاي شيب، ازت، فسفر، اسـيديته و سنگ و سنگريزه از مهمترين عوامـل تأثيرگـذار در پـراکنشاين گونه ميباشد. با افـزايش متغ ي رهـاي شـيب، ازت، فـسفر واسـيديته احتمـال حـضور ايـن گونـه افـزايش خواهـد يافـت، درحالي که با افزايش متغير سنگ و سنگ ريـزه احتمـال حـضوراين گونه کاهش مييابـد . بـا افـزايش يـ ک درصـدي در ميـ زان متغيرهاي ش يب، ازت، فسفر و اسيديته، احتمال حضور به ترتيب ٥٤٠/٣، ٣١٥/٣، ٤٨٧/٥ و ٢٦٤/١٥ درصد افزايش خواهد يافـتو با افزايش يک واحد ي در مقدار آنها، احتمال حضور بهترتيب ٠٤٩٣/٠، ٣١٣/٨، ٢٠٢٥/٠ و ٩٠٩٨/٠ واحــد افــزا يش خواهــد يافت. از طرف ي با افزايش يک درصد ي در ميزان متغ ير سـنگ وسنگريزه احتمال حضور ٥٢٩٣/٢ درصد کاهش خواهد يافت و با افزا يش يک واحد ي در مقدار آن، احتمـال حـضور ٠٥٢٨٧/٠ واحد کاهش خواهـد يافـت (جـدول ٥). نتـايج نـشان داد کـه بي شترين ک شش مرب وط ب ه متغيـر اس يديته و بي شترين اث ر نهايي مربوط به متغير ازت ميباشد. لذا ا يـن دو متغيـ ر اهم يـت خاصي در احتمال حضور يـا عـدم حـضور گونـهP. bulbosa خواهند داشت. همان گونه کـه در جـدول ٦ مـشاهده مـيشـود آماره نسبت درست نمايي (LR)، در ايـ ن بـرآورد، بـه خـوبي در سـطح پـنج درصـد معنـيدار اسـت، لـذا متغيارهـ ي توضـيحي توانستهاند بـه خـوبي متغ يـ ر وابـسته (احتمـال حـضور يـ ا عـدمحضور) را توص يف نما يند. ضريب تع يين مـک فـادن ٥٤٦٧٢/٠ شده است، بنابراين، ا ين آماره به همراه آمارههاي مادالا و استرلابيانگر آن است که متغي رهـاي توضـيحي مـدل، تغييـ رات متغ يـ ر وابـسته مـدل را بـ هخـوبي توضـيح دادهانـد. هـم چنـين مطـابق برآوردهاي حاضر، درصد پيش بيني صح يح در ايـ ن مـدل برابـر٣٦/٨٦ درصد ميباشد، لـذا حـدودﹰا ٣٦/٨٦ درصـد از متغيرهـا،احتمال حضور يا عدم حضور پيش بيني شده را با ارايـ ه نـسبتي کام ﹰلا مناسب با اطلاعات به درستي اختصاص دادهاند.

Dactylis glomerata گونه
بر اساس برآوردهاي انجام شده، بهترين مدل بهدست آمده براي اين گونه طبق رابطه ٤ ميباشد:
1
P (D. glomerata)=1+

e-(-0.06Asp+0.01Ele-0.30Silt+11.15OM-33.98N-1.142P-1.6953)
[٤]
که در آن: Asp: جهت جغرافيايي ، Ele: ارتفـاع از سـطح دريـا، Silt: سيلت، OM: مواد آلي، N: ازت و P: فسفر ميباشد.
