تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصي:
هتل: نوعي مکان مسکوني اجاره اي است که معمولا براي مدت کوتاه به افراد اجاره داده مي شود و از امکانات اقامتي وگردشگري شهرها به حساب مي آيدکه بيشتر مورد استفاده مسافران وگردشگران قرار مي گيرد.
مسافرت:
به جابه جايي انسان از محلي به محل ديگر به هر منظوري وبراي هر مدتي گفته مي شود.
روش شناسي تحقيق:
در اين پژوهش با گرد آوري يک سري اطلاعات موجود در زمينه نياز ها و خواسته هاي فضاهاي اقامتي مخصوص بانوان، به تجزيه و تحليل هايي پرداخته تا چارچوبي منظم را ايجاد کند و در نهايت با طراحي بر اساس چارچوب جديد هدف کلي تحقيق محقق گردد.
نحوه اجرا به اين صورت است که:
1. بررسي نمونه هاي كار شده، تهيه استاندارد ها و ارائه روشها و سبكهاي طراحي.و استفاده از اطلاعات موجود در منابع معماري و استاندارد و ضوابط طراحي هتل تدوين شده.(به روش کتابخانه اي).
2.انتخاب روش طراحي، اهداف اصلي طرح و مراحل كار. (با استفاده از تجزيه و تحليل مقايسه اي).
3. شناخت منطقه به لحاظ جغرافيايي، اقليمي، فرهنگي و استفاده از ضوابط موجود و طرحهاي هادي و جامع شهر و كتب اقليمي و جغرافيايي و سايتهاي معماري (روش کتابخانه اي و ميداني).
4. برنامه فيزيكي، سايت آناليز، تهيه دياگرامها، لكه گذاري و طراحي و ارائه کليه نقشه ها.(استفاده از ابزارهاي گرافيكي و نرم افزار auto cad , 3dmax .
متغيرهاي مورد بررسي در قالب يک مدل مفهومي و شرح چگونگي بررسي و اندازه گيري متغيرها:
دو متغير اصلي تحقيق عبارتند از: ويژگي هاي کيفي فضاي معماري هتل مخصوص بانوان به عنوان متغير مستقل وخصوصيات فيزيکي وحس امنيت، راحتي، شادابي به عنوان متغير وابسته مي باشند.بين ويژگي کيفي فضاي هتل و خصوصيات فيزيکي وحس راحتي شادابي رابطه برقرار است.
اين تحقيق به دنبال آن است که چگونه مي توان به تمامي ابعاد متغير ويژگي کيفي فضا درهتل بانوان پرداخت ؟ بدين منظور بايد ابتدا دانست که نيازهاي زنان در اين رابطه چيست و منظور از آن در اين تحقيق چه مي باشد ؟
زن به جنس مونث گفته مي شود. دردوران جاهليت وپيش از اسلام زنان ودختران را زنده به گور مي کردند باظهور اسلام شخصيت زنان مورد توجه قرار گرفت وبه عنوان موجود متعالي در کنار مردان در جامعه به فعاليت پرداختند.
زن مي تواند پديد آورنده غرور وعزت براي بشريت باشد. باعلم به ساختار شخصيتي زن، روحيات زنانگي او بايد موردتوجه قرار گيرد. براين اسا س در طراحي فضاي مخصوص بانوان بايد تمامي جوانب روحيات او در نظر گرفته شود.
-تاثير رواني اشکال ورنگها ونور بر روي بانوان:
توجه به اشکال وعناصر نور ورنگ بعنوان يک نياز اساسي در يک فضاي معماري زنانه.
-بافت:
استفاده از اجسام داراي بافت هاي ظريف وزيبا باتوجه به کاربرد داخلي وخارجي ساختمان.
-مبلمان ودکوراسيون داخلي.
-عملکرد فضايي هتل ومحدوديتها.
براي دستيابي به کيفيت بالا در اين طراحي نياز به اطلاعات کافي مي باشد لذا براي آن بهترين راه اين است که از شناخت شخصيت بانوان وروش فرآيند طراحي کمک گرفت.
و استفاده از اشکال و واژه هاي معماري مناسب که شامل انتخاب يا خلق اجزا و بخشهاي جزء و توجه به ترکيب و وحدت يافتن اجزاء مي باشد.
