پدر و مادر مهربانم ، بخاطر وجودشان که عشق به يادگيري مستمر را در من به وديعه نهادند .
همسر عزيزم که با صبر، تحمل و تشويق در تمامي لحظات ، مرا در به انجام رسانيدن اين تحقيق ياري رساند “
چكيده:1
مقدمه:2
فصل اول: كليات تحقيق
1-1 مقدمه4
2-1 تاريخچه مطالعاتي4
3-1- بيان مسأله7
4-1- اهميت موضوع تحقيق9
5-1- اهداف تحقيق11
6-1- فرضيه هاي تحقيق11
7-1- اهميت و ضرورت تحقيق12
8-1 حدود مطالعاتي13
9-1- تعريف عملياتي واژه ها13
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه16
2-1-2- چرا مديريت سود انجام مي شود؟16
3-1-2- هدف از حسابداري بر مبناي تعهدي چيست؟16
4-1-2- تعريف مديريت سود18
5-1-2- انواع مديريت سود19
6-1-2- مديريت سود و انگيزه هاي آن21
7-1-2- روش ها يا ابزارهاي هموارسازي سود23
8-1-2- قربانيان مديريت سود، چه کساني هستند؟24
9-1-2- تأثير هموارسازي سود بر سود هر سهم و بازار سهام25
10-1-2- نوع مؤسسه حسابرسي کننده و مديريت سود26
11-1-2- عدم تقارن اطلاعاتي و مديريت سود27
12-1-2- حاکميت شرکتي28
13-1-2- تعريف حاکميت شرکتي28
14-1-2- دلايل اهميت حاکميت شرکتي30
15-1-2- اهداف حاکميت شرکتي30
16-1-2- طبقه بندي حاکميت شرکتي31
17-1-2- بازيگران عرصه حاکميت شرکتي32
1-17-1-2- هيئت مديره ها33
2-17-1-2- مديرعامل و تيم اجرايي شرکت33
3-17-1-2- سهامداران33
4-17-1-2- مشتريان داخلي و خارجي شرکت34
5-17-1-2- قانون گذاران و ساير نهادهاي مرتبط با کسب و کار شرکت34
18-1-2- روند تغييرات نقش هيئت مديره34
19-1-2- تفکيک وظايف رييس هيئت مديره و مديرعامل36
20-1-2- نقش مديران غير موظف (غير اجرايي) در حاکميت شرکتي36
1-21-1- 2- سهامداران نهادي کوتاه مدت و مديريت سود38
2-21-1-2- سهامداران نهادي بلندمدت و مديريت سود39
22-1-2- حاکميت شرکتي، گزارشگري مالي و پاداش هاي مديران40
23-1-2- دلايل نياز به قوانين حاکميت شرکتي41
24-1-2- مالکيت پراکنده و حاکميت شرکتي41
25-1-2- شناخت نقش حسابرسي در فرايند حاکميت شرکتي42
26-1-2- نقش حرفه حسابداري در حاکميت شرکتي43
27-1-2- کنترل حسابداري ساختگي توسط حاکميت شرکتي44
28-1-2- حاکميت شرکتي و مديريت ريسک45
29-1-2- عدم تقارن اطلاعاتي و حاکميت شرکتي46
30-1-2- رابطه بين ويژگي هاي حاکميت شرکتي و سطح افشا47
31-1-2- اقتصاد سياسي حاکميت شرکتي بانک ها درکشورهاي درحال توسعه49
32-1-2- حاکميت شرکتي و ماليات51
33-1-2- گزارش حسابرسي و مديريت سود52
34-1-2- نقش حسابرسي در مديريت ريسک تمکين52
35-1-2- انگيزه هاي انتخاب حسابرسان متخصص صنعت53
36-1-2- تعويض حسابرس و استقلال حسابرس54
2-2بخش دوم- پيشينه تحقيق55
1-2-2- تحقيقات انجام شده در داخل کشور55
2-2-2- تحقيقات انجام شده در خارج کشور :60
فصل سوم: روش‌ اجراي تحقيق
1-3 مقدمه65
2-3- روش تحقيق65
3-3- جامعه آماري66
4-3- نمونه آماري66
5-3- مدل تحليلي تحقيق67
6-3- روش هاي آماري تحقيق67
7-3- ابزارجمع آوري داده ها67

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

8-3- روش جمع آوري داده ها68
9-3- متغيرهاي مورد مطالعه68
10-3- روش تجزيه و تحليل داده ها71
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
1-4 مقدمه‏74
2-4- بررسي آماره هاي توصيفي74
3-4- آزمون هاي معنادار بودن مدل76
4-4- بررسي فرضيه 177
1-4-4- بلوک شروع0 مدل بلوک: 78
2-4-4- بلوک 1 : بلوک روش مدل 79
3-4-4- جدول امنيباس : آزمون ضرايب مدل80
4-4-4- جدول خلاصه مدل81
5-4-4- فرض مناسب بودن مدل (آزمون هاسمر و لمه شو) :81
6-4-4- جدول طبقه بندي بلوک182
7-4-4- تدوين فرض ضرايب معناداري (آزمون والد)82
5-4- بررسي فرضيه 285
1-5-4- جدول طبقه بندي بلوک:85
2-5-4- بلوک 1 : بلوک روش مدل 86
3-5-4- جدول امنيباس : آزمون ضرايب مدل88
4-5-4- جدول خلاصه مدل88
5-5-4- فرض مناسب بودن مدل (آزمون هاسمر و لمه شو):89
6-5-4- جدول طبقه بندي بلوک190
7-5-4- تدوين فرض ضرايب معناداري ( آزمون والد)91
6-4- بررسي فرضيه 394
1-6-4- متغيرهاي کنترل به همراه مديريت سود و نوع اظهارنظر حسابرس94
1-1-6-4- جدول طبقه بندي بلوک094
2-1-6-4- بلوک 1 : بلوک روش مدل 95
3-1-6-4- جدول امنيباس: آزمون ضرايب مدل97
4-1-6-4- جدول خلاصه مدل98
5-1-6-4- فرض مناسب بودن مدل (آزمون هاسمر و لمه شو):98
6-1-6-4- جدول طبقه بندي بلوک199
7-1-6-4- تدوين فرض ضرايب معناداري ( آزمون والد)100
2-6-4- متغيرهاي کنترل به همراه حاکميت شرکتي و نوع اظهارنظرحسابرس101
1-2-6-4- بلوک0 شروع مدل بلوک :102
2-2-6-4- بلوک 1 : بلوک روش مدل 103
3-2-6-4- جدول امنيباس: آزمون ضرايب مدل105
4-2-6-4- جدول خلاصه مدل :106
5-2-6-4- فرض مناسب بودن مدل (آزمون هاسمر و لمه شو):106
6-2-6-4- جدول طبقه بندي بلوک1107
7-2-6-4- تدوين فرض ضرايب معناداري ( آزمون والد)108
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
1-5 مقدمه114
