2-2- ضايعات پس از برداشت محصولات کشاورزي17
2-2-1- علل اصلي توجه به فيزيولوژي پس از برداشت17
2-3- نقش کلسيم درگياه18
2-3-1- نقش کلسيم در پايداري ديواره سلول18
2-3-2- نقش کلسيم در رشد سلول20
2-3-3- نقش کلسيم در پايداري غشا و تنظيم آنزيم21
2-3-4-محل مصرف کلسيم و اثر آن در رشد و ترکيب گياه22
2-3-5- نقش کلسيم در ماندگاري ميوه24
2-4- نقش جيبرلينها در گياه24
2-4-1- جيبرلين24
2-4-2- اثرات فيزيولوژيک جيبرلينها25
2-4-3-1-نقش جيبرلين در طويل شدن سلولها26
2-4-3-2- نقش جيبرلين در گلدهي26
2-4-3-3- نقش جيبرلين در پارتنوکارپي26
2-4-3-4- نقش جيبرلين در طويل شدن ريشه26
2-4-3-5- نقش جيبرلين در رشد برگ26
2-4-3-6- نقش جيبرلين در سبزکردن بذور26
2-4-3-7- نقش جيبرلين در عملکرد گياه27
2-4-3-8- نقش جيبرلين در بزرگي و درشتي ميوه27
2-4-3-9- نقش جيبرلين درکيفيت ميوه27
2-4-3-10- نقش جيبرلين در به عقب انداختن رسيدن ميوهها27
2-4-3-11- نقش جيبرلين در دير برداشت کردن ميوهها28
2-4-3-12- نقش جيبرلين در پا بلند کردن گياهان پاکوتاه28
2-5- چيتوزان و نقش آن در پس از برداشت28
2-6- پوشش سلوفان30
2-7- مشکلات قبل و پس از برداشت فلفل دلمهاي30
فصل سوم32
مواد و روشها32
3-1- آزمايش اول: بررسي اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر صفات کمي، کيفي و رويشي فلفل دلمهاي در شرايط کشت در مزرعه33
3-1-1- ويژگيهاي محل و زمان اجراي آزمايش33
3-1-2- ويژگيهاي خاک و آب در مزرعه33
3-1-3- رقم مورد استفاده34
3-1-4- طرح آزمايشي34
3-1-5- مراحل اجراي آزمايش و مراقبتهاي مزرعه34
3-1- 6- اعمال تيمارها35
3-1-7- زمان و روش نمونهبرداري35
3-1-8- صفات مورد ارزيابي35
3-1-8-1- صفات مربوط به ميوه36
3-1-8-1-1- صفات فيزيکي و ظاهري36
3-1-8-1-1-1- عملکرد و تعداد ميوه36
3-1-8-1-1-2- طول، قطر و شاخص شکل ميوه36
3-1-8-1-1-3- وزن، حجم و چگالي ميوه36
3-1-8-1-1-4- ضخامت گوشت ميوه36
3-1-8-1-1-5- سفتي بافت ميوه37
3-1-8-1-1-6- پوسيدگيگلگاه و آفتاب سوختگي بافت ميوه37
3-1-8-1-2-صفات بيوشيميايي ميوه37
3-1-8-1-2-1- مواد جامد محلول(TSS)37
3-1-8-1-2-2- درصد اسيد کل و pH آب ميوه37
3-1-8-1-2-3-ويتامينث در بافت ميوه37
3-1-8-1-2-4- فنل کل در بافت ميوه38
3-1-8-1-2-5- ظرفيت آنتياکسيداني در بافت ميوه39
3-1-8-1-2-6-محتواي مالونديآلدئيد در بافت ميوه40
3-1-8-1-2-7- نشت يوني بافت ميوه40
3-1-8-1-2-8- محتواي کلروفيل و کارتنوئيد بافت ميوه40
3-1-8-1-2-9- وزن خشک ميوه40

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-1-8-2- صفات رويشي گياه41
3-1-8-2-1- طول ميانگره، ارتفاع و عرض بوته41
3-1-8-2-2- تعداد شاخه41
3-1-8-2-3- سطح برگ41
3-1-8-2-4- وزن خشک ساقه، برگ و ريشه41
3-1-8-2-5- تعداد ريشه جانبي41
3-1-8-2-6- قطر طوقه41
3-1-8-2-7- محتواي کلروفيل و کارتنوئيد در برگ41
3-2- آزمايش دوم: بررسي اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت، بر صفات کيـفي و مقاومت به سرما در ميوههاي فلفل دلمهاي طي زمان انبارماني42
3-2-1- تعيين درصد آلودگي يا بيماري قارچي43
3-2-2- تعيين درجه سرمازدگي43
3-2-3- تعيين ميزان بازارپسندي (رنگ و ظاهر)43
3-3- آزمايش سوم: بررسي اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت و برهمکنش آن با پوششهاي سلوفان و چيتوزان بر صفات کيفي فلفل دلمهاي در انبار44
3-4- آزمايش چهارم: بررسي اثر چيتوزان بر کنترل پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در انبار45
3-4-1- تهيه سوسپانسيون45
3-4-2- تهيه واکس چيتوزان46
3-5-مواد مصرفي در اجراي آزمايشها46
3-6- آناليز آماري46
فصل چهارم47
نتايج و بحث47
4-1-1- نتايج آزمايش اول: بررسي اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم واسيدجيبرليک بر صفات کمي، کيفي و رويشي فلفل دلمهاي در شرايط کشت در مزرعه48
4-1-1-1- نتايج مربوط به صفات ميوه48
4-1-1-1-1- اثر تيمارها بر صفات رويشي ميوه51
