شهريار منطقه اي است با آب وهواي نسبتا خشک داراي زمستانهاي نسبتا سرد وتابستانهاي گرم.

جغرافياي سياسي
شهرستان شهريار تا سال 1367 بعنوان يکي از بخشهاي بزرگ شهرستان کرج به شمار مي آمد وازسال 1367 براساس مصوبه هيئت محترم دولت به عنوان شهرستان مستقل شناخته شده وازلحاظ تقسيمات سياسي به دوبخش مرکزي ورباط کريم تقسيم گرديد . با گذشت کمتر از يک دهه درسال 1376 بخش رباط کريم براساس مصوبه اي ديگر بعنوان يک شهرستان مستقل شناخته شده واز شهريار منفک گرديد.
جمعيت شهرستان شهريار: 1200000 نفر
جمعيت شهرشهريار: 250000 نفر
مساحت شهرشهريار: بالغ بر8000 هکتار
بخش عمده جمعيت اين شهرستان باغدار بوده و د زمينه کشاورزي اشتغال دارند.
محصولات کشاورزي
منطقه شهريار از ويژگي هاي کشاورزي مهمي برخور دار است، به طوري که قسمت عمده زمينهاي اطراف شهريار را باغات ميوه تشکيل مي دهند.
محصولات کشاورزي در شهريار به دليل آب و هواي بسيار خوب و معتدل و چهار فصل بودن از تنوع خاصي برخودار است.
آلبالو3گلابي2سيب1آلو6گوجه فرنگي5گيلاس4زرد آلو9شفتالو8هلو7آلو قطره طلا12قيسي11شليل10انگور15زعفران14به13بادام18پسته17توت درختي16انجير21سنجد20گردو19گندم24انار23خرمالو22ذرت دانه اي27ذرت علوفه26جو25يوجه30شبدر29اسپرس28چغندر قند33پنبه32نخود31لوبيا36سيب زميني35پياز34
3-2- معرفي سموم فسفره مورد مطالعه
در حال حاضر بيش از 100،000 ترکيب شيميايي بعنوان ترکيبات فسفره ساخته شده و به بازار عرضه گرديده است که بيش از 100 ترکيب آن بعنوان آفت کش معرفي شده است . اين ترکيبات داراي خواص متفاوتي از جمله پايداري ، سميت، قدرت حلاليت و… مي باشند. بدين سبب کاربرد وسيعي در امور بهداشتي و کشاورزي دارند (ايماني، 1388).
از ويژگيهاي اين گروه از سموم است که از راههاي گوارشي، تنفسي و تماسي وارد بدن شده و اثرات مخرب خود را نشان مي دهند.
اين سموم داراي تقسيم بنديهاي مختلف مي باشند،از جمله تقسيم بندي براساس پايداري آنها اشاره مي شود:
1- ترکيباتي با پايداري شيميايي کم، مانند تترا اتيل پيروفسفات
2- ترکيباتي با پايداري شيميايي متوسط مانند مالاتيون، ديازينون ، متيل پاراتيون و کلروپيريفوس
3- ترکيباتي با پايداري بالا مانند ديمتوات
4- ترکيباتي با قدرت تبخير بالا مانند نستوکسين، DDVP
3-2-1- ديازينون
ماهيت و ويژگيهاي فيزيکي شيميايي ديازينون:
فرمول شيميايي:
جرم مولکولي نسبي: 35/304
دانسيته: 11/1 گرم بر سانتيمتر مربع در درجه حرارت 20 درجه سانتي گراد
وزن مخصوص: 118/1-116/1 در درجه حرارت 20 درجه سانتي گراد
نام شيميايي IUPAC:
اتيل، ايزوپروپيل 6 متيل پريميدينيل 4 فسفر تيوآت
اسامي مترادف: دي متيلات دي آزيد، بازودين، کاي زينون و نيسيدول.