با توجه به جدول ٧ و مدل ارائه شده مشاهده ميشـود کـهمتغيره اي جه ت، ارتف اع، س يلت، مـاده آل ي، ازت و ف سفر
۷۵
صحت کل پيش بيني مدل ١٠٠ درصد

مهم ترين عوامل تـأثير گـذار در پـراکنش گونـهD. glomerata ميباشد. با افزا يش متغ يرهاي ارتفاع و ماده آلي احتمال حـضوراين گونه افزايش خواهد يافت، در حالي که با افزايش متغ ي رهـاي جهت، س يلت، ازت و فسفر احتمال حضور ايـ ن گونـه کـاهش۷۶
جدول ٥. متغيرهاي مهم تأثيرگذار در احتمال حضور گونهP. bulbosa
اثر نهايي کشش ميانگين آماره t انحراف معيار ضريب برآوردي ميانگين متغير نام متغير
٠/٠٤٩٣١ ٣/٥٤٠ ٢/٤٧٧٨ ٠/٠٨١٠٦ ٠/٢٠٠٨٥ ٣١/٠٩١ شيب
٨/٣١٣٦ ٣/٣١٥٥ ١/٧٧٤٢ ١٩/٠٨٥ ٣٣/٨٦٠ ٠/١٧٢٧٣ ازت
٠/٢٠٢٥٤ ٥/٤٨٧٥ ٢/٣٨٨٢ ٠/٣٤٥٤٢ ٠/٨٢٤٩٢ ١١/٧٣٥ فسفر
٠/٩٠٩٨٢ ١٥/٢٦٤ ٢/٠٧٦٤ ١/٧٨٤٦ ٣/٧٠٥٦ ٧/٢٦٦٤ اسيديته
-٠/٠٥٢٨٧ -٢/٥٢٩٣ -١/٧٣٢٥ ٠/١٢٤٣٠ -٠/٢١٥٣٥ ٢٠/٧١٨
سنگ و سنگ ريزه

جدول ٦. آمارههاي مربوط به مدل پيشبيني احتمال حضور گونه P. bulbosa
مک فادن کراگ- اوهلر مادالا استرلا آماره احتمال LIKELIHOOD RATIO TEST LOG-
LIKELIHOOD آماره
٠/٥٤٦٧٢ ٠/٧٠٧٦٠ ٠/٥٢٩٢٣ ٠/٦٦٣٩٠ ٠/٠٣٩٣٨ ١٦/٥٧٤٤ -١٥/١٥٨ ضريب
صحت کل پيش بيني مدل ٣٦٤/٨٦ درصد

جدول ٧. متغيرهاي مهم تأثيرگذار در احتمال حضور گونه D. glomerata
اثر نهايي کشش ميانگين آماره t انحراف معيار ضريب برآوردي ميانگين متغير نام متغير
-٠/٠٠٢ -١٠/٢٧٠ -٢/٧٤ ٠/٠٢٣ -٠/٠٦ – جهت
٠/٠٠٠٤ ٢٦/٣٢ ١/٧٩ ٠/٠٠٥ ٠/٠١٠ ٢٦١١/٤ ارتفاع
-٠/٠١٣ -٩/٥٨ -١/٧٤ ٠/١٧ -٠/٣١ ٣٢/٦٠ سيلت
٠/٤٨ ١٧/٧٢ ١/٩١ ٥/٨١ ١١/١٥ ١/٦٦ ماده آلي
-١/٤٧ -٥/٦٠ -١/١٨ ٢٨/٦٢ -٣٣/٩٨ ٠/١٧ ازت
-٠/٠٥ -١٢/٧٩ -٢/٥٨ ٠/٤٤ -١/١٤ ١١/٧٣ فسفر

جدول ٨. آمارههاي مربوط به مدل پيشبيني احتمال حضور گونه D. glomerata
مک فادن کراگ- اوهلر مادالا استرلا آماره احتمال LIKELIHOOD RATIO TEST LOG-
LIKELIHOOD آماره
٠/٨٢٤ ٠/٨٩٧ ٠/٦١٩ ٠/٨٦٦ ٠/٠٣٠ ٢١/٢٤٨ -١٢/٨٩١ ضريب
مييابد. با افزا يش يک درصـدي در ميـ زان متغ ي رهـاي ارتفـاع وماده آل ي، احتمـال حـضور گونـه بـه ترتيـ ب ٣٢٨/٢٦ و ٧٢٦/١٧ درصد افزا يش خواهد يافت و با افزايش يک واحد ي در مقـدارآنهـا، احتمـال حـضور بـه ترتيـب ٠٠٠٤٥/٠ و ٤٨٤٥/٠ واحـد
افزايش خواهد يافت. از طرف ي با افزايش يک درصد ي در ميزان جهت، س يلت، ازت و فسفر، احتمال حضور به ترتيـ ب ٢٧٠/١٠، ٥٨٣٠/٩، ٦٠٢٤/٥ و ٧٩٨/١٢ درصد کاهش خواهد يافـت و بـاافزايش يک واحد ي در مقدار آنها، احتمال حـضور بـه ترتيـ ب ٠٠٢٨/٠، ٠١٣٣/٠، ٤٧٦/١ و ٠٤٩٦/٠ واحــد کــاهش خواهــديافت (جدول ٧). نتايج نشان داد که بيشترين کشش مربـوط بـهمتغير ارتفاع و بيشترين اثر نهايي مربوط به متغير ازت ميباشـد .
