1-10-1موقعيت جمهوري اسلامي ايران در منطقه
حوزه ژئوپليتيکي خليج فارس در منطقه حساس خاورميانه پل ارتباطي ميان آسيا، آفريقا و اروپا مي‌باشد. ايران به عنوان يکي از کشورهاي مهم و راهبردي و از بازيگران اصلي و کليدي در اين حوزه محسوب مي‌شود. اين کشور در ضلع شمالي اين حوزه بيشترين ساحل را دارا مي‌باشد. اين عامل مهم‌ترين نقش را در ارتقاء وزن ژئوپليتيکي ايران بازي مي‌کند. زيرا اين مرزها و سواحل به‌عنوان دروازه ارتباطي کشور با ساير نقاط دنيا نيز محسوب مي‌شوند.
طبق جديدترين محاسبات انجام شده (1386ه.ش) توسط سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح از کل مرزهاي کشور، 56% يعني .5312.56کيلومتر را مرزهاي آبي تشکيل مي‌دهد. از اين مسافت 3416.56کيلومتر شامل مرزهاي دريايي و يا سواحل هستند و بقيه يعني 1896 کيلومتر را مرزهاي رودخانه‌اي و ساير عوارض آبي تشکيل مي‌دهد.
مرزهاي دريايي ايران که بيشترين مسافت مرزهاي آبي را تشکيل مي‌‌دهد، در دو قسمت جنوب (سواحل خليج فارس و درياي عمان) و شمال (سواحل درياي خزر) کشور امتداد يافته است. مرزهاي آبي ايران در سواحل شمالي و جنوبي کشور در دوره حکومت قاجاريه آخرين تغييرات خود را سپري کرد و در دوره پهلوي و جمهوري اسلامي در چارچوب قوانين دريايي ملي ايران و بين‌المللي (دومين قانون و سومين قانون دريايي در چهارچوب کنوانسيون 1982م) تعيين حدود شد.
مرزهاي دريايي ايران از نظر موقعيت و محل استقرار در سه منطقه امتداد دارد که مرز آبي در ساحل خليج فارس نسبت به دو منطقه ديگر طولاني‌تر است.
• منطقه خليج فارس با طول 1534 کيلومتر (از دهانه اروندرود تا شمالي‌ترين نقطه در تنگه هرمز)
• منطقه درياي عمان با طول 1047 کيلومتر (از شمالي‌ترين نقطه در تنگه هرمز تا خليج گواتر آخرين ميله مرزي)
• منطقه درياي خزر با طول 835.3 کيلومتر
همان‌طور که بيان شد در مجاورت ايران حوزه‌هاي ژئوپليتيکي متعددي قرار دارند که در تدوين راهبرد امنيت ملي کشور تاثيرگذار هستند. اين حوزه‌ها عبارتند از:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1- حوزه ژئوپليتيکي خليج فارس شامل ايران و 6 کشور حوزه خليج فارس.
2- حوزه ژئوپليتيکي قفقاز- آناتولي که شامل تمام کشورهاي ايران، روسيه، ارمنستان، آذربايجان و گرجستان مي‌شود.
3- حوزه ژئوپليتيکي عمان و اقيانوس هند شامل ايران، پاکستان، هند، عمانو امارات متحده عربي.
4- حوزه ژئوپليتيکي فلات ايران شامل ايران، پاکستان و افغانستان.
5- حوزه آسياي مرکزي شامل ايران، ترکمنستان، تاجيکستان، قزاقستان و ازبکستان.
6- حوزه ژئوپليتيکي درياي مازندران شامل 5 کشور ساحل درياي خزر (روسيه، ايران، آذربايجان، قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان)
کشور ايران در منطقه خاورميانه بخصوص در سه حوزه خليج فارس، قفقاز و آسياي مرکزي به لحاظ امنيت ملي بيشترين تاثيرپذيري را دارد.