ديازينون مايع زلال بدون رنگ با بوي خفيف استري است. از لحاظ تکنيکال بخش فعال آن مايعي به رنگ زرد قهوه اي با بوي مخصوص مي باشد.
نقطه جوش: نقطه جوش آن در فشار 6/26 ميلي پاسکال 84-83 درجه سانتي گراد است، و فشار بخار (فراريت) پائيني در حد 7/9 ميلي پاسکال در دماي 20 درجه سانتيگراد دارد (طالبي جهرمي، 1386).
ميزان حلاليت: در درجه حرارت اتاق حلاليت آن در آب 60 ميلي گرم در ليتر است. ديازينون در بيشتر حلالهاي آلي بويژه استون، الکل، بنزن، تولوئن، سيکلوهگزان، هگزان و دي کلرومتان حل مي شود و ضريب تسهيم اکتانل/ آب آن 40/3 است.
ميزان پايداري: ديازينون در حرارت بالاي 100 درجه اکسيده مي شود در محيطهاي خنثي پايدار است ولي در محيط قليايي به آهستگي و در محيط اسيدي با سرعت زياد هيدروليز مي شود.
موارد استفاده: ديازينون حشره کش ارگانو فسفره اي است که بر طيف گسترده اي از حشرات تاثير دارد. پايداري متوسط رو به بالايي دارد و ميزان سميت آن در پستانداران نسبتاً پايين است. ديازينون بر روي حشرات بالغ و جوان و نيز کنه ها موثر است (ايماني، 1388).
ديازينون حشره کش ارگانو فسفره اي است که بر طيف گسترده اي از حشرات تاثير دارد. پايداري متوسط رو به بالايي دارد و ميزان سميت آن در پستانداران نسبتاً پايين است. ديازينون بر روي حشرات بالغ و جوان و نيز کنه ها موثر است (ايماني، 1388).
کاربرد عمده ديازينون در امور کشاورزي اکثراً در باغهاي ميوه ، تاکسنانها، مزارع برنج، نيشکر، ذرت، تنباکو، کشتزارهاي سيب زميني، در بهداشت عليه سوسري آلماني و ساس و در امور دامپزشکي شستشوي جانوران اهلي است (Fest,1973).
فرمولاسيونهاي موجود :
مهمترين فرمولاسيونهاي ديازينون به قرار زيرند:
امولسيون 60% : 150-20 سي سي/ ليتر
کنسانتره هاي ULV: 400 گرم پودر قابل تعليق در آب/ کيلوگرم
کنسانتره هاي قابل تعليق: 250، 400 و 600 گرم/ليتر
گرد: 40-20 گرم/ کيلوگرم
گرانول: 140-30 گرم/ کيلوگرم
آئروسل: 200 گرم / ليتر
3-2-1-1- سيماي ديازينون در مطالعات سم شناسي
مسموميت حاد ديازينون در انسان 1: گزارشات متعددي در رابطه با بروز مسموميتهاي حاد عمدي و اتفاقي بر اثر ديازينون وجود دارد مسموميتهاي اتفاقي معمولاً بر اثر مصرف فرمولاسيونهاي مايع اين ترکيب که شيوه نگهداري آنها درست نيست اتفاق مي افتد. مواردي از مسموميت حاد به دنبال مصرف جلدي اين ترکيب در درمان شپش نيز گزارش گرديده است (مور اتوره و همکارانش در سال 1960) در مسموميت حاد با ديازينون علائم و نشانه هاي تيپيک مهار کولين استراز ديده مي شود که عبارتند از: سردرد، تهوع، گيجي، اشکريزش، افزايش بزاق و ادرار، ضعف عضلاني و عدم هماهنگي، تاري ديد، نبض ضعيف و دپرسيون سيستم تنفسي، تمامي اين علائم به درمان با آتروپين واکسيم پاسخ مي دهند. تماس با ديازينون باعث حرکات غير طبيعي چشم، آسيب به عضلات اسکلتي و التهاب پانکراس نيز مي شود(ايماني، 1388).
