1-3)اهميت موضوع :
برنامه ريزي و بودجه يکي از واقعيتهاي زندگي انسان از آغاز تا کنون بوده است، توجه به محدود بودن منابع اوليه ونامحدود بودن نيازهاي انسان عاملي شد تا انسان با استفاده از قدرت تجزيه و تحليل و توان پيش بيني خود وبا توسل به برنامه ريزي در جهت دستيابي به حداکثر بهره وري تلاش نمايد. بودجه از ابزارهاي مهم برنامه ريزي در هر سازماني است، تدوين بودجه مي تواند به عنوان هدفي که در جهت رسيدن به آن تلاش ميشود به حساب آيد، چرا که داشتن هدف ملموس منجر به عملکرد بهتر خواهد شد. هر اندازه که هدف مشکل تر و برتري جويانه تر باشد عملکرد بهتري حاصل خواهد شد، مشروط بر اينکه هدف براي فرد دست يافتني باشد. بنابراين اگر بودجه معرف هدفي ملموس باشد، ظرفيتي بسيار قوي براي انگيزش دارد (مهراني، 1379)
وظيفه اصلي بودجه ، برنامه ريزي و کنترل است، در جهت دستيابي به اهداف، بودجه بايد به شکل متعارفي تهيه شود. در چنين شرايطي مي توان انتظار داشت تا به اهداف تعيين شده در زمان مقرر و با صرف هزينه مشخص دست يافت. حال اگر بودجه به صورت نا متعارف، چه به صورت سخت وچه به صورت بسيار منعطف تهيه شود، يا دستيابي به اهداف را غيرممکن مي سازد يا اينکه عدم کارايي را به دنبال خواهد داشت. در حرفه حسابرسي نيز استفاده از بودجه زماني در فرايند برنامه ريزي و کنترل بسيار رايج است. اين مهم از طريق تهيه و تنظيم بودجه به عنوان اهداف و انتظارات مديريت ( برنامه ريزي ) و بررسي و تجزيه و تحليل انحرافات ( کنترل ) محقق مي شود. اگر بودجه زماني به شکل نامتعارفي تهيه شود ( ساعات کمتر يا بيشتر از حد لزوم برآورد شود ) کيفيت حسابرسي زير سوال خواهد رفت، کمتر برآورد کردن بودجه زماني منجر به بروز رفتارهاي غير حرفه اي و از دست رفتن انگيزه خواهد شد و به تبع آن اثر بخشي حسابرسي زير سوال خواهد رفت، حال آنکه برآورد بيش از حد بودجه زماني عدم کارايي حسابرسي را به دنبال خواهد داشت و منجر به اتلاف منابع سازمان و تحميل هزينه هاي اضافي خواهد شد. در چنين شرايطي لزوم تهيه بودجه بر اساس معيارهاي منطقي و بررسي انحرافات و علل وقوع آن نقش والايي ايفا مي نمايد. اهميت بودجه و تجزيه و تحليل انحرافات با توجه به نقشي که در؛ کمک به مديران در جهت ايجاد موازنه بين تضمين کيفيت و کنترل هزينه، تخصيص منابع انساني و ارزيابي عملکرد کارکنان ايفا مي کند بيش از پيش نمايان تر خواهد شد.(مهراني و نعيمي،1382 )
1-4)پيشينه تحقيق:
تحقيقات حسابداري در مورد سيستمهاي کنترل بودجه اي در سه دهه اخير به دنبال آن بوده اند که بودجه ها واقعاً چگونه تهيه مي شوند، چگونه مورد استفاده قرار ميگيرند و چگونه بر رفتارها و طرز برخورد حسابرسان تأثير مي گذارند. (argyris. 1952 ،Beoker and green.1862 ،Elhady, 1985 milani, 1975, stedy and kay.1966 ) تحقيقات ديگري مانند تحقيق استدي و کي به بررسي ويژگيهاي بودجه مانند صحت، دقت، وضوح و روشني بودجه از يک سو و عملکرد و رضايت شغلي از سوي ديگر پرداخته اند. ( milani, 1975, stedy and kay.1966 ). در سال 1982 آلدرمن و ديتريک طي تحقيقي به بررسي بروز رفتارهاي غيرحرفه اي در حسابرسان پرداختند. نتايج تحقيق بيانگر وجود رفتارهاي غيرحرفه اي بين حسابرسان بود. (Alderman and deitrick.1982)