2-5- نتيجه گيري بر اساس فرضيات تحقيق114
3-5- پيشنهادات تحقيق115
1-3-5- پيشنهادات در راستاي يافته هاي تحقيق115
2-3-5- پيشنهادات به محققين116
4-5- محدوديت هاي تحقيق116
منابع و ماخذ
منابع فارسي:118
منابع لاتين:122
چکيده انگليسي:129
جدول 1-4- آمار توصيفي متغيرهاي اصلي:75
جدول 2-4- آمار توصيفي متغيرهاي کنترل :76
جدول 3-4- داده هاي ورودي شرکت ها78
جدول 4-4- رمزگذاري متغير وابسته78
جدول5-4- طبقه بندي بلوک78
جدول 6-4- بلوک 1 : بلوک روش مدل80
جدول 7-4- امنيباس: آزمون ضرايب مدل81
جدول 8-4- خلاصه مدل81
جدول 9-4- آزمون هاسمر و لمه شو81
جدول 10-4- طبقه بندي بلوک يک82
جدول 11-4- آزمون والد83
جدول 12-4- خلاصه اظهارنظرها84
جدول 13-4- متغيرهاي وارد شده به مدل85
جدول 14-4- طبقه بندي بلوک85
جدول 15-4- بلوک 1: بلوک روش مدل87
جدول 16-4- امنيباس: آزمون ضرايب مدل88
چدول 17-4- خلاصه مدل88
جدول 18-4- آزمون هاسمر و لمه شو89
جدول 19-4- طبقه بندي بلوک 190
جدول 20-4- آزمون والد91
جدول 21-4- خلاصه اظهارنظرها93
جدول 22-4- متغيرهاي وارد شده به مدل94
جدول 23-4- طبقه بندي بلوک 094
جدول 24-4- بلوک 1: بلوک روش مدل96
جدول 25-4- امنيباس: آزمون ضرايب مدل97
جدول 26-4- خلاصه مدل98
جدول 27-4- آزمون هاسمر و لمه شو98
جدول 28-4- طبقه بندي بلوک 199
جدول 29-4- آزمون والد100
جدول30-4- طبقه بندي بلوک102
جدول 31-4- متيرهاي وارد شده به مدل103
جدول 32-4- بلوک 1: بلوک روش مدل104
جدول 33-4- امنيباس: آزمون ضرايب مدل105
جدول 34-4- خلاصه مدل106
جدول 35-4- آزمون هاسمر و لمه شو107
جدول 36-4- طبقه بندي بلوک 1108
جدول 37-4- آزمون والد109
جدول38-4- متغيرهاي ورودي و نتايج آزمون والد فرضيه اول111
جدول 39-4- متغيرهاي ورودي و نتايج آزمون والد فرضيه دوم111
جدول 40-4- متغيرهاي ورودي و نتايج آزمون والد فرضيه سوم112
جدول 41-4- متغيرهاي ورودي و نتايج آزمون والد فرضيه سوم112

چكيده:
موضوع رساله حاضر”بررسي رابطه بين مديريت سود و حاکميت شرکتي بر نوع اظهار نظر حسابرس ” مي باشد. دراين پژوهش به بررسي رابطه بين مديريت سود و حاکميت شرکتي با حضور و بدون حضورمتغيرهاي کنترل پرداخته شده است. قلمرو مکاني تحقيق شامل شرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران مي باشد. قلمرو زماني نيز فاصله بين سال هاي 1382 تا 1388 را دربرمي گيرد. هدف تحقيق بررسي تأثيرورابطه ي دستكاري وهموارسازي سود درشركت ها با نوع اظهارنظرحسابرسان مستقل شركت ها وبررسي تأثيرورابطه ي مؤلفه هاي حاكميت شركتي با نوع اظهارنظرحسابرس مستقل شركت ها وبررسي تأثيرهمزمان دومتغيرفوق و ويژگي هاي حسابرس و مشخصات مالي شركت هاي مورد رسيدگي ومشكلات حسابرس برنوع اظهارنظرحسابرس مي باشد. تحقيق شامل دو متغير مستقل (مديريت سود و حاکميت شرکتي)،متغيروابسته (نوع اظهارنظرحسابرس) و متغيرهاي کنترل مي باشد. در فرضيه اصلي اول بررسي رابطه بين مديريت سود با نوع اظهارنظر حسابرس، در فرضيه دوم بررسي رابطه بين حاکميت شرکتي با نوع اظهارنظر حسابرس و در فرضيه سوم با ورود متغيرهاي کنترل در مدل تحقيق روابط مطرح شده در دو فرضيه فوق تفاوت معناداري پيدا خواهند نمود. اطلاعات به دو طريق کتابخانه اي و ميداني جمع آوري گرديده است. با توجه به اينکه تحقيق بر مبناي هدف، کاربردي و برحسب روش توصيفي است فرضيات از طريق رگرسيون لجستيک مورد آزمون قرار گرفتند. نتيجه حاصل از آزمون نشان داد که فرضيه هاي اول و دوم رد شدند و تنها در فرضيه سوم با ورود متغير کنترل به مدل، تنها متغير اهرم مالي با نوع اظهارنظر حسابرس رابطه معناداري دارد.
مقدمه:
با گسترش روزافزون بازارهاي مالي جهان از قرن بيستم، مسائلي همچون مديريت و هموارسازي سود و حاکميت شرکتي در دنياي حسابداري، مديريت، اقتصاد و ديگر علوم با حساسيت ويژه اي مدنظر قرار گرفته، و هر يک از صاحب نظران و محققين از زاويه علوم خود به بررسي و تفسير نتايج حاصل از يافته هايشان پرداخته اند. با توجه به اينکه مديريت سود و حاکميت شرکتي، هر يک به طور جداگانه مي توانند صورت هاي مالي شرکت ها را تحت تأثير قرار دهند و از طرف ديگر استفاده کنندگان از صورت هاي مالي، به طور مستقيم يا غيرمستقيم متأثر از اين صورت هاي مالي هستند، ترجيح مي دهند از اطلاعات صورت هاي مالي استفاده نمايند که توسط حسابرسان مستقل مورد رسيدگي قرار گرفته ونسبت به مطلوبيت آنها اظهارنظر کرده اند. لذا سؤالي که در اينجا ممکن است در اذهان استفاده کنندگان از صورت هاي مالي شرکت ها به وجود آيد اين است که آيا نوع اظهارنظر حسابرسان متأثر از مديريت سود و حاکميت شرکتي احتمالي شرکت است؟ بنابراين در تحقيق حاضر، تأثيرپذيري نوع اظهارنظر حسابرس از شاخص مديريت سود و حاکميت شرکتي (درصد اعضاي غيرموظف، شاخص تمرکز مالکيت و وجود حسابرس داخلي) با و بدون حضور متغيرهاي کنترل در مدل تحقيق مورد بررسي قرار مي گيرد.
