اهداف راهنمايي:30
اصول اساسي راهنمايي:32
مشاور کيست؟34
خصوصيات مشاور:34
ضرورت مشاوره وراهنمايي در مدارس35
هدف مشاوره تحصيلي :37
هدايت تحصيلي در دبيرستان39
ويژگي‌هاي مشاور از ديدگاه اسلام:39
اصول مشاوره41
مشاوره از ديدگاه اسلام:42
عوامل موثر در لزوم و گسترش راهنمايي تحصيلي :44
عوامل مؤثر در انتخاب رشته تحصيلي46
شيوه هدايت تحصيلي دانش آموزان و ضوابط آن51
طبقه بندي نظريه‌هاي مشاوره:58
نظريه روان تحليلي:59
نظريه روان شناسي فردي:60
نظريه مراجع – محوري:61
نظريه رفتاري:63
نظريه منطقي – عاطفي:65

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نظريه واقعيت درماني:66
نظريه تحليل مراوده‌اي:68
نظريه و مشاوره گشتالتي:69
نظريه لوگوتراپي:72
نظريه‌هاي تلفيقي:72
نظريه و مشاوره التقاطي:74
پيشينه تحقيقات داخلي:75
فصل سوم86
مقدمه87
جامعه و نمونه تحقيق88
روش نمونه گيري88
ابزار پژوهش89
روايي و اعتبار پرسش نامه محقق ساخته بررسي ديدگاه دانش آموزان نسبت به عملکرد مشاور90
روش جمع آوري اطلاعات91
روش تجزيه و تحليل داده‌ها:91
فصل چهارم تجزيه و تحليل داده ها92
مقدمه93
4-2: داده هاي توصيفي :93
داده هاي توصيفي مربوط به پيشرفت تحصيلي94
داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه دانش آموزان نسبت به عملکرد مشاور در هدايت تحصيلي96

بخش دوم:داده هاي استنباطي (آزمون فرضيه ها) :107
فرضيه اصلي107
فرضيه هاي فرعي108
فصل پنجم بحث ونتيجه‌گيري112
مقدمه113
محدوديتها120
پيشنهادات120
منابع122
فهرست جداول
عنوانصفحه
3-13- امتيازهاي نمون برگ نظر خواهي از دانش آموزان (5 امتياز)57
4-113- امتيازهاي نمون برگ نظر خواهي از والدين (5 امتياز)57
5-113- امتيازهاي نمون برگ نظر خواهي از معلمان (10 امتياز)58
جدول 3ـ1ـ تعداد دانش آموزان پايه سوم متوسطه شهر تهران در سال 1393-139288
جدول 3ـ2ـ تعداد دانش آموزان گروه نمونه به تفکيک رشته89
جدول(1-4)توزيع فراواني گروه نمونه93
جدول (2-4)مشخصا ت معدل دانش آموزان به تفکيک رشته تحصيلي در دو گروه (با مشاور-بي مشاور)95
جدول(3-4)داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه هاي دانش آموزان رياضي بي مشاور(با مشاور ) در3 مولفه پرسشنامه بر هدايت تحصيلي97
جدول(4-4)داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه هاي دانش آموزان تجربي بي مشاور (با مشاور ) در3 مولفه پرسشنامه بر هدايت تحصيلي98
جدول(5-4)داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه هاي دانش آموزان انساني بي مشاور (با مشاور ) در3 مولفه پرسشنامه بر هدايت تحصيلي100
جدول(6-4)داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه هاي دانش آموزان فني حرفه اي بي مشاور (با مشاور ) در3 مولفه پرسشنامه بر هدايت تحصيلي101
جدول(7-4)داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه هاي دانش آموزان کار دانش بي مشاور (با مشاور ) در3 مولفه پرسشنامه بر هدايت تحصيلي103
جدول(8-4)داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه هاي کل دانش آموزان بي مشاور (با مشاور ) در3 مولفه پرسشنامه بر هدايت تحصيلي105
جدول(9-4) آزمون t-test مستقل جهت مقايسه پيشرفت تحصيلي کل دانش آموزان در دو گروه( با و بدون مشاور)108
جدول(10-4) آزمون t-testمستقلجهتمقايسه پيشرفت تحصيليدانش آموزان رشته رياضي108
جدول(11-4) آزمون t-test مستقل جهت مقايسه پيشرفت تحصيليدانش آموزانرشته تجربي109
جدول(12-4) آزمون t-testمستقل جهت مقايسه پيشرفت تحصيليدانش آموزانرشتها نساني109
جدول(13-4)آزمون t-testمستقلجهتمقايسهپيشرفتتحصيليدانشآموزانرشته فنيحرفه اي110
جدول(14-4)آزمون t-testمستقلجهت مقايسه پيشرفت تحصيليدانش آموزانرشتهکاردانش110