ل ذا اي ن دو متغي ر اهمي ت خاص ي در احتم ال ح ضور يا عدم حضور گونه D. glomerata خواهند داشت. بـا توجـه بـهجدول ٨ مشاهده ميشود که آماره نسبت درستنمايي(LR) در اين برآورد، بهخوبي در سطح پنج درصـد معنـيدار اسـت، لـذامتغيرهاي توض يحي توانستهاند ب هخوبي متغ يـر وابـسته (احتمـالحضور يـا عـدم حـضور) را توصـيف نماينـد، ضـريب تع يـي ن مکفادن ن يز برابر ٨٢٤١٤/٠ شده است، بنابراين، ا يـن آ مـاره بـههمراه آماره هاي مادالا و استرلا ب يـانگر آن اسـت کـه متغي رهـاي توضيحي مدل، تغييرات متغ ير وابسته مدل را بـه خـوبي توضـ يح دادهاند. همچنين مطابق برآوردهاي حاضـر، درصـد پـيش بي نـي صحيح در اين مدل برابر ١٠٠ درصد ميباشد، لـذا ١٠٠ درصـداز متغ يرها، احتمال حضور يا عدم حضور پ يشبي نـي شـده را بـاارائه نسبت ي کام ﹰلا مناسـب بـا اطلاعـات، بـه درسـتي اختـصاصداده اند.

بحث و نتيجه گيري
متغيرهاي وارد شده به مدل، شامل دو دسته متغيرهاي خـاکي وتوپوگرافي بود . از بين عوامـل خـاکي، مـاده آلـي، ازت، فـسفر،اسيديته، هدا يت الکتر يکي و درصد سنگريزه و هـر سـه عامـلتوپوگرافي شامل شيب، جهت و ارتفـاع در حـضور و پـراکنشگونههاي گ ياهي مورد بررسي، مهـم تـشخيص داده شـدند. بـراساس آماره هاي ارائه شده و صحت کلـي مـدل هـاي بـرآوردي شازم، چن ين استنباط ميشود که متغيرهاي توضـيحي بـه خـوبي توانستهاند احتمال حضور يا عدم حضور گونههاي مورد مطالعهرا توصـيف نماين د. م اده آل ي و نيت روژن از عوام ل مه م در رويشگاه هـايF. ovina و D. gmerata مـ يباشـند . در چنـد ين تحقيق انجام شده به اثرات ماده آلـي بـر خـصوصيات خـاک ازقبيل بهبود ساختمان خاک، افزايش تخلخل خـاک، کـاهش وزنمخـصوص ظـاهري، افـزايش نفوذپـذيري و افـزايش ظرفيـت نگهــداري آب در خــاک اشــاره شــده اســت (١٣، ١٥ و ٢٨)، همچنين يک توافق جهاني در اين مورد وجود دارد که ماده آلي، منبـــع مهمـــ ي از انـــرژي را بـــرا ي متابوليـــسم و فعاليـــت ميکروارگانيسمهاي خاک فراهم ميکند (٢٩). نقش ماده آلي درحضور و پراکنش گياهان توسـط لـو و همکـاران (٢٥)، هـي وهمکاران (٢٣) و جعفر ي و همکاران (٣) نيز تا ييد شـده اسـت.
در ارتباط با نيتروژن در ي وپساراکلي (١٩) معتقدند که نيتـروژناز مهم ترين عناصر غذايي است که در سـاختن کلروفيـ ل گ يـاه، نقش اساس ي باز ي م يکند. وجود نيتروژن باعث افزايش پروتئ ين در اندام هايي که پروتئين ذخ يره م يکنند، بقـاء و افـزايش رشـدپنجهها و زياد شدن نسبت اندام هوايي به ريشه ميشود. فيشر و همکاران (٢١) نشان دادند كه بعد از آب در دسـترس ، نيتـروژن خاك مهم ترين عامل محدود کننده رشد گياهان است و در تنـوعگياهان نقش عمدهاي دارد.