4-1-1-1-2- اثر تيمارها بر پوسيدگي گلگاه و آفتاب سوختگي ميوه51
4-1-1-1-3- اثر تيمارها بر ضخامت گوشت و سفتي بافت ميوه51
4-1-1-1-4- اثر تيمارها بر مواد جامد محلول ميوه52
4-1-1-1-5- اثر تيمارها بر pH و اسيد کل52
4-1-1-1-6- اثر تيمارها بر ويتامينC، ظرفيت آنتي اکسيدان و فنل کل52
4-1-1-1-7- اثر تيمارها بر کلروفيل ميوه52
4-1-1-2- نتايج مربوط به صفات گياه فلفل دلمهاي54
4-1-1-2-1- اثر تيمارها بر وزن خشک شاخه و ريشه56
4-1-1-2-2- اثر تيمارها بر طول ساقه و ميانگره56
4-1-1-2-3- اثر تيمارها بر شاخه اصلي و شاخه فرعي56
4-1-1-2-4- اثر تيمارها بر تعداد برگ، سطح برگ و کلروفيل برگ56
4-1- 2- نتايج آزمايش دوم: اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت برماندگاري و مقاومت به سرما ميوه فلفل دلمهاي در انبار58
4-1-2-1- اثر تيمار، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر کاهش وزن و سفتي بافت ميوه فلفل دلمهاي61
4-1-2-2- اثر تيمارها، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر بازارپسندي (تغييررنگ و ظاهر)، شيوع بيماري و سرمازدگي ميوه61
4-1-2-3- اثر تيمارها، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر pH و اسيد کل آب ميوه62
4-1-2-4- اثر تيمار، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر مواد جامد محلول ميوههاي فلفل دلمهاي62
4-1-2-5- اثر تيمار، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر ميزان ويتامينC، ظرفيت آنتياکسيداني و فنل کل در ميوههاي فلفل دلمهاي63
4-1-2-6- اثر تيمار ، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر نشت يوني و محتواي مالون ديآلدئيد در ميوههاي فلفل دلمهاي63
4-1-2-7- اثر تيمار ، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر کلروفيل و کارتنوئيد در ميوههاي فلفل دلمهاي64
4-1-2-8- برهمکنش اثر تيمار و دماي انبار بر ميزان بيماري و سرمازدگي ميوههاي فلفل دلمهاي67
4-1-2-9- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان بازارپسندي ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار67
4-1-2-10- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان بيماري در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار69
4-1-2-11- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان مواد جامد محلول در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار69
4-1-2-12- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان اسيدکل در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار70
4-1-2-13- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ظرفيت آنتياکسيدان ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار71
4-1-2-14- برهمکنش اثر تيمار، دما و دوره انبارماني بر ميزان بيماري ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار71
4-1-3- نتايج آزمايش سوم: اثر برهمکنش کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل ازبرداشت و پوششهاي سلوفان و چيتوزان بر ماندگاري ميوه فلفل دلمهاي در انبار72
4-1-3-1- اثر تيمارهاي پس از برداشت بر کاهش وزن و سفتي بافت ميوه فلفل دلمهاي در انبار76
4-1-3-2- اثر تيمارهاي پس از برداشت بر بيماري و بازارپسندي ميوه فلفل دلمه در انبار76
4-1-3-3- اثر تيمارهاي پس از برداشت بر اسيدکل و نسبت قند به اسيد ميوه فلفل دلمهاي در انبار76
4-1-3-4- اثر تيمارهاي پس از برداشت بر آنتياکسيدان و فنل کل در ميوه فلفل دلمهاي در انبار
76
4-1-3-5- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر کاهش وزن ميوه79
4-1-3-6- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر بيماري ميوه79

4-1-3-7- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر بازارپسندي ميوه80
4-1-3-8- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر اسيد کل ميوه80
4-1-3-9- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر نسبت قند به اسيد ميوه81
