سن : منظور از سن در اين پژوهش همان سن تقويمي ( سن شناس نامه اي است كه ميانگين سن دانشجويان تقريباً 35سال است .
تعريف عملياتي عزت نفس:
نمره اي که آزمودني در آزمون استاندارد عزت نفس کوپر اسميت بدست آورند.
تعريف عملياتي هوش :
در اين تحقيق توسط آزمون هوش وکسلر مورد سنجش قرار مي گيرد .
سنوات خدمت : در قانون ادارات به تعداد سالهاي خدمت يك فرد در يك سازمان گفته مي‌شود.
در اين تحقيق توسط آزمون محقق ساخته مورد سنجش قرار مي گيرد .
امکانات آموزشي : ابزار و وسايل ، نيروي كار ماهر و ساير موارد مورد نياز در امر آموزش اعم از لوازمات اصلي يا امكانات جانبي و كمكي در امر آموزش امكانات آموزشي ناميده مي‌شود.
در اين تحقيق توسط آزمون محقق ساخته مورد سنجش قرار مي گيرد .
انگيزه : مجموع متغيرها‌ي پيچيده ارگانيزمي و محيطي که کنش آنها به فعاليت عمومي و جهت‌دار احساس و رفتار منجر مي‌شود.(اينترنت 1)
در اين تحقيق توسط آزمون محقق ساخته مورد سنجش قرار مي گيرد .
متغير تعديل كننده : متغير كيفي يا كمي است كه جهت يا ميزان رابطه اي ميان متغيرهاي مستقل و وابسته را تحت تأثير قرار مي دهد.(بيابانگرد ،1385،ص 42)
كه در اين تحقيق متغير تعديل كننده عبارت است از جنسيت (مديران مرد و زن)
متغير كنترل : متغيري است كه محقق اثر آن را كنترل نموده،آن را خنثي مي كند.
در اين تحقيق متغير كنترل عبارت است از مقطع تحصيلي (همان منبع،ص 42)
متغير مزاحم : متغيري که در محقق نمي تواند آن را کنترل کند . متغير مزاحم : شرايط اقتصادي اجتماعي است .
خلاقيت :
موضوع پيچيده و در برگيرنده ابعاد متفاوت ابعاد متفاوت علمي، فرهنگي، سازماني و فردي است. اگر بخواهيم در جامعه اي اين مفهوم توسعه پيدا کند و به شکلي پايدار تحقق يابد بايد در درجه اول شرايط علمي و فرهنگي سازماني و فردي آنرا به وجود آوريم زيرا اگر شرايط لازم و مناسب علمي فراهم نيايد هر نوع کوششي از نظر کيفيت و محتوا بي نتيجه خواهد بود و از پيچيده ترين و عالي ترين جلوه هاي انديشه انسان تفکر خلاق است. که درباره آن نظريه ها و ديدگاههاي بسياري وجود دارد و از اين رو براي شناخت صحيح خلاقيت و فرآيند آن لازم است به بررسي نظريه هاي مختلفي که درباره خلاقيت وجود دارد بپردازيم. (قسم زاده،1377، ص 127)
– خلاقيت جنبه هاي متعددي دارد که هر يک بايد در جاي خود مورد بررسي قرارگيرد يک جنبه بسيار مهم وجود شرايط لازم براي بروز استعداد همگاني است. (همان منبع 129)
پاياليا : خلاقيت توانايي ديدن چيزها با يک نظر نو و غير معمولي و ديدن مشکلاتي مي داند که هيچکس ديگر وجود آنها را تشخيص نمي دهد و پس ارائه رهيافتهاي جديد غير معمولي و اثر بخش را ذکر مي کند. (حق شناس، 1378، ص 68)
گيلفورد : خلاقيت يعني حل يک مشکل يا سلسله اي از مسائل کوچک و بزرگ
فرهنگ و بستر : خلاقيت به معناي ايجاد ما يا به وجود آوردن تعريف شده است. (همان منبع، ص 71)
خلاقيت عبارت است از کنجکاوي و تمايل براي دانستن و تجربه کردن بسياري از چيزهاست لذا به کنجکاوي دانش آموزان بايد اهميت داده شود. (سيف، 1379، ص 549)
خلاقيت، توسعه آگاهي و توانايي و جذب و بهره مندي از همه ي نعمتهاي زندگي است خلاقيت فرآيندي است که بر مبناي استعداد آموزشي و تفکر استوار است. (همان منبع، ص 550)