جدول(15-4)آزمون t-test مستقل جهت مقايسه ديدگاه هاي دانش آموزان از لحاظ نقش مشاور در هدايت تحصيلي111
فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار (1-4) معدل دانش آموزان به تفکيک رشته تحصيلي در دو گروه (با مشاور-بي مشاور)95
داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه دانش آموزان نسبت به عملکرد مشاور در هدايت تحصيلي96
نمودار(2-4)داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه هاي دانش آموزان بي مشاور (با مشاور ) به تفکيک رشته هاي تحصيلي، در3 مولفه پرسشنامه بر هدايت تحصيلي104
نمودار(3-4)داده هاي توصيفي مربوط به ديدگاه هاي کل دانش آموزان بي مشاور (با مشاور ) در3 مولفه پرسشنامه بر هدايت تحصيلي106

فصل يکم کليات پژوهش

مقدمه
امروزه ماهيت شگفت آور تغييرات و تحولات به گونه‌اي پيوسته بر پيچيدگي و مخاطرات شرايط زندگي افراد مي‌افزايد و احساس ناامني، عدم اعتماد و ناکامي … آدمي را وادار به استمداد از سايرين مي‌کند تا تعادل و يکپارچگي شخصيت متزلزل نگردد. در واقع بهره‌گيري از هدايت بهينه و فرهنگ غني، دستيابي به تجارب و تدابير و مطالعات جامع به پالايش رواني و عاطفي و جسمي افراد به ويژه نوجوانان در مصونيت از آسيب‌ها کمک مي‌کند.
پيشرفت و تحولات چند دهه اخير در فن آوري‌هاي آموزش و نحوه تعليم مهارتهاي زندگي در مؤسسات آموزشي از جمله مدارس و گسترش علوم ، افق‌هاي نويني را بر همگان گشوده است و با توجه به روند شتاب آلود و تصاعدي پيشرفت اين سوال مطرح مي‌گردد که سازمان‌ها و نهادهاي اجتماعي، آموزشي، پرورشي و فرهنگي چگونه و با چه شيوه‌هايي مي‌خواهند جمعيت نوجوان کشور رابا انتقال دستاوردهاي فني و آگاهي‌هاي علمي خود و جامعه جهاني براي مشارکت فعال و اداره امور و احترام به قوانين و ضوابط مختلف آماده سازند حرکت پر شتاب دانش بشري و فناوري‌هاي اخير سبب شد که مناسب‌ترين افراد براي شاخه‌هاي مختلف تحصيلي ـ شغلي جستجو و جايگزين شوند. در اين تحول آموزش و پرورش افراد با درنظر داشتن استعدادها و توانمندي‌هاي آنان به عنوان موضوع اصلي قلمداد شده و پديده سنجش استعدادهاي تحصيلي ـ شغلي (که شايد به شکل ابتدايي، طي جنگ‌هاي اول و دوم آغاز شده بود)به صورت عاملي غيرقابل انکار در مسير راهنمايي افراد، شناخته شد. بنابراين متوجه مي‌شويم که عصر حاضر تقريباً پيش‌بيني نيست چرا که رقيبان متعددي که ساخته و پرداخته تکنولوژي هستند قدرت انتخابگري افراد را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند و يقيناً آموزش و پرورش سنتي و منفعل نمي‌تواند پاسخگوي نيازها و تسهيل کننده فعاليت آموزش در کشور باشد. اگر فرآيند تعليم و تربيت يک مفهوم تقليدي يا تلقيني محسوب شود، کسب معلومات از پيش مشخص شده هدف آموزش و پرورش است که با مفهوم تعقلي و ادراکي متفاوت است لذا بهره گيري از آموزش‌هاي دموکراتيک و تجارب مربيان و بهره مندي از نظرات مشاوران و راهنمايان مي‌تواند گام‌هاي موثري براي نسل حاضر و آينده فراهم سازد.
ناهماهنگي‌هاي شغلي با رشته تحصيلي در جامعه کنوني و افت تحصيلي و احياناً ترک تحصيل در دوره متوسطه ناشي از فقدان يک مکانيزم مشاوره‌اي موفق در آموزش و پرورش ماست. در اينجا بد نيست اشاره‌اي به يکي از مقالات جان استورات شود:
“با آن که هزاران شغل در بازار وجود دارد اما دانش آموزان تنها از آنچه مي‌بينند آگاه مي‌شوند همانند پزشکي، معلمي، پرستاري و .. و رشته‌هايي که پيش بيني مي‌شود رشد بالايي داشته باشند معمولاً توسط دانش آموزان مورد سئوال قرار نمي‌گيرد و اين ناتواني در تصميم گيري حرفه‌اي مؤثر که عدم رضايت شخصي را به دنبال خواهد داشت نگران کننده است.