شرح کامل روش گردآوري داده‏ها:
روش ميداني:
(جلسه پرسش و پاسخ(کرکسيون) با اساتيد معماري وبرداشت و جمع آوري اسناد تصويري….)
كتابخانه اي و اينترنتي:
تهيه منابع با استفاده از اطلاعات جمع آوري شده از اينترنت از طريق جستجو در بانك هاي اطلاعاتي و اينترنت در سايت هاي CAB, Yahoo, Google، مراجعه به مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، كتابخانة تخصصي معماري باغ فردوس و كتابخانة مركزي (جهت دستيابي به ضوابط و استاندارد هاي طراحي هتل، طرح هاي انجام شده و كتاب استانداردهاي معماري نويفرت و…).
روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها:
نتايج بررسي مطالعاتي و مقايسه استاندارد هاي طراحي هتل و ضوابط کلي و آناليز داده ها و در طراحي و ترسيم نقشه بااستفاده از نرم افزاراتوكد و….
قلمروي زماني:
تهيه استاندارد ها و ارائه روشها و سبكهاي طراحي واستانداردهاي هتل حدودا يک ماه.
انتخاب روش طراحي، اهداف اصلي طرح و مراحل كارحدودا دو ماه.
منطقه به لحاظ جغرافيايي، اقليمي، فرهنگي حدودا يک ماه.
بر نامه فيزيكي، سايت آناليز، تهيه دياگرامها، لكه گذاري و طراحي و ارائه کليه نقشه ها حدودا سه ماه.
فصل دوم
شناخت زن
2-1- زنان در ساخت تمدن
قرن‌هاست زن همچنان در مركز اين هسته اصلي اجتماعي روشنايي‌بخش كانون زندگي است. شباهتهاي طبيعي كه بين مادر و زمين برقرار شد و پيوندهاي ناگزير اين دو با يكديگر در عصر آغازين كشاورزي هر دو را در مركز توجه مادي و معنوي جوامع كهن قرار دارد.
در عرصه اجتماعي نيز توانايي‌ها و برتري‌هاي زن باعث شد كه زن‌سالاري و دوره تثبيت قدرت زنانه آغاز مي‌گردد، برتريهايي كه زن تا اين دوره بر جنس مخالف حضور داشته باشد. و با پيشرفت‌هايي كه در زمينة مسائل اجتماعي و اقتصادي داشته دوران زن‌سالاري در جوامع انساني زنان همچون مردان به اندازه آنان در ساختن تمدن و شايد هم بيشتر نقشي داشتند. حتي در قبول خيلي از مسئوليت‌هاي اجتماعي زنان به مراتب موفق‌تر از مردان به انجام نقش اجتماعي پرداختند. تعليم و تربيت طرز جوامع مختلف در ساخت تمدن در طرز تفكري كه براي زنان آن جامعه ايجاد مي‌شود نقش بسزايي دارد حتي در خيلي از تشكيلات حكومتي هم جاي پاي زنان بزرگي ديده مي‌شود كه در اداره جوامع بزرگ خيلي موثر بوده‌اند.
زن در ايران باستان
در تاريخ پر افتخار ايران كمتر كساني مي‌توان يافت كه در آن نامي از زن برده نشده باشد و يا آنكه قهرمان يا قهرمانان آن را زنان تشكيل نداده باشند. تاريخ نشان مي‌دهد كه در اكثر نقاط دنيا به استثناء ايران و مصر و آشور زن در اجتماع داراي مقام برجسته و مهمي نبوده است. در اوستا كتاب مقدس زردتشت همه جا با نيكي از زن ياد شده و مطالبي آمده كه مشخص مي‌كند در ايران باستان آنچنان زن و مرد يكسان بوده‌اند حتي پس از مرگ نيز يكسان به محك آزمايش زده مي‌شدند و پاداش خود را يكسان دريافت مي‌كرده‌اند.
شيوع زن افزون تحصيل كمالات در جهان زنان ساساني به احتمال قوي عامل اساسي ايجاد ميل شديد آنان براي در هم شكستن يوغ اسارت گذشته و شوق كسب استقلال به شمار مي‌رود.
