4-1. ارتفاع بوته57
4-2. علوفه تر و خشک مخلوط پايان رشد رويشي65
4-3. عملکرد بيولوژيک71
4-4. غلاف و سنبله در بوته81
4-5. وزن هزار دانه93
4-6. عملکرد دانه100
4-7. شاخص برداشت 107
4-8 . نسبت برابري زمين115
4-9. ضرايب همبستگي124
فصل پنجم : نتيجه‌گيري و پيشنهادات
نتيجه‌گيري کلي 131
پيشنهادات 133
پيوست‌ها
منابع و مأخذ
فهرست منابع فارسي
فهرست منابع غيرفارسي
چكيده انگليسي
فهرست جدول‌ها
عنوانصفحه1-1. جدول: كشورهاي توليدكننده‌ي جو در جهان 8
1-2. جدول: آمار توليد نخود و جو در استان لرستان 10
3-1. جدول: مشخصات فيزيکي و شيميايي خاک مزرعه آزمايش47
فهرست نمودارها
عنوانصفحهنمودار 3-1: ميزان بارندگي60
نمودار 4-1: ارتفاع بوته نخود60
نمودار 4-2: ارتفاع بوته جو 64
نمودار 4-3: وزن تر علوفه کل 67
نمودار 4-4: وزن خشک علوفه کل70
نمودار 4-5: عملکرد بيولوژيک نخود73
نمودار 4-6: عملکرد بيولوژيک جو 77
نمودار 4-7: عملکرد بيولوژيک کل80
نمودار 4-8: تعداد کل غلاف نخود83
نمودار 4-9: تعداد سنبله در بوته جو 86
نمودار 4-10: تعداد غلاف پر نخود89
نمودار 4-11: تعداد دانه در سنبله92
نمودار 4-12: وزن هزار دانه نخود 95
نمودار4-13: وزن هزار دانه جو99
نمودار4-14: عملکرد دانه نخود 102
نمودار 4-15: عملکرد دانه جو 106
نمودار4-16: شاخص برداشت نخود110
نمودار4-17: شاخص برداشت جو114
نمودار4-18: نسبت برابري زمين نخود117
نمودار 4-19: نسبت برابري زمين جو120
نمودار 4-20: نسبت برابري زمين کل123
فهرست شكل‌ها
عنوانصفحه3-1. شكل: نقشه طرح آزمايشي 49
3-2. شكل: نمايي از هر کرت آزمايشي50
فصل اول :
كليــات
1-1 مقدمه:
امروزه بسياري از کشورها در مناطق آسيايي، آفريقايي و آمريکاي جنوبي با کمبود مواد غذايي مواجه مي باشند. بعضي کشورها در راستاي تامين امنيت غذايي تاکيد بر نيل به خودکفايي با خوداتکايي خصوصا در زمينه محصولات اصلي دارند و بعضي از کشورها با واردات مواد غذايي تلاش بر تامين امنيت غذايي خود دارند. به طور کلي امنيت غذايي به معناي فعليت يافتن چهار اصل مهم زيراست:
1- فراهم بودن غذا : يعني هر کشوري بايد قادر باشد غذاي کافي براي جمعيت موجود و در حال رشد خود تامين نمايد.
2- ثبات و پايداري غذا : يعني اينکه غذاي فراهم شده بطور مداوم تهيه گردد.
3- قابل دسترس بودن غذا : يعني اينکه غذاي فراهم شده در هر زماني و در هر مکاني در بازار وجود داشته باشد و مردم از نظر اقتصادي و فيزيکي قادر به تهيه آن باشند.
4- سلامت غذا : يعني غذا به طور سالم و بهداشتي تهيه و در اختيار مردم قرار گيرد (کمالزاده ، 1382).
جمعيت جهان از سه ميليارد نفر در سال 1960 به شش ميليارد نفر در سال 2000 افزايش يافته و در حال حاضر نيز سالانه 90 ميليون نفر به جمعيت کره زمين افزوده مي شود. در آسيا نسبت اراضي کشاورزي به جمعيت در مقايسه با چهل سال قبل به نصف کاهش يافته است. در حال حاضر در کشورهاي توسعه يافته به کيفيت مواد غذايي اهميت بيشتري داده مي شود زيرا مصرف بيش از حد کودهاي ازته در کشت سبزي و صيفي منجر به تجمع نيترات در محصول شده و يا در گوشت مواد هورموني و آنتي بيوتيکي براي سلامتي انسان مضر تشخيص داده شده است (سماوات ، 1382).
بيش از دو سوم جمعيت جهان در كشورهاي در حال توسعه زندگي مي‌كنند و متجاوز از 50 درصد اين جمعيت فقر غذايي دارند. كشاورزي، مواد غذايي را به صورت مستقيم از طريق فرآورده‌هاي گياهي كه شامل 80 درصد است يا به صورت غير مستقيم از طريق فرآورده‌هاي دامي كه شامل 20 درصد است در اختيار انسان قرار مي‌دهد. آن چه علم كشاورزي بخصوص زراعت عهده‌دار آن است عبارت از توليد محصول زيادتر و با كيفيت بهتر كه بتواند جواب‌گوي ازدياد جمعيت باشد (نور محمدي و همكاران، 1376).