تحقيق ديگري نيز توسط کلي و مارگيم در مورد بروز رفتارهاي غيرحرفه اي و ارتباط آن با نوع قرارداد حسابرسي صورت گرفت. نتايج حاصل از تحقيق نشانگر بروز رفتارهاي غيرحرفه اي در ميان حسابرسان بود که در قراردادهاي مقطوع بيش از قراردادهاي غيرمقطوع بود. همچنين نتايج تحقيق نشان داد که فشار بودجه زماني عامل مهمي در بروز رفتارهاي غيرحرفه اي است. Kelly and margheim.1987))
گيست و ديويدسون طي تحقيقي به بررسي تأثير عوامل صاحبکار بر انحرافات بودجه زماني پرداخته اند. نتايج تحقيق نشان داد که تفاوت بين بودجه زماني و ساعات واقعي به عوامل منعکس کننده ريسک، پيچيدگي و سودآوري صاحبکار وابسته است.( gist and Davidson, 1999)
در ايران نيز تحقيقي توسط محمد کاشاني پور و ديگران با عنوان سودمندي اقلام صورتهاي مالي در پيش بيني زمان لازم براي حسابرسي شرکت در سال 1385 انجام گرفت. نتايج تحقيق بيانگر وجود همبستگي مثبت بين اين اقلام و زمان حسابرسي بود.(کاشاني پور و ديگران، 1385)
در تحقيقات انجام شده به انحرافات بودجه زماني و نقش آن در برنامه ريزي و تهيه بودجه هاي آتي پرداخته نشده است. همچنين تأثير عوامل مختلف صاحبکار بر بودجه زماني حسابرسي به طور همزمان مورد آزمون قرار نگرفته است در اين تحقيق تأثير عوامل صاحبکار متشکل از ميزان داراييها، ميزان فروش، تعداد واحدهاي فرعي و نسبتهاي مبتني بر صورتهاي مالي بر بودجه زماني، مورد بررسي قرار ميگيرد. همچنين ساعات بودجه شده و گزارش شده مقايسه و انحرافات بودجه زماني مورد تجزيه و تحليل قرار ميگردد.
1-5)اهداف تحقيق :
هدف اصلي اين تحقيق:
1. بررسي ارتباط بين عوامل صاحبکار متشکل از ميزان داراييها، ميزان فروش، تعداد واحدهاي فرعي و ريسک با بودجه هاي زماني و
2. مقايسه ساعات واقعي و ساعات بودجه شده پروژه هاي حسابرسي صورتهاي مالي و بررسي انحرافات بودجه زماني است.
1-6)چارچوب نظري تحقيق:
بدون وجود يک چارچوب نظري نتايج حاصل از تحقيقات صرفاً يک سرهم بندي يافته ها بوده که اغلب فاقد مفهوم مي باشد. چارچوب نظري مبنايي است که فرد پژوهشگر بر اساس آن درباره روابط بين عواملي که در ايجاد مسأله مهم تشخيص داده شده اند نظريه پردازي مي کند. اين نظريه مي تواند ضرورتاً سخن پژوهشگر نباشد و گاهي به طور منطقي از نتايج تحقيقات قبلي پيرامون مسأله نشأت مي گيرد. تئوري که در اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفته، تئوري تغييرات تدريجي بودجه مي باشد. اين تئوري که نخستين بار توسط ويتزمن در سال 1980 مطرح گرديد، بر اين فرض استوار است که تغييرات در بودجه سال جاري نسبت به سال گذشته تحت تأثير انحرافات بودجه سال گذشته قرار مي گيرد. ميزان تأثير انحرافات مساعد و نامساعد بر تغييرات بودجه زماني متفاوت مي باشد که تحت عنوان تغييرات تدريجي نامتقارن از آن ياد مي شود.
