(6) ضمائم94
(6-1) پيوست يک : پرشنامه استاندارد شده95
(6-2) پيوست دو: پرسشنامه ADEA99
Abstract……………………………………………………………………………………………………………………..
فهرست جداول

جدول (1-3): توزيع فراواني نسبي و مطلق سن……………………………………………………………………….. 59
جدول(2-3): توزيع فراواني نسبي و مطلق جنسيت………………………………………………… 60
جدول( 3-3): توزيع فراواني نسبي و مطلق بومي بودن ……………………………………………………………. 61
جدول (4-3): توزيع فراواني نسبي و مطلق دانشجويان سالهاي مختلف…………………………………. 62
جدول (5-3) : مقايسه نمرات حرفه‏اي‏گري دانشجويان سالهاي مختلف………………………………………. 63
جدول (6-3): مقايسه نمره “صلاحيت” دانشجويان سال‏هاي مختلف………………………………………. 64
جدول (7-3): مقايسه نمره “عدالت” دانشجويان سال‏هاي مختلف………….. ………………………………65
جدول (8-3): مقايسه نمره “صداقت” دانشجويان سال‏هاي مختلف…………………………………..66
جدول (9-3): مقايسه نمره “مسئوليت‏پذيري” دانشجويان سال‏هاي مختلف………………………….67
جدول (10-3): مقايسه نمره “احترام” دانشجويان سال‏هاي مختلف……………………………………68
جدول (11-3): مقايسه نمره “تمايل به خدمت” دانشجويان سال‏هاي مختلف……………………………69
جدول(12-3): مقايسه نمره اجزاي حرفه‏اي‏گري بر حسب جنسيت……………………………………………70
جدول(13-3): مقايسه نمره اجزاي حرفه‏اي‏گري بر حسب بومي بودن………………………………………71
(1) فصل اول:
مـروري بر متون و مقالات
مقدمه
کليات
مروري بر مقالات
بيان مسئله
اهداف و فرضيات پژوهش
(1-1) پيشگفتار
در زبان فارسي واژه “حرفه” معادل پيشه و کسب و کار است. با اين همه بعضي از پيشه ها ويژگي هايي دارند که آنها را از ساير حرفه ها متمايز مي سازد. در زبان لاتين به اين گروه از مشاغل “پروفشن1” ميگويند. پزشکي، دندانپزشکي، وکالت و روحانيت از مهمترين پروفشن ها محسوب
ميشود. “پروفشناليسم2” يا “حرفه‏اي‏گري” يک مفهوم چند بعدي و ارزشي است که دلالت بر پايبندي به تعهد خود در قبال جامعه از طريق رهبري قوي، قضاوت اخلاقي درست، و عملكرد اخلاقي در طبابت دارد(1).
اقدامات يک دندانپزشک به عنوان يک فرد حرفه اي منحصر به دانش و مهارت هاي وي در درمان بيماري ها، تسکين درد و پيشگيري از بيماري نيست. بلكه براي هر كدام از اين فعاليتها دندانپزشك بايد از ويژگيهايي در راستاي حرفه خود برخوردار باشد كه مجموع اين ويژگيها تشكيل دهنده حرفه اي گري در يك دندانپزشك است(2).
حرفه اي گري يا پروفشناليسم در دندانپزشكي به منظور جلب اعتماد جامعه به حرفه ي دندانپزشكي امري ضروري است. در واقع حرفه اي گري گوهر و ماهيت ارتباط بين بيمار ودندانپزشك است. عدم رعايت اصول حرفه گري آنگونه که ويل3 پيش بيني كرده است منجر به پسرفت دندانپزشکي به سمت نوعي “دادوستد” -آنچنانکه آرايشگرهاي جراح در گذشته بر عهده داشتند- ميگردد(3).
شواهد موجود حاكي از آن است كه حرفه اي گري رو به كمرنگ شدن ميرود ودندانپزشكان امروزي با موارد و مشكلات تهديد كننده ارزشها مواجه هستند. افزايش فرهنگ مصرف گرايي و اخيرا توجه افراطي به استتيك4 صرف در کنار انگيزه ي مالي قوي در برخي از دندانپزشکان شرايط را جهت حفظ حرفه‏اي‏گري پيچيده تر کرده است.
با در نظر گرفتن تهديدهاي موجود بر سر راه حرفه اي گري در دندانپزشكي، و لزوم مقابله با اين تهديدها براي حفظ استانداردهاي حرفه اي گري، دانشگاههاي علوم پزشكي مسئوليت بزرگتري در قبال جامعه به عهده خواهند داشت تا اطمينان حاصل كنند نسل آينده دندانپزشكان از توان كافي براي مقابله با اين تهديدات برخوردار هستند.
(1-2) کليات
(1-2-1) مفاهيم مرتبط با حرفه‏اي‏گري
(1-2-1-1) تعريف حرفه5
در زبان فارسي واژه “حرفه” معادل پيشه و کسب و کار است. با اين همه بعضي از پيشه ها ويژگي هايي دارند که آنها را از ساير حرفه ها متمايز مي سازد. در زبان لاتين به اين گروه از مشاغل “پروفشن” ميگويند. پروفشن از واژه ي لاتين “پروفشيو” گرفته شده كه به معناي يك اظهارنامه علني همراه باضمانت اجراي يك تعهد بوده است. پزشکي، دندانپزشکي، وكالت و روحانيت از مهمترين حرفه ها محسوب ميشوند. در دوران مدرن، حرفه هاي زيادي پا به عرصه وجود گذاشته اند. حرفه ها در خدمت به يك خير عالي، و به طور علني اعلام ميكنند كه اعضاء آنها بر اساس روشهاي مشخصي عمل خواهند كرد و حرفه و جامعه با هر عضوي كه طبق روش اعلام شده عمل نكند، برخورد خواهد كرد.