فصل اول
كليات تحقيق
1-1 مقدمه
دراين فصل به بيان مسئله تحقيق از ديدگاه محققان مختلفي پرداخته شده است. سپس اهداف تحقيق تبيين شده است. در ادامه فرضيه هاي مربوط به موضوع تحقيق که بايستي اثبات شوند مطرح شده اند. متغيرهاي تحقيق در قالب مدل تحليلي جهت سهولت درک موضوع طراحي گشته و پس از آن روش هاي آماري مورد استفاده جهت تجزيه و تحليل داده ها بيان شده است. در انتهاي فصل تعريف عملياتي واژه هاي اصلي به کار رفته در تحقيق تشريح شده اند.
2-1 تاريخچه مطالعاتي
جدول 1-1- پيشينه داخل کشور
نام محققموضوع تحقيقنتايج تحقيققرباني ، و گل محمدي بررسي تأثير حاکميت شرکتي بر هموارسازي سود شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهرانکيفيت حسابرسي بر هموارسازي سود مؤثر مي باشد و استقلال هيئت مديره تأثيري بر هموارسازي سود نداردبرادران حسن زاده، و کامران زاده اضماره بررسي مديريت سود در شرکت هاي پذيرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهرانبين اقلام تعهدي اختياري و و جوه نقد حاصل از عمليات رابطه معنادار معکوس وجود داردچالاکيبررسي رابطه بين ويژگي هاي حاکميت شرکتي و مديريت سود در شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهرانرابطه معني دار منفي بين مالکيت نهادي و مديريت سود همچنين بين استقلال هيئت مديره و مديريت سود وجود دارديعقوبيامنيت شغلي و مديريت سودمديراني که درصنايع رقابتي فعاليت دارند و يا شرکت تحت سرپرستي آنها کالاي بادوام توليد مي کند، بيشتر تمايل به هموارسازي سود دارندپورحيدري و افلاطونيبررسي انگيزه هاي هموارسازي سود در شرکتهاي پذيرفته دربورس اوراق بهادارتهرانهموارسازي سود با استفاده ازاقلام اختياري توسط مديران شرکت هاي ايراني صورت مي گيرد و ماليات بردرآمد وانحراف درفعاليت هاي عملياتي محرک هاي اصلي براي هموارنمودن سود با استفاده ازاقلام تعهدي اختياري مي باشندرضاييبررسي تأثيرترکيب هيئت مديره برعملکرد شرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهرانبين اعضاي غيرموظف وهيچ يک ازمعيارهاي عملکرد، رابطه معناداري وجود نداردسيدينقش حسابرسان مستقل درکاهش اقلام تعهدي اختيارينوع مؤسسه حسابرسي با اقلام تعهدي اختياري ارتباط داردکرمانيتأثيرساختارمالکيت برعملکرد شرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهرانرابطه معني دار ومنفي بين مالکيت نهادي وعملکرد شرکت و رابطه معني دار ومثبت بين مالکيت شرکتي وعملکرد شرکت وجود داردعربيتأثير کيفيت حسابرسي برمديريت سودحسابرسان با رسيدگيهاي دقيق وبا کيفيت خود ميتوانند اقلام تعهدي مورد استفادهي مديران را کاهش ومديريت سود را محدود کنندحسينيبررسي رابطه بين کيفيت افشاء (قابليت اتکاء و به موقع بودن) و مديريت سودبين کيفيت افشاي شرکتي و مديريت سود رابطه منفي معني داروجود دارد و حاکي ازوجود رابطه منفي معني دار بين به موقع بودن افشاي شرکتي ومديريت سود مي باشدسالکيرابطه ميان برخي سازوکارهاي حاکميت شرکتي وعدم تقارن اطلاعاتي درشرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهرانميان واحد حسابرسي داخلي و نسبت مديران غيرموظف هيئت مديره ومعيارهاي عدم تقارن اطلاعاتي رابطه معني داري وجود نداردشجاعيبررسي تأثير حاکميت شرکتي و کيفيت حسابرسي برهزينه تأمين مالي ازطريق بدهي ( استقراض )وجود سهامداران نهادي عمده درترکيب سهامداران ونظارت کاراي آنها تأثيرکاهش معناداربرهزينه بدهي شرکت هاي عضو نمونه دارد درحالي که کيفيت حسابرسي اين گونه تأثيررا نداردجان جانيبررسي رابطه مديريت سود و سودآوري شرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهرانشرکت هايي که مديريت سود داشته اند نسبت به شرکت هايي که مديريت سود انجام نداده اند، درسطح سود عملياتي و سود خالص عملکرد ضعيف تر، درسطح سود قبل ازماليات و سطح سود خالص رشد بيشتر، درسطح سود خالص اندازه بزرگتروسرانجام درسطح سودهرسهم نرخ سود تقسيمي بالاتري داشته اند
ولي زاده لاريجانيرابطه مديريت سود و بازده آتي دارايي ها و جريان هاي نقدعملياتي آتيبين بازده آتي دارا يي ها و جريان هاي نقدي عملياتي آتي و مديريت سود رابطه معني داري وجود نداردحساس يگانه رابطه بين اظهارنظرحسابرس، حاکميت شرکتي و کيفيت اطلاعات حسابداريرابطه مهمي بين حاکميت شرکتي درشرکت با نسبت حاکميت متوسط و ضعيف و اظهارنظرمقبول حسابرس وجود دارد. اما رابطه اي بين مشتريان با نسبت حاکميت شرکتي قوي و اظهارنظرمقبول حسابرس ديده نمي شودرايگان

نقش هموارسازي سود برمحتواي اطلاعاتي سودها درخصوص پيش بيني سودهاي آتيقيمت جاري سهام شرکت هايي که بيشتر اقدام به هموارسازي سود کرده اند حاوي اطلاعات کمتري درباره ي سودها و جريان هاي نقدي آتي بوده است
