ه- عدم دسترسي به منابع اطلاعاتي دقيق در زمينه ثبت آمار بزهكاري نوجوانان و جوانان .
تعريف اصطلاحات مهم :
بزهكاري : عبارت است از مجموعه رفتارهايي كه نوجوانان و جوانان بر خلاف قوانين اجتماعي و اخلاقي مرتكب مي شوند .
علل بزهكاري : عبارت است از مجموعه ويژگي هاي فردي ،‌ اخلاقي ،‌خانوادگي ،‌مذهبي ، اقتصادي، فرهنگي ، اجتماعي .
تعريف بزهكاري:
بزه عبارت است از اقدام 1 به هر نوع عملي كه برخلاف موازين ،‌مقررات،‌قوانين و معيارهاي ارزشي و فرهنگي جامعه باشد . و بزه رابط بين عمل و اجتماع را بيان مي كند . اعمال بزهكارانه نوجوانان به اموري گفته مي شود كه قانو ن آنها را براي نوجوانان بزه مي داند و قوانين مربوط به بزه نوجوانان د ركشورهاي مختلف فرق مي كند و بزهكار كسي است كه متهم به ارتكاب رفتار ضد اجتماعي يا قانون شكني است ولي به علت آنكه به سن قانوني (معمولاً 18 سا ل) نرسيده است دراكثر كشورها مانند يك مجرم بزرگسال مجازات نمي شود ولي در برخي از كشورها جرائم اطفال و جوانان ،‌ عنوان خاصي را ندارد يعني صغير مثل كبير اگر مرتكب عملي شود ،‌ قانون ،‌ ارتكاب آنرا براي همه جرم شناخته و آن كس رامجرم مي داند ولي در بعضي از ممالك اعمال بخصوصي عفو مي شود مثل فرار از مدرسه ،‌كوچه گردي ، عدم اطاعت از روي لجبازي به اولياء‌،‌ نوشيدن مشروبات الكلي يا سيگار كشيدن د رمنظر عمومي كه از نظر بهداشتي ،‌تربيتي براي اطفال و نوجوانان مضر است و جزء بزه محسوب مي شود . رفتار نوجوانان بزهكار كه دست به ناهنجاريهاي اجتماعي زده موجب مي شود كه دريك زمان ومكان معين بوقوع مي پيوندد و در معناي واقعي ،‌مطالعه گسترده د رسطح يك جامعه اي است كه بايد جرمها را از ديدگاههاي مختلف واز نقطه نظر عوامل بوجود آورنده آنها دقيقاً‌ شناسايي به عمل آورد به همين جهت هنگامي كه بزهكاري بررسي مي شود يعني در حقيقت كليه پديده هاي اقتصادي ،‌ فرهنگي ،‌بهداشتي ،‌سياسي ،‌ مذهبي ،‌ خانوادگي و … يك جامعه عميقاً مورد مطالعه قرار مي گيردو بزهكاران از جهات مختلف:
سن ،جنس،نژاد،تجردوتأهل ،شهري و روستايي بودن ،فقير و متوسط و ثروتمند بودن و … تقسيم بندي مي شوند .
در مورد بزهكاري هر يك از دانشمندان 2 با توجه به رشته تخصصي خود و عقايد مكتبي كه از آن الهام گرفته اند ، تعريفهاي گوناگوني نموده اند .
1- فرجاد ،محمد حسين ،آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي جرم ،انتشارات كوكب 1356،ص168.
2- نوابي نژاد ،شكوه ،رفتارهاي بهنجار و نابهنجار كودكان و نوجوانان ،انتشارات ابتكار ،تهران1365،ص110.
روانشناسان معتقدند :بزهكاران نوجوان از هر نوع كه باشد سلوك و رفتاري است كه خود شخص را ارضا مي كند ولي مورد قبول جامعه نيست و افرادي مرتكب آن مي شوند كه به سن قانوني نرسيده اند. حقوقدانان معتقدند كه بزهكاري عبارتست از هر فعل يا ترك فعلي كه نظم و آرامش اجتماعي را مختل نمايد و قانون براي آن مجازاتي تعيين كرده باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

و جامعه شناسان هم آنرا يك پديده طبيعي و دائمي مي دانند كه در هر زمان و مكان اتفاق مي افتد و با تحولات جامعه تغييري نمي يابد ونزد وجدان و عامه مردم زشت و ناپسند است و ازديدگاه جرم شناسان هم يكي از اشكال اجتماعي ، ناسازگاري اطفال است .