پانکراتيت حاد: گزارشاتي در رابطه با افزايش گلوکز و آميلاز سرم بدنبال مسموميت هاي شديد با ديازينون وجود دارد. اين تغييرات آنزيمي در موارد خاصي با علايم و نشانه هاي شکمي همراه است. اين علايم در کل علائم مربوط به پانکراتيت حاد هستند. در يکي از اين موارد (ابتلا به پانکراتيت حاد) کيست پانکراس نيز ديده شد. تمامي موارد پانکراتيت حاد، خفيف بوده و کليه بيماران بهبود مي يابند(ايماني، 1388).
کنتيک و متابوليسم ديازينون: ديازينون از راه دستگاه گوارش، تنفس و پوست جذب مي شود. جذب پوستي ديازينون در انسان ناچيز است در کبد آنزيمهاي ميکروزومال کبدي ديازينون را به متابوليتهاي مهار کننده کولين استراز چون ديازوکسون، هيدروکسي ديازوکسون و هيدروکسي ديازينون اکسيد مي کنند. مقاديرکمي از اين متابوليت ها را مي توان در شيرو تخم مرغ رديابي کرد. ديازينون و متابوليت هايش دربافتهاي بدن ذخيره نمي شوند. 59 تا 95 درصد دوزي که از راه خوراکي وارد بدن مي شود در 24 ساعت اول و 95 تا 98 درصد آن پس از 7 روز از بدن و عمدتاً از طريق ادرار دفع مي گردد. مسيرهاي متابوليسم ديازينون که منجر به تجزيه آن مي شوند بقرار زيرند:

* گسسته شدن پيوند استري و تشکيل مشتقات هيدروکسي پيريميدين.
* تبديل بخش P-S به مشتق P-O و ايجاد متابوليت فعال ديازوکسون.
* اکسيد اسيون بخش ايزوپروپيل و ايجاد مشتقات الکلي نوع اول و دوم مربوطه
* اکسيد اسيون بخش متيل و ايجاد الکل مربوطه
* شکسته شدن پيوند استري با دخالت گلوتاتيون و ايجاد کونژوگه گلوتاتيون.
گسسته شدن پيوند فسفري وتشکيل متابوليت پيريميديل مسير اصلي متابوليسم ديازينون است. متابوليت هايي که پيوند استري فسفر خود را حفظ کرده اند ماهيتي موقتي دارند و تنها در مقادير اندک ديده مي شوند. محصولات حاصل از متابوليسم و سرعت تشکيل متابوليت ها در بين گونه هاي مختلف جانداران بسيارمتفاوت است. متابوليسم خارج کبدي ديازينون بويژه هيدروليز ديازوکسون در پلاسما از ديد سم شناسي بسيار مهمتر از متابوليسم اين ترکيب در کبد است، متابوليتهاي تشکيل شده در اين مرحله که عبارتند از دي اتيل فسفوريک اسيد، دي اتيل تيوفسفوريک اسيد و مشتقات حلقه پيريميديل عمدتاً از راه کبد دفع مي شوند (اسماعيلي،1375).
اثرات ديازينون بر توليد مثل:2 مطالعه اثرات ديازينون بر توليد مثل در دو نسل راتها نشان داد که مادر و جنين هر دو تحت تاثير چنين تماسي قرار مي گيرند. افزايش وزن مادران در دوران حاملگي و شيردادن بالنسبه کم است، وزن نوزاد و جنين نيز کمتر از حد طبيعي است. در نسل دوم تعداد نوزادان متولد شده در يک زايمان و نيز وزن و شانس بقاي آنها کم است. ديازينون ميزان مرده زايي و مرگ جنيني (مرگ در يک ماه اول بعد از تولد) را در سگ تازي افزايش مي دهد و باعث ايجاد ناهنجاري (جمجمه غير طبيعي) در جنين خوکها مي شود. آثار ديگري از ديازينون بر توليد مثل را مي توان در پرندگان مشاهده کرد. تزريق ديازينون به جنين جوجه باعث ايجاد ناهنجاري در ستون فقرات و چنگالها، تأخير در تشکيل ساختار اسکلتي و کاهش طول اعضا بدن جوجه مي شودWayland, 1963) ).