نتايج تحقيقات گذشته حاکي از وجود ارتباط نامتقارن بين تغييرات بودجه و انحرافات بودجه زماني ميباشد.(Leon and roak. 2002, Fisher et al.2006, bedard et al.2007) بنابراين فرضيات گروه “الف” بر اين اساس شکل گرفت. بر اساس مطالعات و تحقيقات گذشته بخش اعظم تغييرات ساعات بودجه شده در نتيجه اندازه شرکت صاحبکار و پيچيدگي و ريسک آن بوده است. (bedard.1991, simunic et al .1994 ) ,((francis. 1984 معيارهاي معرف اندازه شرکت شامل ميزان داراييها و فروش ميباشد که مبناي تدوين فرضيه هاي 1و2 گروه “ب” قرار گرفت. معيارهاي معرف پيچيدگي عمليات شرکت نيز شامل تعداد واحدهاي فرعي است که فرضيه شماره 3 گروه “ب” بر اساس آن شکل گرفته است. ريسک شرکت صاحبکار بر اساس متغيرهاي نسبت موجوديها به کل داراييها و نسبت حسابهاي دريافتني به کل داراييها عملياتي مي شود و مبناي فرضيات 4و 5 گروه “ب” مي باشد. به منظور عملياتي کردن سودآوري نيز از نسبتهاي ROE، ROA و PROFIT MARGIN استفاده شد.
1-7)فرضيه هاي تحقيق :
جهت دستيابي به اهداف تحقيق فرضيه هاي تحقيق در دو گروه صورت بندي شدند. فرضيات گروه “الف” به بررسي نقش انحرافات بودجه زماني در تغييرات بودجه مي پردازد و مبتني بر تئوري تغييرات تدريجي بودجه مي باشدو فرضيات گروه “ب” ارتباط عوامل صاحبکار و بودجه هاي زماني را مورد بررسي قرار مي دهد.
1-7-1)فرضيه هاي گروه “الف”:
1. ساعات کار گزارش شده پروژه هاي حسابرسي در سازمان حسابرسي بيشتر از ساعات بودجه شده مي باشد.
2. تغييرات بودجه زماني سال جاري نسبت به سال گذشته با انحراف بودجه زماني سال گذشته رابطه مستقيم7 دارد.
3. رابطه مستقيم بين تغييرات در بودجه زماني سال جاري نسبت به سال گذشته و انحراف بودجه سال گذشته در مواردي که اين انحرافات مساعدند، قويتر از مواردي است که اين انحرافات نامساعدند.
4. تغييرات ساعات گزارش شده سال جاري نسبت به سال گذشته با انحراف بودجه زماني سال گذشته رابطه معکوس8 دارد.
5. رابطه معکوس بين تغييرات در ساعات گزارش شده سال جاري نسبت به سال گذشته و انحراف بودجه زماني سال گذشته در مواردي که اين انحرافات مساعدند قويتر از مواردي است که اين انحرافات نامساعدند.
6. تغييرات در ساعات گزارش شده سال جاري نسبت به سال گذشته با تغييرات در بودجه سال جاري رابطه مستقيم دارد.
1-7-2) فرضيه هاي گروه “ب”:
1. بودجه زماني سال جاري با ميزان داراييهاي پايان دوره ارتباط مستقيم دارد.
2. بودجه زماني سال جاري با ميزان فروش( درآمد) طي دوره مالي ارتباط مستقيم دارد.
3. بودجه زماني سال جاري با تعداد واحدهاي فرعي شرکت اصلي9 ارتباط مستقيم دارد.
4. بودجه زماني سال جاري با نسبت موجودي کالا به کل داراييها ارتباط مستقيم دارد.
5. بودجه زماني سال جاري با نسبت حسابها و اسناد دريافتني به کل داراييها ارتباط مستقيم دارد.
6. بودجه زماني سال جاري با نسبت سود خالص به کل داراييها10 رابطه معکوس دارد.
7. بودجه زماني سال جاري با نسبت سود خالص به حقوق صاحبان سهام11 رابطه معکوس دارد.
8. بودجه زماني سال جاري با نسبت سود خالص به فروش(درآمد)12 رابطه معکوس دارد.