يكي از راههايي كه براي افزايش توليد محصولات كشاورزي پيشنهاد شده افزايش عملكرد در واحد سطح است. بنابراين تغيير تراكم بوته و نحوه توزيع گياهان در واحد سطح مي‌تواند در عملكرد موثر باشد (براري ، 1375).
تراكم نامناسب گياهي مي‌تواند رطوبت خاك را در اوايل فصل رشد تخليه و موجب مواجه شدن گياهان با تنش خشكي در دوران رشد زايشي شود. به همين دليل استفاده از گونه گياهي مناسب و شناخت تراكم مطلوب گياهان و ارقام سازگار با اين مناطق از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار مي‌باشند. ميزان سازگاري و پايداري عملكرد گياهان زراعي به شرايط محيطي متفاوت است و به ارقامي سازگار اطلاق مي‌شود كه در طيف وسيعي از شرايط محيطي، توان ژنتيكي عملكرد بالا و پايداري از خود نشان مي‌دهد (كانوني و همكاران ، 1379).
1-2 اهداف تحقيق
در دنياي جديد روند کشت و کار محصولات زراعي بتدريج از اصول اکولوژيک خارج شده و به سمت ديدگاه هاي اقتصادي پيش مي رود که اين امر منجر به تخريب منابع طبيعي و کاهش کارآيي انرژي مي شود (عباسي ، 1383). استفاده نا کافي و غير متعادل از کودهاي شيميايي در آسيا سبب شده که برخي از مواد غذايي اراضي کشاورزي تخليه گردد و اين عامل سبب کاهش توان توليد و حاصلخيزي خاک شده است. بطوريکه بين سالهاي 1945 الي 1990 تخليه عناصر غذايي از خاک سبب گرديده 6/4 ميليون هکتار از اراضي کشاورزي به ميزان کم و 9 ميليون هکتار به ميزان متوسط و يک ميليون هکتار از اراضي شديدا تخريب گردد. با رشد جمعيت شهري عناصر غذايي به ميزان بيشتري از چرخه طبيعت خارج مي شود ، بطوريکه در مقياس جهاني حدود 175 ميليون تن N+P+K سالانه از خاک توسط محصول خارج مي گردد. اگر جمعيت شهر نشيني 5/47 درصد باشد در اين حالت 83 ميليون تن N P K از چرخه غذايي خارج مي گردد. در سال هاي اخير در ايران توجه زيادي به مصرف متعادل کودهاي شيميايي شده است (ملکوتي ، 1382). کشاورزي پايدار يک روش توليد مواد غذايي است که از نظر محيطي ، اقتصادي و اجتماعي از ثبات کلي برخوردار است. در چنين سيستمي به انسان و فعاليت هاي کشاورزي او به عنوان اجزا و اعمالي از يک اکوسيستم طبيعي و يا يک اکوسيستمي که به موازات اکوسيستم طبيعي عمل مي کند، مورد توجه قرار مي گيرد (بياباني ، 1378).
1-3 بيان مسئله
کشور ايران در حاليکه مساحتي حدود 165 ميليون هکتار دارد ولي برابر اعلام وزارت جهاد کشاورزي 114 ميليون هکتار آن براي کشاورزي مناسب نبوده و مساحتي حدود 51 ميليون هکتار قابل کشت و زرع مناسب براي کشاورزي مي باشد. از اين مقدار حدود 19 ميليون هکتار در حال حاضر به صورت آبي و ديم کشت مي شود و کل سطح زير کشت ساليانه آبي حدود 25/5 ميليون هکتار و کل اراضي که زير کشت آبي و ديم مي رود بصورت ساليانه و دائمي 14 ميليون هکتار و بقيه آيش مي باشد (12 ميليون هکتار زير کشت محصولات سالانه و 2 ميليون زير کشت محصولات دائمي است). سطح کشت ديم در ايران بين 10 تا 12 ميليون هکتار برآورد شده که ساليانه حدود نصف آن کشت و بقيه به مدت يک تا سه سال آيش گذاشته مي شود. توليدات کشاورزي ما بسيار کمتر از احتياجات ماست و براي توليد بيشتر آب کنترل شده کافي نداريم البته بايد با بالابردن دانش کشاورزي و اعمال مديريت صحيح افزايش توليد در واحد سطح داشته باشيم (رستگار ، 1378).