ديد اسلام نسبت به زن
ديد اسلام ا نسبت به زن ديدي احترام آميز است. طبيعت زن جداي از طبيعت مرد نيست او در بينش ما نيمي از پيكر جامعه است. او پايه‌گذار اصلي هسته خانواده و در نقش كلي مدينه فاضله است او را مي‌توان معلم بشريت ناميد تا حدي كه هم دست‌ها و پيشرفت‌ها از سوي او معين مي‌گردد. در توصيه اسلامي كفه ترازو به سوي زن سنگين‌تر است تا به سوي مرد و ارج و احترامي كه اسلام براي مادر قائل است قابل مقايسه با احترام يك پدر نيست.
زن و مرد هر دو داراي حق آزادي و استقلالند و اين آرزوي اسلام است كه زن به كمال معرفت و رشد فكري برسد. اسناد اسلامي سخن از شگفت‌هاي وجود زن دارند خداوند عجايب آفرينش خود را درباره زن پياده كرده و آيت خود را از طريق او نشان داده او از روي عظيم و سرشار از عاطفه برخودار است.

2-2- حضور اجتماعي زن
بسياري از زنان گمان مي‌كنند كه راه رشد به رويشان بسته است. بدان خاطر كه اسلام با حضور اجتماعي زن مخالفت دارد و با توجه اسناد مربوطه به قرآن و سنت خواهيم ديد كه گمان باطني بيش نيست اسلام با حضور زن در اجتماع مخالف نيست بلكه با بي بند و باري و بي عفتي اجتماعي مخالفت است، حجاب در اسلام به معني منع حقوق زن در جامعه نيست بلكه به معناي حضور تحت شرايط معين است.
زن ايراني نيز همچون ديگر هم جنسانش در سراسر جهان (هرچند با شدت و ضعف) چهارچوب‌هاي كهن را شكسته و از محدود آشناي دير پاي خود گام به جهان گذارده است كه ارزش‌هاي نويني را طلب مي‌كند را معرق نهاده است.
زن ايراني كه امروز به ساحت اجتماع پا نهاده است از نسل‌ها در حد فرسنگ‌ها به دور است اين زندگي جديد و رفع تضادهاست كه نمي‌توان و نبايد آن را خفه كرد و يا نشنيده گرفت زيرا اثرات اجتماعي آن به زنان محدود نمي‌شود و گريبان مردان و جامعه را نيز خواهد گرفت. پس بايد اين تضادها و علت و معلول آن شناخته شوند تابتوان به رفع شان كوشيد. در دوراي زندگي مي‌كنيم كه حتي اگر بخواهيم چشم بر روي تمامي ابعاد تأثير زنان بر رويدادهاي اجتماعي ببنديم نمي‌توانيم نقش زنان را در اقتصاد ناديده بگيريم. عقب ماندگي زنان يكي از سرفصل‌هاي عقب ماندگي اجتماعي ماست و ناشكوفايي نيروهاي سازنده در زن ايراني تا اندازه‌اي بازسازي اجتماعي و اقتصادي كشور ما.
2-3- زنان معلمان واقعي جامعه
معلمان واقعي كودكان امروز كه در آينده مي‌توانند پس انداز كنندگان و سرمايه داران و يا سرمايه‌گذاران واقعي جامعه فردا باشند غير از مادران امروز چه كساني هستند؟ آنچه زنان انجام مي‌دهند اثر بسزايي بر اكثر پروژه‌هاي توسعه دارد حتي اگر نقش آنان به وضوح در طراحي و اجراي برنامه‌ها در نظر گرفته نشده باشد همانگونه كه اكثر پروژه‌ها نياز به داده‌هاي پايه‌اي كافي و مناسب دارد داشتن ديد كافي نقطه شروع به شمار آوردن زنان در پروژه‌هاي توسعه است.
همه جا سخن از توسعه است اما كليد رسيدن به اين امر ناباورانه به فراموشي سپرده مي‌شود و به آموزشي حداقل وقت اين قشر را مي‌گيرد. آيا به راستي مي‌توان منكر اين واقعيت شد كه بدون آموزش بي وقفه زنان ـ آگاهي دهي به آنها و ايجاد زمينه براي مشاركت آنها مي‌توان به توسعه مسلم در جهت اساسي و مادي رسيد؟
زن مي‌تواند پديد آورنده غرور و عزت براي بشريت باشد. مگر نه اينكه اولين مومنه به اسلام يك زن آن هم خديجه است. مگر نه اينكه اولين شهيد اسلام يك زن به نام سميه است.