طرح ريزي شغلي به طور فزاينده‌اي در مدارس مورد نياز است تا جوانان و نوجوانان بتوانند وضعيت موجود را با خود هماهنگ سازند در فرآيند تصميم گيري و انتخاب شغل اطلاعات، بخش مهمي از کار است و بدون اطلاعات صحيح افراد غالباً در انتخاب ريسک مي‌کنند و ناتواني در تصميم گيري به حرکت کند و صرف انرژي و هزينه و سرمايه بسيار از لحاظ اقتصادي و اجتماعي منجر مي‌شود.” (استوارت1 2005 ؛ 10).
بيان مسأله
يکي ازاهداف مهم آموزش و پرورش خدمات ياري رساني به دانش آموزان است نمونه بارز اين خدمت را مي‌توان درامر مشاوره و راهنمايي تحصيلي در زمينه انتخاب رشته تحصيلي متناسب با حرفه مورد انتظار دانست و هدف اصلي آن فراهم نمودن بستري مطلوب است تا نقاط قوت و ضعف افراد شناسايي شده و با تصويري روشن از ويژگي‌ها و صفات خود و نيازهاي جامعه اقدام به انتخاب رشته مطلوب نمود. همان طور که استرنبرگ2 بيان کرده است توجه به قابليت‌هاي شناختي افراد در قالب مفهوم کلي بهره هوشي نيز نمي‌تواند به تنهايي تفاوت‌هاي فردي در استعداد و قابليت‌هاي مختلف دانش آموزان و به تبع آن موفقيت‌هاي تحصيلي آنان را در رشته‌هاي مختلف نمايان سازد بلکه استفاده از تجارب و انطباق ميزان استعداد و توانايي واقعي افراد با رشته تحصيلي مورد علاقه، آينده بهتري را براي افراد رقم مي‌زند. (استرنبرگ 2007: 80) اما مي‌بينيم که گسترش علوم و تکنولوژي و تولد رشته‌هاي جديد در جامعه نوجوانان و سرمايه‌هاي اصلي کشور را در امر انتخاب رشته تحصيلي مناسب با حرفه مورد انتظار را با مشکل مواجه نموده است. دراين راستا شناسايي نيازها و امکانات محيط جهت اخذ تصميمات اصولي و منطقي ضروري به نظر مي‌رسد بديهي است با توجه به دوران بحراني بلوغ و نوجواني، اين مشکلات دو چندان خواهد شد. کيامنش نيز درسال 1382 بيان نمود که در بررسي‌هاي انجام شده توسط آموزش و پرورش حدود 60 درصد دانش آموزان دختر و 50 درصد دانش آموزان پسر، مشاور را به عنوان منجي جهت هدايت تحصيلي پذيرفته‌اند و در زمينه انتخاب رشته تحصيلي از او کمک مي‌گيرند و بايد مشخص شود که به طور کلي هدايت تحصيلي در عمل با چه مسائل و مشکلاتي روبروست. اين فرآيند به علل گوناگون از جمله عدم مشارکت کارکنان مدرسه، نبودن ابزار و وسايل سنجش دقيق، کمبود کادر آموزشي متخصص در رشته مشاوره و … نتوانسته است به اهداف از پيش تعيين شده خود نائل شود. (شفيع آبادي، 1387 : 33)
نظر به اين که هدف از تحصيل دانش آموزان ايجاد توانايي در پاسخگويي به نيازهاي علمي و کاربردي جامعه است و از آنجا که ادامه هر يک از شاخه‌هاي تحصيلي زماني مي‌تواند در راستاي تأمين نيازهاي جامعه قرار گيرد که متناسب با توانمندي و استعداد افراد باشد لذا نياز جامعه و بازار کار مستلزم اثربخش بودن عملکرد مشاوران در ايجاد موفقيت متناسب با تحصيل دانش آموزان است و سئوال مهم اينست که وجود مشاوران و ابزار آنان تا چه حد مي‌تواند مثبت و مؤثر بوده و افراد را دقيقاً به رشته و حرفه آنان رهنمون کند؟ طبق پژوهش‌هايي که در اين زمينه انجام شده مشخص گرديده که هيچ متغيري به اندازه عملکرد تحصيلي قبلي دانش آموزان اهميت ندارد (نويدي 1386) و يا اين که مشاوران و فعاليتشان کاملاً مورد تائيد نمي‌باشد (علي اکبري، 1382) و پرونده‌هاي مشاوران از لحاظ محتوا داراي نقايصي است (ادريسي 1382) .لذا اين تحقيق مي‌کوشد تا عملکرد مشاوران را در زمينه هدايت تحصيلي (انتخاب رشته متناسب با توانمندي افراد) ارزيابي نمايد. و علاوه بر اين نگرش دانش آموزان را نسبت به عملکرد مشاوران مورد بررسي قرار دهد .