فسفر از ديگر عوا ملي خاک ي است که حضور و عدم حضورگونههاي گ ياهي مورد بررسي را کنتـرل مـيکنـد، بعـد از ازت،مهمترين عنصر غذايي در تغذيه گ ياه، فسفر ميباشد که در رشدزايشي نقش مهمي دارد . اين عنصر در گياهان در عمل فتوسنتز،متابوليسم پروتئ ينها، تنفس و سنتز آنزيم نقش اساسي دارد (٧). اين نت يجه، مشابه نتايج محتشم ن يـا و همکـاران (١٠) و فهي مـي پور و همکاران (٨) ميباشد. اسيديته خاک نيز تأثير معنـيداري بر حـضور و پـراکنش گونـه هـاي گ يـاهي مـورد بررسـي دارد .
اسيديته خاک بهطور مـستقيم رشـد گيـ اه را تحـت تـأثير قـرارمي دهد. مهمترين نقش اسيديته خاک ، کنتـرل حلاليـ ت عناصـرغذايي در خاک است. جانيسوا (٢٤)، و يرتانن و همکـاران (٣٢) و ذوالفقاري و همکـاران (٦) نيـ ز در مطالعـات خـود بـه نقـشاسيديته در حـضور و پـراکنش گياهـان اشـاره نمودنـد. ميـ زان سنگ ريزه خاک، در گونههاي Poa bulbosa و Festuca ovina
۷۷
نقش منف ي در حضور اين گ ياهان داشت زيرا سنگريزه تـا حـدمشخصي به تهويه و تعديل بافت خاک کمک ميکند و افـزايش بيش از حد آن در خاک، باعث ايجاد لا يه سخت محـدود کننـدهبراي رشد گياهان م يشود (٢). از م يـ ان عوامـل توپـوگرافي، دوعامل جهت و ارتفاع در احتمال حضور گونـه هـاي F. ovina و D. glomerata و عامــل شــ يب در احتمــال حــضور گونــه Poa bulbosa نقش مهم ي دارند. جهت جغرافيايي بر مقدار آب در دسترس گياه، درجه حرارت خاك و ميزان نور دريافتي توسط گياه تأثير ميگذارد. از طرف ديگر تفاوت در شدت تابش نور در جهتهاي مختلف يك دامنه، باعـث بـه وجـود آمـدن تغييـرات مزوكليمايي در آن دامنه ميشـود (١٢). محققي نـي ماننـد زارع و چــاهوکي و همکــاران (٥)، فــو و همکــاران (٢٢)، بانــدانو و همکاران (١٦) و رضا يي و گيلکس (٣٠) نيز جهـت دامنـه را ازعوامل مهم تأثيرگذار در استقرار و پراکنش گونههاي گ يـاهي درشرايط مطالعه خود تشخيص دادند . در مورد ارتفاع نيز با توجـهبه کوهستان ي بودن منطقه مورد مطالعه، ميتوان گفت کـه عامـل

منابع مورد استفاده
ارتفاع از سطح دريا بهطور مستق يم با تـأثير بـر عوامـل محي طـي ديگر مثل ميزان بارندگ ي و درجه حرارت و بهطور غ ير مـستقيم از طر يق تأثير در تشکيل خاک بر جوامـع گ يـاهي منطقـه تـأثير مي گذارد. جعفري و همکاران (٣)، د يويس و همکـاران (١٨) و ويللر-رويز و همکاران (٣١) در تحق يقات خود به نتايج مشابه ي رسيدند. شيب زمـين بـر روي م يـ زان نفـوذ و روانـاب (٩) اثـرمعني داري دارد و از ا يـن رو بـر ميـ زان رطوبـت قابـل دسـترسگياهان نيز عامل مهمي محسوب مـيشـود . هماننـد ايـ ن نت يجـهمارک و همکاران (٢٦) نيز دريافتند که وي ژگـي هـاي توپـوگرافي (ارتفاع، شيب و جهت شيب) عاملهاي اصلي الگوهاي پراکنش پوشش گياهي در مناطق کوهستاني هستند. آگاهي از ويژگيهاي خاک و توپوگرافي رو يشگاه هر گونه گ يـاهي نقـش مـوثري درپيشنهاد گونه هاي سازگار با شرايط خاک در مناطق مـشابه دارد،بنابراين م يتوان از نتايج اين پژوهش در جهت اصلاح و احيـ اء پوشش گياهي منـاطق بـا شـرايط مـشابه اسـتفاده نمـود کـه ازدستاوردهاي مهم اين پژوهش ميباشد.