بزهكار كسي است كه مرتكب جرم يا بزه شود . اما تعريف جرم كار آساني نيست . گفته مي شود و بعضي معتقدند كه جرم علمي است كه باعث برهم خوردن نظم اجتماعي مي شود . اما اين تعريف جامع و مانعي نيست زيرا د ر اين صورت ما اول بايد معلوم كنيم كه نظم چيست ؟
دوم : اجتماع چيست ؟ سوم اينكه : تشخيص نظم اجتماعي با چه كسي است ؟
جرم يك پديده جهاني و همگاني است و تمام دنيا از بدو پيدايش انسان شاهد بروز جرم به نحوهاي گوناگون بوده است و تحت عناوين مختلفي آنرا ذكر كرده اند مانند : سرپيچي ،سركشي ،رفتار ناشايسته و …
جرم در حالت انزوا معني و مفهوم ندارد و در زمان و مكان متغيير است . آنچه را كه جامعة‌ ما جرم مي شمارد د رجامعه غرب جرم شناخته نمي شود . آنچه را كه اكنون جرم مي دانيم در گذشته جرم نبوده است مانند لواط در آتن و قبيله چوكچي و سرقت در قوم اسپارت كه جرم شناخته نمي شده ولي ما جرم مي دانيم .
غالباً جرم را به بيماري اجتماعي تشبيه كرده اند ولي نزديك كردن اين دو مفهوم دقيقاً درست نيست ، زيرا بيماري ،‌ در عالم واقع ،‌ با نشانه ها و علائم و نمود ارهايي مشخص مي شو د كه جنبة‌ محسوس و ملموس دارد و ممكن است به خودي خود مورد بررسي قرار گيرد . اما هيچ عملي نيست كه ب خودي خود جرم با شد . در نها يت با يد جرم را اينگونه تعريف كرد :
جرم عملي است كه بر خلاف يكي از موارد قانون مجازات عمومي هر كشور است و مجرم كسي است كه در زمان معين عمل او بر خلاف مقررات رسمي كشور باشد .
تعريف بزه قبل از شروع تحقيقات علمي :
دريونان باستان ، علت ارتكاب بزه را تقدير و يا سرنوشت مي دانستند و معتقد بودند كه سرنوشت ويا تقدير ،‌ كه رفتار و كردار افراد را تحت تأثير قرار مي دهد ناشي از مشيت خدايان و يا نفوذ اراده نيروهاي مرموزي است كه خواست و اختيار بشر در بروز آن نقشي ندارد .
سقراط 🙁 399-470 قبل از ميلاد ) فيلسوف يوناني ،‌ضمن انتقاد از شدت مجازاتها مي نويسد :
ما نبايستي با تبه كاران با خشونت رفتار كنيم بلكه بايد به آنها بياموزيم كه به چه ترتيب از ارتكاب بزه خودداري نمايند . زيرا جنايت ثمره ناداني و جهل است و تعداد بي شماري از افراد كه در نتيجه بد شناسي ،‌ نتوانسته اند معرفتي كسب كنند مرتكب جرم مي شوند .
افلاطون : (347-428 قبل از ميلاد ) فيلسوف يوناني كه از شاگردان سقراط و استاد ارسطو بود ،‌ درتشريح علل وقوع جرائم ،‌عوامل اجتماعي و اقتصادي مخصوصاً فقر و ثروت را منشأ بروز جرائم اعلام و معتقد است كه :
دو عامل مذكور ، عواطف انساني را دگرگون ساخته و افراد را به طرف ارتكاب بزه مي كشاند .
جالينوس (130-200 قبل از ميلاد ) فيلسوف و پزشك رومي به روش علمي بيماريهاي رواني را مورد بررسي قرار داده و در زمان بزهكاران مبتلا به بيماريهاي رواني را توصيه مي كرد . پس از اين دوران مطالعات علمي براي شناسايي و درمان بيماريها و علل بزهكاران آغاز شد البته قبل از اين دوره جادوگري اوهام جايگزين مطالعات علمي شده بود كه با افشاگري افرادي چون ، جان وير ،‌اسكات نويسنده انگليسي ،توماس مورس و ديگران منسوخ گشت .