1-3-1گياه جو و اهميت آن

نام علمي جو Hordeum vulgare l. – انگليسي Barley . سطح زير کشت جو در دنيا در سال 1972 معادل 85 ميليون هکتار بوده که به علت افزايش مصرف در صنعت و دامداري بويژه در کشورهاي اروپايي افزايش يافته است. توليد متوسط جو از هر هکتار، طي سالهاي 1968 تا 1970 در دنيا، برابر 7/1 تن و در کشورهاي اروپايي توليد متوسط آن 7/2 تن بوده است. در حال حاضر کشورهاي ايرلند و دانمارک با 4 تن و کشور فرانسه و انگلستان با حد متوسط 5 تن در هکتار بيشترين رقم توليد از هر هکتار را دارا مي باشند. زراعت جو در اکثر کشورهاي توليد کننده آن سابقه بسيار طولاني دارد و از زمانهاي خيلي گذشته دانه آن علاوه بر آن که در تغذيه انسان مورد مصرف داشته، در قناديها نيز از آن استفاده مي شده و از مالت آن نيز در صنعت و داروسازي استفاده به عمل مي آمده و در کارخانجات نشاسته سازي نيز استفاده مي شده است. در حال حاضر در اغلب کشورها از آن نوشابه بدست آورده و نيز در پرورش حيوانات بويژه در تغذيه گاوهاي شيري و گوساله هاي پرواري و حتي پرندگان نيز به مقدار زياد به کار مي رود. اين گياه داراي مقادير زيادي ويتامين بخصوص از نوع , بوده که علاوه بر آن از نظر مواد معدني مانند کلسيم، فسفر، مس، سديم، منگنز، منيزيم و کبالت غني مي باشد. کاه آن نيز در غذاي حيوانات و تهيه بستر آنها بکار رفته و حتي علوفه سبز آن نيز غذاي مناسبي براي دام ها مي باشد. از ساقه آن نيز در کاغذ سازي استفاده مي شود. سطح زير کشت جو ايران در سال زراعي73-74 در کشت آبي و ديم معادل 1751574 هکتار بوده که 1085775 هکتار ديم و 665799 هکتار آبي بوده، که سهم استان لرستان در مجموع 134690 هکتار شامل 124044هکتار کشت ديم و 10626 هکتار کشت آبي مي باشد. ميزان توليد جو در کشور در همان سال زراعي2952265 تن بوده که از اين مقدار در استان لرستان 214002 تن شامل 189972 تن کشت ديم و 24030تن کشت آبي جو توليد شده است (ناصر خدابنده ، 1382). جو در مقايسه با گندم مقاومت بيشتري به خشکي و بيماريها دارد و شرايط نا مساعد، عملکرد آن بيشتر از گندم است. چون قيمت آن در بازار از گندم کمتر است، به همين دليل اغلب در مناطقي که از نظر بارندگي و نوع خاک براي گندم مناسب نيست، جو کشت مي کنند. حداقل بارندگي مورد نياز جو 200-250 ميليمتر است. دانه جو براي جوانه زدن به رطوبت کمتري نسبت به دانه گندم دارد و در مواردي که بذر در شرايط نا مساعد خشک شده و رطوبت مجددا تامين شده باشد، رشد خود را زودتر از سر مي گيرد (کوچکي ، 1383).
جو از قديمي‌ترين گياهاني است كه در ايران مورد كشت و توليد بوده است. به نظر مي‌رسد كه جو در منطقه‌اي شامل كوههاي زاگرس در ايران به طرف آناتولي، فلسطين و آفريقا منشأ يافته باشد. اهميت اصلي جو در ايران به علت نقش آن در تغذيه دام مي‌باشد. بر اين اساس جو در مرتبه دوم بعد از گندم ( از نظر سطح زير كشت و توليد) در بين محصولات كشاورزي كشور قرار دارد (خواجه پور ، 1384).
جو يكي از مهمترين غلات در سطح جهان است و به علت مقاومتش در مقابل ناسازگاري‌هاي محيطي و نيز به دليل نياز رطوبت و تطابق با محيط كشت در بسياري از نقاط جهان كشت مي‌شود (بهنيا ، 1373).
امروزه حدود 91 ميليون هكتار از اراضي مناطق معتدل جهان به صورت بهار و پاييزه به كشت اين محصول اختصاص دارد. اگرچه خواستگاه اصلي اين گياه دقيقاً مشخص نيست ولي بسياري آن را بومي ناحيه‌اي در آسيا بين تركيه و ايران مي‌دانند (بهروزين ، 1380).
در ايران جو در سطحي معادل 5/1 ميليون هكتار در شرايط آبي و ديم كشت مي‌شود. از اين مقدار 60 درصد به اراضي ديم اختصاص دارد و ميزان توليد آن در شرايط ديم مطابق گزارش وزارت كشاورزي 9/0 تن در هكتار (انصاري ملكي 1380).در بين غلات بهاره جو مي‌تواند ماده خشك زياد و درصد ماده خشك قابل هضم بالايي را در مناطق سازگار توليد كند و ميزان بذر مصرفي براي كاشت به منظور توليد علوفه 134 كيلوگرم در هكتار است (راشد محصل و همكاران 1376).
عمده كشورهاي توليد كننده جو در جهان در جدول 1-1 شرح داده شده است و اين آمار متعلق به سال 2005 مي‌باشد (رستگار 1384).