1-8)روش تحقيق: تحقيق مزبور از نوع تحقيقات توصيفي مبتني بر روشهاي همبستگي رگرسيوني و مقايسه اي است.
آزمون فرضيه هاي گروه “الف”: براي آزمون فرضيه شماره يک از آزمون t و براي آزمون فرضيه هاي دوم تا ششم از مدل رگرسيون ساده به شرح زير استفاده مي شود.
(1) ch-budgeted = a0 +a1 variance + ?
(2)ch-budgeted = b0 + b1 under* variance + ?
(3)ch-reported = c0 + c1 variance + ?
(4)ch-reported = d0 + d1 under* variance + ?
(5)ch-reported = e0 + e1 ch-budgeted + ?
متغيرهاي وابسته:
Ch-budgeted : تغييرات در بودجه زماني نسبت به سال گذشته مي باشد كه به صورت زير محاسبه ميشود
[(Budgeted Hourst+1 – Budgeted Hourst)/ Budgeted Hourst]*100 = Ch-budgeted
Ch-reported : تغييرات در ساعات گزارش شده نسبت به سال گذشته مي باشد كه به صورت زير محاسبه مي شود
[(Reported Hourst+1 – Reported Hourst)/ Reported Hourst]*100 = Ch-reported
متغيرهاي مستقل:
Variance : انحراف بودجه زماني سال گذشته مي باشد و به صورت زير محاسبه مي شود.
[(Reported Hourst – Budgeted Hourst)/Budgeted Hourst]*100= Variance
Under* Variance : مقدار under در مورد انحرافات مساعد 1 و در مورد انحرافات نامساعد 0
آزمون فرضيه هاي گروه “ب”: براي آزمون فرضيات از يک مدل رگرسيون ساده و يک مدل رگرسيون چندگانه استفاده مي شود.
مدل شماره6: اين مدل با استفاده از رگرسيون ساده بدست آمده است و براي آزمون فرضيه هاي گروه “ب” به کار مي رود
Yi = ? + ? Xi+?
Yi: بودجه زماني لازم براي شرکت i ام
Xi: هر يک از متغيرهاي مستقل شرکت i ام
? : جزء باقيمانده شرکت i ام
مدل شماره 7: اين مدل با استفاده از رگرسيون چندگانه به دست آمده است و براي آزمون فرضيه هاي گروه دوم به کار مي رود. متغيرهاي lnASSETS و lnSALES معرف اندازه شرکت، SUBS معرف پيچيدگي عمليات شرکت، DEFINV و DEFREC معرف ريسک واحد تجاري و PROFIT MARGIN،
ROE و ROA نيز معرف سودآوري واحد واحد مورد رسيدگي است.
LnHOURS = c0 + c1 lnASSETS + c2 lnSALES + c3 SUBS + c4 DEFINV + c5 DEFREC
+ c6 ROA + c7 ROE + c8 PROFIT MARGIN + ?
LnHOURS: ln ساعات بودجه شده حسابرسي
lnASSETS: ln داراييهاي پايان دوره
lnSALES: ln فروش طي دوره
SUBS: تعداد واحدهاي فرعي پايان دوره
DEFINV: نسبت موجوديها به کل داراييها
DEFREC: نسبت حسابها و اسناد دريافتني به کل داراييها
ROA: نرخ بازده داراييها ( نسبت سود خالص به کل داراييها)
ROE: نرخ بازده سرمايه ( نسبت سود خالص به حقوق صاحبان سهام)
PROFIT MARGIN: نسبت حاشيه سود ( نسبت سود خالص به فروش(درآمد)
? : جزء باقيمانده
1-9)روش جمع آوري داده ها:
داده ها و اطلاعات مورد نياز اين تحقيق به دو طريق جمع آوري خواهد شد:
?- از طريق گزارشهاي سالانه شامل صورتهاي مالي و يادداشتهاي همراه که توسط شرکتها منتشر و از طريق مراجعه به بورس اوراق بهادار تهران قابل دسترسي مي باشد.
?- پرونده هاي حسابرسي شرکتهاي مورد حسابرسي که درآرشيو سازمان حسابرسي موجود مي باشد.