اهميت و ضرورت پژوهش
والذين استجابو الربهم و اقاموالصلوه و امر هم شوري بينهم و مما رزقناهم ينفقون (شورا ـ 38 آيه) .
بديهي است خداوند تبارک و تعالي در اين آيه يکي از خصوصيات مسلمانان را در اين موضوع دانسته است که آنان کارهايشان را با مشورت انجام مي‌دهند و از اين مطلب که مشاوره در رديف ايمان به خدا و به پا داشتن نماز ذکر گرديده است مي‌توان به ميزان اهميت آن پي برد.
راهنمايي امروز به طوري است که سراسر زندگي فرد را در بر مي‌گيرد نگاهي گسترده به نقش آموزش و پرورش به عنوان عامل موثر در فعليت بخشيدن به امکانات بالقوه ذاتي افراد، انتقال اندوخته تجارب گذشتگان، ارائه ارزش‌هاي مطلوب، افزايش معلومات و ايجاد مهارت‌هاي لازم در افراد براي زندگي و تسهيل سير حرکت وجودي آدمي به سوي کمال و خود شکوفايي، اهميت امروز اين فرآيند را نشان مي‌دهد.
گسترش کمي آموزش و پرورش مبين گرايش و استقبال همگان به اثربخشي اين نهاد و نيز گسترش کيفي آن ناشي از توسعه معارف علوم و رشد بي‌وقفه تکنولوژي است که بر پيچيدگي و ظرافت جريان آموزش و پرورش افزوده است. ماهيت دبيرستان، برنامه‌ها و مواد درسي متنوع و گسترده آن، دروسي که هر ساله ارائه مي‌شود و فعاليت‌هاي وسيع فوق برنامه ايجاد مي‌کند که دانش آموزان توانمندي‌ها و نقاط قوت و ضعف خود را ارزيابي کرده و براساس آن آينده خود را برنامه ريزي کنند.
اهميت جريان مشاوره و راهنمايي تحصيلي و تعيين جايگاه مشاوران در برنامه‌هاي رسمي آموزش و پرورش در غني سازي دستگاه تعليم و تربيت ضروري است امروزه دانش آموزان در بدو ورود به دبيرستان و مواجهه با انتخاب مهم رشته تحصيلي و شغل آينده خود با مشکل روبرو مي‌شوند و دچار يک نوع ابهام و سردرگمي گزينش مي‌شوند احساس مي‌کنند که چندين رشته و شغل همزمان براي آنها جذابيت لازم را دارد و بدينسان دچار تعارض مي‌شوند. بديهي است با توسعه و گسترش راهنمايي تحصيلي در مدارس مملکت ما، لزوم راهنمايي شغلي و حرفه‌اي روز به روز بيشتر احساس مي‌شود.
همان گونه که آگوست کنت در نظريه خود مطرح نموده “علم و آگاهي پيش نگري مي‌آورد و پيش نگري کنش” بنابراين پژوهش حاضر مي‌تواند با شناخت از نقش مشاوران در امر هدايت تحصيلي دانش آموزان و آگاهي از مشکلات و موانعي که بر سر اين راه مهم قرار دارد،‌زمينه را براي آشنايي بيشتر مسئوليت کشور با اين موانع هموار نموده و آنان را در اجراي تصميمات دقيق و منطقي‌تر در اين رابطه ياري دهد تا با طرح ريزي و طراحي براساس تحقيقات مشابه، از هدر رفتن سرمايه و نيرو و وقت جلوگيري نمايد.