جدول 1-1 كشوهاي توليد كننده جو در جهان
رديفكشورMenge
cintsd.Tرديف
كشورMenge
cintsd.T1
2
3
4
5
6
7روسيه
كانادا
المان
فرانسه
اوكراين
تركيه
استراليا773/15
132/12
722/11
357/10
000/9
000/9
640/68
9
10
11
12
13
14
پادشاهي عربستان
ايالات متحده‌آمريكا
اسپانيا
چين
ايران
جمهوري چك
جهان545/5
620/4
448/4
350/3
900/2
280/2
44/139

در ايران بعد از گندم، جو از نظر سطح زير كشت، در رتبة دوم قراردارد و علت آن هم نياز آبي كم و مقاومت بسيار خوب در سرما و مقاومت در برابر شوري است. در سال 2007 بيش از 5/3 ميليون تن جو در ايران توليد شده بود. حجم ذخاير جوي ايران نيز بدون تغيير در حدود 100 هزار تن باقي مي‌ماند اما توليد جهاني جو از 135 ميليون تن به 147 ميليون تن افزايش يافت (روزنامه كارگزاران 1387).
1-3-2 گياه نخود و اهميت آن
نام علمي نخود Cicer arietinum l. – انگليسي Chickpea . سطح زير کشت نخود در دنيا طبق آمار سال 1985 سازمان F.A.O سطح زير کشت آن حدود 11 ميليون هکتار است. سطح زير کشت نخود برابر نشريه سال 1354 مرکز آمار ايران حدود 50 هزار هکتار آبي و 200 هزار هکتار ديم است. ميزان عملکرد نخود در زراعت ديم با توجه به ميزان بارندگي بين 200 تا 1200 کيلوگرم در هکتار است در صورتيکه از ارقام اصلاح شده استفاده شود و اصول و مواظبت هاي زراعي رعايت گردد ميزان محصول افزايش خواهد يافت (رستگار1378). اين گياه نمونه گياه گرمسيري است. 90 درصد از سطح زير کشت جهاني آن در مناطق گرمسير و نيمه گرمسير آسيا، 3 درصد در آمريکا و 2 درصد هم در اروپا قرار گرفته است. متوسط عملکرد جهاني آن در هر هکتار 650 کيلوگرم است و 70 الي 80 درصد سطح زير کشت آن در هندوستان قرار دارد. اين گياه در تغذيه مردم ايران مصرف زيادي دارد. بذرهاي رسيده آنرا بصورت کامل و يا نصف بشکل لپه و يا بصورت آردشده مصرف مي کنند. غلافهاي نارس و برگهاي تازه آنرا به عنوان سبزي مصرف مي کنند. مدت زمان لازم براي پخت آن طولانيتر از ديگر حبوبات است. بذرهاي با رنگ روشن آن بيشتر به مصرف انسان مي رسد و در هندوستان در صنايع شيريني پزي نيز از آن استفاده مي شود. بذرهاي تيره رنگ آن به مصرف حيوانات، خصوصا اسب مي رسد. ساقه و برگ آن نيز در تغذيه دام استفاده مي شود. نخود نيز همچون ديگر حبوبات با زندگي هم زيستي با باکتريها قادر به تثبيت ازت اتمسفر است. نژادهايي از ريزوبيوم که در نخود گره سازي مي کنند R. leguminosarum بسيار اختصاصي بوده و فقط در گونه هاي نخود قادر به توليد گره مي باشند. معمولا 10 الي 12 روز پس از کاشت، گره ها شکل مي گيرند و 15 تا 20 روز پس از کاشت تثبيت ازت شروع مي شود. اساسا طول دوره تثبيت ازت تحت تاثير شرايط محيطي مخصوصا درجه حرارت و رطوبت خاک است.
جدول 1-2 آمار توليد نخود و جو در استان لرستان ( سالنامه آماري 1388)
1-4 فرضيه هاي تحقيق
در بسياري از مناطق جهان، امنيت غذايي بيشتر تابع مزارع کوچک يا باغهاي خانوادگي، و نه نظامهاي کشاورزي بزرگ و کاملا مکانيزه مي باشد . اين مزارع کوچک تنوع بيشتري داشته و تمام برون ده ( Output ) چنين نظامهايي براي تغذيه خانواده ها و نه جوامع به کار مي رود . بنابراين آيا بايد تمامي نظامهاي چند کشتي را براي حصول افزايش عملکرد به چند کشتي تبديل کنيم؟ پاسخ منفي است، زيرا هدف نظامهاي تک کشتي بسيار متفاوت از نظامهاي چند کشتي است. در مناطقي که چند کشتي وجود دارد، مساله امنيت غذايي اهميت بسياري مي يابد . به همين دليل ما نبايد در تغيير اين نظامها بکوشيم، بلکه بايد يک پايه اطلاعات علمي مناسب براي اين بوم نظامهاي کشاورزي تدوين نماييم . با نگاهي به نظامهاي کشاورزي سراسر جهان ، ملاحظه مي شود که دو نوع اصلي نظامهاي کشاورزي کاملا متفاوت از همديگر وجود دارد. مزارع صنعتي عملکرد بسيار زيادي توليد مي کنند. اما نسبت به طغيان آفات و بلاياي محيطي آسيب پذير مي باشند. مزارع معيشتي عملکرد کمتري را توليد مي کنند، اما ثبات بيشتري داشته و نسبت به بلاياي محيطي آسيب پذيري کمتري دارند (کوچکي ، 1380).