1-10)جامعه آماري:
دراين طرح تحقيقي جامعه آماري شرکتهاي پذيرفته در بورس اوراق بهادار تهران، حسابرسي شده توسط سازمان حسابرسي مي باشد که داراي شرايط زير بوده اند:
?- در طول دوره مطالعه صرفاَ توسط سازمان حسابرسي، حسابرسي شده باشند.
?- در يک سال حسابرسي، بيش از يک سال مالي آنها مورد حسابرسي قرار نگرفته باشد.
3- اطلاعات مورد نياز تحقيق در مورد آنها وجود داشته باشد.
1-11)قلمرو زماني تحقيق:
قلمرو زماني تحقيق اطلاعات ترکيبي دوساله 84-1383 و 85-1384 ميباشد.
1-12)واژه ها واصطلاحات تحقيق:
برنامه ريزي حسابرسي13: تدوين يک طرح کلي و يک طرح تفصيلي براي تعيين نوع و ماهيت، زمان بندي اجرا و حدود روشهاي حسابرسي مربوط به هر حسابرسي. (استانداردهاي حسابرسي، 1386)
بودجه زماني14: پيش بيني زمان مورد نياز براي انجام عمليات حسابرسي ( مهراني و نعيمي، 1379)
انحراف بودجه زماني15: تفاوت بين ساعات بودجه شده حسابرسي و ساعات كاركرد گزارش شده حسابرسي (bedard et al, 2007)
انحراف مساعد بودجه زماني16 : ساعات واقعي پروژه هاي حسابرسي کمتر از زمان بودجه شده مي باشد.
(bedard et al, 2007)
انحراف نامساعد بودجه زماني17 : ساعات واقعي پروژه هاي حسابرسي بيش از زمان بودجه شده مي باشد.
(bedard et al, 2007)
فشار بودجه زماني18: (مهراني، 1379)
زمان مورد نياز براي انجام عمليات حسابرسي بيش از زمان پيش بيني شده در بودجه بوده و حسابرس ملزم به انجام كار در زمان تعيين شده مي باشد.
1-13)ساختار تحقيق:
چارچوب فصلهاي مختلف پايان نامه به شرح زير مي باشد:
فصل اول : کليات تحقيق:
در فصل اول اين تحقيق مقدمه اي مختصري در مورد بودجه هاي زماني حسابرسي، کيفيت حسابرسي، بيان مسئله تحقيق، اهميت و ضرورت تحقيق، اهداف تحقيق و فرضيات آن ارائه شده است، همچنين واژگان اختصاصي تحقيق نيز تعريف شده است.
فصل دوم: مفاهيم بنيادي و پيشينه تحقيق:
در فصل دوم مفاهيم بنيادي و مباحث تئوريک که ارتباط مستقيم يا غير مستقيم با اين تحقيق دارند مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. همچنين به تحقيقات مشابه انجام شده در داخل و خارج پرداخته شده است.
فصل سوم: روش اجرايي تحقيق:
در فصل سوم اين تحقيق اهم روشهاي انجام تحقيق، مدلهاي آماري مورد استفاده در آزمون فرضيات، روشهاي گردآوري اطلاعات و نحوه تجزيه وتحليل و محاسبات مورد بحث قرار گرفته است.

فصل چهارم: آزمون فرضيه هاي تحقيق:
در فصل چهارم اين تحقيق داده هاي گردآوري شده با استفاده از روشهاي آماري مناسب مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است و اطلاعات مورد نياز استخراج شده ومبناي رد يا قبول فرضيه هاي تحقيق بيان شده است.
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات:
در فصل پنجم اين تحقيق خلاصه تحقيق، روند اجرايي آن، اطلاعات به دست آمده و يافته هاي تحقيق عنوان شده است و همچنين تفسير نتايج به دست آمده از تحقيق، پيشنهاداتي براي بهبود وضعيت موجود با استفاده از يافته هاي تحقيق و نيز پيشنهاداتي براي تحقيقات آتي ارائه گرديده تا زمينه اي براي مطالعات آتي فراهم سازد. ودر پايان منابع و مأُخذ و ضمايم عنوان شده است.