حرفه ها سه ويژگي اساسي دارند كه عبارتند از:
1- احراز صلاحيت در يك تشكل تخصصي مبتني بر سلسله مراتب معرفت و مهارت
2- اذعان به وظايف و مسئوليتهاي خاص در قبال جامعه ومشتريان
3- داشتن حق تربيت، پذيرش، تنبيه واخراج اعضاء به خاطر ناتواني در حفظ صلاحيت يا عدم رعايت وظايف و مسئوليت.
بنابراين يكي از ويژگيهاي حرفه ها حقوقي است كه جامعه به آنها اعطاء كرده تا اعضاء جديد را گزينش كرده، به آنها آموزش داده و در صورت احراز صلاحيت، آنان را به درون حرفه بپذيرند. تدوين برنامه هاي درسي، گرفتن امتحان از دانشجويان، دادن دانشنامه به فارغ التحصيلان از جمله حقوق طبيعي حرفه ها بوده است(2, 4).
(1-2-1-2) تعريف حرفه‏اي‏گري6
تعاريف بسيار زيادي توسط صاحب نظران و نويسندگان از مفهوم حرفه‏اي‏گري ارائه شده است. ويژگيهايي كه براي سالها به عنوان نشانگر حرفه اي گري مطرح بوده اند عبارتند از: ازخودگذشتگي، احترام، صداقت، امانتداري، وظيفه شناسي، شرافت، تعالي و پاسخگويي.
از ديد موريسون7 حرفه اي گري، يك مفهوم چند بعدي، و يك واژه ارزشي است كه دربرگيرنده انتظارات اجتماعي، مؤسسه اي، تاريخي و زمينه اي است(5).
انجمن آموزش دندانپزشكي آمريكا8 (2009)، حيطه هايي را كه در برگيرنده ويژگي هاي كلي حرفه اي گري در دندانپزشکي هستند برشمرده است كه عبارتند از: مهارت، عدالت،‌ صداقت، مسئوليت پذيري، احترام و اشتياق به خدمت (6).
بر اساس تعريف فدراسيون اروپايي طب داخلي( 2002 ) حرفه اي گري در تمام زمانها ميتواند به عنوان ابزاري تعريف شود كه توسط آن پزشكان قرارداد حرفه اي خود با جامعه را به انجام ميرسانند. در واقع نقش حرفه اي پزشكان دلالت بر پايبندي آنان به تعهد خود در قبال جامعه از طريق رهبري قوي، قضاوت اخلاقي درست، و عملكرد اخلاقي در طبابت دارد(1, 7).
در سال 2002 طي يك پروژه ي مشترك توسط گروهي از پزشكان وابسته به انجمن هاي مختلف بين المللي از قبيل بورد آمريكايي طب داخلي، كالج آمريكايي پزشكان، و فدراسيون اروپايي طب داخلي يك منشور پزشكي درمورد حرفه اي گرايي طراحي و منتشر گرديد. در اين راستا پزشكان مزبور طي چاپ مقاله اي سه اصل بنيادين كه مشخص كننده حرفه اي گري است را معرفي كردند كه عبارت است از: اولويت دادن به بيمار و بهزيستي او، دادن حق تصميم گيري به بيمار و عدالت اجتماعي. همچنين، 10 سري از مسئوليت هايي كه پزشك امروزي بايستي متعهد به آن باشند را ارائه دادند كه عبارتند از: داراي شايستگي حرفه اي باشند و بتوانند آن را حفظ كنند، با بيماران صادق باشند، در مورد بيمار رازدار باشند، از برقراري روابط نامناسب با بيماران پرهيز كنند، دانش علمي خود را گسترش دهند، به وظايف خود در قبال حرفه خود به طور كامل عمل كنند، كيفيت مراقبت از بيماران را بهبود بخشند، دسترسي به مراقبت هاي پزشكي را بهبود بخشند، توزيع عادلانه منابع را ارتقاء دهند، و از طريق مديريت صحيح تعارض منافع، اطمينان بيماران را جلب كنند(8).
(1-2-2) ديدگاه هاي مختلف در مورد حرفه‏اي‏گري
حرفه اي گري شامل برخورداري از ويژگي “درست” يا “مطلوب” است كه با ظهور حرفه ها به يك ضرورت تبديل شده و به عنوان اولويت آموزشي تا به امروز باقي مانده است. تا کنون حرفه سلامتي، منابع و انرژي قابل توجهي در بحث، تعريف، تدريس، ارزيابي و مدل سازي حرفه

اي بودن سرمايه گذاري كرده است(9-11). در ادامه به ذکر مهمترين ديدگاه هاي پيرامون تفکر در مورد حرفه‏اي‏گري ميپردازيم.
(1-2-2-1) حرفه اي بودن به عنوان فهرستي از ويژگيها و رفتارها:
در اين ديدگاه حرفه اي گري با ويژگي ها و مشخصاتي كه يك فرد حرفه اي بايد دارا باشد تعريف ميشود. تعاريف روشني از انچه رفتار حرفه اي در بردارد، داراي اهميتي يكسان با اصول فردي بوده و مشخص كننده درستي هر شغل است كه به عنوان حرفه شناخته مي شود. از آنجا كه اصول اعتماد و درستي افراد حرفه اي در جامعه در راستاي عمل به ان شناخته شده است، ويژگي مورد انتظار بزرگتري از سوي جامعه كه همان نوع دوستي مي باشد، نقش اساسي در تعريف حرفه اي بودن را ايفاء مي نمايد(12).