4-1-3-10- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر ظرفيت آنتياکسيدان ميوه82
4-1-3-11- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر فنلکل ميوه83
4-1-4- نتايج آزمايش چهارم: اثر چيتوزان بر پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي 84
4-1-4-1- نتايج اثر چيتوزان در کنترل عامل پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در شرايط درون شيشهاي84
4-1-4-2- نتايج اثر چيتوزان بر پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در انبار85
4-1-4-2-1- اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر کاهش وزن، سفتي و وزن خشک ميوه87
4-1-4-2-2- اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر بيماري و بازارپسندي ميوه87
4-1-4-2-3-اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر pH و اسيد کل ميوه87
4-1-4-2-4-اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر مواد جامد محلول، نسبت قند به اسيد و وزن خشک ميوه87
4-1-4-2-5- اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر ويتامينث و آنتياکسيدان ميوه88
4-1-4-2-6-اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر نشت يوني ميوه88
4-1-4-2-7-اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر فنلکل و کارتنوئيد ميوه88
4-2-1- بحث آزمايش اول91
4-2-1-1- نتيجه گيري کلي آزمايش اول96
4-2-2- بحث آزمايش دوم96
4-2-2-1- نتيجهگيري کلي آزمايش دوم103
4-2-3- بحث آزمايش سوم103
4-2-3-1-نتيجه گيري کلي آزمايش سوم106
4-2-4- بحث آزمايش چهارم107
4-2-4-1- نتيجه گيري کلي آزمايش چهارم109
پيشنهادها110
منابع111
پيوستها…………………………………………………………………………………………….118
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول 4-1- تجزيه واريانس آزمايش اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات کمي و کيفي ميوه فلفل دلمهاي 49
جدول 4-2- مقايسه ميانگين آزمايش اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات کمي و کيفي ميوه فلفل دلمهاي 53
جدول 4-3- تجزيه واريانس آزمايش اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات گياه فلفل دلمهاي55
جدول 4-4- مقايسه ميانگين اثر تيمارهاي کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات رويشي گياه فلفل دلمهاي57
جدول 4-5- تجزيه واريانس اثر تيمارهاي کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات کيفي و مقاوت به سرما در ميوههاي فلفل دلمهاي59
جدول 4-6- مقايسه ميانگين اثر تيمارهاي کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات کيفي و مقاوت به سرما در ميوههاي فلفل دلمهاي65
جدول4-7- تجزيه واريانس آزمايش اثر برهمکنش کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل ازبرداشت و پوششهاي سلوفان و چيتوزان بر ماندگاري ميوه فلفل دلمهاي در انبار…..74
جدول4-8- مقايسه ميانگين اثر تيمارهاي پس از برداشت بر صفات ميوه فلفل دلمهاي در انبار.77
جدول 4-9- تجزيه واريانس اثر چيتوزان بر پوسيدگي نرم و صفات کيفي فلفل دلمهاي در انبار.86
جدول 4-10- مقايسه ميانگين اثر چيتوزان بر پوسيدگي نرم و صفات کيفي فلفل دلمهاي در انبار89
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل2-1- ساختار چيتوزان29
شکل 3-1- جذب غلظتهاي مختلف اسيد گاليک در طول موج 760 نانومتر و منحني استاندارد آن.39
شکل4-1- برهمکنش اثر تيمار و دماي انبارماني بر ميزان سرمازدگي و بيماري در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار68
شکل4-2- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان بازارپسندي ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار68
شکل4-3- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان بيماري در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار69