ايجاد موتاسيون:3 مطالعات انجام گرفته بر روي انسان و سلولهاي انساني نشان داده اند که ديازينون مي تواند ايجاد موتاسيون نمايد (يا به عبارتي آسيب ژنتيکي ايجاد نمايد.) مطالعات اپيدميولوژيکي که در سال 1979 بر روي کارگران شاغل در بخش توليد ديازينون انجام گرفت نشان داد که اشتباهات کروموزومي4 در اين گروه نسبت به کارگراني که تماس با ديازينون ندارند بسيار شايعتر است. Ciba-Geigy به اتفاق هم و ديگر محققان دريافتند که تماس با ديازينون مي تواند تبادل کروماتيدهاي خواهري 5در سلولهاي انساني را القا (بدون يا بافعال شدن متابوليکي) نمايد. (SCE : نقل و انتقال مواد ژنتيکي در داخل يک جفت کروموزوم) اشتباهات ساختاري در کروموزومها 6 بدنبال تماس سلولهاي انساني کشت شده، با ديازينون مشاهده گرديده است. ديازينون در ديگر حيوانات و گياهان نيز سبب ايجاد موتاسيون مي شود. در سلولهاي هامستر ديازينون پس از تماس مي تواند سيکل تقسيم سلولي را به تاخير بيندازد (اسماعيلي، 1375).
سرطانزايي:7 اخيراً شيوع نوعي سرطان (لنفوماي غير هوچکيني8 در کشاورزان ناحيهIowa و مينه سوتا را به استفاده از ديازينون نسبت داده اند. مطالعات انجام گرفته بر روي جوندگان نشان داده اند که ديازينون تکنيکال (نوعي ديازينون که براي استفاده تجاري فرموله نشده) سرطانزا نيست. حال اين سوال مطرح مي شود که آيا بروز سرطان در اين کشاورزان مي تواند ناشي از مواد بي اثر افزوده شده به ديازينون باشدWayland, 1963) ).
سينرژيسم:9 ديازينون با بسياري از ترکيبات شيميايي بصورت سينرژيست عمل مي نمايد. به عنوان مثال فردي که براي درمان زخم معده سايميتيدين مصرف مي کرد به هنگام سم پاشي چمن جلوي خانه خود باديازينون مسموم شد. ديازينون اثر داروي بيهوشي سوکسينيل کولين را افزايش مي دهد. ديلدرين و فنوباربيتال باعث تشديد سميت ديازينون در گوساله ها مي شوند. آترازين ميزان مرگ ومير مگسها بر اثر کاربرد ديازينون را 6 برابر افزايش مي دهد. تتراکلريد کربن کلريد جيوه و تريپتوفان باعث تشديد علايم مسمويت با ديازينون در گوساله ها مي شوند. ديازينون و مالاتيون سميت يکديگر را در گوساله تشديد مي کنند. مردم اطلاع کاملي از تمامي اجزاء موجود در فورمولاسيونهاي ديازينون ندارند، از قبيل اتيل بنزن، تري متيل بنزن و گزيلن که در فرموله سموم از آنها به عنوان مواد بي اثر نام برده مي شود. تماس با اتيل بنزن سبب احتقان کليه و ريه، گيجي، ناهماهنگي حرکات و تحريکات پوستي در انسان و حيوانات آزمايشگاهي مي شود. به علاوه تماس جنين در دوران حاملگي با اتيل بنزن سبب پيدايش دنده هاي اضافي، تشکيل کليه هاي غير طبيعي و کاهش وزن کشنده در هنگام زايمان مي شود. گزيلن سبب تحريک چشم، بيني و گلو- کاهش حافظه، آسيب به کليه و کبد، ناهماهنگي حرکات، گيجي، کاهش شنوائي و مرگ و کاهش وزن جنيني در حاملگي مي شود (اسماعيلي، 1375).