خلاقيت عبارت است از قدرت استدلال، درک سريع مفاهيم و حافظه ي قوي در افراد خلاق است. خلاقيت ترکيبي است از قدرت ابتکار، انعطاف پذيري و حساسيت در برابر نظرياتي که يادگيرنده را قادر مي سازد، خارج از نتايج تفکر نامعقول به نتايج بيانديشد. (همان منبع ص 13)
خلاقيت عبارت است از تمايل و ذوق به ايجاد است که خلاقيت عبارت است از ظرفيت ديدن روابط جديد و پديد آوردن انديشه هاي غير معمول و فاصله گرفتن از الگوهاي سنتي است. (حسيني، ص 62)
خلاقيت امري است فردي و ارزيابي خلاقيت توأم با ارزيابي توانائيهاي فردي است و از طريق حساسيت در درک مسائل قابل توسعه به وقوع مي پيوندند. و از طريق آزمايش، تجربه کندوکاو رشد مي کند و خلاصه انديشه تخيلي و تفکر مبتکرانه موجب برانگيختگي قدرت مي شود و استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است. اعتماد به نفس قوي براي رشد خلاقيت امري است کاملاً ضروري. (افروز، 1365، ص 20)
اهميت خلاقيت :
آنچه انسان را از ديگر جانوران متمايز مي سازد، توانايي خلاقيت، قدرت شگفت انگيز و مهم مغز و گوهر درخشان درونش مي باشد بشر با بهره جويي از اين موهبت الهي به پيشرفتها، اکتشافات و نوآوري بسيار دست يافته است. انسانهايي که از عوامل همچون : نيروي تصور، توانايي ترکيب کردن، مشاهدات دقيق، آزمايش تجربه اندوزي تخيل، پيش بيني هاي ذهني، اطلاعات و … به خوبي و درستي استفاده کرده اند، بسياري از مشکلات را آسان ساخته اند، زيبائيها آفريده اند و زندگي را رنگي دلپذيرتر و جلوه اي تازه بخشيده اند. (فرخ مهر،1384، ص 7)
خلاقيت يک فرآيند ذهني محسوب مي شود که شرايط معيني پديدار مي گردد. و به يکباره و ناگهاني رخ مي دهد. بلکه زمينه مساعد و فکر فعال و هدفداري مي خواهد تا شکوفا شود. (همان منبع، ص 8)
ارتباط خلاقيت و برنامه ريزي :
خلاقيت با تفکر يافتن نظرها، راهها و روش هاي جديد و نوآوري در کار با آنها سروکار دارد. در مديريت خلاقيت صرف کافي نيست. بلکه فکرها بايد به عمل درآيند بدين منظور بايد از فکرهاي جديد در تنظيم برنامه هاي مديريتي استفاده مي شود و موفقيت نهايي سازمان و گاهي بقاي آن به ميزان توانايي برنامه ريزان در ايجاد نوآوري و بکارگيري فکرهاي جديد بستگي دارد. (همان منبع، ص 27)
فوايد خلاقيت و نوآوري :
الف- خلاقيت :
تداوم حيات سازمانها به بازسازي آنها بستگي دارد. بازسازي سازمان از طريق هماهنگ کردن اهداف با وضعيت روز و اصلاح و بهبود روشهاي حصول ابداع انجام مي شود و بدون بازسازي هيچ سازماني نمي تواند دوام زيادي بيايد. خلاقيت براي بقاي هر سازمان لازم است در طي زمان سازمانهاي غير خلاق از صحنه محو مي شوند اگر چه سازمان ممکن است در عملياتي که در يک مقطع از عمر خود درگير آن است موفق باشد ولي سرانجام مجبور به تغيير سيستم مي شود. (رضائيان، 1370، ص 32)
در رهمين زمينه فردريک مي گويد: در اداره امور سازمان خلاقيت و نوآوري نقش مهمي ايفا مي کند توانايي مديريت به منطبق کردن و سازگار نمودن سازمان با شرايط جديد محيط به ترتيبي که اين شرايط و عوامل به نفع سازمان عمل کنند نه به ضرر آن بستگي به توانايي مديريت به نوع انديشي و يافتن راههاي جديد و نوع دارد. (سعادت، 1373، ص 266)
ب : نوآوري :
کند شدن آهنگ رشد بحثهاي مختلف اقتصادي موجب شد بخشهايي که سرعت بيشتري دارند به صورت
چشمگيري مشخص گردند از جمله مهندسين، پزشکي، صنعت الکترونيک و غيره.