اهداف تحقيق
هدف کلي : اگاهي از عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي دانش آموزان دوره متوسطه و همينطور آگااهي از نگرش دانش آموزان نسبت به عملکرد مشاوران
اهداف ويژه :
ـآگاهي از عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي دانش آموزان رشته رياضي
ـآگاهي از عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي دانش آموزان رشته علوم تجربي
آگاهي از عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي دانش آموزان رشته علوم انساني
ـآگاهي از عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي دانش آموزان رشته فني – حرفه اي
ـآگاهي از عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي دانش آموزان رشته کارو دانش
ـآگاهي از نگرش دانش آموزان نسبت به عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي دانش آموزان
سوالات پژوهش
سوال کلي پژوهش : عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي دانش آموزان رشته هاي مختلف تحصيلي چگونه است و ديدگاه دانش آموزان نسبت به عملکرد مشاوران چيست ؟
سوالات فرعي پژوهش
1 )آيا تفاوت معني داري بين پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني که با نظر مشاور و براساس فرم هدايت تحصيلي رشته رياضي فيزيک را برگزيده‌اند با دانش آموزاني که بدون نظر مشاور آن را انتخاب کرده‌اند وجود دارد؟
2)آيا تفاوت معني داري بين پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني که با نظر مشاور و براساس فرم هدايت تحصيلي رشته علوم تجربي را برگزيده‌اند با دانش آموزاني که بدون نظر مشاور آن را انتخاب کرده‌اند وجود دارد؟
3)آيا تفاوت معني داري بين پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني که با نظر مشاور و براساس فرم هدايت تحصيلي رشته علوم انساني را برگزيده‌اند با دانش آموزاني که بدون نظر مشاور آن را انتخاب کرده‌اند وجود دارد؟
4)آيا تفاوت معني داري بين پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني که با نظر مشاور و براساس فرم هدايت تحصيلي رشته فني – حرفه اي را برگزيده‌اند با دانش آموزاني که بدون نظر مشاور آن را انتخاب کرده‌اند وجود دارد؟
5)آيا تفاوت معني داري بين پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني که با نظر مشاور و براساس فرم هدايت تحصيلي رشته کار و دانش را برگزيده‌اند با دانش آموزاني که بدون نظر مشاور آن را انتخاب کرده‌اند وجود دار؟
6)ديدگاه دانش آموزان نسبت به عملکرد مشاوران در هدايت تحصيلي چگونه است ؟
تعريف متغيرها
هدايت تحصيلي
منظور از هدايت تحصيلي، هدايت و راهنمايي دانش آموزان نظام جديد آموزش متوسط به يکي از شاخه‌ها و رشته‌هاي تحصيلي موجود در نظام جديد آموزش متوسطه مي‌باشد (وزارت آموزش و پرورش، ‌1389).هدايت تحصيلي عبارتست از روندي که مطابق با آن مشاوران با توجه به ضوابط تحصيلي از يک سو و ارزيابي‌هاي مشاوران (شامل سنجش علاقه و استعداد دانش آموزان، نگرش اوليا و خود دانش آموزان، بررسي نظر معلمان مربوطه و نظر کلي مشاوران) دانش آموزان به رشته‌ها و شاخه‌ ي مختلف تحصيلي رهنمون مي‌شوند.
مشاوران
مجريان اصلي برنامه‌هاي راهنمايي و مشاوره در نظام جديد آموزش متوسطه که حداقل ليسانس در يکي از رشته‌هاي مرتبط دارند و در سال 93-92 در مدارس متوسطه در پست مشاور مدرسه مشغول به فعاليت مي‌باشند.
پيشرفت تحصيلي
ملاک يا معياري است که در فرآيند منظم آموزش و پرورش براي تعيين و تشخيص پيشرفت ياد گيرندگان در رسيدن به هدف‌هاي آموزش به کار گرفته مي‌شود. (سيف 1388؛ 48)
پيشرفت تحصيلي شامل تمامي فعاليت‌هايي است که منجر به يادگيري مطلوب مي‌شود. و منظور ما از پيشرفت تحصيلي، معدل نمرات دوره تحصيلي است که هر چه اين نمره بالاتر باشد نشانه پيشرفت بيشتر دانش آموز مي‌باشد.
گروه (با نظر مشاور) و گروه (بي‌نظر مشاور)
دانش آموزاني که با نظر مشاور (اولويت اول برگه هدايت تحصيلي) رشته تحصيلي خود را انتخاب کرده بودند گروه B را تشکيل مي‌دهند و افرادي که در اولويت‌هاي آخر و بدون توجه به توصيه‌ها و ارزيابي‌هاي مشاوران به رشته مورد نظر رفته بودند گروه A را شامل مي‌شوند.