اثرات ديازينون بر گونه هاي غير هدف غير پستاندار: هر جا که ديازينون بر عليه آفتي بکار برده مي شود، علاوه بر آفت هدف گونه هاي زيادي از جانداران در تماس با اين ماده قرار مي گيرند. ديازينون آثار نامطلوبي بر بسياري از اين گونه هاي در تماس چون پرندگان، ماهيها بند پايان مفيد و ميکروبها دارد. (اسماعيلي، 1375).
پرندگان: ديازينون به همان شيوه اي که انسان و ساير پستانداران را تحت تاثير قرار مي دهد، بر پرندگان نيز اثر مي گذارد. پرندگان حساسيت خاصي به اين ماده دارند. وجود چنين حساسيتي در پرندگان باعث شده است که ميزان مرگ و مير ناشي از ديازينون در ميان آنها بالا باشد و اين مرگ و ميرها بيشتر در چمنزارها اتفاق مي افتد. براساس تخمين EPA براي دريافت دوز کشنده، پرندگان کافي است 15 تا 80 دقيقه بر روي چمني که با ديازينون سم پاشي شده بچرند. ترکيبات گرانولار10 ديازينون بيش از ساير ترکيبات براي پرندگان خطرناک هستند. بويژه هنگامي که پرورش دهندگان به جاي دانه اين ترکيبات را به اشتباه به پرندگان مي دهند. کمتر از 5 گرانول ديازينون G15 کافي است تا باعث مرگ پرنده اي به اندازه گنجشک شود. .(Eto, 1974)
ماهيها: براساس اطلاعات ثبت شده ديازينون براي ماهيها سميت بسيار بالائي دارد. غلظتهاي زير يک قسمت در ميليون (PPM) اين ماده در آب براي ماهيها کشنده است. ديازينون در بدن ماهيها تجمع زيستي 11 پيدا مي کند بگونه اي که غلظت ديازينون در بافتهاي بدن ماهي 200 برابر بيش از آبي است که ماهي در آن شنا مي کند. در ماهي نيز بيشترين غلظت ديازينون در کليه ها وجود دارد.(Eto, 1974)
بند پايان مفيد: ديازينون سميت بسيار بالائي براي زنبور عسل دارد و LD50 آن کمتر از 001/0 ميليگرم/ زنبور است. علاوه بر آن تماس با مقادير پايين تر از حد کشندگي مي تواند اثرات نامطلوبي بر طول عمر، تقسيم نيروي کار و اشتياق رفتن به دنبال غذا در اين حشره به جابه گذارد. زنبوران جوان بيش از سايرين نسبت به اين ماده حساس هستند. ديازينون باعث ايجاد مسموميت در حشرات و مايتهاي انگل مي شود. در مطالعه اي که در رابطه با سميت ديازينون بر روي 33 گونه از حشرات انجام گرفت ديازينون باعث مرگ 80 درصد 21 گونه شد.(Eto, 1974)
ديازينون در محيط:
آب: آلودگي آب بوسيله ديازينون امر شايعي است زيرا ديازينون پايداري متوسطي دارد و قابليت تحرک آن در خاک، متوسط رو به بالا است. در يک مطالعه مقايسه اي در بين 9 حشره کش، ديازينون يکي از پايدارترين آنها بود Wayland, 1963) ).
خاک: پايداري ديازينون در خاک 10 تا 12 هفته است. هر چند در شرايط خاصي مي تواند بيش از 20 هفته نيز در خاک باقي بماند. احتمالاً ديازينون بواسطه داشتن چنين ويژگيهايي به آبهاي سطحي وارد مي شود.