1-10-2خليج فارس هارتلند انرژي جهان
خليج فارس به عنوان يک راه آبي و دريايي از همان سپيده‌دم تاريخ ارزش فراواني داشته و به مثابه برخوردگاه تمدن‌هاي بزرگ خاورباستان پيشينه‌اي چندين هزارساله دارد. اين حوزه علاوه بر پيشينه تاريخي و تمدني 565 ميليارد بشکه نفت معادل 63درصد کل ذخاير نفتي شناخته شده جهان و 30 تريليون مترمکعب گاز طبيعي که برابر 28.5درصد کل ذخاير شناخته شده گاز دنيا، بي‌ترديد بزرگ‌ترين و مهم‌ترين انبار انرژي جهان محسوب مي‌شود. اين موفقيت براي دهه‌هاي طولاني در قرن آينده دوام خواهد داشت. عامل عمده‌اي که نفت و گاز خليج فارس را براي ايالات متحده، اروپاي غربي و ژاپن بسيار حياتي مي‌سازد، دشواري بسيار در جايگزين ساختن نفت و گاز وارداتي منطقه توسط منابع ديگر انرژي مانند زمين، خورشيد، دريا و هيدروژن است. آمار و ارقام نفتي بيانگر اين واقعيت است که بخش قابل توجهي از ذخاير ثابت شده‌ي نفت و گاز طبيعي دنيا در کشورهاي منطقه‌ي خليج فارس قرار دارد. به عبارت ديگر حدود دو سوم ذخاير گاز طبيعي جهان در اين منطقه نهفته است. نفت پايه کليه روابط اقتصادي در منطقه و نيز پايه‌ي کليه روابط اقتصادي کشورهاي منطقه با جهان است. چنين موقعيت ممتازي اين منطقه را همواره در معرض انواع تهديدات و تهاجمات قرار داده است که امنيت ملي ايران نيز تحت تاثير اين تهديدات قرار دارد.
1-11- قلمرو تحقيق
تحقيق حاضر تحليل مفهوم حاكميت و فضاي سايبر را در عرصه هاي ملي ، منطقه اي و جهاني و فرصت ها و موانع آن مورد ارزيابي قرار داده است.
1-11-1- محدوده زماني
تحقيق حاضر مفهوم پيشرفت فضاي سايبر و تأثير آن بر حاكميت جمهوري اسلامي ايران را در عمر سي سال حكومت جمهوري اسلامي ايران مورد مطالعه قرار داده است.
1-11- سازمان دهي تحقيق
پايان نامه حاضر بر اساس پنج فصل زير تدوين شده و در هر فصل سعي شده است قسمتي از اهداف مورد نظر توضيح داده شود.
فصل اول : چهارچوب تحقيق كه به بيان مسئله ، اهداف ، سئوال ، فرضيه ها ، ضرورت و … مربوط به روش و شيوه انجام تحقيق پرداخته است.
فصل دوم : تحت عنوان مباني نظري و تئوريك به صورت كلي به مفهوم ، تعريف ، ويژگيها و رشد حاكميت و فضاي سايبر پرداخته شده است.
فصل سوم : تحت عنوان مواد و روشهاي تحقيق به موقعيت جغرافيايي منطقه مورد مطالعه و تعريف روش تحقيق تحليلي -توصيفي پرداخته است.
فصل چهارم : تحت عنوان ” تحليل روند پيشرفت فضاي سايبر بر چشم انداز ژئوپليتيکي جمهوري اسلامي ايران” پرداخته است.
فصل پنجم: تحت عنوان “نتيجه گيري و ارزيابي فرضيه ها ” ضمن تحليل و ارزيابي فرضيه ها ، نتيجه و يافته هاي تحقيق در پايان نامه حاضر را مورد توجه قرار داده است. علاوه بر موارد فوق ، پايان نامه حاضر داراي يك چكيده قبل از فصل اول است كه ترجمه آن به زبان انگليسي در آخر پايان نامه آمده است.
1-12- تعريف مفاهيم و اصطلاحات
1- ژئوپليتيک : درك ويژگيهاي طبيعي و انساني محيط جغرافيايي براي دست يابي به قدرت
2- ژئواكونومي : رابطه زير بناهاي اقتصادي محيط جغرافيايي در سطح منطقه اي يا جهاني با ساختار ژئوپليتيکي كشورها به منظور دست يابي به قدرت بدون نظامي گري
3- ژئوكالچر : جنبه اي از قدرت نفوذ ژئوپليتيكي كشور كه ريشه در ساختار فرهنگي آن كشور دارد.
4- علايق ژئوپليتيکي : مجموعه منافع ملي كشور كه دولت را ناگزير مي كند راهبرد به خصوصي در مورد آن اتخاذ نمايد. بر تصميم گيري هاي دولت تأثير گذارد و از آن تصميم ها تأثير پذيرد.