استونر در مورد فوايد نوآوري مي گويد: خلاقيت و نوآوري دست کم براي جامعه سه فايده دارد: 1- باعث افزايش رشد اقتصادي جامعه مي شود 2- بهره وري بالا معيني توانايي در بکارگيري مقدار کمتري نيروي کار و ساير موارد مصرفي 3- تکنولوژي محصولات و خدمات جديد. (ملکي، 1380، ص 34)
مديريت موفق و مؤثر :
مديريت مؤثر به کسي مي گويند که بتواند80 تا 90 درصد توانائيهاي افراد را بکار گيرد.
مديريت مؤثر مستلزم داشتن توانائيهاي فني، انساني، ادراکي، طراحي و توان حل مسئله است هر مدير تأثير انگيزه ها و محرکهاي معيني فعاليت مي کند بديهي است که نحوه ارائه و پاداش و يا وضعيت وجوه سازماني بر ميزان انگيزه و نحوه نگرش مدير اثر دارد. (رضائيان، 1379، ص 103)
اصول اوليهي خلاقيت :
فرآيندي است که طي زمان ادامه داشته و ابتکار، انطباق پذيري و تحقق از خلاقيت به طور کلي برخي از محققان خصوصيات بارز آن به شمار مي آيند و مي تواند جوابگويي براي مشکلات باشد اول اينکه خلاقيت متضمن پاسخ يا اصولي براي مشخص شدن مرزهاي خلاقيت تعريف نموده اند اما بايد توجه داشت که مفر بودن و اصالت با مفهومي نو باشد يا آنکه احتمال وقوع بسيار کم باشد يک پاسخ را مي توان بخشي از يک فرآيند زماني، آنکه شرط لازم خلاقيت است اما کافي نيست دوم خلاقيت بايد، خلاقيت به شمار آورد که تا اندازه اي با واقعيت يا مقصود معيني را برآورد گره اي بگشايد يا با وضعيتي تناسب داشته و در جمله اي کوتاه مي توان اين گونه مشروط به دوام آن بينش ابتکاري، ارزيابي بر تفسير ورشد آن باشد همچنين يکي از عوامل، “خيلي ها ايده هاي خوب دارند اما عده کمي آنها را عملي مي کنند” بيان کرد که معمولاً با خلاقيت مربوط مي دانند موضوع هوش است. (همان منبع، ص 104)
عوامل تشديد کننده ي خلاقيت و نوآوري :
حس دروني تفکر، انسان را قادر مي سازد شرايطي را که وجود خارجي ندارند در درون ذهن تشبيه سازي نمايد و به وي اين امکان را مي دهد تا در امکانات يکسان با سايرين براي خود فرصتهاي بهتري بيافريند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اکتسابي باشد تا فطري و مي توان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد. مجموعه عواملي که باعث تشديد و ترغيب فرد به نوآوري مي گردند و به عوامل تشديد کننده ترغيب مي گردند که خود به دو بخش کلي انگيزه ها و ابزار ها تقسيم مي شوند که در اينجا توضيح داده مي شود.(حسيني، 1378،ص 15)
انگيزه ها : انگيزه هاي ترغيب به نوآوري مي توانند به خصوصيات و زندگي خصوصي افراد مربوط باشند و يا اينکه به اجتماع محل سکونت فرد بستگي داشته باشند که ما در اينجا دلايل بروز را بررسي مي کنيم.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

انگيزه هاي بيروني : به همه انگيزهايي که از جامعه به فرد القا مي گردند گفته مي شود که خود بر اثر موارد زير ناشي مي شود. (همان منبع، ص 16)
برخي موانع که در رشد و خلاقيت تأثير دارند عبارتند :