جدول 2-1- در خارج کشور
نام محققموضوع تحقيقنتايج تحقيقجال و ديگران 1 مديريت سود و اظهارنظر حسابرسيموسسات حسابرسي بزرگ نسبت به سايرموسسات حسابرسي کننده کنترل و صلاحيت بيشتري دارندکم لاي و 2 ديگران آيا کيفيت حسابرسي از لاونتول و هورواس فقير بود؟شرکتهايي که تحت حسابرسي موسسات بزرگ حسابرسي شده اند اقلام تعهدي کمتري نسبت به بقيه شرکتها نشان مي دهند و اين به خاطر شناخته شده تر بودن ومعتبر بودن نام تجاري آن استيون و ميلر 3 وجوه نقد عملياتي و مديريت سود در کرهدرشرکتهاي مورد بررسي مديريت سود با استفاده ازاقلام تعهدي اختياري صورت مي گيردوانگ ژين هان 4 مديريت سود، اظهارنظرحسابرسي و موقعيت حسابرسمشتريان حسابرسان غيرمحلي سودشان را کمتر گزارش مي کنندکاني بيکر 5 اثر کيفيت حسابرسي بر مديريت سودمشتريان 6 مؤسسه بزرگ حسابرسي تعهدات احتمالي شان را موقعي گزارش مي کردند که به طورمتوسط 5/1 تا 1/2 درصد دارايي ها بيشترازتعهدات احتمالي گزارش شده توسط مشتريان 6 مؤسسه بزرگ حسابرسي بودندکين واي لي و 6 ديگرانساختار سازماني و مديريت سوداثرمتقابلي بين ساختارحاکميت شرکتي وارتباط سازماني دراثر کيفيت سود وجود دارداحمد ابراهيم 7 کيفيت حسابرسي، تصدي حسابرس، اهميت مشتري و مديريت سودتسلط حسابرس اثرمثبتي براثربخشي فرايند و بهبود عملکرد آگاهي دادن حسابرس توسط حسابرسان به عهده گرفت
آنتونيو لوپومارتينز 8 حاکميت شرکتي، حسابرسي و مديريت سود از ميان انتخاب هاي حسابداري و تصميمات عملياتي در برزيلحسابرسي به وسيله چهارمؤسسه بزرگ حسابرسي، ازکاهش مديريت سود ازطريق تصميم هاي عملياتي اطمينان نمي دهدجانتو هامان 9 مديريت سود از طريق تغييير در نقش سرقفليمديران اکثرشرکت هاي داراي سرقفلي، سود را به صورت صعودي مديريت مي کنندکلاسنس و 10 ديگرانجدايي مالکيت و کنترل در شرکت هاي آسياي شرقيافزايش نقدينگي سهام براي سهم هايي که تمرکز مالکيت افراد داخلي درآنها بالاست، بايد پايين باشد زيرا اين گونه سهم ها ديگربراي سرمايه گذاران بيروني جذاب نخواهند بودجرالد جي لوبو 11 کيفيت افشا و مديريت سودتأييد فرضيه رابطه معکوس کيفيت افشا و مديريت سودواسيليکي 12 طبقه هموارسازي سود، تأثير تغيير در رژيم گزارشگري عملکرد ماليپس ازتغيير درنظام گزارشگري عملکرد مالي، ازطبقه بندي اقلام بيشتربراي زيادتر نشان دادن سودهاي با دوام (حاصل ازفعاليت هاي عملياتي) استفاده شدلانگ چن 13 هموارسازي و قابليت پيش بيني سود سهامبين اطلاعات مربوط به جريان هاي نقدي وانحرافات قيمت رابطه مهمي وجود دارد و چنانچه سياست تقسيم سود شرکت به هموارسازي سود تقسيمي منجر شود، سودهاي تقسيمي نمي توانند پيش بيني خوبي ازجريان هاي نقدي ارائه دهندمارا کمران و 14 همکاران مديريت سود، تصدي حسابرسي و تغييرات حسابرسفرايند تغييرحسابرس موجب افزايش اعتماد سرمايه گذاران به گزارش هاي تهيه شده ازسوي حسابرسان مي شودلوئيس هنوک 15 برگشت خريد غيرعادي، اندازه شرکت حسابرسي و اثر مشتري بر حسابرس کوچکمؤسسات حسابرسي بزرگ هميشه خدمات بهتري نسبت به مؤسسات کوچک تر ارائه نمي دهندکاناگارتنام 16 مشوق هاي مديريتي براي هموارسازي درآمد از طريق بانک لئون با از دست دادن مقرراتنيازبه کسب تأمين مالي خارجي به عنوان يک متغيراضافي مهم درتوضيح تفاوت روند ميزان هموارسازي سود مطرح مي شود
3-1- بيان مسأله
به دليل اهميت تأثيرارقام مالي برارزيابي عملكرد موضوع دستكاري و مديريت ارقام سود درصف اول توجه عمومي قراردارد و مراجع قانون گذاري نيزتوجه زيادي به اين موضوع مبذول نموده و چندين تغيير قانوني به وجود آورده اند. طبق بيانيه شماره 1 مفاهيم حسابداري هيئت استانداردهاي حسابداري مالي کاربردهاي سود عبارتند از:
– معياري جهت ارزيابي عملکرد مديريت،
– استفاده ازآن جهت پيش بيني سودهاي آتي،
– ارزيابي توان سودآوري شرکت درطي آينده بلندمدت و
– برآوردهاي مخاطرات سرمايه گذاري و اعتباردهي.
مفهوم مديريت سود ازجنبه هاي گوناگوني مورد بررسي و تحقيق قرارگرفته اند و تعاريف مختلفي نيزدراين رابطه ارائه شده است. برخي ازآنها عبارتند از:
دجورج وهمکاران 17 (1999)، مديريت سود را به عنوان نوعي دستکاري مصنوعي سود توسط مديريت جهت حصول به سطح مورد انتظارسود براي بعضي تصميمات خاص (ازجمله تحليلگران و يا برآورد روند سودهاي قبلي براي پيش بيني سودهاي آتي) تعريف مي کند. به نظرايشان، درواقع انگيزه اصلي مديريت سود، مديريت تصورسرمايه گذاران درمورد واحد تجاري است.
اسکات مديريت سود را اقدامات آگاهانه به عمل آمده توسط مديريت درخصوص چگونگي گزارش سود جهت رسيدن به اهداف خاص به گونه اي که منطبق با اصول حسابداري باشد، تعريف کرده است.