5- مكمل ژئوپليتيکي : علايق و منافع ملي يك كشور فقط در داخل مرزهاي سياسي خلاصه نمي شود بلكه هر كشور بنا به قدرت ملي در خارج از مرزهاي سياسي داراي منافع ملي مي باشد كه به مجموع اين منافع ملي كه در خارج از مرزهاي سياسي كشور قرار گرفته است مكمل هاي ژئوپليتيکي مي گويند.

6- منافع ملي : تفكري كلي از عواملي است كه نيازهاي اجباري يك كشور را تشكيل مي دهند. شامل : حفاظت از خود ، استقلال ، علت وجودي ، هم بستگي ملي ، امنيت نظامي و رفاه اقتصادي.
7- حاکميت: استقلال يک دولت مستقل، قدرت عالي تصميم گيري و اجراي تصميمات دولتي و برابري دولتها است.
8- -فضاي سايبر : فضاي سايبر (Cyberspace) عبارتي است كه در دنياي اينترنت، رسانه و ارتباطات بسيار شنيده مي‌شود.
واژه “فضاي سايبر” را نخستين بار ويليام گيبسونWilliam Gibsonنويسنده داستان علمي تخيلي در كتاب نورومنسر Neuromancer در سال 1984 به كار برده است.
عکس شماره1-1ويليام گيبسون
به نظر ميرسد بكارگيري اين اصطلاح در اين زمينه و براي ارجاع به امور فني به آن رنگ و بويي صرفا فني و مكانيكي داده باشد. ملاحظه دقيق‌تر اين اصطلاح نشان مي‌دهد كه اين واقعيت، وجوه و جنبه هاي متنوعي از جمله خصلت هاي روانشناختي قابل توجه نيز دارد. در منابع موجود آمده است كه:
واژه سايبر از لغت يوناني Kybernetes به معني سكاندار يا راهنما مشتق شده است. نخستين بار اين اصطلاح “سايبرنتيك” توسط رياضيداني به نام نوربرت وينر Norbert Wiener در كتابي با عنوان “سايبرنتيك و كنترل در ارتباط بين حيوان و ماشين” در سال 1948 بكار برده شده است. سايبرنتيك علم مطالعه و كنترل مكانيزم ها در سيستم‌هاي انساني، ماشيني (و كامپيوترها) است.
سايبر پيشوندي است براي توصيف يك شخص، يك شي، يك ايده و يا يك فضا كه مربوط به دنياي كامپيوتر و اطلاعات است. در طي توسعه اينترنت واژه هاي تركيبي بسياري از اين كلمه سايبر بوجود آمده است كه به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم:
‍ فضاي سايبر(Cyberspace)، شهروند سايبر (Cybercitizen) ، پول سايبر (‍Cyber cash)، فرهنگ سايبر (Cyber culture )، راهنمايي فضاي سايبر ( Cyber Coach ) ، تجارت سايبر ( Cyberbusiness ) ، كانال سايبر ( Cyber channel ) و ….
فضاي سايبر در معنا به مجموعه هايي از ارتباطات دروني انسانها از طريق كامپيوتر و مسائل مخابراتي بدون در نظر گرفتن جغرافياي فيزيكي گفته مي شود.(مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌اي روزنامه همشهري)
2-1- مفهوم ژئوپليتيک اطلاعات
ژئوپليتيک اطلاعات از مباحث مهم در شکل‌گيري قدرت‌هاي اطلاعاتي به شمار مي‌آيد و به تحليل مطالعهء عوامل مؤثر بر ساختار جريان اطلاعات در گسترهء جهاني و تأثير موقعيت‌ جغرافيايي و منطقه‌اي بر آن مي‌پردازد.ابزارهاي کاربردي و رسانه‌ها،روابط بين کشورها در ارتباط با وضعيت تبادل،و ارسال اطلاعات از مباحث اصلي آن است.رسانه اصلي‌ترين‌ محور مؤثر در برتري اطلاعاتي است.نظارت بر جريان اطلاعات براي حفظ قدرت از موضع‌ ژئوپليتيک نقش بسزايي دارد.حفظ موقعيت شبکه براي اقتدار کشورهاي شمال بر وضعيت‌ جهاني از اهميت زيادي برخوردار است.ژئوپليتيک اطلاعات با جهاني‌سازي پيوندي استوار دارد.تثبيت موقعيت در فضا،يکي از پايه‌هاي مهم اقتدار ژئوپليتيکي در عرصهء اطلاعات‌ محسوب مي‌شود.اطلاعات منشاء دانائي و بصيرت در انسان است و هدف از به كار گيري فن آوري اطلاعات، افزايش آگاهي درانسانو نظم در اجراست.