جدي ترين خطر يک نظام تک کشتي، حساسيت آن به بيماري ها و بلاياي طبيعي است. اگر تنها يک رقم کشت شود، هنگام وقوع يک فاجعه طبيعي يا شيوع يک آفت مشکلات زيادي گريبانگير نظام کشاورزي خواهد شد. اگر محصول از بين برود، همه چيز از دست رفته است. در اينجا هيچ (( تضمين و پشتوانه اي )) براي جبران عملکرد از طريق محصولات ديگر وجود ندارد. فقدان تنوع در يک بوم نظام کشاورزي بدين معني است که اين نظام توانايي کمتري در مقاومت و رهايي از تنش هاي محيطي دارد. افزايش تنوع، اين امکان را فراهم مي کند که زيستگاه هاي متعددي براي دشمنان طبيعي ايجاد شود ، در نتيجه احتمال اينکه جمعيت آفات باعث بروز مشکلات جدي شوند، کمتر است. در يک نظام تک کشتي، يک آفت قادر است محصول زراعي را در مدت اندکي تخريب کند يا ممکن است براي محافظت آن در مقابل آفات نياز به استفاده از آفت کش هاي گران قيمت باشد. نظام هاي چند کشتي از طريق ايجاد تنوع مي توانند تا حدودي باعث ثبات ذاتي در نظام ها شوند . کشت انواعي از گياهان در يک مزرعه باعث ايجاد زيستگاه هايي متنوع براي دشمنان طبيعي گياهان زراعي مي شود و ضمن اينکه امکان بهره برداري يکنواخت از آشيانه هاي اکولوژيک را فراهم مي نمايند ، به توليدکنندگان محصولات زراعي نيز اجازه مي دهند تا به جاي اينکه در تقابل با طبيعت باشند ، نوعي توالي اکولوژيک را در مزرعه خود ايجاد کنند . علاوه براين نظام هاي چند کشتي نوعي تضمين ( بيمه ) براي کشاورزان به ارمغان مي آورند ، به نحوي که اگر يک گياه زراعي در نتيجه وقوع برخي از تنشهاي محيطي در زمينه توليد ناکام مي ماند، ما بقي گياهان زراعي امکان تامين معاش کشاورز و خانواده وي را فراهم مي آورند. همچنين کاشت انواع متنوع گياهان در مزرعه، به خصوص براي کشاورزان خرده پا که هدف اوليه آنها از کشاورزي تامين معاش خانواده هايشان است، مي تواند جيره غذايي مطلوبي در اختيار آنها قرار دهد (کوچکي ، 1380).
چند کشتي به معني کشت بيش از يک گياه در يک قطعه زمين، در يک سال زراعي است(بساباني، 1378). کشت مخلوط، روياندن دو يا چند گياه زراعي به طور مخلوط است. برعکس سيستم تک کشتي که در آن، تنها يک گياه کاشته مي شود. در کشت مخلوط ممکن است گياهان به طور همزمان و يا در زمان هاي مختلف کاشته شوند. بنابراين کشت دومي را ((زراعت مکمل)) مي نامند. کشت مخلوط در نواحي گرمسيري دنيا رايج است. جايي که نيروي انساني و استفاده از حيوانات بارکش رايج تر از ادوات مکانيزه کشاورزي مي باشد. اين سيستم همچنين امکان افزايش کارايي اکونوميک و بيولوژيک از درجه حرارت، اجراي کشاورزي مکانيزه را نيز فراهم مي کند و مي تواند اثرات مفيد و مهمي بر روي مديريت علف هاي هرز داشته باشد. هرساله بيش از 20درصد علفکش هاي کشاورزي در ايالات متحده براي مصرف در مزارع سويا به کار مي روند و کشت مخلوط سويا با گندم يا جو مي تواند تا حد زيادي احتياج به اين علفکش ها را کاهش دهد در عين حال، محصول زراعي قابل قبول و با ارزش افزوده بالاتري نيز توليد کند (منصوري 1379).
1-4-1 فرضيه ها
1- نسبت هاي اختلاط نخود و جو و تراکم بوته در واحد سطح بر عملکرد جو موثر است .
2- کشت مخلوط نخود و جو روي خصوصيات کمي موثر مي باشد .