1- عدم اعتماد به نفس 2- ترس از شکست 3- عادت 4- تصور منفي از فرد 5- پيروي از عقايد و سنت هاي منسوخ6- نداشتن انعطاف پذيري7- اعتقاد به ارثي بودن خلاقيت 8- استراحت طلبي مصامحه کاري9- عدم تحمل ابهام و تضاد 10- کمرويي و خجالتي بودن11- عدم تمرکز ذهني 12- نداشتن مقاومت و پشتکار 13- تجارب گذشته و مفروضات نادرست 14- تمايل به همرنگي و همسويي 15- متعهد بودن 16- ترس از تحقير و تمسخر17- بسياري از عواملي که نام برده شده به صورت تصورات و افکاري منفي و داراي خصوصيات مشترک و تکراري اند. اما به مربيان کمک مي کنند تا موانع خلاقيت را بهتر بشناسند.(نشريه ماهنامه،آموزشي تربيتي، 1385، ص 326)
خطر پذيري خلاق :
برخي از مردم فکر مي کنند افراد واقعاً خلاق مبتکر و ياغي اند افراد خلاق حداقل خطرپذيرند. والي “تنيس” آموس کار آفرين موفق که بهترين شيريني ها را توليد مي کند موضوع را به اين طريق بيان نمود. در زندگي انواع خطرپذيري وجود دارد. عاطفي، فکري، فيزيکي و جسمي انواع مهم آنهايي هستند که به شما کمک مي کنند رشد کنيد و ارزشهاي خود را بروز دهيد خنديدن اين خطر را دارد که نادان به نظر برسيم. (قاسم زاده، 1379، ص 191)
گريه کردن اين خطر را دارد که احساساتي به نظر برسيم کمک به ديگران اين خطر را دارد که درگيري در پي داشته باشد نشان دادن احساسات خطر آشکارکردن شخصيت واقعي را در بردارد بيان ايده ها و ارزيابي هايمان در جمع خطر موفق شدن دارد و عشق ورزيدن خطر عدم دريافت متقابل ابراز عشق را در پي دارد يک فرد خلاق با عشق ورزيدن به زندگي پذيرش خطر مي کند زياد مي خندد و بدون خجالت شوق نشان مي دهد خود را در هيجانات بشري درگير کرده و نسبت به ديگران علاقه نشان مي دهد دکتر ماريکلاري استاد بخش بازرگاني دانشگاه استانفورد معتقد است که شفقت مهمترين بخش خلاقيت است وي درباره شفقتي که عبارت است از احساساتي بودن غيرصميمانه است سخن نمي گويند بلکه راجع به ويژگي عميق دروني که همه ما داريم و عبارت است از مهرباني توأم با عشق که اول به خودمان و سپس به ديگران روا مي داريم صحبت مي کند. دکتر ري بر اين باور است که اين آن قسمت ازماست که توان خلاقيت نامحدود را در ما و ديگران تشخيص مي دهد. جان اسکي مي گويد: مديريت نقش مانع درک ما از خلاقيت مي شود. (همان منبع، ص 192)
حتي مي توان مديريت و خلاقيت را وضعيت هايي در تضاد با يکديگر تلقي کرد در حاليکه مديريت، خطرست اجماع به کنترل و حفظ وضع موجود است خلاقيت در خلاف آن شکوفا مي شود. (همان منبع، ص 193)
سطح توقعات جامعه :
جامعه اي که در آن سير صعودي پيشرفت حاکم باشد، هر روز از طريق تک تک اعضاي خود شاهد خلاقيت و نوآوري است. در اينجا نوآوري به قشر متفکر و انديشمند محدود نگرديده و همه ي مردم را شامل مي سازد. به طوري که حتي تبهکاران نيز در اين جامعه هر روز به فکر خلق رويشي نو در روندکاري خود باشند. (رضائيان، 1379، ص 20)
انگيزه هاي دروني : انگيزه هايي که از درون شخص منشأ مي گيرند دروني مي نامند که شامل موارد زير مي باشند : استعداد ذاتي فرد اين امر حتي بدون وجود هرگونه محرک خارجي ممکن است آگاهانه يا ناآگاهانه صورت مي گيرد و با داشتن هوش متوسط و آموختن راههاي افزايش تفکر خلاق، کاملاً قابل دسترسي براي همه ي نيازهاي زندگي مي باشد.