به طورکلي مديريت سود به عنوان اقدامات آگاهانه به عمل آمده توسط مديريت جهت رسيدن به اهداف خاص درچارچوب رويه هاي حسابداري تعريف مي شود. مديريت نسبت به سايرين به اطلاعاتي دسترسي دارد که براي افراد ديگر قابل دسترسي نيست. درصورتي که مديران با استفاده ازمديريت سود قصد انتقال اطلاعاتي را داشته باشند که معرف واقعيات و ارزش واقعي واحد تجاري باشد، نمي توان ايرادي برآن وارد دانست، اما نگراني زماني ايجاد مي شود که هدف مديران ازمديريت سود به عنوان عاملي براي گمراهي استفاده کنندگان ازاطلاعات مربوط به عملکرد شرکت باشد.
امروزه دراهميت وجايگاه حاکميت شرکتي يراي موفقيت شرکت ها ترديدي نيست چرا که اين موضوع با توجه به رخدادهاي سالهاي اخير وبحرانهاي مالي شرکتها اهميتي بيش از پيش يافته است. بررسي علل و آسيب شناسي فروپاشي برخي از شرکتهاي بزرگ که زيان هاي کلاني بويژه براي سهامداران داشته است ناشي ازضعف سيستم هاي حاکميت شرکتي آنها بوده است. تحقيقات نشان مي دهد که حاکميت شرکتي مي تواند باعث ارتقاي استانداردهاي تجاري شرکت ها، تشويق، تأمين و تجهيزسرمايه ها و سرمايه گذاران و بهبود اموراجرايي آنها گرديده و يکي ازعناصراصلي دربهبود کارايي اقتصادي شرکت هاست چرا که ناظر بر روابط سهامداران، هيئت مديره، مديران وسايرذينفعان آنهاست.
دردنياي امروزتغييرنيازهاي روزافزون مشتريان و مردم، خواسته هاي بعضاً متفاوت ذينفعان، پيچيدگي قوانين ومقررات وتکنولوژي انجام کار و . . . ضرورت توجه به ساختارحاکميت شرکتي را فراهم نموده تا ازطريق آن اهداف شرکت ها تنظبم يافته و روشهاي نيل به آن اهداف و نحوه نظارت برعملکرد آنها تعيين شود. درواقع سيستم حاکميت شرکتي به مجموعه قوانين، مقررات، نهادها و رويه هايي اطلاق مي گردد که تعيين مي کنند شرکتها به چه نحو و درجهت منافع چه کساني اداره مي شوند، لذا هدف ازاعمال حاکميت شرکتي اطمينان يافتن ازوجود چارچوبي است که توازن مناسبي بين آزادي عمل مديريت، پاسخگويي و منافع ذينفعان مختلف شرکت را فراهم مي آورد. (حسين نوازي، 1387،88).
فدراسيون بين المللي حسابداران 18 درسال 2004 حاکميت شرکتي را چنين تعريف کرده است:
” حاکميت شرکتي (حاکميت واحد تجاري) عبارت است ازتعدادي مسئوليت ها و شيوه هاي به کاربرده شده توسط هيئت مديره ومديران موظف با هدف مشخص کردن مسيراستراتژيک که تضمين کننده دستيابي به هدفها، کنترل ريسکها و مصرف مسئولانه منابع است “.
دواني حاکميت شرکتي را مجموعه روابطي مي داند بين سهامداران، مديران و حسابرسان شرکت که متضمن برقراري نظام کنترلي به منظوررعايت حقوق سهامداران جزء و اجراي درست مصوبات مجمع و جلوگيري ازسوء استفاده هاي احتمالي مي باشد. اين قانون که مبتني برنظام پاسخگويي و مسئوليت اجتماعي استواراست مجموعه اي ازوظايف و مسئوليتهايي است که بايد توسط ارکان شرکت صورت گيرد تا موجب پاسخگويي و شفافيت گردد.
تحقيق حاضردرپي يافتن رابطه بين مديريت سود وحاکميت شرکتي براظهار نظرحسابرسان مستقل است واينکه آيا مديريت سود وحاکميت شرکتي درشركتها مي توانند برنوع اظهارنظرحسابرسان شركت ها تاثيرگذارباشند ؟
4-1- اهميت موضوع تحقيق
با توجه به اينکه مالکان، اشخاص بيرون ازشرکتي هستند که براي تصميم گيري، به اطلاعات حسابداري که توسط اشخاص درون شرکت، مديران وهيئت مديره تهيه مي شود (تضاد منافع بين سهامداران و مديريت) اتکا مي کنند ناگزيرند به گزارش حسابرس مستقل درباره صورتهاي مالي رسيدگي شده توجه ويژه اي داشته باشند.
امروزه مديريت سود يکي ازموضوعات بحث برانگيز وجذاب درپژوهش هاي حسابداري به شمار مي رود. به دليل اين که سرمايه گذاران به عنوان يکي ازفاکتورهاي مهم تصميم گيري، به رقم سود توجه خاصي دارند. پژوهش ها نشان داده است که نوسان کم و پايدارسود، حکايت ازکيفيت آن دارد. به اين ترتيب، سرمايه گذاران با اطمينان خاطربيشتردرسهام شرکت هايي سرمايه گذاري مي کنند که روند سود آنها باثبات تراست.
يکي ازروش هايي که گاهي اوقات براي آرايش اطلاع رساني وضعيت مطلوب شرکت ها مورد استفاده قرارمي گيرد، مديريت سود مي باشد. مديريت سود به مداخله عمومي مديريت درفرايند تعيين سود که غالباً درراستاي اهداف دلخواه مديريت مي باشد اطلاق مي گردد. مديريت سود روشي است که توسط مديريت جهت دستکاري داده ها به کارمي رود. به عنوان مثال، هموارنمودن سود براي کسب اطمينان بيشترسرمايه گذاران ازپايداري سود، نمونه اي ازدستکاري داده ها محسوب مي شود. اين قبيل اقدامات ممکن است داده هاي موجود درصورت هاي مالي را به ميزان قابل ملاحظه اي تحت تأثير قرار دهد.
مديران شرکت ها ممکن است به منظورنشان دادن ثبات دربهبود و کارايي مديريت، اقدام به دستکاري درثبت هاي حسابداري معاملات شرکت نمايند و دراين ارتباط براي خود اعتبارکاذبي ايجاد کنند.
مديريت سود عبارت است ازاعمال نظرمديريت شرکت درتقدم و تأخرثبت حسابداري هزينه ها و درآمدها و يا به حساب گرفتن هزينه ها يا انتقال آنها به سال هاي بعد به طوري که باعث شود شرکت درطول چند سال مالي متوالي از روند سود بدون تغييرات عمده برخوردار شود. هدف مديريت اين است که شرکت را درنظر سرمايه گذاران و بازارسرمايه با ثبات و پويا نشان دهد.