1-5 اهميت تحقيق:
1- ارزيابي عملکرد کمي علوفه و دانه درکشت مخلوط جو و نخود
2- ارزيابي تاثير نسبت هاي اختلاط نخود با جو و تراکم بوته در واحد سطح بر عملکرد جو به عنوان گياه اصل و تعيين شاخص هاي سودمندي کشت مخلوط
فصل دوم :
بررسي منابع
2-1 تراكم گياهي:
سرعت رشد گياه در تراكم گياهي بالاتر از سرعت رشد گياه در تراكم بالاست زيرا در تراكم كم تلفات سمي به علت سايه‌اندازي كمتر، بسيار كمتر از تراكم بالاست (سيلسبوري وپريول 1982) اثر تراكم برروي گياهان زراعي به اين شرح است كه دانه و الگوي سيستم ريشه‌اي شديداً تحت تأثير تراكم گياهي واقع مي‌شود و اگر گياهي را به اندازه كافي فاصله‌دار كشت كنيم چون رقابت كمتر مي‌شود شكل سيستم ريشه‌اي دايره‌اي خواهد بود ولي تراكم زياد باعث تداخل ريشه گياهان در يكديگر مي‌شود و با افزايش تراكم رقابت براي جذب نور باعث افزايش ارتفاع و با افزايش ارتفاع خطر ورس را افزايش و در اثر تشديد رقابت ناشي از تراكم زياد مرگ گياه صورت مي‌پذيرد (ملافيلابي ، 1366).
براي استقرار مناسب بوته‌ها در مزرعه بهتر است به جاي مقدار بذر براساس تعداد بذر در واحد سطح عمل شود زيرا كه اندازه بذور در متر مربع به طور شاخص بايستي 25 تا 50 درصد بيشتر از تعداد بوته لازم در واحد سطح باشد تا هر نقصاني را جبران نمايد. براساس مطالعات سازمان تحقيقاتي(2000)HGCA يك رابطه جبراني بين اجزاء محصول و تراكم گياه مشاهده شده است كه نشان مي‌دهد تراكم خوشه به طور معني‌داري با افزايش تراكم گياهي افزايش مي‌يابد تا موقعي سنبلچه‌ها پر شود ميزان خوشه به طور معني‌داري كاهش ميابد(ويلزووفا1987)
تغيير ساختار عملكرد تك بوته به كمك تغيير تراكم يكي از عوامل اصلي در تعيين عملكرد است و تعيين نقش هر يك از عوامل موثر در عملكرد تك بوته در تراكم‌هاي مختلف اهميت زيادي برخوردار است. (قلاوند 1377)
به منظور افزايش راندمان بهره‌برداري از نور خورشيد در مزرعه مي‌توان فاصله بوته‌ها را از هم كاهش داد. اگر شاخص سطح برگ از يك حد مطلوب بيشتر باشد افزايش تراكم گياهي باعث افزايش بيش از اندازه برگ‌هايي مي‌شود كه فتوسنتز آن پايين‌تر از نقطه جبران هستند و اين برگ‌ها به صورت پارازيت درمي‌آيند و در نهايت توليد خالص شده توسط گياه كاهش مي‌يابد. (كوچكي و عليزاده 1365)
يكي از راه‌هايي كه براي افزايش توليد محصولات كشاورزي پيشنهاد شده افزايش عملكرد در واحد سطح است بنابراين تغيير تراكم بوته و نحوه توزيع گياهان در واحد سطح در عملكرد موثر مي‌باشد (براري 1375)
اثر توزيع يكنواخت بوته در واحد سطح بر توزيع مناسب نور دريافتي در درون پوشش گياهي نمايان مي‌شود بنابراين اثر اصلي آرايش كاشت در تراكم گياهي بر محصول عمدتاً به علت تفاوت در چگونگي توزيع انرژي تابشي خورشيد است و افزايش جذب تابش خورشيدي منجر به افزايش عملكرد مي‌شود. (فتحي 1384)
دستيابي به اين هدف با تغيير تراكم بوته و توزيع بوته‌ها در واحد سطح زمين ميسر است (گنجعلي و همكاران 1379) در صورتي كه تراكم مناسب نباشد بذور كاشته شده قادر به استفاده بهينه از شرايط موجود طبيعي به ويژه درجه حرارت و بارش نبوده در نتيجه عملكرد در واحد سطح افت پيدا مي‌كند. (هيين 1978)
تعيين ميزان بذر مورد توجه محققين قرار داشته است و ميزان آن را بين 350-200 دانه در متر مربع گزارش كرده‌اند. (حسيني 1371، محمدي 1378)
لذا دستيابي به تراكم مطلوب بوته، ضمن حفظ عملكرد در سطح بالا به عنوان يك روش كنترل زراعي علف‌هاي هرز، در كاهش مصرف علف‌كش مي‌تواند مورد توجه باشد. بررسي و تعيين روابط اجزاي عملكرد در شناخت جنبه‌هاي مختلف توليد موثر است به نحوي كه برآورد عملكرد دانه به وسيله برآورد اوليه تعداد سنبله در واحد سطح و سپس تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه ممكن مي‌شود(جيمز و روگر1991).