آغاز تحقيقات علمي :
از جمله افرادي كه مي توان آنها را به عنوان بنيانگذاران مطالعه علمي بزهكاري نام برد: دلاپورتا اهل ناپل (ايتاليا) ولاواتر فيلسوف و شاعر سوئيسي است . درسال 1640 دلاپورتا در كتاب خود تحت عنوان ((قيافه شناسي ))روابطي را كه بين قسمتهاي مختلف چهره و خصيصه هاي گوناگون افراد وجود دارد مطالعه و قيافة‌ ديوانگان و كساني را كه رفتار خشونت آميز داشتند با سر حيوانات مقايسه نمود و بعضي از علائم آن دو را مشابه اعلام كرد . اين نظريه توسط لاوترا در سال 1776 مورد تأييد قرار گرفت . بعد از اين دو افراد ديگري نيز تحقيقات مفصلي انجام داده اند كه به شرح زير مي باشد :
گال f . I gall (1828-1758 ) پزشك اتريشي ،‌ با تحقيقات علمي سعي كرد كه روابط بين برآمدگيهاي جمجمه و خصلتهاي افراد را ارائه دهد .
وازان f.voision در سال 1837 نتايج تحقيقات علمي خود را دربارة عيوب جسمي اكثر تبه كاران ،‌ در اختيار آكادمي فرانسه قرار داد .
كتله a. quctelet (1874-1796) بلژيكي ،‌ آمار هاي جرائم فرانسه و هلند را بررسي نمود . د رسال 1835 نظريه خود را راجع به تأثير محيط جغرافيايي منتشر كرد .
مورل A.morel (1857) پزشك فرانسوي ،‌ د ر كتاب خود به عنوان ((تباه نوع بشر ))‌روابط بين بزهكاري و فساد نسل انساني را تأييد نمود .
ويرجيليوvirgilio (1874) استاد ايتاليايي در كتاب خود ((ذات بيماري بزهكاري )) تأثير وراثت را در وقوع جرائم تشريح كرد .
گابريل تارد G.tarde (1904 -1843)‌ قاضي فرانسوي ،‌ درسال 1886 نتايج مطالعات خود را تحت عنوان ((بزهكاري تطبيقي)) منتشر و تقليد را بروز بزهكاري اعلام داشت .
سزار سبروزو S.lombros (1909-1835) پزشك ايتاليايي ، با پيروي از عقايد گال ،‌ويرجيلو ،‌بروكا ،‌جمجمه مجرمين مرده را مورد آزمايش قرار داد و در سال 1876 اثر مصرف خود ((انسان تبه كار)) را منتشر ساخت .
از جمله ديگر افراد فعال در اين زمان مي توان از فري دور كيم ،گور،ژولي نام برد .
طبقه بندي بزه كاران از نظر تيپ بدني و قيافه :
1- طبقه بندي كين برگ : كين برگ يك جرم شناس سوئدي بود . وي معتقد بودكه بروز تمايلات نفساني و وضع اعضاي بدن به چهار خصلت رواني مربوط مي شود :1- لياقت 2- سلامتي
3- عادت 4- پايداري

2-طبقه بندي دي توليو : وي مجرمين را بر اساس عوامل زير طبقه بندي نموده است .
– عامل نخست ، نسبت بين قد و حجم بدن است . در قد بلندها ، رشد قد طولي است . دست و پاهاي آنها دراز و شكم كوچك و صورت كشيده است .
-عامل دوم ، ناشي از مجموعه ماهيچه ها ونيروي محركه است كه هر يك از اين دو گروه خود به دو دسته استرنيك ، سترنيك تقسيم مي شوند .
استرنيك افرادي پر هيجان ، پر تحرك و دمدمي مزاج هستند .
سترنيك افرادي فاقد نيرويي كافي و مبتلا به ضعف و ناتواني بوده اما آرام و ثابت قدم مي باشند .
3-طبقه بندي كرچمر : اين دانشمند افراد بزهكار را به چهار دسته تقسيم مي كند :
– افراد لاغر و دراز كه 50% جمعيت و 40% بزهكاران را تشكيل مي دهند .
– افراد قوي هيكل و عضلاني كه 30% جمعيت و 50% بزهكاران را تشكيل مي دهند .
– افراد چاق و فربه كه 20% جمعيت و 10% بزهكاران را تشكيل مي دهند .
– تيپ مختلف از مشخصات مذكور كه اين افراد كم حرف ، داراي دستهاي پهن ، بازوان لاغر مي باشند و جرايمي مانند قتل و سرقت را نيز انجام مي دهند .