واژه حاکميت شرکتي، معناي لغوي ساختاردهي و کنترل شرکت ها را با خود به همراه دارد. تعاريف مرتبط با حاکميت شرکتي عمدتاً معرف علايق و نگرش کساني است که ارزشهاي فکري آنان به معاني حاکميت شرکتي جهت داده است کرافورد 19 ،( 2007) حاکميت شرکتي را مجموعه اي از فرايندها، قواعد، سياست ها و قوانيني مي داند که برنحوه رهبري ، اداره و کنترل شرکت تاثيرگذار است. حاکميت شرکتي را همچنين فرايند استفاده از قدرت شرکت و چگونگي کنترل آن دربرخورد با مسائل شرکتي و يا فراشرکتي تعريف نموده اند (هيوز، 2007،89) 20 .
حاکميت شرکتي مجموعه قوانين و رويه هاي حاکم بر روابط مديران، سهامداران وحسابرسان شرکت است که با اعمال يک سيستم نظارتي ازحقوق سهامداران حمايت مي کند. با توجه به اينکه سازمان هاي امروزي به منظورکاهش تعارض منافع بين سهامداران ومديريت برمجزاسازي مالکيت ازمديريت تأکيد مي ورزند، لذا با افزايش تعداد سهامداران بالاخص سهامداران عمده، تضاد منافع دربين سهامداران ومديران و نيزميان سهامداران افزايش مي يابد تا جايي که ممکن است برابر نظارت و کنترل برعملکرد مديريت شرکت خدشه وارد کند.
حاکميت شرکتي مجموعه مکانيسم هاي هدايت و کنترل شرکت هاست. نظام حاکميت شرکتي توزيع حقوق ومسئوليت هاي ذينفعان مختلف شرکت ها اعم ازمديران، کارکنان، سهامداران و سايرشخصيت هاي حقيقي وحقوقي که ازفعاليت هاي شرکت تأثيرپذيرفته و برآن اثرمي گذارند، مشخص مي کند. اين نظام که قوانين و رويه هايي جهت تعيين فرايندهاي تصميم گيري درشرکت اعم ازهدف گذاري، تعيين ابزارهاي رسيدن به اهداف و طراحي هاي سيستم هاي کنترلي را معين مي کند، با راه هايي که تأمين کنندگان منابع مالي جهت اطمينان ازبازگشت سرمايه شان به کارمي بندند، ارتباط تنگاتنگي دارد.
با نظربه اينکه حاکميت شرکتي روابط بين عوامل درون سازماني و برون سازماني يک واحد تجاري ازجمله سهامدار، مدير، اعضاي هيئت مديره و حسابرس داخلي است آيا اين روابط مي تواند درنوع اظهارنظرحسابرس تاثيرگذارباشد ؟
5-1- اهداف تحقيق
بررسي تأثيرورابطه ي دستكاري وهموارسازي سود درشركت ها با نوع اظهارنظرحسابرسان مستقل شركت ها وبررسي تأثيرورابطه ي مؤلفه هاي حاكميت شركتي با نوع اظهارنظرحسابرس مستقل شركت ها وبررسي تأثيرهمزمان دومتغيرفوق و ويژگي هاي حسابرس و مشخصات مالي شركت هاي مورد رسيدگي ومشكلات حسابرس برنوع اظهارنظرحسابرس مي باشد.
6-1- فرضيه هاي تحقيق
فرضيه اصلي 1- بين شاخص مديريت سود و نوع اظهارنظرحسابرس رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه اصلي 2- بين حاكميت شركتي و نوع اظهارنظرحسابرس رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه فرعي 1-2 – بين سازوکارهاي داخلي حاکميت شرکتي و نوع اظهارنظرحسابرس رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه فرعي 2-2 – بين سازوکارهاي خارجي حاکميت شرکتي و نوع اظهارنظرحسابرس رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه اصلي 3- با وارد نمودن متغيرهاي كنترل (ويژگي هاي حسابرس مستقل و ويژگي هاي مالي شرکتهاي مورد حسابرسي) درمدل تحقيق روابط مطرح شده دردوفرضيه فوق تفاوت معناداري پيداخواهند نمود.
مدل تحليلي تحقيق
مدل تحليلي پژوهش به صورت زيرمي باشد:
نمودار 1-3 مدل تحقيق
متغير وابسته متغيرهاي مستقل
7-1- اهميت و ضرورت تحقيق
تمايل مديران به اعمال مديريت سود و سوءاستفاده ازآن و درنتيجه ارائه اطلاعات نادرست به سهامداران آسيب جدي به اعتماد سهامداران وارد خواهد ساخت وهزاران نفرازسهامداران را متضرر و از بازاربورس فراري خواهد داد. اين امردرنهايت تبعات اقتصادي وخيمي به دنبال خواهد داشت. بنابراين به دليل اهميت حفظ اعتماد سهامداران و به دنبال آن حفظ سلامت اقتصادي کشورو فضاي حاکم برآن، حاکميت شرکتي به دنبال دستيابي به شيوه هايي است که براساس آن تأمين کنندگان مالي، اطمينان حاصل نمايند که از سرمايه گذاري خود درشرکت بازده مناسبي را دريافت خواهند نمود. روي آوردن گسترده مردم به بورس در سال هاي اخير و رشد آن دراين سال ها به همراه توسعه فيزيکي آن ازطريق راه اندازي بورس هاي منطقه اي باعث شده عده زيادي ازشهروندان درمعرض منافع و مخاطرات موجود دربازارو شرکت ها قرارگيرند. اين امرضرورت وجود حاکميت شرکتي را روزافزون کرده است.
با توجه به اينکه درتحقيق پيش روي، شرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادارمورد ارزيابي قرارمي گيرند و صورت هاي مالي اين شرکت ها نيزتوسط حسابرسان مستقل مورد رسيدگي قرارمي گيرند وتأثيري که مديريت سود ازطريق نشان دادن نادرست بهبود کارايي مديريت وحاکميت شرکتي مي توانند برنوع اظهارنظرحسابرس داشته باشند و به تبع آن، سرمايه گذاران نيزبا اتکا به گزارش حسابرس و نوع اظهارنظروي متأثرخواهند شد.
8-1 حدود مطالعاتي
قلمرو تحقيق حاضر کليه شرکت هاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران دربين سال هاي 1382 تا 1388 بوده اند که اطلاعات مالي مورد نيازبه ويژه صورت هاي مالي ، گزارش حسابرسان مستقل و يادداشت هاي همراه صورت هاي مالي به منظوراستخراج داده هاي مورد لزوم دردسترس باشند.