تراكم گياهي به عنوان يك فاكتور اصلي تعيين كنندة درجه و ميزان رقابت بين گياهان شناخته شده است. يافتن تراكم‌هاي مطلوب كه بيشترين عملكرد را در واحد سطح در شرايط محيطي مختلف توليد مي‌كند از اهم فعاليت‌هاي بسياري از تحقيقات بوده است. (هاشمي دزفولي و همكاران 2005)
براي اين كه گياه كارآيي جذب انرژي تابشي بيشتري داشته باشد سطح برگ بايستي طوري باشد كه سطح زمين را كاملاً بپوشاند تا اين انرژي تابشي به طور يكنواخت توزيع گردد. بنابراين براي دستيابي به اين هدف بايستي تراكم بوته و توزيع بوته‌ها برروي سطح خاك مناسب باشد (بلاك و همكاران 2002) گزارش كردند گياهان جهت رفع نيازهاي تغذيه‌اي و رشد به درجه حرارت، تابش خورشيد، رطوبت و حاصلخيزي مناسب خاك نيازمندند، بنابراين براي دستيابي به بالاترين ميزان عملكرد بايد اپتيمم تراكم گياه در واحد سطح مشخص گردد.
بلاك و همكاران( 2002) نيز دريافتند فواصل پهن اثر بيشتري بر تك تك گياهان دارد فواصل پهن در بين گياهان باعث مي‌شود هر گياه به دليل داشتن زمين بيشتر در اطراف خود نور بيشتري دريافت نموده و فعاليت فتوسنتزي خود را بهتر انجام دهد لذا گياهاني كه به هم نزديك‌تر هستند بيشتر رشد مي‌كنند.
محدوديت عواملي از قبيل تابش نور، رطوبت، حاصلخيزي خاك و رقابت علف‌هاي هرز تراكم مطلوب براي توليد حداكثر را كاهش مي‌دهند، منشعب شدن بوته از حساسيت عملكرد نسبت به تراكم بوته مي‌كاهد. آن دسته از گياهاني كه در تراكم بوته بيشتر كشت مي‌گردند نسبت به كاهش فاصله رديف عكس‌العمل كمتري نشان مي‌دهند. در شرايط محيطي نامناسب كاهش فاصله رديف‌ها در غالب گياهان زراعي عملكرد را افزايش نخواهد داد در يك محيط مناسب كه مدت كافي براي رشد رويشي و زايشي وجود دارد (ساكسنا و همكاران 1987)
تراكم بوته مطلوب تراكمي است كه در نتيجه آن، كليه عوامل محيطي (آب و هوا، بذر، خاك) به طور كامل مورد استفاده قرار گرفته و در عين حال رقابت‌هاي درون و برون بوته‌‌اي در حداقل باشند تا حداكثر عملكرد ممكن و با كيفيت مطلوب بدست آيد. از طرف ديگر اين تراكم فضاي كافي را براي عمليات داشت و برداشت فراهم كند، انتخاب تراكم بوته مناسب به عواملي مانند: حجم گياه، قدرت ترميم فضا، رقابت علف‌هاي هرز، فاصله رديف‌هاي كاشت هدف توليد، شرايط خاك و ظرفيت توليدي محيط بستگي دارد. مهمترين عامل گياهي كه در واكنش گياه به تراكم موثر است توانايي و قدرت ترميم و انعطاف‌پذيري آن از طريق شاخه‌هاي بارور است. اگر تراكم بوته خيلي كم باشد از ظرفيت توليد محيط استفاده كامل نمي‌شود و اگر زياد باشد رقابت بين بوته‌ها راندمان كلي گياه زراعي را كاهش مي‌دهد. تراكم بوته مطلوب را مي‌توان با تغيير فاصله رديف‌هاي كاشت و فاصله بوته روي رديف كاشت به دست آورد (فلاح 1381)
افزايش تراكم سبب كاهش حجم بوته شده و با افزايش تراكم از حد مجاز ميزان محصول كاهش مي‌يابد. كه علت آن سه امر رقابت براي آب و مواد غذايي، نور يا تركيبي از آنها است در بين افراد يك گونه با افزايش تراكم گياهي رقابت درون گونه‌اي براي كسب نور، اكسيژن، دي‌اكسيد كربن و منابع خاكي اتفاق افتاده و با افزايش تراكم گياهي ريشه‌هاي بوته‌هاي مجاور براي كسب آب و مواد غذايي موجود در خاك رقابت مي‌كنند، در تراكم گياهي زياد گستردگي ريشه كم و حساسيت آن نسبت به خشكي بيشتر مي‌گردد، از طرفي افزايش تراكم گياهي بيشتر از يك حد باشد موجب افزايش عملكرد نشده (مظاهري و مجنون حسيني 1380)
كاشت محصول بايستي در تراكمي صورت گيرد كه گياه به خوبي سبز شده، استقرار يافته و در هر يك از مراحل رشد فضاي كافي جهت حداكثر استفاده از منابع محيطي را داشته باشد و تا حد امكان با شرايط نامساعد روبه‌رو نشود. به اين ترتيب تعيين تراكم مناسب گياهي مستلزم آگاهي كامل از ويژگي‌هاي فيزيولوژيكي گياه، همچنين ارتباط آن با عوامل محيطي مي‌باشد. حد متعادل تراكم بوته كاهش فواصل رديف كاشت و يا توزيع متعادل بوته در واحد سطح موجب استفاده بهتر از نور، رطوبت و مواد غذايي گرديده و موجب افزايش عملكرد مي‌شود. در غالب گياهان اگر محصول، با تراكم پايين كشت شود از پتانسيل موجود در مزرعه بهره‌برداري به عمل نمي‌آيد. از طرفي افزايش بيش از حد تراكم نيز باعث كاهش عملكرد از طريق افزايش رقابت درون گونه‌اي و نقصان شاخص برداشت مي‌گردد. (سرمدنيا و كوچكي 1372).