شکل4-4- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان مواد جامد محلول در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار70
شکل4-5- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان اسيد کل در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار70
شکل4-6- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ظرفيت آنتياکسيدان ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار71
شکل 4- 7-رهمکنش اثر تيمار، دما و دوره انبارماني بر ميزان بيماري ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار72
شکل 4- 8- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر کاهش وزن ميوه79
شکل 4-9- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر بيماري ميوه80
شکل 4-10- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر بازارپسندي ميوه81
شکل 4-11- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر اسيد کل آب ميوه81
شکل 4-12- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر نسبت قند به اسيد ميوه82
شکل 4-13- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني برظرفيت آنتياکسيدان ميوه83
شکل 4-14- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر فنل کل ميوه83
شکل4-15- اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر کنترل عامل پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در شرايط کشت درون شيشه84
شکل 4-16- همبستگي بين وزن تک ميوه و عملکرد تک بوته.92
شکل4-17- همبستگي بين طول ميانگره و ارتفاع گياه.96
شکل 4-18- همبستگي بين شاخص سرمازدگي و شاخص آلودگي ميوه.98
شکل 4-19- همبستگي بين شاخص سرمازدگي و محتواي مالون ديآلدئيد.99
شکل 4-20- همبستگي بين شاخص سرمازدگي و درصد نشت يوني.100
شکل 4-21- همبستگي بين ميزان کاهش وزن و سفتي بافت ميوه.105
شکل4-22- همبستگي بين ميزان ويتامينC و ظرفيت آنتياکسيدان ميوه.106
شکل 4-23- همبستگي بين افزايش غلظت چيتوزان و کاهش گسترش قارچ در محيط کشت درون شيشه.107
شکل 4-24- همبستگي بين درصد نشت يوني و شاخص بيماري.108
فصل اول
مقدمه
مقدمه
فلفل دلمهاي با اسم علمي Capsicum annuum L.)) از خانواده Solanaceae ميباشد و يکي از مهمترين سبزيجات ميوهاي خاص مناطق گرمسيري و نيمهگرمسيري جهان است که حاوي ترکيبات فعال بيولوژيکي مانند آنتياکسيدانها، ويتامينها و ساير موادگياهي است و امروزه جايگاه خود را در رژيم غذايي ميليونها نفر در سطح جـــهان پيدا نموده است (پيوست، 1388). فلفلها به صورتهاي مختلف مورد مصرف قرار ميگيرد. به عنوان يک سبزي تازه خوري در سالاد، غذاي پخته شده و يا خشک شده به عنوان چاشني استفاده ميشود. خاصيت آنتياکسيداني بالا، وجود اسيدآسکوربيک، کاروتنها و ويتامينE به مقدار زياد در فلفلها باعث جلوگيري از بروز انواع سرطانها ميشود و بيماريهاي قلبي و تصلب شريان را با تاخير مياندازد. اما با توجه به همهي اين مزايا اين محصول با مشکلات فراواني در طول فرايند توليد و فرايند قبل و پس از برداشت روبهرو ميباشد. پوسيدگي گلگاه، آفتابسوختگي و حمله آفات و بيماريها در قبل از برداشت و چروکيدگي سريع گوشت ميوه، تغيير رنگ ميوه و پوسيدگيهاي قارچي در پس از برداشت، از مهمترين مشکلات توليد اين محصول ميباشند. با توجه به روند افزايش جمعيت در سطح جهان، نياز به توليد محصول با کيفيت و عملکرد بالا توجه افراد را بيش از پيش به خود جلب کرده است (شباني و همکاران، 1390).
فلفل دلمهاي از جمله محصولاتي است که در دو سيستم کشت گلخانهاي و کشت مزرعهاي توليد ميشود. در سيستم کشت گلخانهاي به دليل کنترل شرايط محيطي معمولا? محصول با کيفيت مناسب توليد ميشود. اما باتوجه به هزينههاي بالاي توليد در سيستم کشت گلخانهاي بخش قابل توجهي از سطح زير کشت اين محصول به مزارع اختصاص دارد که به دليل عدم کنترل شرايط محيطي عملکرد اين محصول به طور قابل توجهي کاهش مييابد و همچنين تلفات اين محصول نيز نسبت به کشت گلخانهاي بيشتر است (دانشور، 1387).