هوا: در يک بررسي پس از سم پاشي گسترده کف اتاقهاي اداري 7 اداره، در فواصل معين و به مدت 10 روز ميزان ديازينون موجود در هواي مجاور سطح زمين و سقف اندازه گيري شد. غلظت ديازينون به ترتيب حداکثر 163و27 ميکروگرم در متر مکعب هواي نمونه برداري شده بود. وجود چنين غلظتي از ديازينون در هوا هشداري است که بار ديگر تاکيد مي کند که ساکنين حداقل تا دو روز پس از سم پاشي نبايستي وارد ساختمان شوند (اسماعيلي، 1375).
3-2-2- مالاتيون
حشره کش فسفره وسيع الطيف که براي کنترل بسياري از آفات کار برد دارد.
فرمول : C10H19O6 S2 P
نام شيميائي
(1.2- Dicarbethoxyethyl) O.O.dimethylpHospHor dithioate
نامهاي ديگر : فسفوتيون ، اماتوس، کاربونوس، کيپروس و …..
خواص فيزيکي
وزن مخصوص : در 25 درجه سانتيگراد 1235
نقطه جوش : 157- 156 درجه سانتيگراد
نقطه ذوب : 70/3 درجه سانتيگراد
فشار بخار: در 30 درجه سانتيگراد معادل 00004/0 ميلي متر جيوه
حلاليت : در دماي 25 درجه سانتيگراد آب به ميزان mg/Li 145 حل مي شود. در الکل ، اترها و حلالهاي قوي به راحتي قابليت حل دارد(طالبي جهرمي،1386).
خواص شيميائي: مالاتيون در اثر واکنش بين دي متيل تيوفسفريک اسيد و مالئيک اسيد اتر در حضور کاتاليزورها حاصل مي شود(Mateen) مالاتيون تکنيک مالين با بوي سير و به رنگ قهوه اي ، زرد مي باشد که تا حدودي گران قيمت با پايداري کم مي باشد مالاتيون ماده اي فرار بوده، در مجاورت دما، نور، هوا در مدت کوتاهي تجزيه مي شود اينفل در حضور آب تسريع مي گردد. مالاتيون تحت تأثير مواد اکسيد کننده هيدروليز شده که ميزان هيدروليز بستگي کامل به pH و دما دارد. در محيط اسيدي به اسيد فوماريک و دي اتيل تيوفسفريک هيدروليز مي گردد که غير رسمي مي باشند (طالبي جهرمي،1386).
ميکروارگانيسم هاي خاک سبب تجزيه مالاتيون مي شوند (Mutten)
LD50 براي موشها از طريق گوارش mg/kg 1375- 1000 و از راه تماس mg/kg4000 مي باشد.
کاربرد مالاتيون : مالاتيون داراي خاصيت حشره کشي و کنه کشي مي باشد با اغلب قارچ کشها قابليت اختلاط دارد. در کشاورزي براي مبارزه با شته ها و براي کنترل کرم سيب ، تريپس ها ، مايت هاي عنکبوتي و آفات مکنده کاربرد دارد. در امور بهداشتي نسبت مبارزه با ناقلين مالاريا در جنوب کشور از سال 53-1352 به ميزان 2 گرم در متر مربع مصرف مي شد که متأسفانه بعد از چند سال با ظهورمقاومت در آنوفل استيفنسي ديگر کاربردندارد. تاکنون براي مبارزه با مگسها و کنترل آن ها از اين حشره کش استفاده نشده است (Ciesielski,1994).