2-4- نقش معلمي زن
زن به معناي علمي و واقعي كلمه معلم است و از نظر ما معلم كسي است كه در كا ر و برنامه تربيت است و بدين سان معلم‌تر از مادر كسي سراغ نداريم. خداوند امانت گرانقدر خود يعني فرزندان را در اختيار او قرار داده و از او خواسته تا طفل را بعنوان امانت الهي تلقي كرده و موجبات رشد و اعتلاي او را فراهم كند.
2-5- نياز امروز زنان
زن امروز به علم و آگاهي پردامنه و وسيعتري نيازمند است از آن بابت كه دام‌هاي گسترده‌اي در سر راه او قرار دارد و او بدون آگاهي لازم و بدون داشتن مقصدي كه به سوي آن روان باشد نمي‌تواند خود را از اين دام‌ها نجات بخشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-6- آرمانداري زن
براي زن مهم است كه آرمان و روش ارزنده‌اي را براي زندگي خود برگزيند و براساس آن پيش رود. در اين آرمان و مقصد اصل بر اين است كه عفت زن و پاكدامني او تعقل و تعلم او و خويشتنداري او صيانت شده زير سوال نرود.

2-7- ورزش زنان از ديدگاه علم و پزشكي
تحقيقات گسترده‌اي در مورد عملكرد ورزشكاران زن صورت گرفته است. يك اتفاق نظر كلي در مورد سطح عملكرد آن وجود ندارد. ولي ورزش تأثيرات بسزايي بر روي بدن انسان دارد تمرينات منظم ورزشي داراي فوايد مشابهي در زنان و مردان دارد. كاهش فشار خون، پايين آوردن تعداد ضربان قلب، افزايش ظرفيت هوازي همراه با كاهش درصد چربي بدن تمام موارد فوق به پيشگيري بيماري‌هاي قلبي كمك مي‌كند. تقويت استخوان‌ها و جلوگيري از پوكي استخوان نتيجه ورزش توأم با اعمال وزن روي بدن است.
در يك جامعه پويا ايجاد شرايط براي سلامتي جسم و روان از اهداف مهم ورزش و تربيت بدني است يكي از تأثيرات شگرف ورزش تبلور اخلاق و معنويات در جامعه است كه اين تأثيرات مي‌تواند نقش زنان را كه مربيان آينده جامعه‌اند در ابعاد مختلف زندگي تعميق بخشد.
تربيت بدني همانند هر پديده خوب اجتماعي داراي گستردگي پيچيدگي و همبستگي خاص است كه با ارزش‌هاي اجتماعي و اخلاقي كاملاً آميخته است و به هر حال ورزش مي‌تواند در انتقال ارزش‌ها و مفاهيم فرهنگي در جامعه نقش بسزا داشته باشد. زن مسلمان ايراني با نگرش مثبت و باوري مذهبي مي‌تواند ورزش را بعنوان يك مسئوليت فردي تلقي كند تا بتواند از زندگي مفيد و سازنده برخودار شود و نيز مشكلاتي را كه در آينده با آن مواجه خواهد شد در فعاليت‌هاي ورزشي بياموزد بسط و گسترش ورزش همراه با بستر سازي اجتماعي و فرهنگي كافي مثبت در ايجاد يك جامعه پويا و بالنده خواهد بود.

2-8- زيبا شناسي از ديدگاه زنان
ارجاع، مركز زنان اسلامي مخاطبان متفاوتي را مورد خطاب دارد و زنان گروه اصلي مخاطبين هستند بنابراين بايد روح و احساس اين گروه از مخاطبين را در خود داشته باشد. يك معمار در ارائه اثر خود به دنبال يك ارتباط روح رواني با مخاطب اثر (زن) است و بايد با شناخت و كنكاش در روح آنان به اين مهم دست يافت زماني كه ارزش‌ها و نيازهاي زنان اهميت داشته باشد مي‌توان انتظار خلق اثر هنري را داشت كه بر روح آن تأثير بگذارد. نياز بشر به زيبايي به عنوان جزئي از فرهنگ قطعي است اين مطلب را اين واقعيت تأكيد مي‌كند كه بيشتر از اولين روزهاي خلقت هميشه سعي در زيباسازي محيطش داشته است هنر زيبايي هميشه در ارتباط با هم بوده‌اند و زيبا به طور غير مستقيم نوعي تسكين دهنده است.