(1-2-2-2) حرفه اي بودن با توجه به نقشي كه در جامعه ايفاء مي كند:
اين ديدگاه به جاي ويژگي هاي حرفه اي گري بر نقشي كه افراد حرفه اي در جامعه ايفا مي كنند تأكيد مي نمايد. با استفاده از اين ديدگاه، تعريف حرفه اي بودن گسترش يافته و در برگيرنده نقش حرفه اي ها در جامعه ميباشد. حرفه اي بودن در نقش خود، توجهات را از ويژگي و رفتارهاي افراد به نقش كلي افراد حرفه اي جلب مي كند. فرض بر اين است كه افراد حرفه اي گروه ها، بر طبق علائق عمومي رفتار مي كنند و به همين دليل رفتار آنها قانوني است و عملكردهايشان از سوي عموم و بدنه هاي حرفه اي موشكافي مي شود. رفتارهاي غير حرفه اي از سوي هر يك از افراد، تاثير بدي بر كليت حرفه دارد و در نهايت منجر به فقدان باور عمومي و احتمالاً لغو و يا محدوديت وضعيت تنظيم شده حرفه از سوي دولت مي گردد. بنابراين، مؤسسات حرفه اي به دانشجويان پزشكي كه زندگي را وقف استانداردهاي عالي و اطاعت صرف از كدهاي اخلاقي و رفتار حرفه اي مي كنند، علاقه مند مي باشند. اگر اين امر، موفقيت آميز صورت بگيرد، علائق عمومي و حرفه فردي و حرفه به عنوان كليت ظهور مي يابند(13).
(1-2-2-3) حرفه اي بودن به عنوان ساختار اجتماعي
طبق اين ديدگاه هويت حرفه اي ها به صورت اجتماعي ساخته مي شود و از طريق ساختار سازماني مورد حمايت قرار مي گيرد. به عبارتي ديگر طبق اين ديدگاه حرفه اي بودن به عنوان وسيله اي كه حرفه پزشكي از طريق آن، امتياز انحصاري خود در مقابل ديگر حرفه هاي پزشكي را حفظ مي نمايد تعريف ميشود. براي مثال تلاش عينک سازان، پرستاران و غيره در راستاي جدا کردن حرفه ي خود از “تحت قلمرو بودن حرفه ي پزشکي” نمونه اي از کاربرد اين ديدگاه مي باشد. افراد حرفه اي در زمينه هاي ارائه شده، در واكنش خود به نيازها، رفتار و توجهات خود به برخي از مردم نسبت به ديگران متمايز مي باشند، و قدرت خود را براي تعريف قانونمندترين نيازهاي جامعه، حفظ مي نمايند و بنابراين توجهات و مراقبت هاي آنها ارزشمند است(14).
اين درك از حرفه اي بودن، نگاهي بسيار متفاوت نسبت به عناصر و موارد موجود در آنها به همراه دارد. جامعه شناسان معتقد به اين ديدگاه، در راستاي درك رفتار حرفه اي، فعاليت هائي انجام ميدهند كه به اندازه اهداف سياسي و اقتصادي سازمانهاي حرفه اي و سازمان هاي مراقبت پزشكي و تمركز بر رفتارهاي خاص و ويژگي هاي فردي، مهم مي باشد. علاوه بر اين، آنها بر روي چگونگي تجربه كردن حرفه اي بودن، نه تنها توسط خود افراد حرفه اي بلكه توسط بيماران، خانواده هاي آنها و در مقياس بزرگتر از سوي ديگر جوامع پزشكي، تمركز مي كنند(15).
(1-2-2-4) حرفه اي بودن به عنوان وسيله اي براي كنترل اجتماعي
تاکيد اين ديدگاه بر ارتباط بين حرفه اي بودن و موضوعاتي چون قدرت كنترل بي عدالتي هاي اجتماعي مي باشد. براي مثال حرفه اي بودن را وسيله اي براي كنترل “توليد دانش” مي دانند اين امر از مبحث قسمت قبل فراتر است. در اينجا، “توليد دانش”، توجهات را به سمت توانائي حرفه براي تعريف و كنترل آنچه فراي مفاهيم اساسي گسترده مانند آنچه در برگيرنده سلامتي، بيماري و درماني مي باشد، جلب مي كند(14). مهمترين موضوع مورد توجه، آنچه در برگيرنده حرفه اي بودن است نمي باشد، بلكه فردي است كه قادر به تصميم گيري در مورد تعريف و چرائي آن است. به عنوان مثال در دندانپزشكي، ايدئولوژي جنسيتي و ارتباطات رشته در اواخر قرن نوزدهم و بيستم كه از سوي رهبران اين رشته مورد استفاده قرار گرفته است، نه تنها نقش هاي حرفه اي و ادعاهاي اصولي آنها در مورد امتياز حرفه اي را تعريف نموده است، بلكه ارتباط دندانپزشكان با بيماران و جامعه را نيز تعيين نموده و شكل بخشيده است. او بر اين باور است كه ويژگي هاي فرهنگي مرتبط با طبقه متوسط هر دوره، براي ساخت آنچه به معناي دندانپزشك مي باشد، مورد استفاده قرار مي گيرد، و مهمتر از آن رسوم طبقه متوسط به طور گسترده در طول قرن بيستم، دست نخورده باقيمانده است.
(1-2-3) تهديدهاي متوجه حرفه اي گري در دندانپزشکي
همانطور كه قبلاً اشاره گرديد، مفهوم اصلي حرفه اي گري، تقدم منفعت بيمار به منافع فردي است. لازمه احراز چنين ويژگي، غلبه بر چالش هاي دشواري است كه كمترين آن ماهيت خود انسان است.