نحوه اثر: مالاتيون حشره کشي با سميت متوسط مي باشد.از طريق گوارش،تماس و تنفس جذب مي شود که جذب تماسي ايجاد حساسيت،تهوع، استفراغ و سرگيجه مي نمايد. مالاتيون بر اثر متابوليسم، اکسيده شده تبديل به مالاکسون مي گردد. اکثر موجودات به سبب دارا بودن آنزيم کربوکسيل استراز با جدا کردن يک قسمت اتيلي از قسمت استرسوکسيليک از مسموميت با مالاتيون در امان هستند. حشرات با داشتن سيستم آنزيمي اکسيد کننده با حمله به اتصالP-S باعث غير فعال شدن مالاتيون مي شوند. سيستم دفاعي حشره نيز در اين زمان تاثير گذار است. ايزو مالاتيون موجود در مالاتيون متوقف کننده بتا استراز بوده و بوي بد مالاتيون مربوط به اين ماده است (Ciesielski,1994) .
3-2-3- کلرپريفوس
نام شيميايي :
O,O-diethyl-O-(3,5,6- Trichloro-2-Pyridyl) PHospHorothioate
فرمول C7H7C13N03PS
فرمول گسترده
نامهاي تجاري: دورسبان ، 1342 – OMS
خواص فيزيکي :
وزن مخصوص: 104/1 در دماي 20 درجه سانتيگراد
فشار بخار : 5-10 x 87/1ميليمتر جيوه در دماي 25درجه سانتيگراد
خواص شيميايي : اين حشره کش در برابر اکسيداسيون ، هيدروليز، محيط خنثي يا اسيدي ضعيف پايدار است. قابليت حل در حلالهاي آلي مانند بنزن ، استن، متانول و …. را دارد. کم محلول در آب، در دماي 23 درجه سانتيگراد به ميزان 0.4 mg/li در آب حل مي شود(طالبي جهرمي،1386).
از راه تماس ايجاد مسموميت مي نمايد ولي سميت آن از راه گوارش بالا بوده و خطر مسموميت فوريست.
در انسان از راه پوست و چشم جذب شده و ممکنست سبب تحريک قرنيه چشم گردد و اگر از راه پوست جذب شده باشد تحريک پوستي ايجاد مي نمايد. mg/kg LD50=135 براي موشهاي بزرگ است. دورسبان بعنوان لاروکش نيز مورد استفاده است و در سطح وسيعي براي مبارزه با پشه آزمايش شده است.
دوره کارنس 14-7 روز است. کلرپريفوس مانند ساير ارگانو فسفات ها خاصيت باز دارندگي عمل آنزيم کولين استراز را دارد. بر اثر تماس زياد مسموميت علائم شامل سر درد سرگيجه، بي نظمي، کشيده شدن ماهيچه ها، لرزش، تهوع، کرامپ هاي شکمي، اسهال، عرق زياد ، تنگي مردمک چشم، تيرگي بينائي، جريان شديد بزاق، احساس تنگ نفس، زياد شدن ادرار و تشنج تظاهر مي نمايد (طالبي جهرمي، 1386).
اثرات حاد: سميت گوارشي از متوسط تا زياد است، بطوريکه LD50=22 mg/kgبراي راتها مي باشد. در غلظت هاي بالا سبب آسيب زياد و مرگ مي شود. اگر وارد ريه ها شود علاوه بر حشره کش ، حلالهاي موجود در آن موجبات صدمه به ريه ها را فراهم مي آورد. LD50=2000mg/kg از را تماس (پوست) مي باشد و در صورت تکرار تماس ايجاد آلرژي مي نمايد. سميت تنفسي متوسط ولي تماس زياد با اسپري ها ممکنست زيان آور باشد.بخار و تنفس حلال هاي آن ايجاد سر درد ، سرگيجه و خواب مي شود. LC50=2600-3600mg/m3 براي راتهااز راه تنفس در مدت 4 ساعت مي باشد (طالبي جهرمي، 1386).
اثرات مزمن: اثرات سرطانزائي آن در طولاني مدت به اثبات نرسيده است مطالعه بر روي راتها و خرگوشها بيانگر اين است که اين حشره کش نمي تواند سبب تولد جنين هاي معيوب و مداخله در باروري تغييرات ژنتيکي شود (طالبي جهرمي، 1386).