2- 9- خصوصيات رواني زنان ايراني
در ذيل خصوصيات رواني زن امروز ايراني را بر شمرده‌ايم.
1ـ زنان امروز ايراني خصوصيات رواني بسيار مختلفي دارند اين اختلاف به خصوص در شهرها بيشتر و بارزتر از روستاهاست. علل اين اختلاف:
الف) وسعت كشور پهناور ما با شرايط متفاوت جغرافيايي طبيعي.
ب) تحولات سريع و متنوع جديد در همه شئون زندگي ما و وجود يك عنصر انقلابي و يك دوره انتقالي در تاريخ معاصر ما.
2ـ تفاوت‌هاي موجود بين رفتار و خصوصيات رواني زن و مرد ايراني بيشتر مربوط به انگيزه‌هايي اجتماعي و تقاضاهاي فرهنگي ماست و كمتر وابسته عوامل زيستي و بيولوژيكي است.
3ـ چهره رواني زن ايراني ثابت مطلق و جاوداني نيست بلكه با تحولات دگرگون مي‌شود.
4ـ به طور كلي هوش و استعداد زن در فطرت و خلقت بامرد تفاوت ندارد هر گاه تفاوتي مشاهده شود مربوط به نوع تربيت است.
5ـ تحقيقات آماري در ايران مانند كشورهاي ديگر جهان نشان داده است كه عقب ماندگي زنان كمتر از مردان است.
6ـ هر گاه زنان از مزاياي اجتماعي و حقوقي و فرهنگي و شرايط تربيتي كم و بيش مساوي با مردان استفاده كرده‌اند از آنها گوي سخت را ربوده‌اند.
7ـ در جامعه ما و بنابر آنچه فرهنگ‌ها تعيين كرده هوشي زن و مرد در راه‌هاي كم و بيشتر مختلفي به كار افتاده و روي هم رفته زنان كمتر به مسائل كاملاً نظري و انتزاعي و بيشتر مسائل عملي و اجتماعي و اختصاصي پرداخته‌اند.
8ـ هوش عملي زن ايراني رشد بسيار يافته و بسياري از زنان در قدرت و سرعت محل از مردان پيش گرفته‌اند.
9ـ رشد هوشي كلامي نيز در آن دسته از زنان ايراني كه با مردان در شرايط فرهنگي و تربيتي برابر هستند بالاتر از مردان است.
10ـ اختلاف گويايي در دختران كمتر از پسران است.
11ـ در مشاغلي كه روابط انساني اهميت مخصوص دارد زناني كه در دانش و تخصص همپايه مردانند از مردان توفيق بيشتري دارند.
12ـ در جامعه كنوني پرتحول ما اختلاف بارز كاراكتر مشي و سيرت (خلق و خو) كه تنها در2 جنس مشاهده مي‌شود. بلكه بين گروه‌هاي مختلف سني و اجتماعي زنان مشاهده مي‌شود.
13ـ خصوصيات شخصيت و كاراكتر يا منش افراد در رابطه با محيط و برحسب الگوهاي اجتماعي و تقاضاهاي فرهنگي جامعه شكلي معين و صورتي نهائي و مشخص مي‌يابد.
14ـ رشد شخصيت و ترقي و تكامل زنان از يك طرف نمودار رشد جامعه و از طرف ديگر عامل مهم تحول و ارتقاء جامعه و فرهنگ است.
15ـ روانشناسي زن يا خصوصيات رفتار و شخصيت وي را جز در چگونگي ارتباط زن با محيط فرهنگي و اجتماعي او نمي‌توان مطالعه كرد.
16ـ كاراكترها (شناسايي خصوصيات سيرت و شخصيت زن) فقط به توصيف و تصوير چهره‌ رواني زن نمي‌پردازد ـ بلكه با كشف قوانين تكوين شخصيت و رفتار علل و عوامل رشد و ترقي يا نارسائي و تداعي شخصيت زن را نيز نشان مي‌دهد.