پژوهشهاي علوم اجتماعي نشان داده است كه انسان ها، مانند ساير موجودات زنده در پي منافع فردي خود هستند. حتي زماني كه افراد تلاش ميكنند از چنين ويژگي پرهيز نمايند، قضاوت آنها به طور ناخودآگاه و غيرعمد تحت تأثير چنين ويژگي قرار ميگيرد. براي غلبه بر چنين تمايل دروني، نياز به تأثيرات قوي اجتماعي است(16). پزشکان و دندانپزشكان معمولاً در تركيب چنين مانع دروني با نياز به برآورده كردن انتظارات حرفه اي گري، خود را با شرايطي مملو از اغوا و وسوسه مواجه مي‏بينند. به عنوان مثال، خلوت بودن اتاق معاينه، ميزان تفاوت بين قدرت و نفوذ دندانپزشك و بيمار، و تعداد قابل توجهي از موقعيتهاي اغواكننده مالي مي‏تواند به عنوان عاملي براي تصميمات غيرحرفه اي باشد.
علاوه بر موارد ذكر شده در بالا، يك سري واقعيت هاي زمان معاصر نيز مي‏تواند به عنوان عوامل تهديد كننده حرفه اي گري محسوب شود. به عنوان مثال، اگر دندانپزشكان قديميتر، به دليل احترام و موقعيت حرفه دندانپزشكي آن را انتخاب مي كردند و ترجيح ميدادند با اين انتخاب خود رئيس خود باشند، چنين انتظاري براي بسياري ازدندانپزشكان، به دليل محدوديت هاي جوامع امروزي بي نتيجه مانده است. به عنوان مثال اجبار براي تطابق با بسياري از تغييرات بعضاً ناخوشايند، باعث ميشود دندانپزشكان احساس كنند انتظاراتي كه آنان در بدو ورود به دندانپزشكي داشته اند برآورده نشده است. چنين انتظارات برآورده نشده و ناكامي حاصل از آن موجب نااميدي شده و در نتيجه پايبندي به تعهدات حرفه اي گري را مشكل ميسازد(17). يكي از ديگر تهديدها به حرفه اي گري، تعارض بين نقش آموزش و مراقبت است. زماني كه دانشجويان توسط اساتيد مجبور ميشوند كه بين نقش يادگيرنده و نقش مراقبت كننده يكي را انتخاب كنند، حرفه اي گري مورد تهديد قرار ميگيرد(18).
بيشتر خطاهايي كه در حرفه اي گري رخ ميدهد و توسط دانشجويان گزارش شده است در3 دسته قرار ميگيرد: تعارض بين آموزش و مراقبت از بيمار، پيشي گرفتن مسئوليت حرفه اي بر توانمندي، و مراقبت از بيمار با كيفيت زير استاندارد(18).
مانع ديگري كه به وسيله دندانپزشكان امروز بر سر راه حرفه اي گري تجربه ميشود، ورود تجارت به حرفه دندانپزشكي است. اخلاق دنياي تجارت، تهديد كننده اخلاق حرفه اي گري است(17). حتي با مقايسه واژه هايي كه در اين دو بكار رفته به آساني ميتوان تفاوت اساسي بين تجارت و پزشكي را متوجه شد. حرفه اي كه به جاي اطمينان از اينكه افرادي كه به آنان خدمت ميكند مورد اولويت هستند و بهزيستي آنان حفظ ميشود، به موارد ديگري اولويت بدهد، فقط نام حرفه را به دوش ميكشد. دندانپزشكان اگر آگاهانه يا ناآگاهانه اين ديدگاه را بپذيرند كه دندانپزشكي فقط يك شغل است مانند مشاغل ديگر، و بر اساس اين ديدگاه عمل كنند در واقع هويت خود به عنوان افراد حرفه اي را دچار خدشه نموده اند. چالشي كه دندانپزشكان در محافظت از سيستم هاي ارزشي حرفه اي گري از قبيل رابطه بين دندانپزشك و بيمار در برابر تجارت با آن مواجه هستند، با خدمتي كه تجارت به سيستم مديريتي دندانپزشكي ميكند، روز به روز مشكل تر ميشود. تكنيك هاي تجارت توانسته اند در بهبودي ارائه خدمات پزشكي كمك هاي شاياني بنمايند اما اين كمك ها نميتواند توجيهي براي جايگزين كردن اخلاق تجارت به جاي اخلاق حرفه اي گري باشد(17).
يكي ديگر از تهديدهاي حرفه اي گري، فشار از طرف همكاران است. پايبند بودن همكاران به اصول حرفه‏اي‏گري ميتواند به عنوان عامل تقويت كننده براي ساير همكاران باشد. عكس اين حالت هم صادق است. اگر يكي از همكاران بيمارستاني به طور مكرر استاندارهاي حرفه اي گري را زيرپا بگذارد، قبح اين كار شكسته شده و ديگران وقتي مي بينند يك عمل ضد حرفه اي را همه انجام ميدهند، آنها هم مانعي براي انجام عمل مشابه نمي بينند.
تأثير مشابهي ميتواند در مورد دانشجويان وجود داشته باشد. تجارب منفي از رفتارهاي حرفه اي، استرس هاي غير ضروري در محيط هاي بيمارستاني، و تهديد و تحقير دانشجويان موارد شايعي هستند كه ميتوانند عوارضي هم براي دانشجويان و هم براي بيماران به دنبال داشته باشند. نكته اينجاست كه زماني كه دانشجويان چنين موارد و مشكلاتي را مطرح نميكنند، اين خطر را خواهد داشت كه چنين مواردي را مجاز ميدانند و در آينده ممكن است مرتكب رفتارهاي غير حرفه اي شوند(19).