9-1- تعريف عملياتي واژه ها
مديريت سود: به کمک مدل تعديل شده جونزاندازه گيري خواهد شد. نحوه اندازه گيري آن براي هر شرکت به تفکيک به شرح زيراست:
دراين رابطه: TA معرف مجموع اقلام تعهدي ،Aمجموع داراييها،REV? تغيير درآمد فروش و PPEاموال و ماشين آلات و تجهيزات است. پس ازتخمين پارامترهاي مدل فوق به کمک اطلاعات سال هاي 1382 الي 1387 هرشرکت به واسطه اعمال مدل هاي سري زماني اقلام تعهدي غيراختياري به شرح زير براي “دوره برآورد” يعني سال 1388 محاسبه مي گردد:

REC? تغييرات درمطالبات مي باشد.
درمرحله آخراقلام تعهدي اختياري يا همان شاخص مديريت سود به شرح زيرمحاسبه شده است :
DA اقلام تعهدي اختياري مي باشد.
حاکميت شرکتي: حاکميت شرکتي قوانين، مقررات، ساختارها، فرايندها، فرهنگ ها و سيستم هايي است که موجب دستيابي به هدف هاي پاسخگويي، شفافيت، عدالت و رعايت حقوق ذينفعان مي شود.
مؤلفه هاي حاكميت شركتي با توجه به ادبيات مربوطه و نيزامكان محاسبه مؤلفه هاي آن درشركت هاي ايراني شامل موارد زيراست :
نسبت اعضاي غيرموظف هيئت مديره: برابراست با تعداد اعضاي غيرموظف تقسيم برتعداد كل اعضاي هيئت مديره.
وجود كميته حسابرسي ( يا حسابرسي داخلي در شركت): اگر حسابرس داخلي درشركت داشت عدد 1 ودر غيراينصورت عدد 0.
سرمايه گذار نهادي: منظورآن است كه سهامداران بيش از?/0 شركت را بانكها، صندوقهاي بازنشستگي وشركتهاي بيمه وبنيادها داشته باشند ودرصد سهام سرمايه گذاران نهادي برابراست باتعدادسهام اين موسسات ونهادها به كل سهام شركت.
نوع اظهارنظرحسابرس: ويژگي هاي حسابرس مستقل براساس مؤلفه هاي ذيل بيان مي شوند:
نوع اظهارنظرحسابرس درسالهاي قبل: اگرنوع اظهار نظرحسابرس دردو سال قبل مقبول باشد عدد 1 و درغيراينصورت عدد0 داده خواهد شد .
حسابرس سال قبل شركت: اگردردوسال قبل حسابرس شركت خود حسابرس فعلي باشد عدد 1 و درغيراين صورت عدد 0داده خواهد شد .
آشنايي حسابرس با صنعت مورد فعاليت شركت (صاحبكار): اگرحسابرس سابقه قبلي حسابرسي درصنعت مورد فعاليت صاحبكاررا داشته باشد عدد 1 و درغيراينصورت عدد 0 داده خواهد شد .
ويژگي هاي مالي شركت هاي مورد حسابرسي:
اهرم مالي: برابراست با نسبت بدهي ها به كل دارايي هاي شركت ها درسال 88
سود آوري: برابراست با نسبت سود خالص به كل دارايي هاي شركت ها در سال 88
اندازه شركت: برابراست با لگاريتم فروش ها يا جمع كل دارايي هاي شركت ها درسال 88
فصل دوم
مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه
اين فصل به بررسي ادبيات و پيشينه تحقيقات انجام شده مي پردازد که شامل دوبخش مي باشد. بخش اول مربوط به ادبيات موضوع است که به تفصيل اطلاعاتي درباره تعريف، انواع، انگيزه ها، روش ها يا ابزارها ومطالبي ديگردرارتباط با مديريت سود وهمچنين تعريف، دلايل اهميت، اهداف، طبقه بندي، بازيگران وسايرموارد مرتبط با حاکميت شرکتي ارائه مي شود. بخش دوم مربوط به پيشينه تحقيق مي باشد. دراين بخش تعدادي ازتحقيق هايي که درداخل وخارج کشوردرارتباط با مديريت سود وحاکميت شرکتي انجام گرفته است ارائه خواهد شد.
2-1-2- چرا مديريت سود انجام مي شود؟
قبل ازتعريف مديريت سود، به نقش ارقام تعهدي درحسابداري پرداخته مي شود. زيرا تشخيص و تفکيک مديريت سود (نظيرهموارسازي سود) نسبت به بکارگيري صحيح ارقام تعهدي حسابداري به راحتي امکان پذير نيست.
3-1-2- هدف از حسابداري بر مبناي تعهدي چيست؟
عبارات زيراهداف گزارشگري مالي وارتباط آن با حسابداري برمبناي تعهدي را نشان مي دهد، اين موضوعات ازبيانيه مفاهيم حسابداري مالي هيئت استانداردهاي حسابداري مالي آمريکا گرفته شده است: حسابداري برمبناي تعهدي تأثيرمالي معاملات وسايررويدادهاي واحد تجاري را، که داراي آثارنقدي درطول يک دوره است، ثبت و ضبط مي کند (هيئت استانداردهاي حسابداري مالي بيانيه مفاهيم شماره 9، بند 139). به اين موضوع درمفاهيم نظري استانداردهاي حسابداري ايران نيزاشاره شده است. درحسابداري برمبناي تعهدي ازارقام تعهدي و روش هاي تخصيص با هدف تطابق درآمدها، هزينه ها، سودها و زيان هاي نقدي دريک دوره استفاده مي شود و به انعکاس دريافت ها و پرداخت هاي نقدي بسنده نمي شود. درنتيجه شناسايي درآمدها، هزينه ها، سودها و زيان ها و افزايش وکاهش هاي مربوط دردارايي ها و بدهي ها- شامل تطابق درآمدها وهزينه ها، تخصيص و استهلاک- اساس حسابداري تعهدي براي سنجش عملکرد شرکت است (هيئت استانداردهاي حسابداري مالي، 1985، بيانيه مفاهيم حسابداري شماره 6، بند145).
بنابراين هدف اوليه حسابداري تعهدي کمک به سرمايه گذاران درارزيابي عملکرد اقتصادي يک شرکت درطول يک دوره ازطريق استفاده ازاصول حسابداري نظيرتطابق و شناسايي سود مي باشد. شواهدي وجود دارد که بر آن اساس، درنتيجه بکارگيري ارقام تعهدي، سود حسابداري هموارترازجريان هاي نقدي مربوط به آن است (ارقام تعهدي ارتباط منفي با جريان هاي نقدي مربوطه دارند) و سود اطلاعات بهتري نسبت به جريان هاي نقدي براي سنجش عملکرد اقتصادي شرکت فراهم مي آورد (امين ناظمي، 1386،89).