تلفات فرآوردههاي باغباني در جريان پس از برداشت و بازاررساني به گونهي گستردهاي شايان توجه است که بخش عمدهاي از اين تلفات مرتبط با تغذيه نامناسب محصول در زمان رشد و قبل از برداشت ميباشد (راحمي، 1384). بخش قابل توجهي از اين تلفات ميتواند با افزودن موادي مشخص در زمان قبل و پس از برداشت کنترل شود. در ميان عناصر معدني، عنصر کلسيم موثرتر از ساير عناصر در کنترل عارضههاي پس از برداشت ميباشد (راحمي، 1384 و خلدبرين و اسلامزاده، 1380 ). در کشور ايران از جمله تلفاتي که در اين محصول در کشت مزرعهاي قابل توجه ميباشد ميتوان به پوسيدگي گلگاه، آفتابسوختگي و حمله آفات و بيماريها اشاره کرد (دانشور، 1387). عارضههاي چون لکه تلخ سيب1، پوسيدگي گلگاه2 در گوجه فرنگي و سوختگي حاشيه برگهاي سبزيجات به کمبود کلسيم نسبت داده ميشود (سار، 1987). از جمله راهکارهاي توصيه شده جهت کاهش اين عوارض در محصولاتي که به اين عارضهها حساس هستند محلولپاشي با نمکهاي کلسيم ميباشد (ليما، 1987). امروزه نقش کلسيم در نگهداري وحفظ کيفيت ميوه و سبزيجات بخوبي شناخته شده است. افزايش محتواي کلسيم در ديواره سلولي ميوهها ميتواند نرم شدگي بافت و شيوع عوارض فيزيولوژيک را کاهش دهد (کپدويل و همکاران،2003). در سالهاي اخير توجه بسياري از پژوهشگران به نقش کلسيم در انواع ميوهها و سبزيجات معطوف شده است. کاربرد کلسيم پيش از برداشت موجب جلوگيري از عارضههاي فيزيولوژيکي و به تاخير انداختن فرايند پيري و رسيدگي ميوهها ميشود (کانوي و سام، 1987 و ليما،1990). کمبود کلسيم در ميوهها معمولا به دليل تحرک و جابهجاي کم اين عنصر به دليل بالا بودن شعاع يوني آن ميباشد (خلدبرين و اسلامزاده، 1380). لذا محلولپاشي با مواد حاوي کلسيم ميتواند باعث جلوگيري از عارضههاي ناشي از کمبود کلسيم شود. همچنين جيبرلين يکي از مهمترين تنظيمکنندههاي رشد سلولي ميباشد که نقش مهمي در رشد و نمو گياهان بازي ميکند. از جمله نقشهاي مهمي که اين هورمون درگياهان دارد ميتوان به طويل شدن سلولها، گلدهي، توليد ميوه بدون دانه، طويل شدن ريشه، رشد برگها، جوانه زني بذور، بزرگ شدن و کيفيت ميوه، تاخير در رسيدن ميوهها و افزايش طول ميانگره اشاره کرد (لانگ، 1998). جيبرلين باعث بهبود رشد گياه، افزايش کيفيت و کاهش تلفات پس از برداشت ميشود. همچنين باعث افزايش کلروفيل، مواد جامد محلول و ويتامينث در ميوههاي فلفل دلمهاي ميشود (بلکبير و همکاران، 1998). گزارشات ديگر اثرجيبرلين بر افزايش سطح برگ، رشد اندام هوايي، افزايش ميانگرهها و افزايش رشد ميوه در گياه فلفل دلمهاي را نشان ميدهد (گرجيا و همکاران، 2010). همچنين بيان شده که جيبرلينها بسته به زمان استفاده، در گياه اثرات متفاوتي را نشان ميدهد و در کنترل بيماريهاي قارچي و باکتريايي نيز نقش دارند (هدن و فليپس، 2000).
لذا تاکنون گزارشي در مورد اثر زمانهاي مختلف محلولپاشي قبل از برداشت با کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک و اثرات آنها بر خصوصيات کمي، کيفي، رويشي و انبارماني فلفل دلمهاي در شرايط کشت مزرعهاي و پس از آن درانبار ارائه نشده است. بنابراين در اين تحقيق اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم5/0 درصد و اسيدجيبرليک 50 ميليگرم بر ليتر بر صفات کمي، کيفي، رويشي و انبارماني در گياه فلفل دلمهاي در شرايط کشت مزرعهاي و پس از آن در شرايط مختلف انبارماني و با استفاده از تيمارهاي چيتوزان و سلوفان مورد بررسي قرار گرفت.
تيمارهاي چيتوزان و سلوفان از طريق ايجاد پوشش و جلوگيري از کاهش رطوبت، و ايجاد اتمسفري تعديل يافته باعث افزايش انبارماني بسياري از ميوهها ميشوند (کيستر و فنما، 1998). همچنين اثر چيتوزان به دليل ايجاد خاصيت ضد ميکروبي و جلوگيري ازگسترش بيماريهاي قارچي و باکتريايي در بسياري از ميوهها به اثبات رسيده است (شهيدي و همکاران، 1999). به طور کلي اين پژوهش در قالب چهار آزمايش جداگانه، جهت بررسي صفات کمي، کيفي، رويشي و انبارماني فلفل دلمهاي، تحت اعمال تيمارهاي شيميايي و غيرشيميايي در قبل و پس ازبرداشت طراحي و اجرا گرديد.