فصل دوم پيشينه پژوهش

مقدمه
يکي از اهداف و وظايف مهم آموزش و پرورش ايجاد زمينه براي رشد همه جانبه فرد و تربيت انسان هاي سالم،کارآمد و مسئول براي ايفاي نقش در زندگي فردي و اجتماعي است يکي از برنامه ها و فعاليت هاي که در تسهيل فرايند رشد تعليم و تربيت دانش آموزان نقش مهمي ايفا مي کند برنامه را هنمايي و مشاوره است در فرآيند راهنمايي و مشاوره تلاش مي شود تا با در نظر گرفتن نقش هر يک از عوامل و موٌلفه هاي موثر در تعليم و تربيت اعم از بر نامه هاي درسي، مدير، معلم، عوامل اجرايي، والدين ، گروه همسالان و ساير عناصر درون و برون از مدرسه و همچنين ويژگي هاي روانشناختي فردي و گروهي دانش آموزان با به کار گيري روش هاي علمي و تخصصي و فنون و تکنيک هاي راهنمايي و مشاوره به دانش آموزان کمک نمود . تا ضمن سازگاري عاطفي و رواني با شرايط و موقعيت هاي مختلف ، نسبت به اخذ تصميم و انتخاب مناسب و برنامه ريزي براي اجراي تصميم هاي خويش اقدام نمايد. و در خدمات راهنمايي و مشاوره ضمن شناخت ويژگي هاي جسمي،ذهني،رواني،اخلاقي و اجتماعي دانش آموز موانع و مشکلات فرا روي رشد و بالندگي وي نيز شناسايي شده و به فرد کمک مي شود. تا بتواند مسير مناسب را در جهت رشد و تعالي فردي و اجتماعي خويش انتخاب و طي نمايد و مشاور به عنوان يک فرد متخصص و هماهنگ کننده اين خدمات به عنوان محور ترين عناصر مطرح است. و اساس کار مشاور بر ايجاد رابطه توام با اعتماد با دانش آموز ، اولياء، مدير، معلم، و ساير عوامل موثر در رشد و بالندگي دانش آموز استوار است. لذا فرد مشاور علاوه بر دانش تخصصي بايد از ويژگي هاي شخصيتي نظير: گرم و صميمي بودن، علاقمندي به کمک و ياري ديگران ، ثبات رواني و عاطفي،استقلال فکري، تعهد، راز داري ،نظم و انضباط کاري برخوردار باشد مشاور سعي مي کند با جمع آوري اطلاعات فردي و محيطي مرتبط با دانش آموز طي يک برنامه ي منظم خدمات راهنمايي و مشاوره را با اصول و معيار هاي علمي در ابعاد سازگاري ،عاطفي و رواني، تحصيلي و شغلي ارايه کند در اين رابطه خدمات متنوع راهنمايي و مشاوره به صورت فردي و گروهي و اطلاع رساني به هنگام در زمينه ي نيازهاي دانش آموز به عنوان يک فعاليت پيشگيرانه مورد تاکيد است. و در نظام جديد آموزش متوسطه ملاک هاي زير در هدايت تحصيلي دانش آموزان دخالت داده مي شوند:
1) شاخص پيشرفت تحصيلي در دروس خاص سال اول دوره متوسطه .
2) شاخص پيشرفت تحصيلي در دروس خاص دوره سه ساله راهنمايي.
3)استعداد تحصيلي اختصاصي( برآورد شده توسط دبيران دروس خاص)
4) هوش يا استعداد عمومي
5) علاقمندي به رشته تحصيلي (رتبه بندي شده توسط دانش آموز)
6) اولويت يا مناسب بودن رشته تحصيلي (رتبه بندي شده توسط اولياء دانش آموز)
7) رغبت تحصيلي و شغلي
8) نتيجه بررسي هاي مشاور
تصور برنامه ريزان و مجريان طرح هدايت تحصيلي اين است که سهم هر کدام از اين عوامل در پيشرفت تحصيلي دانش آموز معنا دار است(www:http،1393)..
تاريخچه راهنمايي و مشاوره:
مطالعه زندگي اوليه در اعصار گذشته نشان مي‌دهد که اکثر تعارضات مربوط به تصميم‌گيري شغلي که در جامعه امروزي ديده مي‌شود وجود نداشت.در تمدن‌هاي اوليه، فلاسفه، شيوخ يا ساير نمايندگان خدايان و مذاهب نقش مشاوره را بر عهده داشتند و سر چشمه‌هاي تاريخي مربوط به تکوين قابليت‌هاي انسان را مي‌توان در جوامع اوليه يونان ديد.به اين صورت که آنها بر تکامل و تقويت از راه آموزش و پرورش تأکيد داشتند. اعتقاد بر اين بود که در وجود فرد نيروهايي وجود دارد که قابل بر انگيخته شدن و هدايت به سوي اهدافي است که مي‌تواند هم براي فرد و هم براي جامعه مفيد باشد. از مشاوران يونان قديم، افلاطون بيش از هر شخص ديگري به عنوان يکي از اولين کساني شناخته مي‌شود که بينش‌هاي روان‌شناختي را به صورت يک نظريه منظم سازماندهي کرده است (بهرامي1388؛108).
دومين مشاوره بزرگ تمدن‌هاي اوليه، ارسطو شاگرد افلاطون بود او به آنچه بعدها تبديل به رشته روان‌شناسي شد خدمات مهمي نمود. يکي از خدمات عمده او مطالعه مردم در رابطه با محيط و با يکديگر بود. فيلسوفاني چون لويي و ايوز نياز به هدايت متناسب با طرز فکر و استعدادهاي اشخاص را تشخيص دادند. در قرون وسطي تلاش‌هاي معطوف به مشاوره به طور فراينده‌اي تحت کنترل کليسا در آمد. در اوايل قرون وسطي وظيفه ارشاد و هدايت جوانان در اختيار کشيشان قرار گرفت. در آن زمان تعليم و تربيت عمدتاً تحت اختيار کليسا بود. اولين کتاب‌هايي که براي کمک به جوانان در انتخاب حرفه مورد استفاد قرار گرفت در قرن هفدهم به چاپ رسيد.