براي فراهم کردن صورت هاي مالي شفاف و معتبر که درتصميم گيري قابل استفاده باشد اطلاعات مالي که مبناي استفاده ازاين صورت هاي مالي است بايد ويژگي هايي داشته باشد که مؤسسه با رعايت آنها اين اطمينان را ايجاد کند که صورت هاي مالي به صورت صحيح و منصفانه تهيه شده است.
FASB ويژگي هاي کيفي مربوط بودن، قابليت اتکا وقابليت مقايسه روش ثابت را براي اطلاعات درنظر گرفته است. اطلاعات بايد امکان ارزيابي گذشته و پيش بيني آينده مؤسسه را به سرمايه گذاران بدهد و همچنين دربرآورد ريسک سرمايه گذاري مؤسسه به سرمايه گذاران کمک کند. قابليت اتکا درمورد اطلاعات ازقابليت رسيدگي وبي طرفانه وصحيح بودن آن اطلاعات سرچشمه مي گيرد. اطلاعات منتشرشده درباره ي يک شرکت زماني براي سرمايه گذاران مفيدتراست که بتوان آن را با شرکت هاي مشابه درزمان هاي مختلف مقايسه کرد.
اما نکته اي که بايد به آن اشاره کنيم اين است که استانداردهاي حسابداري به تنهايي نمي تواند تضمين قابل قبولي براي مربوط بودن و قابل اتکا بودن اطلاعات باشد. بورس اوراق بهادارآمريکا معتقد است استانداردهاي حسابداري زماني مطلوب است که قابليت اجرا داشته باشند درصورتي که استاندارد درباره ي مسأله اي واحد روش هاي مختلف را مجازبداند مسلماً قابليت مقايسه اطلاعات ازبين مي رود وهمچنين بايد متذکرشد که براي بررسي کيفيت صورت هاي مالي ازاين ديدگاه که درتهيه ي آنها استانداردهاي حسابداري به صورت صحيح رعايت شده باشد بايد صورت هاي مالي عملکرد سيستم حسابداري شرکت را حسابرسان مستقل رسيدگي کنند.
4-1-2- تعريف مديريت سود
جونزومارشا 21 (2001) تعريف جامعي درخصوص مديريت سود ارائه نموده اند. به عقيده آنها مديريت سود (دستکاري سود) زماني اتفاق مي افتد که مديران با استفاده ازقضاوت (تشخيص) درگزارشگري مالي وساختارمبادلات جهت گمراه نمودن بعضي ازذينفعان (شامل سهامداران، اعتباردهنگان، کارکنان، دولت، سرمايه گذاران و …) درباره عملکرد اقتصادي شرکت با تحت تأثيرقراردادن نتايج قراردادي که به ارقام حسابداري گزارش شده وابسته است، درگزارشگري مالي تغييرايجاد مي کنند.
دي 22 (1988) بيان مي کند که مديريت سود معمولاً ازاستفاده مديران ازمزاياي عدم تقارن اطلاعاتي ناشي مي شود. وي حداقل دومسأله مهم را مطرح نموده است. اولاً، براي افزايش پاداش مديران که توسط سرمايه گذاران تأمين مي شود، سود دستکاري مي شود و ثانياً، سرمايه گذاران بالفعل تمايل دارند که بازار برداشت بهتري از ارزش شرکت داشته باشد. بنابراين، انتقال ثروت بالقوه ازسرمايه گذاران جديد به سرمايه گذاران قديمي که ايجاد کننده يک تقاضاي داخلي براي مديريت سود هستند، به وجود مي آيد.
هموارسازي سود نوعي عمل آگاهانه است که توسط مديريت وبا استفاده ازابزارهاي خاصي در حسابداري جهت کاستن ازنوسانات درسود انجام مي گيرد. به گفته لئوپولد.اي.بي. “هموارسازي سود بيشتر عملي سفسطه آميز وموذيانه است. به ندرت براساس دروغ هاي آشکارانجام مي گيرد، زيراهموارسازي سود بيشتردراثرتعبيروتفسيربه دست آمده ازاصول واستانداردهاي پذيرفته شده حسابداري حاصل مي گردد. به بيان ديگرهموارسازي سود درمحدوده اصول واستانداردهاي پذيرفته شده حسابداري 23 صورت مي پذيرد”.
درهموارسازي سود، به واسطه جا به جايي که در درآمد و هزينه ها انجام مي گيرد سود يک يا چند دوره مالي تغيير يافته و تعديل مي شود. درواقع مي توان گفت، هموارسازي سود، عمل عالمانه اي است که توسط مديريت انجام مي پذيرد. درفرهنگ حسابداري کهلر تعريف هموارسازي سود بدين گونه ارائه گرديده است: “هموارسازي سود عبارت است ازهرشيوه طراحي شده به منظورحذف بي نظمي داده ها، همانند پستي و بلندي هاي غيرمعمول درمنحني که مي تواند نتيجه شرايط غيرمستمرعملياتي باشد” (جواديان کوتنايي، 1379،78).
ازنظرهپ ورث، هموارسازي سود عملي سفسطه آميز و رندانه است که درمحدوده اصول و استانداردهاي حسابداري صورت مي گيرد. سودهاي همواربه دو صورت زيرمي باشد:
1- سودهايي که به طورطبيعي هموار است: اين نوع ازسودهاي همواربه جريان هاي سودي اطلاق مي شود که ازفرايندهاي عملياتي ذاتاً همواربه دست مي آيد. بعضي ازصنايع هستند که حجم توليد و فروش و قيمت ها دراين صنايع به طورذاتي يک روند هموار دارد مثل صنايع و برق که معمولاً قيمت ثابتي دارد و با نرخي ثابت رشد دارند.
2- سودهايي که به طورطبيعي هموارنيستند وعمداً هموارشده اند: اين نوع سودها درنتيجه اقدامات و تصميم هاي مديريت هموارشده اند و به صورت زيرمي باشند:
الف- هموارسازي واقعي: اين نوع ازهموارسازي سود توسط مديريت صورت مي پذيرد ومديريت برخي از رويدادها و وقايع اقتصادي را کنترل مي کند و روي آن تأثيرمي گذارد. اين رويدادهاي تحت کنترل مديريت مثل فروش هاي زودرس يا برعکس آن به تأخيرانداختن فروش، برجريان وجه نقد تأثيرمي گذارد. ازآنجايي که کنترل رويدادهاي اقتصادي (مبادلات)، مستقيماً برسودهاي آتي مؤثراست اين نوع هموارسازي را واقعي مي نامند.


دیدگاهتان را بنویسید