(1-2-4) نقش دانشگاه هاي علوم پزشكي در حفظ و ارتقاء حرفه‏اي‏گري
با در نظر گرفتن تهديدهاي موجود بر سر راه حرفه اي گري در پزشكي، و لزوم مقابله با اين تهديدها براي حفظ استانداردهاي حرفه اي گري، دانشگاه هاي علوم پزشكي مسئوليت بزرگتري در قبال جامعه به عهده خواهند داشت كه اطمينان حاصل كنند نسل آينده دندانپزشكان از توان كافي براي مقابله با اين تهديدات برخوردار هستند. براي مقابله با چنين تهديداتي دانشکده هاي دندانپزشکي و موسسات آموزشي بايد در سه حيطه کار کنند: بهبود فرايندهاي گزينش دانشجويان دندانپزشكي، بهبود آموزش رسمي دانشجويان، پاكسازي محيط هاي آموزشي از عملكردهاي غير حرفه اي.
(1-2-4-1) بهبود فرايند گزينش دانشجويان دندانپزشكي
با توجه به اينكه عملاً تمام دانشجوياني كه به دانشكده دندانپزشكي وارد ميشوند به جز موارد نادري، همگي فارغ التحصيل خواهند شد، پذيرش به دانشكده دندانپزشكي معادل خواهد بود با پذيرش به حرفه دندانپزشكي. كميته هاي پذيرش دانشجو در كشورهاي خارج، و كنكور در كشور ايران، فقط بر جنبه هاي دانشي افراد براي پذيرش به اين رشته تأكيد دارند. اين كه تعداد بسيار كمي از دانشجويان دندانپزشكي در برخورد با حجم وسيع محتواي درسي و امتحانات دوره دندانپزشكي، با مشكل مواجه ميشوند، دليل اين است كه معيارهاي ورود از نظر دانشي مشكلي نداشته است. اما در مقابل، ابزارهاي معتبر بسيار کمي براي پيشگويي ظرفيت دانشجويان در ايجاد و تقويت شخصيتي متناسب براي پرداختن به حرفه دندانپزشكي و كسب ويژگي هاي حرفه اي گري وجود دارد. معدود بودن چنين ابزارهايي، باعث شده است كه كميته هاي جذب دانشجو دركشورهاي ديگر، بر اين نكته تأمل كنند كه به جاي توجه به ويژگيهاي غير شناختي كه بيشتر نشان دهنده ظرفيت بالقوه يک دانشجو براي تبديل شدن به يک “پزشک خوب” است، به ويژگي هاي شناختي و دانشي تأكيد بيش از حد داشته اند. براي پاسخگويي به اين مشكل، برخي دانشگاه ها، حداقل نمره‏اي براي آزمون دانشي كه نشان دهنده آمادگي کافي آنان باشد، در نظر ميگيرند و سپس تمام متقاضياني كه اين حداقل نمره را كسب كرده اند از نظر شخصيتي و ويژگيهاي لازم مورد ارزشيابي قرار ميدهند. مثال هايي از چنين ارزشيابي عبارتند از بررسي اظهارات شخصي كه دانشجو در فرم تقاضانامه خود در قسمت در نظر گرفته شده مرقوم نموده است، استفاده از مصاحبه كنندگان آموزش ديده، و بهره گيري از سناريوهاي طراحي شده در حين مصاحبه ها(20).

(1-2-4-2) بهبود آموزش در حرفه اي گري
دانشكده هاي دندانپزشكي موظف هستند كه اطمينان حاصل كنند برنامه هاي آموزشي طراحي شده آنان، به طور آشكاري در پرورش و ايجاد ويژگي هاي حرفه اي گري در دانشجويان نقش دارد. به عبارت ديگر، پرورش ويژگي هاي حرفه اي گري بايد جزو اهداف آموزشي دانشكده دندانپزشكي قرار گيرد. در اين راستا، نقش حياتي آموزش اساتيد نبايد دست كم گرفته شود(21). دانشكده هاي دندانپزشكي بايد آموزش رسمي حرفه اي گري هم در رابطه با ارزش هاي حرفه اي و هم در رابطه با منطق شناختي حفظ و ارتقاي حرفه اي گري را در برنامه درسي خود تلفيق نمايند.
برخي از دانشكده هاي پزشكي براي جبران كمبود تجارب باليني دانشجويان در 2 سال اول، تيم هاي يادگيري گروه كوچك را در طول برنامه درسي در نظر گرفته اند(22). چنين رويكردي، اساتيد را قادر ميسازد كه اصول يادگيري بزرگسالان را كه عبارتند از: پاسخ به نياز يادگيرندگان، يادگيري با محوريت زندگي، يادگيري خودراهبر، و انعطاف پذيري در قبال سبك هاي مختلف يادگيري، بكار گيرند. اين گروه هاي كوچك يادگيري به صورت تيپيك به يادگيري ارتباط بين پزشك و بيمار، حساسيت فرهنگي و مهارتهاي ارتباطي ميپردازند(17).
ساير مثالها در ارتباط با اجراء برنامه درسي آشكار كه بر حرفه اي گري تمركز دارند، عبارتند از: دروسي در تاريخچه دندانپزشكي با تأكيد بر تحول در مفهوم حرفه اي گري، بحث هاي مبتني بر مورد در گروه هاي كوچك در مورد رفتارهاي حرفه اي و رفتارهاي غيرحرفه اي، سمينارهاي تحليلي بر نوشتارهاي علوم انساني، موقعيت هايي كه دانشجويان بيماران را در طول تحصيل پيگيري ميكنند با تأكيد بر ارتباط بين دندانپزشك و بيمار، و موقعيتهايي كه دانشجو در فعاليت هاي اجتماعي كه در آن مسئوليت هاي حرفه اي گري پررنگ است، شركت ميكنند(23).