17ـ روي هم رفته زنان به اعتباري ازمردان حساسترند و هيجان پذيرند يعني هم كمترين تحريك و فشار هيجاني را احساس مي‌كنند و هم زودتر به تحريك و با فشار پاسخ مي‌دهند.
18ـ زنان با وجود حساسيت هيجاني بيشتر شهر از مردان تعادل هيجاني خود را حفظ مي‌كنند.
19ـ به طور كلي زن ايراني به خاطر قدرت تحمل و شكيبايي كمتر از مرد ايراني پرخاشگر و ستيزه جو است.
20ـ غالباً قدرت سازگاري زن ايراني در شرايط دشوار بيشتر از مردان است.
21ـ به طور كلي سازگاري ايراني كشورهاي پيشرفته صنعتي متحمل‌تر ـ بردبار و خود دايرند يعني قدرت كنترل هيجاني بيشتر دارند.
22ـ براساس پژوهش‌هاي تجربي و كلي چه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي روي هم رفته مردان ازنظر قدرت تنزل هيجان و ضعيف‌تر از نهان است.
2-10- شناخت زن
نيازهاي ذاتي: نيازهاي اوليه انسان براي زنده ماندن هستند مانند نياز به غذا، آب، هوا
نيازهاي اكتسابي: نيازهايي است كه در نتيجه زندگي اجتماعي انسان به وجود آمده‌اند و احساس مي‌شوند.
نيازهاي ذاتي و اكتسابي در طول هم قرار دارند در واقع تا گروهي از نيازها برطرف نشود او به فكر نيازهاي ديگر نمي‌افتد. مثلاً فرد گرسنه كه سرپناهي ندارد ميلي به خريد اتومبيل يا شعر گفتن و تفريح ندارد. دانشمندان روانشناس سلسله مراتبي از نيازها را ارائه كرده‌اند كه از نيازهاي اساسي زيستي آغاز مي‌شود ودر سطوح بالاتر به انگيزه‌هاي رواني پيچيده‌تري مي‌رسند كه تنها پساز برآورده شدن نيازهاي اوليه نقش مهمي را بر عهده مي‌گيرند.
(جدول2-1)
خودشكوفايي و
شكوفا ساختن توانايي بالقوه
نيازهاي ذوقي = تقارن ـ منظم
زيبايي نيازهاي شناختي = دانستن، فهميدن،
كاويدن نيازهاي عزت نفس= اجرا و دستيابي نشان
دادن كفايت در كارها نيازهاي تعلق و محبت = به ديگران

پيوستن، پذيرفته شدن، تعلق داشتن نيازهاي ايمني = احساس امنيت
كردن و دور از خطر بودن نيازهاي فيزيولوژيايي= گرسنگي و تشنگي و
امثال آن ……..

سلسله مراتب نيازها = از ديدگاه دانشمندان و روانشناسان
2-11- شناخت هويت زنان ايراني
جستجو براي بازيابي هويت‌هاي گمشده‌اي امروز بزرگترين مشغله و درگيري سياسي ـ اجتماعي جهان ما است.
هويتي كه ما در جستجوي آن هستيم از اساس به گونه ديگري است قصد اين نيست كه به بهانه جستجوي هويت زن ميان زن و مرد خط جدايي افكند و با اثبات حقانيت راستين يا دروغين آن سرزمين و يا حدود و ثغو ري را طلب كرد. زن در قالب نيمه پيكر انساني كه زاينده آن نيمه ديگر نيز هست در جايگاهي فراتر از قوم و ملت و نژاد دو تبار قرار دارد. جستجو براي يافتن هويت راستين او تلاش براي يافتن هويت و سرشت راستين نوع بشر براي جهاني انسان پرود و انسان گرا است.