نيازهاي دروني : گاهي اوقات افراد در خود نيرويي احساس مي کنند که همواره آنان را وادار مي کند که در جهت کمک به ديگران و ارتقاي سطح زندگي، دست به نوآوري بزنند. اين افراد از هر نوع جنس و سن و شغلي مي توانند باشند به عنوان مثال خانمي در آمريکا که از آگهي هاي تجاري تاويزيون ناراضي بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً مي نوشت. (همان منبع، ص 21)
بحرانهاي جامعه :
مي دانيم که سرچشمه خلاقيت نياز است. اغلب مواقع اگر نيازي در زندگي بشر مشاهده نشود، الزامي به خلاقيت وجود نخواهد داشت نيازهاي بشر معمولاً به طور يکنواخت بروز مي يابند، مگر در شرايطي استثنايي مانند بحرانهاي مختلف از جمله بحرانهاي طبيعي چون سيل، زلزله، آتش فشان و طوفان و همچنين بلايايي که خود انسان سبب آنهاست که بارزترين آنها جنگ است. نوع و دليل بروز بحران در اينجا مد نظر نيست و آنچا حائز اهميت است هجوم سيل عظيمي از نيازها از وقوع بحران است که مي تواند در جامعه مسبب يک انقلاب فکر در نزد افراد گوناگون گرديده و به شکل نوآوري و خلاقيت بروز نمايد. (همان منبع، ص 23)
بحرانهاي شخصي :
بحرانهاي شخصي نيز مانند بحرانهاي جامعه مي توانند محرک بسيار قوي در امر نوآوري براي شخص باشند.
مراحل تفکر خلاق :
اولين مرحله فائق آمدن به استعدادهاي ادراکي به طور ساده تشخيص اين نکته است که حل خلاق مشکل مهارتي است که مي تواند پرورش يابد.
بکارگيري خلاقيت در حل مسئله کيفيتي نيست که گروهي داراي آن و گروهي فاقد آن باشند همان گونه کردائو خاطر نشان کرده است که :
“نتايج پژوهشها نشان مي دهد که پرورش خلاقيت مسئله افزايش نيست بلکه موضوع (a 1) توانايي فرد درآوردن امتياز بالا در آزمون ضريب هوشي نگرشهاي ذهني فرد و عادات و پرورش مهارتهاي خلاقي است که از زمان بچگي، به صورت غيرفعال در گوشه اي پنهان شده است. (رضائيان، 1379، ص 20)
پژوهشگران به طور کلي هم رأي هستند که حل خلاق مشکل چهار مرحله دارد :
آمادگي : اين مرحله شامل جمع آوري اطلاعات، تعريف مشکل، ايجاد راه حل هاي جايگزين و بررسي آگاهانه تمام اطلاعات در دسترس است.
تفاوت اصلي ميان خلاق مشکل به صورت ماهرانه و حل عقلايي مشکل اين است که چگونه با اولين مرحله برخورد مي شود. حل کنندگان مشکل به صورت خلاق انعطاف پذيرتر و روان تر در جمع آوري اطلاعات و تعريف مشکل، ايجاد جايگزين و بررسي گزينه هستند در حقيقت در اين مرحله است که آموزش در حل خلاق مسئله مي تواند به طور قابل ملاحظه اي اثر بخش باشد. (همان منبع، ص 79)
نظريه هاي خلاقيت :
آنجا که در مورد خلاقيت يک نظر واحد مورد پذيرش همگان وجود ندارد به تعدادي از نظريه هاي متفاوت اشاره دارد :
نظريه گشتالت : نوع ديگري از تعيين خلاقيت اين است که تفکر خلاق بازسازي گشتالت ها الگوهايي است که از نظر ساختاري ناقص است تفکر خلاق معمولاً با وضعيتي مسئله دار شروع مي شود که از نظر ساختاري ناقص هستند يا از جهتي ناتمام است شخص اين مشکل را به عنوان يک کل در نظر مي گيرد پس پويايي خود مسئله نيروها و تنش هاي درون آن خطوط فشار مشابهي را در ذهن بوجود مي آورد. شخص با دنبال کردن اين خطوط فشار راه حلي را مي يابد که هماهنگي کل را به آن برمي گرداند.