اهداف کلي:
1- بررسي اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت بر خصوصيات کمي و کيفي فلفل دلمهاي.
2- بررسي اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت بر برخي از خصوصيات کيفي و مقاومت به سرما در ميوه فلفل دلمهاي در انبار.
3- بررسي اثر برهمکنش بين تيمارهاي کلريدکلسيم و اسيد جيبرليک در قبل از برداشت با تيمارهاي چيتوزان و سلوفان در پس از برداشت بر برخي از خصوصيات کيفي فلفل دلمهاي در انبار.
4- بررسي اثر پوشش خوراکي چيتوزان بر پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در انبار.
فصل دوم
کليات و مروري بر منابع
2-1- فلفل
2-1-1- منشا و خاستگاه فلفل
موطن فلفل دلمهاي مرکز و جنوب آمريکاست .اولين کشورهايي که نسبت به کاشت آن اقدام کردند، مکزيک و پرو بودند. آثار باقيمانده از ميوه اين گياه به هفت هزار سال قبل از ميلاد برميگردد که در غارهاي اين نواحي يافت شده است و شواهد مورد دسترس براي کاشت اين گياه در 3500 تا 4500 سال قبل از ميلاد نيز به دست آمده است( دانشور، 1387)..
کريستف کلمب کاشف آمريکا، فلفل را به جنوب آورد وسپس در خاورميانه، آفريقا و آسيا توزيع شد و از آنجا نيز به قسمتهاي شمالي برگشت. پس از کشف آمريکا توسط کريستف کلمب به اروپا برده شد. در اسپانيا و ايتاليا به تصور اين که ميتوان از آن به عنوان ادويه استفاده کرد، به طور وسيع گسترش يافت و به فلفل اسپانيايي مشهور شد و از طريق کشورهاي اروپا به آسيا راه يافت. در حال حاضر در مناطق گرمسيري و نيمهگرمسيري در فضاي باز و در اروپا در گلخانهها کشت ميشود (پيوست،1388).
2-1-2- مشخصات گياه شناسي
فلفل دلمهاي با نام علمي L. Capsicum annuum از خانواده Solanacea است که در بين اين خانواده بعد از سيب زميني و گوجه فرنگي مقام سوم را از نظر اهميت دارد. اين جنس داراي 30 گونه گياهي وحشي است ( دانشور، 1387). انواع اهلي فلفل به پنج گونه بزرگ و مهم تقسيم شده است که عبارتند از 1-C.annuum L. 2- C. chinense lacquim acc 3- C. pubescens ruiz et ravon 4- C. frutesens L. cv. tabasco 5- C. baccatum var . pendulum سه نوع اول داراي ميوههاي با طعم ملايم و درشت ميباشند که به عنوان سبزي مورد استفاده قرار ميگيرند و دو گونه چهارم و پنجم داراي ميوههاي تند و ريز هستند که جهت ادويه مصرف ميشوند. رقم کاليفرنيا واندر که خاستگاه آن آمريکا است در ايران به عنوان بهترين رقم فلفل دلمهاي مورد کشت وکار قرار ميگيرد.
در طبقهبندي تاکسونومي آن اختلاف زيادي وجود دارد. کليه گونهها داراي 24=n2 کرموزوم هستند. فلفل دلمهاي گياهي علفي و حساس به سرما ميباشد که در نواحي معتدله به صورت يکساله بوده ولي در نواحي گرمسيري ممکن است رشد آن تا چند سال تداوم داشته باشد. فلفل براي توليد ميوه سبز يا کاملا”رسيده کشت ميشود که اين ميوه به عنوان يک سبزي خام يا پخته در سالاد مصرف ميگردند. اکثر گونههاي فلفل مورد کشت در نواحي معتدله وگرمسيري به گونهCapsicum annum L. تعلق دارد. اين گياه داراي گلهاي کامل و ساقهي منشعب به طول 15 تا 180 سانتيمتراست. برگها بدون بريدگي بوده و تخم مرغي يا بيضي شکل ديده ميشوند. در فضاي آزاد اين گياه از اواخر بهار تا اواخر تابستان گل ميدهد. گلهاي آن به صورت پنج قسمتي است و به رنگ سفيد، زرد، سبزروشن و بنفش ديد ميشود. پرچمها مجزا از هم و داراي ميله بنفش رنگ هستند. تخمدان سه برچهاي و طول خامه آن بين 4 تا 5 ميليمتر است. قسمت برآمده مادگي از يک طرف آزاد و از طرف ديگر با پرده واسط به مزوکارپ چسبيده است. ميوه فلفل از نظر گياهشناسي يک سته است و به رنگهاي مختلف ديده ميشود. از نظر گردهافشاني اغلب خودگشن است ولي به علت بزرگي گل، قدرت زياد و مدت طولاني تلقيح دگرگردهافشاني وجود دارد. ريشه اصلي عميق و حداکثر تا 80 سانتيمتر عمق دارد. قدرت توليد ريشه نابجا در آن ضعيف است و به همين دليل کاشت عميق آن بر عکس گوجه فرنگي بيفايده است (پيوست، 1388).