زن در عرصه جهان پهناور ما پيوسته زن بوده است و در همه جاي اين جهان و از آغاز پيدايش برزمين فارغ از زمان و مكان و نژاد و رنگ و آيين بار مسئوليتي ويژه را بر دوش داشته است. زادن، پروردن و به بلوغ رساندن و اين بخشي از حيات زن است كه انكار چون و چرا نمي‌پذيرد. در حقيقت هويت جوي براي زن در وراي اين بخش از زندگي و اين امتياز ويژه او بايد صورت گيرد. نقشي كه زن در كنار يا جدا از وظيفه باز توليد نسل بشري در ساختار اجتماعي ساختار تاريخي زيربناي فرهنگ و تمدن در روان اجتماعي در پيدايش باورها و اعتقادها و سرانجام در اعتلاي بشر داشته يا نداشته است. جستجو در گذشته‌هاي دور و اوراق پاره شده گمشده و گاه نوشته نشده تاريخ و استناد به يافته‌هاي انسان شناسي و باستان شناسي در پي هويت راستين زن و اثبات قدرت زنانه در گذشته‌ها به خودي خود رهگشاي مشكلات امروزين زنان نيست اين واپس نگري براي يافتن راهي به سوي آينده است. امروز زندگي زن ايراني و خاورميانه‌اي به جبر يا اشتياق در حال تغيير شكل كيفي است. هر چند بازتاب دگرگوني چهره زن در سيماي زندگي جهاني در اين سوي جهان اندك باشد. اثبات حضور زن در كنار مدد در تكوين تمدن بشري نه به صورت يك تقابل بلكه در هيأتي هم سو واقعيت و حقيقي است كه مي‌توان دوزنه‌اي به كشف آن حقيقت ديگر يعني اهميت و نقش زن و توانايي و آگاهيش براي رويايي با جهان امروز باشد.

2-12- فرهنگ و معنا
مهم‌ترين نياز براي يك فرهنگ توسعه و تكميل يك دنياي منظم است كه برپايه اثرات متقابل و تضادهاي پر معنا قرار گرفته‌اند. ارتباط كلامي به منظور حذف موارد غيرقابل بيان و درك توسط كلام مي‌پردازد و به جنبه‌هايي كه قادر به بيان و درك توسط كلام است مورد استفاده قرار مي‌گيرد. معماري به جنبه‌هايي از زندگي كه قادر به بيان توسط كلمات نيستند معنا مي‌بخشد. معماري‌هاي خاص مي‌توانند به بخش‌هاي مختلف اجتماع مانند كليسا و حكومت هويت بخشند.
معماري
معماري مقوله‌اي است كه از ابتداي هبوط حضرت آدم به زمين شروع شده است وتا عروج آخرين بنده خداوند به عرش اعظم ادامه خواهد يافت البته سنخيت آن با انسان آرزوي آغاز شد كه خدواند به عنوان اواين معمار هستي دست به آفرينش كالبد گلين انسان نمود و سپس او را در بهشت عظيم جاي داد.
نوع معماري هر زمان ارتباطي تنگاتنگ با روح بشر آن زمانه دارد در زمان حضرت آدم كه تخيلات زندگي در سنين نورادي بود يك سقف ساده، كل معماري آن زمان بوده كه خود در زمانش بهترين سر پناه بوده است.
بعدها كه روح و فكر بستر با طبيعت بيشتر آشنا شد و با اين ما رأي جديد موقتي بيشتر درگير شد روح پاك او از عالم معنا كم كم فاصله گرفت و در عالم خاكي ماوا گرفت و كم كم در آن غرق شد كه به قول شاعر دو بيتي گوي باباطاهر عريان همدان
فلك زار و نذارم كردي آخر جدا از گلعذارم كردي آخر
ميان تخته نرد محبت شش وپنجي بكارم كردي آخر
طبق مثل معروف كه رنگ رخساره بايد سر درون كند كارهاي انسان همه از ارتباط لاينفك او با عالم و آخرت و موطن اوليه حضرت آدم در بعد آفرينش دارد لذا هميشه در جستجوي ايجاد يك مكان هر چند در مقايسه آن ناچيز و فرد ولي طبق آنان و آرزوهايي هست كه برگرفته از تخيلات او از بهشت و نعمات آن است لذا هميشه سعي كرده آنرا به نحوي جامعه عمل بپوشاند بلكه بتواند اين روح ناآرام و سيال خويش را تسکين دهد و از درد و آلامي كه ناشي از جدايي او از روح اعظم است رهايي بخشد به همين علت است كه آن را در داخل بناهاي بزرگ و مجلل قرار مي‌دهد مثل مرواريد داخل صدف تا از گزند روزگار در امان باشد هر چند اينكار در ظاهر ممكن است جواب مناسبي باشد ولي تاكنون نتوانسته‌ آنرا آرام كند ولي همين نيز خود در خور ستايش است چون هر آفريدهاي صفات آفريننده را داراست هر چند كم و ناقص ولي با اين صفات مي‌توان خالق اثر را شناخت.