3-3- اثرات بهداشتي سموم فسفره
3-3-1- اثرات حاد

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اثرات حاد ممکنست بصورت تصادفي، شغلي، آگاهانه، از روي عمد و يا اثرات ثانويه برسيستم عمومي بدن يا اثر بر روي نقاط خاصي از بدن نظير پوست و چشم باشد. غير از اثرات سمي آفت کشها در محيط، اثر عمومي آنها بر روي کارگران ، اغلب از طريق تماس است که در اثر آلوده بودن لباس ها و عدم رعايت نکات ايمني بوجود مي آيد. دومين اثر حاد آفت کشها در کارگران، تنفس اين سموم و گازهاي مربوطه است و سومين عامل گوارش بوده که عمده ترين راه اثر چه بصورت نصادفي و غيرتصادفي(شغلي، عمدي) است (Cox, 1996).
3-3-2- اثرات تصادفي
در حدود4-5 % کل مسموميت ها را مسموميت تصادفي با آفت کشها تشکيل مي دهد که اين نسبت در کشورهاي پيشرفته بيش از کشورهاي درحال توسعه است. داروها و سموم خانگي نيز بايد در اين مجموعه جاي داده شوند البته بايد بخاطر داشت مواد شيميائي خانگي بيش از ساير آفت کشها بر روي انسانهاي اثر مي گذارند. بيشتر افرادي که تحت تاثير اثرات حاد آفت کشها قرار مي گيرند کودکان کمتر از 5 سال مي باشند. با توجه به سميت بسيار بالاي تعدادي از آفت کشها حتي خوردن مقدار بسيار کمي از آن و يا تماس پوستي با محصولات غليظ مي توانند باعث يک مسموميت حاد شود(Cox, 1996).
بعضي از شرايطي که موجب بروز مسموميت هاي غير شغلي و بطور تصادفي مي شوند عبارتنداز:
– آفت کشهائي که در قفسه بدون حفاظ و قفل نگهداري مي شود و در دسترس کودکان است.
– استفاده از سموم کشاورزي در موارد خانگي خصوصا هنگامي که بدن در تماس با آفت کشها قرار مي گيرد و يا استنشاق مواد حشره کش بمدت طولاني صورت پذيرد.
– استفاده از ظروف خالي آفت کشها بمنظور نگهداري و انتقال آب آشاميدني.
– نگهداري آفت کشها درمجاورت انبار مواد غذائي.
– حمل و نقل همزمان مواد غذائي و آفت کشها در يک محل.
3-3-3- اثرات شغلي
در حدود 60-70 % از موارد مسموميت حاد بدون قصد قبلي ، از طريق آلودگي هاي شغلي ايجاد مي شود که در کشورهاي پيشرفته افراد دست اندرکار در معرض آلودگي بيشتري مي باشند، از جمله زماني که جهت مبارزه با آفات در کشاورزي از آفت کشها استفاده مي شود. افرادي که در معرض آلودگي قرار مي گيرند شامل کشاورزان و خانوادهايشان و کارگران سمپاش مي باشد. آلودگي شغلي در مورد کارگران کارخانجات توليد کننده آفت کشها نيز وجود دارد. همچنين باقيمانده آفت کشهائي که بر روي گياهان بکار بردند ممکنست در کارگران بخش کشاورزي هنگام چيدن ميوه ها و حمل محصولات کشاورزي ايجاد آلودگي نمايد.
موارد زير نشانگر تعدادي از آلودگيهاي اوليه شغلي مي باشد:
– کارگران کارخانجات توليد آفت کش
– سازندگان آفت کش
– فروشندگان آفت کش
– کارگران بخش حمل و نقل
– مخلوط کنندگان آفت کشها در زمان سمپاشي
– کارگران سمپاش


پاسخ دهید