فلفل منبع غني براي تامين ويتامينهاي ضروري و مواد معدني ميباشد. از طرف ديگر فلفل حاوي مقادير بالايي از آنتياکسيدانتها و مواد ضروري از قبيل ويتامينث، کارتنوئيدها و ترکيبات فنوليک ميباشد. اين محصول همچنين حاوي غلظت بالايي از پتاسيم ميباشد که اين مواد در مجموع ظرفيت تغذيهاي و آنتياکسيداني فلفل را تشکيل ميدهند. فلفل نيز مانند گوجه فرنگي به خاطر بالا بودن آنتياکسيدانتها و ليکوپن در پيشگيري از بيماريهاي قلبي نقش مهمي دارد. فلفل با توجه به رنگ پوست حاوي مقادير مختلفي از ويتامينث است و به رغم تنوع ژنتيکي غني که در اين محصول وجود دارد، دانش ما دربارهي فيزيولوژي آن محدود است و منحصر به ارقام اندکي ميباشد که بيشتر از همه در مورد فلفل C. annuum با ميوههاي زنگولهاي شکل ميباشد (بوسلند و وتوگا، 2000).
2-1-3- اهميت اقتصادي و ارزش غذايي
فلفلهاي شيرين به رنگ قرمز، نارنجي و زرد سبزيجات زنگولهاي شکلي هستند که در وعده غذايي بشر به صورت سبزي تازه در سالادها، سوپها، خورشتها، ترشيها، دلمه و خوراکهاي پخته شده يا خشکشده براي ادويه استفاده ميشوند (اينز و مونتاگو، 2000). فلفل تازه به عنوان يکي از سبزيجات با ميزان بالايي از ويتامينث در سلسله گياهي بررسي شده است. فلفلهاي شيرين فاقد تندي و داراي ديواره محکم هستند. پريکارپ ميتواند فاقد تندي اما بافت جفت ميتواند تند باشد (جعفر و همکاران، 1994).
فلفل غني از ويتامينهايي چون A،B1 ، B3، C، Eو ترکيبات فنوليکي است (اينز و مونتاگو، 2000). فلفلهاي قرمز حاوي سطوح بالايي از فنوليکهاي طبيعي (Quercetin، Luteolin و Capsasinoid) ميباشند (بهنامينا و همکاران، 2009). اين ترکيبات بر روي طعم ميوه و کيفيت غذايي در زمانهاي تغيير رنگ، طعم، چاشني موثر است. اين ترکيبات اثرات مفيدي در سلامت انسان دارند. فلاونوئيد، فلاونها و کارتنوئيدها رنگيزههاي موجود در کلروپلاست ميباشند (سيمون و کوين، 1988). کارتنوئيدهاي فلفلهاي قرمز شامل Capsorubin و Capsanthin، در ميوههاي نارنجي شامل Zeaxanthin و Vioaxanthin و در ميوههاي زرد Zeaxanthin، Lutein، Vioaxanthin و Antheraxanthin ميباشد (اينز و مونتاگو، 2000). در فلفل رسيده و بالغ پروويتامينA، اسيد آسکوربيک و ميزان کارتنوئيدکل افزايش مييابد (جعفر و همکاران، 1994).
سطح زيرکشت اين گياه در جهان از سال 1970 تا 1980 حدود 30 درصد افزايش داشته است. در حال حاضر سطح زير کشت آن در فضاي آزاد و گلخانه جمعا? حدود يک ميليون هکتار برآورده ميشود که 56 درصد آن در آسيا، 17 درصد در اروپا، 15 درصد در آفريقا، 10 درصد آمريکاي شمالي و مرکزي و 2 درصد در آمريکاي جنوبي است (پيوست، 1388). فلفل دلمهاي منبع غني براي تامين ويتامينهاي ضروري بدن از جمله ويتامينث و مواد معدني است. از طرفي حاوي مقادير زياد آنتياکسيدانها و موادي همچون کارتنوئيد و ترکيبات فنوليک ميباشد. فلفل دلمهاي همچنين حاوي مقادير بالايي پتاسيم ميباشد. به طور معمول ميزان ويتامينث يک فلفل دلمهاي متوسط در حدود شش برابر ويتامينث پرتقال ميباشد. بايد توجه داشت که فلفلهاي دلمهاي با رنگهاي متفاوت حاوي مقادير مختلفي ويتامينث ميباشند. گزارش شده است که يک فلفل دلمهاي متوسط سبزرنگ 80 درصد نياز روزانه ويتامينث و 8 درصد ويتامينA مورد نياز يک فرد بالغ را تامين مي کند (بوسلند و وتوگا، 2000).