و فن آوري اطلاعات، فن بهره برداري از انديشه انساني است.
اطلاعات را به دو معني تعريف مي کنيم:
اول: مجموعه علوم و معارف بشري و در اين تعريف نماينگر علم ميباشد، نيز به عنوان زيربناي توانايي هاي بشري است و در اين حالت تداعي گر قدرت خواهد بود.با اين تعريف هر حرکتي که با تکيه بر علم و دانش بشري و براي گسترش آن و در نهايت بهره برداري از آن براي تسلط بر سايرين صورت گيرد از ژئوپليتيک اطلاعات استفاده کرده است.
دوم: تمامي اخبار و رويدادها و نيز مطالب سرگرم کننده که به طرق مختلف تهيه، ساخته و منتشر مي گردند.
“علم و دانش در سطح فردي و يا اجتماعي يا ملي، به دارنده ي آن قدرت نفوذ، اثر گذاري و منفعل سازي طرف مقابل را اعطا مي کند و از سويي ديگر به توليد فرهنگ غالب مي انجامد که مي تواند در موقعيت الگويي و هدايت و رهبري براي سايرين قرار گيرد.” (حافظ نيا، 1390 :94)
اين همان تعريفي است که حافظ نيا از آن به عنوان ژئوپليتيک اطلاعات ياد مي کند.
2-1-1)عوامل ژئوپليتيک اطلاعات
همانطوري که مي دانيم هدف از ژئوپليتيک کسب قدرت است، بنابراين براي رسيدن به اين مهم تمام افراد، گروهها، دولت ها تمام توان خود را به کار مي گيرند.
حکيم ابولقاسم فردوسي شاعر ايراني، در حدود يک هزار سال پيش اين حقيقت را که “منشأ توانايي و قدرت، دانش و اطلاعات است” را به زبان شعر بيان نمود و گفت:
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پير برنا بود
همچنين از ناصر خسرو قبادياني نقل است که اين حقيقت را به شکل ديگري در قالب شعر فارسي بيان نمود و گفت:
درخت تو گر بار دانش بگيرد به زير آوري چرخ نيلوفري را
(حافظ نيا،1390:94)
دانش و اطلاعات به شيوه هاي مختلف و همچنين ابزارهاي مختلفي منتقل مي شود، در اين بين رسانه ها، اينترنت،تلويزيون، رايانه، راديو و به طور کلي هر ابزار و وسايل ارتباط جمعي نيز به عنوان عامل انتقال مي توانند مورد استفاده قرار بگيرند.
حال اينکه به چه دليلي امروزه از اطلاعات به عنوان اهرمي براي کسب قدرت استفاده مي شود عوامل مختلفي را مي توان بيان نمود از جمله:
افزايش سطح سواد و معلومات افراد جامعه-افزايش اوقات فراغت جامعه-افزايش رسانه ها-مشاغل وابسته به اطلاعات-گسترش شهرنشيني-زندگي ماشيني-فساد حکومت ها-يأس و نا اميدي-شرايط سخت اجتماعي-کاهش کنترل هاي دولتي
2-1-2- نقش ژئوپليتيک اطلاعات در امنيت کشورها
فناوري هاي عصر اطلاعات مانند: فناوري هاي پيشرفته ي نيمه رسانا، رايانه هاي توانمند، فيبر نوري، فناوري هاي سلولي، ماهواره هاي بهتر و توانمندتر، شبکه هاي پيشرفته، فناوري هاي رقمي، عملکرد مناسب انسان با رايانه، کاوش داده ها و انتخاب دانش و ابزارهاي توليد در سراسر دهه هاي 1980 و 1990 تأثيري روي رشد بر توانمندي هاي نظامي داشته و تغيير شکل محيط راهبردي را که امنيت ملي در بستر آن دنبال مي شود دنبال کرده است. هرچه بيشتر به سوي عصر اطلاعات حرکت مي کنيم تأثير اين فناوري بر مسائل امنيت ملي نيز اهميت بيشتري مي يابد. (آلبرتس،پاپ،1389: 15)
تعريف دقيق امنيت ملي دشوار است اما به تقريب هر دولت به روش هايي عمل مي کند که بازتاب ديدگاهش درباره ي امنيت ملي است، اما عملکردهاي مربوط به استقرار امنيت ملي به هر شکلي که انجام شود به منظور تحقق چهار هدف متمايز براي دولت ها و شهروندان آنها صورت مي گيرد:
برقراري امنيت و حفاظت از شهروندان و دولت در مقابل حمله هاي فيزيکي ناشي از منابع خارجي، تأمين رونق اقتصادي و رفاه براي بعضي يا تمام شهروندان خود، حفاظت از ارزش هاي بنيادين ملي و سرانجام حفظ و بهبود سبک متداول زندگي.