هوراس مان3 مشهورترين قرن 19 آمريکا در دوازدهمين گزارش سالانه خود عباراتي درباره مزاياي نظام مدارس گنجانده، مزايايي که براي توسعه برنامه مشاوره و راهنمايي در يک قرن بعد از آن مفيد واقع شد.پارسونز4 در کتاب خود سه عامل لازم براي انتخاب عاقلانه شغل را به اين صورت عنوان مي‌کند؛
– شناخت روشني از خود، استعدادها، توانائي‌ها، علايق، آمال، امکانات محدوديت‌ها و ساير عوامل مربوط به خود.
– شناخت شرايط، امکان موفقيت مزايا و محدوديت‌ها، بيمه،امکانات و چشم انداز رشته‌هاي مختلف شغلي.
– استدلال صحيح در مورد رابطه اين دو با يکديگر.
به نظر راکول و رانتي5 ساير پيشگامان اوليه نهضت راهنمايي در آمريکا جسي ديويس6، آناريد7، الي ويور8 و ديويد هيل9 بودند خدمات آنها به مشاوره نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. روش ديويس مبتني بر خودآموزي و مطالعه مشاغل بود به نظر مي‌رسد که بنا به توصيف وي از مشاوره بايد دانش آموزان را در زمينه ارزش‌هاي اخلاقي، سخت کوشي بلندپروازي صداقت و رسيدن به يک خصلت معقول به عنوان سرمايه ورود به دنياي کار راهنمايي و هدايت کرد. آناريد معتقد بود که خدمات راهنمايي براي نظام مدارس شهر سياتل به عنوان وسيله رسيدن به بهترين دستاورد آموزشي ممکن مي‌تواند اهميت داشته باشد او نيازهاي دنياي کار را بر خلاف فلسفه امروز مقدم بر نيازهاي فرد مي‌دانست. نتيجه اين که در برنامه راهنمايي او درباره ارزش فرد بنا به قابليت اشتغالي که دارد قضاوت مي‌شود.ويور يکي از پيشتازان مشاوره موفق به داير کردن کميته راهنمايي معلم در کليه دبيرستان‌هاي نيويورک شد که کار آن کمک به جوانان براي کشف قابليت‌هاي خود و نحوه استفاده از اين قابليت‌ها براي دست يافتن به مناسب ‌ترين شغل بود. (راکول، وراتني، 1961 به نقل از گيبسون؛ ميشل؛ ترجمه ثنايي، 1388:؛ 26 تا 23).
پارسونز را به عنوان پدر نهضت راهنمايي آموزش و پرورش آمريکا مي‌شناسند ولي احتمالاً خود او تصور نمي‌کرد که رشد نهضت از چند ده مشاوري که خودش ترتيب کرد به بيش از 000/50 مشاوري برسد که 70 سال بعد فقط در مدارس آمريکا خدمت مي‌کنند. در سال 1913 نهضت نوپاي راهنمايي از نظر تعداد و تخصص آنقدر رشد کرده بود که زمينه تأسيس انجمن ملي راهنمايي شغلي را فراهم کرد. اصطلاح راهنمايي بيش از 50 سال متدوال بود و به نهضت مشاوره مدارس اطلاق مي‌گرديد.
نهضت بهداشت رواني.
شروع نهضت راهنمايي ابتدايي هم در نوشته و هم تلاش‌هاي ويليام برنهام 10در اواسط دهه 1920 و اوايل دهه 1930 مي‌باشد.فاوست11 (1968)به نقل از ثنايي،1388) بر اهميت نقش معلم در بهداشت رواني کودکان ابتدايي تأکيد داشت. و مسئوليت‌هاي اساسي آنها را بر مشاوره و مطالعه کودک، کمک به والدين و تحليل کودک بيان مي‌داشت. در پايان دهه 1920 پيشروان اوليه راهنمايي به ضرورت خدمات راهنمايي قائل بوده و معتقد بودند که مدرسه نهاد شايسته عرضه اين خدمات است و راهنمايي دانش آموزان بايد تمام پايه‌هاي تحصيلي را در بر گيرد. اطلاق مشاوره به عنوان يک فرايند روان شناختي براي اولين بار در سال 1931 در اثر پراکتور، بنه فيد ورن بنام راهنماي مشاغل به کار رفت. (هيزوليز، 1986، به نقل از گيبسون؛ ميشل؛. ترجمه ثنايي1388؛28).