در هر حال اين مجموعة كوچكي است از تعاريف وعقايد بعضي از دانشمندان راجع به بزه و بزهكاران و در اين مورد اجتماعي هر دانشمندي عقيدة خاص خود را دارد كه مجال ذكر آن در اين جزوه بسيار كوچك ، نيست .
انواع جرمهاي ارتكابي:
به طور كلي جرائم ارتكابي نوجوانان را مي توان به صورت زير بيان كرد :(حشمتي 76)
1- قتل 2- سرقت 3- استعمال مواد مخدر 4- ايراد ضرب و جرح
5- اعمال منافي عفت 6- تكدي گري 7- كلاهبرداري
8- رشوه گري
تفاوتهاي جنسيتي د رآسيب پذيري در برابر فشار :
در دوران كودكي ، اختلال رواني در پسران شايعتر از دختران است .1 شايعترين اختلالات دوران كودكي اختلال رد رفتار و اختلال كمبود توجه است .
اختلال نادري كه در پسران شايعتر از دختران است اختلال هويت جنسي است . كودكاني كه اين اختلال را دارند تمايل بسيار شديد به بودن با جنس مخالف نشان مي دهند و به طور مستمر به رفتارهاي جنس ديگر مي پردازند . 2
به رغم شيوع عمومي اختلال رواني در ميان پسران ،‌ ازدوران اوليه كودكي ، دختران به مراتب بيشتر از پسران مشكلات عاطفي و به خصوص اختلال اضطراب نشان مي دهند .3
ميزان شيوع افسردگي دوران كودكي براي دختران و پسران مشابه است .4
وقتيكه كودكان به دوران نوجواني مي رسند دختران در برابر اختلال آسيب پذيرتر از پسران مي شوند . در نوجواني ،‌ دختران به مراتب بيش از پسران دچار اختلال در خوردن غذا ،‌ نظير بي اشتهايي عصبي مي شوند . د رمطالعه اي كه از كودكان 1 تا 3 ساله به عمل آمد ، پسران در برابر اثرات فشار خانواده آسيب پذيرتر از دختران بوده اند و پيامد تجربه به عوامل فشار را نظير اختلاف زناشويي يا افسردگي ها در برابر پسران اختلال رفتار بوده .5
1. rutter , tizard&whit more offord etal , 1987
2. zucker,&green,1992
3. last,1989,mitter , beyour.
4. Fleming , offord &boyle ,1989.
5. Farls & jung ,1987.
پسران نسبت به طلاق والدين و ديگر عوامل فشارزا نظير تولد يك خواهر يا برادر ،‌ آسيب پذير تر از دختران بوده اند. 1
به مرور زمان كه كودكان به دورة‌ نوجواني مي رسند ،‌دختران درمقايسه با پسران به فشار واكنشي منفي تر نشان مي دهند . (شرار 1378 ،سوزان ورابين في دش :نويسندگان )
1. RUTTER , 1985
تاريخچه بزهكاري :
در طول تاريخ ، بزهكاري همواره انديشه ها و تلاشهاي پژوهشگران را به خود جلب كرده است و بسياري از متخصصان و كارشناسان سال بهداشت رواني – اجتماعي بر آن شدند كه جنبه هاي مختلف اين معزل را شناسايي كنند زيرا بيشتر آنان بر اين باورند كه بزهكاري نوجوانان و جوانان ،‌ پديده اي نيست كه تنها در قرن حاضر خود نمايي كرده باشد بلكه اين مشكل اجتماعي از زمانهاي دور تاكنون هم وغم محققان ودلسوزان جامعه را به خود مشغول داشته است .اين مسئله از تاريخ 306 قبل از ميلاد مسيح وجود داشته است1 و اولين نظرات ابراز شده بيشتر جنبة نظري داشت ولي متدرجاً به مرحله مشاهده و تجربه در آمد و اين تجارب و آزمايشها گسترش يافت و صورت علمي به خود گرفت و جرم شناسي هم بين سالهاي 1815 تا 1840 در سايه روانپزشكي به وجود آمد وتوسعه يافت و چون بزهكاري در تمام جوامع موجود بود ودر تمام زمانها ، اثرات نامطلوبي در اذهان و قلوب باقي گذاشته است به همين جهت د رقديم آنرا نوعي مصيبت و ضيافت به جامعه و جزء اعمال شيطاني مي پنداشتند و مكافات و قصاص مي كردند و براي جنبه هاي ارعابي مجازات و ايجاد خوف و هراس د ربزهكاران و اعمال مجازاتهاي سنگين مانند دست بريدن ،‌ سنگباران كردن ، اعلام ،‌حبسهاي دراز مدت توأم با شكنجه اهميت زيادي قائل بودند.