معماري كه از لغت عمر و عمران مشتق شده است اصيل‌ترين هنر انسان است چون اولين چيزي كه انسان بدان احتياج دارد محلي جهت لكن و در امان ماندن از گزند طبيعت و روزگار است لذا اولين چيزي كه انسان بعد از رفع گرسنگي و تشنگي بدان روي مي‌آورد ساخت سرپناهي جهت استراحت و گذران اوقات بيكاري است و درمراحل پيشرفته محلي جهت زندگي و گذران عمر خويش معماري قرن گذشته‌ها چونان كشتي حضرت نوح (ع) كه از هر موجودي يك جفت مذكر و مؤنث را همراه داشت در دل خود انواع سبك‌هاي معماري را جايي داده است چه بناهاي باعظمت كه خواه مذهبي باشند يا حكومتي يا بناهاي مسكوني در حد ابتدايي معماري به عنوان مفهومي كه به مصالح قوام و دوام خويش را از ماده وشكل و فرم و زيبايي‌اش را از روح و ذوق و شهود آدمي مي‌گيرد مطرح است.
معماري كشور ما مانند درخت تنومندي است كه گرچه بارها دچار حريق آتش‌افروزان شده ولي ريشه‌اي استوار و تنه‌اي بس قوي دارد و باريزش مقطعي شد و برگهايش از پاي نيفتاده و نمي‌افتد.
2-13- فرهنگ و معماري
فرهنگ خصوصيات فرهيخته جوامع انساني، از پيدايش بشر تا عصر حاضر است و مجموعه شناخت‌ها و معارف اكتسابي بشر به پديده‌هاي محيطي، جهت بهتر زيستن و پيشرفت از آغاز حيات و انسان مهاجر بدون سرپناه و استمرار آن تا امروز، تعريف ساختار تمدن مي‌باشد. فرهنگ و تمدن ايراني سرشار از ارزش‌هاست و تاريخ سرزمين ما گواه آن است و اين شامل معماري گذشته، كه تجلي و زبان گوياي فضاي زيست‌ جوامع كهن در پهنه كشور ما بوده نيز مي‌شود.
معماري ايران داراي سبك و هويت بوده است. به بافت عرصه عمومي و عرصه‌هاي خصوصي و موجوديت‌شان در كالبد شهر كاشان و يزد و… توجه كرده و دل بسپاريم. تجليات ذوق و سليقه، زيبايي و لطافت، عشق و محبت و روابط مردمي و ساير ظرافت‌هاي انساني عجين شده با تار و پود شهر، كه برگه‌هاي زرين و زنده و گوياي تاريخ اجتماعي و شهرسازي گذشته‌اند، طي نيم قرن اخير، به دست متولي نمايان ناآگاه تخريب شده، مي‌رود تا براي هميشه از ميان برود.
بزرگاني چون، فرانك لويد رايت، آنتونيوگائودي، لوكوربوزيه، گروپيوس، ميس‌وندروهه، آلوار آلتو، ميكلوچي، كنزوتانگه، لويي كان و… چه در سرزمين خود و چه در ماوراء مرزهاي كشورشان آثاري را طرح و خلق كردند كه هرگز دستخوش تغييرات چهره، ناشي از قوانين خشك محلي و جاري براي عموم نشدند و به عنوان يك اثر هنري و شئي موزه‌اي در فضاي مردمي پا گرفتند، كه امروزه جزو مفاخر هنر معماري قرن بيستم و جاذبه‌هاي توريستي به ثبت رسيده و از آنها شديداً مراقبت مي‌شود و مورد بازديد شيفتگان هنر معماري قرار دارند.
2-14- فتح فضاي معماري به دست زنان


دیدگاهتان را بنویسید