فصل دوم
* ماهيت حسابرسي
* انواع حسابرسي
* مراحل اجرايي حسابرسي
* پذيرش کار حسابرسي
* برنامه ريزي حسابرسي
* بودجه
* بودجه زماني
* کنترل بودجه اي و تجزيه و تحليل انحرافات

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

* تئوري وابستگي در كنترل مديريت
* تئوري تغييرات تدريجي بودجه
* مفاهيم انحراف بودجه اي و تئوري تغييرات تدريجي بودجه
* بررسي پيشينه تحقيق
2-1)ماهيت حسابرسي : نقش اصلي حسابداري تهيه اطلاعات اقتصادي براي تصميم گيري مفيد اقتصادي است . در جهت دستيابي به اين هدف ضروري است كه شخص ثالثي غير از تهيه كننده اطلاعات حسابداري ، قابليت اعتماد اين اطلاعات را گواهي نمايد . اين تفكر نقطه آغاز تبيين ماهيت حسابرسي ، دامنه آن و موضوعات قابل حسابرسي است . حسابرسي جزوي لاينفك از فرايند گزارشگري اطلاعات است ، بنابراين رابطه عميقي با با شناسايي و اندازه گيري اطلاعات اقتصادي دارد . رشد فزاينده و پيچيدگيهاي جامعه نياز به اطلاعات اقتصادي مربوط ، سيستمهاي اطلاعاتي و همچنين فرايندهاي مولد اطلاعات را توجيه مي كند و همچنين نياز به حسابرسي را به عنوان بخشي از گزارشگري گسترش مي دهد . در شرايطي انتفاع بخشهاي مختلف جامعه از خدمات حسابرسي به حداكثر خواهد رسيد كه با تلاش همه جانبه نقش حسابرسي در جامعه به روشني مشخص شود و روشن كردن اين نقش خود نياز به درك ماهيت حسابرسي و محدوديتهاي ذاتي آن دارد. (مجتهدزاده، 1378)
2-1-1)تعريف حسابرسي : ” حسابرسي عبارت است از فرايند سيستماتيك19 كسب و ارزيابي بي طرفانه شواهد وادعاهاي20 مربوط به رويدادها و فعاليتهاي اقتصادي به منظور تعيين ميزان ارتباط بين اين ادعاها و معيارهاي مربوط و گزارش نتايج آن به استفاده كنندگان.” (نيکخواه آزاد، 1377)
اين تعريف حسابرسي جامع و بسيط است . يعني ضمن انتقال پيام اصلي حسابرسي (فرايند آزموني ) در برگيرنده انواع مختلف حسابرسي براي مقاصد متنوع مي باشد . اغلب واژه حسابرسي با عباراتي توصيفي كه بيانگر نوع حسابرسي ، موضوع حسابرسي ويا هر دو مي باشد همراه است . مواردي مانند حسابرسي مالي ، حسابرسي سيستمهاي اطلاعاتي ، حسابرسي مديريت ، حسابرسي عملياتي ، حسابرسي عملكرد و حسابرسي رعايت نماينده انواع مختلف حسابرسي هستند و تعريف فوق دربرگيرنده همه آنهاست. (نيکخواه آزاد، 1377)
عبارت فرايند منظم و سيستماتيك نشانگر برنامه ريزي حسابرسي براي جمع آوري و ارزيابي شواهد است . همچنين به اين معني است كه حسابرسي حداقل در قسمتهايي از فرايند خود بر مبناي روشهاي علمي انجام مي شود.(نيکخواه آزاد، 1377)
جمع آوري و ارزيابي بيطرفانه شواهد شالوده حسابرسي است و در تمامي انواع مختلف حسابرسي به چشم مي خورد . اگرچه نوع و ماهيت شواهد و معيارهاي ارزيابي براي پروژه هاي مختلف حسابرسي معمولاً متفاوت است ، اما تمامي حسابرسي ها اعم از مالي ، عملكرد مديريت ، عملياتي و ….. بر محور جمع آوري و ارزيابي شواهد متمركزند. (نيکخواه آزاد، 1377)