دريونان قديم يا قرون وسطي هميشه مسئله بزه از نقطه نظر اخلاق و قانون مورد مطالعه قرار مي گرفت و به همين علت نزد متفكراني همچون (هزيود )2 ، (پتياگور )3، ( سقراط )4 ،(پروتاگوراس)5
(هراكليت)6 ،(افلاطون )7 ، (ارسطو )8 انديشه مربوط به جاني و لزوم مجازات ديده مي شود . در تراژدي يونان ،‌علل جرم بيشتر از ساير موضوعات مورد توجه بوده است مخصوصاً در بعضي از اشعار شعرا ديده شده و شعرا توجهي به جنبه هاي رواني ريشه جرم داشتند ولي به هر حال بزه را معمولاً يك بدبختي و سرنوشت شومي مي دانستند كه از طرف دستگاه آفرينش به بشر تحميل گذشته است اما افلاطون و ارسطو نظريات عميقتري داشتند و واقع بين تر بودند . آنها علل بزهكاري را در
1. كوراكيوس ،‌ ويليام سي (يونسكو) ،بزهكاري نوجوانان،انتشارات كتاب كودك ،تهران 1367،ص2 2. HESIOD 3. PYTHAGORE 4. SOGHRATH 5. PORTAGORE 6. HERACLITE 7.AFLATOON 8 .ARASSTOO
تشكيلات اقتصادي و اجتماعي و عواطف بشري جستجو مي كردند و به خصوص روي تهيدستي و فقر تكيه داشتند . 1
بعد از يونان به روم مي رسيم ولي در روم هم اثري ازيك مطالعه علمي در اين زمينه يافت نمي شود زيرا درميان قوانين اوليه روميان پيش بيني هايي براي كودكاني كه دزدي مي كردند به عمل آمده است روميان تشخيص داده بودند كه مسئوليت كودكان در برابر چنين جرائمي محدود است بدين ترتيب مي توان متذكر شد كه بزهكاري نوجوانان به هيچ وجه مخصوص نسل امروز نيست و تا حدي به صورت دفاع ،‌ عده اي مي توانند ادعا كنند كه اين مسئله حتي انحصاري هيچ كشور يا فرهنگي نيست .2
در ادبيات لاتين هم جز تكيه بر فقر ورابطه آن به بزه چيز ديگري به چشم نمي خورد اخلاقيون هم با وجود آنكه فقر را ما در كليه مفاسد قلمداد مي كردند از توانگري و ثروت هم به نوبة‌ خود مذمت مي نمودند و معتقد بودند اين عامل قبل از آنكه راحتي و آسايش ايجاد نمايد ،‌ نارضايتي خاطر ،‌پر توقعي و حرص ايجاد مي كند و در نتيجه اخلاقيات را در معرض خطرهاي بزرگ قرار مي دهد به طور كلي دانشمندان اين عصر همچون ( كنتيلين )3، (سالوست)4 ، (ويرژيل)5 ،(ژوونال)6 ، فقر و بدبختي را عامل بزرگ نابسامانيها به شمار مي آورند .7
درقانون همواره بي مربوط به 2200 سال پيش از ميلاد مسيح ،‌ مجازاتهايي براي سوء‌ رفتار و اعمال خلاف اخلاق جوانان در نظر گرفته شده بود . د رقرن هفدهم در روم و نيز دراوايل سده هيجدهم در انگلستان بازداشتگاههايي به سبك امروزي براي نوجوانان بزهكار ايجاد شده در بيمارستان سنت ميشل 8 در روم براي بهسازي ، اصلاح و آموزش نوجوانان هرزه و فاسق اختصاص يافت .
1 . مظلومان ،‌رضا ، جامعه شناسي كيفري،‌انتشارات دانشگاه تهران،1353،ص153-149.
2. كوراكيوس ،ويليام سي (يونسكو) بزهكاري نوجوانان ،انتشارات كتاب كودك ،تهران 1367،ص3


دیدگاهتان را بنویسید