عوامل زيادي بر توانمندي دولت ها جهت دستيابي به اهداف امنيت ملي تأثير مي گذارد. بعضي از اين عوامل مانند: ثروت، جغرافيا، نيروي نظامي، زيرساخت حمل و نقل، سيستم هاي ائتلاف و اتحاد، توانمندي هاي صنعتي و سطوح تعليم و تربيت که از مهم ترين عناصر محسوس، عيني و قابل اندازه گيري است. عوامل ديگري نظير راهبرد ملي، توانمندي هاي سازماني، دانش علمي-فني، تهديد رؤيت شده، توانمندي هاي رهبري وارده و روحيه ي ملي در بدو امر نامحسوس، ذهني و به دشواري قابل اندازه گيري است.
در بيشتر موارد اهميت نسبي عوامل تشکيل دهنده ي معادله ي امنيت ملي دولت ها ايستا نيست، بلکه در طي زمان دچار دگرگوني مي شود. در واقع همچنان که در عصر اطلاعات پيش مي رويم اهميت عناصر نامحسوس و ذهني قدرت، همانند دانش نسبت به اهميت عوامل محسوس و سنتي قدرت، به گونه اي قابل توجه در حال افزايش است. برخي از تهديد هاي معطوف به امنيت ملي (به عنوان مثال تهاجم مسلحانه) ممکن است نسبت به تهديدهاي ديگر (مثل افول توانمندي اقتصادي) کاهش يابد. افزون بر اين بعضي وقتها تهديدها، فرصت هايي جديد را پديد مي آورد تا براي جلب توجه و منابع رقابت کند. براي مثال توسعه ي اولين ناو هواپيمابر، سپس هواپيماي جت بمب افکن دور پرواز و سرانجام توليد موشک هاي قاره پيما،اهميت جغرافيا را در معادله ي امنيت ملي آمريکا کاهش داد، اما شايان ذکر است که جغرافيا هنوز به عنوان يک مسئله ي قابل توجه مطرح است. برگزاري مجدد گفتگوهاي مربوط به موشک هاي قاره پيما در اواخر دهه ي 1990 نشان داد که گفتگو، عقلاني تر از استقرار نظام موشکي ضد موشک قاره پيما است. (آلبرتس،پاپ،1389:21-20)
جامع ترين تعريفي که مي توانيم از امنيت ملي ذکر کنيم عبارت است ار:
امنيت ملي نه تنها شامل حفاظت از دولت، سرزمين هاي تابعه و افراد آن در برابر تهاجم فيزيکي يک نيروي خارجي است؛ بلکه حفاظت از منافع مهم اقتصادي، سياسي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي و ارزشي دولت در برابر حمله هاي ناشي از منابع داخلي و خارجي را در بر مي گيرد که ممکن است اين منابع را تضعيف، فرسوده و نابود سازد و در نتيجه بقاي دولت را به مخاطره اندازد. چنين حفاظتي ممکن است با ابزارهاي نظامي يا غير نظامي پيگيري شود. (آلبرتس،پاپ،24:1389)
فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي با سرعت شگفت انگيزي در حال پيشرفت است و اين نظر، به گونه اي گسترده پذيرفته شده است. هرچند که پيشرفت فناوري هاي عصر اطلاعاتموضوع بسيار مهمي است، اما در رابطه با گسترش اين فناوري ها سه نکته قابل ذکر است:
الف) گسترش اين فناوري ها سريع است
ب) گسترش اين فناوري ها امري جهاني است


دیدگاهتان را بنویسید