۱. آذرنيوند، ح.، ش. نيکو، ح. احمدي، م. جعفري و ن. مشهدي. ۱۳۸۶. بررسي عامل های محيط ي موثر در پراکنش گونههاي گياهي در منطقه دامغان (مطالعه موردي: دامغان، استان سمنان). نشريه دانشکده منابع طبيعي ۶۰: ۳۲۳-۳۴۱.
۲. ترنج زر، ح.، م . جعفري، ح . آذرنيوند و م. ر. قنادها. ۱۳۸۴. بررسي رابطه خصوصيات خاک با پوشش گياهي مراتع وشنوه استان قم، مجله مرتع و بيابان ۱۰(۲):۳۶۰-۳۴۹.
۳. جعفري، م.، ع. طويلي، م. رستم پور، م. ع. زارع چاهوکي و ج. فرزاد مهر. ۱۳۸۸. بررسي عاملهاي محيطي موثر بر پراکنش پوشش گياهي مراتع زير کوه شهرستان قاين. نشريه مرتع و آبخيز ۲: ۲۱۳-۱۹۷.
۴. زارع چاهوکي، م. ع.، م. جعفري، ح . آذرنيوند، م. ر. مقدم، م. فرحپور و م. شفيع زاده نصرآبادي. ۱۳۸۶. کاربرد روش رگرسيون لجـستيک در بررسي رابطه حضور گونههاي گ ياهي با عوامل محيطي در مراتع پشتکوه استان يزد. مجله پژوهش و سازندگي در منابع طبي عـي ۵۵ (۳): ۴۳۹-۴۱۹.
۵. زارع چاهوک ي، م. ع.، س . قمي، ح . آذرنيوند و ح. پيري صحراگرد . ۱۳۸۸. بررسي رابطه تنوع گونهاي و عوامل محيطي (مطالعـه مـوردي:
مراتع آرتون_ فشندک طالقان). مجله مرتع ۳ (۲): ۱۸۰-۱۷۱.
۶. ذوالفقاري كرباسك، ف.، ا. پهلوانروي، ا. فخيره و م. جباري. ۱۳۸۹. بررسي رابطه عاملهای محيطي با پراكنش پوشـش گيـاهي در حـوزه آبخيز آقتقه. فصلنامة تحقيقات مرتع و بيابان ايران ۱۷(۳): ۴۴۴-۴۳۱.
۷. سالار ديني، ع. ۱۳۵۸. روابط خاك و گياه. انتشارات دانشگاه تهران.
۷۸
۸. فهيمي پور، ا.، م . ع. زارع چاهوک ي، ع . طويلي و م. جعفري. ۱۳۸۹. بررسي عاملهای مح يطي موثر بـر تغييـ رات تنـوع گونـهاي در مراتـعطالقان مياني. مجله پژوهش و سازندگي ۴۴:۸۷-۵۱ .
۹. قرباني، ا.، ع. ا. شکوهيان و ح. الياسي بروجني. ۱۳۸۷. بررسي عاملهاي اکولوژيکي موثر در استقرار و تخريب پوشش گياهي حوزه آبخيـز تهران. دومين کنفرانس ملي روز جهاني محيط زيست، دانشگاه تهران. ۱۰. محتشم نيا، س.، ق. زاهدي و ح. ارزاني. ۱۳۸۶. رستهبندي پوشش گياهي مراتع استپ ي در ارتباط با عاملهای خـاک ي و پـست ي و بلنـدي
(مطالعه موردي: مراتع آباده فارس). مجله مرتع ۱ : ۱۵۸-۱۴۲. ۱۱. مرادي، ح. ر.، ي. عصري و ا. ح. کاشيپزها. ۱۳۸۷. بررسي برخ ي از خصوصيات اکولوژ يکي جوامع گياهي منطقه باغ شاد. مجلـه مرتـع۲:۲۳۶-۲۳۵. ۱۲. مقدم، م. ۱۳۸۴. اكولوژي گياهان خاكروي. انتشارات دانشگاه تهران، ۷۰۱ ص.
۱۳. مهدوي، ع.، م. حيدري و ج. اسحاقي راد. ۱۳۸۹. بررسي تنوع زيستي و غنا ي گونههاي گياهي در ارتبـاط بـا عامـل هـای فيز يـوگرافي و فيزيکي- شيميايي خاک در منطقه حفاظت شده کبيرکوه. مجله تحقيقات جنگل و صنوبر ايران. ۱۸(۳): ۴۳۶-۴۲۶.