(1-2-4-3) حذف محيط هاي يادگيري از رفتارهاي غيرحرفه اي

به منظور موفقيت واقعي آموزش دندانپزشكي در گسترش حرفه اي گري، بايد ابتدا به اصلاح عملكردهاي موجود بپردازد كه خود بخش مهمي از مشكل است. دانشكده هاي دندانپزشكي و موسسات آموزشي بايد محيط هاي يادگيري ايجاد كنند كه انعكاس دهنده والاترين ويژگي هاي دندانپزشكي باشد.
آنچه دانشجويان در سر كلاسهاي درس مي شنوند، ماندگارترين تأثير را ندارد بلكه آنچه كه در طي تجارب روزمره خود از اساتيد، دستياران و ساير دانشجويان ميبينند بر نگرش و درك آنان در مورد انتظارات واقعي از حرفه تأثير گذار است(24). به عنوان مثال، هر زمان كه دانشجويي شاهد اين است كه استادش به بيمار بي احترامي ميكند، رفتار نامناسبي با پرستار دارد، از دستيار خود سوء استفاده ميكند، براي يك شركت خصوصي تبليغ ميكند يا هر نوع رفتار غير حرفه اي ديگر بروز ميدهد، تعهد او به ارزش هاي دندانپزشكي كمرنگ تر ميشود. اساتيد و دستياران بايد در قبال هم متعهد شوند كه محيط هاي يادگيري براي پرورش تعالي آكادميك ايجاد كنند، بالاترين استانداردهاي حرفه را بكار گيرند و از ارائه مراقبت با كيفيت و با ايمني بالا اطمينان حاصل كنند. در واقع دانشكده هاي دندانپزشكي و کلينيک هاي آموزشي موظف هستند كه محيطي كه دانشجويان ودستياران هويت حرفه اي خود را در آن كسب ميكنند انعكاس دهنده بالاترين استانداردهاي حرفه باشد. موارد متعددي مانند استفاده از اساتيدي كه مي توانند به عنوان الگو باشند، حذف تبليغات شركت هاي دارويي از محيط هاي بيمارستاني، تشويق مواردي از رفتارهاي شايسته در بخش هاي بيمارستان، برگزاري مراسم روپوش سفيد و ساير مراسم سمبوليك، ميتوانند در ارتقا محيطهاي آموزشي مؤثر باشند.
(1-2-5) ارزشيابي حرفه‏اي‏گري
از آنجا كه ارتقاء حرفه اي گري يكي از اهداف هر دانشكده دندانپزشكي است، يك عنصر اساسي در اين راستا ارزشيابي حرفه اي گري خواهد بود. اگر چه ابزارها و روش هاي متنوع و مختلفي در مطالعات مختلف براي ارزشيابي حرفه اي گري طراحي و پيشنهاد شده اند(9, 25). اين تنوع و تعداد روش ها نشانگر اين است كه ارزشيابي حرفه اي گري كار ساده و بي دردسري نيست.
ارزيابي معتبر حرفه اي گري مستلزم 3 مورد اساسي است كه بايد مد نظر قرار گيرد. اول اينكه چه چيزي بايد مورد ارزشيابي قرار گيرد؟ دوم اينكه، چگونه بايد ارزشيابي انجام شود؟ و سوم اينكه اصلاً چرا بايد ارزشيابي انجام شود؟(25)
در پاسخ به سؤال اول، ابزارهايي معرفي شده كه عناصر مجزايي از حرفه اي گري را مورد ارزيابي قرار ميدهند و درمقابل ابزارهايي وجود دارند كه حرفه اي گري را به عنوان يك هويت جامع ارزيابي ميكنند. در پاسخ به سؤال دوم در مورد چگونگي ارزيابي حرفه اي گري بعضي از محققين نكته اساسي در ارزيابي حرفه اي گري را ارزيابي رفتار ميدانند(9). زيرا حرفه‏اي‏گري وابسته به زمينه است و از آنجا كه وابسته به ارزش هاست با افعال رفتاري راحت تر سنجيده ميشود. بنابراين با استفاده از واژه هاي مربوط به رفتار به فهم بهتر و واقع بينانه تري از رفتار حرفه اي ميتوان دست يافت. در پاسخ به سؤال سوم كه در واقع هدف ارزشيابي حرفه اي گري است، بايد مشخص نمود كه آيا هدف قضاوت در مورد دانشجويان است يا هدايت آنها براي رسيدن به وضع مطلوب.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

رويكردهاي متعددي در ارزشيابي حرفه اي گري به كار گرفته شده است كه مهمترين آنها عبارتند از: ارزشيابي از طريق همكار، آزمون باليني ساختارمند عيني، مشاهده مستقيم توسط اساتيد، گزارش موارد حاد، و پورت فوليو توسط يادگيرندگان که موجب تسهيل روند خود-تاملي دوره اي مي شود. در اينجا به شرح مختصري از هركدام از اين رويكردها پرداخته مي شود:
(1-2-5-1) ارزشيابي توسط همكار
استفاده از همكاران يا ياران آموزشي چه بدون نام و به صورت محرمانه و چه به صورت آشكار براي ارزشيابي ويژگي هاي حرفه اي گري ميتواند ديدگاه با ارزشي در اين راستا فراهم نمايد. ياران آموزشي يا همكاران، به طور مكرر با همديگر به صورت خودكار و از پيش آماده نشده، در تماس بوده و هيچ ارجحيتي بر همديگر ندارند و در يك سلسله مراتب شغلي قرار دارند. بنابراين به نظر ميرسد همكاران نسبت به اساتيد در موقعيت مناسب تري جهت مشاهده و ارزشيابي ويژگي هاي حرفه اي گري باشند. اين ويژگي ها از قبيل قبول مسئوليت، برقراري ارتباط مؤثر، احترام به بيماران و ساير همكاران شغلي، و حتي از خودگذشتگي ميباشند. اين ارتباط بدون سلسله مراتبي (در يك سطح از سلسله مراتب)، در ميان همكاران ميتواند هم رفتارهاي حرفه اي گري را ارتقاء بخشد و هم باعث دادن بازخورد بين همكاران گردد(25).