موضوع مورد رسيدگي از يك سري ادعاهاي مربوط به فعاليتها و وقايع اقتصادي تشكيل شده است . اين ادعاها كه صراحتاً يا تلويحاً عنوان مي شوند در چارچوب تعريف حسابداري قرار مي گيرند و ” اطلاعات اقتصادي ” ناميده ميشوند . لفظ اقتصادي نيز نمايانگر هر گونه شرايطي است كه منجر به تصميم گيري در مورد استفاده از منابع محدود مي گردد. (نيکخواه آزاد، 1377)
2-2)انواع حسابرسي:
2-2-1)دليل ارجاع كار:
1)حسابرسي الزامي: بدان معني كه هر يك از واحدهاي اقتصادي، اشخاص ذي نفع، مطابق قوانين موجود ويا به وسيله يكي از مراجع رسمي ملزم به انجام حسابرسي مي باشند.( ولو اينكه خود مايل به انتخاب آن نباشند) به عنوان مثال در شركتهاي سهامي عام مطابق مقررات بورس اوراق بهادار تهران سهامداران در مجامع عمومي عادي سالانه ملزم به انتخاب حسابرس مي باشند و يا كليه شركتهاي سهامي عام و خاص مطابق مقررات قانون تجارت ايران، سهامداران ملزم به تعيين بازرس قانوني مي باشند. (گلستاني،1385)
2)حسابرسي اختياري: در چنين حالتي الزام قانوني يا الزام مراجع رسمي دليل وجود حسابرسي نيست ، آنچه كه منجر به انجام چنين حسابرسي مي شود ، نقش و اهميت حسابرسي از نگاه مالكان واحد اقتصادي است كه ضرورت ارزيابي عملكرد مديران را از طريق حسابرسي را مي طلبد. حسابرسي شركتهاي سهامي خاص نوعي از اين حسابرسي است كه علي رغم عدم وجود الزام قانوني ، در جهت ارزيابي عملكرد مديران انجام مي شود. (گلستاني،1385)
2-2-2) ماهيت رسيدگي :
1)رسيدگي سيستمي (اثباتي): عبارت از رسيدگي به سيستمها و كنترل هاي مستقر در واحد اقتصادي به منظور:
1- كشف موارد عدم كنترلها
2- كشف موارد عدم اجراي صحيح كنترل ها
3- نقاط قوت سيستم
2)رسيدگي ويژه (موردي): در مواردي ممكن است رسيدگي و اظهارنظر حسابرس تنها در يك مورد خاص باشد. به عنوان مثال رسيدگي به صورتهاي مالي يك واحد اقتصادي به منظور تعيين ارزش ويژه آن كه در چنين حالتي ماهيت رسيدگي حسابرس متفاوت با رسيدگي هاي اثباتي يا بررسي سيستم مي باشد و محدود به رسيدگي و اظهارنظر نسبت به مورد خواسته شده مي باشد و نه كل صورتهاي مالي. (گلستاني،1385)
3)رسيدگي اثباتي: عبارت از رسيدگي به تك تك اقلام مندرج در صورتهاي مالي و اثبات صحت و سقم آنها به منظور ارائه اظهارنظر در مورد صورتهاي مالي. (گلستاني،1385)
2-2-3)زمان انجام كار :
1)حسابرسي ضمني: نظر به اينكه ممكن است ارائه گزارش حسابرسي بعد از پايان سال مالي داراي محدوديتهاي زماني باشد، حسابرسان ترجيح مي دهند در موارد لازم قسمتي از كارهاي ممكن را قبل از پايان سال مالي يا به عبارتي ديگر ضمن سال مالي انجام دهند كه در اين حالت حسابرسي را حسابرسي ضمني( ميانه) مي نامند. با توجه به ماهيت رسيدگي هاي قابل انجام در ضمن سال، معمولاً عمليات مربوط به بررسي سيستم در اين زمان انجام مي پذيرد. (گلستاني،1385)
2)حسابرسي نهايي: عبارت است از رسيدگي به صورتهاي مالي نهايي يك دوره مالي پس از تكميل و نهايي شدن آنها. معمولاً چنين رسيدگي پس از پايان سال مالي انجام گرفته و محدود به انجام رسيدگي هاي اثباتي در مورد اقلام مندرج در صورتهاي مالي مي باشد. (گلستاني،1385)