.41 Andrieu, N., E. Josien and M. Duru. 2007. Relationships between diversity of grassland vegetation, field characteristics and land use management. Agriculture, Ecosystems and Environment 120: 359-369.
.51 Arshad, M. A. and S. Martin. 2002. Identifying critical limits for soil quality indicators in agroecosystems. Agricultural Ecology and Environment 88: 153–160.
.61 Badano, E. I., L. A. Cavieres, M. A. Molina-Montenegro and C .L. Quiroz. 2005. Slope aspect influences plant association patterns in the Mediterranean motorral of central Chile. Arid Environments 62: 93-98.
.71 Bravo de la, P. R. and J. C. Poggiale. 2005. Theoretical ecology and mathematical modeling: problems and methods. Ecological Modeling 188: 1–2.
.81 Davies, K. W., J. D. Bates and R. F. Miller. 2006. Vegetation characteristics across part of the Wyoming big sagebrush alliance. Rangeland Ecology and Management 59: 567–575.
.91 Dury, R. S. and M. Pessarakli. 1995. Physiological mechanism of nitrogen absorption and assimilation in plant under stress condition. PP. 605–625. In: Pessarakli, M., (Ed.), Handbook of Plant and Crop Physiology. Macel Dekker Inc., New York.
.02 Enrirht, N. J., B. P. Miller and R. Akhter. 2005. Desert vegetation and vegetation-environment relationship in Kirthar National Park, Sindh, Pakistan. Arid Environments 61:397-418.
.12 Fisher, F. M., J. C. Zak, G. L. Cunningham and W. G. Whitfor. 1987. Water and nitrogen effects on growth and allocation pattern of creosote bush in northern Chihuahuan Desert. Range Management 41:384-391.
.22 Fu, B. J., S. L. Liu, K. M. Ma and Y. G. Zhu. 2004. Relationships between soil characteristics, topography and plant diversity in a heterogeneous deciduous broad-leaved forest near Beijing. China.Plant and Soil 261: 47-54.
.32 He, M. Z., J. G. Zheng, X. R. Li and Y. L. Qian. 2007. Environmental factors affecting vegetation composition in the Alxa Plateau China Arid Environments 69: 473–489.
.42 Janisva, M. 2005. Vegetation-environment relationship in dry calcareous grassland Journal of Ekologia-Bratislava 24(1)25-44.
.52 Lu, T., K. M. Ma, W. H. Zhang and B. J. Fu. 2006. Differential responses of shrubs and herbs present at the Upper Minjiang River Basin (Tibetan Plateau) to several soil variables. Arid Environments 67: 373–390.
.62 Mark, A. F., K. J. M. Dickinson and R. G. M. Hofstede. 2000. Alpine vegetation, plant distribution, life forms, and environments in a humid New Zealand region: Oceanic and tropical high mountain affinities. Arctic Antarctic and Alpine Research 32: 240-254.
.72 Northup, B. K., J. R. Brown and J. A. Holt. 1996. Grazing impact on the spatial distribution of soil microbial biomass around tussock grasses in a tropical grassland. Applied Soil Ecology 13:259-270.
.82 Peer, T., P. G. Johann, M. Andreasand and H. Farrukh. 2007. Phytosociology, structure and diversity of the steppe vegetation in the mountains of Northern Pakistan. Phytocoenologia 37(1):1-65.
.92 Rezaei, S. A. 2003. The use of a soil quality index in site capability assessment for extensive grazing. PhD Dissertation, University of Western Australia, Perth, Australia.
.03 Rezaei, S. A. and R. Gilkes. 2006. The Effects of Landscape Attributes and Plant Community on Soil Chemical Properties in Rangelands. Geoderma 125:167-176.
.13 Villers-Ruiz, L., I. Trejo-Vazquez and J. Lipez-Blanco. 2003. Dry Vegetation in Relation to the Physical
۷۹
Environment in the Baja California Peninsula, Mexico. Vegetation Science 14: 517-524.
.23 Virtanen R., J. Oksanen and V. Y. Razzhivin. 2006. Broad-scale vegetation- environment relationships in Eurasian high-latitude areas, Vegetation Science 17(4):519-528.
.33 Yibing Q. 2008. Impact of habitat heterogeneity on plant community pattern in Gurbantunggut. Desert Geographical Science 14(4): 447-455.


دیدگاهتان را بنویسید