(1-2-5-2) ارزشيابي از طريق آزمون باليني ساختارمند عيني9
آزمون آسكي به طور وسيعي در دندانپزشكي به منظور ارزشيابي مهارتهاي باليني مورد استفاده قرار ميگيرد. بنابراين ميتواند به صورت بالقوه براي ارزشيابي حرفه اي گري نيز در نظر گرفته شود. به عنوان مثال استفاده از بيماران استاندارد به منظور شبيه سازي طيفي از سناريوهاي باليني واقعي ميتواند ديدگاهي از چگونگي برخورد ارزشيابي شونده در شرايط واقعي براي ما فراهم نمايد. اگرچه آزمون هاي از نوع آسكي كه رفتار اخلاقي و حرفه‏اي‏گري را اندازه گيري ميكنند، از پايايي نسبتاً پاييني برخوردار است و براي مقاصد مهم قابل استفاده نيست، ولي اين آزمون‏ها براي ارائه بازخورد از نوع تكويني مناسب هستند. آزمون آسكي همچنين براي شبيه سازي چالش‏هاي حرفه‏اي‏گري در بالين مناسب هستند تا دانشجويان را نسبت به موقعيت‏هاي دشواري كه با آن مواجه ميشوند حساسيت‏زدايي كنند(26).
(1-2-5-3) ارزشيابي حرفه اي گري در مقياس كوچك10
P-mex رويكرد جديدي است براي ارزشيابي حرفه اي‏گري در دانشكده پزشكي و دوره هاي دستياري. اين ابزار بر اساس تست ارزشيابي باليني در مقياس کوچک طراحي شده است و براي اولين بار توسط پژوهشگران دانشگاه مك گيل كانادا و دانشكده پزشكي دانشگاه تورنتو طراحي و استفاده گرديد. به نظر مي رسد اين ابزار، براي ارزشيابي تكويني حرفه‏اي‏گري در زمينه‏هاي مختلف پزشكي باليني قابل استفاده است(27). اين ابزار شامل 21 رفتار خاص حرفه‏اي‏گري است و ت وسط يك مشاهده‏گر آموزش ديده بعد از 15 تا 20 مشاهده عملكرد فرد ارزشيابي شونده تكميل ميشود. مثال‏هايي از رفتار باليني كه در اين ابزار آمده است عبارتند از: “به بيمار مانند يك انسان نگاه ميكرد”، “حريم خصوصي بيمار را رعايت ميکرد”، “از سخنان بي ادبانه پرهيز ميکرد”. ساده بودن اين ابزار امكان دادن بازخورد سريع را فراهم ميسازد. از طرف ديگر اين ابزار ميزان آگاهي و هوشياري اساتيدي كه اين ابزار را بكار ميگيرند در مورد ويژگي‏هاي حرفه‏اي‏گري خودشان افزايش ميدهد(27).
(1-2-5-4) ارزشيابي از طريق خود ارزيابي11
تا کنون پرسشنامه هاي متعددي جهت بررسي حرفه‏اي‏گري به شيوه‏ي خود ارزيابي ابداع گشته است. از جمله ابزار 12ADEA که توسط اتحاديه آموزش دندانپزشکي آمريکا در سال 2009 به شکل اعلاميه‏اي در مجله آموزش دندانپزشکي منتشر گرديد و هدف آن کمک به درک و تعريف مفهوم حرفه‏اي‏گري است به گونه‏اي که بتوان آن را ارزيابي نمود.
طبق اين ابزار شش معياري که حرفه‏اي‏گري را در دندانپزشکي تعريف ميکند عبارتند از:
1- صلاحيت: به دست آوردن و حفظ کردن بالاترين سطح دانش، توانايي تکنيکي، و رفتار حرفه اي ضروري جهت توسعه ي مراقبتهاي کلينيکي از بيماران و نيز جهت عملکرد موثر در محيط آموزشي دندانپزشکي.
صلاحيت شامل موارد زير ميباشد: دانش بهداشت و سلامت دهان، تعهد هميشگي براي حفظ مهارت و دانش، توسعه توانايي ايجاد روابط موثر با بيماران ، دوستان، همکاران و ساير حرفه ها، شناخت محدوده‏هاي مهارت و دانش خود، شناخت و عمل بر حسب نياز به همکاري با دوستان، همکاران، حرفه هاي متعهد و ساير حرفه هاي مرتبط با سلامت. اين مفهوم همچنين شامل شناخت نياز به دانش جديد و فراگرفتن عملکرد مبتني بر شواهد ميباشد.
2- عدالت: به معناي انسجام و منصف بودن در روابط خود با ديگران.
عدالت شامل موارد زير مي باشد: بررسي چگونگي توزيع مسئوليتها و منافع ، تمايل به در نظر گرفتن کليه افراد به صورت يکسان، اطمينان از عدالت با وجود بدست آمدن نتايج متفاوت، شفافيت در عملکرد، خلق عدالت، اطمينان و سيستم ارزيابي بدون سوگيري، و تلاش جهت دسترسي به خدمات براي جمعيت مستضعف
3- صداقت: راستگو بودن و همخواني بين ارزشها، صحبتها و عملکرد فرد.