يکي از پيشگامان جهت گيري تازه که بر مشاوره در محيط مدرسه و غير مدرسه اثر گذاشت کارل راجرز12 بود. دو کتاب مهم وي عبارتند از مشاوره و رواندرماني و درمان مراجع محوري، راجرز در کتاب مشاوره و روان درماني بر مسئوليت مراجع براي درک مشکل خود و تقويت خود تأکيد داشت. نظر راجرز مبني بر اين که مراجع مسئوليت عمده حل مشکل خود را عهده‌دار شود نه اين که درمانگر مشکل مراجع را حل کند اولين تناقض جدي در نهضت راهنمايي و مشاوره مدارس را باعث شد. شايد. راجرز بيش از هر شخص ديگري بر طرز تعامل مشاوران آمريکايي با مراجعان اثر گذاشته باشد و شايد بتوان اثر خدمات او به نهضت مشاوره در قرن حاضر را با خدمات هنري فورد به توسعه صنايع اتومبيل سازي تشبيه کرد.
فنگولد 13پيشگام ديگر در نهضت مشاوره و راهنمايي سال 1947 طي مقاله‌ اي در مجله مرور مدرسه بيان‌ کرد که مشاوره نه فقط بايد خدمات راهنمايي را به اشخاص شاخص، بلکه به دانش آموزاني عرضه کند که بدان نياز دارند،يعني دانش آموزان گرفتار در تار و پود قواعد و مقررات هستند. ترکسلر14 در سال 1950 تحولات وگرايشهاي رو به ظهور راهنمايي را چنين عنوان کرد:
آموزش کاملتر شاغلين راهنمايي
راهنمايي به عنوان وظيفه کل هيئت آموزشي.
همکاري نزديک ‌تر با خانواده و مؤسسات اجتماعي.
جمع آوري و ثبت منظم اطلاعات مربوط به فرد.
استفاده از مقياس‌هاي عيني.
ميل به فنون پيشرفته ارزيابي، ويژگي‌هاي شخصي دانش آموزان و درمان ناسازگاري‌ها در اختيار گرفتن و استفاده بهتر از اطلاعات شغلي – تحصيلي
محقق ديگر دانوون 15در مورد عصر جديد راهنمايي مي‌گويد: عصري که در آن متخصص آزمون‌ها و مشاور حرفه‌اي وارد صحنه مي‌شود تا به کمک علمي به کودک او را در رابطه با معلمان و دروس حساب شده‌اي قرار دهد که استعداد و توانايي‌هاي او را شکوفا مي‌سازد. يکي از مهم‌ ترين قدم‌هاي نهضت مشاوره و راهنمايي مدارس در دهه 1960 بيانيه خط مشي مشاوران مدارس متوسطه بود که به عنوان يک بيانيه رسمي توسط انجمن آمريکايي مشاوران مدارس تدوين يافت .در دهه 1970 مشاور راهنمايي مدارس وارث يک رشته باورهاي کليشه‌اي بود که بايد ارزش و اعتبار آنها مشخص مي‌شد. اين تصورات کليشه‌اي به قرار زير است:
باور کليشه‌اي مسئوليت: باور والدين بر اين بود که مشاور مسئوليت‌هاي معيني دارد که از جمله عبارتند از پيگيري اين که دانش آموز دروس مناسبي را بگيرد، دانشگاه متناسبي انتخاب کند، آزمون‌هاي استاندارد لازم را بگذارند و غيره.
باور کليشه‌‎‌اي شکست: باور به اين که مشاور مسئول جلوگيري از شکست افراد است. مشاور حايل بين موفقيت و شکست است. مشاور به عنوان پيش بيني کننده نتايجي که تصميمات را مشخص ميکند
و مي‌تواند احتمال موفقيت و شکست را ارزيابي کند.
باور کليشه‌اي انتخاب شغلي: اين که مشاور کسي است که مي‌تواند به دانش آموز بگويد وارد چه شغلي بشود يعني کسي است که مي‌تواند اين تصميم را يک بار براي هميشه براي اشخاص بگيرد. علاوه بر اينها مشاور کسي است که آزمون‌هاي گوناگون علايق و استعداد و زمينه‌هاي اشتغال را در اختيار دارد و اشخاص مرتباً براي کسب مفاد اطلاعات مربوط به صنعت، مشاغل نظامي و پذيرش تحصيلي به او ارجاع داده مي‌شود. (گيبسون؛ ميشل؛ . ترجمه ثنايي. 1388. 30 و 29).جنگ جهاني اول نه فقط محرک ساختن و استفاده از آزمون‌هاي رواني گروهي تراز شده بعد از جنگ شد بلکه به تصويب دو قانون منجر شد که در به وجود آوردن يکي از تخصص‌هاي اوليه مشاوره يعني مشاوره توان‌بخشي سهم مهمي داشت. يکي قانون توان بخشي شغلي شهروندان و ديگري قانون عمومي 47 در سال 1921 قانون اخير به ايجاد دايره رزم ديدگان و مزاياي بسياري از جمله استمرار خدمات توان‌بخشي شغلي و مشاوره و راهنمايي براي رزم ديدگان منجر شد.


دیدگاهتان را بنویسید