نظريه تداعي گرايي : بنابر نظريه تداعي گرايي ايده هاي جديد از ايده هاي قديم، به وسيله فرآيند آزمون و خطا پديد مي آيند شخص هنگام روبرو شدن با مسئله اي، ترکيبي از ايده ها را يکي پس از ديگري فرا مي خواند تا آرايشي براي راه يابي بيابد. اين ترکيب، ايده تازه او را تشکيل مي دهد، بنابراين تفکر خلاق عبارت است از فعال کردن ارتباطات ذهني و تا آنجا ادامه مي يابد که يا ترکيب درست خود را بروز دهد و يا شخص از آن دست بردارد. بنابراين هر چه شخص تداعي هاي بيشتر به دست آورد ايده هاي بيشتري در اختيار خواهد داشت و بيشتر خلاق خواهد بود. (بهرنگي 1388 ص 220)
گيلفورد “عامل مختلف زير را پوشش تفکر واگرا نام برد”
1- واژه پروري : که عبارت است توانايي زايش واژه هايي که نيازهاي نمادين معيني را برطرف مي کنند.
2- ايده پروري : يا توانايي فراخواندن ايده هاي سيار، در موقعيتي نسبتاً رها از محدوديت ها که کيفيت پاسخ اهميتي ندارد.
3- انعطاف پذيري خود جوش معنايي : توانايي و يا استعداد زايش ايده هاي گوناگون است که شخص آزادي انجام آنرا دارد.

4- انعطاف پذيري خود جوش نگاره ها : يا استعداد مهم تغييرات سريع از نگاره هاي ديداري ادراکي است.
5- تداعي پروري : يعني توانايي توليد واژه ها از حوزه يک معني محدود.
6- تعبير پروري : يعني توانايي ناديده انگارشتن تشکيل مجموعه اي از خطوط به منظور ديدن شکل خطوط ديگر، مانند يافتن چهره هايي که خطوط آنها به عنوان بخشي از اشياء بزرگتر از نظر پنهان شده اند.
7- انعطاف پذيري سازگاري : يعني توانايي نو ساختي ضروري موقعيت و يا مسئله اي هنگاميکه شخص با موضوع نمادين سروکار دارد.
8- ابتکار : که توانايي و يا استعداد ارائه پاسخ هاي غير معمول دور از ذهن و يا زيرکانه است.
9- بسط : يعني توانايي ارائه جزئيات لازم براي انجام يک طرح و با استخوان بندي مشخص.
10- باز تعريف نمادي : توانايي سازماندهي دوباره واحدها بر حسب ويژگي نمادين آنها، يا نسبت دادن استفاده جديد از عناصر مربوط است.
11- باز تعريف معنايي : توانايي تغيير عملکرد يک شيء يا بخشي از آن و استفاده از آن به شيوه اي تازه است. (همان منبع، 221)
– تکوين : که اکثراً شامل فعاليتهاي ذهني ناآگاهانه اي است که در آن ذهن، افکار غير مرتبط را به دنبال يک راه حل با هم ترکيب مي کند و تلاش آگاهانه وجود ندارد.
– روشنگري : زماني رخ مي دهد که بصيرتي موجود و يک راه حل خلاق به طور درست بيان شود.
– تائيد : مرحله آخر که شامل ارزيابي راه حل خلاق نسبت به برخي از ستانده هاي قابل قبول مي شود. (همان منبع، ص 67)
نقش تفکر مديريتي براي سبک خلاقيت و نوآوري :
تفکر مديريتي مردم فلسفي و اصولي مي باشد اين موضوع تعريف واضح و مشخصي ندارد و معلوم نسبت که چه راهي را بايد طي کرد و کي عمل نمود هر چند به هر حال براي کسب موفقيت اصولي وجود دارد.
تفکر مديريتي اصول تفکر راه گشا را در ايجاد خلاقيت و نوآوري از اصول مديريت جهان (wcm) در متمرکز کردن خلاقيت و نوآوري و از هر دو آنها به همراه مديريت کيفيت جامع و مهندسي خلاق استفاده مي کند از تبليغات براي مشخص کردن نياز به اصول بازآرايي براي ايجاد بازارها براي رسيدن به محصولات جديد و عرضه به مشتريان استفاده مي کند تفکر مديريتي در اهميت تعامل ميان مردم تعلق خاطر و انگيزش مشارکت تأکيد مي کند همچنين بر يک روش نظامند و سازگارهاي آينده نگر متمرکز است اصول تفکر مديريتي در ژاپن طي مدتي طولاني نتيجه اين موفق داشته است ايالات متحده آمريکا کوشش کرده است تا بخشهايي از اين فرآيند را تقليد کند اما مکرراً پيام اصلي ادغام تغيير و ديدگاه آينده نگر را گم کرده است نتيجه تفکر مديريتي آينده نگري است.