3)حسابرسي مداوم (مستمر): در برخي موارد به علت ماهيت خاص كار و يا حجم زياد عمليات، حسابرس ترجيح مي دهد به طور مداوم در ضمن سال مالي در شركت حضور يافته و به عنوان مثال در پايان هر ماه عمليات مربوطه را مورد رسيدگي قرار دهد تا در پايان سال بتواند به جمع بندي نتايج حاصله، نسبت به صورتهاي مالي اظهارنظر نمايد. در چنين حالتي كه حسابرس در طي سال مالي حضور مداوم در محل واحد اقتصادي دارد، حسابرسي را مداوم مي نامند. (گلستاني،1385)
2-2-4)جايگاه سازماني:
1)حسابرسي داخلي: در اغلب مؤسسات بزرگ، وجود اطلاعات قابل اطمينان و اثربخشي و كارايي عملياتي بخشهاي سازماني براي مديران واحد انتفاعي نقش حياتي دارد. مديران واحد انتفاعي براي اداره سازمان و اجراي عمليات به صورت كارا و اثربخش، به استقرار حسابرسي داخلي اقدام نموده اند. حسابرسي داخلي معمولاً زير نظر كميته حسابرسي هيأت مديره به فعاليت مي پردازد. حدود وظايف و اختيارات واستقلال و نحوه گزارش دهي اين حسابرسان درايران معمولاً به وسيله امور اداري تعيين مي شود.
2) حسابرسي مستقل: بررسي دفاتر و مدارك پشتوانه صورتهاي مالي و ساير مستندات به منظور اظهارنظر در مورد مطابقت صورتهاي مالي واحد مورد رسيدگي با اصول پذيرفته شده حسابداري.
2-2-5)هدف رسيدگي :
1)حسابرسي رعايت: اجراي حسابرسي رعايت به وجود اطلاعات قابل اثبات، و ضابطه يا استاندارد شناخته شده اي بستگي دارد كه توسط مقامات مجاز مقرر شده باشد. نمونه شناخته شده اي از اين نوع حسابرسي، رسيدگي اظهارنامه هاي مالياتي توسط مميزان اداره دارايي است كه خود نوعي حسابرسي به شمار مي آيد. اين حسابرسي به منظور تعيين مطابقت داشتن يا نداشتن اظهارنامه مالياتي با قوانين مالياتي و مقررات اداره دارايي انجام مي شود. يافته هاي مميزان دارايي از طريق برگ تشخيص ماليات به پرداخت كننده ماليات منتقل مي شود.
مثال ديگري از حسابرسي رعايت، رسيدگي بانكها توسط بازرسان اداره بازرسي كل در بانكهاي ايراني مي باشد. اين حسابرسي ها كه متفاوت از حسابرسي داخلي و رسيدگي حسابرسان مستقل است، رعايت قوانين و مقررات بانكي و رعايت استانداردهاي متداول بانكداري، از جمله دستورالعملها و بخشنامه هاي سازمانهاي ناظر سيستم بانكي را مي سنجد. (ارباب سليماني، 1385)
ارتباط بين حسابرسي مستقل و حسابرسي رعايت به دو طريق امكان پذير است.
اول: حسابرسي رعايت به عنوان جزء لاينفك حسابرسي صورتهاي مالي: كه در اين صورت حسابرس مستقل، ضمن حسابرسي صورتهاي مالي به حسابرسي رعايت نيز مي پردازد نمونه اي از اين نوع حسابرسي، بررسي اجراي مفاد قرارداد وام بلندمدت شركت مي باشد كه در صورت عدم رعايت مفاد قرارداد، تبديل به وام عندالمطالبه مي شود.
دوم: حسابرسي رعايت به عنوان پروژه مستقل : در اين صورت حسابرسي رعايت يك پروژه جداگانه بوده و ارتباطي با حسابرسي صورتهاي مالي ندارد به طور مثال مي توان به بررسي رعايت قوانين استخدام نيروي انساني در دستگاههاي دولتي اشاره كرد .


دیدگاهتان را بنویسید