صداقت شامل موارد زير مي باشد: همخواني بين صحبت و عمل. ارائه صادقانه ي دانش، مهارت، تواناييها و دستاوردها، تمايل به خودآزمايي و خودپايي، تمايل به پذيرفتن اشتباهات ، توسعه ي بينش اخلاقي و مهارتهاي استدلال يابي اخلاقي، تلاش مداوم و صادقانه جهت بالا بردن سطح پيامدهاي قابل انتظار ، و تمايل به پذيرفتن سختي ها در مواجهه با اخلاقيات
4- مسئوليت پذيري: پاسخگو بودن در برابر عملکرد خود و شناخت وظايف خاص خود به ديگران و عمل بر حسب آن حين پيوستن به يک حرفه
مسئوليت شامل موارد زير ميباشد: وظيفه، تعهد و پاسخگويي، اين مفهوم همچنان نيازمند بالا بردن روابط توام با اعتماد بين حرف سلامتي و بيماران و نيز جامعه ميباشد. مسئوليت پذيري همچنين نيازمند تمايل به ايجاد تعادل منطقي بين منافع شخصي و منافع طرف مقابل يعني بيماران و جامعه ميباشد.
5- احترام: ارج نهادن به ارزشهاي ديگران
احترام شامل موارد زير مي باشد: تصديق ارزشهاي هر فرد و عقايد و سيستم ارزش گذاري آنها، حساس و پاسخگو بودن نسبت به تفاوتها در فرهنگ، سن ، جنس، نژاد، مذهب، ناتوانايي ها و جهت‏گيري جنسي بيماران ، کسب رضايت نامه، حفظ اسرار و مسائل خصوصي مريض. اين مفهوم همچنين شامل فراهم کردن ملاحظات يکسان براي همکاران در حرفه ي مراقبت سلامت دهان و ساير حرفه ها، دانشجويان و ساير فراگيران، موسسات، سيستم ها مي باشد
6- تمايل به خدمت: عمل در جهت سود رساندن به بيماران و جامعه، و انجام خدمات با شفقت
اين مفهوم شامل موارد زير ميباشد: دراولويت قرار دادن منافع بيماران يا جامعه بر منافع شخصي. توانايي درک و احترام گذاشتن به ديد بيماران بدون از دست دادن و سلامت دهان جامعه آموزش به دانشجويان وهمکاري جهت حل مشکلات مربوط به دسترسي به مراقبتهاي سلامتي تلاش نمايند.

(1-3) مروري بر متون و مقالات
پلت لري13 در سال 1970 در مطالعه اي تحت عنوان “حرفه اي كردن دانشجويان دندانپزشكي با كاربرد متدشناسي اجتماعي انساني” به مقايسه‏ي شيوه‏هاي كيفيتي و كميتي ذکر شده در مقالات مختلف براي حرفه‏اي کردن دانشجويان دندانپزشکي پرداخت. در اين پروژه 4 ساله 25 دانشجوي دندانپزشکي و 29 نفر از اعضاي هيئت علمي يک دانشکده‏ي جديد دندانپزشکي در جنوب آمريکا مورد مطالعه قرار گرفتند. لري نتيجه گرفت که هر دو شيوه‏ي نظري و عملي جهت تغيير بينش ودرك دانشجويان از نقش دندانپزشكي مهم و ضروري است.
گيلبرت14 در سال 1970 در مقاله اي تحت عنوان ” ديدگاه دانشجويان و اساتيد از يك شغل: يك مطالعه جهت تغيير بينش دانشجويان از دندانپزشكي” گزارش داد كه نتايج حاصل از 4 دسته پرسشنامه حاكي از آن است كه اعتقادات مرتبط با حرفه دندانپزشكي بيشتر قبل از ورود به دانشگاه شكل ميگيرد طوري كه نظر دانشجويان سال اول با نظر اساتيد در مورد مزايا و معايب حرفه دندانپزشكي مشابه مي باشد(28).
کراسلي15 و همكاران در سال 2002در مقاله اي با عنوان “بررسي مقايسه‏اي انگيزه‏هاي دانشجويان پزشكي و دندانپزشكي نسبت به انتخاب شغل خود” بر روي 80 دانشجوي دندانپزشکي و 80 دانشجوي پزشکي از دانشگاه منچستر مطالعه کردند. کراسلي گزارش داد كه دانشجويان دندانپزشكي بيشتر بوسيله‏ي شان و مقام، درآمد بالا و طبيعت حرفه‏ي خود انگيزه يافته و تشويق مي شوند در حالي كه دانشجويان پزشكي به طور قابل توجهي بيشتر از دانشجويان دندانپزشكي به وسيله‏ي “نوع دوستي” تشويق مي‏شوند(29).
در سال 2002 طي يك پروژه‏ي مشترك توسط بورد آمريکايي طب داخلي16، کالج آمريکايي پزشکان17 و اتحاديه ي پزشكي داخلي اروپا يك منشور پزشكي درمورد حرفه اي گرايي طراحي و منتشر گرديد. در اين منشور سه اصل اساسي شامل اصل تقدم رفاه مريض، اصل استقلال مريض، اصل عدالت اجتماعي و ده مسئوليت حرفه اي در ارتباط با جامعه به شرح زير بيان گرديد:(30)
1- تعهد به مهارت حرفه اي
2- تعهد به صداقت با مريض
3- تعهد به رازداري
4- تعهد به حفظ يك رابطه ي مناسب با مريض
5- تعهد به ارتقاي كيفيت مراقبت هاي سلامت
6- تعهد به تقويت دسترسي به مراقبت ها ي بهداشتي
7- تعهد به توزيع عادلانه ي منابع محدود


پاسخ دهید