اجزاي تفکر مديريتي :
1- ايجاد تفکر 2- تمرکز و فکر 3- مهندسي خلاق 4- تبليغات خلاق 5- تفکر مديريتي ايجاد تفکر از تفکر راه گشا بهره مي گيرد و گسترش اهداف به توسعه خلاقيت و ايجاد اهداف بديع و تازه کمک مي کنند تفکر راه گشا و مديريت جهاني بينش جديدي از اهداف مسير راهنما را ارائه مي دهد متمرکز نمودن تفکر از طريق مديريت جهان به رسمي کردن همراهي اهداف کمک مي نمايد مديريت جهان همه ي ساختاري را جهت همراهي ارائه مي دهد که الان ما در کجا قرار داريم و کمک مي کند نقشه اي براي رسيدن به هدف بسازيم مهندسي خلاق در مديريت جامع بر روي کارکنان از طريق فرآيند کارکردن به شکل گروهي متمرکز از مهندسي خلاق نحوه تيم سازي را سازماندهي و قاعده مند مي کند مهندسي خلاق فرآيند تغيير را نظامند مي کند و در آخر تبليغات خلاق از مديريت جهاني و مديريت کيفيت جامع جهت ايجاد فرآيندها باز آرايي استفاده مي کند. (همان منبع، ص 238)
ويژگي هاي افراد خلاق :
سازمان به خودي خود خلاق نخواهد شد مگر اينکه افراد خلاق با خصوصيات و ويژگي هاي خاص پيکره آن سازمان را تشکيل دهند.آنان که با تشکيل گروههاي مخالف، مجموعه اي را بوجود خواهند آورد که توسط رهبر و مديري خلاق خوب حمايت شوند و مديران با شناخت افراد خلاق و بکارگيري آنان در پست هاي مختلف و مناسب مي توانند زمينه هاي لازم جهت خلاقيت و نوآوري را در سازمان براي هميشه فراهم آورند. در اين راستا به برخي ويژگي هاي افراد خلاق که توسط صاحبنظران بيان شده است اشاره مي شود : علاقه به يادگيري، کنجکاو بودن، توسعه دانش و آگاهي خود، شوخ طبعي و قدرت پذيرش افکار ديگران، اعتماد به نفس بالا و پشتکار و تلاش مستمر، داراي استقلال و آزادي عمل و فکر نسبي، قدرت تجسم آينده و برنامه ريزي حتي بلند پروازانه، شجاعت در پذيرش عيوب خود، توانايي تشخيص آنان و قدرت در ترک عادت ناپسند، داشتن قدرت جمع بندي مسايل و قضايا و نتيجه گيري از آنان، حساسيت و اهميت قابل شدن نسبت به سرنوشت ديگران، داشتن روحيه اي کارپذير و توليدکنندگي در کار و عدم تمايل صرف به استفاده از حاصل کارديگران، نسبت به زندگي خود و ديگران احساس مسئوليت کردن و اعتماد به نفس اينکه در زندگي رسالتي به عهده او گذاشته شود، در فکر اصالت و نوآوري بيشتري برخوردار بودن، بيان عقيده خود در جلسات و در عين حال عدم پافشاري در تحميل عقايد خود، حساس بودن نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي جامعه، صرف بخش عمده اي از وقت و انرژي خود جهت توجه دقيق به پيرامون خود خوش بيني و اميدوار بودن به آينده، رک گويي و صراحت بيان، و خودخواه نبودن و داشتن ثبات عاطفي، تبحر بيشتر در استفاده از قواي فکري خود. (قرائتي مقدم، 1375، ص 83)
آيا مي توان خلاقيت را آموزش داد :
خلاقيت موضوع جالب و بحث انگيزي است که تأثير آن در موفقيت در پيشرفت افراد ثابت شده است. اما اينکه آيا مي توان به آموزش خلاقيت پرداخت؟ و آنرا به افراد آموزش داد تا به وسيله آن برنامه هاي آموزشي خود را پيش ببرند اکثر صاحبنظران امکان چنين آموزشي را تأييد کرده اند. اکثر روانشناسان آموزشي چه در مکتب شناختي و چه در مکاتب رفتار معتقدند آفرينندگي قابل آموزش است. (حق شناس، 1378، ص 23)


پاسخ دهید