مقدار ويتامينث در100 گرم فلفل دلمهاي قرمز و زرد رنگ به ترتيب 566 و 24 واحد رتينول ميباشد. همچنين در 100 گرم فلفل دلمهاي زرد در حدود 3/1 ميليگرم نياسين و 13/0 ميليگرم ويتامينB6 وجود دارد. بررسيها نشان داده است که فلفل دلمهاي زرد و قرمز به ترتيب داراي 26 و 21 ميليگرم اسيد فوليک ميباشند.
غلظت پتاسيم، کلسيم، منيزيم و فسفر نيز در 100 گرم فلفل دلمهاي به ترتيب 21، 10، 12 و24 ميليگرم ميباشد (ملندز هويا و همکاران، 1996). نيکليس و همکاران (2002) بررسي کردند که ميزان ويتامينث، مواد جامد محلول و درصد ماده خشک در ميوهها در طي مراحل مختلف رشد متفاوت است. همچنين غلظت قندها نيز با توجه به رقم فلفل متفاوت است به طوري که برخي از فلفلها کاملا? شيرين و بعضي بيمزه هستند (نيکولاو همکاران، 2008).
2-1-4- ارزش دارويي
سبزيجات سرشار از ترکيبات بيولوژيکي از جمله ترکيبات آنتياکسيداني ميباشند که از بين آنها ارقام کپسيکوم فلفل، فعاليت آنتياکسيداني بالايي دارند (ديپ و همکاران، 2006). سطوح آنتياکسيدانتها تحت تاثير ژنوتيپ، شرايط رشد و بلوغ قرار ميگيرد (مکارون و روسر، 1999). فلفل شيرين قرمز غني از آنتياکسيدانتها است. رنگ قرمز به دليل وجود رنگيزههاي کارتنوئيدي مختلف که شامل بتاکارتن با فعاليت پرو ويتامين Aو کارتنوئيدهاي اکسيژندار مثل کپسانتين، گپسوربين و کريپتوکپسين که مخصوص اين جنس هستند و اثر زدودن راديکالهاي آزاد را دارند (ديپ و همکاران، 2006). آنتياکسيدانتها شامل ويتامينC، ويتامينE، کارتنوئيدها و فلاونوئيدها ميباشند که ارگانيسمهاي زنده را در برابر صدمات اکسيداتيو و بيماريها حفظ ميکنند. اين ترکيبات باعث کاهش راديکالهاي آزاد ميشوند. فلفل تازه حاوي بيشترين ترکيبات فعال فيزيولوژيکي نسبت به ديگر سبزيجات است. بيشترين ميزان ويتامينث و بتاکارتن در واريتههاي فلفل قرمز و زرد وجود دارد که هر دو اهميت آنتياکسيدانتي طبيعي دارند. بتاکاروتن و کارتنوئيدها کاهشدهنده گونههاي فعال اکسيژن هستند و به عنوان آنتياکسيدانتها براي کاهش فشار اکسيژن عمل ميکنند. فلفل به عنوان گياه دارويي در درمان سرطان، بيماريهاي قلبي و عروق، سرماخوردگي، آب مرواريد و مخصوصا? تصلب شريان نقش مهمي دارد که اين اثرات را از طريق وجود آنتياکسيدانهايي چون ويتامينها، ترکيبات فنوليکي و کارتنوئيدها انجام ميدهند. در چين و هند از برگ فلفل دلمهاي شيرين براي تسکين درد دندان استفاده ميشود. در استعمال خارجي به عنوان ضماد براي دردهاي روماتيسمي حاصل از سرماخوردگي و رطوبتزدگي و همچنين در موارد نيش گزندگان سمي و گاز جانوران به عنوان ضد سم به کار ميرود. در شبه جزيره مالاريا براي سوءهاضمه، وبا، مالاريا و مخملک به کار ميرود. از ريشه آن به عنوان يکي از اجزاء داروي ضد سوزاک استفاده ميشود (گريفيس و همکاران، 1999).


دیدگاهتان را بنویسید