نسبت كشت بذر براي غلات و گياهان اختصاصي به سطح توليد، نوع گونه و هدف از كشت جهت استفاده از بذر گياه بستگي دارد در صوت محدود بودن منابع آب نسبت كشت را بايستي كمتر گرفت(كشت و صنعت آلبرتا 2001) .
2-2 تراكم و عملكرد:
اصولاً زارعين براين باورند كه با افزايش تراكم مي‌توان به عملكرد بالاتري دست يافت اما بايد توجه داشت كه در تراكم‌هاي بالاتر از مطلوب، افزايش تعداد بوته‌ها موجب كاهش وزن آنها به حدي مي‌گرد كه افزايش عملكرد خنثي مي‌شود.
انتخاب تراكم مطلوب بوته داراي تأثير موثري بر اجزاي عملكرد گياهي است بنحوي كه از اين طريق مي‌توان عملكرد مناسبي را بدست آورد (پاون و كمبراتو 1995)
دونالد (1954) در تحقيقات خود اعلام مي‌نمايد كه حداكثر عملكرد از جوامع گياهي بدست مي‌آيد كه اجازه نمي‌دهد افراد آن به حداكثر توليد بالقوه برسند. با افزايش تراكم بوته، عملكرد دانه تا حد نهايي خود افزايش يافته و در يك دامنه معين ثابت مي‌ماند و سپس افزايش فشار جمعيت حتي زماني هم كه رطوبت و مواد غذايي عامل محدود كننده نيستند، عملكرد دانه به سرعت كاهش مي‌يابد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

(هاليدي 1960 ) عملكرد دانه غلات در انگلستان را مورد بررسي قرار داده و اعلام كرد كه اگر عملكرد دانه مورد نظر باشد براي آن تراكم مناسبي وجود دارد كه فراتر از آن به علت تراكم زياد بوته مواد فتوسنتزي به جاي رشد دانه، بيشتر صرف رشد رويشي يا تنفس گياه مي‌شود. تابش خورشيدي رطوبت و حاصلخيزي خاك از عمده عوامل محيطي هستند كه بر تراكم مطلوب بوته جهت عملكرد اثر مي‌گذارد اگر تراكم خيلي كم باشد از تمام توليد بالقوه كاملاً استفاده نمي‌شود و اگر خيلي زياد باشد، رقابت زياده از حد گياهان به ويژه به علت تنش شديد رطوبت، راندمان كل محصول را كاهش مي‌دهد.
(دونالد 1954) طي شش بررسي مشاهده خود كه حداكثر عملكرد دانه تقريباً در تراكمي كه منحني عملكرد بيولوژيكي (ماده خشك) ثابت مي‌شود اتفاق مي‌افتد.
سنجري و پيرايوانلو (1375) در آزمايشي به عنوان بررسي تعيين تراكم مناسب در شرايط ديم كه در آن پنج تراكم (150، 200، 250، 300، 350 بوته در متر مربع) بود نتيجه گرفتند كه اختلاف بين ارقام و تراكم‌هاي مختلف بوته از نظر عملكرد دانه و نيز اثر متقابل تراكم و رقم برروي عملكرد دانه معني‌دار نبود.
هاکل وبيکر( 1989) كه سه رقم گندم بهاره را در شرايط آب و هوايي نيمه خشك در تراكم بوته 40، 80، 160، 320، 640 بوته در متر مربع مورد آزمايش قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند كه عملكرد دانه تا سطح 640 بوته در متر مربع در سال 1984 و تا 320 بوته در سال 1985 افزايش يافت.
احمد و همكاران (1988) با بررسي تراكم‌هاي دانه بر عملكرد دانه جو و اجزاي آن دريافتند تراكم‌هاي متوسط دانه (35×5/17 كيلوگرم در هكتار) موجب دستيابي به عملكرد بالاتر مي‌گردد.
بلاك و همكاران (2002) گزارش دادند تأثير تراكم بر عملكرد و اجزاي آن در ژنوتيپ‌هاي گوناگون متفاوت است و بين تراكم كاشت و واريته‌ها واكنش معني‌داري وجود دارد بنابراين اگر تراكم كاشت تغيير كند عملكرد واريته‌ها تغيير خواهد كرد.


دیدگاهتان را بنویسید